صفحه 1 از 1

بازخوانی تاریخ/ پیشنهاد دکتر ولایتی برای رویارویی با اسرائیل

ارسال شده: شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۳:۱۰ ب.ظ
توسط farshad49
دکتر علی اکبر ولایتی در مرداد 1359- زمانی که نماینده مردم تهران در نخستین دوره مجلس شورای اسلامی بود- در نخستین نطق خود در مجلس شورای اسلامی در باره لزوم مبارزه عملی با رژیم صهیونیستی سخن گفت.
ولایتی در این نطق که به مناسبت قصداسراییل برای تبدیل بیت المقدس به پایتخت این رژیم سفاک بیان شد به خطرات رژیم صهیونیستی اشاره کرد

خبرآنلاین قسمتهای مهم این سخنرانی را از سایت کتابخانه مجلس شورای اسلامی نقل می کند:

* تاریخچه تاسیس اسرائیل همانطوری که می دانید منشاء گرفته از موهومات صهیونیست ها است که اینها معتقدند قوم یهود باید در سرزمینی به وسعت منطقه ای از نیل تا فرات امکان پیدا بکند و دنبال این فکر بوده اند و اولین بار یکی از سران اینها به سلطان عبدالحمید عثمانی پیشنهاد می کند که در ازای واگذاری بخشی از خاک فلسطین ، مسائل و مشکلات و معضلات مالی دولت مبتذل عثمانی را حل بکند سلطان عبدالحمید مخالفت می کند .
* در سال 1917 تحت تاثیر فشار صهیونیست های لندن ‹‹ بالفور ›› وزیر خارجه انگلیس اعلامیه صادر می کند و قول مساعد می دهد که فلسطین را به اختیار صهیونیست ها بگذارد . در همان اواخر جنگ اول جهانی بود که فیصل پسر شریف حسین با اغوایی که از جانب انگلیس ها شده بود در رویای تحقق یک دولت سرتاسری عربی ، بظاهر از خلیج تا محیط یعنی از خلیج فارس تا اقیانوس اطلس میآید و توسط آقای وایزمن که آن موقع رهبر صهیونیست ها بود تحمیق می شود وقبول می کند که یک کلنی هائی در سرزمین فلسطین به صهیونیست ها واگذار کند .
* جنگ اول تمام می شود و بعد برای اینکه قول مساعدی که انگلیس ها به پسر شریف حسین دادند زیرپا بگذارند بدوی های صحرای نجد را به عنوان پیروان محمدبن عبدالوهاب علیهش می شورانند و به این ترتیب قولی که به آنها دادند منتفی می شود . ولی از آن زمان به بعد در پی اسکان صهیونیست ها در سرزمین مقدس فلسطین بوده اند. بعد از جنگ دوم جهانی با توجه به اعلامیه ‹‹ بالفور ›› اولین تاییدی که از تاسیس حکومت اسرائیل شد توسط نماینده آقای استالین در سازمان ملل بود و با اشاره آقای استالین به گروههای تروریستی ایرگون و امثالهم که فاجعه ‹‹ دیر یاسین ›› را بوجود آوردند ، چکسلواکی سوسیالیست اسلحه در اختیار اینها می گذارد که بگین یکی از رهبران همین سازمانهای تروریستی بود .
* . وضع دولتهای اسلامی بعد از تشکیل این قضیه بسیار اسفناک بود . دولتهای عربی از اسلام بریدند .فاجعه دولتهای عربی از همان زمان شروع شد که از اسلام بریدند چه آنهائیکه به شعوبی گری پناه بردند که صادقشان و مقتدرشان ناصر بود و دیدیم که حاصل همه زحماتش فاجعه ژوئن 1967 بود و عدم سازندگی در داخل مملکتش باعث شد که بعد از آن خبیث ترین فردی که ممکن است یعنی انورسادات بر مصر حکومت کرد . این حاصل کار شعوبی گری در بین ملت عرب . و در مورد اشتراکیت و کمونیزم می بینیم که هیچ گلی اینها بسر اعراب نزده اند و باز صادق ترینشان آقای قذافی است که می بینیم ملت ناپالم زده افغانستان را در آستانه معبد کرملین قربانی میکند و موقعی که با او صحبت می کنند می گوید که حالا ما زرادخانه مان احتیاج دارد به اینکه از روسیه اسلحه بگیریم . سایر دولتهای اسلامی غیر عرب صاحب بزرگترین دولت های اسلامی یعنی سوهارتو نوکر آمریکا و ضیاء الحق بشرح ایضا و آقای کارمل در افغانسان آستان بوس کرملین هر کدام به یک سمتی و بدبختی مشترک همه اینها در این است که از اسلام بریدند و به غیر اسلام ولو بظاهر راههای مترقیانه پیوستند .
* مساله قدس و مسجدالاقصی زیر پا نهاده شده است و ما متاسفانه در این مدت هیچ حمایت عملی و چشمگیری ندیدیم . البته میتوانیم بگوئیم حمایت های مادی در این ماه های اخیر[وجود داشته] ، ولی اینها کافی نیست. ما چرا نباید اجازه داشته باشیم و یا اینکه چرا اجازه ندهیم و چرا این رودررویی را اعلام نکنیم که افراد داوطلب نظامی ما به فلسطین بروند و بجنگند و ما آغازگر این نبرد باشیم . ( نمایندگان - صحیح است ) .