صفحه 1 از 1

بازداشت سیدحسن نصرالله در تهران

ارسال شده: جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۹۱, ۶:۳۵ ق.ظ
توسط mojtabba
به گزارش خبرنگار وبلاگستان مشرق ،حمید داودآبادی در وبلاگ خود [External Link Removed for Guests]، می گوید : وقتی از او درباره‌ی این که طی دوران مبارزاتش بازداشت شده یا نه، سوال کردم ، با این پاسخ جالب روبه‌رو شدم :


تصویر


"ممکن است بسيار عادي بنمايد اگر بگويم که من در شرايط سختي از عراق فرار کردم. در "نبرد اقليم التفّاح" هم در محاصره قرار گرفته‌ام، اما در هيچ جايي بازداشت نشده‌ام، جز يک‌جا که اگر بگويم شگفت‌زده مي‌شويد؛ ايران! آن هم بعد از پيروزي انقلاب و در جمهوري اسلامي!
ماجرا از اين قرار بود که در سال 1361 تصميم گرفتم به قم بروم. بدون خانواده و به‌تنهايي راه افتادم. در هواپيما چندنفر لبناني بوديم. در ميان ما لبناني‌ها، يکي بود که ريشش را تراشيده بود و با دختر غيرمحجبه‌اي همراه بود. آن‌زمان در ايران موضوع حجاب مطرح نبود. وارد فرودگاه مهرآباد که شدم، مسئول امنيتي فرودگاه که براي بازرسي ما ايستاده بود، گردن بند طلا به گردنش بود و ريشش را هم تراشيده بود. کساني که بي‌حجاب بودند يا ريش‌شان را تراشيده بودند، به‌سادگي رد شدند؛ اما من را که با لباس روحاني بودم و چندنفر ديگر که ريش داشتند، در کناري نگه‌داشتند و اجازه‌ي رفتن ندادند. به همين ترتيب تا نيمه‌شب در فرودگاه معطّل شديم.
نيمه‌شب، ماشيني آمد و ما را به بازداشتگاهي برد. بازداشتگاه ما، ساختماني مصادره‌اي بود که اتاق‌هاي کوچکي داشت. ما را داخل يکي از اين اتاق‌ها حبس کردند. دو روز در آن‌جا در بازداشت بودم! شخصي آمد و چندساعت از من بازجويي کرد:
ـ تو کي هستي؟
ـ در ايران قصد انجام چه کاري داري؟
ـ با چه کسي رابطه داري؟
و درباره‌ي لبنان نيز بازجويي را شروع کرد و ...
بعد از گذشت دو روز از بازداشتم که زير نظر "اطلاعات نخست‌وزيري ايران" بود، بازجو به‌سادگي از من عذرخواهي کرد و آزاد شدم!
آن دو روز خيلي به من سخت گذشت. گاهي به اين فکر مي‌کنم که در تمام عمرم در زندان يا بازداشت نبوده‌ام، اما در جمهوري اسلامي بازداشت شده‌ام. اين براي من خيلي دردناک بود و من اصلا انتظار وقوع آن را نداشتم."

تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر