صفحه 1 از 1

پیشگویی حمله همه جانبه به ایران در آخر الزمان

ارسال شده: دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۵۰ ق.ظ
توسط vaispard
با سلام خدمت همه دوستان
این نوشتار شامل مجموعهای است بر گرفته از سایت
pishgooei.persianblog.ir/
ایجاد شده توسط آقای سید سلیمان مدنی تنکابنی است که از ان در بخش ویژه نیز استفاده کرده ام اما به دلیل جالب بودن موضوعات در این بخش به صورت یک تایپیک مستقل به حضورتان تقدیم می شود

بقیه مطالب این پیشگویی در بخش ویژه ارائه خواهد شد
از متون زرتشتي و روايات اسلامي چنين بر مي‏آيد كه در سالهاي نزديك ظهور، لشكر روم (غربيان) پيشاپيش، عراق را فتح كرده و در آنجا مستقر مي شوند. سپس تركها از ارمنستان و آذربايجان برشوريده و با ايرانيان مي جنگند. آن گاه، روميان (غربيها) از مناطق غربي و جنوبي به ايران حمله ور مي شوند. لشكريان سفياني نيز پس از تسلّط بر سرزمين شام و ورود به عراق، ابتدا براي درگيرشدن با زمامداران ايران و سپس براي آسيب رساندن به نيروهاي حسيني خراساني، به سوي مرزهاي غربي ايران مي‏شتابند.


در اين زمان، حسيني خراساني و يارانش، پس از تسلّط بر بخشهايي از چين و آسياي ميانه، براي ياري حسني گيلاني و نجات ايرانيان از شرّ دشمنان، و به قصد آزادسازي عراق، از از طريق افغانستان وارد ايران مي‏شوند. بر اين اساس، در آخرالزمان، كشور ايران در محاصر? كامل نيروهاي دوست و دشمن قرار مي‏گيرد؛ چنان‏كه امام علي(عليه السلام) در اين باره مي‏فرمايد:


... حلق? محاصره تنگ شود...(1).

شواهد و قرائن موجود نيز از شكل‏گيري چنين وضعيّتي در آينده اي نزديك خبر مي‏دهند، و به گفت? تحليل‏گران و صاحب نظران:

با توجّه به حضور نظامي امريكا در افغانستان و روابط دولتهاي پاكستان،

افغانستان، جمهوري آذربايجان و تركيه با دولتهاي امريكا، اسرائيل

و اتّحاديّه اروپا مي‏توان گفت كه حضور نظامي امريكا در عراق به منزل?

محاصر? كامل نظامي ايران و سلط? مستقيم بر خليج فارس است(2).


قطعي‏بودن حمله به ايران

برخي سياستمداران خوش‏بين، حمله به عراق را امري حتمي، ولي سخن گفتن از حمله به ايران را غير جدّي و نوعي بازي سياسي مي‏پندارند؛ در حالي كه رانان لاري، سياستمدار امريكايي و وابست? ارشد مركز مطالعات راهبردي و بين‏المللي در واشينگتون، در مقاله‏اي كه بيانگر طرز تفكّر حاكم بر سياستمداران ايالات متّحده امريكاست، مي‏گويد:

جورج بوش و ديك چني و ديگر دولتمردان امريكا، اين روزها وقتي در بار?

عراق حرف مي‏زنند، در واقع در مورد ايران نظر دارند. غير قابل تصوّر است

كه امريكا به عراق حمله كند، زرّادخانه و لابراتوارهاي غير متعارف آن را

نابود سازد و پيروز شود، و در همين حال، ايران سَرِِ جايش باشد...

بايد همزمان به هر دو كشور ايران و عراق، ضربه‏اي كاري وارد آيد(3).

اريئل شارون، نخست وزير اسرائيل نيز، اخيراً در گفت‏وگويي با روزنام? تايمز، گفت:

ايران بايد هدف بعدي پس از حلّ مسأل? عراق باشد؛

زيرا اين كشور براي خاورميانه، اسرائيل و اروپا خطرناك است(4).

همچنين، روزنام? كانادايي تورنتو استار در يك گزارش مفصّل نوشت:

هدف اصلي در جنگِ پيش روي (حمل? امريكا به عراق)،

جمهوري اسلامي ايران است كه از نگاه اسرائيل، مجرم اصلي و دشمن

بسيار خطرناك مي‏باشد و در حقيقت، عراق بهانه‏اي از پيش تعيين شده

براي تازيانه‏زدن به امريكا بود كه بتوان او را ديوانه‏وار وارد جنگ نمود

و اعزام شمار انبوهي از نظاميان امريكايي به بين‏النّهرين را توجيه كرد(5).

نشريّ? معروف كانادايي تورنتو سان نيز طيّ تحليلي مي‏نويسد:

در امريكا راست‏گرايان حاكم در كاخ سفيد در حال حاضر سرگرم طرح

نقش? اشغال ايران(6) پس از عراق و اشغال ذخاير نفتي هستند.

آنها اميدوارند يك حكومت امريكايي در ايران قدرت را به دست گيرد.

تورنتو سان مي‏افزايد:

ايالات متّحده در انتظار اين لحظه در آن زماني است كه نظاميان

اين كشور در عراق استقرار يافته باشند. آنان در شرايط كنوني

مخفي نمي‏كنند كه ورود نيروهاي نظامي امريكا ممكن است

از سمت عراق (غرب ايران) صورت بپذيرد و در همان زمان

ارتش اسرائيل معضل هميشگي خود با سوريه و لبنان را

حلّ و فصل كند. ريچارد پرل، معاون وزارت دفاع امريكا،

از تهاجم وسيع در برنام? TVO سخن مي‏گويد: امريكا در حال

آماده‏شدن براي حمل? نظامي به سوريه، ايران و لبنان است(7).

نوام چامسكي در بار? حمله به ايران مي‏گويد:

حقيقت اين است كه جنگ با ايران امري است كه احتمالاً در شرف

وقوع است. اين امر كاملاً آشكار شده است كه 12 درسد از نيروي

هوايي اسرائيل در حال حاضر در جنوب شرق تركيه مستقر شده‏اند

و علّت اين حضور، كسب آمادگي براي حمله به ايران است(8).

در اينجا شايست? يادآوري است، اينكه زمامداران امريكايي به طور آشكار از جنگ و برخورد نظامي با ايران سخن نمي گويند، دلايلي دارد، از جمله:

1. هنوز زمان اعلان جنگ فرا نرسيده است.

2. نمي‏خواهند روحيّ? ستيزه‏جويي و سلحشوري ملّت ايران را خيلي زود تحريك كنند.
3. در صددند سران ايران را از كسب آمادگيهاي لازم براي رويارويي با شرايط دشوار جنگ باز دارند.

البتّه امريكاييها به خاطر ترس از افزايش توان دفاعي ايران و تجربيّات فراوان نيروهاي نظامي اين كشور در جنگ هشت‏ساله با عراق و نيز به دليل هراس از روحيّ? جنگاوري ايرانيان و براي برنيانگيختن خشم دولتهاي اروپايي و روسيه و چين كه در ايران منافع زيادي دارند، بيش از جنگ، روي فروپاشي طبيعي نظام جمهوري اسلامي ايران بر اثر مواجه‏شدن با مشكلات داخلي برآمده از اختلاف رهبران، ضعف مديريّتها و تحريمهاي اقتصادي و تهاجم فرهنگي دنياي غرب، حساب باز كرده‏اند؛ چنان‏كه دونالد رامسفلد، وزير دفاع 70 سال? امريكايي، اخيراً طيّ سخناني گفته است:

رژيم اسلامي ايران يا توسّط مردم يا تحت تأثير مشكلات داخلي
و دسته‏بنديهاي دروني خود رژيم سقوط خواهد كرد(9).

امّا غربيها هنگامي كه مي‏بينند مدّتي طولاني از عمر انقلاب ايران گذشته، ولي آرزوي فروپاشي نظام جمهوري اسلامي ايران از درون محقّق نگشته است، و از سوي ديگر، پيشرفتهاي ايران در زمين? فن‏آوري هسته‏اي خطري بزرگ براي دشمنانش، خصوصاً اسرائيل، به شمار مي‏رود، روحيّ? خويشتن‏داري را از دست داده، كاس? صبرشان لبريز شده و اقدام به تهاجم نظامي مي‏كنند.

جالب است بگوييم، در استخراجي جفري نيز كه در سال 1379هـ .ش انجام گرفته و در آن از چگونگي برخورد امريكا با ايران در عصر حاضر سؤال شده است، كلمات صبر و حرب ديده مي‏شوند.

در هر حال، متون زرتشتيان، روايات اسلامي و اشعار نوسترادموس، همه حاكي از آن‏اند كه خطرهايي جدّي ايران عزيز ما را از شمال غرب، غرب و جنوب تهديد مي‏كنند. برخي محاسبات جفري نيز از وقوع حملاتي از روي آب خبر مي‏دهند كه درياي خزر و خليج فارس، هر دو، را شامل مي‏شوند.

ذخاير درياي خزر

بعد از خليج فارس و سيبري، درياي خزر يكي از مهمترين ذخاير نفت جهان را داراست. در قلمرو اين دريا، در سواحل تركمنستان، قزّاقستان، روسيه و جمهوري آذربايجان، منابع غني نفت خام وجود دارند. در آبهاي ساحلي ايران نيز منابع نفت خام يافت مي‏شوند. در كنار منابع نفت درياي خزر، از منابع عظيم گاز آن بايد ياد كرد. ذخاير قطعي گاز منطق? خزر بين 236 تا 337 تريليون فوت مكعّب است(10). آمار ارائه‏شده در بار? ذخير? احتمالي نفت درياي خزر، حدود 50 ميليارد بشكه مي‏باشد. البتّه بيشتر حجم ذخاير انرژي اين دريا در حوز? شمالي آن انباشته شده است. ناكاميهاي حاصل از حفّاري در مناطق جنوبي درياي خزر و ارزيابي جامع زمين‏شناسي، از كمبود منابع انرژي در حوز? جنوبي اين دريا و مناطق بكر و پُرعمق آن خبر مي‏دهند. شگفت اينكه همين مناطق، اخيراً موضوع منازعات سرزميني شده اند(11).

چالش بر سر خزر

بحران تعيين رژيم حقوقي درياي خزر، از سال 1991م كه اتّحاد جماهير شوروي فرو پاشيد، تا كنون ادامه دارد. بيش از يك دهه چالش ميان پنج كشور ساحلي درياي خزر، يعني ايران، روسيه، آذربايجان، قزّاقستان و تركمنستان، براي كسب سهم بيشتر از اين دريا در جريان است، و علي‏رغم برگزاري اجلاسهاي متعدّد كه اوج آنها برگزاري نشست سران اين كشورها در اوايل ارديبهشت 1381 در پايتخت تركمنستان (عشق‏آباد) بود، هنوز به توافق همگاني دست نيافته‏اند.

ايران در ابتدا براي حلّ و فصلّ رژيم حقوقي درياي خزر، خواهان تقسيم مشاع اين دريا بود. سپس از سال 1998م/ 1377هـ .ش راه حلّ تقسيم مساوي خزر به نسبت سهم 20 درسدي براي هريك از كشورها را پيشنهاد كرد.
تركمنستان كه در شرق خزر قرار دارد، با اين نظر موافق است، امّا سه كشور ديگر (روسيه، قزّاقستان و آذربايجان) تقسيم اين دريا بر اساس خطّ مياني يا طول ساحلي هر يك از كشورها را خواستارند. بر همين اساس، قزّاقستان و روسيه در ماه مه سال 2002 (ارديبهشت 1381) موافقتنام? دوجانبه‏اي در بار? تعيين مرزهاي دريايي يكديگر امضا نمودند. چند ماه بعد، روسيه و آذربايجان نيز قرارداد مشابهي منعقد كردند.

امضاي اين موافقتنامه‏ها كه بدون در نظر گرفتن مواضع ايران و تركمنستان انجام گرفت، با اعتراض ايران روبه‏رو شد، و تهران با كشاندن موضوع به سازمان ملل متّحد، اعتراض خود را به عنوان سند اين سازمان منتشر كرد. ايران به توافقي استناد مي‏كند كه در سال 1992م بر اساس آن، پنج كشور ساحلي خزر متعهّد شدند كه تعيين رژيم حقوقي اين دريا بايد با اجماع كامل كشورها صورت گيرد. امّا از سال 1992م تغييرات ژئوپلتيكي در منطقه، اشتهاي سيري‏ناپذير و هجوم شركتهاي نفتي خارجي به ميدانهاي نفت و گاز خزر و ضعف ديپلماسي ايران در اين پهن? آبي سبب شده تا تحوّلات مربوط به رژيم حقوقي بزرگترين درياچ? جهان به زيان ايران رقم زده شود(12).

گفتني است، تقسيم بستر درياي خزر بر اساس طول ساحل، با توجّه به قرارگرفتن سهم آبي ايران بين خطّ مستقيم آستارا‏ـ‏خليج حسينقلي و نوار ساحلي، باعث تقليل آن به 12 درسد مي‏گردد. تحميل اين امر، به كشوري كه تا پيش از فروپاشي اتّحاد جماهير شوروي، حقوق مساوي و مشترك در تمام پهن? درياي خزر داشت، با اصول انصاف و عدالت مغاير است(13).

اصول كلّي حقوق بين‏الملل اشعار مي‏دارد كه درياها را مي‏توان تقسيم‏بندي كرد، ولي درياچه‏ها بايد تحت حاكميّت مشترك دولتهاي ساحلي باشند. ايران بايد اين برگ برنده را در دست بگيرد تا بتواند حقّ خود را، البتّه به دور از توهّم، به دست آورد(1?). بنا بر اين، هر گونه نرمش آشكار يا سازش پنهان در برابر خواسته‏هاي غير منطقي همسايگان شمالي، خيانتي بزرگ به شمار مي‏رود، و به اعتقاد برخي صاحب‏نظران، رژيم حقوقي درياي خزر، در حكم پيش‏لرزه‏هاي تجزي? ايران است؛ زيرا رژيم فعلي حاكم بر اين دريا، به مفهوم از دست دادن بخشي از حاكميّت جمهوري اسلامي، و در نتيجه تجزي? ايران خواهد بود (1?).

توطئ? جديد غربيان در حوز? خزر

امريكاييان براي تسلّط بيشتر بر منطق? خليج‏ فارس و غارت منابع عظيم نفتي آن، در صدد كشاندن بحران به حوز? نسبتاً آرام خزر و درگيرنمودن كشورهاي همساي? اين منطقه با يكديگرند. اكنون دشمنان غربي ما براي تحقّق‏بخشيدن به اين هدف شيطاني و ديگر اهداف شوم خود، به جنگ كشاندن دو كشور شيعه‏مذهب و با اصالت ايراني، يعني آذربايجان و ايران، را در صدر برنامه‏هاي خود قرار داده‏اند، و با تقويت روابط خويش با دولت باكو و افزايش توان نظامي اين كشور، آذريها را براي جنگ با ايران در آينده‏اي نزديك آماده مي‏سازند.

نِزاويسِمايا، روزنام? معتبر روسي، اخيراً با اشاره به اينكه نيروهاي مسلّح جمهوري آذربايجان با شتاب بي‏نظيري با استانداردهاي نظامي ناتو(16) هماهنگ مي‏شوند، نوشت:

توجّه اصلي كارشناسان نظامي ناتو به مدرنيزه‏كردن ناوگان نظامي

جمهوري آذربايجان، تقويت مرزهاي دريايي و تجهيز فرودگاههاي

اين كشور براي كنترل حريم هوايي خود است (17).

در اينجا به سران دولتها و نيز ملّتهاي حوز? خزر هشدار مي‏دهيم، متوجّه توطئه‏هاي شيطاني بيگانگان غربي و يهوديان باشند و بدانند كه در صورت بروز جنگ بين كشورهاي اين منطقه، خصوصاً ايران و آذربايجان، آرامش تمام منطقه بر هم خورده و هم? كشورهاي حاشي? خزر آسيبهاي زيادي خواهند ديد، امّا گويا تقدير الهي، چيزي فراتر از خواسته‏هاي قلبي خيرخواهان را رقم مي‏زند، و اهل خزر نيز مانند ديگر امّتهاي معاصر، به سبب غفلت و فساد، در آستان? ظهور منجي، در حال گرفتارآمدن به عذاب جنگ و پيامدهاي ناگوار حاصل از آن‏اند.



همچنين، به جنگ‏افروزان غربي و دوستان يهودي‏شان يادآور مي‏شويم، با شعله ورشدن ‏ آتش جنگ و بروز بحران در حوز? خزر، آگاهي و بيداري ملّتهاي شجاع و سلحشور اين منطقه، رشدي پُرشتاب يافته و زمينه براي قيامهاي پيش از ظهور فراهم مي شود.



زمين? درگيري بين ايران و آذربايجان

زياده‏خواهي جمهوري آذربايجان در سهم خود از درياي خزر و عمليّات اكتشاف و استخراج يكجانب? اين كشور با كمك شركتهاي غربي در ميدان مشترك نفتي البرز و عدم توجّه به حقوق و سهم ايران از اين حوز? نفتي، زمين? درگيري بين دو كشور در عرص? آبهاي خزر را فراهم مي‏آورد. همچنين آذريها سالهاست با تحريك دشمنان غربي ايران، طمع خام تجزي? آذربايجانِ ايران و الحاق آن به كشور كوچك خود را در سر مي‏پرورانند، كه اين امر، به درگيري نظامي بين دو كشور در عرصه‏هاي خاكي نيز خواهد انجاميد.

نوام چامْسْكي، نويسنده و دانشمند برجست? امريكايي نيز اخيراً گفت:

تلاشهايي براي برانگيختن آذري زبانها در حال انجام است كه تركها را از

ايران جدا كنند يا اينكه ايران را از منابع نفتي درياي خزر محروم سازند(18).

گفتني است، كشور آذربايجان در گذشته‏هاي نه چندان دور، بخشي از سرزمين ايران بود و به دنبال دو دوره جنگهاي ايران و روسِ تزاري و شكست قواي فتحعلي‏شاه قاجار كه به انعقاد قراردادهاي گلستان در سال 1228هـ .ق و تُرْكَمان‏چاي (رودِ تركمان) در سال 1243هـ .ق منتهي شد، همراه سرزمينهاي شمالي رود اَرَس، به روسيه واگذار و از ايران جدا گرديد(19).

جالب است بدانيد، بر اساس شواهد تاريخي و به اعتقاد صاحب‏نظران، تنها آذربايجانِ ايران از قديم به اين نام شهرت داشته است، و هدف از انتخاب نام آذربايجان براي نخستين بار در سال 1918م براي جمهوري تازه‏تأسيسي كه بخشي از سرزمينهاي جنوبي قفقاز به شمار مي‏آمد و اَران نام داشت، ظاهراً اين بود كه وانمود كنند آذربايجان نام سرزمين واحدي است كه بر اثر جنگها و اختلافات ايران و روس دو پاره شده و پس از آزاديِ بخش شمالي آن از استيلاي روس، بايد بخش جنوبي آن هم از سلط? ايران آزاد شود(20).

زمين? درگيري در خليج فارس

نزديك‏بودن جزاير ابوموسي، تنب(21) بزرگ و تنب كوچك به تنگ? راهبردي هرمز در منطق? حسّاس خليج فارس و اختلاف ايران و امارات عربي متّحده بر سر مالكيّت اين جزاير، زمينه را براي دخالت بيگانگان غربي و به جنگ كشاندن ايران با كشورهاي عرب عضو شوراي همكاري خليج فراهم نموده است.

گفتني است، جزاير ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك از ابتدا متعلّق به ايران بود، تا آنكه انگليسيها، به علّت ضعف دولت مركزي ايران و به بهان? مبارزه با دزدان دريايي و برده‏فروشي، در سال 1282هـ .ش (1903م) اين جزاير را اشغال نمودند. دولت بريتانيا در تداوم سياستهاي استعماري خود براي تسلّط بر جزاير يادشده، در سال 1300هـ .ش (1921م) و پس از تجزي? رأس‏الخيمه از شارجه، در صدد برآمد كه جزاير تنب بزرگ و تنب كوچك را جزء رأس‏الخيمه و جزير? ابوموسي را ضميم? شارجه كند كه با مخالفت شديد دولت ايران مواجه شد. اين جزاير مدّتي در اختيار شيوخ رأس‏الخيمه و شارجه بودند تا آنكه همزمان با خروج نيروهاي انگليسي از خليج فارس و تأسيس كشوري مستقل به نام امارات عربي متّحده، در سال 1350هـ .ش (1971م)، دولت ايران به باز پس‏گيري جزاير يادشده اقدام نمود. همان زمان، بين ايران و شارجه، با پادرمياني انگليس، در بار? جزير? ابوموسي يادداشت تفاهمي امضا گرديد كه در آن ضمن اشاره به حضور مشترك ايرانيها و شارجه‏ايها در جزير? ابوموسي، هيچ‏ كدام از طرفين، از ادّعاي مالكيّت اين جزيره صرف‏نظر نكردند. حاكميّت ايران بر جزاير سه‏گانه همچنان ادامه داشت تا اينكه در سال 1371هـ .ش (1992م) در پيِ جلوگيري ايرانيان از ورود گروهي از اتباع غير اماراتي به جزير? ابوموسي و مخالفت دولت ايران با اقدامات مشكوك دولت امارات در بخش عرب‏نشين اين جزيره، بار ديگر مناقشه بر سر مالكيّت جزاير ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك آغاز گرديد و كشورهاي عرب عضو شوراي همكاري خليج نيز آشكارا از ادّعاي واهي امارات عربي متّحده حمايت كردند(22).

حمله به ايران و پيامدهاي آن


پيشگوييهاي متون زرتشتي

بر اساس عبارتي از اوستا، ايرانيان، پس از تحمّل يك دوره خشكسالي در آخرالزمان، ناگهان شاهد بارندگي زياد و سيل گسترده و تهاجم نظامي دشمنان به كشورشان خواهند بود:



بناگاه سيل ممالك آريايي را فرا گيرد. بناگاه لشكر دشمن به

ممالك آريايي درآيد. بناگاه ممالك آريايي در هم شكند(23).

شايست? يادآوري است، به گفت? يكي از كارشناسان نظامي، از عبارت اوستا چنين بر مي‏آيد كه تهاجم به ايران به صورت عمليّاتِ پس از باران خواهد بود؛ زيرا چنان كه مي‏دانيد، پس از باران، در نيروهاي دفاعي (پدافندي) كه از قبل در منطقه مستقرّند، نوعي حالت خستگي و زمينگيرشدن پديدار مي گردد كه اجراي عمليّات نظامي را براي آنان بسيار مشكل مي‏كند، امّا در نيروهاي تازه‏نفسي كه به صورت عمل كننده (آفندي)، پس از باران وارد منطقه مي‏شوند، نوعي نشاط و شادابي و آمادگي براي اجراي عمليّات نظامي وجود دارد و خيس‏بودن و چسبندگي خاك نيز مشكل چنداني براي آنان ايجاد نمي‏كند.

در بندهش از حمل? تركها و روميان (غربيها) به سرزمين ايران سخن به ميان آمده است:

... ترك به شمار بسيار و درفش بسيار اندر ايرانشهر(24) تازند

اين ايرانشهرِ آباد خوشبوي را [ويران كنند] . . . هنگامي كه

روميان آيند، يك سال حكومت رانند و آن هنگام از سوي كابلستان

يكي آيد كه بدو فره(25) است . . . كي بهرام خوانند(26).



درفشِ (پرچم) بسيار از شركت نيروهاي چند ملّيّتي و كشورهاي مختلف در اين تهاجم حكايت دارد. بر اساس اين عبارت، حدود يك سال پس از تسلّط غربيها بر مناطق مرزي ايران، بهرام (شعيب بن صالح) از كابلستان (افغانستان) به سوي ايران آمده، با تقويت قواي حسني گيلاني، متجاوزان را از مرزهاي غربي كشور به عقب مي‏رانَد.

برخي عبارات نيز از استقرار امريكاييان و ديگر نيروهاي غربي در سرزمين عراق و مناطق غربي ايران و براندازي حكومت عربها و خوارشدنشان به دست ايشان، خبر مي دهد:

گروهي آيند سرخ نشان و سرخ درفش و پارس و روستاهاي

ايرانشهر تا بابل بگيرند و ايشان تازيان را نزار كنند(27).

گفتني است، سرخ درفش در عبارت يادشده ظاهراً به پرچم نيروهاي امريكايي اشاره دارد كه رنگ سرخ بر آن غالب است. همچنين مي تواند به پرچم نيروهاي سفياني اشاره داشته باشد كه طبق روايات اسلامي سرخ رنگ است و پس از حمله به ايران، به سوي منطق? فارس، در جنوب غربي كشور، پيشروي مي كنند.

بر اساس برخي متون قديم زرتشتيان، در تهاجم به ايران، عربها نيز با تركها و غربيها همكاري مي‏كنند، همان ‏گونه كه در حمل? قريب‏الوقوع امريكا و متّحدانش به عراق، با مهاجمان غربي همكاري خواهند نمود:

تازيان با روميان [و] تركان اندر آميزند و كشور بياشوبند...(28).

(توجّه: متن اين مقاله كامل نيست)

-----------------------------------------------------------------------
1. الغيبة، ص 177، ب 10، ح 7.

2. پروفسور شاه‏پور رواساني، استاد روابط بين‏الملل، در گفت‏وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران (جمهوري اسلامي، ش 6778 ، 22/8/1381هـ .ش، ص 3).

3. فجر، ش 346، 4/4/1381هـ ‏.ش، ص 1.

4. ايران، ش 2292، 15/8/1381هـ.ش، ص 5 .

5. جمهوري اسلامي، ش 6778، 22/8/1381هـ .ش، ص 2.

6. امريكاييان و يهوديها سالهاست طرح تجزيه و اشغال برخي مناطق حسّاس ايران، نظير آذربايجان و خوزستان را در سر مي‏پرورانند و چنان‏كه محمّدرضا پهلوي ـ شاه سابق ايران ـ هشدار داده بود، در صددند از ايران ايرانستاني بسازند، امّا از اين نكته سخت غافل‏اند كه در شرايط هرج و مرج و بي‏ثباتي خاورميانه و با ورود روسيه به صحن? جنگ جهاني سوم و قيامهاي پيش از ظهور، اين آرزو را خيلي زود به گور خواهند برد.
7. سياست روز، ش 484، 1/10/1381هـ .ش، ص 3.

8. سياست روز، ش 493، 12/10/1381هـ .ش، ص 3.

9. رسالت، ش 4861، 11/8/1381هـ .ش، ص 13.

10. ايران و درياي خزر در چشم‏اندازي ژئوپلتيك، بهرام اميراحمديان (مطالعات آسياي مركزي و قفقاز، ش 35، پاييز 1380، ص 150 و 157، با حذف و تصرّف).

11. ملاحظات استراتژيك در بهره‏برداري از منابع انرژي خزر، قاسم ملكي (مطالعات آسياي مركزي و قفقاز، ش 36، زمستان 1380، ص 8 ـ 147، با حذف و تصرّف).

12. نرمش پنهان ايران در قبال خزر (انتخاب، ش 1019، 13/8/1381هـ .ش، ص 3، با حذف و تصرّف).

13. مطالعات آسياي مركزي و قفقاز، ش 35، پاييز 1380، ص 155 و ش 36، زمستان 1380، ص 13، با حذف، تصرّف و تلفيق.
14. مالكيّت درياي خزر، دنا درفشي (سپيده زندگي، ش 19، 11/8/1381هـ .ش، ص 6، با حذف و تصرّف).
15. دكتر ابومحمّد عسكرخاني، استاد روابط بين‏الملل دانشگاه تهران (كيهان، ش 17394، 20/3/1381هـ .ش، ص14).
16. جمهوري آذربايجان عضو رسمي ناتو نيست، ولي از سال 1994م با اين سازمان نظامي در برنام? مشاركت براي صلح همكاري دارد.
17. كيهان، ش 17503، 27/7/1381هـ .ش، ص 16.
18. سياست روز، ش 493، 12/10/1381‏هـ .‏ش، ص 3، با حذف و تصرّف اندك.
19. آذربايجان و نغمه‏هاي تاز? استعمارگران، ص 19، بخ 3، با حذف و تصرّف.
20. آذربايجان و نغمه‏هاي تاز? استعمارگران، ص 1ـ20، بخ 3، با حذف و تصرّف.
21. كلمة تُنْب يا تُمْب، واژ? پارسي دري يا تنگستاني (پارسي جنوبي) و به معناي تپّه، پشته و تل است.
22. در تهيّ? مطالب مربوط به جزاير سه‏گانه، از دو منبع زير بهره جستيم: أ . جزير? بوموسي و جزاير تنب بزرگ و تنب كوچك؛ ب. جزاير تنب و ابوموسي؛ رهنموني در كاوش براي صلح و همكاري در خليج فارس.
23. يشتها، ج 1، ص 371، بخ تيريشت، كرد? 16، بند 61 ( نظير همين عبارت در بهرام‏يشت، كرد? 17، بند 53 نيز آمده است).
24. شهر در لغت به معناي سرزمين پرجمعيّت و كشور مي باشد و ايرانشهر در اينجا به معناي كشور ايران است.

2?. شكوه، عظمت.
26. بندهش، ص186 (نجات‏بخشي در اديان، ص 25، گفتار 1 ).
27. بندهش، ص186 (نجات‏بخشي در اديان، ص 55، گفتار 1 ).


28. جاماسب‏نام? پهلوي، فص 1، بند 15 (نجات‏بخشي در اديان، ص 53، گفتار

Re: پیشگویی حمله همه جانبه به ایران در آخر الزمان

ارسال شده: دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸, ۱:۵۷ ب.ظ
توسط moha684
دوستان خواهش می کنم کتاب "عصر ظهور" با تالیف "علی کورانی" و ترجمه "عباس جلالی" رو حتما مطاله کنید.که به وقایع قبل و بعد از ظهور امام عصر(عج) می پردازه.
در این کتاب به تفصیل به وقایع آخر الزمان پرداخته میشه که البته خیلی با وقایع زمان ما جور در میاد.در ضمن اکثر مطالب این کتاب برگرفته از احادیث و روایات معصومینه و نه صرفا پیشگویی

Re: پیشگویی حمله همه جانبه به ایران در آخر الزمان

ارسال شده: دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸, ۲:۳۸ ب.ظ
توسط nasir irani
توصیه میکنم فقط احادیث ائمه اطهار بخصوص حضرت علی علیه السلام بخصوص از طریق اسناد شیعه را بخوانید چون خیلی ها چه از استعمار پیر تا وهابیت و صهیونیسم و....سعی در تحریف شرایط ظهور و دوران ظهور دارند

اتفاقآ ایران توسط رومی ها و غربیها اشغال بود(همین 30 سال پیش) زمان پهلوی
توسط همین ترکان(در قدیم به روسها و...) ترک می گفتند حدود 24 ایالت از کشور جدا شد(آذربایجان و تاجیکستان و گرجستان ارمنستان .....) در قراردادهایی مثل گل+ستان (گلستان) ترکمچای و...
توسط همین رومیان(انگلستان و...) نیز بحرین و افغانستان از ایران جدا شد و شهرهایی مثل بصره عراق و....

بزرگترین نشانه ظهور خود انقلاب اسلامی در ایران بود

Re: پیشگویی حمله همه جانبه به ایران در آخر الزمان

ارسال شده: چهارشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۰, ۹:۴۸ ب.ظ
توسط airplane
عزیزانی که به این موضوع علاقه مندند حتما و حتما به سایت زیر سر بزنند.
[External Link Removed for Guests]

Re: پیشگویی حمله همه جانبه به ایران در آخر الزمان

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۰, ۶:۵۳ ق.ظ
توسط Omicron
vaispard ,
درباره گفته های شما و تطبیقش با فرمایشات امامان ما و منابع شیعه، از دیشب تحقیق کردم بعضی از اونا دروغای اصحاب صهیون و غربه،
همونطور که nasir irani دوست عزیز گفتن فقط احادیث ائمه مطهر و مخصوصا امام علی(ع) قابل استناد هست. بقیه صحبتاشون دروغی و توهمات با انگیزه سیاسی هستش.

Re: پیشگویی حمله همه جانبه به ایران در آخر الزمان

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۰, ۱۱:۱۱ ق.ظ
توسط metal_korn
از این چیزای الکی در مستند ضهور بسیار نزدیک است هم گفتن
این یک ادعای مسیحی صهیون هست که میگه پس از جنگ بزرگی که در منطقه رخ میده منجی عالم ظهور میکنه ولی ما به چیز دیگه ای اعتقاد داریم و ما میگیم پس از خسته شدن مردم جهان از الگوهای زندگی که در اون موقع رواج یافته منجی ظهور میکنه و اگر جنگی هم بشه زیر پرچم منجی انجام میشه بهتره در تاپیکها دقت شه

Re: پیشگویی حمله همه جانبه به ایران در آخر الزمان

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۰, ۱:۳۲ ب.ظ
توسط cheka
تو همین چند روزه هم که مرکز تخصصی مهدویت مستند "ظهور بسیار نزدیک است" رو غیرمعتبر و بی اساس دونسته

Re: پیشگویی حمله همه جانبه به ایران در آخر الزمان

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۰, ۵:۲۵ ب.ظ
توسط metal_korn
مثل زمان انقلاب که عده ای گفتن باید به مردم ظلم کرد تا امام زمان ظهور کنه که حضرت امام (ره) گفت خطرناکترین فکر است ایناهم با جنگ روانی میخوان بگن برای ظهور امام زمان باید ایران اشغال نظامی شه تا از روحیه ایرانیا کم شه

Re: پیشگویی حمله همه جانبه به ایران در آخر الزمان

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۰, ۱۱:۱۰ ب.ظ
توسط Mohammad 1985
این بحث های ظهور و آخر و زمان هم خوب برای یه عده ای شده اسباب بهره برداری های مختلف !

Re: پیشگویی حمله همه جانبه به ایران در آخر الزمان

ارسال شده: جمعه ۱۹ فروردین ۱۳۹۰, ۱:۰۹ ق.ظ
توسط typhoon
سلام
ریشه بسیاری از این بحث ها لااقل به نظر من به بعد از ماجرای ۱۱ سپتامبر برمیگرده. و به نظر من پشت پرده تمام این داستانها فقط آمریکا و کمپانی های اسلحه سازی هستند.من فکر می کنم اگر تنها نگاهی به میزان فروش اسلحه به همسایگان ایران توسط آمریکا بیاندازیم متوجه شویم سر نخ این نظریات و سی دی ها و سایتها به کجا می رسد.

Re: پیشگویی حمله همه جانبه به ایران در آخر الزمان

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۰, ۱:۲۰ ق.ظ
توسط Mohammad 1985
مقاله ای از روزنامه کیهان در رابطه با سی دی هایی که معلوم نشد از کجا و با پشتیبانی مالی چه کسانی در ایران پخش شد ! ( به نقل از عصر ایران ) با عنوان صدای کیهان هم در آمد

کیهان نوشت: اين روزها، تهيه يك فيلم به اصطلاح مستند با عنوان «ظهور نزديك است» و توزيع رايگان و گسترده آن در سطح كشور- سي دي- به يكي از مسائل بحث انگيز تبديل شده است. اين فيلم كه دست اندركاران تهيه و توليد آن كوشيده اند نام و نشان و رد پاي مشخصي از خود باقي نگذارند- و البته كيهان از هويت و انگيزه آنان باخبر است- از يكسو با مخالفت شديد و هشدار مراجع عظام تقليد و عالمان و كارشناسان برجسته ديني روبرو شده است و از سوي ديگر زمينه اي براي سوءاستفاده دشمنان فراهم آورده است. در پي توزيع گسترده سي دي هاي اين فيلم، مركز تخصصي مهدويت حوزه علميه قم در يك نشست علمي تخصصي و با حضور اساتيد برجسته از جمله حضرت آيت الله طبسي به نقد مستند و عالمانه آن پرداخته و نشان داده است تهيه كنندگان اين فيلم به اصطلاح مستند تا چه اندازه از آموزه هاي اسلامي دور و بي خبر- و يا، باخبر و خداي نخواسته فتنه گر- بوده اند. اين مركز تخصصي در حوزه علميه قم، اگرچه مانند تهيه كنندگان «ظهور نزديك است» بودجه هاي كلان و بي حساب و كتاب در اختيار ندارد ولي اميد است سي دي نشست تخصصي مورد اشاره را در همان حد و اندازه بضاعت خود كه مي دانيم اندك است، تكثير كرده و توزيع كند، تا خيل عظيم حزب الله كه علي رغم تهي دستي، هيچگاه آبروي فقر و قناعت را نبرده اند، بازتوليد و توزيع بعدي آن را با بضاعت نفر به نفر خود برعهده بگيرند.

اين يادداشت اما، نگاه ديگري به ماجرا دارد و هر چند ترجيح مي دهد انگيزه تهيه كنندگان فيلم «ظهور نزديك است» را دغدغه امام زماني(عج) آنها و «شوق ظهور» تلقي كند ولي برخي از شواهد و قرائن موجود، نه فقط جايي براي خوش بيني باقي نمي گذارد، بلكه متاسفانه اين احتمال را قوت مي بخشد كه فيلم ياد شده يك ترفند تبليغاتي است و با هدف زمينه سازي انتخاباتي براي يك جريان منحرف سياسي توليد و توزيع شده است. جريان مرموز و مشكوكي كه چندان ناشناخته نيست و طي سال هاي اخير، بارها از نام مبارك مراد غايبمان، حضرت بقيه الله الاعظم-ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- سوء استفاده كرده و مي كند و دراين باره گفتني هايي هست؛

1-از حضرت امير عليه السلام است كه «باطل از هر چيز ديگري به حق شبيه تر است» و اساساً اگر حق و باطل همانگونه كه هستند ارائه مي شدند، هيچكس به اشتباه دچار نمي شد. ولي به قول حضرت(ع)، فتنه انگيزان، اندكي از حق و بخشي از باطل را درهم مي آميزند و چنين است كه بدعت ها را شكل مي دهند، فتنه ها بر پا مي كنند و نهايتاً گمراهي مي آفرينند. (خطبه 50 نهج البلاغه). در سي دي موسوم به «ظهور نزديك است» نمونه هاي فراواني از اينگونه آميختگي حق و باطل به چشم مي خورد كه با توجه به نوع اين آميختگي ها به سختي مي توان احتمال تصادفي بودن آنها را باور كرد!

2- با توجه به نكته مورد اشاره، در پي آن نيستيم كه همه آنچه در سي دي ياد شده آمده است را نفي كنيم، بلكه سخن از آميختگي حق و باطل در ميان است و فتنه و بدعتي كه اين آميختگي مي تواند در پي داشته باشد. به عنوان مثال، دراين باره كه آيا «ظهور نزديك است»؟ بايد گفت؛ براساس آموزه هاي اصيل اسلامي، منتظران امام عصر- ارواحنا له الفداء- نه فقط در فلان سال و فلان دوره، بلكه هر صبح و شام- صباحاً و مسائاً- در انتظار ظهورند و منتظر واقعي و راستين بايد كه از همه آلودگي ها، گناهان و دلبستگي هاي اين جهاني دور بوده و هر صبح و شام، ظهور حضرتش را چشم به راه باشد. بنابراين، سخن درباره نزديكي ظهور نيست كه آرزوي همگان است، بلكه بنا به دلايل بسيار روشن ديني و عقلي تعيين وقت ظهور- توقيت- و نيز انطباق شخصيت هاي ياد شده در احاديث و روايات با شخصيت هاي حاضر در هر عصر و زمان، منع شده است، نه آن كه چنين آرزو و احتمالي در ميان نباشد، مگر نه اين كه همه مردم ايران و شيعيان جهان از ژرفاي دل آرزو مي كردند و براين باور بودند و بوديم كه حضرت امام راحل(ره) پرچم انقلاب را به دست صاحب اصلي آن مي سپارند و بعد از رحلت ايشان در اين آرزو به سر مي بريم و با تمام وجود از خداي مهربان مي خواهيم كه اين مهم به دست مبارك رهبر معظم انقلاب به انجام برسد.

3- گفتني است در طول تاريخ نه يك بار و دوبار، بلكه بارها اتفاق افتاده است كه برخي از شخصيت ها را با شخصيت هايي كه از آنها در احاديث و روايات به عنوان شخصيت هاي زمان ظهور ياد شده است، انطباق داده اند و اين انطباق دادن ها براي جهان اسلام و عالم تشيع بي هزينه و خالي از آسيب نيز نبوده است. به عنوان يك نمونه نزديك؛ در سال هاي اوليه جنگ تحميلي از برادر عزيزمان سردار رحيم صفوي با عنوان شعيب بن صالح و يكي از سرداران سپاه امام زمان

- ارواحنا له الفداء- ياد مي كردند و مدتي بعد آيت الله هاشمي رفسنجاني را شعيب بن صالح ناميدند و... درباره «سفياني»، «سيد يمني»، «دجال» و برخي ديگر از شخصيت هاي زمان ظهور نيز نمونه هايي از اين دست را مي توان در تاريخ مكتوب- و نه حتي شفاهي- ملاحظه كرد. نمونه هايي كه در زمان خود، باورهاي كاذبي را در برخي از اذهان شكل دادند و بعضاً نيز بي آسيب نبوده اند.

4- تهيه كنندگان سي دي موسوم به «ظهور نزديك است» بيشترين تلاش خود را به انطباق شخصيت «شعيب بن صالح» با آقاي دكتر احمدي نژاد اختصاص داده اند كه صرفنظر از شخصيت مردمي و قابل احترام آقاي احمدي نژاد بايد گفت:

الف: بررسي ها و تحقيقات مستند اسلام شناسان و عالمان برجسته ديني نشان مي دهد در مجموعه احاديث و روايات، فقط 17 حديث درباره «شعيب بن صالح» نقل شده است كه غير از 3 روايت، بقيه از طريق علماي عامه و اهل سنت روايت شده. و از 3 حديثي كه راويان شيعه نقل كرده اند، دو حديث، فاقد رجال معتبر و اهل ثقه است و تنها يك حديث كه از حضرت امام رضا عليه السلام نقل شده مورد پذيرش قرار گرفته كه در آن روايت نيز فقط به نام شعيب بن صالح و اين كه از ياران حضرت امام زمان- ارواحنا له الفداء- و از طايفه «بني تميم» است، اشاره شده و ديگر هيچ! (از تحقيقات مستند مركز تخصصي مهدويت حوزه علميه قم با ذكر اسناد مربوطه). اكنون بايد پرسيد ويژگي ها و خصوصياتي را كه تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» به شعيب بن صالح نسبت داده و آن را در انطباق با آقاي احمدي نژاد مي دانند، از كجا آورده اند؟!
ب: بر فرض كه آنچه در روايات غيرمعتبر درباره خصوصيات شعيب بن صالح آمده است، صحت داشته باشد! در اين حالت، پرسش بعدي آن است كه چه رابطه و مشابهتي ميان ويژگي هاي «شعيب بن صالح» و «آقاي احمدي نژاد» وجود دارد؟

تهيه كنندگان فيلم به اصطلاح مستند «ظهور نزديك است» براي انطباق اين خصوصيات به استدلال هاي دم دستي و متأسفانه بي پايه و اساسي متمسك شده اند. به عنوان مثال مي گويند در روايات - همان روايات كه شرح آن گذشت- آمده است كه شعيب بن صالح يك فرمانده نظامي است و براي انطباق اين ويژگي با آقاي دكتر احمدي نژاد، استدلال مي كنند كه ايشان هم در جنگ تحميلي حضور فعال داشته است! و يا وقتي در روايات مورد اشاره، شعيب بن صالح را با دكتر احمدي نژاد همنام نمي بينند، به اين تفسير من درآوردي متوسل مي شوند كه «شعيب» در لغت، مصغر - كوچك شده- كلمه «شعب» است و شعب به معني مردم و خلق است و از آنجا كه آقاي احمدي نژاد يك رئيس جمهور مردمي است، بنابراين بايد همان شعيب بن صالح باشد! اين تفسير به راي در حالي است كه حتي در تفسير آيات شريف قرآن نيز، ظاهر آيه، «سنديت» و «حجيت» دارد و كسي نمي تواند مفهوم و تفسيري را به آن نسبت بدهد كه باظاهر آيه، مغايرت داشته باشد. بنابراين اگر مقصود از شعيب بن صالح، همان آقاي احمدي نژاد بود بايد نام ايشان در روايت مي آمد و حال آنكه نام آقاي احمدي نژاد «محمود» است و نام پدر مرحوم ايشان نيز «صالح» نبوده است. مطابق فرمول من درآوردي تهيه كنندگان سي دي ياد شده مي توان گفت «سيد» در لغت به معني «آقا» است. آيا با اين حساب مي توان نتيجه گرفت كه مثلاً «سيد يمني» ذكر شده در روايات ظهور، مي تواند «سيد» به معناي «از نسل رسول خدا(ص)» نباشد؟!... و قس عليهذا... اين چه نوع استدلالي است؟!

گفتني است در روايات ظهور نام خاص «سيد خراساني» و «سيد يمني» نيامده است و تنها به اين كه آن دو بزرگوار از نسل رسول خدا(ص)- سيد- و از اهالي «خراسان» و «يمن» هستند اشاره شده و اين دو فقره با «شعيب بن صالح» كه نام ايشان آمده است- البته براساس همان روايات كه به آن اشاره شد- متفاوت است.

5- در سي دي «ظهور نزديك است» با همان استدلال كذايي از «ملك عبدالله» پادشاه اردن به عنوان «سفياني» ياد شده است كه دشمن قهار حضرت صاحب الزمان- ارواحنا له الفداء- است و مطابق روايات معتبر اساساً براي جنگ با آن حضرت خروج مي كند.

خب! حالا بايد از تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» پرسيد؛ در كجاي روايات آمده است كه «شعيب بن صالح» از «سفياني» براي حضور در جشن هاي نوروزي دعوت مي كند؟! مگر قرار نيست شعيب بن صالح، فرمانده يا يكي از فرماندهان سپاه حضرت ولي عصر(عج) باشد بنابراين بايد با «سفياني» سر جنگ و ستيز داشته و او را يكي از اصلي ترين دشمنان حضرت بداند، پس چرا با اين دشمن خوني حضرت صاحب الزمان- ارواحنا له الفداء- نرد دوستي مي بازد و از وي به عنوان ميهمان و براي حضور محترمانه در ايران اسلامي دعوت به عمل مي آورد؟! با پوزش از برادر عزيزمان جناب آقاي احمدي نژاد و صرفا از باب مزاح؛ بايد گفت كه ظاهرا «سفياني» سي دي ياد شده بيشتر از شعيب بن صالح مورد اشاره در همان سي دي، به رواياتي كه در سي دي آمده است اعتقاد دارد كه- به قول آقاي احمدي نژاد- اولا؛ دعوت شعيب بن صالح را نمي پذيرد! و ثانيا؛ به وزير خارجه و رئيس مجلس حكومت خود دستور مي دهد كه عليه جمهوري اسلامي ايران و رئيس دولت آن موضع گرفته و بد و بيراه بگويند!!

6- تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» دست به اقداماتي زده اند كه نشان مي دهد اين فيلم را با اغراض خاص و آلوده اي تهيه كرده اند. از جمله

- و فقط يكي از آن نمونه ها- حذف بخشي از كلام رهبر معظم انقلاب است. آنها در سي دي مورد اشاره براي اثبات نظر خود از كلام حضرت آقا مايه گذاشته و به نقل از ايشان آورده اند؛ «من با اطمينان كامل مي گويم تحقق وعده الهي در راه است» و حال آن كه رهبر معظم انقلاب بعد از اشاره به بيداري جهان اسلام مي فرمايند؛

«من با اطمينان كامل مي گويم اين هنوز آغاز راه است و تحقق كامل وعده الهي يعني پيروزي حق بر باطل و بازسازي امت اسلامي در راه است. نشانه اين وعده تخلف ناپذير در اولين و مهم ترين مرحله، پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و بناي بلند آوازه نظام اسلامي بود. احساس هويت و تشخص در اقليت هاي مسلمان در بيشتر كشورهاي غربي همه و همه نشانه هاي آشكار پيروزي اسلام در هماورد با دشمنان يعني در قرن 51 هجري است، ملت هاي مسلمان هنوز گردنه هاي دشواري پيش روي دارند».

همانگونه كه ملاحظه مي كنيد، تهيه كنندگان سي دي ياد شده، بخش هايي از كلام رهبر معظم انقلاب را حذف كرده اند تا بتوانند از بخش تحريف شده، براي اثبات منظور خود استفاده كنند. توجه كنيد آقا تاكيد مي كنند كه «اين هنوز آغاز راه است» و مي فرمايند «ملت هاي مسلمان هنوز گردنه هاي دشواري پيش روي دارند»و اين همه در همان پاراگراف از بيانات ايشان آمده است. اكنون بايد گفت كه آيا مي توان تحريف سخنان رهبر معظم انقلاب را- كه در همان سي دي از ايشان با عنوان «سيد خراساني» ياد شده است- اقدامي برخاسته از شوق ظهور و عشق به حضرت بقيه الله الاعظم(عج) دانست؟! و آيا نبايد اين اقدام و اقدامات مشابه ديگري از اين دست را نشانه سوءنيت تهيه كنندگان و ترويج كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» تلقي كرد؟!

7- اشاره كرديم كه طي 23 سال گذشته، از برخي شخصيت ها به عنوان «شعيب بن صالح» ياد شده بود، از جمله آيت الله هاشمي رفسنجاني، سردار رحيم صفوي و... البته هيچيك از كساني كه بر اين باورها بودند مانند تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» براي اثبات نظر خود به توليد فيلم و توزيع گسترده آن در سطح كشور دست نزدند، بلكه تنها حدس و گمان خود را در محافل خصوصي مطرح مي كردند و بديهي است كه نمي توان انطباق دهي آنان را ناشي از سوءنيت دانست و اگر چنين بود و قصد و غرض خاصي را دنبال مي كردند، به تهيه فيلم و آسمان ريسمان كردن هاي آنچناني روي مي آوردند.

و اما، به عنوان يك نمونه، فرض كنيد آنهايي كه آيت الله هاشمي را با توجه به مواضع آن دوران ايشان، شعيب بن صالح مي دانستند براي اثبات نظر خود فيلم و سي دي تهيه كرده و در سطح گسترده اي پخش مي كردند و باز هم فرض كنيد

- بر فرض محال- هيچكس هم به آن اعتراض نمي كرد. و نتيجه آن كه آيت الله هاشمي رفسنجاني در اذهان عمومي با عنوان شعيب بن صالح يعني يكي از فرماندهان سپاه حضرت حجت- روحي له الفداء- تلقي مي شد. خب! با اين حساب مي توانيد حدس بزنيد كه در جريان فتنه 88 چه اتفاقي مي افتاد؟! آيا كساني كه باور كرده بودند آقاي رفسنجاني شعيب بن صالح است، نظر و ديدگاه

- متاسفانه غيرقابل قبول ايشان- را نظر و ديدگاه حضرت صاحب الزمان(عج) تلقي نمي كردند؟!... بگذريم كه... .

8- با توجه به هويت تهيه كنندگان و توزيع كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» كه شواهد و قرائن فراواني از وابستگي آنها به «حلقه حاشيه ساز دولت» حكايت مي كند و نيز، با توجه به نكته اي كه در بند 7 آمده است و سابقه شناخته شده اي كه حلقه ياد شده دارد، به نظر مي رسد فيلم «ظهور نزديك است» يك ترفند سياسي است كه با هدف تبليغات انتخاباتي براي يك جريان انحرافي تهيه و در سطح گسترده اي توزيع شده است. و تهيه كنندگان سي دي كه از بي اعتمادي مردم نسبت به خود باخبرند، قصد داشته اند با توزيع گسترده آن ابتدا آقاي دكتر احمدي نژاد را در اذهان عمومي همان «شعيب بن صالح» معرفي كنند و بعددر دوران انتخابات مجلس، رياست جمهوري و يا... با استناد به اين كه از افراد نزديك به آقاي احمدي نژاد و مورد وثوق و اطمينان ايشان هستند، ليست نامزدهاي مورد قبول خود براي مجلس و يا نامزد رياست جمهوري مورد نظر خود را، نامزد و نامزدهاي مورد تاييد حضرت بقيه الله الاعظم- ارواحنا له الفداء- جا بزنند!!

خوشبختانه ديروز حجت الاسلام والمسلمين آقاتهراني، نماينده مجلس شوراي اسلامي از مخالفت آقاي دكتر احمدي نژاد با معرفي ايشان به عنوان شعيب بن صالح خبر دادند كه از رئيس جمهور محترم جز اين نيز انتظاري نمي رفت.

و بالاخره اين كه، براساس آموزه هاي غيرقابل ترديد و مستحكم اسلامي و مخصوصاً دستور صريح و مكتوب- توقيع شريف- حضرت صاحب الامر ارواحنا له الفداء، وروديه آن حضرت در دوران غيبت كبري، ولي فقيه است و مردم ايران با لطف و عنايت خداي مهربان نشان داده اند كه در همه حال چشم دل و گوش جان به رهنمودهاي آن بزرگوار دارند و همه جا از او به يك اشاره بوده است و از مردم به سر دويدن، از اين روي مدعيان دروغين ارتباط با امام زمان(عج)، را به هيچ نمي انگارند. مردم مسلمان ايران و امروزه، همه ملت هاي مسلمان نه فقط به فراست و ديانت بلكه به تجربه نيز دريافته اند كه تنها در ركاب ولي فقيه از بد حادثه و ترفندهاي شيطاني در امانند...

حسين شريعتمداري