جنگ قره باغ و جنایات متقابل ارتش ارمنستان و ترک ها
ارسال شده: یکشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۰, ۹:۰۶ ب.ظ
در جنگ قره باغ ارتش ارمنستان بطرز فجیحانه ایی علیه زنان و کودکان بی دفاع آتش گشود.
جنگ قَرَهباغ (به ارمنی: Արցախյան ազատամարտ) (به ترکی آذربایجانی: Qarabağ müharibəsi) جنگی بود که از فوریه سال ۱۹۸۸ تا مارس ۱۹۹۴ در ناحیه قرهباغ، واقع در جنوب غربی جمهوری آذربایجان، بین اکثریت ارمنی ساکن با پشتیبانی ارمنستان و جمهوری آذربایجان رخ داد. با بالاگرفتن درگیری، هرکدام از طرفین سعی در پاکسازی قومی مناطق تحت تصرف خود از نژاد دیگر شدند. از این رو ۲۳۰٬۰۰۰ ارمنی ساکن آذربایجان و ۸۰۰٬۰۰۰ آذری[۱] مجبور به مهاجرت از ارمنستان و مناطق اشغالی جمهوری آذربایجان شدند. [External Link Removed for Guests]
مجلس خودمختار قرهباغ رای به یکپارچگی با ارمنستان داد و با انجام یک همهپرسی مردم غالب ارمنی ساکن منطقه رای موافق دادند و این مسئله تصویب شد. در ۲۰ فوریه ۱۹۸۸ مجلس قرهباغ رسماً یکپارچگی خود با ارمنستان را اعلام کرد. درحالیکه بر اساس قانون اساسی شوروی، تغییر مرزهای جمهوریها بدون موافقت آنان غیرقانونی بود. بحبوحهٔ اصلی جنگ پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و در اواخر زمستان سال ۱۹۹۲ آغاز شد. بلافاصله میانجیگریهای بینالمللی آغاز شد. جمهوری اسلامی ایران در این زمینه ابتکار عمل را در دست گرفت و مذاکرات مستقیمی را با طرفین درگیر انجام داد. اما هیچ یک از طرفین حاضر به تن دادن به رای هیئت میانجیگری نشد. ارتش ارمنستان در بهار ۱۹۹۳ بر مناطقی بیرون از قرهباغ (بین قرهباغ و ارمنستان) برتری یافت. در پایان جنگ در سال ۱۹۹۴، ارمنستان بهجز قرهباغ، ۹٪ از خاک آذربایجان را به تصرف در آورد. سازمان ملل در چهار قطعنامه ۸۲۲، ۸۵۳، ۸۷۴ و ۸۸۴اشغالگری ارمنستان بر قرهباغ را محکوم و خواستار رفع اشغال از اراضی آذربایجان شده است.
پس از سقوط شهر خوجالی در طی جنگ قرهباغ، کشتارغیرنظامیان آذربایجانی در این شهر توسط ارتش ارمنستان به همراهی نیروهای ۳۶۶ ارتش روسیه در ۲۵ و ۲۶ فوریه سال ۱۹۹۲ اتفاق افتاد. بر اساس آمارهای موجود از جمله آمار سازمان دفاع از حقوق بشر در این کشتار ۶۱۳ نفر از غیر نظامیان از جمله ۶۳ کودک جان خود را از دست دادند. این کشتار وحشتناکترین و غمانگیزترین رخداد در تاریخ مناقشه آذربایجان و ارمنستان بر سر قرهباغ کوهستانی بود.
[HIGHLIGHT=#ffc000]محاصره
خوجالی از اکتبر سال ۱۹۹۱ در محاصره قرار داشت. ۳۰ اکتبر حرکت خودروها در شهر متوقف شد و بعد از منهدم کردن بالگردی که به مرگ ۴۰ نفر انجامید، این تنها وسیله حمل و نقل نیز از حرکت بازماند. روز ۲ ژانویه برق شهر قطع شد. خوجالی از نیمه دوم ماه فوریه توسط نیروهای ارمنی محاصره شد و هر روز مورد حملات توپخانه و سلاحهای سنگین قرار میگرفت.
شب ۲۶ فوریه سال ۱۹۹۲ گروههای نظامی ارمنستان با کمک هنگ موتوری شماره ۳۶۶ اتحاد شوروی سابق به شهر خوجالی حمله کردند. شهر در ابتدا فقط از سه طرف توسط نیروهای ارمنستان محاصره شد و وقتی مردم راه گریز را از مسیر چهارم (مسیر عسگران) در پیش گرفتند، نیروهای ارمنستان نزدیک روستای نخجوانیک بر آنها آتش گشودند. بعد از آن شهر از چهار طرف محاصره شد و آتش توپخانه و سلاحهای سنگین بر شهر گشوده شد. زبانههای آتش خیلی زود تمام شهر را در بر گرفت و مدافعین شهر همراه با مردم غیرمسلح مجبور شدند خوجالی را ترک کنند. ساعت ۵ صبح ۲۶ فوریه، شهر به تصرف نیروهای ارمنی درآمد. مردم که مجبور بودند شهر را ترک کنند، به کوهها و جنگلها پناه بردند. نیروهای ارمنی باقیمانده ساکنین خوجالی را به قتل رساندند و زنان و دختران بسیاری را به اسارت گرفتند. تقریباً تمامی افرادی که به کوهها و جنگلها فرار کرده بودند، از شدت سرما جان باختند.
در نتیجه این عملیات نظامی ۶۱۳ نفر کشته، ۴۸۷ نفر معلول و ۱۲۷۵ نفر از افراد غیرمسلح، از جمله سالمندان، کودکان و زنان به اسارت نیروهای ارمنستان درآمدند. در این میان ۱۵۰ نفر مفقودالاثر شدند و تا به امروز نیز هیچ خبری از سرنوشت آنان در دست نیست. در میان ۶۱۳ قربانی خوجالی، ۱۰۶ نفر زن، ۶۳ نفر کودک و ۷۰ سالمند به چشم میخورد.علیرغم آمار ذکر شده در بالا سازمان دیده بان حقوق بشرمعتقد است که این آمار ممکن است تا ۱۰۰۰ کشته نیز باشد. یادبود کشته شدگان خوجالی در لاهه- [External Link Removed for Guests] روزها آذربایجان در سالگرد فاجعه قتل عام اهالی خوجالی قره باغ بدست ارامنه'روزهای غم باری را سپری میکند. ترجمه وانتشار بخشهایی از این اعترافات کسانی که در این کشتار شرکت داشته اند میتواند در روشن شدن زوایای تاریک وپنهان این فاجعه بسیار موثر باشد.نمونه حاضر یکی از اینگونه اعترافات میباشد..این اعترافات که از یکی از سیاهترین لکه های ننگ تاریخ بشریت پرده بر میدارد توسط یک روزنامه نگار وشاعر معروف ارمنی نگاشته شده است که خود در آن جنایات شرکت داشته وآنرا مایه افتخار خود وارامنه میداند. باشد کسانی که هنوز نسبت به وقوع این فاجعه با تردید مینگرند با خواندن این اعترافات صریح وتکاندهنده بخود بیایند.
روایت جنایت!!
یکی از شعرا و نویسندگان مشهور ارمنی به نام زوری بالایان در کتابی تحت عنوان ؛احیا دوباره روحمان؛ از قتل عام خوجالی در تاریخ ۲۶ فوریه ۱۹۹۲ که خود نیز در آن شرکت داشته چنین مینویسد:
با خاچاتوریان به خانه ای که تصرف کرده بودیم وارد و کودک ۱۳ ساله تورکی رادیدیم که توسط سربازان ارمنی به پنجره اتاق میخکوب شده بود خاچاتوریان برای اینکه جلوی گریه و فریادهای کودک را بگیرد پستان بریده شده مادرش را به زور در دهان وی فرو برد بعد از آن من پوست سر و سینه و شکم کودک را کنده و تایم گرفتم کودک در عرض هفت دقیقه بر اثر شدت خونریزی جان داد و من با این عمل دچار شادی و شعف زاید الوصفی شدم و تمام روحم سر شار از غرور گردید.
خاچاتوریان جسد کودک را تکه تکه کرده و در مقابل سگهایی که از نژاد خود ترکها هستند انداخت!شب همانروز این کار را با سه کودک دیگر ترک تکرار کردیم `بدین شکل من به وظیفه خود به عنوان یک ارمنی عمل کرده و یقین دارم که که تمامی ارامنه به ما و کارهایمان افتخار خواهند کرد.
زوری بالایان - از کتاب احیا دوباره روحمان- چاپ شده در صفحه ۲۶۰ تا ۲۶۲ نشریه وانادزور بتاریخ ۱۹۹۶.
علاوه بر این نویسنده و روزنامه نگار دیگر ارمنی به نام دیوید خردیان که اکنون ساکن لبنان میباشد در لابلای صفحات ۱۹ تا ۷۶ کتابی تحت عنوان'' در راه صلیب'' از مصیبتهای وارد به اهالی خوجالی در طی قتل عام آنها توسط ارامنه به عنوان افتخار ارامنه یاد کرده و در صفحهٔ ۲۶ آن نوشته است:در یک صبح سرد در نزدیکیهای داش بولاق مجبور شدیم برای عبور از یک باتلاق از اجساد پلی برای عبور بسازیم ''پود پول کوویک اوهانیان '' وقتی ترس مرا در عبور از روی اجساد دید و اشاره کرده وگفت نترس حرکت کن و من پایم را روی جسد دختری ۹ تا ۱۱ ساله گذاشته و شروع به حرکت نمودم.پاهایم وتمام شلوارم غرق خون شده بود. بدین شکل ما از روی اجساد ۱۲۰۰ نفر که پلی برای ما شده بودند گذشتیم.
در صفحهٔ۶۲ و ۶۳ '' مارتین ۲'' از یک گروه ارمنی به نام کافلان که وظیفه سوزاندن اجساد را بر عهده داشتند نام برده شده و در ادامه آمده است: ۲۰۰۰ نفر از منگولهای پست(تورکها) در یک کیلومتری خوجالی سوزانده شد .در آخرین ماشینی که برای سوزاندن حمل میکردند من دختری ۱۰ ساله را دیدم که علیرغم زخمهای زیاد در ناحیه سر و دست وسرما و گرسنگی همچنان زنده بود و به سختی نفس میکشید ;دخترک به من نگاه میکرد و من هیچگاه چشمها ی آن دختر ۱۰ ساله را که با مرگ دست و پنجه نرم میکرد را فراموش نخواهم کرد `سربازی به نام تیکرانیان گوشهای دخترک را گرفت و او را کشان کشان به داخل اجسادی انداخت که قرار بود سوزانده شوند سپس مواد آتش زا بر روی آنها ریخته و اجساد راآتش زدند' صدای نالهٔ و فریاد کسانی که هنوز زنده بودند از میان آتش به گوش میرسید...
[HIGHLIGHT=#ffc000]در طرف مقابل و در سال های قبل (1915) تورک های عثمانی با نسل کشی ارامنه که آمار کشته گان آنها در حدود 1 میلیون ونیم گزارش شده است, به اقدام ضد بشری محکوم هستند.
نسلکشی ارامنه (به ارمنی:Հայոց Ցեղասպանություն، به ترکی استانبولی:Ermeni Kırımı) که گاهی با عناوین دیگری چون هولوکاست ارامنه٬ کشتار ارامنه و نیز توسط خود ارمنیها با عنوان جنایت بزرگ (به ارمنی:Մեծ Եղեռն) شناخته میشود، به نابودی عمدی و از پیش برنامهریزی شده (نسلکشی) جمعیت ارمنی ساکن سرزمینهای تحت کنترل امپراتوری عثمانی در خلال و درست پس از جنگ جهانی اول (۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ میلادی) توسط دولتمردان عثمانی و رهبران قیام ترکان جوان اطلاق میشود. عملیات در قالب کشتارهای دستهجمعی و نیز تبعیدهای اجباری در شرایطی که موجبات مرگ تبعیدشدگان را فراهم آورد، انجام میپذیرفت. امروزه تعداد کل قربانیان نسلکشی ارامنه به طور عام بین یک تا یک و نیم میلیون نفر برآورد شدهاست. در طی این دوران دیگر گروههای قومی منطقه، از جمله آشوریان و یونانیان، نیز به طریقی مشابه مورد حملهٔ ترکان عثمانی قرار گرفتند به گونهای که برخی از محققان این رویدادها را نیز بخشی از همان سیاست نابودسازی قومی دولتمردان ترک دانستهاند.امروزه این رویداد به طور گسترده به عنوان یکی از اولین نسلکشیهای قرن بیستم شناخته میشود.
علاوه بر دستگیری و اعدام ارامنه، جمعیت بسیار زیادی از مردان، زنان و کودکان ارمنی از خانه و کاشانه خود تبعید، بدون هیچ دسترسی به آب و غذا به قصد مرگ وادار به راهپیمایی در مسیرهای طولانی و بیابانی شدند. تجاوز و آزار و اذیت جنسی قربانیان توسظ نیروهای متخاصم در طول تبعید به دفعات گزارش شدهاست.
پژوهشهای بسیار زیادی درباره نسلکشی ارامنه انجام شده و میشود.که قریب به اکثریت آنها وقوع چنین نسل کشی را واقعی و انکارناپذیر میدانند. امروزه کشور ارمنستان خواهان به رسمیت شناختن این نسل کشی است اما دولت ترکیه علیرغم عدم انکار وقوع چنین واقعهای از پذیرفتن این واقعه با عنوان «نسل کشی» خود داری کرده و وجود سیاست سیستماتیک برای نابودی ارامنه را قبول ندارد. ترکیه معتقد است که در آن سالها علاوه بر ارمنیها ترکهای بی دفاع نیز قربانی آشفتگیها شدهاند.
یادمان نسلکشی ارامنه
به گفته عنایت الله رضا ، درباره تعداد کشته شدگان ارمنی اختلاف نظر است . مآخذ ترک شمار ارمنیان مقتول را 200 تا 300 هزار نفر نوشته است . مآخذ فرانسوی در اینباره اتفاق نظر ندارند ؛ برخی تعداد کشته شدگان را 500 هزار نفر و برخی 1.5 میلیون نفر ذکر کرده اند . حتی در دانشنامه شوروی نیز شمار کشته شدگان و تبعید شدگان یکسان نیست . در چاپ دوم این دانشنامه تعد ارامنه مقتول و نفی بلد شده 1 میلیون نفر و در چاپ سوم این دانشنامه تعداد مقتولان 1.5 میلیون نفر و نفی بلد شدگان 600 هزار نفر ذکر شده است . یادبود کشته شدگان [External Link Removed for Guests]
منبع: ویکیپدیا
جنگ قَرَهباغ (به ارمنی: Արցախյան ազատամարտ) (به ترکی آذربایجانی: Qarabağ müharibəsi) جنگی بود که از فوریه سال ۱۹۸۸ تا مارس ۱۹۹۴ در ناحیه قرهباغ، واقع در جنوب غربی جمهوری آذربایجان، بین اکثریت ارمنی ساکن با پشتیبانی ارمنستان و جمهوری آذربایجان رخ داد. با بالاگرفتن درگیری، هرکدام از طرفین سعی در پاکسازی قومی مناطق تحت تصرف خود از نژاد دیگر شدند. از این رو ۲۳۰٬۰۰۰ ارمنی ساکن آذربایجان و ۸۰۰٬۰۰۰ آذری[۱] مجبور به مهاجرت از ارمنستان و مناطق اشغالی جمهوری آذربایجان شدند. [External Link Removed for Guests]
مجلس خودمختار قرهباغ رای به یکپارچگی با ارمنستان داد و با انجام یک همهپرسی مردم غالب ارمنی ساکن منطقه رای موافق دادند و این مسئله تصویب شد. در ۲۰ فوریه ۱۹۸۸ مجلس قرهباغ رسماً یکپارچگی خود با ارمنستان را اعلام کرد. درحالیکه بر اساس قانون اساسی شوروی، تغییر مرزهای جمهوریها بدون موافقت آنان غیرقانونی بود. بحبوحهٔ اصلی جنگ پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و در اواخر زمستان سال ۱۹۹۲ آغاز شد. بلافاصله میانجیگریهای بینالمللی آغاز شد. جمهوری اسلامی ایران در این زمینه ابتکار عمل را در دست گرفت و مذاکرات مستقیمی را با طرفین درگیر انجام داد. اما هیچ یک از طرفین حاضر به تن دادن به رای هیئت میانجیگری نشد. ارتش ارمنستان در بهار ۱۹۹۳ بر مناطقی بیرون از قرهباغ (بین قرهباغ و ارمنستان) برتری یافت. در پایان جنگ در سال ۱۹۹۴، ارمنستان بهجز قرهباغ، ۹٪ از خاک آذربایجان را به تصرف در آورد. سازمان ملل در چهار قطعنامه ۸۲۲، ۸۵۳، ۸۷۴ و ۸۸۴اشغالگری ارمنستان بر قرهباغ را محکوم و خواستار رفع اشغال از اراضی آذربایجان شده است.
پس از سقوط شهر خوجالی در طی جنگ قرهباغ، کشتارغیرنظامیان آذربایجانی در این شهر توسط ارتش ارمنستان به همراهی نیروهای ۳۶۶ ارتش روسیه در ۲۵ و ۲۶ فوریه سال ۱۹۹۲ اتفاق افتاد. بر اساس آمارهای موجود از جمله آمار سازمان دفاع از حقوق بشر در این کشتار ۶۱۳ نفر از غیر نظامیان از جمله ۶۳ کودک جان خود را از دست دادند. این کشتار وحشتناکترین و غمانگیزترین رخداد در تاریخ مناقشه آذربایجان و ارمنستان بر سر قرهباغ کوهستانی بود.
[HIGHLIGHT=#ffc000]محاصره
خوجالی از اکتبر سال ۱۹۹۱ در محاصره قرار داشت. ۳۰ اکتبر حرکت خودروها در شهر متوقف شد و بعد از منهدم کردن بالگردی که به مرگ ۴۰ نفر انجامید، این تنها وسیله حمل و نقل نیز از حرکت بازماند. روز ۲ ژانویه برق شهر قطع شد. خوجالی از نیمه دوم ماه فوریه توسط نیروهای ارمنی محاصره شد و هر روز مورد حملات توپخانه و سلاحهای سنگین قرار میگرفت.
شب ۲۶ فوریه سال ۱۹۹۲ گروههای نظامی ارمنستان با کمک هنگ موتوری شماره ۳۶۶ اتحاد شوروی سابق به شهر خوجالی حمله کردند. شهر در ابتدا فقط از سه طرف توسط نیروهای ارمنستان محاصره شد و وقتی مردم راه گریز را از مسیر چهارم (مسیر عسگران) در پیش گرفتند، نیروهای ارمنستان نزدیک روستای نخجوانیک بر آنها آتش گشودند. بعد از آن شهر از چهار طرف محاصره شد و آتش توپخانه و سلاحهای سنگین بر شهر گشوده شد. زبانههای آتش خیلی زود تمام شهر را در بر گرفت و مدافعین شهر همراه با مردم غیرمسلح مجبور شدند خوجالی را ترک کنند. ساعت ۵ صبح ۲۶ فوریه، شهر به تصرف نیروهای ارمنی درآمد. مردم که مجبور بودند شهر را ترک کنند، به کوهها و جنگلها پناه بردند. نیروهای ارمنی باقیمانده ساکنین خوجالی را به قتل رساندند و زنان و دختران بسیاری را به اسارت گرفتند. تقریباً تمامی افرادی که به کوهها و جنگلها فرار کرده بودند، از شدت سرما جان باختند.
در نتیجه این عملیات نظامی ۶۱۳ نفر کشته، ۴۸۷ نفر معلول و ۱۲۷۵ نفر از افراد غیرمسلح، از جمله سالمندان، کودکان و زنان به اسارت نیروهای ارمنستان درآمدند. در این میان ۱۵۰ نفر مفقودالاثر شدند و تا به امروز نیز هیچ خبری از سرنوشت آنان در دست نیست. در میان ۶۱۳ قربانی خوجالی، ۱۰۶ نفر زن، ۶۳ نفر کودک و ۷۰ سالمند به چشم میخورد.علیرغم آمار ذکر شده در بالا سازمان دیده بان حقوق بشرمعتقد است که این آمار ممکن است تا ۱۰۰۰ کشته نیز باشد. یادبود کشته شدگان خوجالی در لاهه- [External Link Removed for Guests] روزها آذربایجان در سالگرد فاجعه قتل عام اهالی خوجالی قره باغ بدست ارامنه'روزهای غم باری را سپری میکند. ترجمه وانتشار بخشهایی از این اعترافات کسانی که در این کشتار شرکت داشته اند میتواند در روشن شدن زوایای تاریک وپنهان این فاجعه بسیار موثر باشد.نمونه حاضر یکی از اینگونه اعترافات میباشد..این اعترافات که از یکی از سیاهترین لکه های ننگ تاریخ بشریت پرده بر میدارد توسط یک روزنامه نگار وشاعر معروف ارمنی نگاشته شده است که خود در آن جنایات شرکت داشته وآنرا مایه افتخار خود وارامنه میداند. باشد کسانی که هنوز نسبت به وقوع این فاجعه با تردید مینگرند با خواندن این اعترافات صریح وتکاندهنده بخود بیایند.
روایت جنایت!!
یکی از شعرا و نویسندگان مشهور ارمنی به نام زوری بالایان در کتابی تحت عنوان ؛احیا دوباره روحمان؛ از قتل عام خوجالی در تاریخ ۲۶ فوریه ۱۹۹۲ که خود نیز در آن شرکت داشته چنین مینویسد:
با خاچاتوریان به خانه ای که تصرف کرده بودیم وارد و کودک ۱۳ ساله تورکی رادیدیم که توسط سربازان ارمنی به پنجره اتاق میخکوب شده بود خاچاتوریان برای اینکه جلوی گریه و فریادهای کودک را بگیرد پستان بریده شده مادرش را به زور در دهان وی فرو برد بعد از آن من پوست سر و سینه و شکم کودک را کنده و تایم گرفتم کودک در عرض هفت دقیقه بر اثر شدت خونریزی جان داد و من با این عمل دچار شادی و شعف زاید الوصفی شدم و تمام روحم سر شار از غرور گردید.
خاچاتوریان جسد کودک را تکه تکه کرده و در مقابل سگهایی که از نژاد خود ترکها هستند انداخت!شب همانروز این کار را با سه کودک دیگر ترک تکرار کردیم `بدین شکل من به وظیفه خود به عنوان یک ارمنی عمل کرده و یقین دارم که که تمامی ارامنه به ما و کارهایمان افتخار خواهند کرد.
زوری بالایان - از کتاب احیا دوباره روحمان- چاپ شده در صفحه ۲۶۰ تا ۲۶۲ نشریه وانادزور بتاریخ ۱۹۹۶.
علاوه بر این نویسنده و روزنامه نگار دیگر ارمنی به نام دیوید خردیان که اکنون ساکن لبنان میباشد در لابلای صفحات ۱۹ تا ۷۶ کتابی تحت عنوان'' در راه صلیب'' از مصیبتهای وارد به اهالی خوجالی در طی قتل عام آنها توسط ارامنه به عنوان افتخار ارامنه یاد کرده و در صفحهٔ ۲۶ آن نوشته است:در یک صبح سرد در نزدیکیهای داش بولاق مجبور شدیم برای عبور از یک باتلاق از اجساد پلی برای عبور بسازیم ''پود پول کوویک اوهانیان '' وقتی ترس مرا در عبور از روی اجساد دید و اشاره کرده وگفت نترس حرکت کن و من پایم را روی جسد دختری ۹ تا ۱۱ ساله گذاشته و شروع به حرکت نمودم.پاهایم وتمام شلوارم غرق خون شده بود. بدین شکل ما از روی اجساد ۱۲۰۰ نفر که پلی برای ما شده بودند گذشتیم.
در صفحهٔ۶۲ و ۶۳ '' مارتین ۲'' از یک گروه ارمنی به نام کافلان که وظیفه سوزاندن اجساد را بر عهده داشتند نام برده شده و در ادامه آمده است: ۲۰۰۰ نفر از منگولهای پست(تورکها) در یک کیلومتری خوجالی سوزانده شد .در آخرین ماشینی که برای سوزاندن حمل میکردند من دختری ۱۰ ساله را دیدم که علیرغم زخمهای زیاد در ناحیه سر و دست وسرما و گرسنگی همچنان زنده بود و به سختی نفس میکشید ;دخترک به من نگاه میکرد و من هیچگاه چشمها ی آن دختر ۱۰ ساله را که با مرگ دست و پنجه نرم میکرد را فراموش نخواهم کرد `سربازی به نام تیکرانیان گوشهای دخترک را گرفت و او را کشان کشان به داخل اجسادی انداخت که قرار بود سوزانده شوند سپس مواد آتش زا بر روی آنها ریخته و اجساد راآتش زدند' صدای نالهٔ و فریاد کسانی که هنوز زنده بودند از میان آتش به گوش میرسید...
[HIGHLIGHT=#ffc000]در طرف مقابل و در سال های قبل (1915) تورک های عثمانی با نسل کشی ارامنه که آمار کشته گان آنها در حدود 1 میلیون ونیم گزارش شده است, به اقدام ضد بشری محکوم هستند.
نسلکشی ارامنه (به ارمنی:Հայոց Ցեղասպանություն، به ترکی استانبولی:Ermeni Kırımı) که گاهی با عناوین دیگری چون هولوکاست ارامنه٬ کشتار ارامنه و نیز توسط خود ارمنیها با عنوان جنایت بزرگ (به ارمنی:Մեծ Եղեռն) شناخته میشود، به نابودی عمدی و از پیش برنامهریزی شده (نسلکشی) جمعیت ارمنی ساکن سرزمینهای تحت کنترل امپراتوری عثمانی در خلال و درست پس از جنگ جهانی اول (۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ میلادی) توسط دولتمردان عثمانی و رهبران قیام ترکان جوان اطلاق میشود. عملیات در قالب کشتارهای دستهجمعی و نیز تبعیدهای اجباری در شرایطی که موجبات مرگ تبعیدشدگان را فراهم آورد، انجام میپذیرفت. امروزه تعداد کل قربانیان نسلکشی ارامنه به طور عام بین یک تا یک و نیم میلیون نفر برآورد شدهاست. در طی این دوران دیگر گروههای قومی منطقه، از جمله آشوریان و یونانیان، نیز به طریقی مشابه مورد حملهٔ ترکان عثمانی قرار گرفتند به گونهای که برخی از محققان این رویدادها را نیز بخشی از همان سیاست نابودسازی قومی دولتمردان ترک دانستهاند.امروزه این رویداد به طور گسترده به عنوان یکی از اولین نسلکشیهای قرن بیستم شناخته میشود.
علاوه بر دستگیری و اعدام ارامنه، جمعیت بسیار زیادی از مردان، زنان و کودکان ارمنی از خانه و کاشانه خود تبعید، بدون هیچ دسترسی به آب و غذا به قصد مرگ وادار به راهپیمایی در مسیرهای طولانی و بیابانی شدند. تجاوز و آزار و اذیت جنسی قربانیان توسظ نیروهای متخاصم در طول تبعید به دفعات گزارش شدهاست.
پژوهشهای بسیار زیادی درباره نسلکشی ارامنه انجام شده و میشود.که قریب به اکثریت آنها وقوع چنین نسل کشی را واقعی و انکارناپذیر میدانند. امروزه کشور ارمنستان خواهان به رسمیت شناختن این نسل کشی است اما دولت ترکیه علیرغم عدم انکار وقوع چنین واقعهای از پذیرفتن این واقعه با عنوان «نسل کشی» خود داری کرده و وجود سیاست سیستماتیک برای نابودی ارامنه را قبول ندارد. ترکیه معتقد است که در آن سالها علاوه بر ارمنیها ترکهای بی دفاع نیز قربانی آشفتگیها شدهاند.
یادمان نسلکشی ارامنه
به گفته عنایت الله رضا ، درباره تعداد کشته شدگان ارمنی اختلاف نظر است . مآخذ ترک شمار ارمنیان مقتول را 200 تا 300 هزار نفر نوشته است . مآخذ فرانسوی در اینباره اتفاق نظر ندارند ؛ برخی تعداد کشته شدگان را 500 هزار نفر و برخی 1.5 میلیون نفر ذکر کرده اند . حتی در دانشنامه شوروی نیز شمار کشته شدگان و تبعید شدگان یکسان نیست . در چاپ دوم این دانشنامه تعد ارامنه مقتول و نفی بلد شده 1 میلیون نفر و در چاپ سوم این دانشنامه تعداد مقتولان 1.5 میلیون نفر و نفی بلد شدگان 600 هزار نفر ذکر شده است . یادبود کشته شدگان [External Link Removed for Guests]
منبع: ویکیپدیا