صفحه 1 از 1

شراب فروش مومن و مومنان بی ایمان!

ارسال شده: چهارشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۰, ۹:۰۷ ب.ظ
توسط Present
سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد.

ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که ...

رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید.

ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.

اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید.

صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست.

ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند .

قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم ؟!سخن هر دو را شنیدم؛

یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند

وسوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد...

منبع : داستانک

Re: شراب فروش مومن و مومنان بی ایمان!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۰, ۹:۳۹ ق.ظ
توسط conarmis
با نمک 3 خط بالاتر خودت میگی ملا میگفت اگه مومن از ته دل از خدا چیزی بخواهد بهش میده بعد میگی ملا و مومنی که به دعا اعتقادی نداشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Re: شراب فروش مومن و مومنان بی ایمان!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۰, ۳:۰۷ ب.ظ
توسط Mohammad 1985
دکتر جان بقیش رو نخوندی ؟! نوشته ملا و مومنان این ادعا را قبول نمی کردند که دعای آنها باعث نابودی اونجا شده ؟!