شاهكار هنري حضرت علي(ع)
ارسال شده: جمعه ۲۲ آبان ۱۳۸۸, ۲:۱۰ ب.ظ
شاهكار هنري حضرت علي(ع): خطبه بدون نقطه
الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.
الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.
سَلَّطَالمُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَوَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَطَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَوَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَأحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.
الاِلاهُ الأوَّلُ لامُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُالسَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُالطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.
عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.
وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.
أسعَدَاللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِأمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُمسُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً،وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.
صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِالأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِمُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّمَعلومٌ.
أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَهُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِوَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.
اِسمَعوا لَهُ وَ راعواأمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا –رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَالصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.
هَلَکَ وَ اللهِ أهلُالاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ماأهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَعُمدَةً.
اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَکَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَکُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.
عَصَمَکُمُوَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم،وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَأعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.
وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَالسَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَالسّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.
معنی:
ستایش مخصوصخدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش وشیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن وپاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.
یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.
شاهانرا (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (ومتجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق)رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین راگشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموارکرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانیداشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمودو بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمودو آنها را بر افراشته و استوار ساخت.
معبود نخستین که نه او را همطرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ)سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانشستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایشمورد امید.
کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند.و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خورممنوعیت بود، حرام شمرد.
بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیهو آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردارو رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.
خداوند این امّت را بهخاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانشسعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزندهترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است وزیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان استدر نوجوانی و بزرگسالی.
درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد،درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان،درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه:) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوماست و نقشی مقرّر.
او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایهپاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: وشرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا ورسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ )
از او فرمان برید و بردستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرامبشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خودبرانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – وآنچه را که موجب دغدغه سینه ها
منابع:
- نهج السّعادة، به نقل از کتاب «مجموعة ادبیة» تألیف محی الدّین محمد بن عبد القاهر بن الموصلی الشهروزی
- برگرفته از کتاب دو شاهکار علوی(محمد احسانی فر لنگرودی)
- مناقب آل ابی طالب (ابن شهر آشوب)
- الصراط المستقیم
- نهج الایمان (زین الدّین علی بن یوسف بن جبر)
- بحار الانوار
- منهاج البراعة
الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.
الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.
سَلَّطَالمُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَوَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَطَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَوَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَأحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.
الاِلاهُ الأوَّلُ لامُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُالسَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُالطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.
عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.
وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.
أسعَدَاللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِأمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُمسُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً،وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.
صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِالأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِمُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّمَعلومٌ.
أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَهُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِوَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.
اِسمَعوا لَهُ وَ راعواأمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا –رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَالصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.
هَلَکَ وَ اللهِ أهلُالاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ماأهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَعُمدَةً.
اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَکَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَکُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.
عَصَمَکُمُوَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم،وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَأعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.
وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَالسَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَالسّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.
معنی:
ستایش مخصوصخدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش وشیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن وپاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.
یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.
شاهانرا (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (ومتجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق)رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین راگشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموارکرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانیداشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمودو بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمودو آنها را بر افراشته و استوار ساخت.
معبود نخستین که نه او را همطرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ)سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانشستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایشمورد امید.
کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند.و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خورممنوعیت بود، حرام شمرد.
بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیهو آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردارو رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.
خداوند این امّت را بهخاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانشسعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزندهترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است وزیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان استدر نوجوانی و بزرگسالی.
درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد،درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان،درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه:) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوماست و نقشی مقرّر.
او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایهپاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: وشرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا ورسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ )
از او فرمان برید و بردستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرامبشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خودبرانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – وآنچه را که موجب دغدغه سینه ها
منابع:
- نهج السّعادة، به نقل از کتاب «مجموعة ادبیة» تألیف محی الدّین محمد بن عبد القاهر بن الموصلی الشهروزی
- برگرفته از کتاب دو شاهکار علوی(محمد احسانی فر لنگرودی)
- مناقب آل ابی طالب (ابن شهر آشوب)
- الصراط المستقیم
- نهج الایمان (زین الدّین علی بن یوسف بن جبر)
- بحار الانوار
- منهاج البراعة