پشت پرده کودتای هندوراس
ارسال شده: دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۸۸, ۱۲:۱۲ ب.ظ
خبرگزاري فارس: روش كودتاي هندوراس بخشي از دكترين جديد اوباما را تبيين مينمايد كه "قدرت هوشمند " خوانده ميشود. اين دكترين در پي آن است تا اهداف امپرياليستي خود را محقق سازد، بدون اينكه چهرهاي شيطاني از دولت مستقر در واشنگتن به نمايش در آيد.
به گزارش فارس، دكتر "اوا گولينگر "، فارغالتحصيل حقوق از دانشگاه نيويورك و دانشگاه نيومكزيك كه يكي از پايهگذاران ديوان كيفري بينالمللي در دادگاه لاهه است. از اين نويسنده و وكيل آمريكايي، كتابهايي چون "كد چاوز "، "جنگ واشنگتن بر عليه ونزوئلا " و "تقابل بوش و چاوز "، منتشر شدهاست. گولينگر با انتشار يادداشتي در پايگاه تحليلي "ونزوئلا فويا " (Venezuela Foia)، به تشريح ابعاد دخالت واشنگتن در كودتاي نظامي در هندوراس پرداخته است.
................ * * * ................
* وزارت امور خارجه آمريكا پيشاپيش از وقوع كودتا آگاهي داشت.
* وزارت امور خارجه و همچنين كنگره آمريكا، مشاوران و تأمينكننده مالي افراد و سازمانهاي هندوراسي بودند كه در كودتا ايفاي نقش كردند.
* پنتاگون آموزش، ظرفيتسازي و تأمين مالي و تجهيزاتي ارتش هندوراس را بر عهده داشته است و اين ارتش بود كه هم كودتا را به اجرا گذاشت و هم پس از آن در حال سركوب مردم هندوراس بوده است.
* در واقع "هوگو لورنس "، سفير آمريكا در هندوراس، از كساني بود كه بركناري رئيسجمهور "مانوئل سلايا " را از قدرت هماهنگ كرد و "توماس شانون "، معاون وزير امور خارجه آمريكا و "جان نگروپونته "، مشاور هيلاري كلينتون و سفير اسبق آمريكا در اين كشور وي را همراهي ميكردند.
* از همان اولين روز كودتا، دولت آمريكا از "دو طرف درگير " سخن به ميان آورده است و از لزوم برقراري "گفتگو " براي بازگردانيدن روند دموكراسي كه خود نوعا مشروعيتبخشي به كودتاگران است.
* وزارت امور خارجه آمريكا تا كنون قانونا از كودتا خواندن تحولات در هندوراس خودداري به عمل آورده است، حمايت مالي خود و يا تجارت با هندوراس را به تعليق در نياورده و هيچگونه اقدامي را كه دولت موقت را تحت فشار مؤثر قرار بدهد به انجام نرسانيده است.
* واشنگتن با دستاندازي در سازمان كشورهاي آمريكايي(OAS)، باعث شده است طول مدت مذاكراتي كه براي تصميمگيري در مورد آنچه كه براي بازگردانيدن فوري سلايا به جايگاهش ميبايست انجام پذيرد، طولانيتر شده و اين خود بخشي از استراتژي آمريكا است كه از يك سو براي مشروعيتبخشي به دولت كودتا و از سوي ديگر براي به فرسايش كشيدن مقاومت مردمي در برابر كودتا انجام مي شود.
* هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه آمريكا و سخنگويان وي پس از اينكه "اسكار آرياس "، رئيسجمهور كاستاريكا به عنوان ميانجي منصوب گرديد، ديگر از بازگشت سلايا به قدرت صحبت نكردند و هم اينك ديكتاتوري را كه به طور غير قانوني و با كودتا قدرت را غصب نموده است، "رئيسجمهور انتقالي " ميخوانند.
* استراتژي مذاكره با كودتاگران با هدف بياعتبار كردن سلايا از سوي باراك اوباما طراحي شد كه مقصر دانستن او را در حوادث پيش آمده و مشروعيت بخشيدن به كودتاگران را مد نظر داشت.
* نمايندگان كنگره آمريكا -اعم از دموكراتها و جمهوريخواهان- ديدار نمايندگاني از سوي كودتاگران را از واشنگتن سازماندهي كردند و از آنها در نهادهاي مختلف پايتخت آمريكا با تشريفات كامل استقبال به عمل آوردند.
* با وجود اينكه سناتور جمهوريخواه "جان مككين "، از طريق يك مؤسسه "لابي " ديدار نمايندگان كودتاگران را از واشنگتن سازمان داد، اما اينك "لاني ديويس " از موسسه "THE CORMAC GROUP " كه وكيل بيل كلينتون و از دوستان نزديك هيلاري كلينتون ميباشد، موضوع لابي كردن براي پذيرش عمومي دولت مستقر در هندوراس را در واشنگتن پيگيري مينمايد.
* "اتو رايش " و "روبرت كارمونا بورخاس " ونزوئلايي -وكيل قانوني "پدرو كارمونا " كه در كودتاي آوريل 2002 ونزوئلا نقش داشت- از واشنگتن صحنه را براي انجام كودتا در هندوراس آماده ساختند.
* تيمي كه از جانب واشنگتن صحنهآرائي انجام كودتا در هندوراس را طراحي كرده بود، شامل گروهي از سفراي آمريكا در آمريكاي مركزي ميشد كه به تازگي منصوب شدهاند و همگي متخصص بيثبات سازي در كوبا به شمار مي روند و همچنين "آدولفو فرانكو "، مسوول كوبا در برنامه كمكهاي بينالمللي آمريكا (USAID) نيز در اين شمار است.
................ * * * ................
هيچكس در مورد نقش آفريني واشنگتن در كودتايي كه بر عليه رئيسجمهور سلايا در 28 ژوئن گذشته در هندوراس به وقوع پيوست، هيچگونه ترديدي ندارد. بسياري از تحليلگران، رهبران و حتي رؤساي جمهور ديگر، اين موضوع را طرح كردهاند، اما در عين حال اغلب كوشش كردهاند باراك اوباما را در زمينه كودتا در هندوراس بيگناه جلوه داده و بقاياي دولت بوش در دولت فعلي و "باز "هايي را كه هنوز در راهروهاي كاخ سفيد پرسه ميزنند، مسوول واقعي بخوانند.
شواهد نشان ميدهد كه بله! همينطور است و "باز "ها و عوامل هميشگي كودتاها و خرابكاريها در آمريكاي لاتين، در اين ماجرا دست داشتهاند. اما همچنين مستندات بسياري وجود دارد كه بر نقش دولت اوباما هم دلالت دارد.
ديپلماسي جديد وزارت امور خارج آمريكا تحت عنوان "قدرت هوشمند " (Smart Power)، نقش اصلي را در هندوراس در دوران قبل از كودتا، حين كودتا و پس از كودتا ايفا نموده است.
سخنگويان وزارت امور خارجه در كنفرانس مطبوعاتي كه در روز اول ژوئيه برگزار كردند، اذعان داشتند كه در مورد كودتا آگاهي قبل از وقوع داشتند و با بخشهايي كه سرگرم برنامهريزي براي انجام آن بودند، كار ميكردند تا راهحل ديگري را پيدا كنند! همچنين اذعان داشتند كه مقامات ارشد وزارت امور خارجه نظير "توماس شانون "، معاون امور آمريكاي لاتين وزير امور خارجه آمريكا و همچنين "جيمز اشتاينبرگ "، معاون ديگر وزير امور خارجه، هفته قبل از كودتا از "تگوسيگالپا " ديدار كرده بودند و جلساتي را با مقامات نظامي و غير نظامي كه بعدا در كودتا شركت داشتند، برگزار نمودند. ميگويند هدف آنها متوقف نمودن كودتا بوده است، اما به هر صورت، اين اعمال فشار لفظي آنها با حمايت عملي از كودتاگران تطبيق نميكند.
پس از كودتا، هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا، در اظهاراتي كه روز يكشنبه 28 ژوئن انتشار يافت، تحولات به وقوع پيوسته را كودتا نخواند و خواستار باز گردانيدن قدرت به مانوئل سلايا نيز نشد. اضافه بر آن، همواره بر "دو طرف در گير در مناقشه " تأكيد ميورزيد و بدين ترتيب هم كودتاگران را مشروعيت ميبخشيد و هم گناه همه آنچه را كه رخ داده بود، رسما متوجه مانوئل سلايا مي كرد: «اقدامي كه بر عليه "مِل سلايا "، رئيسجمهور هندوراس انجام گرفت، نقض منشور دموكراتيك سازمان كشورهاي آمريكايي است و بايستي محكوم شود. از تمامي جناحها در هندوراس ميخواهيم به حاكميت قانون و نظام قانون اساسي احترام بگذارند، خواست دموكراتيك خود را مورد تأكيد قرار داده و براي حل مناقشات سياسي خود از طريق گفتگو و روشهاي مسالمتآميز متعهد باشند. هندوراس همان اصولي از دموكراسي را ميبايست در بر بگيرد كه حدود يك هفته قبل در اجلاس سازمان كشورهاي آمريكايي كه در همين كشور برگزار شد مورد تأكيد قرار داديم.»
و از همان هنگام، با وجود اينكه به طرق مختلف از "كودتا " در هندوراس ياد ميشد، اما وزارت امور خارجه آمريكا از كودتا خواندن آن احتراز ميكرد، زيرا در غير اين صورت ناگزير ميشد تمامي پشتيبانيهاي اقتصادي، سياسي و نظامي از اين كشور را به تعليق در آورد. در اول ژوئيه سخنگويان وزارت امور خارجه به طريق ذيل اعلام موضع كردند: «در خصوص كودتا بهتر اين است كه گفته شود تلاشي هماهنگ بين نظاميان و برخي عناصر كشوري. مشخص است كه اين نظاميان بودند كه بركناري با توسل به زور رئيسجمهور را به اجرا در آوردند و تلاش كردند نظم عمومي را نيز در جريان اين فرايند حفظ كنند، اما براي اينكه اين تحول يك كودتا و فراتر از يك شورش و نافرماني باشد، بايستي انتقال قدرت به نظاميان صورت گرفته باشد. در اين جا كنگره، از طريق سوگند دادن رئيس آن، "ميچلتي " به عنوان رئيسجمهور هندوراس نشان ميدهد كه كنگره و عناصر مهم آن نقش مهمي را در اين تحول ايفا نموده اند.»
اين موضع مبهم، وقايع هندوراس را به واسطه قطع روند دموكراسي در آن كشور محكوم ميكند، اما آن را كودتا نمينامد و بازگشت رئيسجمهور سلايا را مطالبه نميكند و همچنين پس از ملاقات هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه آمريكا با رئيسجمهور سلايا در تاريخ 7 ژوئيه، چنين بيان مي دارد: «ما ديدار سازندهاي با رئيسجمهور سلايا داشتيم. تحولات 9 روز گذشته در هندوراس را مورد بحث قرار داديم و گامهايي را كه ميبايست برداشته شوند، مرور كرديم. براي او موضع آمريكا را مبني بر حمايت از بازگشت به نظام قانون اساسي در هندوراس را مورد تأكيد مجدد قرار دادم. همچنان از تلاشهاي منطقهاي توسط سازمان كشورهاي آمريكايي براي دست يافتن به راهحلي مسالمتآميز منطبق بر قواعد منشور دموكراتيك، حمايت مي كنيم. از همه جناحها ميخواهيم دست به اقدامات خشونتآميز نزنند و از طريق گفتگو در پي يافتن راهحلي مسالمتآميز و منطبق بر قانون اساسي باشند كه در مقابل اختلافات جدي پديدار شده در هندوراس، از ثبات برخوردار باشد. به اين منظور و براي اينكه مذاكرات برقرار گردد، ما با تمامي شركاي خود در اين نيمكره كار كردهايم تا بتواند از طريق گفتگو به راهحلي مسالمتآميز براي وضعيت فعلي منجر بشود.»
كاملا روشن بود. پس از اين ديدار، آمريكا ديگر در پي بازگردانيدن سلايا به مسند خود نبود، بلكه در پي ايجاد "مذاكره " با كودتاگران بود كه در نهايت در جهت منافع آمريكا قرار ميگرفت. منابع نزديك به سازمان كشورهاي آمريكايي تأكيد دارند، يك هيأت عاليرتبه از آمريكا در جلسه مورخه 4 ژوئيه در مقر اين سازمان، فشار زيادي را بر كشورهاي ديگر وارد آورد تا يك راهحل از طريق مذاكره را كه الزاما متضمن بازگردانيدن سلايا به رياست جمهوري هندوراس نميباشد، بپذيرند.
اين شيوه منحرف ساختن بحث، دستكاري موضوع و اينگونه وانمود كردن كه موضعي را اتخاذ كردهاند، در حالي كه عملكردها خلاف آن را نشان ميدهند، بخشي از دكترين جديد اوباما را تبيين مينمايد كه "قدرت هوشمند " خوانده ميشود. اين دكترين در پي آن است تا اهداف امپرياليستي خود را محقق سازد، بدون اينكه چهرهاي شيطاني از دولت مستقر در واشنگتن به نمايش در آيد.
"قدرت هوشمند " در واقع ظرفيت تركيب قدرت سخت با قدرت نرم است تا يك پيروزي استراتژيك بدست آورد. "قدرت هوشمند " به نحو استراتژيكي از ديپلماسي، اغوا، ايجاد ظرفيتها، نمايش قدرت نظامي، اقتصادي و سياسي، و اعمال نفوذهاي امپرياليستي به نحو مؤثري استفاده به عمل مي آورد كه در عين حال با مشروعيت سياسي و اقتصادي همراه است.
اين دكترين اصالتا تركيبي است از قدرت نظامي با تمام اشكال ديپلماسي، كه با تمركز بر اصل ترويج دموكراسي، به جاي تعرض نظامي به صورت تاكتيكي، در سرنوشت ديگر ملتها اعمال نفوذ خود را به انجام ميرساند.
* * * سفير آمريكا
روزنامهنگاري به نام "ژانگي آلار "، ريشهها و اصالت "هوگو لورنس "، سفير فعلي آمريكا در هندوراس، را برملا كرده است. طبق گزارش آلار، هوگو لورنس، در كوبا به دنيا آمده است و ورود وي به آمريكا بخشي از طرح عملياتي "پيتر پن "(Peter Pan) بوده است. وي متخصص در امر تروريسم است و كاخ سفيد در زمان "جورج بوش " در سال 2002، وي را زيرك تشخيص داده و براي پست مديريت امور كشورهاي "آند "(شامل كشورهاي كلمبيا، پرو، اكوادور، بوليوي، شيلي، و آرژانتين) در شوراي ملي امنيت در واشنگتن جذب نمود و بدين ترتيب وي به مشاور ويژه رئيسجمهور در امور مربوط به ونزوئلا نيز تبديل شد. كودتاي 2002 بر عليه چاوز زماني اتفاق افتاد كه وي تحت مديريت "اتو رايش "، معاون وزير امور خارجه در امور نيمكره غربي و همچنين "اليوت آبرامز " جنجال برانگيز خدمت ميكرد.
در ژوئيه 2008، لورنس به عنوان سفير در هندوراس تعيين شد. در 4 ژوئن، لورنس به مطبوعات هندوراس چنين اظهار داشت: هيچكس براي اينكه قانون اساسي ديگري را ايجاد نمايد نميتواند قانون اساسي را نقض كند، زيرا اگر قانون اساسي نداشته باشيم قانون جنگل احيا ميشود. اين اظهارات زماني بيان شدند كه مراجعه به آراء عمومي براي تشكيل مجلس مؤسسان مطرح بود و در 28 ژوئن، اگر كودتا بر عليه رئيسجمهور سلايا به وقوع نميپيوست، بايستي برگزار ميگرديد. اظهارات لورنس نه تنها موضع وي را در قبال همهپرسي عيان ميسازد بلكه حاكي از دخالت وي در امور داخلي هندوراس نيز ميباشد. اما لورنس در منطقه تنها نبود. پس از انتصاب وي به عنوان سفير آمريكا در هندوراس كه مشخصا براي خنثي نمودن گسترش دولتهاي مستقل و چپگرا در منطقه و ظهور يك قدرت منطقهاي به نام گروه "آلبا " انجام گرفته بود، واشنگتن سفراي ديگري را در كشورهاي همسايه منصوب نمود كه همگي متخصص بيثباتسازي و عمليات رواني بشمار ميرفتند.
نخست، "رابرت بلو " در تاريخ دوم ژوئيه 2008 به عنوان دومين ديپلمات آمريكايي از اين طيف در السالوادور مشغول بكار ميشود. در ژانويه سال جاري، بلو به عنوان كاردار موقت تعيين ميشود. پيش از اعزام به السالوادور، بلو متعاقب 2 سال تجربهاندوزي به عنوان مشاور سياسي دفتر حافظ منافع آمريكا در هاوانا، به عنوان معاون امور كوبا در وزارت امور خارجه مشغول بكار بود. عملكرد وي در قبال مخالفان دولت كوبا در آنجا به قدري مؤثر واقع شده بود كه وزارت امور خارجه به پاس فعاليت او در كنار نيروهاي مخالف و ضد انقلاب كوبا به وي نشان عالي "جيمز كلمنت دان " را اعطا نمود. لورنس و بلو به سبب سابقه همكاري در تيم "اتو رايش " در وزارت امور خارجه آمريكا، دوستان قديمي يكديگر بودند.
پس از آنها، در 5 اوت 2008، "استفن مكفارلند " به عنوان سفير آمريكا در گواتمالا منصوب شد. مكفارلند فارغالتحصيل دانشگاه جنگ در ايالات متحده و به عنوان نفر دوم تفنگداران دريايي آمريكا در عراق نيز سابقه خدمت داشت. وي همچنين نفر دوم سفارت آمريكا در ونزوئلا، در زمان سفارت "ويليام براونفيلد " در اين كشور كه حمايت مالي و سياسي از مخالفان چاوز را به نحو هشدار دهندهاي افزايش داده بود، محسوب ميشد. مكفارلند در سفارت آمريكا در پاراگوئه نيز خدمت كرده است و در آن زمان ساخت پايگاه نظامي پنتاگون در اين كشور را مورد حمايت قرار داد. مكفارلند همچنين مديريت امور كوبا در وزارت امور خارجه آمريكا را بر عهده داشته است و به عنوان متخصص "انتقال دموكراتيك قدرت، حقوق بشر و امنيت " كسب وجهه نموده است.
"رابرت كالاهان " نيز در اوائل ماه اوت به سفارت آمريكا در "ماناگوا "، پايتخت نيكاراگوئه منصوب شد. وي در سفارتخانههاي آمريكا در بوليوي و كاستاريكا خدمت كرده است. در سال 2004 به عنوان وابسته مطبوعاتي در سفارت آمريكا در بغداد به عراق اعزام شده بود. در بازگشت يك دفتر تبليغاتي و امور مطبوعات براي مديريت ملي اطلاعات كه در آن هنگام در واشنگتن تازه تأسيس بود و در حال حاضر نيز قدرتمندترين نهاد اطلاعاتي آمريكا محسوب ميگردد، ايجاد نمود.
اين سفرا كه همگي متخصص در امور كودتا، بيثبات سازي و تبليغات ميباشند، به طور دستهجمعي زمينه را براي وقوع كودتا در هندوراس بر عليه "مانوئل سلايا " آماده نمودند.
* * * تأمين مالي كودتاچيان
درست يك ماه قبل از كودتا بر عليه رئيسجمهور مانوئل سلايا، ائتلافي بين سازمانهاي مردمنهاد مختلف، تجار و صاحبان صنايع، احزاب سياسي، كليساي كاتوليك و رسانهها ايجاد شد كه آن را "اتحاد دموكراتيك مدني " خواندند. تنها هدف آنها، ساقط ساختن رئيسجمهور مانوئل سلايا و ممانعت از اين بود كه براي تشكيل مجلس مؤسساني كه منجر به بلند شدن صداي مردم و مشاركتشان در فرايند سياسي كشور گردد، راهي گشوده شود.
"اتحاد دموكراتيك مدني " هندوراس تركيبي است از سازمانهايي نظير: شوراي ملي مقابله با فساد، اسقف اعظم شهر "تگوسيگالپا "(پايتخت هندوراس)، شوراي بخش خصوصي در هندوراس، شوراي اساتيد دانشگاه، كنفدراسيون كارگران هندوراس ، مجمع ملي همگرايي، فدراسيون ملي تجار و صنايع هندوراس، اتحاديه وسايل ارتباط جمعي، گروه صلح و دموكراسي و همچنين گروه دانشجويي نسلي براي تغيير. اغلب اين سازمانها از 50 ميليون دلاري كه سازمان كمكهاي بشردوستانه آمريكا (USAID) و سازمان آمريكايي اعطاي ملي براي دموكراسي (NED) به طور ساليانه تحت عنوان توسعه دموكراتيك در هندوراس هزينه ميكردند، بهرهمند ميشدند. عملا گزارشي از USAID در مورد تأمين مالي و نحوه كاري كه با شوراي بخش خصوصي در هندوراس به انجام رسيده است بر نقش كمرنگ USAID تأكيد ميورزد؛ امري كه در نهايت موجب افزايش اعتبار آن شورا به عنوان يك نهاد هندوراسي و نه بازوي اجرايي USAID شد.
سخنگويان "اتحاد دموكراتيك مدني " به نمايندگي از به قول خودشان "جامعه مدني " هندوراس، در يك كنفرانس مطبوعاتي كه در روز 23 ژوئن - يعني 5 روز قبل از كودتا بر عليه مانوئل سلايا - برگزار شد، گفتند اطمينان دارند كه نيروهاي نظامي به وظايف خود براي دفاع از قانون اساسي و حاكميت قانون، صلح و دموكراسي عمل خواهند كرد.
هنگامي كه كودتا در روز 28 ژوئن واقع شد، اين گروه جزء اولينهايي بودند كه براي نفي وقوع آن وارد ميدان شدند و اظهار داشتند آنچه كه اتفاق افتاده "كودتا " نبوده است، بلكه نجات دموكراسي از چنگال مانوئل سلايايي است كه تنها جرمش اين بود كه ميخواست به مردم بيان، ديد و مشاركت اعطا كند. اتحاد دموكراتيك مدني همچنين به نمايندگي از بخشهايي كه از طبقات متوسط به بالا خوانده ميشود، تمامي بخشهايي را كه از مانوئل سلايا حمايت مي كردند "عوام " ميخواندند.
مؤسسه جمهوريت بينالملل كه از طريق NED تأمين مالي ميشود، در سال 2009 بيش از 2/1 ميليون دلار دريافت داشت تا با بخشهاي سياسي هندوراس كار كند. كاري كه اين مؤسسه انجام ميدهد عبارت از كمك به استقرار مراكزي براي هدايت افكار و ايجاد گروههاي فشار براي نفوذ در احزاب سياسي هندوراس بوده است و اينكه "هر ابتكار عملي را كه منجر به موضعگيري سياسي در مبارزات انتخاباتي 2009 بشود مورد حمايت قرار ميدهد ". اين يك دخالت آشكار است كه در سياستهاي داخلي هندوراس به وقوع ميپيوندد و مدركي است دال بر چگونگي تأمين مالي كودتاچيان توسط NED.
* * * لابي واشنگتن
"جان مككين "، سناتور جمهوريخواه و كانديداي پيشين رياست جمهوري آمريكا، براي هماهنگي ديدار هيأت نمايندگي كودتاچيان از واشنگتن در روزهاي گذشته كمك بسياري كرد. مككين به واسطه مواضع سختش بر عليه ونزوئلا و بوليوي و همچنين ساير كشورهاي منطقه كه ضد امپرياليست بشمار ميروند، اشتهار داشته و روابط تنگاتنگي نيز با مافياي كوبايي مستقر در ميامي دارد. مككين همچنين رئيس مؤسسه بينالمللي جمهوريخواهان است كه يكي از تأمينكنندگان مالي كودتاچيان بوده است. مككين همچنين امكانات "گروه كورماك "، شركت لابي خود را، براي برپايي كنفرانس مطبوعاتي در مورخه 7 ژوئن در اختيار گروه كودتاچي قرار داده بود.
اما فراتر از ارتباط جمهوريخواهان با كودتاچيان هندوراس، بين دولت دموكرات "باراك اوباما " و كودتاچيان نيز رابطه وجود دارد. "لني ديويس "، وكيل، از طرف ستاد هندوراسي "شوراي اصناف آمريكاي لاتين " استخدام شد تا با لابي كردن به سود كودتاچيان، افراد قدرتمند در واشنگتن را متقاعد سازد دولت موقت كودتا را بپذيرند و آن را به رسميت بشناسند. لني ديويس، زماني كه "بيل كلينتون " در كاخ سفيد بود، وكيل وي و از دوستان نزديك هيلاري كلينتون بشمار ميرود. ديويس در حال حاضر سرگرم طراحي يك طرح تهاجمي ديپلماتيك و همچنين رسانهاي به نفع كودتاچيان است و شامل اقداماتي براي درج آگهيهاي تبليغاتي در مطبوعات آمريكا، سازماندهي جلساتي بين نمايندگان كودتاچيان و اعضاي مختلف كنگره آمريكا و همچنين اعضاي دولت باراك اوباما نيز ميباشد.
اين شوراي اصناف آمريكاي لاتين كه متشكل از تجار آمريكاي لاتيني است، محرك بيشترين تعداد سوءقصدها بر عليه جنبشهاي مردمي در آمريكاي لاتين بوده است. به عنوان مثال، نماينده فعلي ونزوئلا در اين شورا، "مارسل گرانيه "، رئيس شبكه تلويزيوني RCTV ميباشد كه همان شبكهاي است كه تلاش كرد به كودتا بر عليه چاوز مشروعيت بخشد. به عنوان بخشي از اين تلاش، آنها موفق شدند جلسهاي ويژه با كميته روابط خارجي كنگره آمريكا داشته باشند كه در آن اعضاي كنگره آمريكا از هر دو حزب جمهوريخواه و دموكرات حضور داشتند؛ افرادي نظير "مايكل شيفتر "، از گروه "گفتگوي درون قارهاي آمريكا " در واشنگتن، "گيرمو پرز كادالسو "، وزير خارجه اسبق و از قضات ديوان عالي هندوراس و "اتو رايش "، آمريكايي-كوبايي مشهور كه در اغلب عمليات بيثبات سازي بر عليه دولتهاي چپگرا در آمريكاي لاتين از سالهاي 1980 تا كنون دست داشته است. در نتيجه چنين جلسهاي بود كه كنگره آمريكا هم اكنون در حال بررسي قطعنامهاي است كه مشروعيت دولت مستقر در هندوراس را مورد شناسايي قرار خواهد داد.
نتيجه ديگر لابيگري لني ديويس، جلسهاي بود كه در "شوراي قاره آمريكا " در تاريخ 9 ژوئن برگزار گرديد و در آن "جيم سويگرت "، مدير برنامههاي آمريكاي لاتين و كارائيب در " مؤسسه ملي دموكراتها " كه توسط NED تأمين مالي ميشود، "كريس اركوس "، سفير پيشين آمريكا در هندوراس و "آدولفو فرانكو "، مدير سابق USAID براي آمريكاي لاتين و كارائيب كه مسوول برنامه "دوره انتقال " براي كوبا بوده است، حضور داشتند. اين سه تن، اكنون به عنوان مشاوران اوباما در مورد هندوراس مشغول به كار شدهاند. فرانكو كه همچنين مشاور سياسي سناتور جان مككين در ايام مبارزات انتخاباتياش در سال 2008 بود، متهم به فساد به سبب سوء مديريت منابع مالي USAID در برنامه ترويج دموكراسي در كوباست، كه بخش عمده آن به گروههايي در ميامي نظير "كميته كوباي آزاد " و همچنين "مؤسسه مطالعات كوبا " در ميامي پرداخت شد، بدون اينكه هيچگونه روند بازنگري و شفافسازي را طي كرده باشد.
* * * باز هم نگروپونته و رايش
بسياري از اشخاص هستند كه در مورد نقش "جان نگروپونته "، سفير سابق آمريكا در هندوراس، چيزهايي ميدانند. نظير اين كه در دهه 1980 گروههاي شبهنظامي موسوم به "كُنترا "ها و جوخههاي مرگ را بر عليه جنبشهاي چپگرا در آمريكاي مركزي هدايت ميكرد. نگروپونته در دولت جورج بوش مناصبي را كسب كرد، از جمله سفير آمريكا در عراق، سفير آمريكا در سازمان ملل متحد، مدير ملي اطلاعات و نهايتا معاون "كاندوليزا رايس " وزير امور خارجه آمريكا شد. وي هنگامي كه وزارت امور خارجه آمريكا را ترك كرد به بخش خصوصي رفت و به او پست معاونت رئيس يك شركت مشاورهاي پر نفوذ در واشنگتن، موسوم به "مكلارتي و شركا " پيشنهاد شد و نگروپونته آن را پذيرفت.
"مكلارتي و شركا " مشهور به "مك "، توسط "توماس مكلارتي "، رئيس هيأت وزيران در دولت بيل كلينتون پايهگذاري شد كه در آن هنگام وي همچنين سفير ويژه رئيسجمهور براي امور آمريكاي لاتين محسوب ميشد. در حال حاضر، مكلارتي قدرتمندترين شركت مشاورهاي را در واشنگتن مديريت ميكند. تا سال 2008، "مكلارتي و شركا " همچنين "كيسينجر-مكلارتي و شركا " خوانده ميشد، زيرا اين دو با يكديگر متحد شده بودند و اين خود بيانگر اتحاد سياسي بين بخشهاي جمهوريخواه و دموكرات در آمريكا ميباشد.
در مسؤوليت جديد، جان نگروپونته، مشاور سياست خارجي وزارت امور خارجه خانم هيلاري كلينتون است. به ياد داشته باشيم كه هوگو لورنس، سفير آمريكا در هندوراس، در بخش اعظمي از دوران خدمتش تحت مديريت جان نگروپونته كار كرده است.
اتو رايش، اكنون چند سالي ميشود كه درگير مبارزه با مانوئل سلايا ميباشد. سلايا در آوريل 2009 او را در دادگاه تحت تعقيب قرار داد. زيرا رايش علنا وي را متهم كرده بود 100 ميليون دلار از "هندوتل " (HonduTel)، شركت دولتي مخابرات هندوراس، اختلاس كرده بوده است. رايش در آن هنگام براي يك شركت خصوصي لابيگري ميكرد كه مايل بود "هندوتل " به بخش خصوصي واگذار شود. اكنون با بركناري سلايا و در رأس قدرت قرار گرفتن يكي از صاحبان صنوف در هندوراس، امكان دارد كه رايش به معامله چند ميليون دلاري خود دست پيدا كند.
رايش با همراهي يك ونزوئلايي به نام "روبرت كارمونا بورخاس " كه وكيلي متخصص در موضوعات نظامي است و در كودتاي 2002 ونزوئلا بر عليه چاوز ايفاي نقش نمود، سازماني را در واشنگتن موسوم به "بنياد آركاديا " بنا نهاد. گفته ميشود كارمونا بورخاس در طول كودتاي آوريل 2002 در كاخ "ميرافلورس " با "پدرو كارمونا " كه خود را در جايگاه چاوز نشانده بود، همراه بود و سپس هنگامي كه كاخ توسط گارد ويژه رياست جمهوري تصرف شد، همراه وي گريخت و از آن زمان در واشنگتن زندگي ميكند.
از سال گذشته تا كنون، رايش و كارمونا بورخاس، مبارزه با مانوئل سلايا را آغاز كردهاند و با تمركز بر موضوعاتي نظير فساد، از ميكروفيلمهايي درباره فساد، آزادي بيان و تغييرات در هندوراس استفاده به عمل ميآورند. كارمونا بورخاس در ماههاي اخير مكررا به هندوراس سفر كرده است و به ويژه موضوع كودتاي "فني "را نيز با عوامل آن مطرح كرده بود. يكي از آنها، "رامون كوستوديا "، دادستان هندوراس است كه در اوائل ژوئن گفته بود "كودتا امكاني است كه در هر صحنه سياسي ممكن است اتفاق بيفتد ".
پس از وقوع كودتا در تاريخ سوم ژوئيه بود كه كارمونا بورخاس در جمع كودتاچيان در هندوراس ظاهر شد و نقش وي در فراهمسازي زمينه خروج سلايا از قدرت و انتقال قدرت به "روبرتو ميچلتي " مورد تقدير قرار گرفت.
* * * قدرت نظامي
آمريكا حضور نظامي قدرتمندي در پايگاه "سوتو كانو " (Soto Cano)، در 97 كيلومتري پايتخت هندوراس دارد كه از سال 1981، زمان زمامداري "رونالد ريگان " به اين سو، عملياتي بوده و تداوم داشته است. در دهه 1980، پايگاه "سوتو كانو " براي اجراي عمليات "كُنترا "ها مورد استفاده "اليور نورث " قرار داشت. كُنتراها نيروهاي شبهنظامي بودند كه توسط سازمان "سيا " آموزش ديده و تأمين مالي ميشدند و مسووليت داشتند بر عليه جنبشهاي چپ در آمريكاي مركزي و به ويژه "ساندينيست "ها در نيكاراگوئه، اقدامات جنگي انجام دهند. از پايگاه "سوتو كانو " بود كه گروه "كنتراها حملات تروريستي خود را به اجرا در ميآورد و جوخههاي مرگ و مأموريتهاي ويژهاي كه در نتيجه هزاران مورد قتل، نقص عضو، شكنجه، مجروح و مرعوب در آمريكاي مركزي باقي گذاشت. جان نگروپونته، سفير وقت آمريكا در هندوراس، همراه با اوليور نورث و اتو رايش اين عمليات كثيف را هدايت ميكردند.
اين پايگاه همچنين مورد استفاده سازمان "سيا " قرار گرفت تا كودتا بر عليه "حاكوبو اربنز " در گواتمالا را با اجرا بگذارد.
پايگاه "سوتو كانو "، مقر نيروهاي عمليات مشترك آمريكا تحت عنوان "براوو "(Bravo) است كه مركب است از نيروهاي ارتش، نيروي هوايي، نيروهاي امنيتي مشترك و گروه نخست از هنگ 228 نيروي هوايي آمريكا، شامل 600 نفر پرسنل، 18 هواپيماي جنگي، هليكوپترهاي "بلك هاوك " و "چينوك ". پايگاه سوتو كانو همچنين مقر آموزشهاي هوايي هندوراس ميباشد و بيش از 650 تن از اتباع هندوراس و آمريكا در تأسيسات آن زندگي ميكنند.
قانون اساسي هندوراس به نيروهاي نظامي خارجي قانونا اجازه حضور در اين كشور را نميدهد، اما موافقتي دو جانبه بين واشنگتن و هندوراس حضور با اهميت و استراتژيك صدها تن از نظاميان آمريكايي را در اين پايگاه امكانپذير ساخته است كه توافقي "نيمه دائمي " محسوب ميگردد. اين توافق بر مبناي كمك نظامي اعطايي آمريكا به هندوراس در سال 1954 انجام گرفته است. همه ساله آمريكا صدها ميليون دلار كمك نظامي و اقتصادي براي هندوراس كه سومين كشور فقير نيمكره غربي بشمار ميرود به تصويب ميرساند.
اين توافق كه حضور نظامي آمريكا در اين كشور آمريكاي مركزي را امكانپذير ساخته است ميتواند بدون هر گونه اطلاع از قبل متوقف گردد و در 31 ماه مه 2008 بود كه "مانوئل سلايا " اعلام كرد كه پايگاه "سوتو كانو " به پروازهاي غير نظامي اختصاص خواهد يافت و هزينه بناي ترمينال غير نظامي آن را صندوق "گروه آلبا " تأمين كرد.
همچنين هر دو ژنرالي كه بيشترين نقش را در كودتا بر عليه سلايا به اجرا گذاشتند فارغالتحصيل "مدرسه آمريكاييها " (School of Americas - كه به آموزش افسران نظامي از سراسر قاره آمريكاي لاتين ميپردازد و به مدرسه ديكتاتورها مشهور است) بوده و روابط تنگاتنگي با نظاميان آمريكايي در هندوراس دارند. ژنرال "لوئيس خاوير پرينسه سوآسو "، فرمانده نيروي هوايي هندوراس، در سال 1996 از مدرسه آمريكاييها فارغالتحصيل شده است. ژنرال "رومئو واسكز "، رئيس ستاد ارتش نيز كه در 24 ژوئن به دليل سرپيچي از فرمان توسط مانوئل سلايا بركنار شده بود و متعاقبا چند روز بعد نقش اصلي را در انجام كودتاي نظامي بر عهده گرفت، فارغالتحصيل همان مدرسه است. هر دو افسر هندوراسي ارتباط نزديكي با پنتاگون و نيروهاي نظامي آمريكا در "سوتو كانو " دارند.
گفتني است "چارلز فورد "، سفير آمريكا در هندوراس كه در سپتامبر 2008 تغيير كرد، به ستاد فرماندهي جنوب ارتش آمريكا در ميامي منتقل شد تا در مورد آمريكاي لاتين طرف مشورت پنتاگون قرار گيرد.
نظاميان هندوراسي توسط ارتش آمريكا تأمين مالي شده، آموزش ميبينند، تغذيه فكري و فرماندهي ميشوند و تفكر آنها بر عليه دكترين چپ و سوسياليزم فرم گرفته است. به همين دليل اقدام بر عليه مانوئل سلايا، عاليترين فرمانده آنها، اين قدر آسان انجام گرفته است. چرا كه او را به عنوان بخشي از تهديد چپگرايان ميديدند كه سالها بود بر ضد آنها مبارزه ميكردند.
تمامي اين شواهد، همراه با شواهد ديگري كه در آينده به دست خواهد آمد، نقش روشن آمريكا در كودتا بر عليه رئيسجمهور سلايا را به اثبات ميرساند.