صفحه 1 از 1

حکایت بانی مسجد و بهلول !

ارسال شده: پنج‌شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۹, ۱۱:۰۸ ق.ظ
توسط oweiys

به نام خداوند بخشاینده مهربان

گویند فردی مسجدی ساخت و نام خود را هم بر روی کاشی سر در مسجد نوشت . بهلول هم که این کار شخص را دید شبانه رفت و نام

خودش را به جای نام آن شخص بر سر در مسجد نوشت ...!


روز بعد که شخص به مسجد رفت و نام بهلول را به جای نام خود دید برآشفت و به سراغ بهلول رفت و گفت ای فلان چرا نام من را پاک کردی و نام(بی مقدار) خودت را قرار دادی !؟!


بهلول پاسخ داد:مسجد را برای چه ساخته ای؟ فرد پاسخ داد : برای رضای خدا ساختمش . بهلول گفت : اگر از برای شهرت و خود نمایی

ساختی بگذار نام خودت بر سر در مسجد باشد و اگر برای رضای خدا مسجدی ساختی از برای چه نام خودت را بر سر در آن زده ای ؟!


فرد نادم و پشیمان شد و نام خود را از سر در مسجد پاک کرد ....