القاي چهره ترسناك از ايران و روسيه...
ارسال شده: چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۷:۴۵ ق.ظ
القاي چهره ترسناك از ايران و روسيه، حقهاي ديگر از جريان رسانهاي غرب
گزارش فارس، در اين گزارش كه به قلم "مايكل كالينز پايپر " در هفتهنامه انتقادي "آمريكن فريپرس " به چاپ رسيده، چنين آمده است: جريان اصلي رسانهاي در غرب به طور معمول تصاوير زشتي از رهبران خارجي همچون محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران، يا ولاديمير پوتين نخست وزير روسيه ترسيم مي كنند، و آنها را به صورت جانشينان امروزي آدولف هيتلر و به عنوان تهديدهايي براي اسرائيل و ايالات متحده توصيف ميكنند. اما دلايل فراواني وجود دارند كه بيان كننده اين مطلب هستند كه اين جريان رسانهاي است كه دشمنان واقعي هستند.
در اين گزارش تصريح شده است: جريان اصلي رسانهاي آمريكا كه به صورت گسترده چاپ و منتشر ميشوند در اختيار عدهاي طرفدار جهانيسازي و جنگ طلب قرار دارند. اين رسانهها به خاطر بيان دروغ در مورد اوضاع بين المللي، تلاش شديد جهت سوق دادن آمريكا به جنگ و نشانه رفتن كينه و خشمشان به سوي ملتهايي چون روسيه و ايران، مقصر هستند. درست همان كاري كه اين جريان اصلي رسانهاي براي آغاز هر دو جنگ آمريكا عليه عراق صورت داده بودند.
اين هفتهنامه نوشت كه با اين حال به رغم برتري دروغپردازيها و ارايه اطلاعات غلط در رسانههاي اصلي گاهي پيش ميآيد كه برخي حقايق به بيرون درز ميكند كه در صفحات نشريات كم تيراژ و برخي كتاب ها مدفون مي مانند.
در اين گزارش با اشاره به كم بودن مخاطبيني كه به اطلاعات واقعي و صحيح دست پيدا ميكنند، تصريح شده است كه كتب غير داستاني در كتابفروشي ها و كتابخانهها، عموما به طور متوسط حدود 10 هزار نسخه ميفروشند، اين تعداد در مقابل 250 ميليون نفر مخاطب آمريكايي كاملا روشن خواهد شد كساني كه واقعا به حقايق موجود در اين نشريات دست مي يابند، در واقع تعداد بسيار اندكي از مردم هستند.
آمريكن فريپرس در ادامه به دروغپردازيهاي رسانهاي درباره آنچه تهديد هستهاي ايران خوانده ميشود پرداخته و مينويسد: رسانه ها مردم آمريكا را با داستان هاي ترسناكي در مورد اين كه ايران در آستانه گردآوردن زرادخانه هستهاي است، بمباران مي كنند، اما كاملا مراقب هستند اين حقيقت را پنهان كنند كه ايران (و ديگر ملت هاي خاورميانه) ممكن است به اين دليل به سلاحهاي هستهاي متمايل شوند كه اسرائيل، يكي از پنج قدرت هسته اي دنيا با تعداد بيشماري سلاح اتمي در همسايگي آنها است و به گفته دكتر "مارتين ون كروالد "، يكي از تحليلگران نظامي و ژئوپوليتيك خود اسرائيل نوك پيكان اين زرادخانه به سوي لندن، رم، مسكو و و ديگر پايتخت هاي جهان هدف گيري شدهاند.
در ادامه اين گزارش با اشاره به وجود برخي از افراد مخالف با جريان اصلي رسانهاي در آمريكا تصريح شده است كه در تحليلي كه اخيراً با عنوان "چگونه با ايران معامله كنيم "، كه در نشريه "نيويورك ريويو " چاپ شده سه تن از تحليلگران با نفوذ آمريكا، بيشتر اين سروصداهاي رسانهاي را ساكت كردهاند.
اين هفتهنامه با معرفي اين تحليگران نوشت اين سه تن عبارتند از "ويليام لوئر "، رئيس اتحاديههاي آمريكا در سازمان ملل، "توماس پيكرينگ "، معاون پيشين وزارت خارجه در امورسياسي، و جيم ولش، يكي از پژوهشگران برنامه تحقيقات امنيتي در موسسه فناوري ماساچوستن(MIT).
اين هفتهنامه ميافزايد: اگر چه اين سه نفر درخواست كرده اند، به دنبال مذاكره با ايران، برنامه غني سازي اورانيوم به مالكيت و بهره برداري چند مليتي انتقال يابد، اما اظهارات اسرائيل و برخي رسانه هاي طرفدار آن را در مورد اين كه ايران سوخت كافي براي ساختن بمب هسته اي در اختيار دارد، رد مي كنند.
اين سه تحليلگر در رابطه با اين اطلاعات نادرست نوشتند: "اخيرا گزارشات خبري و برخي از تفسيرها ادعا كرده اند كه ايران سوخت كافي براي ساخت يك سلاح هستهاي در اختيار دارد. اين گزارشات به ذخيره اورانيوم ايران - كه در سطح پاييني غني شده است- اشاره كرده اند. اين يك ادعاي گمراه كننده است. اولا اينكه هيچ كس نمي تواند با اورانيوم غني نشده سلاح هستهاي توليد كند. سلاح هسته اي نيازمند اورانيوم يا پلوتونيوم بسيار غني شده است كه ايران هيچ كدام را ندارد.
بنا بر تاكيد اين كارشناسان، از لحاظ نظري ايران مي تواند مقدار اورانيوم فعلي خودش را به درجه اي از غنا برساند كه براي سلاح هسته اي لازم است اما لازم به ذكر است كه اورانيومهاي ايران در حال حاضر تحت نظارت كامل آژانس بين المللي انرژي اتمي قرار دارند. منحرف ساختن اين مواد به سوي اهداف نظامي توسط آژانس بينالمللي انرژي اتمي خواهد شد.
بنا به گزارش آمريكن فريپرس، در مقاله اين تحليلگران همچنين تاكيد شده است كه شناسايي انحراف چيزي است كه آژانس به لحاظ تكنولوژيكي در آن تخصص دارد. بنابراين گزينه هاي ايران براي كاربرد تسليحاتي اين است كه تقلب كرده و لو برود يا بازرسان را اخراج كند. هر كدام از اين اقدامات نشانگر انحراف شديد در استراتژي ايران تا اين لحظه خواهد بود و در هر حالت باعث تسريع اقدام نظامي از سوي اسرائيل خواهد شد.
در اين گزارش تصريح شده است كه رسانههاي اصلي آمريكا به دنبال شكست در سناريوي تهديد نشان دادن جمهوري اسلامي ايران براي چندين سال است كه ولاديمير پوتين رهبر روسيه را هدف قرار داده اند.
آمريكن فريپرس براي افشاي اين سناريو به تحقيقي اشاره ميكند كه از سوي شوراي روابط خارجي امريكا منتشر شده، شورايي كه وابستگي به موسسه سلطنتي امور بينالملل لندن دارد.
بنا بر اين گزارش، در اين تحقيق نگراني هايي را در مورد روندهاي به اصطلاح "ضد دموكراتيك " روسيه تحت رهبري پوتين مطرح ساخته و نوشته بود: پوتين با اقدامات خود جهت كاهش قدرت اوليگارشهاي توانمند در روسيه ( كه بسياري از آنها داراي تابعيت مشترك روسي و اسرائيلي بوده و اكنون در خارج از روسيه به سر ميبرند در چندين مورد جلاي وطن كرده بودند) جامعه مالي بين المللي را به خشم آورده بود.
اين در حالي است كه بنا به نوشته "ادوارد لوكاس " در كتاب "جنگ سرد جديد: روسيه پوتين و تهديد غرب "، پوتين در بين مردم روسيه از محبوبيت واقعا بالايي برخوردار است.
لوكاس نوشته است: "با وجود اينكه مردم روسيه در انتخاب نمايندگان برگزيده خود، در سازماندهي جهت تاثير گذاري در دولتشان، يا تغيير سيستم هاي سياسي شان آزادي ندارند، اما در تاريخ روسيه، مردم هرگز اينقدر خوب و آزاد زندگي نكرده اند. اين موضوع مايه مباهات، و چيزي است كه حتي آنهايي كه از مسير كنوني روسيه خوششان نمي آيد، بايد صادقانه بپذيرند.
لوكاس سپس مي گويد: "پوتين در ازاي تمامي حملات خود عليه آزادي هاي ديگر، آن دسته از آزادي هايي را حفظ كرده كه "روسهاي جديد " بيشتر به آنها اهميت مي دهند. روس ها بيش از هر وقت ديگر مي توانند براي زندگي خود برنامه ريزي كنند. آنها مي توانند پس انداز كنند، تحصيل كنند، مسافرت بروند و كودكانشان را آنگونه كه دوست دارند تربيت كنند؛ آنها مي توانند هر چيزي را كه توانش را دارند بخرند، در وطن يا بيرون از آن دارايي داشته باشند، هر طور مي خواهند عبادت كنند.
در اين گزارش درباره بياساس بودن ادعاي رسانهاي غربي درباره پوتين آمده است: به طور خلاصه، پوتين آن حاكم مطلقه اي نيست كه منتقدانش در نيويورك، لندن و تل آويو ( وعاملان مطبوعاتي آنها در رسانه ها، در موسسات پژوهشي واشنگتن، و تشكيلات تبليغاتي نو محافظه كاران) اصرار دارند به مردم آمريكا بقبولانند.
اين هفته نامه بار ديگر به فريب رسانهاي اشاره كرده و ميافزايد: اين پديده دروغ هاي رسانه اي در مورد رهبران خارجي منتخبي كه خلاف ميل حاكمان نظم نوين جهاني رفتار كرده اند، چيز تازه اي نيست. دكتر ريچارد فالك، استاد حقوق بين الملل در دانشگاه پرينستون، دو اثر مهم نوشته كه نشان مي دهند نيويورك تايمز آمريكا، به طور مستمر حقايق را در مورد رفتار سياست خارجي ايالات متحده تحريف كرده است.
آمريكن فريپرس ميافزايد: روزنامه نيويورك تايمز چگونه در مورد مناقشه در خاورميانه گزارش نادرست ارائه مي دهد و آنچه كه اين سابقه مفتضح تايمز را غامض تر مي كند، اين موضوع است كه بيشتر روزنامههاي ديگر در گزارشات خود در مورد سياست خارجي، از اين روزنامه قدرتمند خط مي گيرند.
در انتهاي اين گزارش تاكيد شده است: خلاصه اين كه جريان اصلي رسانهاي يك دشمن است. شما نمي توانيد به رسانه ها اعتماد داشته باشيد كه در مورد امور بين الملل اخباري را به شما بدهند كه نياز داريد از آن مطلع باشيد.
گزارش فارس، در اين گزارش كه به قلم "مايكل كالينز پايپر " در هفتهنامه انتقادي "آمريكن فريپرس " به چاپ رسيده، چنين آمده است: جريان اصلي رسانهاي در غرب به طور معمول تصاوير زشتي از رهبران خارجي همچون محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران، يا ولاديمير پوتين نخست وزير روسيه ترسيم مي كنند، و آنها را به صورت جانشينان امروزي آدولف هيتلر و به عنوان تهديدهايي براي اسرائيل و ايالات متحده توصيف ميكنند. اما دلايل فراواني وجود دارند كه بيان كننده اين مطلب هستند كه اين جريان رسانهاي است كه دشمنان واقعي هستند.
در اين گزارش تصريح شده است: جريان اصلي رسانهاي آمريكا كه به صورت گسترده چاپ و منتشر ميشوند در اختيار عدهاي طرفدار جهانيسازي و جنگ طلب قرار دارند. اين رسانهها به خاطر بيان دروغ در مورد اوضاع بين المللي، تلاش شديد جهت سوق دادن آمريكا به جنگ و نشانه رفتن كينه و خشمشان به سوي ملتهايي چون روسيه و ايران، مقصر هستند. درست همان كاري كه اين جريان اصلي رسانهاي براي آغاز هر دو جنگ آمريكا عليه عراق صورت داده بودند.
اين هفتهنامه نوشت كه با اين حال به رغم برتري دروغپردازيها و ارايه اطلاعات غلط در رسانههاي اصلي گاهي پيش ميآيد كه برخي حقايق به بيرون درز ميكند كه در صفحات نشريات كم تيراژ و برخي كتاب ها مدفون مي مانند.
در اين گزارش با اشاره به كم بودن مخاطبيني كه به اطلاعات واقعي و صحيح دست پيدا ميكنند، تصريح شده است كه كتب غير داستاني در كتابفروشي ها و كتابخانهها، عموما به طور متوسط حدود 10 هزار نسخه ميفروشند، اين تعداد در مقابل 250 ميليون نفر مخاطب آمريكايي كاملا روشن خواهد شد كساني كه واقعا به حقايق موجود در اين نشريات دست مي يابند، در واقع تعداد بسيار اندكي از مردم هستند.
آمريكن فريپرس در ادامه به دروغپردازيهاي رسانهاي درباره آنچه تهديد هستهاي ايران خوانده ميشود پرداخته و مينويسد: رسانه ها مردم آمريكا را با داستان هاي ترسناكي در مورد اين كه ايران در آستانه گردآوردن زرادخانه هستهاي است، بمباران مي كنند، اما كاملا مراقب هستند اين حقيقت را پنهان كنند كه ايران (و ديگر ملت هاي خاورميانه) ممكن است به اين دليل به سلاحهاي هستهاي متمايل شوند كه اسرائيل، يكي از پنج قدرت هسته اي دنيا با تعداد بيشماري سلاح اتمي در همسايگي آنها است و به گفته دكتر "مارتين ون كروالد "، يكي از تحليلگران نظامي و ژئوپوليتيك خود اسرائيل نوك پيكان اين زرادخانه به سوي لندن، رم، مسكو و و ديگر پايتخت هاي جهان هدف گيري شدهاند.
در ادامه اين گزارش با اشاره به وجود برخي از افراد مخالف با جريان اصلي رسانهاي در آمريكا تصريح شده است كه در تحليلي كه اخيراً با عنوان "چگونه با ايران معامله كنيم "، كه در نشريه "نيويورك ريويو " چاپ شده سه تن از تحليلگران با نفوذ آمريكا، بيشتر اين سروصداهاي رسانهاي را ساكت كردهاند.
اين هفتهنامه با معرفي اين تحليگران نوشت اين سه تن عبارتند از "ويليام لوئر "، رئيس اتحاديههاي آمريكا در سازمان ملل، "توماس پيكرينگ "، معاون پيشين وزارت خارجه در امورسياسي، و جيم ولش، يكي از پژوهشگران برنامه تحقيقات امنيتي در موسسه فناوري ماساچوستن(MIT).
اين هفتهنامه ميافزايد: اگر چه اين سه نفر درخواست كرده اند، به دنبال مذاكره با ايران، برنامه غني سازي اورانيوم به مالكيت و بهره برداري چند مليتي انتقال يابد، اما اظهارات اسرائيل و برخي رسانه هاي طرفدار آن را در مورد اين كه ايران سوخت كافي براي ساختن بمب هسته اي در اختيار دارد، رد مي كنند.
اين سه تحليلگر در رابطه با اين اطلاعات نادرست نوشتند: "اخيرا گزارشات خبري و برخي از تفسيرها ادعا كرده اند كه ايران سوخت كافي براي ساخت يك سلاح هستهاي در اختيار دارد. اين گزارشات به ذخيره اورانيوم ايران - كه در سطح پاييني غني شده است- اشاره كرده اند. اين يك ادعاي گمراه كننده است. اولا اينكه هيچ كس نمي تواند با اورانيوم غني نشده سلاح هستهاي توليد كند. سلاح هسته اي نيازمند اورانيوم يا پلوتونيوم بسيار غني شده است كه ايران هيچ كدام را ندارد.
بنا بر تاكيد اين كارشناسان، از لحاظ نظري ايران مي تواند مقدار اورانيوم فعلي خودش را به درجه اي از غنا برساند كه براي سلاح هسته اي لازم است اما لازم به ذكر است كه اورانيومهاي ايران در حال حاضر تحت نظارت كامل آژانس بين المللي انرژي اتمي قرار دارند. منحرف ساختن اين مواد به سوي اهداف نظامي توسط آژانس بينالمللي انرژي اتمي خواهد شد.
بنا به گزارش آمريكن فريپرس، در مقاله اين تحليلگران همچنين تاكيد شده است كه شناسايي انحراف چيزي است كه آژانس به لحاظ تكنولوژيكي در آن تخصص دارد. بنابراين گزينه هاي ايران براي كاربرد تسليحاتي اين است كه تقلب كرده و لو برود يا بازرسان را اخراج كند. هر كدام از اين اقدامات نشانگر انحراف شديد در استراتژي ايران تا اين لحظه خواهد بود و در هر حالت باعث تسريع اقدام نظامي از سوي اسرائيل خواهد شد.
در اين گزارش تصريح شده است كه رسانههاي اصلي آمريكا به دنبال شكست در سناريوي تهديد نشان دادن جمهوري اسلامي ايران براي چندين سال است كه ولاديمير پوتين رهبر روسيه را هدف قرار داده اند.
آمريكن فريپرس براي افشاي اين سناريو به تحقيقي اشاره ميكند كه از سوي شوراي روابط خارجي امريكا منتشر شده، شورايي كه وابستگي به موسسه سلطنتي امور بينالملل لندن دارد.
بنا بر اين گزارش، در اين تحقيق نگراني هايي را در مورد روندهاي به اصطلاح "ضد دموكراتيك " روسيه تحت رهبري پوتين مطرح ساخته و نوشته بود: پوتين با اقدامات خود جهت كاهش قدرت اوليگارشهاي توانمند در روسيه ( كه بسياري از آنها داراي تابعيت مشترك روسي و اسرائيلي بوده و اكنون در خارج از روسيه به سر ميبرند در چندين مورد جلاي وطن كرده بودند) جامعه مالي بين المللي را به خشم آورده بود.
اين در حالي است كه بنا به نوشته "ادوارد لوكاس " در كتاب "جنگ سرد جديد: روسيه پوتين و تهديد غرب "، پوتين در بين مردم روسيه از محبوبيت واقعا بالايي برخوردار است.
لوكاس نوشته است: "با وجود اينكه مردم روسيه در انتخاب نمايندگان برگزيده خود، در سازماندهي جهت تاثير گذاري در دولتشان، يا تغيير سيستم هاي سياسي شان آزادي ندارند، اما در تاريخ روسيه، مردم هرگز اينقدر خوب و آزاد زندگي نكرده اند. اين موضوع مايه مباهات، و چيزي است كه حتي آنهايي كه از مسير كنوني روسيه خوششان نمي آيد، بايد صادقانه بپذيرند.
لوكاس سپس مي گويد: "پوتين در ازاي تمامي حملات خود عليه آزادي هاي ديگر، آن دسته از آزادي هايي را حفظ كرده كه "روسهاي جديد " بيشتر به آنها اهميت مي دهند. روس ها بيش از هر وقت ديگر مي توانند براي زندگي خود برنامه ريزي كنند. آنها مي توانند پس انداز كنند، تحصيل كنند، مسافرت بروند و كودكانشان را آنگونه كه دوست دارند تربيت كنند؛ آنها مي توانند هر چيزي را كه توانش را دارند بخرند، در وطن يا بيرون از آن دارايي داشته باشند، هر طور مي خواهند عبادت كنند.
در اين گزارش درباره بياساس بودن ادعاي رسانهاي غربي درباره پوتين آمده است: به طور خلاصه، پوتين آن حاكم مطلقه اي نيست كه منتقدانش در نيويورك، لندن و تل آويو ( وعاملان مطبوعاتي آنها در رسانه ها، در موسسات پژوهشي واشنگتن، و تشكيلات تبليغاتي نو محافظه كاران) اصرار دارند به مردم آمريكا بقبولانند.
اين هفته نامه بار ديگر به فريب رسانهاي اشاره كرده و ميافزايد: اين پديده دروغ هاي رسانه اي در مورد رهبران خارجي منتخبي كه خلاف ميل حاكمان نظم نوين جهاني رفتار كرده اند، چيز تازه اي نيست. دكتر ريچارد فالك، استاد حقوق بين الملل در دانشگاه پرينستون، دو اثر مهم نوشته كه نشان مي دهند نيويورك تايمز آمريكا، به طور مستمر حقايق را در مورد رفتار سياست خارجي ايالات متحده تحريف كرده است.
آمريكن فريپرس ميافزايد: روزنامه نيويورك تايمز چگونه در مورد مناقشه در خاورميانه گزارش نادرست ارائه مي دهد و آنچه كه اين سابقه مفتضح تايمز را غامض تر مي كند، اين موضوع است كه بيشتر روزنامههاي ديگر در گزارشات خود در مورد سياست خارجي، از اين روزنامه قدرتمند خط مي گيرند.
در انتهاي اين گزارش تاكيد شده است: خلاصه اين كه جريان اصلي رسانهاي يك دشمن است. شما نمي توانيد به رسانه ها اعتماد داشته باشيد كه در مورد امور بين الملل اخباري را به شما بدهند كه نياز داريد از آن مطلع باشيد.