گفتاری از آیت الله العظمی وحید خراسانی درباره محرم
ارسال شده: پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸, ۲:۳۸ ب.ظ
آیت الله العظمی وحید خراسانی
در اين ايام، سه مهم پيش رو داريم: اول، نسبت به خودمان، دوم نسبت به مردمو سوم، نسبت به صاحب اين ايام. هرسه، بحثش مفصل است، اما اجمال مطلب ايناست كه فرصتي براي شما پيش آمده و اين فرصت برقآسا ميگذرد و حسرت كبرايشبراي فرد فرد ما ميماند. در حاليكه هريك از شما ميتوانيد امر هدايت نفوسرا متصدي بشويد.
ــ اول، نسبت به خودمان: این حديث را خوب بفهميد که: «اشراف امتي حملهالقرآن و اصحاب الليل ـ بهترین امت من، حاملان قرآن و شبزندهدارانهستند». اولاً امت او چه امتي است؟ «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةًوَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ.» اين ارزش امت اوست. شهدابر عموم بشر امت اويند. حال بايد ديد اشراف اين امت كياناند؟ آن هماشرافي كه حضرت خاتم(ص) سكه شرف به سينه آنها نصب كند. «اشراف امتيحملةالقرآن و اصحابالليل».
ــ از امروز شروع كنيد بدون استثنا، هيچ شب و روزي بر شما نگذرد، مگر بااين عمل. اما روز، حملةالقران؛ «فاقروا ماتيسر من القرآن.» آن اندازه كهميسر است قرآن بخوانيد، ولي راه بايد طوري رفت كه سريع به مقصد رسيد. تمامدقائق كمال در روايات متشتت است. بايد اينها را جمع كرد. اين جا اين جملهرا فرموده و جاي ديگر باز فرموده چطور حامل قرآن شو. «قرآن بخوانيد، اماآن قرآن را هديه كنيد به صاحب عصر ولي زمان (عج)». عمل را از خود منقطع وبه او متصل كنيد. چه ميكند اين فرموده؟ بحث فني عظيمي دارد. خود انقطاععمل از نفس و ربط عمل به مبدأ فيض وجود. حكم اكسيري پيدا ميكند كه فلز رامنقلب ميكند.
ــ اما كلمه دوم، به اصحاب الليل مربوط است. به هر وضعي كه هست، آخر شببيدار شويد و روي اين مطالب فكر كنيد. بالاترين مقام چه مقامي است؟ مقاميكه خدا براي شخص اول عالم معين كرده است. ديگر از نظر عقل و نقل غير ازاين غيرمعقول است. چنين مقامي را خدا به همچو كسي وعده داد، اما به يكخصوصيت فرمود: «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسىأَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً» از اين جا بايد فهميد چطورعمر ما گذشت و راه را طي نكرديم. به اين شرف نرسيديم.
ــ اشراف امتي حملةالقرآن و اصحاب الليل. اگر اين طور شديم، نفس ما بهمبدأ نور وصل ميشود. از آن جا مدد ميشود. آن وقت است كه بشر خواهد فهميداثر تربيت اين دين چيست؟ اين كاري است كه بايد با خودمان كنيم.
ــ دوم، نسبت به مردم: اما كاري كه با مردم است اینكه اين فرصتها از دستنرود. سعي كنيد در اين دهه كه بهار حيات دلهاست به هر قيمتي كه هست ايندو كار را انجام دهيد؛ چرا كه بالاتر از اين دو پيش خدا هيچ عملي نيست: يكگمراه از خدا را به خدا برگردانيد؛ عبد آبق از اين مولا را برگردانيد بهعبوديت او ؛ و يك كسي كه امام زمانش را گم كرده با ولي عصر (عج) آشنايشكنيد.
ــ مجالستان را منحصراً در اين دو كلمه صرف كنيد. ارزش اين دو مقوله بهحدي است كه نبايد وقت را ببازيد و از دست بدهيد. اول، آن قرآن وشبزندهداري را عملي كنيد. بعد متصدي هدايت مردم شويد. آن وقت، اثرش ايناست اگر يك گنهكار را از گناه توبه دهيد و بيگانه از امام زمان (عج) را بااو آشنا كنيد. اجرش، ثواب صد سال است كه همه روزها را روزه بگيريد و شبهاتا به صبح عبادت كنيد. «اغتنموا الفرص ـ فرصتها را از دست ندهيد».
ــ سوم، نسبت به صاحب اين ايام: بايد وظيفهمان را نسبت به صاحب اين ايامبدانيم و بفهميم كه چه خوني ريخته شده است؟ هيچ دانستيم كه چه كسي كشتهشد؟ «شيخ طوسي»، «شيخ صدوق» و «ابن قولويه» اين روايت را نقل كردهاند.مختصري از اين روايت بس است. اين نص حديث صحيحي است كه مثل «شيخ انصاري»در موارد احتياط در نفوس طبق سند اين حديث فتوا ميدهد. در اين حديث مسألهاين است: «اشهد انّ دمك سكن فيالخلد ـ شهادت ميدهم خون تو در خلد مسكنكرده است». كيست كه بفهمد حسين بن علي كيست؟ خلد كجاست؟ در آن ملأ اعلي كهمركز قديسين عالم است، خون او زينت آن عالم است. كسي كه جسمش آنجاست، روحشكجاست؟ كيست كه بفهمد چه كسي كشته شد؟ چطور كشته شد؟ براي چه كشته شد؟
ــ ما در آن حد نيستيم كه خود او را بشناسيم. بايد نگاه كنيم ببينيم آنآخرين مرحلهاي كه شعاع وجود او تابيده به كجا رسيده، بعد كشف كنيم كه آنآفتاب چيست وكجاست؟ وقتي شعاعش به زائر قبرش ميخورد، اثرش معلوم ميشود.فرمود: «پياده اگر بروي به هر قدمي يك حسنه برايت مينويسند و يك سيئه محوميكنند. سواره بروي به هرجا كه سُم اسبت برسد به هر قدمي يك حسنه ثبت ويك سيئه محو ميشود». يعني از آنجا تصفيهات ميكنند تا لياقت پيدا كني.فرمود: «وقتي رسيدي به در حرم، خدا تو را از رستگاران قرار ميدهد». خودمن هنوز متحيرم چه خبر است. وقتي رسيدي به در حرمش ميشوي از رستگاران ومفلحين. يعني چه از مفلحين؟ به قرآن رجوع كنيد و ببينيد به فلاح رسيدن چهشرايطي دارد؟ بعد بفهميد اين دستگاه چه دستگاهي است.
ــ در سوره مؤمنون ميخوانيم: «قد افلح المومنون الذين هم في صلاتهمخاشعون.» تا برسد به اينجا كه «والذين هم عن اللغو معرضون.» وقتي به اينجا رسيد، ميشود «المفلحون.» اين مقام به قدري عظيم است كه «ذلك الكتابلاريب فيه هدي للمتقين الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلاة و مما رزقناهمينفقون والذين يومنون بما انزل اليك و ما انزل من قبلك و بالاخرة هميوقنون اولئك علي هدي من ربهم و اولئك هم المفلحون.» اين چه اكسيري است كهاين طور منقلب ميكند؟ آهني را به طلاي احمر مبدل ميكند كه در راه قبر اوقدم زده است.
ــ فرمود: «وقتي از مناسكت فارغ شدي خدا تو را از فائزين مينويسد». اينجاحج خود خداست. حج قصد است و مقصد در آنجا عبارت است از كعبه، اما مقصد دراين زيارت، خود خداست؛ چون به نص صحيح: «من زار الحسين بكربلا كان كمنزارالله في عرشه». پس از حج خدا كه فارغ شدي، فرمود: «وقتي فرغت منمناسكك، خدا مينويسد تو را از فائزين». ديگر از مقام مفلحين از در قبراو، متقلب ميشود به مقام فائزين به بالا سر او. متن كلام خدا را بايد ديدتا حديث را فهميد: «الذين آمنوا وهاجروا و جاهدوا في سبيلالله باموالهمو انفسهم اعظم درجه عندالله والئك هم الفائزون». مقام فائزون اين مقاماست: «يبشرهم ربهم برحمة منه و رضوان و جنات لهم فيها نعيم مقيم خالدينفيها ابدا ان الله عنده اجر عظيم.»
ــ اين مرحله كه مرحله كمال سعادت بشري است، در گرو بالاسر قبر حسين بنعلي (ع) است. كسي كه اين طور زيارت قبرش او را منقلب ميكند، آيا روزقيامت وقتي مادرش با آن پهلوي شكسته با آن بازوي ورم كرده، آن پيراهني كهبه همچو خوني آغشته بر سر بيندازد، چه خواهد شد و چه خواهد كرد؟
ــ اين است كه مملكت بايد يكپارچه «يا حسين» بشود. بايد سراسر اين مملكتشيون و صيحه در عزاي يك همچو كسي باشد ... واقعه، واقعهاي است كه نص صحيحاين است: «جميعالخلائق بكت السموات السبع.» هفت آسمان بر او گريه كرد.«بكتالسموات السبع والارضون السبع و ما فيهن و ما بينهن و ما يري و مالايري.» مردم بايد بيدار شوند. ابن حجر هيثمي كتابي در رد شيعه نوشته و دراين كتاب تصريح كرده كه تمام رجال عامه ـ آنها كه اهل حديث و نظرند ـ ضبطكردند كه وقتي سر او بالاي نيزه رفت، در تمام كره زمين هرجا سنگ از رویزمین برداشتند، خون جوشيد. وظيفه مردم در ايام عاشورا چيست؟ ... اگردستتان از دامن او كوتاه شد، خسرالدنيا و الاخرهايد.
ــ اين دين، اين توحيد و اين قرآن فقط زنده به خون اوست. اوست كه با اينقدم و با اين عمل، كاري كرد كه تا روز قيامت اين دين آسيب نبيند. او پردهاز چهره قرآن برداشت و ايمان و دين خدا را او زنده كرد. چرا يكصد و بيست وچهار هزار پيامبر مثل پروانه دور قبرش ميگردند؛ چون اگر عاشوراي او نبود،آنچه انبيا و مرسلين آورده بودند به باد فنا رفته بود.
منبع:[External Link Removed for Guests]
در اين ايام، سه مهم پيش رو داريم: اول، نسبت به خودمان، دوم نسبت به مردمو سوم، نسبت به صاحب اين ايام. هرسه، بحثش مفصل است، اما اجمال مطلب ايناست كه فرصتي براي شما پيش آمده و اين فرصت برقآسا ميگذرد و حسرت كبرايشبراي فرد فرد ما ميماند. در حاليكه هريك از شما ميتوانيد امر هدايت نفوسرا متصدي بشويد.
ــ اول، نسبت به خودمان: این حديث را خوب بفهميد که: «اشراف امتي حملهالقرآن و اصحاب الليل ـ بهترین امت من، حاملان قرآن و شبزندهدارانهستند». اولاً امت او چه امتي است؟ «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةًوَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ.» اين ارزش امت اوست. شهدابر عموم بشر امت اويند. حال بايد ديد اشراف اين امت كياناند؟ آن هماشرافي كه حضرت خاتم(ص) سكه شرف به سينه آنها نصب كند. «اشراف امتيحملةالقرآن و اصحابالليل».
ــ از امروز شروع كنيد بدون استثنا، هيچ شب و روزي بر شما نگذرد، مگر بااين عمل. اما روز، حملةالقران؛ «فاقروا ماتيسر من القرآن.» آن اندازه كهميسر است قرآن بخوانيد، ولي راه بايد طوري رفت كه سريع به مقصد رسيد. تمامدقائق كمال در روايات متشتت است. بايد اينها را جمع كرد. اين جا اين جملهرا فرموده و جاي ديگر باز فرموده چطور حامل قرآن شو. «قرآن بخوانيد، اماآن قرآن را هديه كنيد به صاحب عصر ولي زمان (عج)». عمل را از خود منقطع وبه او متصل كنيد. چه ميكند اين فرموده؟ بحث فني عظيمي دارد. خود انقطاععمل از نفس و ربط عمل به مبدأ فيض وجود. حكم اكسيري پيدا ميكند كه فلز رامنقلب ميكند.
ــ اما كلمه دوم، به اصحاب الليل مربوط است. به هر وضعي كه هست، آخر شببيدار شويد و روي اين مطالب فكر كنيد. بالاترين مقام چه مقامي است؟ مقاميكه خدا براي شخص اول عالم معين كرده است. ديگر از نظر عقل و نقل غير ازاين غيرمعقول است. چنين مقامي را خدا به همچو كسي وعده داد، اما به يكخصوصيت فرمود: «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسىأَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً» از اين جا بايد فهميد چطورعمر ما گذشت و راه را طي نكرديم. به اين شرف نرسيديم.
ــ اشراف امتي حملةالقرآن و اصحاب الليل. اگر اين طور شديم، نفس ما بهمبدأ نور وصل ميشود. از آن جا مدد ميشود. آن وقت است كه بشر خواهد فهميداثر تربيت اين دين چيست؟ اين كاري است كه بايد با خودمان كنيم.
ــ دوم، نسبت به مردم: اما كاري كه با مردم است اینكه اين فرصتها از دستنرود. سعي كنيد در اين دهه كه بهار حيات دلهاست به هر قيمتي كه هست ايندو كار را انجام دهيد؛ چرا كه بالاتر از اين دو پيش خدا هيچ عملي نيست: يكگمراه از خدا را به خدا برگردانيد؛ عبد آبق از اين مولا را برگردانيد بهعبوديت او ؛ و يك كسي كه امام زمانش را گم كرده با ولي عصر (عج) آشنايشكنيد.
ــ مجالستان را منحصراً در اين دو كلمه صرف كنيد. ارزش اين دو مقوله بهحدي است كه نبايد وقت را ببازيد و از دست بدهيد. اول، آن قرآن وشبزندهداري را عملي كنيد. بعد متصدي هدايت مردم شويد. آن وقت، اثرش ايناست اگر يك گنهكار را از گناه توبه دهيد و بيگانه از امام زمان (عج) را بااو آشنا كنيد. اجرش، ثواب صد سال است كه همه روزها را روزه بگيريد و شبهاتا به صبح عبادت كنيد. «اغتنموا الفرص ـ فرصتها را از دست ندهيد».
ــ سوم، نسبت به صاحب اين ايام: بايد وظيفهمان را نسبت به صاحب اين ايامبدانيم و بفهميم كه چه خوني ريخته شده است؟ هيچ دانستيم كه چه كسي كشتهشد؟ «شيخ طوسي»، «شيخ صدوق» و «ابن قولويه» اين روايت را نقل كردهاند.مختصري از اين روايت بس است. اين نص حديث صحيحي است كه مثل «شيخ انصاري»در موارد احتياط در نفوس طبق سند اين حديث فتوا ميدهد. در اين حديث مسألهاين است: «اشهد انّ دمك سكن فيالخلد ـ شهادت ميدهم خون تو در خلد مسكنكرده است». كيست كه بفهمد حسين بن علي كيست؟ خلد كجاست؟ در آن ملأ اعلي كهمركز قديسين عالم است، خون او زينت آن عالم است. كسي كه جسمش آنجاست، روحشكجاست؟ كيست كه بفهمد چه كسي كشته شد؟ چطور كشته شد؟ براي چه كشته شد؟
ــ ما در آن حد نيستيم كه خود او را بشناسيم. بايد نگاه كنيم ببينيم آنآخرين مرحلهاي كه شعاع وجود او تابيده به كجا رسيده، بعد كشف كنيم كه آنآفتاب چيست وكجاست؟ وقتي شعاعش به زائر قبرش ميخورد، اثرش معلوم ميشود.فرمود: «پياده اگر بروي به هر قدمي يك حسنه برايت مينويسند و يك سيئه محوميكنند. سواره بروي به هرجا كه سُم اسبت برسد به هر قدمي يك حسنه ثبت ويك سيئه محو ميشود». يعني از آنجا تصفيهات ميكنند تا لياقت پيدا كني.فرمود: «وقتي رسيدي به در حرم، خدا تو را از رستگاران قرار ميدهد». خودمن هنوز متحيرم چه خبر است. وقتي رسيدي به در حرمش ميشوي از رستگاران ومفلحين. يعني چه از مفلحين؟ به قرآن رجوع كنيد و ببينيد به فلاح رسيدن چهشرايطي دارد؟ بعد بفهميد اين دستگاه چه دستگاهي است.
ــ در سوره مؤمنون ميخوانيم: «قد افلح المومنون الذين هم في صلاتهمخاشعون.» تا برسد به اينجا كه «والذين هم عن اللغو معرضون.» وقتي به اينجا رسيد، ميشود «المفلحون.» اين مقام به قدري عظيم است كه «ذلك الكتابلاريب فيه هدي للمتقين الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلاة و مما رزقناهمينفقون والذين يومنون بما انزل اليك و ما انزل من قبلك و بالاخرة هميوقنون اولئك علي هدي من ربهم و اولئك هم المفلحون.» اين چه اكسيري است كهاين طور منقلب ميكند؟ آهني را به طلاي احمر مبدل ميكند كه در راه قبر اوقدم زده است.
ــ فرمود: «وقتي از مناسكت فارغ شدي خدا تو را از فائزين مينويسد». اينجاحج خود خداست. حج قصد است و مقصد در آنجا عبارت است از كعبه، اما مقصد دراين زيارت، خود خداست؛ چون به نص صحيح: «من زار الحسين بكربلا كان كمنزارالله في عرشه». پس از حج خدا كه فارغ شدي، فرمود: «وقتي فرغت منمناسكك، خدا مينويسد تو را از فائزين». ديگر از مقام مفلحين از در قبراو، متقلب ميشود به مقام فائزين به بالا سر او. متن كلام خدا را بايد ديدتا حديث را فهميد: «الذين آمنوا وهاجروا و جاهدوا في سبيلالله باموالهمو انفسهم اعظم درجه عندالله والئك هم الفائزون». مقام فائزون اين مقاماست: «يبشرهم ربهم برحمة منه و رضوان و جنات لهم فيها نعيم مقيم خالدينفيها ابدا ان الله عنده اجر عظيم.»
ــ اين مرحله كه مرحله كمال سعادت بشري است، در گرو بالاسر قبر حسين بنعلي (ع) است. كسي كه اين طور زيارت قبرش او را منقلب ميكند، آيا روزقيامت وقتي مادرش با آن پهلوي شكسته با آن بازوي ورم كرده، آن پيراهني كهبه همچو خوني آغشته بر سر بيندازد، چه خواهد شد و چه خواهد كرد؟
ــ اين است كه مملكت بايد يكپارچه «يا حسين» بشود. بايد سراسر اين مملكتشيون و صيحه در عزاي يك همچو كسي باشد ... واقعه، واقعهاي است كه نص صحيحاين است: «جميعالخلائق بكت السموات السبع.» هفت آسمان بر او گريه كرد.«بكتالسموات السبع والارضون السبع و ما فيهن و ما بينهن و ما يري و مالايري.» مردم بايد بيدار شوند. ابن حجر هيثمي كتابي در رد شيعه نوشته و دراين كتاب تصريح كرده كه تمام رجال عامه ـ آنها كه اهل حديث و نظرند ـ ضبطكردند كه وقتي سر او بالاي نيزه رفت، در تمام كره زمين هرجا سنگ از رویزمین برداشتند، خون جوشيد. وظيفه مردم در ايام عاشورا چيست؟ ... اگردستتان از دامن او كوتاه شد، خسرالدنيا و الاخرهايد.
ــ اين دين، اين توحيد و اين قرآن فقط زنده به خون اوست. اوست كه با اينقدم و با اين عمل، كاري كرد كه تا روز قيامت اين دين آسيب نبيند. او پردهاز چهره قرآن برداشت و ايمان و دين خدا را او زنده كرد. چرا يكصد و بيست وچهار هزار پيامبر مثل پروانه دور قبرش ميگردند؛ چون اگر عاشوراي او نبود،آنچه انبيا و مرسلين آورده بودند به باد فنا رفته بود.
منبع:[External Link Removed for Guests]