مصاحبه سنترالی oweiys با Mil@d...!
ارسال شده: سهشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۹, ۱۲:۵۸ ق.ظ
میلاد جان خوشحالیم که دعوت ما رو برای مصاحبه پذیرفتی.
Veeee کا تعارف مارف رو کنار بذار ولک وقت نداریم خبرنگار سازمان ملل نیم ساعته منتظره.
چند وقته تو سنترال عضوی؟
سنترال که 25 سال پیش سایت خودم بود فروختمش به یه بنده خدایی به نام مهدی . گاهی وقتی میریم با محمد 1985 خوش و بشی کنیم.آخه شنیده بودم اونجا پناهنده شده.
اما فکر کنم کلا اینترنت تو ایران از سالها بعدش داشت راه می افتادا..؟!نه؟
نه عزیزم اشتباه به عرضت رسوندن. برو یه کم کتاب بخون.الکی از رو شکم صحبت نکن.بیسوادی حدی داره کا... شما رو چطور راه دادن سنترال!؟ اطلاعاتت از زیتون پرورده کمتره.
خب بگذریم. قبلا شایع شده بود که شما میخواستی بری خارج تو مرز گرفته بودنت. جریان چی بوده؟
کدوم جریان؟ بیشتر توضیح بده ببینم.
گویا با یکی از دوستات پشم گوسفند کشیده بودید سرتون قصد داشتید قاطی گله از مرز خارج شید.
ها؟ چی؟ کدوم نامردی گفته ما رو گرفتن؟
یعنی نگرفتن؟
خب... راستش... تا حدودی گرفتن ... (جاسم خدا ذلیلت کنه که آبرو برامون هیج جا نذاشتی ...)
چی ؟ جاسم؟ آها اسم دوستت جاسم بود؟ مگه چیکار کرده بود.
مادر مرده بهش گفته بودم فقط 10 دقیقه این ریبنت رو در بیار تا راحت رد شیم بعد بذار. در نیاورد سربازه هم دید گوسفند ریبن زده گرفتنمون... البته من تا دیدم جاسم رو گرفتن با صدای بلند بع بع کردم که چون سربازه فکر کرد گوسفند مریض تو گله هست منم لو رفتم.
چرا بعدش حکم اعدام واسه رفیقت بریدن؟ چیکار کرده بود؟
فکر کنم لاف سیاسی زیاد زده بود.تو پروندش چند تا گنده گ...هم دیدم.
اعدام شد؟
نه!
ولی ما شنیدیم که با یه نفر دیگه اعدام شده بود.
ببین کا... بهت میگم اطلاعاتت در سطح زیتون پرورده اس همینه. اون یارویی که میخواستن با جاسم اعدامش کنن چون بار اولش بود عادت نداشت ترسیده بود تموم کرد ولی جاسم چون سینه سوخته بود اعدام بهش فشاری نمیاره. میشناسمش کا میشناسمش...
میلاد جان بچه ابادان هستی دیگه؟
ها ولک از کجا فهمیدی؟
از لهجه خودم ! خو از لهجت دیگه
حقا که شیر حلال خوردی...
خب از آبادان بگو ..جمعیتش چقدره؟
با حومه یا بدون حومه؟
خب... با حومه!
با حومه 70 میلیون جمعیت داره چون تو تهران هم بلیط اتوبوس آبادان و حومه هم قبول کرد ازم البته زیاد باهاش کلنجار رفتم ولی آخر فهمید تهران هم حومه آبادانه... چرا چشات گرد شد کا؟ آب قند بیارم؟
نه ادامه میدیم.... انگار یکی در میزنه . فکر کنم سگم باشه آخه یادش دادم در بزنه بیاد تو.
مگه کلید نداره؟
کلید؟ نه! میگم چرا داری میلرزی میلاد جان؟
شرمنده داشتم اصوات ناهنجار ایجاد میکردم ولی گذاشتمش رو ویبره مزاحم مصاحبه نباشه. همین کارو تو سنترال هم کردم نصف سایت دی سی شدن متاسفانه.
گویا جای ما اینجا نیست. با اجازه رفع زحمت می کنیم. ایشالا همیشه آنلاین باشی که ما رو آفلاین کردی...
Veeee کا تعارف مارف رو کنار بذار ولک وقت نداریم خبرنگار سازمان ملل نیم ساعته منتظره.
چند وقته تو سنترال عضوی؟
سنترال که 25 سال پیش سایت خودم بود فروختمش به یه بنده خدایی به نام مهدی . گاهی وقتی میریم با محمد 1985 خوش و بشی کنیم.آخه شنیده بودم اونجا پناهنده شده.
اما فکر کنم کلا اینترنت تو ایران از سالها بعدش داشت راه می افتادا..؟!نه؟
نه عزیزم اشتباه به عرضت رسوندن. برو یه کم کتاب بخون.الکی از رو شکم صحبت نکن.بیسوادی حدی داره کا... شما رو چطور راه دادن سنترال!؟ اطلاعاتت از زیتون پرورده کمتره.
خب بگذریم. قبلا شایع شده بود که شما میخواستی بری خارج تو مرز گرفته بودنت. جریان چی بوده؟
کدوم جریان؟ بیشتر توضیح بده ببینم.
گویا با یکی از دوستات پشم گوسفند کشیده بودید سرتون قصد داشتید قاطی گله از مرز خارج شید.
ها؟ چی؟ کدوم نامردی گفته ما رو گرفتن؟
یعنی نگرفتن؟
خب... راستش... تا حدودی گرفتن ... (جاسم خدا ذلیلت کنه که آبرو برامون هیج جا نذاشتی ...)
چی ؟ جاسم؟ آها اسم دوستت جاسم بود؟ مگه چیکار کرده بود.
مادر مرده بهش گفته بودم فقط 10 دقیقه این ریبنت رو در بیار تا راحت رد شیم بعد بذار. در نیاورد سربازه هم دید گوسفند ریبن زده گرفتنمون... البته من تا دیدم جاسم رو گرفتن با صدای بلند بع بع کردم که چون سربازه فکر کرد گوسفند مریض تو گله هست منم لو رفتم.
چرا بعدش حکم اعدام واسه رفیقت بریدن؟ چیکار کرده بود؟
فکر کنم لاف سیاسی زیاد زده بود.تو پروندش چند تا گنده گ...هم دیدم.
اعدام شد؟
نه!
ولی ما شنیدیم که با یه نفر دیگه اعدام شده بود.
ببین کا... بهت میگم اطلاعاتت در سطح زیتون پرورده اس همینه. اون یارویی که میخواستن با جاسم اعدامش کنن چون بار اولش بود عادت نداشت ترسیده بود تموم کرد ولی جاسم چون سینه سوخته بود اعدام بهش فشاری نمیاره. میشناسمش کا میشناسمش...
میلاد جان بچه ابادان هستی دیگه؟
ها ولک از کجا فهمیدی؟
از لهجه خودم ! خو از لهجت دیگه
حقا که شیر حلال خوردی...
خب از آبادان بگو ..جمعیتش چقدره؟
با حومه یا بدون حومه؟
خب... با حومه!
با حومه 70 میلیون جمعیت داره چون تو تهران هم بلیط اتوبوس آبادان و حومه هم قبول کرد ازم البته زیاد باهاش کلنجار رفتم ولی آخر فهمید تهران هم حومه آبادانه... چرا چشات گرد شد کا؟ آب قند بیارم؟
نه ادامه میدیم.... انگار یکی در میزنه . فکر کنم سگم باشه آخه یادش دادم در بزنه بیاد تو.
مگه کلید نداره؟
کلید؟ نه! میگم چرا داری میلرزی میلاد جان؟
شرمنده داشتم اصوات ناهنجار ایجاد میکردم ولی گذاشتمش رو ویبره مزاحم مصاحبه نباشه. همین کارو تو سنترال هم کردم نصف سایت دی سی شدن متاسفانه.
گویا جای ما اینجا نیست. با اجازه رفع زحمت می کنیم. ایشالا همیشه آنلاین باشی که ما رو آفلاین کردی...

نکنه اتمی بوده و ما بی خبر 

لطفا بی خیال مطالعه این پست شود و ذیل آن یا در سایر تاپیک ها به روضه خوانی و امر به معروف و نهی از منکر و ارشاد اینجانب مشغول نشود و ما را به راه راست هدایت نکند و عموم ملت را نیز توی چُرت سنگین نبرد!
حال نداریم عامو!











وحشتناکه...در اسرع وقت به یک کلینیک ترک اعتیاد مراجعه شود! خدایا سامان و اویس را زنده لازم داریم! به جوونیشون رحم کن!اینا هنوز زن هم نگرفتند! ناکام نمیرن
الهی امین یا رب العالمین! از مدیر سنترال عاجزانه میخواهیم به مدت 1 ماه دسترسی این دو کاربر را به سایت قطع کند! 
......... 

)
......

گریه ام گرفت
ماماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان ....!