★ارتفاعات ایمان کجاست★؟
ارسال شده: جمعه ۲۴ دی ۱۳۸۹, ۲:۴۴ ب.ظ
30یا30 ممنون
ارتفاعات ایمان
دلهایی که با «اشک عاشورا» شسته شدند و قداست یافتند، باید «پاک» بمانند.
دستهایی که در «عزای حسین» به سینه خوردند، باید حریم و حرمت «سینهزدن» را حفظ کنند.
گامهایی که بهسوی «محافل حسینی» برداشتیم، باید ثبات و استواریشان را در «راه حسین» نگه دارند و به «بیراهه» نروند.
به روزهایی نزدیک میشویم پر از «خاطره».
چه خاطرههای سالهای پیش از انقلاب در این ایام، چه خاطرات دوران نهضت و انقلاب، چه حوادث و حماسههای سالهای دفاع مقدس، چه حماسههای پاسداری از «خط ولایت» در عملیات شبیخون دشمنان نقابزده و نفوذیهای دل به دشمن سپرده در همین اواخر؛ امت ما، «درسهای عاشورا» را بهخوبی آموخت و در یک تجربه عظیم تاریخی به کار بست.
سالهای انقلاب را به یاد آوریم...
مردم، پس از عبور از «شهر شهادت»، ارتفاعات «ایمان» را فتح کردند و پشت خاکریز «وحدت» موضع گرفتند، تا از ترکشهای تفرقه مصون بمانند.
رودخانه هراس در پیش بود.
اما مردم، با الهام از رهبر انقلاب، «پل ایثار» زدند و از خوف و خطر گذشتند و با پشتسر گذاشتن «شهر خود» رو به «شهر خدا» پیش تاختند.
پایههای «سلطنتآباد» لرزید.
برجهای «شاهنشین» فرو ریخت.
پرچم «الله اکبر» بر بام هر خانهای به اهتزاز درآمد.
آن سالهای شگفت و آن «یومالله»های تکرارنشدنی را از یاد نبریم. در آن روزهای خدایی، با جاری شدن سیلاب اشک داغدیدگان و شهیددادگان در دشت صداقت، خودروهای خیانت و دروغ به گل نشست و تیر آه مظلومان، عقابهای ستم را از آسمان قدرت و حکومت سرنگون ساخت.
آن روزها، هر دلی «پایگاه قیام» بود،
هر خانهای، یک «مرکز اعزام نیرو» بود،
و هر شهری، «ستاد مرکزی ایمان».
آن روزها، هنوز استکبار، جنگ تحمیلی رفاه و تجمل را بر ضد قناعت و توکل به راه نینداخته بود و بوی متعفن تجملگرایی از هر طرف به مشام نمیرسید.
امروز، کجای کاریم؟
تا چه حد، سنگرهای فتح شده را در دست داریم؟
اگر خودیها از «ارتفاعات ایمان» پایین آیند، بیگانگان بر قله «تهاجم فرهنگی» فراز میآیند.
نگهداری از «تنگه احُد» بر عهده کیست؟ خوابمان نبرد!...
[External Link Removed for Guests]
ارتفاعات ایمان
دلهایی که با «اشک عاشورا» شسته شدند و قداست یافتند، باید «پاک» بمانند.
دستهایی که در «عزای حسین» به سینه خوردند، باید حریم و حرمت «سینهزدن» را حفظ کنند.
گامهایی که بهسوی «محافل حسینی» برداشتیم، باید ثبات و استواریشان را در «راه حسین» نگه دارند و به «بیراهه» نروند.
به روزهایی نزدیک میشویم پر از «خاطره».
چه خاطرههای سالهای پیش از انقلاب در این ایام، چه خاطرات دوران نهضت و انقلاب، چه حوادث و حماسههای سالهای دفاع مقدس، چه حماسههای پاسداری از «خط ولایت» در عملیات شبیخون دشمنان نقابزده و نفوذیهای دل به دشمن سپرده در همین اواخر؛ امت ما، «درسهای عاشورا» را بهخوبی آموخت و در یک تجربه عظیم تاریخی به کار بست.
سالهای انقلاب را به یاد آوریم...
مردم، پس از عبور از «شهر شهادت»، ارتفاعات «ایمان» را فتح کردند و پشت خاکریز «وحدت» موضع گرفتند، تا از ترکشهای تفرقه مصون بمانند.
رودخانه هراس در پیش بود.
اما مردم، با الهام از رهبر انقلاب، «پل ایثار» زدند و از خوف و خطر گذشتند و با پشتسر گذاشتن «شهر خود» رو به «شهر خدا» پیش تاختند.
پایههای «سلطنتآباد» لرزید.
برجهای «شاهنشین» فرو ریخت.
پرچم «الله اکبر» بر بام هر خانهای به اهتزاز درآمد.
آن سالهای شگفت و آن «یومالله»های تکرارنشدنی را از یاد نبریم. در آن روزهای خدایی، با جاری شدن سیلاب اشک داغدیدگان و شهیددادگان در دشت صداقت، خودروهای خیانت و دروغ به گل نشست و تیر آه مظلومان، عقابهای ستم را از آسمان قدرت و حکومت سرنگون ساخت.
آن روزها، هر دلی «پایگاه قیام» بود،
هر خانهای، یک «مرکز اعزام نیرو» بود،
و هر شهری، «ستاد مرکزی ایمان».
آن روزها، هنوز استکبار، جنگ تحمیلی رفاه و تجمل را بر ضد قناعت و توکل به راه نینداخته بود و بوی متعفن تجملگرایی از هر طرف به مشام نمیرسید.
امروز، کجای کاریم؟
تا چه حد، سنگرهای فتح شده را در دست داریم؟
اگر خودیها از «ارتفاعات ایمان» پایین آیند، بیگانگان بر قله «تهاجم فرهنگی» فراز میآیند.
نگهداری از «تنگه احُد» بر عهده کیست؟ خوابمان نبرد!...
[External Link Removed for Guests]