حمله پیش دستانه نظر شما چیست!
ارسال شده: یکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۸, ۲:۱۸ ب.ظ
پس از این که مقامات جمهوری اسلامی ایران بر روی مسئله هسته ای خود و ادامه ی غنی سازی به خصوص از سال 1384 اصرار ورزیدن دور جدیدی از بگو مگو های سیاسی در منطقه شکل گرفت.در این زمان ایالات متحده امریکا به عنوان اصلی ترین مخالف غنی سازی در ایران دور جدیدی از فشار های سیاسی را علیه ایران به اجرا دراورد.
مهمترین این فشار ها تصویب پیاپی قطعنامه در سازمان ملل علیه برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران بود.اما موضوع به همین جا ختم نشد و امریکا با پروژه ایران هراسی فشارهای مضاعفی را بر تهران وارد کرد.در این دور از فشارها برخی از کشور های عربی همسو با ایالات متحده امریکا به انتقاد از برنامه هسته ای ایران پرداختند و خواهان همکاری بیشتر ایران با اژانس بین المللی انرژی اتمی شدند.اما این در حالی بود که مقامات ایرانی بارها بر صلح امیز بودن برنامه هسته ای خود تاکید کرده بودند و همچنین پیمان ام پی تی را نیز امضا کرده اند.
در نهایت پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ساز مان ملل ارجا داده شد و از همین زمان گمانه زنی ها مبنی بر احتمال تکرار سناریوی عراق برای تهران اغاز شد.شاید بتوان اوج این فشارها را سال 1385 تا 1386 دانست که جرج بوش رئیس جمهور جنگ طلب امریکا نیز بارها بر احتمال حمله نظامی برای توقف برنامه هسته ای ایران تاکید کرد.این در حالی بود که مقامات رژیم صهیونیستی نیز با حمایت از این راهکار حمله نظامی به نیروگاه های اتمی ایران(مانند حمله به راکتور اتمی اوسیراک عراق و یا حمله به راکتور اتمی سوریه)را به عنوان راهکاری مناسب پیشنهاد میداند.البته مقامات ایران به خصوص رئیس جمهور این کشور هم همواره بر پاسخی قاطع تاکید میکردند.
تنش سیاسی به شدت در منطقه بالا گرفته بود و همچنین قیمت نفت شروع به بالا رفتن کرد.و به اعتقاد بسیاری از کارشناسان ایالات متحده برای تکمیل طرح خاورمیانه بزرگ نیازمند به روی کار امدن یک حکومت با رفتار و تعامل بهتر با امریکا بود.از این رو همه ی کارشناسان احتمال حمله نظامی امریکا را به ایران مقبول می دانستند.
اما در همان سال نیرو های ایرانی با اجرای رزمایش موشکی پیامبر اعظم(ص)در پاسخ به تهدیدات امریکا امادگی بالای خود را به رخ دشمنان کشیدند و این رزمایش بزرگ به قدری خبر ساز بود که تا مدتها در تیتر اول رسانه های بین المللی قرار گرفت و همگان ان را پاسخی از جانب مقامات ایران و سپاه پاسداران به نیروهای ناتو و امریکا می دانستند.
در این رزمایش بسیاری از تسلیحات نوین دفاعی نیروهای ایرانی به نمایش در امد و توانست به عنوان سدی بازدارنده رویکرد مقامات کاخ سفید را نسبت به پرونده هسته ای ایران تغییر دهد.البته نباید نقش نیروهای ایرانی حاضر در عراق و افغانستان را نادیده گرفت.
حدودا پس از یک سال از این رزمایش و خاموش شدن شعله های جنگ یکی از مقامات سپاه پاسداران ایران در برنامه تلویزیونی در گفتگویی اظهار داشت:این رزمایش از یک جنگ تمام عیار جلوگیری کرد.
از ان سال به بعد پرونده هسته ای ایران همچنان خبر ساز ترین رخداد جهان باقی ماند و قطعنامه های دیگری نیز برای هر چه بیشتر کردن تحریم ها علیه ایران به تصویب رسید.
اما نکته ای که مقامات غربی کم و بیش به ان اذعان کردند این بود که تحریم ها راهکار مناسبی نبوده است و ایرانی ها بیشتر تحریم ها را پشت سر گذاشته اند.
همچنین عدم همکاری روسیه و چین نیز در بسیاری از موارد باعث عدم موفقیت تحریم ها شد.
از همان سال پر هیاهو تا الان مقامات امریکایی و همچنین رژیم صهیونیستی بارها بر گزینه نظامی در صورت عدم تعامل تهران با غرب تاکید کردند.
در عین حال مقامات نظامی ایران در پاسخ به تهدیدات به استراتژی جدیدی روی اوردند.یعنی حمله ی پیش دستانه.
مقامات نظامی ایران بارها تهدید کردند در صورت تحرکات مشکوک امریکا منتظر مجامع بین المللی ننشسته و حمله ی پیش دستانه را برای توازن قوا انجام خواهند داد. از ان جایی که قدرت نیروهای امرکایی بر روی توان هوایی این کشور پایه گذاری شده است و در صورت جنگ احتمالی میتواند به عنوان برگ برنده امریکا باشد ناو های هواپیما بر این کشور به عنوان اصلی ترین تهدید علیه ایران محسوب میشوند.این در حالیست که این ناو ها در تیررس موشک های ایرانی قرار دارند .هم چنین پایگاه های هوایی امریکا در کشور های همسایه همگی در تیر رس موشک های بالستیک ایرانی قرار دارند و مقامات ایران بار ها تاکید کرده اند در صورت جنگ احتمالی تمامی پایگاه های امریکا در منطقه موشک باران میشود.
با این وصف شاید تئوری حمله پیش دستانه برای ایرانی ها بسیار موثر واقع شود زیرا با نابودی بخش اعظمی از توان هوایی امریکا موازنه قدرت در منطقه به سوی ایران باز میگردد و نیروهای زمینی ایران با اسودگی بیشتری میتوانند به عملیات بپردازند.
اما همواره این سوال مطرح است که ایا نیروهای ایرانی توان لازم برای یک حمله بزرگ پیش دستانه را دارند .و یا ایا مقامات ایرانی جرات چنین ریسک بزرگی را خواهند داشت یانه.البته نباید از پیامد های بین المللی این حمله غافل بود و باید دید ایا ایرانی ها خواهند پذیرفت که اغاز گر جنگ باشند.در این صورت پیامد های بین المللی این حمله برای تهران بسیار زیان بار خواهد بود.
البته شاید نیروهای ایرانی راه دیگری برای مقابله با امریکا نداشته باشند.زیرا در صورت خارج شدن ناو های هواپیمابر امریکا از منطقه دیگر این ناو ها در تیررس موشک های ایرانی قرار نخواهند داشت و با پشتیبانی هواپیما های پیشرفته امرکایی میتوانند به راحتی سرنوشت جنگ را تغییر دهند.از این رو هر گاه ناو های امریکا شروع به خارج شدن از خلیج فارس و دریای عمان را کردند میتوان این حرکت را به منزله تهدیدی جدی برای ایران دانست زیرا باسیاست های فعلی امریکا به نظر نمیرسد این کشور قصد رها کردن خلیج فارس را داشته باشد و مطمئنا ترک منطقه توسط این ناوها به منزله ی تدارک برای اغاز جنگ با ایران است.
البته باید دید ایا ایرانی ها از ابزار لازم برای حمله برخوردارند یا نه.برای مثال زیر دریایی های ایران میتوانند به عنوان کابوسی برای ناو های امرکایی باشند.زیرا این زیر دریایی ها سریع ترین اژدر زیر سطحی که در ایران با نام حوت شناخته میشود را حمل میکنند و گویا این اژدر چهار برابر آژدر های امریکایی سرعت دارد.همچنین برخی از زیر دریایی های ایرانی از قابلیت اختفا و ته نشینی خوبی برخوردارند و البته نکته جالب توجه این جاست که بیشتر بخش های عمیق خلیج فارس و دریای عمان در سواحل ایران قرار دارد که فرصت خوبی برای زیر دریایی های ایرانیست.
همچنین نیروهای ایرانی از قایق های تندرو مسلح به موشک های دریایی قدرتمند برخوردارند که قابلیت رادار گریزی بسار خوبی دارند.برخی از این قایق ها به موشک کوثر مسلح هستند (همان موشکی که ادعا شده ناوچه پیشرفته ساعر اسرائیل را در لبنان هدف قرار داد).و برخی هم به آژدرهای حوت.
البته ایرانی ها دارای ناو های سنگین تر نیز هستند که موشک های نور را حمل میکنند که این موشک ها بسیار دقیق بوده و در برخی منابع حتی اعلام شده احتمال برخورد این موشک با ناو دشمن 98 درصد است.همچنین این موشک با فانتوم های نیروی هوایی ایران نیز مطابقت داده شده و شاید یک فروند فانتوم در پوشش تامکت های ایرانی بتواند یک ناو بزرگ را نیز غرق کند.
هم چنین تمام پایگاه های هوایی امرکا در منطقه تحت نفوذ اطلاعاتی ایران هستند و همچنین ایرانی ها موشک های بالستیک دقیقی برای حمله به این پایگاه ها دارند و البته موشک های ایرانی به کلاهک های خوشه ای نیز مجهز شده اند تا منطقه بزرگی را مثلا یک فرودگاه را شخم بزنند.
البته نیروی هوایی ایران نیز میتواند در این حمله سهیم باشد.و همچنین شاید نیروهای قدس سپاه که در بسیاری از کشور های منطقه حاضر هستند.البته باید به قدرت نیرو های امرکایی نیز اذعان کرد اما این نیروها تا زمانی که در خلیج فارس و دریای ایران(عمان) هستند بیشتر مانند یک سیبل متحرک برای موشک های دقیق ایران هستند.و البته در تاریخ بار ها ثابت شده که نیروهای زمینی امریکا بدون پوشش هوایی قدرتمند وارد نبرد نخواهند شد هر چند در بخش نیروی زمینی به نظر توازن قوا به سمت ایرانی هاست.
حال نویسنده قصد دارد تا نظر کاربران محترم را رجع به این حمله جویا شود.پس شما نیز با یک تحلیل کوتاه نظر خود را راجع به این استراتژی اعلام کنید.و همچنین ایا فکر میکنید که ایران قادر به این حمله خواهد بود یا نه.
مهمترین این فشار ها تصویب پیاپی قطعنامه در سازمان ملل علیه برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران بود.اما موضوع به همین جا ختم نشد و امریکا با پروژه ایران هراسی فشارهای مضاعفی را بر تهران وارد کرد.در این دور از فشارها برخی از کشور های عربی همسو با ایالات متحده امریکا به انتقاد از برنامه هسته ای ایران پرداختند و خواهان همکاری بیشتر ایران با اژانس بین المللی انرژی اتمی شدند.اما این در حالی بود که مقامات ایرانی بارها بر صلح امیز بودن برنامه هسته ای خود تاکید کرده بودند و همچنین پیمان ام پی تی را نیز امضا کرده اند.
در نهایت پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ساز مان ملل ارجا داده شد و از همین زمان گمانه زنی ها مبنی بر احتمال تکرار سناریوی عراق برای تهران اغاز شد.شاید بتوان اوج این فشارها را سال 1385 تا 1386 دانست که جرج بوش رئیس جمهور جنگ طلب امریکا نیز بارها بر احتمال حمله نظامی برای توقف برنامه هسته ای ایران تاکید کرد.این در حالی بود که مقامات رژیم صهیونیستی نیز با حمایت از این راهکار حمله نظامی به نیروگاه های اتمی ایران(مانند حمله به راکتور اتمی اوسیراک عراق و یا حمله به راکتور اتمی سوریه)را به عنوان راهکاری مناسب پیشنهاد میداند.البته مقامات ایران به خصوص رئیس جمهور این کشور هم همواره بر پاسخی قاطع تاکید میکردند.
تنش سیاسی به شدت در منطقه بالا گرفته بود و همچنین قیمت نفت شروع به بالا رفتن کرد.و به اعتقاد بسیاری از کارشناسان ایالات متحده برای تکمیل طرح خاورمیانه بزرگ نیازمند به روی کار امدن یک حکومت با رفتار و تعامل بهتر با امریکا بود.از این رو همه ی کارشناسان احتمال حمله نظامی امریکا را به ایران مقبول می دانستند.
اما در همان سال نیرو های ایرانی با اجرای رزمایش موشکی پیامبر اعظم(ص)در پاسخ به تهدیدات امریکا امادگی بالای خود را به رخ دشمنان کشیدند و این رزمایش بزرگ به قدری خبر ساز بود که تا مدتها در تیتر اول رسانه های بین المللی قرار گرفت و همگان ان را پاسخی از جانب مقامات ایران و سپاه پاسداران به نیروهای ناتو و امریکا می دانستند.
در این رزمایش بسیاری از تسلیحات نوین دفاعی نیروهای ایرانی به نمایش در امد و توانست به عنوان سدی بازدارنده رویکرد مقامات کاخ سفید را نسبت به پرونده هسته ای ایران تغییر دهد.البته نباید نقش نیروهای ایرانی حاضر در عراق و افغانستان را نادیده گرفت.
حدودا پس از یک سال از این رزمایش و خاموش شدن شعله های جنگ یکی از مقامات سپاه پاسداران ایران در برنامه تلویزیونی در گفتگویی اظهار داشت:این رزمایش از یک جنگ تمام عیار جلوگیری کرد.
از ان سال به بعد پرونده هسته ای ایران همچنان خبر ساز ترین رخداد جهان باقی ماند و قطعنامه های دیگری نیز برای هر چه بیشتر کردن تحریم ها علیه ایران به تصویب رسید.
اما نکته ای که مقامات غربی کم و بیش به ان اذعان کردند این بود که تحریم ها راهکار مناسبی نبوده است و ایرانی ها بیشتر تحریم ها را پشت سر گذاشته اند.
همچنین عدم همکاری روسیه و چین نیز در بسیاری از موارد باعث عدم موفقیت تحریم ها شد.
از همان سال پر هیاهو تا الان مقامات امریکایی و همچنین رژیم صهیونیستی بارها بر گزینه نظامی در صورت عدم تعامل تهران با غرب تاکید کردند.
در عین حال مقامات نظامی ایران در پاسخ به تهدیدات به استراتژی جدیدی روی اوردند.یعنی حمله ی پیش دستانه.
مقامات نظامی ایران بارها تهدید کردند در صورت تحرکات مشکوک امریکا منتظر مجامع بین المللی ننشسته و حمله ی پیش دستانه را برای توازن قوا انجام خواهند داد. از ان جایی که قدرت نیروهای امرکایی بر روی توان هوایی این کشور پایه گذاری شده است و در صورت جنگ احتمالی میتواند به عنوان برگ برنده امریکا باشد ناو های هواپیما بر این کشور به عنوان اصلی ترین تهدید علیه ایران محسوب میشوند.این در حالیست که این ناو ها در تیررس موشک های ایرانی قرار دارند .هم چنین پایگاه های هوایی امریکا در کشور های همسایه همگی در تیر رس موشک های بالستیک ایرانی قرار دارند و مقامات ایران بار ها تاکید کرده اند در صورت جنگ احتمالی تمامی پایگاه های امریکا در منطقه موشک باران میشود.
با این وصف شاید تئوری حمله پیش دستانه برای ایرانی ها بسیار موثر واقع شود زیرا با نابودی بخش اعظمی از توان هوایی امریکا موازنه قدرت در منطقه به سوی ایران باز میگردد و نیروهای زمینی ایران با اسودگی بیشتری میتوانند به عملیات بپردازند.
اما همواره این سوال مطرح است که ایا نیروهای ایرانی توان لازم برای یک حمله بزرگ پیش دستانه را دارند .و یا ایا مقامات ایرانی جرات چنین ریسک بزرگی را خواهند داشت یانه.البته نباید از پیامد های بین المللی این حمله غافل بود و باید دید ایا ایرانی ها خواهند پذیرفت که اغاز گر جنگ باشند.در این صورت پیامد های بین المللی این حمله برای تهران بسیار زیان بار خواهد بود.
البته شاید نیروهای ایرانی راه دیگری برای مقابله با امریکا نداشته باشند.زیرا در صورت خارج شدن ناو های هواپیمابر امریکا از منطقه دیگر این ناو ها در تیررس موشک های ایرانی قرار نخواهند داشت و با پشتیبانی هواپیما های پیشرفته امرکایی میتوانند به راحتی سرنوشت جنگ را تغییر دهند.از این رو هر گاه ناو های امریکا شروع به خارج شدن از خلیج فارس و دریای عمان را کردند میتوان این حرکت را به منزله تهدیدی جدی برای ایران دانست زیرا باسیاست های فعلی امریکا به نظر نمیرسد این کشور قصد رها کردن خلیج فارس را داشته باشد و مطمئنا ترک منطقه توسط این ناوها به منزله ی تدارک برای اغاز جنگ با ایران است.
البته باید دید ایا ایرانی ها از ابزار لازم برای حمله برخوردارند یا نه.برای مثال زیر دریایی های ایران میتوانند به عنوان کابوسی برای ناو های امرکایی باشند.زیرا این زیر دریایی ها سریع ترین اژدر زیر سطحی که در ایران با نام حوت شناخته میشود را حمل میکنند و گویا این اژدر چهار برابر آژدر های امریکایی سرعت دارد.همچنین برخی از زیر دریایی های ایرانی از قابلیت اختفا و ته نشینی خوبی برخوردارند و البته نکته جالب توجه این جاست که بیشتر بخش های عمیق خلیج فارس و دریای عمان در سواحل ایران قرار دارد که فرصت خوبی برای زیر دریایی های ایرانیست.
همچنین نیروهای ایرانی از قایق های تندرو مسلح به موشک های دریایی قدرتمند برخوردارند که قابلیت رادار گریزی بسار خوبی دارند.برخی از این قایق ها به موشک کوثر مسلح هستند (همان موشکی که ادعا شده ناوچه پیشرفته ساعر اسرائیل را در لبنان هدف قرار داد).و برخی هم به آژدرهای حوت.
البته ایرانی ها دارای ناو های سنگین تر نیز هستند که موشک های نور را حمل میکنند که این موشک ها بسیار دقیق بوده و در برخی منابع حتی اعلام شده احتمال برخورد این موشک با ناو دشمن 98 درصد است.همچنین این موشک با فانتوم های نیروی هوایی ایران نیز مطابقت داده شده و شاید یک فروند فانتوم در پوشش تامکت های ایرانی بتواند یک ناو بزرگ را نیز غرق کند.
هم چنین تمام پایگاه های هوایی امرکا در منطقه تحت نفوذ اطلاعاتی ایران هستند و همچنین ایرانی ها موشک های بالستیک دقیقی برای حمله به این پایگاه ها دارند و البته موشک های ایرانی به کلاهک های خوشه ای نیز مجهز شده اند تا منطقه بزرگی را مثلا یک فرودگاه را شخم بزنند.
البته نیروی هوایی ایران نیز میتواند در این حمله سهیم باشد.و همچنین شاید نیروهای قدس سپاه که در بسیاری از کشور های منطقه حاضر هستند.البته باید به قدرت نیرو های امرکایی نیز اذعان کرد اما این نیروها تا زمانی که در خلیج فارس و دریای ایران(عمان) هستند بیشتر مانند یک سیبل متحرک برای موشک های دقیق ایران هستند.و البته در تاریخ بار ها ثابت شده که نیروهای زمینی امریکا بدون پوشش هوایی قدرتمند وارد نبرد نخواهند شد هر چند در بخش نیروی زمینی به نظر توازن قوا به سمت ایرانی هاست.
حال نویسنده قصد دارد تا نظر کاربران محترم را رجع به این حمله جویا شود.پس شما نیز با یک تحلیل کوتاه نظر خود را راجع به این استراتژی اعلام کنید.و همچنین ایا فکر میکنید که ایران قادر به این حمله خواهد بود یا نه.
