اعترض یک دانشجوی چاق به استاد تربیت بدنی نسبت به نمره
ارسال شده: جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۴ ب.ظ
سلام دوستان تقریبا 2 ماه از امتحان های پایان ترم میگذره . با خودم گفتم یک خاطره ی خوب براتون بنویسم.
وقتی رفتم روی سایت دانشگاه تا نمراتم ببینم نمره ی تربیت بدنی رو 8 شده بودم که خیلی نارا حتم کرد. این به این معنی بود که باید یک ترم دیگه هر هفته 10 دور دور زمین چمن بدوم. برای همین تصمیم گرفتم که یک اعتراض منحصر به فرد بنویسم تا خودم از این محلکه نجات بدم و یک جوری استادم راضی کنم که من رو پاس کنه. 3 روز بعد از ارسال اعتراض دو باره رفتم رو سایت ودیدم استاده به من در کمال نا باوری 19 داده. وقتی رفتم رتا پاسخ استادمو ببینم تنها یک جمله نوشته بود : با سلام. فقط به خاطر اعتراضتون.
جالبتر این که از همین حربه برای مقاومت مصالح هم استفاده کردم که باعث شد استادم 2 نمره به من اضافه کنه در حالی که به بقیه فقط 1 نمره داده بود!
این متن اعتراض تربیت بدنیه:
[FONT=2 Koodak lang=FA]
[FONT=2 Koodak] استاد<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak] تشکر از زحمات شما در طول ترم <o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak] برایتان مینویسم نه یک اعتراض بلکه درد و دل یک دانشجو با استادش می باشد.<o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak] جمله ی شما در اول ترم که گفتید من از درس تربیت بدنی خواهم افتاد برای من کافی بود که این درس به کابوسی برایم تبدیل شود. از همان لحظه عزم خود را جزم کردم تا بتوانم این درس پاس کنم. خدا میداند که شب های چهارشنبه که سر بر بالین میگذاشتم به چیزی جز شما فکر نمیکردم. تصور آنکه صبح روز بعد با ید 10 دور دور زمین چمن بدوم خواب را از چشمانم می دزدید.<o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak] خود گفتم من که نمیتوانم مثل دیگران بدوم ولی میتوانم به طور مستمر در کلاس ها حضور یابم تا حسن نیتم را به شما ثابت کنم.گمان میکردم که ضعف های جسمانیم را میتوانم در سایه ی حفظ شئان کلاس بپوشانم تا هم به وظیفه ی دانشجویی خود عمل کرده باشم و هم خود را از بقیه ی دانشجوییان مجزا کنم به امید آنکه شاید شما رفتار دانشجوییان دیگر را در نظر بگیرید. فکر میکردم می توانم بدن چاق و فربه ی خود را پشت تحقیقاتی که برایتان آوردم پنهان کنم. امیدوار بودم که با ترجمه ی متنی که به من دادید نظرتان را نسبت به خود عوض کرده باشم.<o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak] استاد من 95 کیلو وزن دارم. خودتان را جای من بگزارید! چگونه می توانستم آنگونه بدوم. خدا می داند که علت وزن زیادم از پر خوری نیست. من استخوان بندی ام درشت است.مادرم میگوید وقتی به دنیا آمدم 5 کیلو وزن داشتم.<o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak] درست است که در آیتم هایی که امتحان گرفتید نتوانستم رکوردهای مد نظر شما را بدست آورم ولی آنچه انجام دادم آنقدر برایم خوب به نظر میرسید که با آن ها به دوستانم می نازیدم. حال تصور کنید چگونه میتوانم به آن ها بگویم 8 شدم. استاد آیا تحقیر هایی که در طول ترم به خاطر عقب ماندنم در مسابقات دو متحمل شدم کم بود که حال باید سر کوفت های دوستان و آشنایان را هم تحمل کنم. استاد یادتان می آید که چگونه من را دست آوز خنده ی کلاس کرده بودید؟ آن لبخند سردی که در آن لحظه بر لبانم جاری میشد را به یاد دارید؟ کاش زمانی که من را آماج کنایه های خود میکردید و خنده های لعن آمیز هم کلاسی هایم بر سرم خراب میشد<o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak] ای از خود می پرسیدید به چه جرمی؟ حال من جوابتان را می دهم: چون من یک آدم چاق مظلوم بودم. گناه من همین بود.<o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak] سرتان رابه درد نیاورم. شاید هم من به جرم چاقی باید این درس را یک بار دیگر تجربه کنم. اما برداشتن دوباره ی این درس برای من به معنای سختی دادن به بدنم نیست بلکه تجربه دوباره ی خاطرات تلخ است.<o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak][SIZE=150]با تشکر. <o:p></o:p>
وقتی رفتم روی سایت دانشگاه تا نمراتم ببینم نمره ی تربیت بدنی رو 8 شده بودم که خیلی نارا حتم کرد. این به این معنی بود که باید یک ترم دیگه هر هفته 10 دور دور زمین چمن بدوم. برای همین تصمیم گرفتم که یک اعتراض منحصر به فرد بنویسم تا خودم از این محلکه نجات بدم و یک جوری استادم راضی کنم که من رو پاس کنه. 3 روز بعد از ارسال اعتراض دو باره رفتم رو سایت ودیدم استاده به من در کمال نا باوری 19 داده. وقتی رفتم رتا پاسخ استادمو ببینم تنها یک جمله نوشته بود : با سلام. فقط به خاطر اعتراضتون.
جالبتر این که از همین حربه برای مقاومت مصالح هم استفاده کردم که باعث شد استادم 2 نمره به من اضافه کنه در حالی که به بقیه فقط 1 نمره داده بود!
این متن اعتراض تربیت بدنیه:
[FONT=2 Koodak lang=FA]
[FONT=2 Koodak] استاد<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak] تشکر از زحمات شما در طول ترم <o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak] برایتان مینویسم نه یک اعتراض بلکه درد و دل یک دانشجو با استادش می باشد.<o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak] جمله ی شما در اول ترم که گفتید من از درس تربیت بدنی خواهم افتاد برای من کافی بود که این درس به کابوسی برایم تبدیل شود. از همان لحظه عزم خود را جزم کردم تا بتوانم این درس پاس کنم. خدا میداند که شب های چهارشنبه که سر بر بالین میگذاشتم به چیزی جز شما فکر نمیکردم. تصور آنکه صبح روز بعد با ید 10 دور دور زمین چمن بدوم خواب را از چشمانم می دزدید.<o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak] خود گفتم من که نمیتوانم مثل دیگران بدوم ولی میتوانم به طور مستمر در کلاس ها حضور یابم تا حسن نیتم را به شما ثابت کنم.گمان میکردم که ضعف های جسمانیم را میتوانم در سایه ی حفظ شئان کلاس بپوشانم تا هم به وظیفه ی دانشجویی خود عمل کرده باشم و هم خود را از بقیه ی دانشجوییان مجزا کنم به امید آنکه شاید شما رفتار دانشجوییان دیگر را در نظر بگیرید. فکر میکردم می توانم بدن چاق و فربه ی خود را پشت تحقیقاتی که برایتان آوردم پنهان کنم. امیدوار بودم که با ترجمه ی متنی که به من دادید نظرتان را نسبت به خود عوض کرده باشم.<o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak] استاد من 95 کیلو وزن دارم. خودتان را جای من بگزارید! چگونه می توانستم آنگونه بدوم. خدا می داند که علت وزن زیادم از پر خوری نیست. من استخوان بندی ام درشت است.مادرم میگوید وقتی به دنیا آمدم 5 کیلو وزن داشتم.<o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak] درست است که در آیتم هایی که امتحان گرفتید نتوانستم رکوردهای مد نظر شما را بدست آورم ولی آنچه انجام دادم آنقدر برایم خوب به نظر میرسید که با آن ها به دوستانم می نازیدم. حال تصور کنید چگونه میتوانم به آن ها بگویم 8 شدم. استاد آیا تحقیر هایی که در طول ترم به خاطر عقب ماندنم در مسابقات دو متحمل شدم کم بود که حال باید سر کوفت های دوستان و آشنایان را هم تحمل کنم. استاد یادتان می آید که چگونه من را دست آوز خنده ی کلاس کرده بودید؟ آن لبخند سردی که در آن لحظه بر لبانم جاری میشد را به یاد دارید؟ کاش زمانی که من را آماج کنایه های خود میکردید و خنده های لعن آمیز هم کلاسی هایم بر سرم خراب میشد<o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak] ای از خود می پرسیدید به چه جرمی؟ حال من جوابتان را می دهم: چون من یک آدم چاق مظلوم بودم. گناه من همین بود.<o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak] سرتان رابه درد نیاورم. شاید هم من به جرم چاقی باید این درس را یک بار دیگر تجربه کنم. اما برداشتن دوباره ی این درس برای من به معنای سختی دادن به بدنم نیست بلکه تجربه دوباره ی خاطرات تلخ است.<o:p></o:p>
[FONT=2 Koodak][SIZE=150]با تشکر. <o:p></o:p>


تازه از ما امتحان کتبی هم گرفت ولی باز کار خودوشو کرد و اون جلسه ای که شده بود 4 جلسه مربوط به جلسه اولی که خیلیا نبودن و این قرار بود غیبت نزنه و زده بود
حوصله اینکه واسه ترم آخر بزارم و تو درد سر بیفتم نداشتم


