نتيجه يك شكايت در دوران سلطنت پهلوي دوم
ارسال شده: شنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۸, ۱۱:۱۴ ق.ظ
[FONT=B Nazanin]نتيجه يك شكايت در زمان پهلوي دوم
[FONT=B Nazanin]بر اساس اسناد موجود، در رژيم شاه، ارتش از [FONT=B Nazanin]بود كه حيف و ميلها و سوءاستفادههاي نجومي در آن فراوان بود. البته در [FONT=B Nazanin]دستاندركاران ارتش بودند افرادي كه با سوءاستفاده سودجويان مخالفت ميكردند [FONT=B Nazanin]پرواضح است كه مخالفتهاي آنها تبعاتي چون زندان و اخراج از ارتش را نيز، در [FONT=B Nazanin] [FONT=Calibri].
[FONT=B Nazanin]سرهنگ لطيف بيگلري افسر ركن 4 ستاد فرماندهي نيروي زميني، نمونهاي [FONT=B Nazanin]مخالفان بود. بيگلري پس از تحقيقات فراوان و اطمينان از ميليونها تومان [FONT=B Nazanin]و حيف و ميل توسط معاون وقت وزارت جنگ سرلشكر اسدالله صنيعي و بازرس ويژه آن [FONT=B Nazanin]سرلشكر علي شجاعي در ارسال گزارشي در ارديبهشت سال 1342 به محمدرضا پهلوي، وي را
[FONT=B Nazanin]جريان كار قرار ميدهد.(1) بيشتر سوءاستفاده افراد ياد شده در تصرف اراضي عباس [FONT=B Nazanin]و ساختمانهاي احداث شده در مركز شهر و خريدهاي انجام شده از طريق دايره خريد
[FONT=B Nazanin]متفرقه بوده است. علاوه بر آن اطلاع داده شد كه سرلشكر صنيعي تبليغ بهائيگري [FONT=B Nazanin]ميكرده [FONT=Calibri].
[FONT=B Nazanin]پس از گذشت سه ماه ـ در 30 مرداد 1342 ـ وزير دربار شاهنشاهي [FONT=B Nazanin]نامهاي به سرهنگ لطيف بيگلري به وي اطلاع ميدهد كه گزارش مشروح ايشان توسط [FONT=B Nazanin]مورد مطالعه قرار گرفته و دستور داده تا ستاد بزرگ ارتشتاران و وزارت جنگ به [FONT=B Nazanin]گزارش رسيدگي كنند.( [FONT=Calibri])
[FONT=B Nazanin]وليكن [HIGHLIGHT=#ffff00]در پي دستور رسيدگي شاهانه، درجه سرلشكري صنيعي به [HIGHLIGHT=#ffff00] [FONT=B Nazanin]سپهبدي و از پست معاونت به وزارت جنگ ارتقاء داده [FONT=Calibri][HIGHLIGHT=#ffff00]!
[FONT=B Nazanin]بيگلري با مشاهده [FONT=B Nazanin]موجود با ارسال گزارشهايي، حسنعلي منصور نخستوزير وقت را مطلع ميكند. ليكن از [FONT=B Nazanin]هم نتيجهاي نمي [FONT=Calibri].
[FONT=B Nazanin]در پي اين گزارشها، رونوشت گزارش تاريخ 24 اسفند [FONT=B Nazanin]بيگلري به نخستوزير، به دست امام خميني(س) رسيد. كه طبق ادعاي ساواك شميرانات [FONT=B Nazanin]رونوشت توسط خود بيگلري به قم ارسال شده است. در گزارش ساواك تهران به رياست [FONT=B Nazanin]در ارتباط با عكسالعمل امام مي [FONT=Calibri]:
« [FONT=B Nazanin]آقاي روغني پيامي از طرف آقاي خميني [FONT=B Nazanin]آقاي دكتر صدر وزير كشور برده كه [وي] در تاريخ 1/2/43 در منزل شخصي معظمله [ [FONT=B Nazanin]خميني] ملاقات خصوصي انجام داده است كه خلاصه آن مذاكرات به شرح زير [FONT=B Nazanin] [FONT=Calibri].
[FONT=B Nazanin]حال پيغام، نامهاي را كه سرهنگ بيگلري افسر ستاد نيروي زميني (مبني [FONT=B Nazanin]بهائي بودن آقايان وزير جنگ و وزير آب و برق) براي آقاي خميني فرستاد [فرستاده [FONT=Calibri]] [FONT=B Nazanin]عيناً از طرف آقاي خميني به وزير كشور داده و ميگويد آقاي خميني گفتند قرار [FONT=B Nazanin]جناب عالي درباره سپهبد صنيعي كه ميگويند بهائي است، بررسي بفرمائيد نميدانم [FONT=B Nazanin]اين باره چه اقدامي فرمودهايد. فعلاً هم طبق مندرجات اين نامه مجدداً به [FONT=B Nazanin]ميگويند دو نفر از وزراي اين كابينه بهائي [FONT=Calibri].
[FONT=B Nazanin]آقاي وزير كشور در [FONT=B Nazanin]ميگويد از قول من به آقا سلام برسانيد و بگوئيد: اولاً انتظار نبود ملاقاتي كه [FONT=B Nazanin]هم به طور محرمانه صورت داديم با نظر خاصي برملا كنيد و... به ايشان بفرماييد [FONT=B Nazanin]نبايستي حقيقت داشته [FONT=Calibri].»
[FONT=B Nazanin]در 9 ارديبهشت 1343 دستور ارسال پرونده بيگلري [FONT=B Nazanin]ساواك به ضداطلاعات ارتش داده شد و در آنجا گزارشي براي شاه تهيه [FONT=Calibri]:
« [FONT=B Nazanin] [FONT=B Nazanin]نامبرده «لطيف بيگلري» به موجب نامههايي كه به مقامات مختلف اعم از لشكري و [FONT=B Nazanin]تقديم نموده است نسبتهايي به عدهاي از امراي ارتش و اهانتهايي به آنان نموده [FONT=B Nazanin]مراتب از طريق اداره دوم ستاد بزرگ ارتشتاران به شرف عرض همايوني رسيد و [FONT=B Nazanin]مبارك ملوكانه[!] چنين شرف صدور يافته است: «مگر حق دارد يك افسر اين اعمال
[FONT=B Nazanin]انجام دهد نامبرده تسليم دادگاه نظامي شود.» كه بدين ترتيب پرونده امر با 2539/342-12/2/43[FONT=Calibri] [FONT=B Nazanin]از وزارت جنگ به اداره دادرسي ارتش ارسال و براي رسيدگي به اين شعبه ارجاع شده [FONT=Calibri]. [FONT=B Nazanin]افسر موصوف احضار و مورد تحقيق قرار گرفت. ضمن تحقيقات معموله اعتراف به [FONT=B Nazanin]نامههاي مورد بحث نموده و در مرحله بازپرسي نيز عين همان كلمات و جملات موهن [FONT=B Nazanin]تكرار كرده [FONT=Calibri].»
[FONT=B Nazanin]دادگاه، لطيف بيگلري را مجرم شناخت و وي را به هجده ماه زندان [FONT=B Nazanin]و اخراج از ارتش محكوم كرد. بيگلري بيش از هر كس ميدانست كه گزارشهايش صحيح [FONT=B Nazanin]لذا در زندان و بعد از آن نيز با ارسال نامه به جاهاي مختلف به افشاگري خود [FONT=B Nazanin]داد. نامههاي بيگلري حتي رياست ساواك را نيز كلافه كرد. ايشان (رئيس ساواك) در [FONT=B Nazanin]از پينوشتهاي خود در 28 دي 1346 [FONT=Calibri]:
« [FONT=B Nazanin]اداره كل سوم تا كي بايد اين شخص [FONT=B Nazanin]مكاتبات [خود] كه آبرو و حيثيت اشخاص را با هوچيگري و فحاشي ميريزد، ادامه [FONT=B Nazanin]با نصيحت يا راهنماييهاي ديگر كه او را قانع كند خاتمه داده [FONT=Calibri].»
[FONT=B Nazanin]سال به [FONT=B Nazanin]وضع معيشتي بيگلري سختتر ميشود به گونهاي كه در 8 خرداد 1350 در يك صحبت [FONT=B Nazanin]تهديد مينمايد كه، در صورت عدم رسيدگي، بچههايش را آتش خواهد زد. بيگلري در [FONT=B Nazanin]گفتگو اظهار مي [FONT=Calibri]:
« [FONT=B Nazanin]مشغول مبارزه با فاسدين و اشخاصي كه وي را به اين [FONT=B Nazanin]انداختهاند ميباشد و چند روز است كه عريضه به شاهنشاه آريامهر نوشته و چند نفر [FONT=B Nazanin]امراي ارتش را نيز ملاقات نموده تا بلكه عريضه موردنظر را به حضور شاهنشاه [FONT=B Nazanin]كنند. چون آدم زنده بايد از حقوق خود دفاع نمايد من تا آخرين لحظه مبارزه خواهم [FONT=B Nazanin]و اگر باز هم مثل سابق به عريضه من جواب ندهند اين دفعه بچههايم را كه گرسنه [FONT=B Nazanin]آتش خواهم زد. خودم را نيز از بين خواهم برد. و يا اين كه در سفارتخانههاي [FONT=B Nazanin]و يا انگليس متحصن خواهم شد تا تكليف مرا روشن كنند چون داراي هفت سر عائله بوده [FONT=B Nazanin]در دو اتاق اجارهاي زندگي ميكنم. مدتي است كه صاحبخانه نيز اجارهاي از من [FONT=B Nazanin]است من بايد درد دل و گرفتاريهاي خود را به عرض شاه برسانم براي اين كه من [FONT=B Nazanin]اعتماد ايشان (شاه) مبارزه كردهام و با تمام مدارك موجود دزدي نكرده [FONT=Calibri].»
[FONT=B Nazanin] [FONT=B Nazanin]توجه اين كه نواب رئيس ساواك تهران در گزارشي به رياست ساواك در 20 آبان 1351، [FONT=B Nazanin]صريحاً صحت صحبتهاي بيگلري در مورد مبارزه ايشان با افراد سوءاستفاده كننده [FONT=B Nazanin]تأييد و پيشنهاد حل مشكل معيشتي وي را مطرح كرده است. نواب در اين گزارش [FONT=B Nazanin] [FONT=Calibri]:
« [FONT=B Nazanin]سوابق موجود حاكي است كه مشاراليه از سال 42 شروع به تهيه و [FONT=B Nazanin]گزارشهايي به مقامات مختلف لشكري و كشوري در مورد سوءاستفاده بعضي از افراد [FONT=B Nazanin]كه سرانجام منجر به اخراج وي از ارتش و چندين بار زنداني شدن مشاراليه شده [FONT=Calibri]. [FONT=B Nazanin]لطيف بيگلري روي ناراحتيهايي كه در سالهاي گذشته براي وي به وجود آمده و در [FONT=B Nazanin]درگيري با افراد سوءاستفاده كننده تمكن مالي و حقوق ماهيانه خود را از دست داده [FONT=B Nazanin]نحوي كه در حال حاضر طبق محتويات پرونده از نظر گذراندن زندگي در وضع [FONT=B Nazanin]نامناسبي به سر ميبرد و حتي كمك بعضي از عوامل مخالف را اجباراً قبول ميكند كه [FONT=B Nazanin]جمله ميتوان مهندس مهدي بازرگان را نام برد و بديهي است براي اين كه مساعدت [FONT=B Nazanin]را جلب كند و خود را وجيهالمله قلمداد كند، در بعضي موارد اعلاميههاي پليكپي [FONT=B Nazanin]تهيه و پخش ميكند با توجه به موارد معروضه پيشنهاد ميشود كه از طرف يكي از [FONT=B Nazanin]ساواك مشاراليه احضار و ضمن تحبيب از وي در صورتي كه امكان باشد شغلي به [FONT=B Nazanin]ارجاع كه ضمن اين كه درگير كار ميشود از نظر گذران زندگي خود و عايلهاش نيز [FONT=B Nazanin]درآمدي داشته باشد و به نظر ميرسد كه اين محبت و ارجاع شغل به وي در روحيهاش [FONT=B Nazanin]خواهد [FONT=Calibri].»
[FONT=B Nazanin]تلاش ساواك به نتيجه رسيد. طبق اظهار بيگلري در 10 مرداد [FONT=B Nazanin]خانواده وي ماهانه مبلغ چهل هزار ريال از ارتش مستمري دريافت ميدارند. اشتباه [FONT=B Nazanin]لطيف بيگلري اعتماد بيجاي وي به شاه بود. سخنان پر از دروغ محمدرضا پهلوي وي [FONT=B Nazanin]فريفته بود. لذا به نيت شاهدوستي و خدمت اقدام به تهيه گزارش عليه دزديها [FONT=B Nazanin]خيانتهاي سپهبد صنيعي كرده بود، غافل از آن كه سرمنشأ تمام ظلمها، بيعدالتيها [FONT=B Nazanin]فساد، زير سر شخص محمدرضا و خاندان وي ميباشد كه ساليان سال به همراه [FONT=B Nazanin]خارجي خود به ويژه آمريكا، سرمايههاي كشور ايران را به تاراج ميبردند. يكي [FONT=B Nazanin]نمونههاي روشن آن، تشكيل بنياد پهلوي [FONT=Arial,sans-serif]– [FONT=B Nazanin] امپراطوري تجارتي شاه و اطرافيان [FONT=Calibri]– [FONT=B Nazanin] [FONT=Calibri].
[FONT=B Nazanin]منبع مجله الكترونيكي دوران
[FONT=B Nazanin]بر اساس اسناد موجود، در رژيم شاه، ارتش از [FONT=B Nazanin]بود كه حيف و ميلها و سوءاستفادههاي نجومي در آن فراوان بود. البته در [FONT=B Nazanin]دستاندركاران ارتش بودند افرادي كه با سوءاستفاده سودجويان مخالفت ميكردند [FONT=B Nazanin]پرواضح است كه مخالفتهاي آنها تبعاتي چون زندان و اخراج از ارتش را نيز، در [FONT=B Nazanin] [FONT=Calibri].
[FONT=B Nazanin]سرهنگ لطيف بيگلري افسر ركن 4 ستاد فرماندهي نيروي زميني، نمونهاي [FONT=B Nazanin]مخالفان بود. بيگلري پس از تحقيقات فراوان و اطمينان از ميليونها تومان [FONT=B Nazanin]و حيف و ميل توسط معاون وقت وزارت جنگ سرلشكر اسدالله صنيعي و بازرس ويژه آن [FONT=B Nazanin]سرلشكر علي شجاعي در ارسال گزارشي در ارديبهشت سال 1342 به محمدرضا پهلوي، وي را
[FONT=B Nazanin]جريان كار قرار ميدهد.(1) بيشتر سوءاستفاده افراد ياد شده در تصرف اراضي عباس [FONT=B Nazanin]و ساختمانهاي احداث شده در مركز شهر و خريدهاي انجام شده از طريق دايره خريد
[FONT=B Nazanin]متفرقه بوده است. علاوه بر آن اطلاع داده شد كه سرلشكر صنيعي تبليغ بهائيگري [FONT=B Nazanin]ميكرده [FONT=Calibri].
[FONT=B Nazanin]پس از گذشت سه ماه ـ در 30 مرداد 1342 ـ وزير دربار شاهنشاهي [FONT=B Nazanin]نامهاي به سرهنگ لطيف بيگلري به وي اطلاع ميدهد كه گزارش مشروح ايشان توسط [FONT=B Nazanin]مورد مطالعه قرار گرفته و دستور داده تا ستاد بزرگ ارتشتاران و وزارت جنگ به [FONT=B Nazanin]گزارش رسيدگي كنند.( [FONT=Calibri])
[FONT=B Nazanin]وليكن [HIGHLIGHT=#ffff00]در پي دستور رسيدگي شاهانه، درجه سرلشكري صنيعي به [HIGHLIGHT=#ffff00] [FONT=B Nazanin]سپهبدي و از پست معاونت به وزارت جنگ ارتقاء داده [FONT=Calibri][HIGHLIGHT=#ffff00]!
[FONT=B Nazanin]بيگلري با مشاهده [FONT=B Nazanin]موجود با ارسال گزارشهايي، حسنعلي منصور نخستوزير وقت را مطلع ميكند. ليكن از [FONT=B Nazanin]هم نتيجهاي نمي [FONT=Calibri].
[FONT=B Nazanin]در پي اين گزارشها، رونوشت گزارش تاريخ 24 اسفند [FONT=B Nazanin]بيگلري به نخستوزير، به دست امام خميني(س) رسيد. كه طبق ادعاي ساواك شميرانات [FONT=B Nazanin]رونوشت توسط خود بيگلري به قم ارسال شده است. در گزارش ساواك تهران به رياست [FONT=B Nazanin]در ارتباط با عكسالعمل امام مي [FONT=Calibri]:
« [FONT=B Nazanin]آقاي روغني پيامي از طرف آقاي خميني [FONT=B Nazanin]آقاي دكتر صدر وزير كشور برده كه [وي] در تاريخ 1/2/43 در منزل شخصي معظمله [ [FONT=B Nazanin]خميني] ملاقات خصوصي انجام داده است كه خلاصه آن مذاكرات به شرح زير [FONT=B Nazanin] [FONT=Calibri].
[FONT=B Nazanin]حال پيغام، نامهاي را كه سرهنگ بيگلري افسر ستاد نيروي زميني (مبني [FONT=B Nazanin]بهائي بودن آقايان وزير جنگ و وزير آب و برق) براي آقاي خميني فرستاد [فرستاده [FONT=Calibri]] [FONT=B Nazanin]عيناً از طرف آقاي خميني به وزير كشور داده و ميگويد آقاي خميني گفتند قرار [FONT=B Nazanin]جناب عالي درباره سپهبد صنيعي كه ميگويند بهائي است، بررسي بفرمائيد نميدانم [FONT=B Nazanin]اين باره چه اقدامي فرمودهايد. فعلاً هم طبق مندرجات اين نامه مجدداً به [FONT=B Nazanin]ميگويند دو نفر از وزراي اين كابينه بهائي [FONT=Calibri].
[FONT=B Nazanin]آقاي وزير كشور در [FONT=B Nazanin]ميگويد از قول من به آقا سلام برسانيد و بگوئيد: اولاً انتظار نبود ملاقاتي كه [FONT=B Nazanin]هم به طور محرمانه صورت داديم با نظر خاصي برملا كنيد و... به ايشان بفرماييد [FONT=B Nazanin]نبايستي حقيقت داشته [FONT=Calibri].»
[FONT=B Nazanin]در 9 ارديبهشت 1343 دستور ارسال پرونده بيگلري [FONT=B Nazanin]ساواك به ضداطلاعات ارتش داده شد و در آنجا گزارشي براي شاه تهيه [FONT=Calibri]:
« [FONT=B Nazanin] [FONT=B Nazanin]نامبرده «لطيف بيگلري» به موجب نامههايي كه به مقامات مختلف اعم از لشكري و [FONT=B Nazanin]تقديم نموده است نسبتهايي به عدهاي از امراي ارتش و اهانتهايي به آنان نموده [FONT=B Nazanin]مراتب از طريق اداره دوم ستاد بزرگ ارتشتاران به شرف عرض همايوني رسيد و [FONT=B Nazanin]مبارك ملوكانه[!] چنين شرف صدور يافته است: «مگر حق دارد يك افسر اين اعمال
[FONT=B Nazanin]انجام دهد نامبرده تسليم دادگاه نظامي شود.» كه بدين ترتيب پرونده امر با 2539/342-12/2/43[FONT=Calibri] [FONT=B Nazanin]از وزارت جنگ به اداره دادرسي ارتش ارسال و براي رسيدگي به اين شعبه ارجاع شده [FONT=Calibri]. [FONT=B Nazanin]افسر موصوف احضار و مورد تحقيق قرار گرفت. ضمن تحقيقات معموله اعتراف به [FONT=B Nazanin]نامههاي مورد بحث نموده و در مرحله بازپرسي نيز عين همان كلمات و جملات موهن [FONT=B Nazanin]تكرار كرده [FONT=Calibri].»
[FONT=B Nazanin]دادگاه، لطيف بيگلري را مجرم شناخت و وي را به هجده ماه زندان [FONT=B Nazanin]و اخراج از ارتش محكوم كرد. بيگلري بيش از هر كس ميدانست كه گزارشهايش صحيح [FONT=B Nazanin]لذا در زندان و بعد از آن نيز با ارسال نامه به جاهاي مختلف به افشاگري خود [FONT=B Nazanin]داد. نامههاي بيگلري حتي رياست ساواك را نيز كلافه كرد. ايشان (رئيس ساواك) در [FONT=B Nazanin]از پينوشتهاي خود در 28 دي 1346 [FONT=Calibri]:
« [FONT=B Nazanin]اداره كل سوم تا كي بايد اين شخص [FONT=B Nazanin]مكاتبات [خود] كه آبرو و حيثيت اشخاص را با هوچيگري و فحاشي ميريزد، ادامه [FONT=B Nazanin]با نصيحت يا راهنماييهاي ديگر كه او را قانع كند خاتمه داده [FONT=Calibri].»
[FONT=B Nazanin]سال به [FONT=B Nazanin]وضع معيشتي بيگلري سختتر ميشود به گونهاي كه در 8 خرداد 1350 در يك صحبت [FONT=B Nazanin]تهديد مينمايد كه، در صورت عدم رسيدگي، بچههايش را آتش خواهد زد. بيگلري در [FONT=B Nazanin]گفتگو اظهار مي [FONT=Calibri]:
« [FONT=B Nazanin]مشغول مبارزه با فاسدين و اشخاصي كه وي را به اين [FONT=B Nazanin]انداختهاند ميباشد و چند روز است كه عريضه به شاهنشاه آريامهر نوشته و چند نفر [FONT=B Nazanin]امراي ارتش را نيز ملاقات نموده تا بلكه عريضه موردنظر را به حضور شاهنشاه [FONT=B Nazanin]كنند. چون آدم زنده بايد از حقوق خود دفاع نمايد من تا آخرين لحظه مبارزه خواهم [FONT=B Nazanin]و اگر باز هم مثل سابق به عريضه من جواب ندهند اين دفعه بچههايم را كه گرسنه [FONT=B Nazanin]آتش خواهم زد. خودم را نيز از بين خواهم برد. و يا اين كه در سفارتخانههاي [FONT=B Nazanin]و يا انگليس متحصن خواهم شد تا تكليف مرا روشن كنند چون داراي هفت سر عائله بوده [FONT=B Nazanin]در دو اتاق اجارهاي زندگي ميكنم. مدتي است كه صاحبخانه نيز اجارهاي از من [FONT=B Nazanin]است من بايد درد دل و گرفتاريهاي خود را به عرض شاه برسانم براي اين كه من [FONT=B Nazanin]اعتماد ايشان (شاه) مبارزه كردهام و با تمام مدارك موجود دزدي نكرده [FONT=Calibri].»
[FONT=B Nazanin] [FONT=B Nazanin]توجه اين كه نواب رئيس ساواك تهران در گزارشي به رياست ساواك در 20 آبان 1351، [FONT=B Nazanin]صريحاً صحت صحبتهاي بيگلري در مورد مبارزه ايشان با افراد سوءاستفاده كننده [FONT=B Nazanin]تأييد و پيشنهاد حل مشكل معيشتي وي را مطرح كرده است. نواب در اين گزارش [FONT=B Nazanin] [FONT=Calibri]:
« [FONT=B Nazanin]سوابق موجود حاكي است كه مشاراليه از سال 42 شروع به تهيه و [FONT=B Nazanin]گزارشهايي به مقامات مختلف لشكري و كشوري در مورد سوءاستفاده بعضي از افراد [FONT=B Nazanin]كه سرانجام منجر به اخراج وي از ارتش و چندين بار زنداني شدن مشاراليه شده [FONT=Calibri]. [FONT=B Nazanin]لطيف بيگلري روي ناراحتيهايي كه در سالهاي گذشته براي وي به وجود آمده و در [FONT=B Nazanin]درگيري با افراد سوءاستفاده كننده تمكن مالي و حقوق ماهيانه خود را از دست داده [FONT=B Nazanin]نحوي كه در حال حاضر طبق محتويات پرونده از نظر گذراندن زندگي در وضع [FONT=B Nazanin]نامناسبي به سر ميبرد و حتي كمك بعضي از عوامل مخالف را اجباراً قبول ميكند كه [FONT=B Nazanin]جمله ميتوان مهندس مهدي بازرگان را نام برد و بديهي است براي اين كه مساعدت [FONT=B Nazanin]را جلب كند و خود را وجيهالمله قلمداد كند، در بعضي موارد اعلاميههاي پليكپي [FONT=B Nazanin]تهيه و پخش ميكند با توجه به موارد معروضه پيشنهاد ميشود كه از طرف يكي از [FONT=B Nazanin]ساواك مشاراليه احضار و ضمن تحبيب از وي در صورتي كه امكان باشد شغلي به [FONT=B Nazanin]ارجاع كه ضمن اين كه درگير كار ميشود از نظر گذران زندگي خود و عايلهاش نيز [FONT=B Nazanin]درآمدي داشته باشد و به نظر ميرسد كه اين محبت و ارجاع شغل به وي در روحيهاش [FONT=B Nazanin]خواهد [FONT=Calibri].»
[FONT=B Nazanin]تلاش ساواك به نتيجه رسيد. طبق اظهار بيگلري در 10 مرداد [FONT=B Nazanin]خانواده وي ماهانه مبلغ چهل هزار ريال از ارتش مستمري دريافت ميدارند. اشتباه [FONT=B Nazanin]لطيف بيگلري اعتماد بيجاي وي به شاه بود. سخنان پر از دروغ محمدرضا پهلوي وي [FONT=B Nazanin]فريفته بود. لذا به نيت شاهدوستي و خدمت اقدام به تهيه گزارش عليه دزديها [FONT=B Nazanin]خيانتهاي سپهبد صنيعي كرده بود، غافل از آن كه سرمنشأ تمام ظلمها، بيعدالتيها [FONT=B Nazanin]فساد، زير سر شخص محمدرضا و خاندان وي ميباشد كه ساليان سال به همراه [FONT=B Nazanin]خارجي خود به ويژه آمريكا، سرمايههاي كشور ايران را به تاراج ميبردند. يكي [FONT=B Nazanin]نمونههاي روشن آن، تشكيل بنياد پهلوي [FONT=Arial,sans-serif]– [FONT=B Nazanin] امپراطوري تجارتي شاه و اطرافيان [FONT=Calibri]– [FONT=B Nazanin] [FONT=Calibri].
[FONT=B Nazanin]منبع مجله الكترونيكي دوران