شهيد محمد عبدي
ارسال شده: پنجشنبه ۲ مهر ۱۳۸۸, ۴:۵۸ ب.ظ
وی قـبـرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است
بنویسید زمـیــن کوچه سرگـردانی است
او دراین معبـر پر حادثـه عـابـر بوده است
مدح گویی و ثناخوانی اگر دینداری است
بنویسید در این مرحله کـافـر بـوده است
غـزل هـجـرت من را همه جـا بنویسـیـد
روی قـبـرم بنویسید مسافر بـوده است
در روز 27 ارديبهشت ماه سال 1355 محمد عبدي در جمع گرم خانواده چشم به جهان گشود. دوساله بود كه بر دوش پدر در تظاهرات شركت ميكرد، دوران شيرين كودكي را در روزهاي پرشور انقلاب گذراند. محمد هنوز به مدرسه نرفته بود كه در حسينيه جماران به دستان نوازشگر و پر بركت امام خميني بوسه زد و از همانجا، گرماي نور ولايت را حس كرد. دوران ابتدائي و راهنمايي را با نشاط نوجواني طي كرد و در سال دوم راهنمايي رسماً به عضويت پايگاه مقاومت درآمد و نقش فعالي را در امور فرهنگي-علمي ايفا نمود. پس از فارغالتحصيلي محمد مشتاقانه شغل هدايت نوجوانان را در دست گرفته و در سمت امور پرورشي مدرسه قرار گرفت. عبدي درسال 1374 به عنوان مسئول روابط عمومي پايگاه شهيد ضرغامي مشغول خدمت گشت. جاذبههاي رفتاري و اخلاقي او درنزد نوجوانان از وي معلمي آگاه و توانمند ساخته بود تا آنجا كه در سال 1376 به فرماندهي بسيج نوجوانان حوزه مقاومت 12 برگزيده شد و شرق تهران را ميدان عمليات تربيتي و پرورشي خويش قرار داد. محمد همزمان با فعاليتهاي فرهنگي در منطقه در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و سپس در واحد تخريب سد كرخه سپاه پاسداران مشغول خدمت شد. در نهايت در مرداد ماه سال 1377 جامه سبز نيروي انتظامي را بر تن نمود و به شهرستان ايرانشهر از توابع استان سيستان و بلوچستان اعزام شد. محمد در واحد اطلاعات عمليات ايرانشهر تحول عظيمي را ايجاد نمود و يكبار از ناحيه پا توسط اشرار مجروح گشت. عبدي كه گوهر ناب وجودش را از ميان امواج پرتلاطم دنيا به ساحل يقين رسانده بود همچون ياس كبود علي (ع) از پيش، دوستان را از چگونگي شهادت خود مطلع كرد. سرانجام وعدهاش تجلي يافت ودر ساعت 8 صبح روز جمعه 16 بهمن سال 1377 در يك عمليات تعقيب و گريز قاچاقچيان تيري به سينه اش اصابت نمود و راه آسمان را بر وي گشود. ذكر يا حسين آخرينش در قلب دشت "مسور" پيچيد و در آستانه ايام فاطميه محمد را ميهمان صديقه (س) نمود.
منبع: [External Link Removed for Guests]
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است
بنویسید زمـیــن کوچه سرگـردانی است
او دراین معبـر پر حادثـه عـابـر بوده است
مدح گویی و ثناخوانی اگر دینداری است
بنویسید در این مرحله کـافـر بـوده است
غـزل هـجـرت من را همه جـا بنویسـیـد
روی قـبـرم بنویسید مسافر بـوده است
در روز 27 ارديبهشت ماه سال 1355 محمد عبدي در جمع گرم خانواده چشم به جهان گشود. دوساله بود كه بر دوش پدر در تظاهرات شركت ميكرد، دوران شيرين كودكي را در روزهاي پرشور انقلاب گذراند. محمد هنوز به مدرسه نرفته بود كه در حسينيه جماران به دستان نوازشگر و پر بركت امام خميني بوسه زد و از همانجا، گرماي نور ولايت را حس كرد. دوران ابتدائي و راهنمايي را با نشاط نوجواني طي كرد و در سال دوم راهنمايي رسماً به عضويت پايگاه مقاومت درآمد و نقش فعالي را در امور فرهنگي-علمي ايفا نمود. پس از فارغالتحصيلي محمد مشتاقانه شغل هدايت نوجوانان را در دست گرفته و در سمت امور پرورشي مدرسه قرار گرفت. عبدي درسال 1374 به عنوان مسئول روابط عمومي پايگاه شهيد ضرغامي مشغول خدمت گشت. جاذبههاي رفتاري و اخلاقي او درنزد نوجوانان از وي معلمي آگاه و توانمند ساخته بود تا آنجا كه در سال 1376 به فرماندهي بسيج نوجوانان حوزه مقاومت 12 برگزيده شد و شرق تهران را ميدان عمليات تربيتي و پرورشي خويش قرار داد. محمد همزمان با فعاليتهاي فرهنگي در منطقه در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و سپس در واحد تخريب سد كرخه سپاه پاسداران مشغول خدمت شد. در نهايت در مرداد ماه سال 1377 جامه سبز نيروي انتظامي را بر تن نمود و به شهرستان ايرانشهر از توابع استان سيستان و بلوچستان اعزام شد. محمد در واحد اطلاعات عمليات ايرانشهر تحول عظيمي را ايجاد نمود و يكبار از ناحيه پا توسط اشرار مجروح گشت. عبدي كه گوهر ناب وجودش را از ميان امواج پرتلاطم دنيا به ساحل يقين رسانده بود همچون ياس كبود علي (ع) از پيش، دوستان را از چگونگي شهادت خود مطلع كرد. سرانجام وعدهاش تجلي يافت ودر ساعت 8 صبح روز جمعه 16 بهمن سال 1377 در يك عمليات تعقيب و گريز قاچاقچيان تيري به سينه اش اصابت نمود و راه آسمان را بر وي گشود. ذكر يا حسين آخرينش در قلب دشت "مسور" پيچيد و در آستانه ايام فاطميه محمد را ميهمان صديقه (س) نمود.
منبع: [External Link Removed for Guests]