صفحه 1 از 1

ملا و گربه ... !

ارسال شده: سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۱, ۱:۴۷ ب.ظ
توسط dolphine
 زن ملا مشغول پر کندن چند مرغ بود. 
 گربه ای آمد و یکی از مرغ ها را قاپید و فرار کرد.. 
 زن فریاد زد: ملا، گربه مرغ را برد. 
 ملا از توی یکی از اتاق ها با صدای بلند گفت: قرآن را بیاور! 
 گربه تا این را شنید مرغ را انداخت و فرار کرد. 
 ... گربه های دیگر دورش جمع شدند و با افسوس پرسیدند: تو که این همه راه مرغ را آوردی چرا آنرا انداختی؟! 
 گربه گفت: مگر نشنیدید گفت قرآن را بیاور؟! 
 گربه ها گفتند : قرآن کتاب آسمانی آنهاست به ما گربه ها چه ربطی دارد؟! 
 گربه گفت اشتباه شما همین جاست ملا می خواست آیه ای پیدا کند و بگوید از این به بعد گوشت گربه حلال است و نسل مان را از روی زمین بردارد!