Centralclubs مدل کوچک تضاد های فکری جامعه عجیب ایرانی...!
ارسال شده: یکشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۸, ۸:۱۹ ب.ظ
ماه هاست که پست تحلیلی-اجتماعی در سنترال ندادم ولی یک سری بحث ها در این اواخر دیدم که فکر میکنم لازمه یک سری مسائل بهتر و در فضای آرام تری بررسی بشه...از جمله بندی رسمی ادبیات فارسی هم استفاده نمیکنم تا مطلب حالت خشک و بی روحی به خودش نگیره.
حدود 10 ماه از زلزله سیاسی فرهنگی اجتماعی کشور میگذره! و پس لرزه های ان تا همین امروز هم ادامه داره...این زلزله مصائب بسیاری به همراه داشت و باعث شد تقریبا برای اکثر ما سال 88 با خاطرات تلخی همراه باشه .چه بپذیریم و چه نپذیریم دچار یک انشقاق دوگانه شدیم.
از همین سنترال شروع میکنم. ببینید الان 3 خط فکری در سنترال حضور دارند..طرفداران X و طرفداران Y و گروه سوم که من بهشون میگم اکثریت خاموش که کلا هیچگاه اصلا توی باغ اینجو مباحث نیستند و دنبال کار و زندگی خودشان هستند.یکی از دوستان یه حرف خوبی زد که خیلی بهش فکر کردم.اینکه چشمامونو بستیم و اصلا حواسمون نیست که چه جوری آروم آروم مردم دارند از همدیگه فاصله میگیرند.بد هم نمی گفت . جو مباحث اینجا رو دقت کنید...دوستان X به شدت روی حرفهای خودشون هستند دوستان Y هم همینطور و روز به روز داریم رادیکال تر میشیم!
حرف و کلام همدیگرو نمی فهمیم!
ببینید در این چند ماه چه تصویری از بسیج ساخته شده...بسیجی که خاک و جان و مال و ناموس این کشور را در یک جنگ سهمگین نجات داد...تعدادی از کاربران و مدیران سرشناس همین سنترال که بعضی هاتون میدونید فرزند شهید هستند..پدرشون یک بسیجی ساده بود که دید مملکتش در خطره و رفت و دیگر برنگشت و نگاه مادر و همسرش به در خشک شد..فرزند با درد بی پدری بزرگ شد...سالها گذشت و الان جو طوری شده که منی که دیگه خودمو دارم از این بحثها میکشم کنار و دنبال امورات خودم هستم کافیه یک بار برم مسجد فلان جا!رفقای Y اگر دیدند میگن ها افتادی با اونا!چقدر می گیری؟آدم فروش و...اگر برم با اینوریا دوستان X میگن غربزده و ...
این مسائلی که روز به روز داره به شکلی اپیدمی گونه رشد و توسعه پیدا میکنه تردید ندارم اگر همینطوری پیش بره به جایی میرسه که این دو خط فکری به جایی می رسند که انگار دارند با یک بیگانه صحبت می کنند!باور کنید! خیلی داریم از هم فاصله میگیریم! من یادمه سال گذشته همین موقع به هیچ وجه سنترال همچین جوی رو نداشت که دو طیف فکری اینگونه به هم بتازند! عذر میخوام ولی یاد یک صحنه شب قبل از election افتادم که درگیری شده بود و x ها و y ها جلوی زن و دختر و بچه مردم ضمن کتک کاری و بزن بزن و چاقو کشی از رکیک ترین و بهت آورترین الفاظ جنسی و ناموسی علیه یکدیگر استفاده می کردند! برخی فحشها به حدی زننده بود که من که در نیمه دهه سوم زندگی ام هستم و با پایین ترین قشرهای اجتماعی هم پریده ام!هم تا به حال نشنیده بودم! این نفرت از کجا اومده؟
آقای A با خط فکری X با آقای B با خط فکری Y رو در همین تاپیکهای اخیر مشاهده کنید و به عنوان یک ناظر بی طرف مطلب رو بخونید! به حدی از یکدیگر فاصله گرفته اند که غریبه رد بشه از اینورا فکر میکنه اینا دو ملیت جدا دارند!! هر دو نفر به شدت متعصبانه از مواضع خودشون دفاع می کنند و ذره ای عقب نشینی ندارند! عقب نشینی نه به معنای اینکه وا بدن!منظور نوعی انعطاف و خروج از دایره بسته اندیشی و دگمیسم حاکم بر برخی افکار تاریخ مصرف گذشته است.مگر نه اینکه بر طبل پـلورالیزم (تکثرگرایی) می کوبیم! با عرض پوزش باید بگم اینگونه صحبت کردن با ادبیات فاشیست های موسیلینیست دهه 40 میلادی فرقی ندارد! این اقلیت اکثریت کردن چیست؟ مگر ما دو ملتیم؟ مگر من از افغانستانم و شما از تاجیکستان؟ بابا به همون پیغمبری که آخر نماز بهش سلام میدی همه ایرانی هستیم!
به هر حال امیدی به اینکه این حرفها اثر یا نتیجه ای داشته باشه نداشته و ندارم چون هرکسی روش و خطی را انتخاب میکنه و عدول از ان را نوعی کم اوردن تلقی میکنه هیچگاه با 10-15 خط نوشته حتی 1 میلی متر تغییر نخواهد کرد... فقط امید به کمی تعدیل و انعطاف در نحوه صحبت دوستان دارم... ما رفقای مجازی بیش نیستم و هرگز همدیگر را نخواهیم دید! ولی به قول دکتر آریا حرفها با گزینه ویرایش از صفحات نت پاک میشن ولی از صفحه قلب ادمها هرگز!
.
.


حدود 10 ماه از زلزله سیاسی فرهنگی اجتماعی کشور میگذره! و پس لرزه های ان تا همین امروز هم ادامه داره...این زلزله مصائب بسیاری به همراه داشت و باعث شد تقریبا برای اکثر ما سال 88 با خاطرات تلخی همراه باشه .چه بپذیریم و چه نپذیریم دچار یک انشقاق دوگانه شدیم.
از همین سنترال شروع میکنم. ببینید الان 3 خط فکری در سنترال حضور دارند..طرفداران X و طرفداران Y و گروه سوم که من بهشون میگم اکثریت خاموش که کلا هیچگاه اصلا توی باغ اینجو مباحث نیستند و دنبال کار و زندگی خودشان هستند.یکی از دوستان یه حرف خوبی زد که خیلی بهش فکر کردم.اینکه چشمامونو بستیم و اصلا حواسمون نیست که چه جوری آروم آروم مردم دارند از همدیگه فاصله میگیرند.بد هم نمی گفت . جو مباحث اینجا رو دقت کنید...دوستان X به شدت روی حرفهای خودشون هستند دوستان Y هم همینطور و روز به روز داریم رادیکال تر میشیم!
حرف و کلام همدیگرو نمی فهمیم!ببینید در این چند ماه چه تصویری از بسیج ساخته شده...بسیجی که خاک و جان و مال و ناموس این کشور را در یک جنگ سهمگین نجات داد...تعدادی از کاربران و مدیران سرشناس همین سنترال که بعضی هاتون میدونید فرزند شهید هستند..پدرشون یک بسیجی ساده بود که دید مملکتش در خطره و رفت و دیگر برنگشت و نگاه مادر و همسرش به در خشک شد..فرزند با درد بی پدری بزرگ شد...سالها گذشت و الان جو طوری شده که منی که دیگه خودمو دارم از این بحثها میکشم کنار و دنبال امورات خودم هستم کافیه یک بار برم مسجد فلان جا!رفقای Y اگر دیدند میگن ها افتادی با اونا!چقدر می گیری؟آدم فروش و...اگر برم با اینوریا دوستان X میگن غربزده و ...
این مسائلی که روز به روز داره به شکلی اپیدمی گونه رشد و توسعه پیدا میکنه تردید ندارم اگر همینطوری پیش بره به جایی میرسه که این دو خط فکری به جایی می رسند که انگار دارند با یک بیگانه صحبت می کنند!باور کنید! خیلی داریم از هم فاصله میگیریم! من یادمه سال گذشته همین موقع به هیچ وجه سنترال همچین جوی رو نداشت که دو طیف فکری اینگونه به هم بتازند! عذر میخوام ولی یاد یک صحنه شب قبل از election افتادم که درگیری شده بود و x ها و y ها جلوی زن و دختر و بچه مردم ضمن کتک کاری و بزن بزن و چاقو کشی از رکیک ترین و بهت آورترین الفاظ جنسی و ناموسی علیه یکدیگر استفاده می کردند! برخی فحشها به حدی زننده بود که من که در نیمه دهه سوم زندگی ام هستم و با پایین ترین قشرهای اجتماعی هم پریده ام!هم تا به حال نشنیده بودم! این نفرت از کجا اومده؟

آقای A با خط فکری X با آقای B با خط فکری Y رو در همین تاپیکهای اخیر مشاهده کنید و به عنوان یک ناظر بی طرف مطلب رو بخونید! به حدی از یکدیگر فاصله گرفته اند که غریبه رد بشه از اینورا فکر میکنه اینا دو ملیت جدا دارند!! هر دو نفر به شدت متعصبانه از مواضع خودشون دفاع می کنند و ذره ای عقب نشینی ندارند! عقب نشینی نه به معنای اینکه وا بدن!منظور نوعی انعطاف و خروج از دایره بسته اندیشی و دگمیسم حاکم بر برخی افکار تاریخ مصرف گذشته است.مگر نه اینکه بر طبل پـلورالیزم (تکثرگرایی) می کوبیم! با عرض پوزش باید بگم اینگونه صحبت کردن با ادبیات فاشیست های موسیلینیست دهه 40 میلادی فرقی ندارد! این اقلیت اکثریت کردن چیست؟ مگر ما دو ملتیم؟ مگر من از افغانستانم و شما از تاجیکستان؟ بابا به همون پیغمبری که آخر نماز بهش سلام میدی همه ایرانی هستیم!
به هر حال امیدی به اینکه این حرفها اثر یا نتیجه ای داشته باشه نداشته و ندارم چون هرکسی روش و خطی را انتخاب میکنه و عدول از ان را نوعی کم اوردن تلقی میکنه هیچگاه با 10-15 خط نوشته حتی 1 میلی متر تغییر نخواهد کرد... فقط امید به کمی تعدیل و انعطاف در نحوه صحبت دوستان دارم... ما رفقای مجازی بیش نیستم و هرگز همدیگر را نخواهیم دید! ولی به قول دکتر آریا حرفها با گزینه ویرایش از صفحات نت پاک میشن ولی از صفحه قلب ادمها هرگز!
.
.

، اما اون روزی که بی بی سی فارسی شروع به کار کرد و عده ای شروع به تعریف و تمجید از اون کردن باید یک همچین روزی رو هم می دیدند که البته بعضی ها دیدند و هشدار هم دادند.
این نشان دهنده حساسیت و تیزبینی و علاقه جوانان این کشور به ملیت و ایرانیت خودشونه!چیزی که خیلی از کشورهای دیگه ازش تهی شدند!
تعبیر این جمله برای بعضی ها اینطور میتونه باشه که کسانی که به خیابانها امدند مزدور یا فریب خورده اسراییلند!در صورتیکه من خودم در آن ایام تهران بودم و چنین نبود! یک خواستی بود که جمعی از ملت که برچسب توهین امیز اقلیت را میخورند داشتند.و ربطی هم به اسراییل نداشت و اگه ازشون سوال میکردی میگفتن اسراییل کیلو چنده بابا حال نداری!
داری مخ میزنی!
داری مخ میزنی!
