خاورميانهاي جديد با محوريت مقاومت در حال ظهور است
ارسال شده: چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۱۲:۳۲ ب.ظ
از رشتههاي ورزشي از يك سري قواعد و دستورالعملهاي خاصي تشكيل شده كه در صحنه بازي سياسي نيز به شكل ديگري اين قواعد اجرا ميشود. يكي از اين بازيهاي مهم كه طرفداران بسياري هم در دنيا دارد، «فوتبال» است. در اين بازي وقتي يك بازيكن به هر دليل چه به خاطر خطاي طرف مقابل و چه وقتكشي و يا به دليل تمارض بر زمين ميافتد، بلافاصله داور دستور ميدهد كه اين بازيكن را به خارج از زمين بازي هدايت كنند و در خارج از زمين توسط پزشكان و كادر پزشكي وضعيت وي مورد بررسي قرار گيرد و اگر قادر به ادامه بازي هست كه مجدداً به زمين بازي برگردد، اگر نه؛ فرد ديگري جاي او را بگيرد. اما بازي متوقف نخواهد شد!
كشورهاي عربي كه به دلايل مختلف دچار ضعفهاي شديد براي بازي در عرصه بينالمللي و منطقهاي هستند، اكنون در صحنه بازي منطقهاي با مشكلات جدي مواجه شدهاند و به شدت توسط اتباع كشورشان و ساير مسلمانان مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
در اين ميان اختلافات جدي بين رهبران عرب در چگونگي تعامل با مسائل و موضوعات منطقهاي و بينالمللي به وجود آمده كه البته بعد از جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه اين موضوع تشديد شده است. اما جمهوري اسلامي ايران به عنوان يكي ديگر از بازيگران مهم در عرصههاي مختلف توانمندي و لياقت خود را نشان داده و به خوبي و با آمادگي كامل در حال بازي است و تمام بازيگرانش هم سرحال و آماده هستند و آمادگي خود را براي مديريت مسائل فرامنطقهاي نيز اعلام كرده و رئيس جمهور اسلامي ايران در اجلاس ژنو و ساير اجلاسهاي بينالمللي آمادگي ايران براي حل معضلات بينالمللي را اعلام كرده است.
در اين ميان رهبران برخي كشورهاي عربي كه در اين بازي طرف بازنده يا غير مؤثر قرار گرفتهاند، ميخواهند با خطا، ايران را متوقف كنند و مانع از ادامه بازي شوند.
اعلام نگراني برخي كشورهاي عربي در خصوص جايگاه منطقهاي و بينالمللي ايران در صحنههاي مختلف از جمله در عراق، لبنان، فلسطين، افغانستان، سومالي و... و تلاش براي تأثيرگذاري بر برخي از رهبران غربي در خصوص تغيير مواضعشان نسبت به جمهوري اسلامي ايران و جوسازي رسانهاي در اين خصوص، ناشي از بازي خوب ايران و ضعف آمادگي و مشكلات تيم عربي است و قواعد بازي اجازه نميدهد كه براي رسيدگي به وضعيت مصدوم كه به دليل عملكرد غلطشان در صحنه لبنان و غزه و ... و رو در رو قرار گرفتن با افكار عمومي مسلمانان حادث شده است، كل بازي تحتالشعاع قرار گرفته و تعطيل شود.
روزنامه الشرق الاوسط كه با هزينه عربستان سعودي اداره ميشود، اخيراً نوشت: سرطان جدايي طلبي در جهان عرب كمين كرده و برخيها با انگيزههايي كه جز خيانت به وطن نيست، منتظرند به موضوع جدايي طلبي دامن بزنند.
الشرق الاوسط افزود: جنوب لبنان به يك امارتنشين ايراني تبديل شده و سومالي نيز از هم پاشيده و عراق نيز درگير منازعات جدايي طلبانه شده و همواره عليه بخشهاي زيادي از جهان عرب تحريكاتي وجود دارد و اختلافات در بين فلسطينيها نيز به معناي به خاك سپرده شدن روياي تشكيل كشور فلسطيني است.
«طارق حميد» نويسنده اين روزنامه خاطرنشان كرد: جاي بسي تاسف است كه كشورهاي غربي براي ايجاد تشكلهاي مختلف مانند اتحاديه اروپا تلاش ميكنند و آن را توسعه ميدهند، اما جهان عرب درگير منازعات جدايي طلبانه است.
الشرق الاوسط نوشت: هر طرفي كه در كشورهاي عربي به بهانههاي مختلف از حزب الله لبنان به زيان كشور خود حمايت كرده است و ميكند آيا تضمين كرده كه همين موضوع در كشورهاي آنها تكرار نشود، بهترين شاهد مثال براي اين موضوع، پيامي است كه از يمن به حسن نصرالله دبيركل حزبالله لبنان فرستاده شد.
ظاهرا آقاي طارق حميد فراموش كرده كه سالهاست ميليونها مسلمان در سراسر دنيا منتظر حضور يك رهبر عربي و غيرتمند در صحنههاي سياسي و بينالمللي بودهاند تا از منافع جهان اسلام در مقابل فزونخواهي امپرياليسم و رژيم صهيونيستي دفاع كند. شايد ايشان نميداند كه بيش از نيم قرن است بخشي از وطن اسلام در اشغال اسرائيل است و تنها اندكي از آن آزاد شده كه آن هم با مقاومت يك رهبري عربي و مسلمان الگو گرفته از جمهوري اسلامي ايران بوده و اكنون نميتوان به آنها گفت كه شما سيد حسن نصرالله را دوست نداشته باشيد و از او الگو نگيريد.
در عراق دهها انسان بيگناه را كه به عشق زيارت فرزندان رسولالله و با زحمات بسيار و جان فرسا به كاظمين رفته يا در مسير زيارت بودند را به خاك و خون ميكشند، اما صدايي از حكام برخي كشورهاي مسلمان برنميآيد. آيا اينها جزء جامعه بزرگ مسلمانان نيستند؟
چگونه است كه براي دستگيري يك جاسوس در كشور كه با هدايت سرويسهاي غربي در جهت ضربه زدن به منافع ملي كشور تلاش ميكرده، دهها روز است كه اغلب رسانههاي عربي و غربي در دفاع از حقوق بشر و... سخن ميگويند، اما اين جنايت عظيم را فراموش ميكنند كه فكرهاي بسته و منحط برخي علماي وهابي و اشغالگران موجب آن بودند؟
رهبران برخي كشورهاي عربي بايد به درستي بدانند كه در اين زمين بازي ما شاهد طراحي مجدد نقشه خاورميانهاي هستيم كه در آن نيروهاي مقاومت و انسانهاي شريف در ايجاد حركت در منطقه مشغول هستند.
آقاي يوشكا فيشر در مقالهاي كه اخيراً در روزنامه انگليسي گاردين منتشر كرد با تأييد اين موضوع چنين تحليل كرد كه: امروز هيچ اثري از ادعاهاي جورج بوش رئيس جمهور آمريكا مبني بر ايجاد يك خاورميانه دموكراتيك و طرفدار غرب مطلقاً به چشم نميخورد، بلكه خاورميانهاي كه بوش با جنگ عراق ساخته فقط يك خاورميانه كاملا بي ثبات است. ناكامي تاريخي جنگ عراق، محو شدن ناسيوناليزم مادي گرايانه غربي، نفاق و اختلافات بينالمللي همه پيامدهاي سياستهاي مخرب بوش در خاورميانه است.
اما خاورميانهاي كه گروههاي مقاومت به ويژه پس از جنگ لبنان و غزه ساختهاند خاورميانهاي است كه گروهي از انسانهاي معتقد و مسلمان با كمترين امكانات در مقابل يكي از قويترين ارتش خاورميانه قرار ميگيرند و شكست فاحشي بر آن وارد ميكنند.
در خاورميانه جديد مسلمانان از فردي حمايت ميكنند كه در مقابل قدرتمندان و حاميان اسرائيل اعلام ميكند اسرائيل نژادپرست است نه از كساني كه خواستار خروج اين بند از بيانيه پاياني اجلاس در ژنو هستند.
در خاورميانه جديد كسي از بشار اسد به خاطر ديدگاههايش درباره فلسطين انتقاد نميكند، بلكه اين مصر است كه عليرغم هجمه سنگين رسانهاي نتوانست جهان عرب را قانع كند كه حزبالله در پي انجام عمليات خرابكاري در آن كشور بوده است، زيرا مردم به خوبي ميدانند كه اين اقدامات منش حزبالله نيست.
آيا ميتوان به ميليونها انسان گفت كه شما بايد طوري بينديشيد كه ما ميگوييم؟
سير تحولات منطقه تا به حال ثابت كرده كه بدون ايران و گروههاي مقاومت مانند حزبالله و حماس، هيچ راهحلي براي حل بحرانهاي منطقهاي كارگر نخواهد بود.
با ظهور يك خاورميانه جديد فرصتي فراهم خواهد شد تا نظم جديدي در منطقه برقرار شود كه برخاسته از منافع مشروع همه بازيگران منطقه است، نظمي كه ميتواند مرزهاي امن برقرار سازد و شفافيت و همكاري را جايگزين فضاي استيلا جويانه غرب و اسرائيل كند.
امروز از دمشق گرفته تا دوبي، از تلآويو گرفته تا تهران خاورميانهاي جديد در حال ظهور است كه محور آن مقاومت و شرافت است و كساني كه در اين زمين خود را به تمارض بزنند يا بخواهند به خطا ساير بازيگران مهم را متوقف كنند، علاوه بر اينكه ممكن است از زمين بازي اخراج شوند، شايد به خاطر دريافت كارت قرمز از ساير بازيهاي آينده هم محروم شوند!
حسين توسليزاده - كارشناس مسائل خاورميانه
كشورهاي عربي كه به دلايل مختلف دچار ضعفهاي شديد براي بازي در عرصه بينالمللي و منطقهاي هستند، اكنون در صحنه بازي منطقهاي با مشكلات جدي مواجه شدهاند و به شدت توسط اتباع كشورشان و ساير مسلمانان مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
در اين ميان اختلافات جدي بين رهبران عرب در چگونگي تعامل با مسائل و موضوعات منطقهاي و بينالمللي به وجود آمده كه البته بعد از جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه اين موضوع تشديد شده است. اما جمهوري اسلامي ايران به عنوان يكي ديگر از بازيگران مهم در عرصههاي مختلف توانمندي و لياقت خود را نشان داده و به خوبي و با آمادگي كامل در حال بازي است و تمام بازيگرانش هم سرحال و آماده هستند و آمادگي خود را براي مديريت مسائل فرامنطقهاي نيز اعلام كرده و رئيس جمهور اسلامي ايران در اجلاس ژنو و ساير اجلاسهاي بينالمللي آمادگي ايران براي حل معضلات بينالمللي را اعلام كرده است.
در اين ميان رهبران برخي كشورهاي عربي كه در اين بازي طرف بازنده يا غير مؤثر قرار گرفتهاند، ميخواهند با خطا، ايران را متوقف كنند و مانع از ادامه بازي شوند.
اعلام نگراني برخي كشورهاي عربي در خصوص جايگاه منطقهاي و بينالمللي ايران در صحنههاي مختلف از جمله در عراق، لبنان، فلسطين، افغانستان، سومالي و... و تلاش براي تأثيرگذاري بر برخي از رهبران غربي در خصوص تغيير مواضعشان نسبت به جمهوري اسلامي ايران و جوسازي رسانهاي در اين خصوص، ناشي از بازي خوب ايران و ضعف آمادگي و مشكلات تيم عربي است و قواعد بازي اجازه نميدهد كه براي رسيدگي به وضعيت مصدوم كه به دليل عملكرد غلطشان در صحنه لبنان و غزه و ... و رو در رو قرار گرفتن با افكار عمومي مسلمانان حادث شده است، كل بازي تحتالشعاع قرار گرفته و تعطيل شود.
روزنامه الشرق الاوسط كه با هزينه عربستان سعودي اداره ميشود، اخيراً نوشت: سرطان جدايي طلبي در جهان عرب كمين كرده و برخيها با انگيزههايي كه جز خيانت به وطن نيست، منتظرند به موضوع جدايي طلبي دامن بزنند.
الشرق الاوسط افزود: جنوب لبنان به يك امارتنشين ايراني تبديل شده و سومالي نيز از هم پاشيده و عراق نيز درگير منازعات جدايي طلبانه شده و همواره عليه بخشهاي زيادي از جهان عرب تحريكاتي وجود دارد و اختلافات در بين فلسطينيها نيز به معناي به خاك سپرده شدن روياي تشكيل كشور فلسطيني است.
«طارق حميد» نويسنده اين روزنامه خاطرنشان كرد: جاي بسي تاسف است كه كشورهاي غربي براي ايجاد تشكلهاي مختلف مانند اتحاديه اروپا تلاش ميكنند و آن را توسعه ميدهند، اما جهان عرب درگير منازعات جدايي طلبانه است.
الشرق الاوسط نوشت: هر طرفي كه در كشورهاي عربي به بهانههاي مختلف از حزب الله لبنان به زيان كشور خود حمايت كرده است و ميكند آيا تضمين كرده كه همين موضوع در كشورهاي آنها تكرار نشود، بهترين شاهد مثال براي اين موضوع، پيامي است كه از يمن به حسن نصرالله دبيركل حزبالله لبنان فرستاده شد.
ظاهرا آقاي طارق حميد فراموش كرده كه سالهاست ميليونها مسلمان در سراسر دنيا منتظر حضور يك رهبر عربي و غيرتمند در صحنههاي سياسي و بينالمللي بودهاند تا از منافع جهان اسلام در مقابل فزونخواهي امپرياليسم و رژيم صهيونيستي دفاع كند. شايد ايشان نميداند كه بيش از نيم قرن است بخشي از وطن اسلام در اشغال اسرائيل است و تنها اندكي از آن آزاد شده كه آن هم با مقاومت يك رهبري عربي و مسلمان الگو گرفته از جمهوري اسلامي ايران بوده و اكنون نميتوان به آنها گفت كه شما سيد حسن نصرالله را دوست نداشته باشيد و از او الگو نگيريد.
در عراق دهها انسان بيگناه را كه به عشق زيارت فرزندان رسولالله و با زحمات بسيار و جان فرسا به كاظمين رفته يا در مسير زيارت بودند را به خاك و خون ميكشند، اما صدايي از حكام برخي كشورهاي مسلمان برنميآيد. آيا اينها جزء جامعه بزرگ مسلمانان نيستند؟
چگونه است كه براي دستگيري يك جاسوس در كشور كه با هدايت سرويسهاي غربي در جهت ضربه زدن به منافع ملي كشور تلاش ميكرده، دهها روز است كه اغلب رسانههاي عربي و غربي در دفاع از حقوق بشر و... سخن ميگويند، اما اين جنايت عظيم را فراموش ميكنند كه فكرهاي بسته و منحط برخي علماي وهابي و اشغالگران موجب آن بودند؟
رهبران برخي كشورهاي عربي بايد به درستي بدانند كه در اين زمين بازي ما شاهد طراحي مجدد نقشه خاورميانهاي هستيم كه در آن نيروهاي مقاومت و انسانهاي شريف در ايجاد حركت در منطقه مشغول هستند.
آقاي يوشكا فيشر در مقالهاي كه اخيراً در روزنامه انگليسي گاردين منتشر كرد با تأييد اين موضوع چنين تحليل كرد كه: امروز هيچ اثري از ادعاهاي جورج بوش رئيس جمهور آمريكا مبني بر ايجاد يك خاورميانه دموكراتيك و طرفدار غرب مطلقاً به چشم نميخورد، بلكه خاورميانهاي كه بوش با جنگ عراق ساخته فقط يك خاورميانه كاملا بي ثبات است. ناكامي تاريخي جنگ عراق، محو شدن ناسيوناليزم مادي گرايانه غربي، نفاق و اختلافات بينالمللي همه پيامدهاي سياستهاي مخرب بوش در خاورميانه است.
اما خاورميانهاي كه گروههاي مقاومت به ويژه پس از جنگ لبنان و غزه ساختهاند خاورميانهاي است كه گروهي از انسانهاي معتقد و مسلمان با كمترين امكانات در مقابل يكي از قويترين ارتش خاورميانه قرار ميگيرند و شكست فاحشي بر آن وارد ميكنند.
در خاورميانه جديد مسلمانان از فردي حمايت ميكنند كه در مقابل قدرتمندان و حاميان اسرائيل اعلام ميكند اسرائيل نژادپرست است نه از كساني كه خواستار خروج اين بند از بيانيه پاياني اجلاس در ژنو هستند.
در خاورميانه جديد كسي از بشار اسد به خاطر ديدگاههايش درباره فلسطين انتقاد نميكند، بلكه اين مصر است كه عليرغم هجمه سنگين رسانهاي نتوانست جهان عرب را قانع كند كه حزبالله در پي انجام عمليات خرابكاري در آن كشور بوده است، زيرا مردم به خوبي ميدانند كه اين اقدامات منش حزبالله نيست.
آيا ميتوان به ميليونها انسان گفت كه شما بايد طوري بينديشيد كه ما ميگوييم؟
سير تحولات منطقه تا به حال ثابت كرده كه بدون ايران و گروههاي مقاومت مانند حزبالله و حماس، هيچ راهحلي براي حل بحرانهاي منطقهاي كارگر نخواهد بود.
با ظهور يك خاورميانه جديد فرصتي فراهم خواهد شد تا نظم جديدي در منطقه برقرار شود كه برخاسته از منافع مشروع همه بازيگران منطقه است، نظمي كه ميتواند مرزهاي امن برقرار سازد و شفافيت و همكاري را جايگزين فضاي استيلا جويانه غرب و اسرائيل كند.
امروز از دمشق گرفته تا دوبي، از تلآويو گرفته تا تهران خاورميانهاي جديد در حال ظهور است كه محور آن مقاومت و شرافت است و كساني كه در اين زمين خود را به تمارض بزنند يا بخواهند به خطا ساير بازيگران مهم را متوقف كنند، علاوه بر اينكه ممكن است از زمين بازي اخراج شوند، شايد به خاطر دريافت كارت قرمز از ساير بازيهاي آينده هم محروم شوند!
حسين توسليزاده - كارشناس مسائل خاورميانه