صفحه 1 از 1

یک E- Mail از طرف خدا ...

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۱۱:۳۵ ب.ظ
توسط saeed_hz
 [External Link Removed for Guests]

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛
و امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه،
نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی.

اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.
وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی
فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: سلام؛
اما تو خیلی مشغول بودی.

یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی
جز آنکه روی یک صندلی بنشینی.

بعد دیدمت که از جا پریدی. خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی ؛
اما به طرف تلفن دویدی
و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.

تمام روز با صبوری منتظر بودم.

با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.
متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی ،
شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی ،
سرت را به سوی من خم نکردی.

تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.
بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی.
نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟
در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛
در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...

باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم
و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی؛
و باز هم با من صحبت نکردی. موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی.
بعد از آن که به اعضای خونوادت شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی
و فوراً به خواب رفتی .

..... اشکالی ندارد.

احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام.
من صبورم،بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.
حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی.

من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.
منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر، یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد.
خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی.
خوب،من باز هم منتظرت هستم؛
سراسر پر از عشق تو...
به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی.

آیا وقت داری که این را برای فرد دیگری هم بفرستی؟
اگر نه، عیبی ندارد، می فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی...

دوست و دوستدارت خدا. تصویر

 

Re: یک E- Mail از طرف خدا ...

ارسال شده: جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۱:۱۱ ب.ظ
توسط mohammad1365
دوست عزیز saeed_hz
ضمن تشکر از بابت مطلب ارسالی زیبایت
راستش الان که دارم این مطلب را مینویسم اشک از چشمانم جاری شده . بعضی از ما تا زمانی که به خدا احتیاج داریم دست به دامنش میشیم و دعا و..... اما وقتی مشکلمون حل شد انگار نه انگار که کی مشکلمون رو حل کرد . دیگه نمیدونم چی بگم......

Re: یک E- Mail از طرف خدا ...

ارسال شده: جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۴:۱۷ ب.ظ
توسط noora
   
   
 تصویر 
   
   
 خدا : اگر بندگانم بدانند كه من چقدر به ياد آنها هستم، از فرط شادي خواهند مرد!!  
   
   
 تصویرتصویرتصویر 

Re: یک E- Mail از طرف خدا ...

ارسال شده: جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۴:۴۲ ب.ظ
توسط SAMAN
با تشکر از دوستان تصویر

اما خداوند[COLOR=#0c0c0c]  بی نیاز مطلق است! خدای متعال هیچ نیازی به بندگانش نداشته و ندارد و این ما بندگان هستیم   وظیفه داریم   یاد خدا باشیم,حالا بعضا" غفلت هم میکنیم! تصویر

Re: یک E- Mail از طرف خدا ...

ارسال شده: جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۹:۴۲ ب.ظ
توسط mohammad1365
ایستگاه خدا
قطاري كه به مقصد خدا مي رفت ، مدتی در ايستگاه دنيا توقف كرد و پيامبر رو به جهانيان كرد و گفت:
مقصد ما خداست . كيست كه با ما سفر كند؟
كيست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟
كيست كه باور كند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن ؟


قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندكي بر آن قطار سوار نشدنداز جهان تا خدا هزار ايستگاه بود.

در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد ، كسي كم مي شد قطار مي گذشت و سبك مي شد ، زيرا سبكي قانون راه خداست .

قطاري كه به مقصد خدا مي رفت، به ايستگاه بهشت رسيد . پيامبر گفت اينجا بهشت است . مسافران بهشتي پياده شوند،اما اينجا ايستگاه آخر نيست .

مسافراني كه پياده شدند ، بهشتي شدند .اما اندكي ،باز هم ماندند ،قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند.

آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت :
درود بر شما ،راز من همين بود .آن كه مرا ميخواهد ، در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد .

و آن هنگام كه قطار به ايستگاه آخر رسيدديگر نه قطاري بود و نه مسافري .