صفحه 1 از 1

یه قلب خسته

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۹, ۱۲:۲۴ ب.ظ
توسط AGeNiS1
کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم

اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم

کاش دل هامون به بزرگی بچگی بود

کاش همان کودکی بودیم که حرف هایش را از نگاهش می توان خواند

کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم

کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود

کاش قلب ها در چهره بود

اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد

و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم

سکوت پر بهتر از فریاد توخالیست

سکوتی را که یک نفر بفهمد

بهتر از هزار فریادی ست که هیچ کس نفهمد

ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزار درد دارد

دنیا را ببین

بچه بودیم از آسمان باران می امد ...

بزرگ شده ایم از چشم هایمان می اید

بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو می دیدن

بزرگ شده ایم هیچ کس نمیبینه

بچه بودیم توی جمع گریه می کردیم

بزرگ شده ایم توی خلوت

بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست

بزرگ شده ایم خیلی اسون دلمون می شکنه

بچه بودیم همه رو ده تا دوست داشتیم

بزرگ شده ایم بعضی ها رو هیچی

بعضی ها رو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم

بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم همه یکسان بودن

بزرگ که شدیم قضاوت های درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه

کاش هنوزم همه رو به اندازه همون بچگی ده تا دوست داشتیم

بچه که بودیم اگه با کسی دعوا می کردیم ، یک ساعت بعد یادمون می رفت

بزرگ که شدیم دعواهامون سال ها توی یادمون مونده و اشتی نمی کنیم

بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم

بزرگ که شدیم حتی صد تا کلاف هم سرگرم مون نمی کنه

بچه که بودیم بزرگترین ارزو مون داشتن کوچکترین چیز بود

بزرگ که شدیم کوچک ترین ارزو مون داشتن بزرگترین چیزه

بچه که بودیم ارزو مون بزرگ شدن بود

بزرگ که شدیم حسرت برگشت به بچگی رو داریم

بچه که بودیم همش توی بازی هامون ادای بزرگ تر ها رو در می اوردیم

بزرگ که شدیم همش توی خیالمون برمی گردیم به بچگی

بچه بودیم درد دل ها رو به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدن

بزرگ شده ایم درد دل ها رو به صد تا زبان به کسی می گوییم ... هیچ کس نمی فهمه

بچه بودیم دوستی هامون تا نداشت

بزرگ که شدیم همه دوستی هامون تا داره

بچه که بودیم بچه بودیم

بزرگ که شدیم ، بزرگ که نشدیم هیچ دیگه همون بچه هم نیستیم