گفت و گوی دنیا و اسکرول سنترال
ارسال شده: یکشنبه ۸ آبان ۱۳۹۰, ۱۲:۱۴ ق.ظ
بسم الله الرحمان الرحیم
دنیا: ای اسکرول تو مانند لباس عروسکان خردسالانی ، که هر دم به تن این و آن در میایی و هر روز از برای دیگری!
تو قبرستان آمال ارسال کنندگانت هستی و وای بر کسی که با تو عهد اخوت بسته ، دل به تو بندد!
تو چگونه دوست ارسال کنندگانت هستی که هر روز با گذشتن اندک ساعتی ؛ به دیگری میل میکنی !
اسکرول : ای دنیا از تو در عجبم ، تو ای عروس کریه منظر هزاران داماد! تو فریبستانی بی انتهایی ؛ وای بر کسی که به نکاح تو در آید!
تو پلی بیش نیستی ، بدان که بین من و تو فرقی نیست ، تو چون منی و من تصویری از توام در آینه ...!
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس

دنیا: ای اسکرول تو مانند لباس عروسکان خردسالانی ، که هر دم به تن این و آن در میایی و هر روز از برای دیگری!
تو قبرستان آمال ارسال کنندگانت هستی و وای بر کسی که با تو عهد اخوت بسته ، دل به تو بندد!
تو چگونه دوست ارسال کنندگانت هستی که هر روز با گذشتن اندک ساعتی ؛ به دیگری میل میکنی !
اسکرول : ای دنیا از تو در عجبم ، تو ای عروس کریه منظر هزاران داماد! تو فریبستانی بی انتهایی ؛ وای بر کسی که به نکاح تو در آید!
تو پلی بیش نیستی ، بدان که بین من و تو فرقی نیست ، تو چون منی و من تصویری از توام در آینه ...!
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
