صفحه 1 از 1

چرا و به چه دلیل به تفکرات همدیگر احترام بگذاریم ؟!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۰, ۴:۳۴ ب.ظ
توسط sinaset
 [HIGHLIGHT=#a5a5a5]چرا و به چه دلیل به تفکرات همدیگر احترام بگذاریم ؟!    تصویر 
بهتر است در اینجا مبحثی رو مطرح کنم ، که بیشتر یک ارزو دست نیافتنیست ، اما اگر میشد ، چه گلستانی میشد، زندگی خیلی از انسان ها .
متاسفانه خیلی از ماها ( که خود من هم جزوش هستم) ، عادت کردیم (شاید هم عقده درون ) فورا و سریع با یک تفکر باطل (البته از نظر خودمان) بتازیم ، طوری که شخص و شخصیت و تفکرات اون رو طوری نابود کنیم ، که بیا ببین .
بیچاره شخص که مورد تاخت و تاز قرار گرفته ، فکر می کنم در بعضی مواقع سالها طول میکشد تا بتواند خودش را جمع و جور کند .
لحظه خود را جایی شخص مقابل بگذاریم ، ببینیم ناراحت نمیشویم ، یک کسی اینطور شخصیت ما را خورد و خمیر کند ، یا که به زور چیزی را بر ما تحمیل کند ؟
مشخص کنیم ، وقتی می خواهیم نسبت به چیزی انتقاد کنیم ، می خواهیم دلمان خنک بشود و خودمان را ثابت کنیم ، یا که از سر دل سوزی است ..!؟
اگر از سر دل سوزی است ، باید طوری صحبت کرد ، که شخصیت و تفکرات شخص مورد نظر مورد احترام قرار بگیرید ، و شخص مورد نظر بفهمد که شما از سر دل سوزی دارید این حرف ها رو میزیند.

به شما قول نمی دهم ، ولی این را بدانید اگر این رویه ادامه داشته باشد ، و خورد کردن تفکرات به همراه شخصیت ها انها ادامه داشته باشد ، روز به روز به افراد داریه مشکلات روحی و روانی افزوده خواهد شد .(البته این مشکلات فقط به این موضوع مربوط نمیشه و به موضاعت دیگه هم مربوط میشه ، اما یکی از موضوعات همین میباشد)

ایا زندگی شیرین و رویایی می خواهید ، ایا می خواهید همیشه مورد احترام دیگران قرار بگیرید ،ایا می خواهید دوست زیاد داشته باشید ، ایا می خواهید پر محبت و احساس شوید ،ایا می خواهید دیگران خواهان شما باشند و....

  به تفکرات هم دیگر احترام بگذاریم و به همدیگر کمک کنیم ، که شخصیت همدیگر را بسازیم    [HIGHLIGHT=#00b050]با نرمی و حفظ احترام (به روش ها مستقیم و غیر مستقیم) اونم تا میشه در خلوت (تنهایی) به شخص مورد نظر اشکال کارش رو بگویم ، بعد هم صبر و توکل بر خدا...  
باتشکرتصویر

Re: چرا و به چه دلیل به تفکرات همدیگر احترام بگذاریم ؟!

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۰, ۳:۱۶ ب.ظ
توسط sinaset
 ایا میشود یک تفکر را با روش های غیر مستقیم پیش برد ؟ 
اجازه دهید یکی دیگر از آرزوهای خودم رو براتان بگوییم ، البته براورده نمی شود ، ولی اگر میشد چه شیرین میشد زندگی هایمان ... ولی افسوس ....

 تصویر 
شاید یکی از دلیل که ما به تفکرات هم دیگر احترام نمی گذاریم ، نداشتن آرامش درون است ، که همین امر باعث میشود خود را روی دیگری خراب کنیم .
یادم میاد (و شاید خیلی دیگر از دوستان دیگر هم همین جور) در کلاس درس که بودیم ،معلماهایمان ما را به خاطره نخواندن درس و یا ضعیف بودن درسهایمان ، تنبی فیزیکی می کردن ، و شخصیت ما را در ان کلاس خورد میکردن ،در حالی که همان معلم می توانست کاری کند که ما با عشق درس بخوانیم ، بجایی اینکه اعتماد به نفس و شخصیت ما را جلو جمع خراب کند ...!
من هنوز به خاطر دارم یکی از معلمان خوبمان رو که نه تنها من دوستش داشتم ، بلکه فضول ترین ( یا به عبارت دیگر بی ادب ترین فرد کلاس ) هم او را دوست داشت ، ولی خیلی خیلی کم از ابزار تنبی فیزیکی استفاده می کرد ، بجاش بیشتر با زبان قلب صحبت می کرد ، ایا این جمله را شنیده اید ، «از محبت خارها گل می شود» شک نکنید ، که اکثر انسان مورد محبت قرار گرفتن رو دوست میدارند .

چطور ممکن است شخصی اون حس [HIGHLIGHT=#ffff00]زیبا و متانت و   را در شما ببینید و جذب شما نشود ؟!! کنجکاو نشود و طرفدار افکار شما نشود ؟ ، فراموش نمی کنیم که انبیا الهی و امامان معصوم با همین روش ها(عمق دار)در قلب ها نفوذ کردند.

 [HIGHLIGHT=#00b0f0]باور کنید می توانیم برای دنیامان هم بهشت درست کنیم ، که وقتی در کنار دوستان خود هستیم لذت ببریم و قتی در کنار خانواده خود هستیم لذت ببریم و...   [HIGHLIGHT=#f79646]اجازه بدهیم شخص به این نتیجه برسد که تفکر ما صحیح است ، آن وقت خواهید دید آن شخص با عشق و علاقه ان کار را انجام میدهد ، در نتیجه عمق و نفوذ ان خیلی خیلی بیشتر خواهد بود    تصویرتصویر