مردی از جنس شیطان
ارسال شده: دوشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۰, ۲:۵۹ ب.ظ
هیتلر مردی از جنس شیطان
جنایات هیتلر و خساراتی که نازیسم بر ملل اروپا وارد آورد بی سابقه است. هیتلر اصلاً اطریشی بود. پدرش اوائل کفاش و بعداً کارمند گمرک بود. هیتلر تحصیلاتی نداشت و فقط چند کلاس از دبیرستان را گذرانده بود. برای ادامه تحصیل در قسمت نقاشی به وین رفته و تقاضای ورود به آکادمی صنایع را نمود. ولی در خواست او مورد قبول واقع نشد.
در سال 1912 یعنی در سن 23 سالگی در مونیخ در قسمتهای ساختمانی بعنوان کارگر مشغول شد. او شروع به ترقی نمود که استعداد سخنرانی را خود کشف کرد. بعد از جنگ بین المللی اول و شکست آلمان انقلاب چپگرایان در اغلب شهرها شروع شد و شوراهای کارگری امور این شهرها را در دست گرفتند. ولی مردم که مخالف این تشکیلات چپگرا بودند دور هم جمع شده و تشکیلاتی برای مقابله با آنها بوجود آوردند. هیتلر در سال 1919 در شهر مونیخ وارد یکی از دسته ها شد و قدرت سخنرانی او باعث پیشرفت او گردید. با تلقین افکار « برتری نژادی » و « تشکیل آلمان بزرگ » احساسات جوانان خوش باور را تحریک کرده آنها را دور هم جمع میکرد و روزبروز تشکیلات خود را توسعه میداد.
در اواخر سال 1923 در شهر مونیخ اقدام بیک کودتای نافرجام نمود و پس از فرار گرفتار و محکوم به 5 سال زندان گردید ولی بعد از یکسال آزاد شد. هیتلر در تمام این سالها تبعه اطریش بود و فقط در سال 1932 توانست تبعیت آلمان را بدست بیاورد.
پس از آزادی با طبقات راستگرا تماس گرفت و شروع به دسته بندی کرد. هیتلر استعداد زیاد در جلب مردم داشت و از سال 1929 که اوضاع اقتصادی دنیا روبه وخامت رفت در جلب مردم موفقیت زیاد پیدا کرد. موقعیکه در سال 1932 تبلیغات خود را با پرواز شهر بشهر ادامه میداد صدها هزار نفر از او استقبال میکردند و به سخنرانیهای او گوش میدادند.
حزب نازی که بنا به اسمش « حزب سوسیالیست ملی گرای آلمان » میبایستی حامی و طرفدار کارگر و طبقات بی بضاعت باشد عملاً پشتیبان و متحد سرمایه داران بود چنانکه بنوشته کتاب فاشیسم (1) در سال 1932 عده ای از سرمایه داران بزرگ و صاحبان کارخانجات نامه ای به هیندنبورگ رئیس جمهور آلمان نوشته و به او توسعه کردند حزب نازی را در تشکیل حکومت شرکت بدهد. ضمناً در انتخابات 1933 سه میلیون مارک در اختیار این حزب گذارند.
هیتلر بالاخره توانست نظر هیندنبورگ رئیس جمهور آلمان را جلب کند. در ژانویه 1933 به ریاست حکومت تعین گردید و کابینه خود را با همکاری حزب دست راستی آلمان تشکیل داد. در اینموقع ساختمان مجلس شورای آلمان به آتش کشیده شد و هیتلر تقصیر را بگردن کمونیستها انداخته شروع به توقیف رؤسای آنها کرد. میگویند آتش زدن مجلس آلمان به دستور خود او انجام گرفت تا بتواند به این بهانه رؤسای کمونیستها را توقیف کند. موقع افتتاح مجلس نماینده ای از چپگراها حضور نداشت چون کمونیستها توقیف بودند و سوسیالیستها دعوت نشده بودند.
هیتلر بعد از فوت هیندنبورگ مقام ریاست جمهوری را نیز اشغال کرد. هیتلر با یهودیها سخت دشمن بود و تمام اشکالات اقتصادی آلمان را بگردن آنها می انداخت. خرید از مغازه های آنها و معاملات با آنها را تحریم کرد. در نتیجه این فشارها یهودیها شروع به خروج و فرار از آلمان کردند و در سال 1933 بیش از 60000 یهودی آلمان را ترک کردند. برای تشکیل « آلمان بزرگ » هیتلر اول قشون نازی را به اطریش فرستاد و این مملکت را جزو آلمان کرد و بعد به چک و سلواکی حمله کرده سرزمین سورت را که قسمتی از اهالی آن آلمانی زبان میباشند ضمیمه آلمان نمود و بالاخره به بهانه های دیگر به لهستان حمله کرد.
اما برای اشغال لهستان احتیاج به موافقت روسیه داشت. لذا با استالین سازش کرده لهستان را بین خود تقسیم کردند بطوریکه قسمت اعظم آن به تصرف آلمان در آمد. در عوض روسیه ممالک کنار دریای بالتیک یعنی لتونی، لیتوانی و استونی را اشغال نمود. بواسطه معاهداتی که بین لهستان با فرانسه و انگلیس وجود داشت این دو دولت به پشتیبانی از لهستان وارد جنگ شدند. با شرکت دادن روسیه در ربودن سرزمینهای ملل دیگر فعلاً خیال هیتلر از طرف همسایه شرقی خود آسوده بود. اما بعد از شکست و اشغال فرانسه نوبت روسیه رسید چون راجع به روسیه هم هیتلر قبلاً برنامه ای تهیه کرده بود.
بدین ترتیب جنگ بین الملل دوم آغاز شد. در این جنگ جنایتی نبود که طرفین مرتکب نشده باشند. هیتلر به لهستان، دانمارک، نروژ، بلژیک، فرانسه، ممالک بالکان، شمال آفریقا و بالاخره به روسیه حمله کرد. بمباران شهرها ویرانی خانه ها سرگردانی مردم فراری از زن و بچه ادامه داشت.
بعد از تصرف فرانسه بوسیله قشون آلمان فرانسوی ها تکیلات « مقاومت » را بوجود آوردند. چریکهای فرانسه دائماً برای آلمانها تولید دردسر و ناامنی میکردند. این تشکیلات برای قشون متفقین نیز در موقع پیاده شدن در سواحل فرانسه کمک های مفیدی انجام داد. تلفات فرانسوی ها در این تشکیلات خیلی سنگین بود.23هزار نفر در زد و خورد کشته شدند، 12 هزار نفر بدست آلمانها اعدام شدند و 23هزار نفر را آلمانها تبعید کردند که از این عده 200هزار نفر هرگز بر نگشتند.
در چک و اسلواکی وقتی یکی از سرکرده های آلمانی بدست چریکها کشته شد آلمانها آبادی کوچکی را بنام لیدیچه با خاک یکسان کردند. 137 نفر و به قولی 199 نفر مردان آنجا را تیر باران کرده و زن و بچه را به بازداشتگاه فرستادند ولی هرگز کسی آنها را ندید. اهالی این آبادی اتفاقاً در قتل سرکرده نازی دخالتی نداشتند و سه نفر قاتل بعداً در محل دیگری دستگیر شدند.
در روسیه نیز مقاومت چریکی بوجود آمد. ولی این تشکیلات ضعیف بود زیرا مردم خیال میکردند آلمانها حکومت کمونیستی را نابود کرده و آنها را نجات خواهند داد. اگر آلمانها با مردم روسیه رفتار بهتری کرده بودند شاید عاقبت جنگ دوم بشکل دیگری در می آمد.
با این حال چریکهای روسیه در طول جنگ به آلمانها خسارت زیادی وارد آوردند. جمعاً 2500 کیلومتر از خطوط آهن را از جا کندند و 6000 لوکوموتیو را ناقص کردند.22هزار کامیون را آتش زدند، 5500 پل را منفجر کردند و 6000 ترن را از خط خارج نمودند. آلمانها هم در مقابل 150 آبادی را ویران کردند، صدها زن و بچه را کشتند، در عوض هر یکنفر آلمانی 50 الی صد نفر را اعدام کردند و هزارها از اهالی را برای کار اجباری به آلمان بردند. تلفات روسها بسیار سنگین بود.
تنها در محاصره لنین گراد بیش از یک میلیون مردم جان خود را از دست دادند. در موقع عقب نشینی از روسیه هیتلر دستور داده بود همه چیز را نابود کرده و آبادی باقی نگذارند. جنگ بین المللی دوم 55 میلیون تلفات داشت.
در پی نابسمامانی های به وجود آمده و سرمای شدید زمستان روسیه بیشتر نیروهای نازی منجمد شدند.هیتلر برخلاف سخنانش که طرفدار قشر کارگر و رعیت بود به سربازان ارتش خود پوتین هایی بعضا از جنس مقوا داده بود.
با این حال هنوز هم افرادی به تحسین وی می پردازند.واقعا شگرف است.می گویند به اراده قوی او قبطه می خوریم،به اراده ی قوی خون خواری و هم نوع کشی؟!!
می گویند هرگز جا نزده و به دنبال هدفش رفته.هدف ویرانی شهرها و کشتن هزاران کودک و پیر و جوان،مرد و زن.آیا این ها تحسین بر انگیز است؟
شخصیتی مستبد که اظهار مخالفت با نژاد پرستی می کند بر طبق گفته های دوست دارانش،ولی هزاران یهودی را می سوزاند یا به رگبار خشم گلوله می بندد.
کسی که جرقه ای را می زند تا آتشی به پا کند که میلیونها انسان در آن بر سر اعتقادهای پوچ این آقا می سوزند!!
هیتلر و امثالهم برای احیای وجود شیطان بر زمین نازل شده اند و وظیفه خود را به خوبی انجام داده و در آخر به صورت بچه گانه ای اظهار علاقه به صلح و دوستی کردند.
وی در وصیت نامه خود در قسمتی می گوید که من خواستار جنگ نبودم و خواستار صلح و آشتی هستم.
واقعا چنین انسانی می تواند حتی فکر صلح را در سر خود بپروراند؟؟؟؟
منبع: Sampadcity
نویسنده
جنایات هیتلر و خساراتی که نازیسم بر ملل اروپا وارد آورد بی سابقه است. هیتلر اصلاً اطریشی بود. پدرش اوائل کفاش و بعداً کارمند گمرک بود. هیتلر تحصیلاتی نداشت و فقط چند کلاس از دبیرستان را گذرانده بود. برای ادامه تحصیل در قسمت نقاشی به وین رفته و تقاضای ورود به آکادمی صنایع را نمود. ولی در خواست او مورد قبول واقع نشد.
در سال 1912 یعنی در سن 23 سالگی در مونیخ در قسمتهای ساختمانی بعنوان کارگر مشغول شد. او شروع به ترقی نمود که استعداد سخنرانی را خود کشف کرد. بعد از جنگ بین المللی اول و شکست آلمان انقلاب چپگرایان در اغلب شهرها شروع شد و شوراهای کارگری امور این شهرها را در دست گرفتند. ولی مردم که مخالف این تشکیلات چپگرا بودند دور هم جمع شده و تشکیلاتی برای مقابله با آنها بوجود آوردند. هیتلر در سال 1919 در شهر مونیخ وارد یکی از دسته ها شد و قدرت سخنرانی او باعث پیشرفت او گردید. با تلقین افکار « برتری نژادی » و « تشکیل آلمان بزرگ » احساسات جوانان خوش باور را تحریک کرده آنها را دور هم جمع میکرد و روزبروز تشکیلات خود را توسعه میداد.
در اواخر سال 1923 در شهر مونیخ اقدام بیک کودتای نافرجام نمود و پس از فرار گرفتار و محکوم به 5 سال زندان گردید ولی بعد از یکسال آزاد شد. هیتلر در تمام این سالها تبعه اطریش بود و فقط در سال 1932 توانست تبعیت آلمان را بدست بیاورد.
پس از آزادی با طبقات راستگرا تماس گرفت و شروع به دسته بندی کرد. هیتلر استعداد زیاد در جلب مردم داشت و از سال 1929 که اوضاع اقتصادی دنیا روبه وخامت رفت در جلب مردم موفقیت زیاد پیدا کرد. موقعیکه در سال 1932 تبلیغات خود را با پرواز شهر بشهر ادامه میداد صدها هزار نفر از او استقبال میکردند و به سخنرانیهای او گوش میدادند.
حزب نازی که بنا به اسمش « حزب سوسیالیست ملی گرای آلمان » میبایستی حامی و طرفدار کارگر و طبقات بی بضاعت باشد عملاً پشتیبان و متحد سرمایه داران بود چنانکه بنوشته کتاب فاشیسم (1) در سال 1932 عده ای از سرمایه داران بزرگ و صاحبان کارخانجات نامه ای به هیندنبورگ رئیس جمهور آلمان نوشته و به او توسعه کردند حزب نازی را در تشکیل حکومت شرکت بدهد. ضمناً در انتخابات 1933 سه میلیون مارک در اختیار این حزب گذارند.
هیتلر بالاخره توانست نظر هیندنبورگ رئیس جمهور آلمان را جلب کند. در ژانویه 1933 به ریاست حکومت تعین گردید و کابینه خود را با همکاری حزب دست راستی آلمان تشکیل داد. در اینموقع ساختمان مجلس شورای آلمان به آتش کشیده شد و هیتلر تقصیر را بگردن کمونیستها انداخته شروع به توقیف رؤسای آنها کرد. میگویند آتش زدن مجلس آلمان به دستور خود او انجام گرفت تا بتواند به این بهانه رؤسای کمونیستها را توقیف کند. موقع افتتاح مجلس نماینده ای از چپگراها حضور نداشت چون کمونیستها توقیف بودند و سوسیالیستها دعوت نشده بودند.
هیتلر بعد از فوت هیندنبورگ مقام ریاست جمهوری را نیز اشغال کرد. هیتلر با یهودیها سخت دشمن بود و تمام اشکالات اقتصادی آلمان را بگردن آنها می انداخت. خرید از مغازه های آنها و معاملات با آنها را تحریم کرد. در نتیجه این فشارها یهودیها شروع به خروج و فرار از آلمان کردند و در سال 1933 بیش از 60000 یهودی آلمان را ترک کردند. برای تشکیل « آلمان بزرگ » هیتلر اول قشون نازی را به اطریش فرستاد و این مملکت را جزو آلمان کرد و بعد به چک و سلواکی حمله کرده سرزمین سورت را که قسمتی از اهالی آن آلمانی زبان میباشند ضمیمه آلمان نمود و بالاخره به بهانه های دیگر به لهستان حمله کرد.
اما برای اشغال لهستان احتیاج به موافقت روسیه داشت. لذا با استالین سازش کرده لهستان را بین خود تقسیم کردند بطوریکه قسمت اعظم آن به تصرف آلمان در آمد. در عوض روسیه ممالک کنار دریای بالتیک یعنی لتونی، لیتوانی و استونی را اشغال نمود. بواسطه معاهداتی که بین لهستان با فرانسه و انگلیس وجود داشت این دو دولت به پشتیبانی از لهستان وارد جنگ شدند. با شرکت دادن روسیه در ربودن سرزمینهای ملل دیگر فعلاً خیال هیتلر از طرف همسایه شرقی خود آسوده بود. اما بعد از شکست و اشغال فرانسه نوبت روسیه رسید چون راجع به روسیه هم هیتلر قبلاً برنامه ای تهیه کرده بود.
بدین ترتیب جنگ بین الملل دوم آغاز شد. در این جنگ جنایتی نبود که طرفین مرتکب نشده باشند. هیتلر به لهستان، دانمارک، نروژ، بلژیک، فرانسه، ممالک بالکان، شمال آفریقا و بالاخره به روسیه حمله کرد. بمباران شهرها ویرانی خانه ها سرگردانی مردم فراری از زن و بچه ادامه داشت.
بعد از تصرف فرانسه بوسیله قشون آلمان فرانسوی ها تکیلات « مقاومت » را بوجود آوردند. چریکهای فرانسه دائماً برای آلمانها تولید دردسر و ناامنی میکردند. این تشکیلات برای قشون متفقین نیز در موقع پیاده شدن در سواحل فرانسه کمک های مفیدی انجام داد. تلفات فرانسوی ها در این تشکیلات خیلی سنگین بود.23هزار نفر در زد و خورد کشته شدند، 12 هزار نفر بدست آلمانها اعدام شدند و 23هزار نفر را آلمانها تبعید کردند که از این عده 200هزار نفر هرگز بر نگشتند.
در چک و اسلواکی وقتی یکی از سرکرده های آلمانی بدست چریکها کشته شد آلمانها آبادی کوچکی را بنام لیدیچه با خاک یکسان کردند. 137 نفر و به قولی 199 نفر مردان آنجا را تیر باران کرده و زن و بچه را به بازداشتگاه فرستادند ولی هرگز کسی آنها را ندید. اهالی این آبادی اتفاقاً در قتل سرکرده نازی دخالتی نداشتند و سه نفر قاتل بعداً در محل دیگری دستگیر شدند.
در روسیه نیز مقاومت چریکی بوجود آمد. ولی این تشکیلات ضعیف بود زیرا مردم خیال میکردند آلمانها حکومت کمونیستی را نابود کرده و آنها را نجات خواهند داد. اگر آلمانها با مردم روسیه رفتار بهتری کرده بودند شاید عاقبت جنگ دوم بشکل دیگری در می آمد.
با این حال چریکهای روسیه در طول جنگ به آلمانها خسارت زیادی وارد آوردند. جمعاً 2500 کیلومتر از خطوط آهن را از جا کندند و 6000 لوکوموتیو را ناقص کردند.22هزار کامیون را آتش زدند، 5500 پل را منفجر کردند و 6000 ترن را از خط خارج نمودند. آلمانها هم در مقابل 150 آبادی را ویران کردند، صدها زن و بچه را کشتند، در عوض هر یکنفر آلمانی 50 الی صد نفر را اعدام کردند و هزارها از اهالی را برای کار اجباری به آلمان بردند. تلفات روسها بسیار سنگین بود.
تنها در محاصره لنین گراد بیش از یک میلیون مردم جان خود را از دست دادند. در موقع عقب نشینی از روسیه هیتلر دستور داده بود همه چیز را نابود کرده و آبادی باقی نگذارند. جنگ بین المللی دوم 55 میلیون تلفات داشت.
در پی نابسمامانی های به وجود آمده و سرمای شدید زمستان روسیه بیشتر نیروهای نازی منجمد شدند.هیتلر برخلاف سخنانش که طرفدار قشر کارگر و رعیت بود به سربازان ارتش خود پوتین هایی بعضا از جنس مقوا داده بود.
با این حال هنوز هم افرادی به تحسین وی می پردازند.واقعا شگرف است.می گویند به اراده قوی او قبطه می خوریم،به اراده ی قوی خون خواری و هم نوع کشی؟!!
می گویند هرگز جا نزده و به دنبال هدفش رفته.هدف ویرانی شهرها و کشتن هزاران کودک و پیر و جوان،مرد و زن.آیا این ها تحسین بر انگیز است؟
شخصیتی مستبد که اظهار مخالفت با نژاد پرستی می کند بر طبق گفته های دوست دارانش،ولی هزاران یهودی را می سوزاند یا به رگبار خشم گلوله می بندد.
کسی که جرقه ای را می زند تا آتشی به پا کند که میلیونها انسان در آن بر سر اعتقادهای پوچ این آقا می سوزند!!
هیتلر و امثالهم برای احیای وجود شیطان بر زمین نازل شده اند و وظیفه خود را به خوبی انجام داده و در آخر به صورت بچه گانه ای اظهار علاقه به صلح و دوستی کردند.
وی در وصیت نامه خود در قسمتی می گوید که من خواستار جنگ نبودم و خواستار صلح و آشتی هستم.
واقعا چنین انسانی می تواند حتی فکر صلح را در سر خود بپروراند؟؟؟؟
منبع: Sampadcity
نویسنده


