صفحه 1 از 1

کوتاهی در انجام وظیفه در موارد حیاتی باری سنگین است

ارسال شده: دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱, ۴:۰۵ ب.ظ
توسط shafagh
آنچه می خواهم به شرح ان بپردازم در باره کل مجموعه ی سازمان اورژانس که نیروهای پرکار و زحمتکش ان در اکثر مواقع جان هزاران نفر را نجات داده و می دهند نیست اما در یک مورد وظیفه خود دانستم از این جایگاه رسانه ای توصیه ای بکنم که بسیار مهم است و شاید زنگی باشد که یکایک ما بیشتر متوجه مسئولیت های خطیر خود باشیم و نکند خدای نکرده حتی در انجام یکی از اموری که جنبه حیاتی دارد دچار سستی و یا سهل انگاری شویم

صبح امروز یکی از زنان همسایه به در خانه ما مراجعت کرد و گفت که حال مادر شوهرش خوب نیست. همسر بنده که مقداری پزشکی می داند رفت و فشار و نبض او را گرفت و به فرزندانش گفت که اورژانس خبر کنند وقتی اورژانس امد من کار داشتم رفتم اما همسرم به مامورین اورژانس گفته بود که بیمار فشارش بسیار پایین و نبض اش بسیار ضعیف است اما ان دو نفر اورژانسی به حرف ایشان توجهی نکرده و فقط دست بیمار را بالا برده و رها کرده بودند و بدون اطلاع از فشار خون و ازمایش سایر علائم به فرزندش گفته بودند : " چیزی نیست نگران نباشید احتمالا عصبی است و دارد بازی در می اورد !! او را به بیمارستان نبرید چون ممکن است انجا معطل شوید بلکه اگر خواستید به یک درمانگاه ببرید تا سرمی به او وصل کنند و حالا اگر می خواهید ما او را منتقل کنیم و اگرنه خودتان بعدا او را ببرید " فرزند بیچاره اش هم گفته بود : " نه زحمت شما نمی دهیم خودمان ماشین داریم و او را می بریم درمانگاه " بعد از رفتن امبولانس فرزند و همسرش همراه با یکی از دخترانش و همسر بنده او را به سمت درمانگاه می برند درست وسط راه بیمار شروع می کند به ناله کردن که کمرش بشدت درد می کند ( ربطی به بیماریش نداشته) و می گوید اه که تنها هستم و گمان نمی کنم دیگر به خانه برگردم بعد شروع به عرق کردن می کند و بنابر امر دخترش که می گفته مادر ساکت باش ساکت می شود و دیگر ناله هم نمی کند و چشم هایش را می بندد و فرزندانش خوشحال می شوند و می گویند از دیشب تا به حال نخوابیده شکرخدا حالا ساکت شد و خوابید اما وقتی جلو درمانگاه می رسند تا او را پیاده کنند تازه می فهمند که ایشان از دنیا رفته است
خوب حالا اینجا چه معادلاتی وجود دارد ؟ زن شصت و دوساله ای بیمار در خطر مرگ که باید روی برانکارد امبولانس به او اکسیژن و سرم وصل کرده و داروهای تقویتی ویژه بازگشت علایم حیاتی در ان سرم بریزند و با سرعت تمام او را به مجهزترین بیمارستان شهر برسانند روی صندلی جلو یک پراید در راه درمانگاه ! بمیرد ؟ و بعد ما چنین مردنی را متوجه خداوند سبحان کنند و بگوییم : " خوب موعد حق اش رسیده بوده و بیشتر سهمی از این دنیا نداشته ؟ "
در صورت عدم تسامح ان مامورین اورژانس و اجرای دقیق دستورالعمل مرسوم سازمان اورژانس در مواجهه با چنین بیماری او امرروز باید زنده می بود نه اینکه صدای شیون فرزندان و خویشانش در کوچه شنیده شود که البته شوهرش هم برای زیارت به مشهد رفته و هنوز بازنگشته و نمی دانم ایا خبر شده یا نه. هم زن و هم شوهر هر دو ادم های شریف و خوبی بودند با هم حج رفتند با هم سوریه و کربلا رفتند. مرگ و فنا یک مسئله تکوینی است که در تمام عالم بر همه موجودات حاکم است و این چیزی است که خداوند بدون در نظر گرفتن موجود خاصی قرار داده است اما نجات جان یک مسلمان یک مسئله واجب است بخصوص برای کسانی که شغل اشان ایجاب می کند. بهر حال اکنون اماده می شوم بروم مجلس فوتی که برای او گرفته اند در ان حال که بسیار ناراحتم از ان جهت که بیماری را که باید سریعا با اورژانس به بیمارستان می رساندند با خوراندن کمی اب قند با ماشین شخصی به سمت درمانگاه بردند و نتیجه این شد

Re: کوتاهی در انجام وظیفه در موارد حیاتی باری سنگین است

ارسال شده: دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱, ۶:۲۷ ب.ظ
توسط Mehrab373
خدایش بیامرزد
برای مادر من هم چنین اتفاقی افتاد
بر اثر سهل انگاری پرسنل بیمارستان فوت کردن
تازه خوب بود تهران بود،برین ببینین مناطق محروم که دور از امکاناتند چه میکشن.
کی نظام بهداشت و درمان ما میخواد درست شه خدا داند.

Re: کوتاهی در انجام وظیفه در موارد حیاتی باری سنگین است

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۰۸ ب.ظ
توسط Present
دست گذاشتی رو درد و دل من
خانواده ما هم خیلی لطمه خورده از این دکترهای بی سواد و بیمارستانهای سهل انگار یا بهتر بگم قصاب خونه . 4 نفر تو دو سال بر اثر سهل انگاری دکترهای بی سواد و این قصاب خونه ها در شیراز در قطب پزشکی ایران از دست دادیم . هر کدومش داستانیه ولی کو گوش شنوا فقط می تونم دعا کنم خدا نصیب خودشون کنه.

Re: کوتاهی در انجام وظیفه در موارد حیاتی باری سنگین است

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱, ۱۲:۳۹ ب.ظ
توسط VAHSHI
این مورد برای یکی از آشنایان ما پیش اومد تقریبا قبل از عید که به اروژانس زنگ زده بودن گفتن هیچیش نیست !!!! خوب میشه !!!!!!!!! و در نهایت با ماشین شخصی به بیمارستان منتقل شد که خوشبختانه خیلی دیر نشده بود ... !