فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران توان دفاعي ما فراتر .....
ارسال شده: شنبه ۶ شهریور ۱۳۸۹, ۲:۴۳ ب.ظ
با سردار علي فدوي ، فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران
توان دفاعي ما فراتر از درك دشمن است
خبرگزاري فارس: سردار علي فدوي ، فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران گفت: توان دفاعي ما فراتر از درك دشمن است

به گزارش فضاي مجازي خبرگزاري فارس به نقل از روزنامه جام جم امروز، در شرايط عادي شايد به اعتقاد بسياري از افراد صلاح نباشد كه در مصاحبه با يك مقام نظامي، آنچنان به بحث جنگ و حمله احتمالي پرداخته شود اما وقتي يك مقام نظامي آمريكايي به شكلي تهديدآميز و به صراحت اعلام ميكند كه نقشه حمله به ايران آماده است، انسان كنجكاو ميشود تا پاسخ مقامات كشورمان به اينگونه تهديدات را جويا شود.
اگرچه مقامات عاليرتبه كشورمان در روزهاي گذشته واكنشهايي را به اينگونه تهديدات دادهاند اما شنيدن جزئيات واكنش جمهوري اسلامي ايران در صورت هرگونه تجاوز احتمالي، از زبان يك مقام نظامي كشور جالبتوجه است.
فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در گفتگو با جامجم ضمن بيان توانمنديهاي كشورمان در عرصه دريا ، به آسيبشناسي نيروي نظامي دشمنانمان ميپردازد و آنها را به مرور حوادث سالهاي 66 و 67 فرا ميخواند.
سردار علي فدوي تاكيد ميكند كه جمهوري اسلامي ايران با توجه به توانمنديهاي خود، اين امكان را دارد كه در صورت هرگونه تجاوز، خالق وضعيتها باشد. مشروح اين گفتگو را ميخوانيد.
توانمنديهاي نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در مقايسه با توانمنديهاي ساير كشورهاي منطقه و فرامنطقهاي چه جايگاهي دارد؟
توانمنديهاي نيروي دريايي سپاه بر 4 پايه و محور استوار شده است. يكي از آنها توان شناوري نيروي دريايي سپاه است و طبيعي است كه محور اصلي توانمنديهاي ما بر اين پايه استوار است. علت آن هم اين است كه حوزه فعاليت ما در درياست و شناور اصليترين عنصر در اين توان دريايي است. در راستا و امتداد اين روند، ما مجموعه هوا ـ دريا را داريم. هواـ دريا شامل وسايلي ميشود كه در دريا استفاده ميشوند ولي بالاتر از سطح دريا حركت ميكنند كه به عنوان مثال ميتوان به بالگردها، شناورهاي پرنده و انواع مختلف پهبادها اشاره كرد. ما در كنار مجموعه تجهيزات هوا ـ دريا، مجموعه موشكي ساحل به دريا و همچنين مجموعه تفنگداري و تكاوري را داريم كه اينها در كنار يكديگر، 4 محور توانمنديهاي نيروي دريايي سپاه را تشكيل ميدهند. طبيعي است كه اين مجموعه عملياتي را مجموعههاي مختلف پشتيباني، حمايت ميكنند. به عنوان مثال، اشراف اطلاعاتي يك الزام است و بايد انجام شود يا اينكه مجموعههاي آمادي، مجموعههاي مهندسي و مجموعههاي جنگال و مخابرات، پشتيباني مجموعه عملياتي را انجام ميدهند. اما مجموعه عملياتي ما در بخش شناوري، تركيب كاملي است از شناورهاي كلاس عاشورا، طارق و ذوالفقار كه تعداد آنها بسيار زياد است. اين شناورها در واقع شاكله اصلي بخش شناوري سپاه را تشكيل ميدهند. البته ما شناورهاي بزرگ موشكانداز، شناورهاي گشتي و شناورهاي پشتيباني را هم در اختيار داريم اما مجموعه رزمي ما همين مجموعه شناورهاي كلاس ذوالفقار، طارق و عاشورا هستند كه در انواع مختلف موشكاندازي، اژدراندازي، راكتاندازي، شناورهايي كه در جنگ مين حضور دارند و شناورهاي ويژه تقسيمبندي شدهاند. يكي از مشخصاتي كه در نيروي دريايي سپاه به عنوان يك عنصر ثابت همواره مدنظر است، تعداد بسيار زياد اين شناورهاست كه از هركلاسي، تعداد قابل ملاحظهاي در اختيار داريم. شما وقتي به نيروهاي دريايي كشورهاي مختلف دنيا نگاه كنيد ميبينيد كه تعداد شناورهاي موشكانداز آنها، تعداد خيلي زيادي نيست و حتي در كشور بزرگي مثل آمريكا، شناورهاي رزمي، حول و حوش 50 درصد يا حتي كمتر از 50درصد كل شناورها را تشكيل ميدهند.
آنها تقريبا 500 فروند شناور دارند كه از اين تعداد، حدود 270 فروند از آنها شناور رزمي است و نكته جالب توجه اين است كه نيروي نظامي آمريكا، بزرگترين قدرت نظامي دنياست.
در نيروي دريايي سپاه اينطور نيست كه تعداد شناورهاي موشكانداز، محدود باشد بلكه تعداد آنها بسيار زياد است و ما از هر كلاسي، صدها فروند را در اختيار داريم. اين شناورها به جز اينكه تعدادشان بسيار زياد است مشخصه ديگري هم دارند و آن اينكه تا حد امكان، كوچك هستند. كوچكي يكي از فاكتورهاي بسيار مهم در عرصه درياست كه منافع زيادي را به همراه دارد، به عنوان مثال سيستمهاي راداري و الكترونيكي قادر نيستند كه يك رصد خيلي كامل و همهجانبهاي را از اين شناورها داشته باشند، همچنين اصابتها بسيار محدود خواهد بود و سيستمهاي موشكي قادر نخواهند بود كه شناورهاي كوچك را مورد اصابت قرار دهند و در واقع به خاطر كوچكي، آسيبپذيري اين شناورها، آسيبپذيريهاي بسيار اندكي خواهد بود. از طرف ديگر ما در مورد شناورهايمان، شاخص سرعت را داريم كه سرعت اين شناورها بيش از 2 برابر سرعت حداكثري ناوهاي جنگي دنياست، اين مساله، يك قابليت بسيار خاص را به شناورهاي ما ميدهد كه ميتوانند خيلي سريع در صحنه نبرد حضور پيدا كنند و با استفاده از تسليحاتي از جمله موشك و اژدر، توانمندي آتش بسيار بالايي را به اجرا بگذارند.
همچنين برد شناورهاي ما در عين كوچكي، به ميزاني است كه ما را قادر ميكند در تمام مناطق مسووليتي و نبرد احتمالي حضور داشته باشيم و در مقابل دشمنان بايستيم.
صحبتهاي شما تا حدودي دلايل گرايش نيروي دريايي سپاه به شناورهاي كوچك را روشن كرد. با وجود اين دلايل، آيا ما برنامهاي براي توليد شناورهاي بزرگ نداريم؟
شناورهاي بزرگ، به عنوان شاكله اصلي رزم نيروي دريايي سپاه جايي ندارند. علت آن هم اين است كه شناور بزرگ بسيار آسيبپذير است. انتخاب شناور بزرگ به معني اين است كه شما در زمين دشمن و در تعريف دشمن بازي كنيد. توانمنديهاي بسيار زياد دشمن در برخورد با شناورهاي بزرگ باعث ميشود كه در اغلب موارد، شناور بزرگ شما اصلا در صحنه نبرد قرار نداشته باشد و طبيعتا نميتواند از توانمنديهاي خودش استفاده كند. شما در حالي با اين مساله مواجه هستيد كه دشمنان ما بر حسب ظاهر و بر حسب دنيايي، بالاترين توانمنديهاي نظامي تاريخ را در اختيار دارند. زماني كه چنين وضعيتي برقرار است ما نميتوانيم در زمين آنها و در تعريف آنها، نيروهاي خودمان را تجهيز و تسليح كنيم، بلكه بايد با تعاريفي كه متناسب با همه پارامترهاي مربوط به ما هست اين كار را انجام دهيم. آمال و آرزوهاي ما، تهديدات پيشروي ما، جغرافياي ما، تكنولوژي ما، صنعت ما، اقتصاد ما و همه مشخصات ديگر كشور ما در چگونگي تجهيزات و تسليحاتمان نقش دارند و اين در حالي است كه تعريفي كه مربوط به دشمنان ماست، خيلي از مشخصاتش ربطي به كشوري مثل ما و كشورهاي مشابه ما ندارد. شما حتي اگر صرفا از بعد اقتصادي هم نگاه كنيد ميبينيد ميزان پولي كه براي در اختيار داشتن يك ناو جنگي بزرگ نياز است، بعضا به ميزاني است كه به وسيله آن ميتوانيد هزار فروند از شناورهاي كوچك را در اختيار بگيريد، در حالي كه اثر عملياتي يك فروند ناو با اثر عملياتي آن هزار شناور، غيرقابل قياس است.
اخيرا اعلام كرديد كه شناور تندرو بليدرانر كه در جمهوري اسلامي ايران به موشكانداز مجهز شده است از سال 90 مورد بهرهبرداري قرار ميگيرد. در خصوص اين شناور و نحوه تهيه آن توضيح ميدهيد؟
اين شناور مربوط به مسابقات قايقراني است كه ما آن را از انگليس تهيه كردهايم. سرعت اين شناور در حدود 72نات (140 كيلومتر بر ساعت) است و اين در حالي است كه متوسط سرعت شناورهاي جنگي معمول در جهان در حدود 30 نات است و اين نشان ميدهد كه تجهيز اين شناور به موشكانداز و اژدرافكنها جهشي را در حوزه اينگونه شناورها ايجاد ميكند. نكتهاي كه حائز اهميت است نيز همين است كه اين شناور در نقاط مختلف دنيا و از جمله در انگليس و آمريكا به عنوان يك قايق مسابقهاي تندروست و آن چيزي كه به اين شناور هويت متفاوت ميدهد كاري است كه ما روي آن انجام ميدهيم. اين شناور زماني كه با آن سرعت بسيار بالا و تعادل فوقالعادهاي كه دارد به عنوان يك شناور موشكانداز در اختيار ما باشد، آن زمان است كه نقش خودش را نشان ميدهد. اين نقش آنقدر حائز اهميت است كه رئيسجمهور آمريكا مدتي پيش نسبت به دستيابي به آن ابراز نگراني كرده بود.
اين شناور حدود يك سال و نيم قبل، زماني كه در راه ايران بود در مسير انتقال، در حدود 650 مايلي چابهار در اقيانوس هند، از سوي ناوهاي جنگي نيروهاي دريايي آمريكا مورد محاصره قرار گرفت، به طوري كه از حدود ساعت 6 صبح تا 10 شب تحت محاصره اين ناوها بود و سرانجام با مداخله نيروهاي ما، شناورهاي آمريكايي از محل دور شدند و شناور بليدرانر به كشور انتقال داده شد. با وجود اين كه اين ماجرا مربوط به يك سال و نيم قبل بود نكته جالب اين است كه رئيسجمهور آمريكا به تازگي در مورد آن ابراز نگراني كرده است كه اين مساله نشان ميدهد آنها آنطور كه ادعا ميكنند نسبت به همه مسائل اشراف دارند، اصلا اينطور نيست.
تهديدات نظامي آمريكا عليه كشورمان در سالهاي اخير، باوجود فراز و فرودهايي كه داشته، هيچگاه حذف نشده است و اخيرا تا حدودي افزايش نيز يافتهاند. شما به عنوان يك مقام نظامي تا چه ميزان اين تهديدات را جدي ميدانيد و در محاسبات خود آنها را دخالت ميدهيد؟
براي ما اصلا مهم نيست كه چه چيزي در سرآنها ميگذرد. چيزي كه مهم است اين كه ما در آمادگي كامل به سر ميبريم و دائما اين آمادگي خود را افزايش ميدهيم ولي من فكر ميكنم كه در طول سالهاي گذشته، به دفعات زياد در مقاطع مختلف ما در شرايط اينچنيني و تحت عمليات رواني قرار داشتهايم. آنها حتي در مقطعي از 19 منطقه از ايران نام بردند و اعلام كردند كه قرار است اين مناطق مورد حمله قرار بگيرند، ولي هرگز آنها جرات نكردند كوچكترين اقدامي عليه ما انجام بدهند و من فكر ميكنم، شرايط ما در حال حاضر به لحاظ بازدارندگي و توانمندي اصلا قابل مقايسه با گذشته نيست و دشمنان ما خيلي از اين مطالب را ميدانند.
آيا اين تهديدها در آرايشهاي سياسي نيروهاي مسلح ما تاثير داشته است يا خير؟ به عنوان مثال آيا انتقال يگانهاي نيروي دريايي سپاه به بندرعباس، ناشي از اين تهديدها بوده است؟
در چارچوب كلي، حضور در صحنه يك اصل است و مقام معظم رهبري مدتها قبل چنين دستوري را به ما دادند. من در اولين روزهاي ماموريتم در نيروي دريايي سپاه، مقدمات انتقال يگانهاي نيروي دريايي به بندرعباس را پيگيري كردم و اين مساله را عملياتي كرديم.
در حال حاضر چه كشورهايي بجز ايران، در تامين امنيت تنگه هرمز و خليجفارس نقش دارند؟
ما همه پارامترهاي لازم را براي اين كه بتوانيم امنيت منطقه، اعم از خليجفارس و تنگه هرمز را به بهترين نحو كنترل كنيم، در اختيار داريم. ما هم توانمندي نظامي بازدارنده كاملي در اختيار داريم و هم توانمنديهايي داريم كه جغرافياي منطقه موضوع انرژي، ظرفيتهاي انساني موجود در جمهوري اسلامي، ظرفيتهاي فرهنگي و ظرفيتهاي تاريخي در اختيار ما گذاشتهاند.
در يك كلام ما انواع مختلف توانمنديهايي را كه براي ايجاد امنيت لازم است، در اختيار داريم.
طبيعي است كه اين توانمنديها، امنيت ما و كشورهاي منطقه را به دنبال دارد و با اهداف شومي كه بيگانگان در منطقه دنبال ميكنند، متفاوت است. اهداف بيگانگان در منطقه اصالت ندارد و مربوط به كشورهاي منطقه نيست بلكه حضور آنها در اين منطقه صرفا به دليل كنترل دنيا و فشار بر كشورهاي منطقه است. از نگاه ما كشورهاي منطقه همگي يك جغرافيا دارند و از يك فرهنگ و دين و اشتراكات فراوان بسياري برخوردارند و هر نفعي كه ما ميبريم، ساير كشورهاي منطقه هم ميبرند و اين در حالي است كه اين مساله در خصوص دشمنان ما صدق نميكند. دشمنان ما، دشمني خودشان را هم براي ما و هم براي ساير كشورهاي منطقه اثبات كردهاند و در حقيقت اصلا اعمال حاكميتي را براي كشورهاي منطقه قبول ندارند و هر غلطي كه ميخواهند در برخي از كشورهاي منطقه انجام ميدهند.
توانمنديها و اقداماتي كه جمهوري اسلامي ايران قادر به انجام آنهاست، تقابل با اقدامات دشمنان فرامنطقهاي است.
در استراتژيهاي ما زماني كه صحبت از كشورهاي منطقه به ميان ميآيد، تامين امنيت جمعي مطرح است اما وقتي كه پاي دشمنان به ميان ميآيد، مساله مطرح، چيزي نيست به جز تقابل و برخورد قاطع.
سوال من اين است كه آيا در تامين امنيت منطقه علاوه بر نيروي دريايي سپاه، ساير كشورها نيز فعاليت دارند؟
الان روند همگراييهاي مختلفي ميان ما و كشورهاي منطقه وجود دارد. ما و بعضي از كشورهاي منطقه، روابط همهجانبهاي داريم كه حتي مسائل نظامي را نيز دربرميگيرد. شركت نمايندگان نظامي از كشورهاي مختلف در رزمايشهايي كه ما در اول سال برگزار كرديم، مويد اين مساله است كه روابط و تعاملات، در بالاترين سطح خودش كه مسائل نظامي است، برقرار است.
البته به خاطر برخي تاثيرگذاريها و فشارهايي كه بعضا از سوي كشورهاي فرامنطقهاي اعمال ميشود، ما با افتوخيزهايي در روابط نيز مواجه هستيم و بعضا صحبتهايي هم صورت ميگيرد. به عنوان مثال اخيرا سفير يكي از كشورهاي منطقه در آمريكا اظهارات احمقانهاي را مطرح كرد كه زودتر از اين كه با عكسالعمل ما مواجه شود، با عكسالعمل مسوولان كشور خودش مواجه شد و خيلي سريع اين اظهارات را تكذيب كردند و پس گرفتند. بنابراين ما با چنين مسائلي هم مواجه هستيم، اما اينها اصالت ندارد و آن چيزي كه اصالت دارد، اشتراكات عميقي است كه ميان ما و مردم منطقه وجود دارد.
ما همگي به يك دين اعتقاد داريم و در يك جغرافيا زندگي ميكنيم، منافع و تهديدات ما مشترك است، بسياري از حوزههاي نفتي و گازي ما با كشورهاي جنوب خليجفارس مشترك است و در حقيقت ما با كشورهاي منطقه از يك ليوان آب ميخوريم. وقتي چنين شرايطي برقرار است، به منزله اين است كه اصالت و اولويت با اين گونه اشتراكات است و برخي موضعگيريهاي مقطعي نامناسبي كه بندرت شاهد آن هستيم، ناشي از شيطنتهايي است كه كشورهاي فرامنطقهاي در راستاي مطامع خودشان انجام ميدهند.
در جايي گفته بوديد كه در صورت بروز كوچكترين تجاوزي از سوي دشمنان، پاسخي «بسيار خاص» و «بسيار متناسب» به آنها خواهيم داد. ميتوانيد در خصوص كيفيت چنين پاسخي بيشتر توضيح دهيد؟
ما يك مثلي داريم به اين مضمون كه «شنيدن كي بود مانند ديدن». منظورم از گفتن اين مثل اين است كه دشمنان ما تا زماني كه توان دفاعي ما را لمس نكنند، قادر نيستند كه اين توان را كاملا درك كنند كه البته در گذشته تا حدودي اين توان را لمس كردهاند. من در صحبتهاي خودم اشاره كردم كه ارزش يك ناو آمريكايي حول و حوش يك ميليارد دلار است. در سال 66 دشمنان ما شاهد انهدام اين ناو يكميليارد دلاري (فريگيت موشكانداز ساموئل بي رابرتز) خود بودند و آمريكاييها هرگز اين اتفاق را فراموش نخواهند كرد. انهدام يك ناو جنگي با آن عظمت، مساله سادهاي نيست كه به اين سادگي فراموش شود يا سرنگوني هليكوپتر آمريكايي در جريان جنگ خليجفارس، چيزي نيست كه آنها فراموش كنند. اينها همگي نشانه عدم صحت ادعاهايي است كه آمريكاييها همواره در گذشته و حال داشتهاند. در همان زمان جنگ خليجفارس هم رسانهها يك روند جديدي را آغاز كرده بودند و سي.ان.ان تازه شروع به كار كرده بود و براي اين كه خود را مطرح كند، سعي ميكرد مسائل خليجفارس را زنده به نمايش بگذارد. سي.ان.ان در همان زمان، سقوط هليكوپتر آمريكايي و بيرون آوردن اين هليكوپتر توسط نيروهاي ايراني را در سال 66 به صورت زنده پخش كرد و هنوز هم اگر به آرشيوهاي سي.ان.ان مراجعه كنيد، اين تصاوير موجود هستند. شما بد نيست كه به خبرهاي رسانهاي كه در سالهاي 66 و 67 بين نيروي دريايي سپاه و آمريكا گذشت، نگاهي بيندازيد كه قطعا آمريكاييها با دقت بالايي معمولا اين كارها را ميكنند، ملاحظه خواهيد كرد كه اگر ملتي پاي كار باشند، توانمندي بسيار بالايي به دست خواهند آورد كه قادر است هرگونه تهديدي را به صورت بسيار مناسب پاسخ بدهد. البته من اخيرا بررسياي را انجام دادم كه مسوولين فعلي آمريكا در سالهاي 66 و 67 در چه وضعيتي بودهاند و در چه كاري و در چه ردهاي مشغول به كار بودهاند كه متوجه شدم تقريبا تمام مسوولين رده اول آمريكا اصلا در روالي كه مربوط به مسووليتهاي فعلي آنها باشد نبودهاند. اوباما در آن زمان دانشجو بوده و مشغول درس و بعضا مسائل دانشجويي بوده است و هيلاري كلينتون هم علاوه بر اينكه دانشجو بوده، مشغوليات و فخرفروشيهاي زنانهاي داشته تا تلاش كند همسرش به فرمانداري برسد. علاوه بر اين مسائل، نكته قابل اهميت اين است كه داشتن اين جغرافيا، خودش يك عامل بازدارنده بسيار مهم خواهد بود. بنابراين هرگونه تجاوزي از سوي دشمنان طبيعتا در حوزه نيروي دريايي سپاه با يك پاسخ نظامي قاطع مواجه خواهد بود و البته در حوزههاي ديگر هم انواع مختلف مجموعهها قرار دارند كه پاسخهاي مقتضي را به هر گونه تجاوز خواهند داد.
در صورت بروز تجاوزهاي موردي كه به عنوان مثال ممكن است از سوي يك ناو دشمن صورت بگيرد، آيا پاسخ ايران هم موردي است يا اين كه گسترده خواهد بود؟
ما در يك صحنه نبرد كامل قرار داريم و در اين صحنه نبرد، انواع مختلف وضعيتها و شرايط وجود دارد. چيزي كه حائز اهميت است اين كه ما توانمنديهاي بسيار زيادي داريم كه به ما امكان ميدهد كه ما خالق وضعيتها باشيم. البته اين مساله براي مومن، اصالتي است و مومنان نبايد از حادثهها تاثيرپذير باشند و در عوض بايد حادثهساز باشند. در اينجا هم همين روال وجود دارد و ما در كل صحنه نبرد به بهترين اقدام دست ميزنيم. امكان دارد در شرايطي به همان ناو دشمن كه اقدامكننده است پاسخ دهيم و در شرايطي ديگر، اقدام متفاوتي انجام دهيم.
آيا اين احتمال وجود دارد كه پايگاههاي نظامي دشمنان در سواحل خليجفارس نيز مورد حمله قرار گيرند؟
ما به لحاظ توانمنديهاي موشكي ساحل به دريا كه در اختيار داريم، قادريم كه در سواحل و در دريا عليه دشمنان خودمان اقدام كنيم. همچنين توانمندي موشكي زمين به زمين سپاه كه در اختيار نيروي هوا ـ فضاي سپاه است، توانمندي بسيار وسيع و همهجانبه، با برد بسيار زياد است كه ميتواند هر هدفي را با دقتهاي بسيار زياد مورد اصابت قرار دهد. به عبارت ديگر هيچ محلي كه مربوط به دشمنان ماست، به هيچ وجهي از امنيت برخوردار نخواهد بود. هيچ تفاوتي هم نميكند كه اين محلها در دريا باشند يا در سواحل و خشكيها.
آيا شما پايگاههاي آمريكا در كشورهاي منطقه را هم رصد ميكنيد؟
اگر محلي پايگاه آمريكاست، بنابراين مربوط به كشورهاي منطقه نيست. ما هر محلي كه مربوط به كشورهاي منطقه باشد را همچون كشور خودمان ميدانيم؛ اما وقتي گفته ميشود كه فلان محل پايگاه آمريكاست، بنابراين اين محل متعلق به آمريكاست و ما در صورت هرگونه تقابلي، آمريكاييها را مورد اصابت قرار خواهيم داد.
اگر ناوهاي آمريكايي در محلي خارج از خليجفارس عليه كشورمان اقدامي را انجام دهند، آيا در اين صورت هم امكان پاسخدهي نيروي دريايي سپاه به آنها وجود دارد؟
محدوده پاسخگويي ما، جغرافياي خاصي نيست و محدود به خليجفارس نميشود، البته جغرافياي خليجفارس، جغرافياي بسيار ويژهاي است و تمام اين برنامهها به اين خاطر است كه دشمنان ميخواهند اين جغرافيا را در اختيار داشته باشند. بنابراين، طبيعتا اهميت اينجا پايدار است.
مدتي قبل، برخي رسانههاي عربي، خبري را منتشر كردند مبني بر اينكه تعدادي تكتيرانداز از سوي جمهوري اسلامي ايران در تنگه هرمز مستقر شدهاند. اين اخبار تا چه حدي صحت دارد؟
اين حرفها، حرفهاي بيخودي است. مگر تنگه هرمز يك تنگه 500 متري است كه بخواهيم با تكتيرانداز از آن محافظت كنيم؟! كمترين عرض تنگه هرمز كه در ميان جزيره لارك ما و شبهجزيره مسندام عمان قرار دارد، 45كيلومتر است، بنابراين اظهاراتي نظير اينكه ايران بخواهد تكتيرانداز در آن منطقه مستقر كند، اظهارات ناپختهاي است. تكتيرانداز حداكثر بردي را كه ميتواند هدف قرار دهد، 2 كيلومتر است و اين برد هم تازه مربوط به سلاحهاي جديدي است كه البته ما هم به طور كامل از آنها بهرهمند هستيم. اما ما در زمينه حفاظت از تنگه هرمز از تركيب كامل و بسيار متناسبي از مجموعه دريا به دريا و ساحل به دريا بهره ميبريم كه اين مجموعه صددرصد متحرك است و بيش از 2 هزار كيلومتر سواحل جمهوري اسلامي از منطقه اروند تا منطقه پسابندر در شرقيترين مرز آبي ما را پوشش ميدهد. اين مجموعه با برد بسيار زيادي كه دارد كل تنگه هرمز، خليج فارس، شمال درياي عمان و بعضا شمال اقيانوس هند را پوشش ميدهد. وجود تعداد بسيار زيادي از اين مجموعهها در نيروي دريايي سپاه ما را قادر ميكند كه همزمان تعداد بسيار زيادي هدف را مورد اصابت قرار دهيم. نكته قابل توجه اين است كه تنگه هرمز براي دشمنان ما و منطقه همچون گلوگاهي ميماند و طبيعي است كه ما از يك گستره بسيار وسيعي از توانمنديها كه بعضا به آنها اشاره كردم براي برقراري امنيت اين منطقه استفاده ميكنيم و عليه دشمناني كه به دنبال از بين بردن امنيت در منطقه هستند اقدام ميكنيم. آمريكاييها از ديرباز مدعي ايجاد امنيت بودهاند اما در سالهاي گذشته به هرجايي كه رفتهاند امنيت از آنجا رفته است. آنها در سالهاي جنگ اعلام كردند كه براي تامين امنيت انرژي به خليجفارس آمدهاند ولي حركت آنها، از بينبرنده امنيت انرژي بود. آمريكاييها به كمك عراقيها در آن زمان شرايطي را در خليج فارس به وجود آوردند كه بيش از 500 فروند كشتي مورد اصابت قرار گرفت. آيا اين امنيت است؟!
اين كشتيها متعلق به چه كشوري بود؟
اينها كشتيهايي بودند كه در طول جنگ 8 ساله مورد اصابت قرار گرفتند كه بخش زيادي از آنها يا متعلق به ما بود يا كشتيهايي بودند كه به مقصد كشور ما در حركت بودند. طبيعتا در شرايطي كه ما ماموريت مقابله به مثل را پيدا كرديم، كشتيهايي را كه ماموريت كمكرساني و تجهيز دشمنانمان را برعهده داشتند يا در راستاي اهداف آمريكاييها فعاليت ميكردند، مورد اصابت قرار داديم. اين مسائل به معني عدم امنيت است كه همه آنها به خاطر آمدن آمريكاييها به خليج فارس بود. تا زماني كه آمريكاييها به خليجفارس نيامده بودند، قرارگاه نوح(ع) و نيروي دريايي سپاه، به عنوان يكي از 3 قرارگاه عملكننده در جنگ زميني با عراق، مشغول انجام عمليات بود. ما از وسط عمليات كربلاي 5 در شلمچه، از مجموعههاي ديگر سپاه جدا شديم و به خليجفارس آمديم. اگر آنها در خليج فارس ايجاد ناامني نميكردند، شايد آن زمان ما اصلا به اين منطقه نميآمديم و حضور ما وقتي اتفاق افتاد كه آمريكاييها پيش از ما به خليج فارس آمدند و كشتيهاي ما را به صورت مستقيم و غيرمستقيم مورد اصابت قرار دادند.
در تحريمهاي اخير شوراي امنيت، بندي وجود دارد كه به ساير كشورها اجازه ميدهد كشتيهاي جمهوري اسلامي ايران را بازرسي كنند. آيا تاكنون بازرسي از كشتيهاي ما صورت گرفته و اگر چنين اتفاقي بيفتد، واكنش نيروي دريايي سپاه به اين اقدام چه خواهد بود؟
ما تا به حال گزارش مشخصي مبني بر انجام بازرسي از كشتيهاي ايراني نداشتهايم، ولي سياست مشخصي كه ما اعمال خواهيم كرد مقابله به مثل است. يعني اگر اقدامي صورت بگيرد ما بلافاصله اقدامي را انجام خواهيم داد و هر كشوري كه از كشتيهاي ما بازرسي كند عليه او اقدام ميكنيم، مقابله به مثل ميكنيم و اين مقابله به مثل مقداري هم نسبت به اقدام آنها دست بالاتر خواهد داشت.
مقابله به مثل اشكال مختلفي دارد و زماني كه انجام شود، ابعاد كامل آن مشخص خواهد شد و اين دقيقا بستگي به اقدام نابخردانهاي دارد كه ممكن است از سوي دشمنان ما صورت بگيرد.
اخيرا يك كشتي ژاپني در خليج فارس دچار سانحه شد كه ابتدا احتمال عمليات تروريستي رد شد اما بعدا القاعده مسووليت اين اتفاق را برعهده گرفت. موضع جمهوري اسلامي ايران درخصوص اين ماجرا چه بود؟
مساله اين كشتي ژاپني، موضوع مشكوكي بود. اين اتفاق در منطقه شرقي تنگه هرمز افتاد و از زماني كه اين شناور اعلام وضعيت و درخواست كمك كرد ما به گوش بوديم و تمام مكالمات آنها را شنيديم و در جريان كامل ماجرا بوديم. بعد از مدتي كه اين قصه مطرح شد القاعده مسووليت آن را بر عهده گرفت. آسيبي هم به اين كشتي وارد نشده بود و عمانيها هم اعلام كردند كه اين يك حادثه بوده و اصلا حملهاي وجود نداشته است. عكسهايي هم كه منتشر شد نشان ميداد كه آسيب جدي به كشتي وارد نشده بود. بنابراين به نظر ميرسد كه اين اقدام در راستاي روند توطئهاي باشد كه براي ناامن كردن منطقه وجود داشته و به نظر من يك روند جديدي است كه احتمال دارد ادامه پيدا كند تا به نوعي، چشماندازي از منطقه نمايش داده شود كه ناامني را تداعي كند. اين همان اقدامي است كه آمريكاييها در سال 65 هم انجام دادند و متعاقب آن حضور بسيار مفصلتري را در منطقه شكل دادند. اما آمريكاييها ديگر مثل سالهاي دهه 60 قادر نيستند كه از واقعيتها تصويرسازي كنند. اين مساله به اين دليل است كه رسانهها همچون گذشته در اختيار آمريكاييها نيستند و ماهيت واقعي آنها براي مردم دنيا آشكار شده است. تصويرسازي از واقعيت، حناي بيرنگي شده كه دولت آمريكا ديگر قادر نيست با آن حتي مردم خود را رنگ كند، چه رسد به مردم هوشيار مناطق ديگر و به خصوص خاورميانه را.
يعني به اعتقاد شما آنها با استفاده از چنين سناريوهايي قصد دارند حضور خود در خليج فارس را گستردهتر كنند؟
آنها در حقيقت به دنبال اين هستند كه توجيه بيشتري براي حضور خود در منطقه داشته باشند، چرا كه الان حضور آنها در منطقه برقرار است و هم در كشورهاي جنوبي خليج فارس حضور دارند و هم در عراق، افغانستان و پاكستان. در واقع آنها به دنبال توجيه بيشتري براي علت حضور خود در منطقه و به دنبال شيطنتهاي بيشتر براي ما، خاصه در حوزه جنگ رواني هستند.
حسين نيكپور
گروه سياسي
انتهاي پيام/
توان دفاعي ما فراتر از درك دشمن است
خبرگزاري فارس: سردار علي فدوي ، فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران گفت: توان دفاعي ما فراتر از درك دشمن است

به گزارش فضاي مجازي خبرگزاري فارس به نقل از روزنامه جام جم امروز، در شرايط عادي شايد به اعتقاد بسياري از افراد صلاح نباشد كه در مصاحبه با يك مقام نظامي، آنچنان به بحث جنگ و حمله احتمالي پرداخته شود اما وقتي يك مقام نظامي آمريكايي به شكلي تهديدآميز و به صراحت اعلام ميكند كه نقشه حمله به ايران آماده است، انسان كنجكاو ميشود تا پاسخ مقامات كشورمان به اينگونه تهديدات را جويا شود.
اگرچه مقامات عاليرتبه كشورمان در روزهاي گذشته واكنشهايي را به اينگونه تهديدات دادهاند اما شنيدن جزئيات واكنش جمهوري اسلامي ايران در صورت هرگونه تجاوز احتمالي، از زبان يك مقام نظامي كشور جالبتوجه است.
فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در گفتگو با جامجم ضمن بيان توانمنديهاي كشورمان در عرصه دريا ، به آسيبشناسي نيروي نظامي دشمنانمان ميپردازد و آنها را به مرور حوادث سالهاي 66 و 67 فرا ميخواند.
سردار علي فدوي تاكيد ميكند كه جمهوري اسلامي ايران با توجه به توانمنديهاي خود، اين امكان را دارد كه در صورت هرگونه تجاوز، خالق وضعيتها باشد. مشروح اين گفتگو را ميخوانيد.
توانمنديهاي نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در مقايسه با توانمنديهاي ساير كشورهاي منطقه و فرامنطقهاي چه جايگاهي دارد؟
توانمنديهاي نيروي دريايي سپاه بر 4 پايه و محور استوار شده است. يكي از آنها توان شناوري نيروي دريايي سپاه است و طبيعي است كه محور اصلي توانمنديهاي ما بر اين پايه استوار است. علت آن هم اين است كه حوزه فعاليت ما در درياست و شناور اصليترين عنصر در اين توان دريايي است. در راستا و امتداد اين روند، ما مجموعه هوا ـ دريا را داريم. هواـ دريا شامل وسايلي ميشود كه در دريا استفاده ميشوند ولي بالاتر از سطح دريا حركت ميكنند كه به عنوان مثال ميتوان به بالگردها، شناورهاي پرنده و انواع مختلف پهبادها اشاره كرد. ما در كنار مجموعه تجهيزات هوا ـ دريا، مجموعه موشكي ساحل به دريا و همچنين مجموعه تفنگداري و تكاوري را داريم كه اينها در كنار يكديگر، 4 محور توانمنديهاي نيروي دريايي سپاه را تشكيل ميدهند. طبيعي است كه اين مجموعه عملياتي را مجموعههاي مختلف پشتيباني، حمايت ميكنند. به عنوان مثال، اشراف اطلاعاتي يك الزام است و بايد انجام شود يا اينكه مجموعههاي آمادي، مجموعههاي مهندسي و مجموعههاي جنگال و مخابرات، پشتيباني مجموعه عملياتي را انجام ميدهند. اما مجموعه عملياتي ما در بخش شناوري، تركيب كاملي است از شناورهاي كلاس عاشورا، طارق و ذوالفقار كه تعداد آنها بسيار زياد است. اين شناورها در واقع شاكله اصلي بخش شناوري سپاه را تشكيل ميدهند. البته ما شناورهاي بزرگ موشكانداز، شناورهاي گشتي و شناورهاي پشتيباني را هم در اختيار داريم اما مجموعه رزمي ما همين مجموعه شناورهاي كلاس ذوالفقار، طارق و عاشورا هستند كه در انواع مختلف موشكاندازي، اژدراندازي، راكتاندازي، شناورهايي كه در جنگ مين حضور دارند و شناورهاي ويژه تقسيمبندي شدهاند. يكي از مشخصاتي كه در نيروي دريايي سپاه به عنوان يك عنصر ثابت همواره مدنظر است، تعداد بسيار زياد اين شناورهاست كه از هركلاسي، تعداد قابل ملاحظهاي در اختيار داريم. شما وقتي به نيروهاي دريايي كشورهاي مختلف دنيا نگاه كنيد ميبينيد كه تعداد شناورهاي موشكانداز آنها، تعداد خيلي زيادي نيست و حتي در كشور بزرگي مثل آمريكا، شناورهاي رزمي، حول و حوش 50 درصد يا حتي كمتر از 50درصد كل شناورها را تشكيل ميدهند.
آنها تقريبا 500 فروند شناور دارند كه از اين تعداد، حدود 270 فروند از آنها شناور رزمي است و نكته جالب توجه اين است كه نيروي نظامي آمريكا، بزرگترين قدرت نظامي دنياست.
در نيروي دريايي سپاه اينطور نيست كه تعداد شناورهاي موشكانداز، محدود باشد بلكه تعداد آنها بسيار زياد است و ما از هر كلاسي، صدها فروند را در اختيار داريم. اين شناورها به جز اينكه تعدادشان بسيار زياد است مشخصه ديگري هم دارند و آن اينكه تا حد امكان، كوچك هستند. كوچكي يكي از فاكتورهاي بسيار مهم در عرصه درياست كه منافع زيادي را به همراه دارد، به عنوان مثال سيستمهاي راداري و الكترونيكي قادر نيستند كه يك رصد خيلي كامل و همهجانبهاي را از اين شناورها داشته باشند، همچنين اصابتها بسيار محدود خواهد بود و سيستمهاي موشكي قادر نخواهند بود كه شناورهاي كوچك را مورد اصابت قرار دهند و در واقع به خاطر كوچكي، آسيبپذيري اين شناورها، آسيبپذيريهاي بسيار اندكي خواهد بود. از طرف ديگر ما در مورد شناورهايمان، شاخص سرعت را داريم كه سرعت اين شناورها بيش از 2 برابر سرعت حداكثري ناوهاي جنگي دنياست، اين مساله، يك قابليت بسيار خاص را به شناورهاي ما ميدهد كه ميتوانند خيلي سريع در صحنه نبرد حضور پيدا كنند و با استفاده از تسليحاتي از جمله موشك و اژدر، توانمندي آتش بسيار بالايي را به اجرا بگذارند.
همچنين برد شناورهاي ما در عين كوچكي، به ميزاني است كه ما را قادر ميكند در تمام مناطق مسووليتي و نبرد احتمالي حضور داشته باشيم و در مقابل دشمنان بايستيم.
صحبتهاي شما تا حدودي دلايل گرايش نيروي دريايي سپاه به شناورهاي كوچك را روشن كرد. با وجود اين دلايل، آيا ما برنامهاي براي توليد شناورهاي بزرگ نداريم؟
شناورهاي بزرگ، به عنوان شاكله اصلي رزم نيروي دريايي سپاه جايي ندارند. علت آن هم اين است كه شناور بزرگ بسيار آسيبپذير است. انتخاب شناور بزرگ به معني اين است كه شما در زمين دشمن و در تعريف دشمن بازي كنيد. توانمنديهاي بسيار زياد دشمن در برخورد با شناورهاي بزرگ باعث ميشود كه در اغلب موارد، شناور بزرگ شما اصلا در صحنه نبرد قرار نداشته باشد و طبيعتا نميتواند از توانمنديهاي خودش استفاده كند. شما در حالي با اين مساله مواجه هستيد كه دشمنان ما بر حسب ظاهر و بر حسب دنيايي، بالاترين توانمنديهاي نظامي تاريخ را در اختيار دارند. زماني كه چنين وضعيتي برقرار است ما نميتوانيم در زمين آنها و در تعريف آنها، نيروهاي خودمان را تجهيز و تسليح كنيم، بلكه بايد با تعاريفي كه متناسب با همه پارامترهاي مربوط به ما هست اين كار را انجام دهيم. آمال و آرزوهاي ما، تهديدات پيشروي ما، جغرافياي ما، تكنولوژي ما، صنعت ما، اقتصاد ما و همه مشخصات ديگر كشور ما در چگونگي تجهيزات و تسليحاتمان نقش دارند و اين در حالي است كه تعريفي كه مربوط به دشمنان ماست، خيلي از مشخصاتش ربطي به كشوري مثل ما و كشورهاي مشابه ما ندارد. شما حتي اگر صرفا از بعد اقتصادي هم نگاه كنيد ميبينيد ميزان پولي كه براي در اختيار داشتن يك ناو جنگي بزرگ نياز است، بعضا به ميزاني است كه به وسيله آن ميتوانيد هزار فروند از شناورهاي كوچك را در اختيار بگيريد، در حالي كه اثر عملياتي يك فروند ناو با اثر عملياتي آن هزار شناور، غيرقابل قياس است.
اخيرا اعلام كرديد كه شناور تندرو بليدرانر كه در جمهوري اسلامي ايران به موشكانداز مجهز شده است از سال 90 مورد بهرهبرداري قرار ميگيرد. در خصوص اين شناور و نحوه تهيه آن توضيح ميدهيد؟
اين شناور مربوط به مسابقات قايقراني است كه ما آن را از انگليس تهيه كردهايم. سرعت اين شناور در حدود 72نات (140 كيلومتر بر ساعت) است و اين در حالي است كه متوسط سرعت شناورهاي جنگي معمول در جهان در حدود 30 نات است و اين نشان ميدهد كه تجهيز اين شناور به موشكانداز و اژدرافكنها جهشي را در حوزه اينگونه شناورها ايجاد ميكند. نكتهاي كه حائز اهميت است نيز همين است كه اين شناور در نقاط مختلف دنيا و از جمله در انگليس و آمريكا به عنوان يك قايق مسابقهاي تندروست و آن چيزي كه به اين شناور هويت متفاوت ميدهد كاري است كه ما روي آن انجام ميدهيم. اين شناور زماني كه با آن سرعت بسيار بالا و تعادل فوقالعادهاي كه دارد به عنوان يك شناور موشكانداز در اختيار ما باشد، آن زمان است كه نقش خودش را نشان ميدهد. اين نقش آنقدر حائز اهميت است كه رئيسجمهور آمريكا مدتي پيش نسبت به دستيابي به آن ابراز نگراني كرده بود.
اين شناور حدود يك سال و نيم قبل، زماني كه در راه ايران بود در مسير انتقال، در حدود 650 مايلي چابهار در اقيانوس هند، از سوي ناوهاي جنگي نيروهاي دريايي آمريكا مورد محاصره قرار گرفت، به طوري كه از حدود ساعت 6 صبح تا 10 شب تحت محاصره اين ناوها بود و سرانجام با مداخله نيروهاي ما، شناورهاي آمريكايي از محل دور شدند و شناور بليدرانر به كشور انتقال داده شد. با وجود اين كه اين ماجرا مربوط به يك سال و نيم قبل بود نكته جالب اين است كه رئيسجمهور آمريكا به تازگي در مورد آن ابراز نگراني كرده است كه اين مساله نشان ميدهد آنها آنطور كه ادعا ميكنند نسبت به همه مسائل اشراف دارند، اصلا اينطور نيست.
تهديدات نظامي آمريكا عليه كشورمان در سالهاي اخير، باوجود فراز و فرودهايي كه داشته، هيچگاه حذف نشده است و اخيرا تا حدودي افزايش نيز يافتهاند. شما به عنوان يك مقام نظامي تا چه ميزان اين تهديدات را جدي ميدانيد و در محاسبات خود آنها را دخالت ميدهيد؟
براي ما اصلا مهم نيست كه چه چيزي در سرآنها ميگذرد. چيزي كه مهم است اين كه ما در آمادگي كامل به سر ميبريم و دائما اين آمادگي خود را افزايش ميدهيم ولي من فكر ميكنم كه در طول سالهاي گذشته، به دفعات زياد در مقاطع مختلف ما در شرايط اينچنيني و تحت عمليات رواني قرار داشتهايم. آنها حتي در مقطعي از 19 منطقه از ايران نام بردند و اعلام كردند كه قرار است اين مناطق مورد حمله قرار بگيرند، ولي هرگز آنها جرات نكردند كوچكترين اقدامي عليه ما انجام بدهند و من فكر ميكنم، شرايط ما در حال حاضر به لحاظ بازدارندگي و توانمندي اصلا قابل مقايسه با گذشته نيست و دشمنان ما خيلي از اين مطالب را ميدانند.
آيا اين تهديدها در آرايشهاي سياسي نيروهاي مسلح ما تاثير داشته است يا خير؟ به عنوان مثال آيا انتقال يگانهاي نيروي دريايي سپاه به بندرعباس، ناشي از اين تهديدها بوده است؟
در چارچوب كلي، حضور در صحنه يك اصل است و مقام معظم رهبري مدتها قبل چنين دستوري را به ما دادند. من در اولين روزهاي ماموريتم در نيروي دريايي سپاه، مقدمات انتقال يگانهاي نيروي دريايي به بندرعباس را پيگيري كردم و اين مساله را عملياتي كرديم.
در حال حاضر چه كشورهايي بجز ايران، در تامين امنيت تنگه هرمز و خليجفارس نقش دارند؟
ما همه پارامترهاي لازم را براي اين كه بتوانيم امنيت منطقه، اعم از خليجفارس و تنگه هرمز را به بهترين نحو كنترل كنيم، در اختيار داريم. ما هم توانمندي نظامي بازدارنده كاملي در اختيار داريم و هم توانمنديهايي داريم كه جغرافياي منطقه موضوع انرژي، ظرفيتهاي انساني موجود در جمهوري اسلامي، ظرفيتهاي فرهنگي و ظرفيتهاي تاريخي در اختيار ما گذاشتهاند.
در يك كلام ما انواع مختلف توانمنديهايي را كه براي ايجاد امنيت لازم است، در اختيار داريم.
طبيعي است كه اين توانمنديها، امنيت ما و كشورهاي منطقه را به دنبال دارد و با اهداف شومي كه بيگانگان در منطقه دنبال ميكنند، متفاوت است. اهداف بيگانگان در منطقه اصالت ندارد و مربوط به كشورهاي منطقه نيست بلكه حضور آنها در اين منطقه صرفا به دليل كنترل دنيا و فشار بر كشورهاي منطقه است. از نگاه ما كشورهاي منطقه همگي يك جغرافيا دارند و از يك فرهنگ و دين و اشتراكات فراوان بسياري برخوردارند و هر نفعي كه ما ميبريم، ساير كشورهاي منطقه هم ميبرند و اين در حالي است كه اين مساله در خصوص دشمنان ما صدق نميكند. دشمنان ما، دشمني خودشان را هم براي ما و هم براي ساير كشورهاي منطقه اثبات كردهاند و در حقيقت اصلا اعمال حاكميتي را براي كشورهاي منطقه قبول ندارند و هر غلطي كه ميخواهند در برخي از كشورهاي منطقه انجام ميدهند.
توانمنديها و اقداماتي كه جمهوري اسلامي ايران قادر به انجام آنهاست، تقابل با اقدامات دشمنان فرامنطقهاي است.
در استراتژيهاي ما زماني كه صحبت از كشورهاي منطقه به ميان ميآيد، تامين امنيت جمعي مطرح است اما وقتي كه پاي دشمنان به ميان ميآيد، مساله مطرح، چيزي نيست به جز تقابل و برخورد قاطع.
سوال من اين است كه آيا در تامين امنيت منطقه علاوه بر نيروي دريايي سپاه، ساير كشورها نيز فعاليت دارند؟
الان روند همگراييهاي مختلفي ميان ما و كشورهاي منطقه وجود دارد. ما و بعضي از كشورهاي منطقه، روابط همهجانبهاي داريم كه حتي مسائل نظامي را نيز دربرميگيرد. شركت نمايندگان نظامي از كشورهاي مختلف در رزمايشهايي كه ما در اول سال برگزار كرديم، مويد اين مساله است كه روابط و تعاملات، در بالاترين سطح خودش كه مسائل نظامي است، برقرار است.
البته به خاطر برخي تاثيرگذاريها و فشارهايي كه بعضا از سوي كشورهاي فرامنطقهاي اعمال ميشود، ما با افتوخيزهايي در روابط نيز مواجه هستيم و بعضا صحبتهايي هم صورت ميگيرد. به عنوان مثال اخيرا سفير يكي از كشورهاي منطقه در آمريكا اظهارات احمقانهاي را مطرح كرد كه زودتر از اين كه با عكسالعمل ما مواجه شود، با عكسالعمل مسوولان كشور خودش مواجه شد و خيلي سريع اين اظهارات را تكذيب كردند و پس گرفتند. بنابراين ما با چنين مسائلي هم مواجه هستيم، اما اينها اصالت ندارد و آن چيزي كه اصالت دارد، اشتراكات عميقي است كه ميان ما و مردم منطقه وجود دارد.
ما همگي به يك دين اعتقاد داريم و در يك جغرافيا زندگي ميكنيم، منافع و تهديدات ما مشترك است، بسياري از حوزههاي نفتي و گازي ما با كشورهاي جنوب خليجفارس مشترك است و در حقيقت ما با كشورهاي منطقه از يك ليوان آب ميخوريم. وقتي چنين شرايطي برقرار است، به منزله اين است كه اصالت و اولويت با اين گونه اشتراكات است و برخي موضعگيريهاي مقطعي نامناسبي كه بندرت شاهد آن هستيم، ناشي از شيطنتهايي است كه كشورهاي فرامنطقهاي در راستاي مطامع خودشان انجام ميدهند.
در جايي گفته بوديد كه در صورت بروز كوچكترين تجاوزي از سوي دشمنان، پاسخي «بسيار خاص» و «بسيار متناسب» به آنها خواهيم داد. ميتوانيد در خصوص كيفيت چنين پاسخي بيشتر توضيح دهيد؟
ما يك مثلي داريم به اين مضمون كه «شنيدن كي بود مانند ديدن». منظورم از گفتن اين مثل اين است كه دشمنان ما تا زماني كه توان دفاعي ما را لمس نكنند، قادر نيستند كه اين توان را كاملا درك كنند كه البته در گذشته تا حدودي اين توان را لمس كردهاند. من در صحبتهاي خودم اشاره كردم كه ارزش يك ناو آمريكايي حول و حوش يك ميليارد دلار است. در سال 66 دشمنان ما شاهد انهدام اين ناو يكميليارد دلاري (فريگيت موشكانداز ساموئل بي رابرتز) خود بودند و آمريكاييها هرگز اين اتفاق را فراموش نخواهند كرد. انهدام يك ناو جنگي با آن عظمت، مساله سادهاي نيست كه به اين سادگي فراموش شود يا سرنگوني هليكوپتر آمريكايي در جريان جنگ خليجفارس، چيزي نيست كه آنها فراموش كنند. اينها همگي نشانه عدم صحت ادعاهايي است كه آمريكاييها همواره در گذشته و حال داشتهاند. در همان زمان جنگ خليجفارس هم رسانهها يك روند جديدي را آغاز كرده بودند و سي.ان.ان تازه شروع به كار كرده بود و براي اين كه خود را مطرح كند، سعي ميكرد مسائل خليجفارس را زنده به نمايش بگذارد. سي.ان.ان در همان زمان، سقوط هليكوپتر آمريكايي و بيرون آوردن اين هليكوپتر توسط نيروهاي ايراني را در سال 66 به صورت زنده پخش كرد و هنوز هم اگر به آرشيوهاي سي.ان.ان مراجعه كنيد، اين تصاوير موجود هستند. شما بد نيست كه به خبرهاي رسانهاي كه در سالهاي 66 و 67 بين نيروي دريايي سپاه و آمريكا گذشت، نگاهي بيندازيد كه قطعا آمريكاييها با دقت بالايي معمولا اين كارها را ميكنند، ملاحظه خواهيد كرد كه اگر ملتي پاي كار باشند، توانمندي بسيار بالايي به دست خواهند آورد كه قادر است هرگونه تهديدي را به صورت بسيار مناسب پاسخ بدهد. البته من اخيرا بررسياي را انجام دادم كه مسوولين فعلي آمريكا در سالهاي 66 و 67 در چه وضعيتي بودهاند و در چه كاري و در چه ردهاي مشغول به كار بودهاند كه متوجه شدم تقريبا تمام مسوولين رده اول آمريكا اصلا در روالي كه مربوط به مسووليتهاي فعلي آنها باشد نبودهاند. اوباما در آن زمان دانشجو بوده و مشغول درس و بعضا مسائل دانشجويي بوده است و هيلاري كلينتون هم علاوه بر اينكه دانشجو بوده، مشغوليات و فخرفروشيهاي زنانهاي داشته تا تلاش كند همسرش به فرمانداري برسد. علاوه بر اين مسائل، نكته قابل اهميت اين است كه داشتن اين جغرافيا، خودش يك عامل بازدارنده بسيار مهم خواهد بود. بنابراين هرگونه تجاوزي از سوي دشمنان طبيعتا در حوزه نيروي دريايي سپاه با يك پاسخ نظامي قاطع مواجه خواهد بود و البته در حوزههاي ديگر هم انواع مختلف مجموعهها قرار دارند كه پاسخهاي مقتضي را به هر گونه تجاوز خواهند داد.
در صورت بروز تجاوزهاي موردي كه به عنوان مثال ممكن است از سوي يك ناو دشمن صورت بگيرد، آيا پاسخ ايران هم موردي است يا اين كه گسترده خواهد بود؟
ما در يك صحنه نبرد كامل قرار داريم و در اين صحنه نبرد، انواع مختلف وضعيتها و شرايط وجود دارد. چيزي كه حائز اهميت است اين كه ما توانمنديهاي بسيار زيادي داريم كه به ما امكان ميدهد كه ما خالق وضعيتها باشيم. البته اين مساله براي مومن، اصالتي است و مومنان نبايد از حادثهها تاثيرپذير باشند و در عوض بايد حادثهساز باشند. در اينجا هم همين روال وجود دارد و ما در كل صحنه نبرد به بهترين اقدام دست ميزنيم. امكان دارد در شرايطي به همان ناو دشمن كه اقدامكننده است پاسخ دهيم و در شرايطي ديگر، اقدام متفاوتي انجام دهيم.
آيا اين احتمال وجود دارد كه پايگاههاي نظامي دشمنان در سواحل خليجفارس نيز مورد حمله قرار گيرند؟
ما به لحاظ توانمنديهاي موشكي ساحل به دريا كه در اختيار داريم، قادريم كه در سواحل و در دريا عليه دشمنان خودمان اقدام كنيم. همچنين توانمندي موشكي زمين به زمين سپاه كه در اختيار نيروي هوا ـ فضاي سپاه است، توانمندي بسيار وسيع و همهجانبه، با برد بسيار زياد است كه ميتواند هر هدفي را با دقتهاي بسيار زياد مورد اصابت قرار دهد. به عبارت ديگر هيچ محلي كه مربوط به دشمنان ماست، به هيچ وجهي از امنيت برخوردار نخواهد بود. هيچ تفاوتي هم نميكند كه اين محلها در دريا باشند يا در سواحل و خشكيها.
آيا شما پايگاههاي آمريكا در كشورهاي منطقه را هم رصد ميكنيد؟
اگر محلي پايگاه آمريكاست، بنابراين مربوط به كشورهاي منطقه نيست. ما هر محلي كه مربوط به كشورهاي منطقه باشد را همچون كشور خودمان ميدانيم؛ اما وقتي گفته ميشود كه فلان محل پايگاه آمريكاست، بنابراين اين محل متعلق به آمريكاست و ما در صورت هرگونه تقابلي، آمريكاييها را مورد اصابت قرار خواهيم داد.
اگر ناوهاي آمريكايي در محلي خارج از خليجفارس عليه كشورمان اقدامي را انجام دهند، آيا در اين صورت هم امكان پاسخدهي نيروي دريايي سپاه به آنها وجود دارد؟
محدوده پاسخگويي ما، جغرافياي خاصي نيست و محدود به خليجفارس نميشود، البته جغرافياي خليجفارس، جغرافياي بسيار ويژهاي است و تمام اين برنامهها به اين خاطر است كه دشمنان ميخواهند اين جغرافيا را در اختيار داشته باشند. بنابراين، طبيعتا اهميت اينجا پايدار است.
مدتي قبل، برخي رسانههاي عربي، خبري را منتشر كردند مبني بر اينكه تعدادي تكتيرانداز از سوي جمهوري اسلامي ايران در تنگه هرمز مستقر شدهاند. اين اخبار تا چه حدي صحت دارد؟
اين حرفها، حرفهاي بيخودي است. مگر تنگه هرمز يك تنگه 500 متري است كه بخواهيم با تكتيرانداز از آن محافظت كنيم؟! كمترين عرض تنگه هرمز كه در ميان جزيره لارك ما و شبهجزيره مسندام عمان قرار دارد، 45كيلومتر است، بنابراين اظهاراتي نظير اينكه ايران بخواهد تكتيرانداز در آن منطقه مستقر كند، اظهارات ناپختهاي است. تكتيرانداز حداكثر بردي را كه ميتواند هدف قرار دهد، 2 كيلومتر است و اين برد هم تازه مربوط به سلاحهاي جديدي است كه البته ما هم به طور كامل از آنها بهرهمند هستيم. اما ما در زمينه حفاظت از تنگه هرمز از تركيب كامل و بسيار متناسبي از مجموعه دريا به دريا و ساحل به دريا بهره ميبريم كه اين مجموعه صددرصد متحرك است و بيش از 2 هزار كيلومتر سواحل جمهوري اسلامي از منطقه اروند تا منطقه پسابندر در شرقيترين مرز آبي ما را پوشش ميدهد. اين مجموعه با برد بسيار زيادي كه دارد كل تنگه هرمز، خليج فارس، شمال درياي عمان و بعضا شمال اقيانوس هند را پوشش ميدهد. وجود تعداد بسيار زيادي از اين مجموعهها در نيروي دريايي سپاه ما را قادر ميكند كه همزمان تعداد بسيار زيادي هدف را مورد اصابت قرار دهيم. نكته قابل توجه اين است كه تنگه هرمز براي دشمنان ما و منطقه همچون گلوگاهي ميماند و طبيعي است كه ما از يك گستره بسيار وسيعي از توانمنديها كه بعضا به آنها اشاره كردم براي برقراري امنيت اين منطقه استفاده ميكنيم و عليه دشمناني كه به دنبال از بين بردن امنيت در منطقه هستند اقدام ميكنيم. آمريكاييها از ديرباز مدعي ايجاد امنيت بودهاند اما در سالهاي گذشته به هرجايي كه رفتهاند امنيت از آنجا رفته است. آنها در سالهاي جنگ اعلام كردند كه براي تامين امنيت انرژي به خليجفارس آمدهاند ولي حركت آنها، از بينبرنده امنيت انرژي بود. آمريكاييها به كمك عراقيها در آن زمان شرايطي را در خليج فارس به وجود آوردند كه بيش از 500 فروند كشتي مورد اصابت قرار گرفت. آيا اين امنيت است؟!
اين كشتيها متعلق به چه كشوري بود؟
اينها كشتيهايي بودند كه در طول جنگ 8 ساله مورد اصابت قرار گرفتند كه بخش زيادي از آنها يا متعلق به ما بود يا كشتيهايي بودند كه به مقصد كشور ما در حركت بودند. طبيعتا در شرايطي كه ما ماموريت مقابله به مثل را پيدا كرديم، كشتيهايي را كه ماموريت كمكرساني و تجهيز دشمنانمان را برعهده داشتند يا در راستاي اهداف آمريكاييها فعاليت ميكردند، مورد اصابت قرار داديم. اين مسائل به معني عدم امنيت است كه همه آنها به خاطر آمدن آمريكاييها به خليج فارس بود. تا زماني كه آمريكاييها به خليجفارس نيامده بودند، قرارگاه نوح(ع) و نيروي دريايي سپاه، به عنوان يكي از 3 قرارگاه عملكننده در جنگ زميني با عراق، مشغول انجام عمليات بود. ما از وسط عمليات كربلاي 5 در شلمچه، از مجموعههاي ديگر سپاه جدا شديم و به خليجفارس آمديم. اگر آنها در خليج فارس ايجاد ناامني نميكردند، شايد آن زمان ما اصلا به اين منطقه نميآمديم و حضور ما وقتي اتفاق افتاد كه آمريكاييها پيش از ما به خليج فارس آمدند و كشتيهاي ما را به صورت مستقيم و غيرمستقيم مورد اصابت قرار دادند.
در تحريمهاي اخير شوراي امنيت، بندي وجود دارد كه به ساير كشورها اجازه ميدهد كشتيهاي جمهوري اسلامي ايران را بازرسي كنند. آيا تاكنون بازرسي از كشتيهاي ما صورت گرفته و اگر چنين اتفاقي بيفتد، واكنش نيروي دريايي سپاه به اين اقدام چه خواهد بود؟
ما تا به حال گزارش مشخصي مبني بر انجام بازرسي از كشتيهاي ايراني نداشتهايم، ولي سياست مشخصي كه ما اعمال خواهيم كرد مقابله به مثل است. يعني اگر اقدامي صورت بگيرد ما بلافاصله اقدامي را انجام خواهيم داد و هر كشوري كه از كشتيهاي ما بازرسي كند عليه او اقدام ميكنيم، مقابله به مثل ميكنيم و اين مقابله به مثل مقداري هم نسبت به اقدام آنها دست بالاتر خواهد داشت.
مقابله به مثل اشكال مختلفي دارد و زماني كه انجام شود، ابعاد كامل آن مشخص خواهد شد و اين دقيقا بستگي به اقدام نابخردانهاي دارد كه ممكن است از سوي دشمنان ما صورت بگيرد.
اخيرا يك كشتي ژاپني در خليج فارس دچار سانحه شد كه ابتدا احتمال عمليات تروريستي رد شد اما بعدا القاعده مسووليت اين اتفاق را برعهده گرفت. موضع جمهوري اسلامي ايران درخصوص اين ماجرا چه بود؟
مساله اين كشتي ژاپني، موضوع مشكوكي بود. اين اتفاق در منطقه شرقي تنگه هرمز افتاد و از زماني كه اين شناور اعلام وضعيت و درخواست كمك كرد ما به گوش بوديم و تمام مكالمات آنها را شنيديم و در جريان كامل ماجرا بوديم. بعد از مدتي كه اين قصه مطرح شد القاعده مسووليت آن را بر عهده گرفت. آسيبي هم به اين كشتي وارد نشده بود و عمانيها هم اعلام كردند كه اين يك حادثه بوده و اصلا حملهاي وجود نداشته است. عكسهايي هم كه منتشر شد نشان ميداد كه آسيب جدي به كشتي وارد نشده بود. بنابراين به نظر ميرسد كه اين اقدام در راستاي روند توطئهاي باشد كه براي ناامن كردن منطقه وجود داشته و به نظر من يك روند جديدي است كه احتمال دارد ادامه پيدا كند تا به نوعي، چشماندازي از منطقه نمايش داده شود كه ناامني را تداعي كند. اين همان اقدامي است كه آمريكاييها در سال 65 هم انجام دادند و متعاقب آن حضور بسيار مفصلتري را در منطقه شكل دادند. اما آمريكاييها ديگر مثل سالهاي دهه 60 قادر نيستند كه از واقعيتها تصويرسازي كنند. اين مساله به اين دليل است كه رسانهها همچون گذشته در اختيار آمريكاييها نيستند و ماهيت واقعي آنها براي مردم دنيا آشكار شده است. تصويرسازي از واقعيت، حناي بيرنگي شده كه دولت آمريكا ديگر قادر نيست با آن حتي مردم خود را رنگ كند، چه رسد به مردم هوشيار مناطق ديگر و به خصوص خاورميانه را.
يعني به اعتقاد شما آنها با استفاده از چنين سناريوهايي قصد دارند حضور خود در خليج فارس را گستردهتر كنند؟
آنها در حقيقت به دنبال اين هستند كه توجيه بيشتري براي حضور خود در منطقه داشته باشند، چرا كه الان حضور آنها در منطقه برقرار است و هم در كشورهاي جنوبي خليج فارس حضور دارند و هم در عراق، افغانستان و پاكستان. در واقع آنها به دنبال توجيه بيشتري براي علت حضور خود در منطقه و به دنبال شيطنتهاي بيشتر براي ما، خاصه در حوزه جنگ رواني هستند.
حسين نيكپور
گروه سياسي
انتهاي پيام/
