جناب سرگرد! داغُم، آب بدین
ارسال شده: شنبه ۲ بهمن ۱۳۸۹, ۱۲:۱۸ ق.ظ
[COLOR=#333333] *"ابراهیم! داغٌم...ممد...داغُم،هاشمی!...داغٌم! جناب سرگرد! داغُم، آب بدین"
[External Link Removed for Guests]
[COLOR=#333333] وی گوشت و باروت سوخته، عطش،داغی، خون، سرباز، مین، مرز، مرگ...وطن! نیازی به رومانتیک بودن نیست، دوبار همین کلمه ها را که مرور کنی، کافی است...
( یک سرباز مرزبان ایرانی بعد از رفتن روی مین و لحظاتی قبل از شهادت،زمان: هفته قبل)
[External Link Removed for Guests]
[COLOR=#333333] وی گوشت و باروت سوخته، عطش،داغی، خون، سرباز، مین، مرز، مرگ...وطن! نیازی به رومانتیک بودن نیست، دوبار همین کلمه ها را که مرور کنی، کافی است...
( یک سرباز مرزبان ایرانی بعد از رفتن روی مین و لحظاتی قبل از شهادت،زمان: هفته قبل)
