مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید!
ارسال شده: جمعه ۵ تیر ۱۳۸۸, ۸:۴۲ ب.ظ
غروبای جمعه دلهای خیلی از ما می گیره و به خیلی چیزا فکر میکنیم...بعضی ها به اینکه این جمعه هم رفت و نیامد! بعضی ها به آیندشون...بعضی ها به عشقشون.و خلاصه هرچی که به ذهنمون بیاد...
دل رو دادم به حافظ و این غزل زیبا و پر از امید اومد.
------------------------------
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید........................... که ز انفاس خوشش بوی کسی میآید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش ............................ زدهام فالی و فریادرسی میآید
زآتش وادی ایمن نه منم خرم و بس .............................. موسی آنجا به امید قبسی میآید
هیچ کس نیست که درکوی تواش کاری نیست.................. هرکس آنجا به طریق هوسی میآید
کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست..................... این قدر هست که بانگ جرسی میآید
جرعهای ده که به میخانهی ارباب کرم ........................... هر حریفی ز پی ملتمسی میآید
دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است .......................گو بران خوش که هنوزش نفسی میآید
خبر بلبل این باغ بپرسید که من ..................................نالهای میشنوم کز قفسی میآید
یار دارد سر صید دل حافظ یاران................................. شاهبازی به شکار مگسی میآید

دل رو دادم به حافظ و این غزل زیبا و پر از امید اومد.

------------------------------
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید........................... که ز انفاس خوشش بوی کسی میآید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش ............................ زدهام فالی و فریادرسی میآید
زآتش وادی ایمن نه منم خرم و بس .............................. موسی آنجا به امید قبسی میآید
هیچ کس نیست که درکوی تواش کاری نیست.................. هرکس آنجا به طریق هوسی میآید
کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست..................... این قدر هست که بانگ جرسی میآید
جرعهای ده که به میخانهی ارباب کرم ........................... هر حریفی ز پی ملتمسی میآید
دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است .......................گو بران خوش که هنوزش نفسی میآید
خبر بلبل این باغ بپرسید که من ..................................نالهای میشنوم کز قفسی میآید
یار دارد سر صید دل حافظ یاران................................. شاهبازی به شکار مگسی میآید



