صفحه 1 از 1

گزارش تحليلي از مناسبات تل‌آويو-واشنگتن

ارسال شده: جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۱۰:۱۱ ب.ظ
توسط هوایی
  تحليلي از مناسبات تل‌آويو-واشنگتن در 100روز رياست‌جمهوري اوبامامقابله با ايران، نخستين درخواست صهيونيست‌ها از آمريكا.
 
 : باراك اوباما در حالي جشن صدمين روز رياست جمهوري خود را برگزار كرد كه نحوه سياست گذاري و مواضع وي در عرصه جهاني در ابهام قرار دارد. در اين ميان پرونده ايران و چگونگي تصميم گيري آمريكا در قبال آن با محوريت خواسته‌ها و اهداف رژيم صهيونيستي، از ابهامات مطرح در كارنامه اوباما است.هرچند كه وي ادعا مي‌كند با سياست تغيير ديپلماسي جديد و بدون وابسته اي را آغاز كرده اما همچون روساي جمهور گذشته آمريكا،وي نيز در ملاحظات خود بايد اهداف صهيونيست‌ها را در نظر داشته باشد.
وي از يك سو از گفت و گو با ايران سخن مي‌گويد و از سوي ديگر با تمديد تحريم‌ها و موضع گيري‌هاي خصمانه، تكرار سياست‌هاي بوش را به نمايش مي‌گذارد. اين رويكرد عملا همان رويكرد بوش است كه به خواست صهيونيست‌ها انجام مي‌شد.آمريكا از يك سو براساس سياست هميشگي خود ملزم به همسويي با اهداف رژيم صهيونيستي است بويژه اينكه بخش عمده اي از كابينه اوباما را دوستداران و ارادتمندان به صهيونيسم تشكل مي‌دهد.
از سوي ديگر آمريكا بر اساس واقعيات جهاني براي فرار از بحران به تعامل با ايران و كنار نهادن سياست‌هاي خصمانه عليه تهران نياز دارد. اين امر چالشهايي را براي دولت اوباما به همراه داشته كه مي‌تواند بر سياست‌هاي آينده‌آمريكا تاثير گذار باشد.با اين وجود اين سوال اساسي مطرح است كه آيا اوباما واقعيات را مي‌پذيرد يا به خواست صهيونيست‌ها عمل مي‌كند؟ برخي از محافل رسانه‌اي و سياسي در اين‌باره مواضعي را مطرح كرده‌اند كه در ذيل مي‌آيد:
***
اوباما و دولت نتانياهو
در اين چارچوب روزنامه البيان با اشاره به دوگانگي آمريكا در قبال ايران و رژيم صهيونيستي در مطلبي آورده است:با گذشت ايام رياست جمهوري باراك اوباما با پرسش مهم و حساسي كه پرسش‌هاي ديگر در مقايسه با آن چندان اهميتي ندارند مواجه خواهد شد. آيا دولت آمريكا در زمان اوباما حاضر است در راه ساز‌گاري كامل با برنامه‌هاي دولت راست‌گراي افراطي اسرائيل به رياست نتانياهو منافع عالي ايالات متحده را قرباني كند و يا آن را در معرض آسيبي سنگين قرار دهد؟
خاستگاه اين پرسش مطرح شده در رسانه‌هاي آمريكا، بيانيه‌ها و اظهار نظرهاي رئيس جمهور اوباما در مورد گشايش باب مراوده با جهان اسلام و اهميت دادن به تعامل آمريكا با اين جهان با روش‌هاي ديپلماتيك عقلاني مبتني بر اصل تبادل منافع و نه شيوه قهر آميز خصمانه است.
البته بزرگ‌ترين آزمون، موضع دولت در كشمكش با اعراب و اسرائيل در پرتو انكار هر گونه حق فلسطيني‌ها در سرزمين مقدس از سوي دولت نتانياهو است. شايد هم مدت مديدي بگذرد تا موضع دولت اوباما به گونه‌اي شفاف اعلام شود. در حال حاضر موضع بسيار بحث بر‌انگيز از نظر دولت اوباما ايران و پرونده هسته‌اي آن كشور است.
آنچه مشخص نيست اين است كه: آيا دولت اوباما حاضر است با برنامه‌هاي راست گرايان اسرائيلي در مورد ايران كه همان اجراي گزينه تهاجم نظامي عليه ايران براي انهدام تاسيسات هسته‌اي آن كشور است تا (ايران) فرصت توليد بمب‌هاي هسته‌اي را پيدا نكند، همگام شود؟
به اعتقاد نتانياهو رهبر راست‌گراي اسرائيلي معادله مطلوب اين است كه حمله نظامي اقدام مشتركي بين ايالات متحده و اسرائيل باشد يا حمله‌اي است كه اسرائيل با پشتيباني لجستيكي آمريكايي انجام دهد. در هر دو حال نتيجه يك فاجعه سنگين براي ايالات متحده خواهد بود و اين فاجعه پيامدهاي بسيار خطرناكي براي امنيت ملي و منافع حياتي آمريكا در جهان در پي خواهد داشت. اين پرسش مطرح مي‌سازيم كه: آيا رهبران اسرائيل واقعا حق دارند به گزينه نظامي متوسل شوند؟ و آيا اوباما را تحت فشار مي‌گذارند؟ و آيا رئيس جمهور در برابر اين فشارها تسليم مي‌شود؟
قدر مسلم اين است كه برنامه هسته‌اي ايران در صدر اولويت‌هاي برنامه خارجي اسرائيل قرار گرفته است. در اين ارتباط شيمون پرز رئيس جمهور اسرائيل مي‌گويد: ايران مركز تروريسم و بنياد‌گرايي و ويرانگري است و به نظر من خطرناك‌تر از نازيسم است زيرا هيتلر بمب هسته‌اي نداشت در حالي كه ايراني‌ها براي دستيابي به فن‌آوري توليد بمب هسته‌اي تلاش مي‌كنند.
پرسشي كه بايد در اينجا مطرح شود اين است: با فرض بر اين كه ايران بتواند بمب هسته‌اي توليد كند آيا رهبران ايران براي انجام يك مرحله هسته‌اي عليه اسرائيل كه به محو كامل آن از نقشه خاورميانه بينجامد در حال برنامه‌ريزي هستند؟
اين پرسش را ( راجر كوهين ) روزنامه نگار آمريكايي يهودي تبار با وجود اينكه صهيونيست هم نيست مطرح كرده است. نويسنده آمريكايي از خاستگاه اين توضيح مي‌گويد كه تا زماني كه توازن قوا در منطقه وجود ندارد، صلح كامل در خاورميانه محقق نخواهد شد وتا زماني كه اسرائيل خود را قدرت برتر منطقه مي‌داند سلاح هسته‌اي را در انحصار خود دارد ضرورتي براي به رسميت شناختن حقوق مشروع ملت فلسطين نمي‌بيند و به شهرك سازي در زمين‌هاي فلسطين ادامه مي‌دهد و به انجام گفت‌وگويي كه حقوق ملت فلسطين را تضمين نمايد تمايلي نشان نمي‌دهد. بر همين اساس كوهين معتقد است كه دستيابي ايران به قدرت هسته‌اي گامي سرنوشت ساز به سمت ايجاد توازن در منطقه خواهد بود كه مانعي فراروي اسرائيل ايجاد مي‌كند و آن را به شركت در يك روند مسالمت‌آميز جدي و عادلانه وادار مي‌سازد.
در خصوص مخالفت جهاني عليه برنامه هسته‌اي ايران رهبران راست گراي اسرائيل مي‌گويند كه ايران به يك ايدئولوژي ديني پايبند است و بر اساس همين ايدئولوژي براي نابودي اسرائيل تلاش مي‌كنند، در همين زمينه نتانياهو مي‌گويد كه نظام ايران نظامي متعصب است و در صورت دستيابي به سلاح هسته‌اي، براي جهان خطرناك خواهد بود.
كوهين در پاسخ به اين نظريه مي‌گويد كه دلايل و شواهد موجود نشان مي‌دهد كه ايران تحت رهبري دولتمرداني كه مشي پاسداري از منافع را در پيش گرفته‌اند، اداره مي‌شود.

حمله به ايران
در همين حال در باب ديدگاه رژيم صهيونيستي به عملكردهاي آمريكا الوطن در مطلبي آورده است اين روزها صداهايي در اسرائيل در حمايت از راهبرد باراك اوباما براي پرهيز از گزينه نظامي در برخورد با هرگونه تهديد ناشي از تبديل ايران به يك كشور هسته‌اي به گوش مي‌رسد. اين صداها توسل به ديپلماسي
گفت و گوي مستقيم را به جاي تهديدها و تحريم‌ها و اشاره به استفاده از زور تاييد مي‌كنند.
مي‌توان گفت كه خود دولت بوش به طور غير مستقيم سعي كرد با ايران مذاكره شود اما بسته مشوق‌ها كه توسط كشورهاي قدرتمند در شوراي امنيت ارائه شد نتايج مورد انتظار را در پي داشت.
بايد اعتراف كرد كه دولت اوباما بر خلاف دولت بوش از سياست ديكته و تهديد پيروي نمي‌كند زيرا مي‌داند كه كشوري كه با آن برخورد مي‌كند يك قدرت منطقه‌اي است و سياست همگرايي به نفع منافع غرب به ويژه آمريكا خدمت مي‌كند.
اما اسرائيل با تهديد به سياست اوباما مي‌نگرد و معتقد است كه خطر ايران فقط به تهديد هسته‌اي محدود نمي‌شود زيرا تهران از حماس و حزب ا.. پشتيباني مي‌كند و از طريق مصر تسليحاتي براي آن دو قاچاق مي‌كند. از طرفي به نوشته برخي مطبوعات اسرائيل اظهارات آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور ايران در مورد محو اسرائيل از صفحه گيتي و انكار هولوكاست و گفته او مبني بر اينكه تاسيسات اسرائيل را به رسميت نمي‌شناسد. موجب شد كه برنامه هسته‌اي ايران در چارچوب تهديد موجوديت اسرائيل بگنجد.
اما هنگام بررسي گزينه‌هاي اسرائيل معلوم مي‌شود كه اين رژيم نمي‌تواند قدرت خود را بر نابودي برنامه هسته‌اي ايران تضمين نمايد و با وجود اينكه بنيامين نتانياهو نخست وزير كنوني آمادگي‌هاي ارتش را براي انجام حمله احتمالي عليه ايران تضمين مي‌كند، اما چنين طرحي با احتياط و نگراني شديد مواجه مي‌شود.
به عنوان مثال، كساني در اسرائيل اين پرسش را مطرح مي‌سازند كه آيا سران تل‌آويو مي‌دانند كه در نتيجه پاسخ‌گويي ايران به اين حمله تعداد كثيري از غير نظاميان كشته خواهند شد؟ و آيا اسرائيل به نحوه پاسخ‌گويي به پاسخ طرف ايراني فكر كرده است؟ و قبل از هر چيز آيا اسرائيل به طور دقيق هدف‌هايش را مشخص كرده است و آيا مي‌داند كه ايران چه موقع و چگونه دست به حمله مي‌زند؟
در همين زمينه روزنامه‌هاآرتص مي‌نويسد كه دو جنگ كوچك اسرائيل طي سه سال اخير يعني جنگ عليه لبنان و غزه نشان داد كه آنها نمي‌توانند موفقيت حمله عليه ايران را تضمين نمايند. به همين خاطر اسرائيل بايد از طرح اوباما استقبال نمايد و تلاش‌هاي رئيس جمهور آمريكا را براي بي‌نياز شدن به گزينه نظامي مورد تمجيد قرار دهد. و از گفته نتانياهو مي‌توان نتيجه گرفت كه اسرائيل با گفتمان آمريكايي، ايراني مخالفت نخواهد كرد، زيرا پيامدهاي حمله نظامي را درك مي‌كند و به گفته حاميان راهبرد واشنگتن، انجام اين گفتمان نه فقط به نفع غرب بلكه به نفع اسرائيل نيز تمام خواهد شد.

رويكرد به ادامه مذاكره
چگونگي رفتاري اوباما در قبال ايران و رژيم صهيونيستي در شرايطي بحث‌ها و ابهامات بسياري دارد كه برخي محافل رسانه اي از رويكرد اوباما به مذاكرات اوليه در قبال فعاليت‌هاي هسته اي ايران سخن به ميان آورده اند.آنها تاكيد دارند كه آمريكا چاره اي جز رويكرد به اين اصل را ندارد. در اين چارچوب نيويورك تايمز در مطلبي آورده است:
دولت اوباما و متحدان اروپايي در حال آماده كردن پيشنهاداتي هستند كه تغيير راهبردي در مذاكره با ايران محسوب مي‌شود. تغييري كه خبر از عدول آمريكا از اصرار بر توقيف فعاليت هسته‌اي ايران در مراحل اوليه مذاكره مي‌دهد.
اين پيشنهادات كه در جلسات راهبردي محرمانه با متحدان اروپايي مطرح شده تهران را تحت فشار قرار خواهد داد تا به تدريج برنامه هسته‌اي خود را در مقابل طيف گسترده‌اي از بازرسي‌ها باز كند. اما در اين پيشنهادها به ايران نيز اجازه داده خواهد شد براي مدتي در طول مذاكرات به غني سازي اورانيوم ادامه دهد. اين يك تغيير اساسي از رويكرد اتخاذ شده به وسيله دولت بوش محسوب مي‌شود كه در آن از ايران خواسته شده بود فعاليت‌هاي غني سازي خود را حداقل در كوتاه مدت براي آغاز مذاكرات متوقف كند.
اين پيشنهاد كه تحت بررسي است به نوعي بيش از قول رئيس جمهور اوباما در زمان مبارزات انتخاباتي وي مبني بر شروع مذاكرات با ايران بدون پيش شرط محسوب مي‌شود. مقامات درگير در اين بحث‌ها گفتند كه آنها با اين عمل مي‌خواهند نظر ايران را به مذاكرات هسته‌اي تاكنون از آن اجتناب كرده جلب كنند.
بررسي سياست ايران كه آقاي اوباما بعد از رئيس جمهور شدن دستور آن را داده است هنوز در حال انجام است و مشاوران مي‌گويند معلوم نيست او تمايل دارد چه مدت و با چه سرعتي به ايران اجازه دهد توليد سوخت خود را ادامه دهد. اما مقامات گفتند كه توافق‌هاي كلي در اين مورد وجود دارد كه ايران تعطيل فوري تاسيسات خود كه دولت بوش خواستار آن بوده را نخواهد پذيرفت.
يكي از مقامات بلند پايه اروپايي شركت كننده در جلسات راهبردي با دولت اوباما گفت: ما همه موافق هستيم كه اين مسئله عملي نخواهد بود تجربه به ما مي‌گويد كه ايراني‌ها آن را نخواهند پذيرفت. بنابراين ما با مراحلي موقتي براي به وجود آوردن كمي اعتماد شروع خواهيم كرد.
مقامات دولت از بحث در مورد جزييات مذاكرات محرمانه خو خودداري كردند اما گفتند در هر گونه سياست جديد آمريكا در نهايت درخواست توقف سازي همان طور كه در چندين قطعنامه شوراي امنيت خواسته شده، خواهد شد.
يكي از مقامات ارشد دولت آمريكا مي‌گويد: هدف ما دقيقا همان چيزي است كه در قطعنامه‌هاي سازمان ملل بوده است. يكي ديگر از مقامات گوشزد كرد كه ما هنوز در مرحله مشكل گشايي هستيم و گفت كه در مورد شرايط شروع مذاكرات با ايران هنوز در حال بحث است.
اگر آمريكا و متحدان اين كشور اجازه دهند ايران غني سازي اورانيوم براي چند ماه يا بيشتر ادامه دهد مسلما اين رويكرد با اعتراض محافظه كارها در آمريكا و دولت جديد اسرائيل به رهبري نخست وزير نتانياهو رو‌به‌رو خواهد شد
اكنون آقاي اوباما چاره‌اي ندارد جز اينكه اين واقعيت را بپذيرد كه ايران 5500 سانتريفيوژ ساخته شده دارد. دكتر البرادعي گفت كه از مدتها پيش طرفدار اجازه دادن به ايران براي ادامه يك ظرفيت كوچك غني سازي اورانيوم تحت بازرسي‌هاي سختگيرانه براي حفظ آبروي اين كشور بوده است افزود: شما بايد رويكردي را طراحي كنيد كه در آن غرور ايراني‌ها در نظر گرفته شود.
برعكس، در هشدار نسبت به يك رويكرد انعطاف‌پذير‌تر از طرف آمريكا، يكي از مقامات ارشد اسرائيل كه به اطلاعات در مورد ايران دسترسي دارد در زمان ديدار اخير خود از واشنگتن گفت، كه آقاي اوباما تنها تا پاييز يا اواخر سال جاري براي متوقف كردن كامل توليد اورانيوم در ايران وقت دارد. اين مقام روشن ساخت كه بعد از اين مدت ممكن است اسرائيل تلاش‌هاي خود را براي از بين بردن تاسيسات نطنز با زور از سر گيرد.يك سال پيش، مقامات اسرائيلي به طور محرمانه از دولت بوش خواستند بمب‌هاي ضد پناهگاه و ظرفيت سوختگيري و عبور از فراز عراق را كه براي انجام يك چنين حمله‌اي لازم بود به آنها بدهد. رئيس جمهور بوش اين پيشنهاد را رد كرد. يكي از مقامات دولت اوباما گفت: آنها دوباره اين درخواست را نكرده‌اند اما اضافه كرد « ما فكر نمي‌كنيم اين تهديدها‌ي توخالي باشد.

تهديدات نتانياهو
در كنار تحركات اوباما،سران رژيم صهيونيستي نيز طرح‌ها و برنامه‌هاي يك جانبه‌اي را در قبال ايران در دستور كار قرار داده اند بويژه اينكه نتانياهوي افراطي در راس اين رژيم قرار گرفته است. در اين زمينه روزنامه الحيات در مطلبي آورده است:
با اين كه اظهارات «آويگدور ليبرمن» وزير امور خارجه اسرائيل در مورد روند صلح،همه اخبار را تحت الشعاع قرار داده بود،‌ولي بهتر آن است كه متوجه خطر بزرگتر شويم و آن خطر، موضع «بنيامين نتانياهو» در مورد طرح هسته‌اي ايران است.
نتانياهو طي مبارزه انتخاباتي‌اش به عنوان رهبر «ليكود»، آنچه را كه در درون داشت، مخفي نكرد: «به شما قول مي‌دهم كه اگر انتخاب شوم،‌هرگز به ايران اجازه داده نخواهد شد كه به سلاح هسته‌اي دست يابد و ما براي تحقق اين هدف هر كاري را كه ضروري باشد را به انجام مي‌رسانيم.»
نتانياهو در مناسبتي ديگر خطر ايران را با خطر نازي يكي دانسته است و مي‌گويد: «اكنون سال 1938 ميلادي است و ايران همان آلمان است». طبق نظر نتانياهو، مهلتي كه اسرائيل مي‌تواند صبر كند «با ماه شمارش مي‌شود و نه با سال».
در روزنامه «هاآرتص»، «الوف بنن مفسر روزنامه به نقل از محافل سياسي اسرائيل نوشت: «رسيدن نتانياهو به نخست وزيري،‌موجب مي‌شود كه جنگ با ايران از احتمال بيشتري برخوردار شود. «الوف بن مي‌گويد: «سياستمداران نزديك به نتانياهو، گفته‌اند كه او براي حمله به تاسيسات هسته‌اي ايران، تصميم خود را گرفته است.»
نتانياهو معتقد است كه ديپلماسي و مجازات‌ها، هرگز به نتيجه نخواهند رسيد و تنها راه باقي مانده براي متوقف ساختن برنامه هسته‌اي ايران، راه قدرت است. نتانياهو مي‌گويد:«فرصتهاي پيروزي وارد آوردن ضربه به ايران به عامل وقت بستگي دارد و هرچه وارد آوردن ضربه به تاخير افتد، احتمال موفقيتش كمتر مي‌شود. ضربه‌اي كه اسرائيل اكنون وارد مي‌كند، خطر هسته‌اي ايران را سه تا چهار سال به تاخير مي‌اندازد و طي اين مدت اگر خوب بهره برداري شود، مي‌توان با ديپلماسي ايران را از برنامه جديد هسته‌اي بازداشت. در اينجا بايد ميان ضربه‌اي كه «مناخيم بگين» به نيروگاههاي «اوزيراك» عراق وارد آورد و تعللي كه به وجود آمده است، مقايسه‌اي صورت پذيرد.
«رابرت گيتس» وزير دفاع آمريكا در مصاحبه با روزنامه «فايننشال تايمز» چنين گفت: «اگر اسرائيل در سال جاري به تاسيسات هسته‌اي ايران حمله برد، من واقعا شگفت زده خواهم شد.» مفهوم حرف او اين است كه تنها فقط همين امسال است كه به ايران اجازه داده مي‌شود فعاليت هسته‌اي داشته باشد، ايران اگر به دانش توليد سلاح هسته‌اي دست يافته باشد، به سه تا چهار سال نياز دارد تا به مرحله توليد سلاح مورد نظر برسد.
منتهي به نظر مي‌رسد ژنرال «ديويد پترائوس» كه هم اكنون مسئول عمليات نظامي در عراق و افغانستان است، با رئيس خود اتفاق نظر ندارد. او در سخنراني در برابر اعضاي مجلس سنا در هفته گذشته، نسبت به انجام هرگونه تهاجم عليه ايران هشدار داده و حمله اسرائيل به ايران را يك خطر جدي دانست:«ممكن است كه دولت اسرائيل در نهايت بگويد كه در صورت دستيابي به سلاح هسته‌اي موجوديتش كاملا به خطر افتد و براي به تاخير انداختن پيشرفت ايران و يا دور ساختنش از روند فعلي، به وارد آوردن ضربه پيشگيرانه اقدام كند.»
اين سخن پترائوس با آنچه كه ژنرال «عاموس يالدين«، رئيس اطلاعات نظامي ايرائيل در برابر كميته امور خارجي و دفاع كنست در ماه گذشته بيان كرد، يكسان به نظر مي‌رسد. عاموس يالدين گفته بود: «ايران از «مانع فن آوري» كه به او اجازه مي‌دهد، سلاح هسته‌اي توليد كند فراتر رفته و ايراني‌ها اكنون اورانيوم با درجه خلوص 5/4 درصد فرآوري مي‌كنند و كسي كه از چگونگي فرآوري با اين درجه خلوص آگاهي داشته باشد، از چگونگي فرآوري اورانيوم با درجه خلوص 20 و 60 و 3 درصد آگاهي دارد و مي‌داند كه با اين درجه خلوص، مي‌توان ميان چند ماه تا يك سال چه چيزي توليد كرد.»

تهديد تل‌آويو عليه ايران
هرچند كه مقامات آمريكايي از باب مذاكره با ايران سخن گفته اند اما برخي محافل رسانه‌اي از فشارهاي رژيم صهيونيستي بر دولت اوباما براي اقدام سريع در قبال ايران سخن گفته اند در اين چارچوب كريستن ساينس مانيتور در مطلبي با اشاره با مواضع نتانياهو آورده است، به نظر مي‌رسد نخست وزير جديد اسرائيل به رئيس جمهور اوباما صريحا اولتيماتوم داده است كه: جلوي دستيابي ايران به سلاح هسته‌اي را بگيريد _ يا ما اين كار را انجام خواهيم داد.
چالش بنيامين نتانياهو كه در مصاحبه با مجله آتلانتيك منعكس شده است حكايت از يك تهور غير واقعي داشته و بدتر از آن، به نظر مي‌رسد تلاشي بي ادبانه براي وادار كردن قلدرمابانه رئيس جمهور به بمباران تاسيسات هسته‌اي ايران است.
جهان بايد اميدوار باشد كه اين يك تهديد توخالي است. نتايج حمله يك جانبه اسرائيل اگر نگوييم فاجعه‌بار، بسيار عظيم خواهد بود. آقاي اوباما نه مي‌تواند به خود اجازه دهد كه به وسيله نتانياهو مرعوب شود، و نمي‌تواند به طور تلويحي اجازه دهد نيروي هوايي اسرائيل تاسيسات هسته‌اي ايران را بمباران كند.
اسرائيل قبلا نيز به طور يك جانبه براي از بين بردن يك تهديد فرضي هسته‌اي عمل كرده است. در سال 1981 ميلادي نخست وزير ( مناخيم بگين ) هواپيماي جنگي را براي رآكتور هسته‌اي ( اوسيراك) در عراق اعزام كرده است. اسرائيل ادعا مي‌كرد كه صدام در آستانه دستيابي به سلاح‌هاي هسته‌اي است و چاره‌اي جز نابود كردن اين رآكتور ندارد. در سال 2007 ميلادي اسرائيل تاسيساتي را در سوريه بمباران كرد كه ادعا مي‌كرد يك رآكتور هسته‌اي است.
هر گونه حمله به رآكتور‌هاي ايران مسئله‌اي كاملا متفاوت خواهد بود. اوسيراك در مكاني دور افتاده قرار داشت و محافظت چنداني از آن نمي‌شد. ايراني‌ها احتياط‌هاي لازم را براي ساخت تاسيسات خود بر روي چيزي محكم‌تر از شن‌هاي كوير انجام داده‌اند. در حال حاضر تنها يك تاسيسات ( بوشهر 1 ) وجود دارد اما تهران در حال سرعت بخشيدن به فعاليت خود براي ساخت شبكه‌اي از تاسيسات هسته‌اي است. عواقب ناگوار حمله به اوسيراك جدي اما محدود بود. اما يك حمله پيشگيرانه به خاك ايران مي‌تواند فاجعه بار باشد. ملاحظه كنيد.
ايران گفته است كه در صورتي كه مورد حمله قرار گيرد تنگه هرمز را كه 20 در صد نفت جهان از آن جريان دارد خواهد بست. اين امر جهان را در يك فاجعه اقتصادي فرو خواهد برد.
به گفته ( ايهود باراك ) وزير دفاع به نظر مي‌رسد حزب ا... نيروي ايران در لبنان بيش از 42 هزار موشك دارد. كه اين تعداد موشك براي سوزاندن شهرهاي اسرائيلي مانند حيفا و تل‌آويو همان طور كه لندن در زمان نازي‌ها در آتش مي‌سوخت كافي است. اين اعتقاد وجود دارد كه حزب ا... داراي خانه‌هاي تيمي تروريستي در اروپا و امريكاي شمالي است. ايران از نيروي نماينده خود احتمالا در صورتي كه نتانياهو رآكتور ( بوشهر 1) را بمباران كند در تمام جهان استفاده خواهد كرد.
اين كار يك سونامي ضد يهودي را كه ناگزير به خشونت عليه يهودي‌ها در سراسر جهان خواهد انجاميد، به راه خواهد انداخت.
يك چنين حمله اي به عنوان يك دليل روشن تر از جنگ جهاني آمريكا و اسرائيل عليه اسلام تلقي خواهد شد. جنگجويان اسلام‌گرا از مراكش، مارسي، لندن، قاهره‌كراچي و تهران يك شبه هزار هزار ثبت نام كرده و به طرف عراق و افغانستان براي جهاد عليه نيروهاي آمريكايي در آنجا حركت خواهند كرد.
نتانياهو احمق نيست. او كاملا در مورد اين مسائل در جهان آگاه است. او مي‌داند كه حمله يك جانبه اسرائيل به ايران نه تنها فعاليت‌هاي ايران را تسريع خواهد كرد، بلكه به آنها مشروعيت نيز خواهد بخشيد.
ممكن است يكي از عواملي كه نتانياهو براي دادن اين اخطار انگيزه‌ داده باشد سياست داخلي اسرائيل باشد. تند صحبت كردن باعث آرام كردن نگراني در داخل مي‌شود. همين طور احتمالا نتانياهو در حال تحريك اوباما نيز بوده است و از اين لحاظ او ممكن است احساس كند كه دعوت از تهران براي ملاقات با واشنگتن و 5 قدرت عمده ديگر جهت بحث درباره برنامه هسته‌اي مورد مناقشه، نتيجه تهديد‌هاي او بوده است.
با وجود اينكه ممكن است تصور اين مسئله كه فشار سياسي يا اقتصادي بتواند روحانيون حاكم در ايران را تحت تاثير قرار دهد توهمي غير قابل باور براي نخست وزير اسرائيل و هر رهبر غربي ديگري باشد. اما ايران براي گفت وگوي سازنده توافق كرده است.
آنچه كه باعث نگراني مي‌شود اين است كه نتانياهو در مدت زمامداري قبلي خود به عنوان نخست وزير از سال 1996 تا1999 ميلادي داراي سابقه داوري بدي است بدون دليل نبود كه مجله اكونوميست در روي جلد خود در ماه اكتبر سال 1996 م عكس از بي بي نتانياهو تحت عنوان ( سمبل كار زنجيره‌اي) به چاپ رسانيد. در اين مقاله از حكومت او بر اسرائيل به عنوان يك فاجعه براي روند صلح ياد شده بود.
اوباما بايد لطفي به نتانياهو كرده و به اسرائيلي‌ها بگويد: حمله پيشگيرانه «نه» هواپيماي ( اف15 _ اس ) و ( اف 16 _ اس ) را در داخل نگه داريد چرا كه دستاوردي براي آن به همراه ندارد.

ترديد صهيونيست ها
هرچند كه سران رژيم صهيونيستي بر گزينه جنگ با ايران تاكيد دارند اما اقتدار ايران و نيز عدم همراهي جامعه جهاني با خواست صهيونيست ها سبب شده تا آنها اولويت كاري خود را بر واگذاري امور به آمريكا عنوان كنند. در اين چارجوب خبرگزاري آلمان در گزارشي آورده است : پرز رئيس‌ رژيم صهيونيستي در آخرين موضع گيري خود در قبال ايران اذعان كرد كه اتخاذ يك اقدام نظامي عليه ايران به جز به تاخير انداختن برنامه هسته‌اي‌ تهران نتيجه ديگري به دنبال نخواهد داشت.
شيمون پرز، رئيس‌ رژيم صهيونيستي اعتراف كرده : من فكر نمي‌كنم حمله به تاسيسات هسته‌اي ايران بهترين راه حل باشد. وقتي سانتريفيوژي نصب مي‌شود مي‌توان آن را از بين برد، اما نمي‌توان دانشي را كه به توليد آن سانتريفيوژ منجر شد نابود كرد. اين كار تنها تاخير را به دنبال دارد. پرز در پاسخ به اين‌كه آيا رژيم صهيونيستي قادر به پذيرش يك ايران هسته‌اي‌ خواهد بود با بيان اين‌كه "همه چيز تنها با حمله به تاسيسات هسته‌اي‌ ايران ختم نمي‌شود" افزود كه غرب گزينه‌هاي ديگري نيز در اختيار دارد.
رئيس‌ رژيم صهيونيستي در ادامه با تكرار اتهامات غرب مبني بر نظامي بودن برنامه هسته‌اي‌ ايران گفت: در ابتدا بايد به ايران گفت كه "اگر از سلاح هسته‌اي‌ عليه هر كشوري استفاده كنيد با يك واكنش هسته‌اي‌ روبرو خواهيد شد". دوم اين‌كه تلاش‌هاي بين‌المللي بايد بر روي موشك‌هاي ايران متمركز شود. آنها مي‌گويند كه به دنبال سلاح هسته‌اي‌ نيستند. اگر واقعا اين‌طور است پس موشك‌ها را براي چه مي‌خواهند؟ آويگدور ليبرمن، وزير امور خارجه جديد اين رژيم نيز اخيرا اعتراف کرد که اين رژيم هرگز به حمله به ايران دست نخواهد زد.
ليبرمن در گفت‌وگو با روزنامه‌ي اتريشي زايتونگ با عقب‌نشيني از مواضع قبلي رژيم صهيونيستي اعتراف كرد که اسرائيل هرگز حتي در صورت ناتوان ماندن سياست‌هاي تحريم بين‌المللي عليه ايران، به اين کشور حمله نخواهد کرد. آمريكا و برخي متحدان اروپايي‌اش مدعي‌اند كه ايران تحت پوشش برنامه‌ هسته‌اي‌ صلح‌آميز خود، در تلاش براي توليد تسليحات هسته‌اي‌ است و در همين جهت تا كنون تحريم‌هايي را عليه ايران اعمال كرده‌اند تا تهران را متقاعد به تعليق فعاليت‌هاي هسته‌اي‌‌اش كنند.

نتيجه گيري
با توجه به آنچه از ديدگاههاي نشريات فرامنطقه اي درباره عملكردهاي آمريكا در قبال رژيم صهيونيستي و ايران ذكر است اين نتيجه حاصل مي‌شود كه آمريكا در يك تناقض رفتاري قرار گرفته است بگونه‌اي براساس منافع ملي و واقعيتهاي جهاني بايد سياست‌هاي خصمانه عليه ايران پايان داده و جايگاه منطقه اي ايران را به رسميت بشناسد و از سوي ديگر براي اجراي منافع صهيونيستها گام بر دارد چرا كه فشارهاي لابي صهيونيسم وي را با چالش‌هايي مواجه خواهد ساخت. با تمام اين تفاسير اين آينده است كه نشان مي‌دهد وي در مسير منافع آمريكا گام بر خواهد داشت يا سرانجام همچون بوش خواست صهيونيست‌ها بر منافع ملي كشورش ارجح دانسته و به سياست‌هاي نادرست گذشته ادامه مي‌دهد.
 
 منبع:سیاست روز