بسم الله الرحمن الرحيم
من اين تايپيك رو ايجاد كردم تا جمله اولين زمينه سازان ايراني ها هستند رو حقيقي و همه جانبه جلوه بدم تو اين تايپيك از همه مي خوام كه مطالب ، مقاله و هرچي كه فكر ميكنند باعث تبليغ دين اسلام ، باعث متحول شدن يه مسلمان و يا ترغيب هر مسلموني به كارهايي كه ظهور رو نزديك تر ميكنه دعوت ميكنم.
يا علي
الهم عجل لوليك الفرج
زمينه سازان ظهور
مدیر انجمن: شوراي نظارت

-
- پست: 386
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۱۵ ب.ظ
- محل اقامت: کرمان
- سپاسهای ارسالی: 1523 بار
- سپاسهای دریافتی: 1169 بار
پناه میبرم به خدا از شر شیطان رجيم
اي جهانیان اين جملاتی را كه براي شما میخوانم سايه اي است از آیات قرآن كريم كه بيزاري خدا و رسولش است از مسلماناني كه پیمان بستند با مشركين.
پس شما اي مشركين تا زمانی كه مهدي موعود‹عج› قيام كند مي توانيد آزادانه در زمين آمد و شد كنيد ، و بدانيد كه شما ناتوان كننده خدا و بندگان صالحش نيستيد و اينكه خدا خوار كننده كافران است .
اين سايه اي از آيات قرآن كريم است كه اعلام ميدارد از خدا و پيغمبرش و فرستاده پيغمبرش به مردم در روز حج اكبر كه خداوند ورسولش‹ص› و امت رسولش‹ع› بيزار است از مشركين ، حال اگر توبه كرديد كه توبه برايتان بهتر است و اما اگر سر پيچيديد ، پس بدانيد كه شما ناتوان كننده خدا و فرستاده اش نيستيد.
و تو اي محمد كساني را كه كفر ورزند به عذاب دردناكي بشارت ده ، كه هم در دنيا و هم در آخرت گريبان گير آنها خواهد شد.
حال اي كساني كه با مشركين عهد بسته ايد و آنها به هيچ وجه و صورتی عهد را نشكسته اند و هيچ كس را بر عليه شما نشورانده و پشتيباني نكرده اند (همه اون كارايي كه غربيا كردن) كه شما بايد تا پايان قراردادتان بر عهدتان استوار باشيد كه خدا پرهيزكاران را دوست مي دارد.
پس شما اي پرهيزكاران وقتي كه ماه هاي حرام تمام شد مشركين را هر كجا كه يافتيد به قتل برسانيد و دستگير كرده ؛ براي اين قوم بسيار تنگ بگيريد ؛ و به هر كمين گاهي براي دستگيري و قتل آنان بنشينيد .
پس اگر توبه كردند و نماز بپا داشتند و زكات دادند رهايشان كنيد . كه خدا آمرزنده رحيم است.
و حال شما اي مسلمين پرهيزكار اگر يكي از مشركين از تو پناه خواست پس او را پناه ده تا كلام خدا را بشنود آنگاه او را به پناهگاه خود ببريد و اين به اين دليل است كه آنان قومي نادانند.
چگونه براي مشركين در نزد خدا و فرستاده اش عهدي باشد؟
به غير از آن مشركيني كه شما با ايشان نزد مسجدالحرام (منظور عربهايي كه با غربيا تعهد نامه هايي امضا كرده اند.) عهد بستيد ، پس تا جايي كه پايدار بر عهد شما بودند شما نيز پايدار بر تعهداتي كه به ايشان سپرده ايد با شيد كه خداوند پرهيزكاران را دوست مي دارد.
چگونه ميشود كه غير از اين باشد و حال آنكه اگر ايشان با شما در افتند هيچ دوستي و عهدي را رعايت نمي كنند و شما را تار و مار مي سازند . پس آگاه بر كارهاي خود باشيد.
اين قوم با زبانهاي خودتان خودتان را خوشنود ساخته ولي بدانيد كه دلهايشان از اين كار اباء دارد و بيشترشان فاسقند.
جلو آيات خدا ايستادند ، آيات خدا را به بهايي اندك فروختند ، از راه خدا جلوگيري نموده ؛ آري زشت بود آنچه ايشان مي كردند.
همانگونه كه بارها ديديد در مورد هيچ مؤمني (حتي مسلمان طرفدار خودشان) رعايت هيچ دوستي ، هيچ خويشاوندي و عهدي را نمي كنند ؛ و ايشان آري هم ايشانند تجاوزگران.
پس اگر توبه كردند و نماز را بپا داشته و زكات دادند برادران ديني شما هستند و خدا آیه هاي خود را براي قومي كه آگاهند و بدانند تفصیل ميدهد.
اي مسلمانان اگر كه ايشان سوگند هاي خود را بعد از عهد شان شکستند و در دين شما طعنه زدند (قابل توجه مسلمانان امروز دنيا) کارزار كنيد با پیشوایان كفر كه ايشان پاي بند سوگند هايشان نیستند ، پس شايد بوسیله كارزار دست بردارند.
آيا پيكار نميكنيد با مردمي كه سوگندهاي خود را شكستند و در دين شما طعنه زدند و آهنگ آن كردند كه رسول را بيرون كنند و ايشان در نخستين بار ، جنگ با شما را آغاز كردند.
اي مسلمانان آيا از آنان مي ترسيد؟
پس اگر كه اين طور است بدانيد كه خدا سزاوار تر است تا از اينكه از وي بترسید ؛ اگر چنانچه هنوز مسلمان و مؤمن هستید.
پيكار كنيد با ايشان تا خداوند بهدست و از طريق شما عذابشان داده و خوارشان سازد و شما را عليه ايشان نصرت داده و داهاي مردمي با ايمان را شفا دهد و خشم دلهايشان را بزدايد و خدا از هركه را بخواهد مي گذرد و بدانيد خدا داناي شايسته كار است.
آيا فكر مي كنيد كه آزاد مي شويد؟
و فكر مي كنيد هنوز خدا از بين شما كساني را كه جهاد كردند و غير از خدا و رسولش و فرستاده و مؤمنانش همرازي نگرفتند ، نشناخته است؟
به خدا قسم كه او با خبر است به آنچه مي كنيد.
اي جهانیان اين جملاتی را كه براي شما میخوانم سايه اي است از آیات قرآن كريم كه بيزاري خدا و رسولش است از مسلماناني كه پیمان بستند با مشركين.
پس شما اي مشركين تا زمانی كه مهدي موعود‹عج› قيام كند مي توانيد آزادانه در زمين آمد و شد كنيد ، و بدانيد كه شما ناتوان كننده خدا و بندگان صالحش نيستيد و اينكه خدا خوار كننده كافران است .
اين سايه اي از آيات قرآن كريم است كه اعلام ميدارد از خدا و پيغمبرش و فرستاده پيغمبرش به مردم در روز حج اكبر كه خداوند ورسولش‹ص› و امت رسولش‹ع› بيزار است از مشركين ، حال اگر توبه كرديد كه توبه برايتان بهتر است و اما اگر سر پيچيديد ، پس بدانيد كه شما ناتوان كننده خدا و فرستاده اش نيستيد.
و تو اي محمد كساني را كه كفر ورزند به عذاب دردناكي بشارت ده ، كه هم در دنيا و هم در آخرت گريبان گير آنها خواهد شد.
حال اي كساني كه با مشركين عهد بسته ايد و آنها به هيچ وجه و صورتی عهد را نشكسته اند و هيچ كس را بر عليه شما نشورانده و پشتيباني نكرده اند (همه اون كارايي كه غربيا كردن) كه شما بايد تا پايان قراردادتان بر عهدتان استوار باشيد كه خدا پرهيزكاران را دوست مي دارد.
پس شما اي پرهيزكاران وقتي كه ماه هاي حرام تمام شد مشركين را هر كجا كه يافتيد به قتل برسانيد و دستگير كرده ؛ براي اين قوم بسيار تنگ بگيريد ؛ و به هر كمين گاهي براي دستگيري و قتل آنان بنشينيد .
پس اگر توبه كردند و نماز بپا داشتند و زكات دادند رهايشان كنيد . كه خدا آمرزنده رحيم است.
و حال شما اي مسلمين پرهيزكار اگر يكي از مشركين از تو پناه خواست پس او را پناه ده تا كلام خدا را بشنود آنگاه او را به پناهگاه خود ببريد و اين به اين دليل است كه آنان قومي نادانند.
چگونه براي مشركين در نزد خدا و فرستاده اش عهدي باشد؟
به غير از آن مشركيني كه شما با ايشان نزد مسجدالحرام (منظور عربهايي كه با غربيا تعهد نامه هايي امضا كرده اند.) عهد بستيد ، پس تا جايي كه پايدار بر عهد شما بودند شما نيز پايدار بر تعهداتي كه به ايشان سپرده ايد با شيد كه خداوند پرهيزكاران را دوست مي دارد.
چگونه ميشود كه غير از اين باشد و حال آنكه اگر ايشان با شما در افتند هيچ دوستي و عهدي را رعايت نمي كنند و شما را تار و مار مي سازند . پس آگاه بر كارهاي خود باشيد.
اين قوم با زبانهاي خودتان خودتان را خوشنود ساخته ولي بدانيد كه دلهايشان از اين كار اباء دارد و بيشترشان فاسقند.
جلو آيات خدا ايستادند ، آيات خدا را به بهايي اندك فروختند ، از راه خدا جلوگيري نموده ؛ آري زشت بود آنچه ايشان مي كردند.
همانگونه كه بارها ديديد در مورد هيچ مؤمني (حتي مسلمان طرفدار خودشان) رعايت هيچ دوستي ، هيچ خويشاوندي و عهدي را نمي كنند ؛ و ايشان آري هم ايشانند تجاوزگران.
پس اگر توبه كردند و نماز را بپا داشته و زكات دادند برادران ديني شما هستند و خدا آیه هاي خود را براي قومي كه آگاهند و بدانند تفصیل ميدهد.
اي مسلمانان اگر كه ايشان سوگند هاي خود را بعد از عهد شان شکستند و در دين شما طعنه زدند (قابل توجه مسلمانان امروز دنيا) کارزار كنيد با پیشوایان كفر كه ايشان پاي بند سوگند هايشان نیستند ، پس شايد بوسیله كارزار دست بردارند.
آيا پيكار نميكنيد با مردمي كه سوگندهاي خود را شكستند و در دين شما طعنه زدند و آهنگ آن كردند كه رسول را بيرون كنند و ايشان در نخستين بار ، جنگ با شما را آغاز كردند.
اي مسلمانان آيا از آنان مي ترسيد؟
پس اگر كه اين طور است بدانيد كه خدا سزاوار تر است تا از اينكه از وي بترسید ؛ اگر چنانچه هنوز مسلمان و مؤمن هستید.
پيكار كنيد با ايشان تا خداوند بهدست و از طريق شما عذابشان داده و خوارشان سازد و شما را عليه ايشان نصرت داده و داهاي مردمي با ايمان را شفا دهد و خشم دلهايشان را بزدايد و خدا از هركه را بخواهد مي گذرد و بدانيد خدا داناي شايسته كار است.
آيا فكر مي كنيد كه آزاد مي شويد؟
و فكر مي كنيد هنوز خدا از بين شما كساني را كه جهاد كردند و غير از خدا و رسولش و فرستاده و مؤمنانش همرازي نگرفتند ، نشناخته است؟
به خدا قسم كه او با خبر است به آنچه مي كنيد.
اندکی صبر...

-
- پست: 386
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۱۵ ب.ظ
- محل اقامت: کرمان
- سپاسهای ارسالی: 1523 بار
- سپاسهای دریافتی: 1169 بار
سوره توبه آيه 1 تا 16
البته من سعي كردم طوري بنويسم كه تحريف قرآن محسوب نشه انشاءالله كه اينطوره.
راستي اگر كه ما به اين آيه ها عمل مي كرديم تا حالا خيلي وقت بود كه آقا اومده بود. هم اينطور كه ميبينيد.خدا گفته:" ما مشركين را از طريق شما عذاب مدهيم". حالا ميخواد آمريكا باشه يا هر كشور ديگه . اشتبا نشه آمريكا و اروپا دينشون فقط اسمش مسيح است.مسيح گفته خدا يكي است.اونا مسيح رو پسر خدا مي دونن همين خودش شرك هست و شريك گرفتن براي خداست 8) تازه اونا ميگن پدر،پسر،روح القدس و اينارو ميپرستن.
=========
ادامه دارد...
البته من سعي كردم طوري بنويسم كه تحريف قرآن محسوب نشه انشاءالله كه اينطوره.
راستي اگر كه ما به اين آيه ها عمل مي كرديم تا حالا خيلي وقت بود كه آقا اومده بود. هم اينطور كه ميبينيد.خدا گفته:" ما مشركين را از طريق شما عذاب مدهيم". حالا ميخواد آمريكا باشه يا هر كشور ديگه . اشتبا نشه آمريكا و اروپا دينشون فقط اسمش مسيح است.مسيح گفته خدا يكي است.اونا مسيح رو پسر خدا مي دونن همين خودش شرك هست و شريك گرفتن براي خداست 8) تازه اونا ميگن پدر،پسر،روح القدس و اينارو ميپرستن.
=========
ادامه دارد...
اندکی صبر...

-
- پست: 386
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۱۵ ب.ظ
- محل اقامت: کرمان
- سپاسهای ارسالی: 1523 بار
- سپاسهای دریافتی: 1169 بار
اشكالات دين مسيحيت
اين ادعاها ثابت ميكنند كه مسيحيان امروز دنيا از نظر اسلام مشرك مي باشند و اين مطالب به سه بخش تقسيم مي شوند.مطالب از سايت اديان [External Link Removed for Guests]
بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام . مطالبي را که در پيش رو داريد بررسي اجمالي دين مسيحيت و مسائل پيرامون آن ميباشد . که به طور کلي اين بحث را در سه بخش ( معرفي عيسي _ اشكالات اناجيل _ اشكالات مسيحيت ) خدمت دوستان ارائه ميکنم
بخش اول : زندگاني حضرت عيسي عليه السلام
ابتدا وانتهاي زندگي عيسي عليه السلام
در متجاوز از دو هزار سال قبل ، عيسي روح الله عليه السلام در فلسطين ( بيت المقدس ) از مادرش مريم بنت عمران به طريق اعجاز و خرق عادت متولد ، و بعد از سي سال مبعوث به رسالت گرديد و به مقام الولعزمي نائل شد و کتابي به نام انجيل از جانب حق تعالي در جامعه بني اسرائيل براي تتميم تورات و هدايت آنها آورد .
بعد از سه سال از مبعوث شدنش جماعت يهود در صدد قتل آنحضرت بر آمدند . لذا آنحضرت با حواريون که دوازده نفر بودند به غاري پناه بردند تا اينکه جاسوسان آنها را دستگير کرده تا فرداي آن روز آنها را اعدام کنند .
عقيده مسيحيت نسبت به سر انجام عيسي عليه السلام : در اناجيل موجوده آمده است فرداي آن روز جناب عيسي را به دار آويختند و با قساوت او را کشتند و سه روز بعد از دفن شدن به آسمان عروج نمود . مسيحيان ميگويند : مقابل درب بيت المقدس صورت قبري وجود دارد که عيساي پيغمبر از آنجا به آسمان عروج کرد .
عقيده اسلام نسبت به سر انجام عيسي عليه السلام : در قرآن مجيد آمده است : و ما قتلوه و ما صلبوه و لکن شبّه لهم ...... يعني جناب عيسي نه کشته شد و نه به دار آويخته شد و لکن امر بر آنها مشتبه شد يعني فرد ديگري را که شبيه عيسي بود به دار آويختند و کسانيکه در مورد به دار آويخته شدن عيسي حرف ميزنند فقط از روي گمان حرف ميزنند و علم به واقع امر ندارند . يقينا عيسي کشته نشده بلکه او را خداوند به بالا برده است و خداوند عزيز و حکيم است ( سوره مبارکه نساء آيه 156 )
پدر و مادر عيسي عليه السلام
مادر عيسي زني است به نام مريم بنت عمران که از زنان پاک روز گار بوده است . و همچنانکه گفته شد او بدون مقاربت با مردي ، عيسي را به طور معجزه واري به دنيا آورده است . بنا بر اين عيسي عليه السلام داراي پدر نبوده است . اما متاسفانه در اناجيل فعلي گفته شده : عيسي داراي پدر بوده و اسامي اي را براي پدر ذکر کردند مثلا :
1_ عيسي پسر يوسف هالي بوده است >>> انجيل متي باب 1 آيه ا تا 19 و همچنين در انجيل لوقا باب 2 ايه 23 و باب 4 ايه 41 .
2_عيسي پسر خدا بوده است >>> انجيل متي باب 11 آيه 25 و انجيل لوقا باب 4 آيه 41 و انجيل يوحنا باب 1 آيه 19
3_ عيسي پسر روح القدس بوده است >>> انجيل متي باب 1 آيه 19 و 20 و 21 به بعد .
ملاحظه 1 : اگر خوب دقت کنيد در ميبابيد که فقط در همين اناجيل ذکر شده ، پارادوکس منطقي و جملات خود متناقض وجود دارد که خود دليلي است بر اينکه به مطالبي که در اناجيل در مورد عيسي عليه السلام ميباشد نميتوان به آن اعتماد کرد .
ملاحظه 2 : در قرآن مجيد در آيه 59 سوره مبارکه آل عمران آمده است : ان مثل عيسي عند الله کمثل آدم خلقه من تراب يعني مَثل عيسي ابن مريم بمانند آدم عليه السلام است چرا که خداوند آدم را از خاک افريد ( يعني مثل عيسي بدون پدر ) .
اين آيه با يک استدلال کوتاه به ادعاهاي مسيحيان نجران درباره الوهيت مسيح پاسخ ميگويد : اگر عيسي بدون پدر به دنيا آمد هيچگاه دليل بر آن نميشود که او فرزند خدا و يا عين خدا باشد زيرا اين موضوع به شکل عجيبتري درباره آدم تحقق يافت چرا که او نه پدر داشت و نه مادر بلکه او را خدا مستقيما از خاک آفريد .
عيسي از ديدگاه اناجيل موجوده
آيا عيسي واقعا خدا است ؟ : در اناجيل موجوده در بعضي از موارد عيسي را پسر خدا ميدانند کما اينکه در بالا ذکر کرديم و در بعضي از موارد عيسي را عين خدا ميدانند .
مسيحيان علت خدا دانستن عيسي را زنده کردن مردگان ميدانند و ميگويند : چون زنده کردن مردگان را فقط خدا ميتواند انجام دهد پس عيسي خدا است .
ملاحظه 1 : زنده کردن مردگان براي خيلي از پيغمبران در کتب يهوديت و مسيحيت نقل شده است مثلا در کتاب دومين ملوک باب 4 ايه 32 حکايت از زنده کردن مردگان از ناحيه اليوشع دارد پس چرا او خدا نيست ؟!!
اتفاقا جالب است بدانيد که در مناظرات حضرت رضا عليه السلام آمده است که وقتي حضرت به آن عالم مسيحي اعتراض کردند که چرا عيسي را خدا قرار ميدهيد ؟؟؟ او در جواب عرض کرد : چون او مردگان را زنده ميکرد و اين نيست جز کار خدا . حضرت به او فرمودند : مگر در کتاب انجيل شما نيامده که فلان پيغمبر و فلان پيغمبر مرده را زنده ميکردند ؟ عرض کرد : آري . حضرت فرمود : پس چرا آنها را خدا نميدانيد ؟؟؟ اينجا بود که آن عالم مسيحي ساکت شد .
ملاحظه 2 : در آيه 171 سوره مبارکه نساء آمده است : يا اهل الکتاب لا تغلوا في دينکم ...... يعني اي اهل کتاب ( مسيحيت ) در دين خود غلو نکنيد و در باره خدا غير حق مگوئييد . عيسي ابن مريم فقط فرستاده خدا و مخلوق اوست که او را به مريم القاء نمود و روحي از طرف او بود بنا بر اين ايمان به خدا و پيامبران او بياوريد و نگوئييد خداوند سه تا است و از اين سخن پرهيز کنيد که به سود شما نيست .
آيا عيسي خداوند است يا پسر خداوند و يا ...... ؟ دراناجيل موجوده عيساي پيغمبر را به صفات مختلف متصف کردند که از نظر شما خواننده محترم ميگذرد { البته از قبل از طرف نويسندگان اناجيل از شما به خاطر بعضي از صفات عذر خواهي ميکنيم } ........
1_ مسيح ( به معناي نجات دهنده ) انجيل لوقا باب 2 آيه 11
2_ خدا : انجيل يوحنا باب 1 آيه 1
3 _ پسر خدا : انجيل متي باب 3 آيه 17
4_ پسر انسان : مرقس باب 14 آيه 62
5_ بَرّه خدا : انجيل يوحنا باب 1 آيه 29 و 30
6_ مار بزرگ : يوحنا باب 3 آيه 14
7_ شبان نيکوکار : يوحنا باب 10 آيه 11
8_ پادشاه پادشاهان : مکاشفات يوحنا باب 17 آيه 14
نتيجه بخش اول : اناجيل موجوده آنقدر داراي تناقض هستند که مخاطبين نميتوانند عيسي را بدرستي بشناسند زيرا در جائي او را خدا خوانده اند و در جاي ديگر او را پسر خدا ودر بعضي از موراد او را پسر انسان معرفي ميکنند و در بعضي از موارد او را متصف به صفات رذيله کردند . اين اختلاف آراء باعث ميشود تا مخاطبين اناجيل فعلي نتوانند عيسي را بشناسند .
اما از ديدگاه ما مسلمانان عيسي نه خدا است و نه پسر خدا بلکه بنده اي از بندگان خدا بوده که به مقام نبوت و اولوالعزمي رسيد چرا که خداوند متعال در آيه 34 سوره مبارکه مريم ميفرمايد : وقتي عيسي به دنيا آمد در همان کودکي لب به سخن گشود و در مورد خود گفت : اني عبد الله آتاني الکتاب و جعلني نبيا يعني من بنده خدا هستم و مرا نبي و پيغمبر از طرف خود قرار داده است .
پايان بخش اول
بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام . مطالبي را که در پيش رو داريد بررسي اجمالي دين مسيحيت و مسائل پيرامون آن ميباشد . که به طور کلي اين بحث را در سه بخش ( معرفي عيسي _ اشكالات اناجيل _ اشكالات مسيحيت ) خدمت دوستان ارائه ميکنم
بخش اول : زندگاني حضرت عيسي عليه السلام
ابتدا وانتهاي زندگي عيسي عليه السلام
در متجاوز از دو هزار سال قبل ، عيسي روح الله عليه السلام در فلسطين ( بيت المقدس ) از مادرش مريم بنت عمران به طريق اعجاز و خرق عادت متولد ، و بعد از سي سال مبعوث به رسالت گرديد و به مقام الولعزمي نائل شد و کتابي به نام انجيل از جانب حق تعالي در جامعه بني اسرائيل براي تتميم تورات و هدايت آنها آورد .
بعد از سه سال از مبعوث شدنش جماعت يهود در صدد قتل آنحضرت بر آمدند . لذا آنحضرت با حواريون که دوازده نفر بودند به غاري پناه بردند تا اينکه جاسوسان آنها را دستگير کرده تا فرداي آن روز آنها را اعدام کنند .
عقيده مسيحيت نسبت به سر انجام عيسي عليه السلام : در اناجيل موجوده آمده است فرداي آن روز جناب عيسي را به دار آويختند و با قساوت او را کشتند و سه روز بعد از دفن شدن به آسمان عروج نمود . مسيحيان ميگويند : مقابل درب بيت المقدس صورت قبري وجود دارد که عيساي پيغمبر از آنجا به آسمان عروج کرد .
عقيده اسلام نسبت به سر انجام عيسي عليه السلام : در قرآن مجيد آمده است : و ما قتلوه و ما صلبوه و لکن شبّه لهم ...... يعني جناب عيسي نه کشته شد و نه به دار آويخته شد و لکن امر بر آنها مشتبه شد يعني فرد ديگري را که شبيه عيسي بود به دار آويختند و کسانيکه در مورد به دار آويخته شدن عيسي حرف ميزنند فقط از روي گمان حرف ميزنند و علم به واقع امر ندارند . يقينا عيسي کشته نشده بلکه او را خداوند به بالا برده است و خداوند عزيز و حکيم است ( سوره مبارکه نساء آيه 156 )
پدر و مادر عيسي عليه السلام
مادر عيسي زني است به نام مريم بنت عمران که از زنان پاک روز گار بوده است . و همچنانکه گفته شد او بدون مقاربت با مردي ، عيسي را به طور معجزه واري به دنيا آورده است . بنا بر اين عيسي عليه السلام داراي پدر نبوده است . اما متاسفانه در اناجيل فعلي گفته شده : عيسي داراي پدر بوده و اسامي اي را براي پدر ذکر کردند مثلا :
1_ عيسي پسر يوسف هالي بوده است >>> انجيل متي باب 1 آيه ا تا 19 و همچنين در انجيل لوقا باب 2 ايه 23 و باب 4 ايه 41 .
2_عيسي پسر خدا بوده است >>> انجيل متي باب 11 آيه 25 و انجيل لوقا باب 4 آيه 41 و انجيل يوحنا باب 1 آيه 19
3_ عيسي پسر روح القدس بوده است >>> انجيل متي باب 1 آيه 19 و 20 و 21 به بعد .
ملاحظه 1 : اگر خوب دقت کنيد در ميبابيد که فقط در همين اناجيل ذکر شده ، پارادوکس منطقي و جملات خود متناقض وجود دارد که خود دليلي است بر اينکه به مطالبي که در اناجيل در مورد عيسي عليه السلام ميباشد نميتوان به آن اعتماد کرد .
ملاحظه 2 : در قرآن مجيد در آيه 59 سوره مبارکه آل عمران آمده است : ان مثل عيسي عند الله کمثل آدم خلقه من تراب يعني مَثل عيسي ابن مريم بمانند آدم عليه السلام است چرا که خداوند آدم را از خاک افريد ( يعني مثل عيسي بدون پدر ) .
اين آيه با يک استدلال کوتاه به ادعاهاي مسيحيان نجران درباره الوهيت مسيح پاسخ ميگويد : اگر عيسي بدون پدر به دنيا آمد هيچگاه دليل بر آن نميشود که او فرزند خدا و يا عين خدا باشد زيرا اين موضوع به شکل عجيبتري درباره آدم تحقق يافت چرا که او نه پدر داشت و نه مادر بلکه او را خدا مستقيما از خاک آفريد .
عيسي از ديدگاه اناجيل موجوده
آيا عيسي واقعا خدا است ؟ : در اناجيل موجوده در بعضي از موارد عيسي را پسر خدا ميدانند کما اينکه در بالا ذکر کرديم و در بعضي از موارد عيسي را عين خدا ميدانند .
مسيحيان علت خدا دانستن عيسي را زنده کردن مردگان ميدانند و ميگويند : چون زنده کردن مردگان را فقط خدا ميتواند انجام دهد پس عيسي خدا است .
ملاحظه 1 : زنده کردن مردگان براي خيلي از پيغمبران در کتب يهوديت و مسيحيت نقل شده است مثلا در کتاب دومين ملوک باب 4 ايه 32 حکايت از زنده کردن مردگان از ناحيه اليوشع دارد پس چرا او خدا نيست ؟!!
اتفاقا جالب است بدانيد که در مناظرات حضرت رضا عليه السلام آمده است که وقتي حضرت به آن عالم مسيحي اعتراض کردند که چرا عيسي را خدا قرار ميدهيد ؟؟؟ او در جواب عرض کرد : چون او مردگان را زنده ميکرد و اين نيست جز کار خدا . حضرت به او فرمودند : مگر در کتاب انجيل شما نيامده که فلان پيغمبر و فلان پيغمبر مرده را زنده ميکردند ؟ عرض کرد : آري . حضرت فرمود : پس چرا آنها را خدا نميدانيد ؟؟؟ اينجا بود که آن عالم مسيحي ساکت شد .
ملاحظه 2 : در آيه 171 سوره مبارکه نساء آمده است : يا اهل الکتاب لا تغلوا في دينکم ...... يعني اي اهل کتاب ( مسيحيت ) در دين خود غلو نکنيد و در باره خدا غير حق مگوئييد . عيسي ابن مريم فقط فرستاده خدا و مخلوق اوست که او را به مريم القاء نمود و روحي از طرف او بود بنا بر اين ايمان به خدا و پيامبران او بياوريد و نگوئييد خداوند سه تا است و از اين سخن پرهيز کنيد که به سود شما نيست .
آيا عيسي خداوند است يا پسر خداوند و يا ...... ؟ دراناجيل موجوده عيساي پيغمبر را به صفات مختلف متصف کردند که از نظر شما خواننده محترم ميگذرد { البته از قبل از طرف نويسندگان اناجيل از شما به خاطر بعضي از صفات عذر خواهي ميکنيم } ........
1_ مسيح ( به معناي نجات دهنده ) انجيل لوقا باب 2 آيه 11
2_ خدا : انجيل يوحنا باب 1 آيه 1
3 _ پسر خدا : انجيل متي باب 3 آيه 17
4_ پسر انسان : مرقس باب 14 آيه 62
5_ بَرّه خدا : انجيل يوحنا باب 1 آيه 29 و 30
6_ مار بزرگ : يوحنا باب 3 آيه 14
7_ شبان نيکوکار : يوحنا باب 10 آيه 11
8_ پادشاه پادشاهان : مکاشفات يوحنا باب 17 آيه 14
نتيجه بخش اول : اناجيل موجوده آنقدر داراي تناقض هستند که مخاطبين نميتوانند عيسي را بدرستي بشناسند زيرا در جائي او را خدا خوانده اند و در جاي ديگر او را پسر خدا ودر بعضي از موراد او را پسر انسان معرفي ميکنند و در بعضي از موارد او را متصف به صفات رذيله کردند . اين اختلاف آراء باعث ميشود تا مخاطبين اناجيل فعلي نتوانند عيسي را بشناسند .
اما از ديدگاه ما مسلمانان عيسي نه خدا است و نه پسر خدا بلکه بنده اي از بندگان خدا بوده که به مقام نبوت و اولوالعزمي رسيد چرا که خداوند متعال در آيه 34 سوره مبارکه مريم ميفرمايد : وقتي عيسي به دنيا آمد در همان کودکي لب به سخن گشود و در مورد خود گفت : اني عبد الله آتاني الکتاب و جعلني نبيا يعني من بنده خدا هستم و مرا نبي و پيغمبر از طرف خود قرار داده است .
پايان بخش اول
اندکی صبر...

-
- پست: 386
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۱۵ ب.ظ
- محل اقامت: کرمان
- سپاسهای ارسالی: 1523 بار
- سپاسهای دریافتی: 1169 بار
بخش دوم..
بخش دوم : اشكالات اناجيل
مقدمه: دراينکه حضرت موسي و عيسي عليهما السلام داراي کتاب بودند شکي نيست و هيچ اختلافي در ميان اديان وجود ندارد .
در آيات قرآن از يهوديت و مسيحيت تعبير به اهل الکتاب شده واز خود اين کتب تعبير به نور و هدايت شده است ...... انزل الکتاب الذي جاء به موسي نورا و هدي / انعام 91 .
اختلاف در آنجاست که آيا اين کتب موجوده که به اسم تورات و انجيل در دست ماست آيا اين کتب همان تورات و انجيل واقعي هستند يا خير ؟
تصريح آيات قرآن آنستکه اين کتب تحريف شدند و ديگر قابل اعتناء نيستند . در آيه 91 سوره مبارکه انعام خطاب به اهل کتاب ميفرمايد : تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون کثيرا يعني شما اهل کتاب ، کتاب واقعي پيغمبرتان را در چند ورق از کاغذ خلاصه کرديد و بسياري از مطالب آن را پنهان کرديد . اين بود بيان قران و عقيده مسلمانان .
اما اهل کتاب يعني يهوديت و مسيحيت اين مطلب را رد کرده و قائل به آن هستند که کتب فعلي همان کتب حقيقي هستند که بر پيغمبرانشان نازل شده است .
چون بحث ما پيرامون مسيحيت است برآن شديم تا از اناجيل موجوده سخن بميان آوريم و صحت اين اناجيل را در 2 بخش کلي و جزئي مورد بررسي قرار دهيم .
قسمت اول : تحقيق کلي فحول علماي مسيحيت در مورد اناجيل موجوده :
اولا : کشيشهاي مسيحيت از قبيل ( جيروم ) و ( ارحن ) مفسرين معروف مسيحي گفته اند : انجيل در زمان عيسي نبوده بلکه سالها بعد از مسيح به طريق الهام بر حواريين تصنيف شده . و کنت تولستوي روسي در مقدمه کتاب خود با نام انجيل تولستوي ميگويد : اين اناجيل هرگز به طريق وحي روح القدس بر نويسندگان آنها نازل نشده است چنانچه کشيشها در ميان مردم نشر داده اند .
ثانيا : هورن مفسر مسيحي در کتاب تفسير خودش در باب 2 از قسم 2 از مجلد چهارم چاپ سال 1822 ميلادي ميگويد : زمان نوشته شدن اناجيل مشخص نيست و کلماتي که از قدماي مورخين مسيحيت نقل شده همه ابتر و مقطوع السند است .
ثالثا : تولستوي در مقدمه کتاب تفسير خود ميگويد : اناجيل موجوده در زمان ما اتصالي به عيسي ندارد .
نتيجه قسمت اول : از کلمات علماي مسيحيت فهميده ميشود که خود آنها معتقدند که هيچ کدام از اناجيل موجوده در دوران عيسي نبوده است و همه آنها ساخته دست ديگران بوده و فقط ارزش تاريخي دارد . با همه اين اوصاف ما در بخش دوم به يکا يک اناجيل معتبره در نزد مسيحيان اشاره کرده و نقد ميکنيم .
قسمت دوم : بررسي اناجيل موجوده به صورت جزئي
انجيل متي
مسيحيان معتقدند که متي يکي از ياران عيسي عليه السلام بود و انجيلي را که او جمع آوري کرده معروف به انجيل متي است
نقد 1 : مسيحيان تا به الان دليل قاطعي ارائه نکردند که انجيل متي همان انجيلي است که بر عيسي نازل شده است زيرا ميگويند انجيل متي به زبان عبري بوده و بعد ترجمه شده است و باز خودشان ميگويند : نسخه عبراني در دست نيست و حتي نام مترجم انجيل متي عبراني را نميدانند و لذا براي اينکه سندي براي او درست کنند ميگويند : نسخه اصلي به زبان يوناني بوده است !!! . اين توجيه مسيحيت در حاليستکه علماي بزرگ مسيحيت بمانند « هورن » « يوسي » « بيس جيرم » « پي پيس » « ارنينوس » « پي فلس » همگي عقيده دارند که انجيل متي عبراني بوده است .
{ لازم بذکر است که هورن نام 24 نفر از علماي مسيحيت را ميبرد که در اين مورد با او هم عقيده اند }
نقد 2 : بطلان انجيل متي از خود آيات اين انجيل : در باب 9 آيه 9 ص 13 چنين آمده : چون عيسي از آنجا ميگذشت مردي را مسمي به متي به باج گاه ديد و به او گفت : مرا متابعت کن . متي نيز به دنبال او روانه شد . در آيه دوازده همين باب ميگويد : فريسيان به حواريون گفت : چرا استاد شما ( يعني حضرت عيسي ) با آن مرد گناهکار و گمرگچي ( يعني متي ) غذا ميخورد ؟؟؟
نقد 3 : تولستوي در جلد چهارم تفسير خود ميگويد : احتمالات در مورد انجيل متي : تاليف سالهاي 38 _ 43_ 48_ 61_ 62_ 63 _64 بعد از ميلاد است . بنا بر اين ، اين کتاب نميتواند خطابات الهي با عيسي عليه السلام باشد بلکه بعد از او بدست کس ديگري تاليف شده است .
خلاصه : تا به حال مسيحيت نتوانسته اند ثابت کنند که انجيل متي همان انجيل نازل شده بر عيسي است بلکه تاريخ تصنيف آن نشان از آن دارد که اين انجيل بعد از عيسي نوشته شده است و خود اين انجيل هم نشان از آن دارد که انجيل متي نوشته فردي گنهکار بوده که نميتوان به گفته او اطمينان حاصل کرد !!!
انجيل لوقا
در مورد شخص لوقا که جمع کننده انجيل لوقا است ، اختلاف شديدي در ميان مسيحيان وجود دارد . فقط تنها اتفاقي که در مورد او کرده اند اينستکه او حتي از حواريون يا شاگرد حواريون هم نبوده است . گفته اند او از شاگردان پولس بوده است .
نقد 1 : تاريخ تصنيف اين انجيل را بين سالهاي 53 و 64 بعد از ميلاد ذکر کرده اند . بنا بر اين يقينا اين انجيل ، انجيل نازل شده بر عيسي عليه السلام نخواهد بود چرا که بعد از رفتن مسيح از ميان مردم ، نوشته شده است .
نقد 2 : بر فرض که لوقا از يکي از حواريون و يا شاگرد حواريون باشد ميگوئييم : در خود اناجيل موجوده شاگردان حضرت عيسي عليه السلام گناهکار و سست ايمان معرفي شده اند و طبيعي است که افرادي که در حفظ ايمان ناتوان باشند نميتوانند حافظ وحي الهي باشند .
از باب مثال : انجيل متي باب 16 ايه 8 ميگويد : عيسي عليه السلام به ياران خود گفت : اي سست ايمانان چرا در خود تفکر نميکنيد .
نقد 3 : درانجيل لوقا مطالبي وجود دارد که نه با عقل جور در ميايد و نه تاريخ آن را تائييد ميکند . از باب مثال به نمونه ذيل توجه کنيد
در انجيل لوقا باب 20 ايه 41 ميگويد : داوود در کتاب زبور گفته است : خداوند ( يعني عيسي ) به من گفت ......
با اين بيان انجيل لوقا در صدد آنست که بگويد داوود هم ، خدا بودن عيسي را تائييد کرده در حاليکه از نظر تاريخ جناب داوود عليه السلام سالها قبل از حضرت عيسي عليه السلام در دنيا بوده است.
خلاصه : يقينا انجيل لوقا همان انجيل واقعي نيست و شاهد بر اين مطلب ، هم زمان تاليف آن است و هم محتواي اين انجيل است که نه با عقل جور در ميايد و نه تاريخ آن را تائييد ميکند .
انجيل مرقس
در مورد او گفته اند که از خادمان يکي از حواريون بوده و در دوران عيسي حتي به ملاقات حضرت عيسي هم نائل نگشته است . اکثر علماي مسيحي عقيده دارند که انجيل مرقس از نوشته هاي پطرس ميباشد .
نقد 1 : تولستوي معروف روسي در مورد انجيل مرقس مينويسد : اين انجيل ما بين سالهاي 56 تا 65 بعد از ميلاد نوشته شده است . بنا بر اين بعد از حيات دنيوي حضرت عيسي اين انجيل به نگارش در آمده است .
نقد 2 : نقل مطالبي که مخالف عقل است نشان از آن دارد که اين انجيل هم بمانند انجيل لوقا فاقد ارزش است . براي يک نمونه به اين ادرس مراجعه کنيد >>> انجيل مرقس باب 36 آيه 12
خلاصه : اولا اينکه اين انجيل نوشته کيست دقيق معين نبوده و خود علماي مسيحيت در مورد آن اختلاف کرده اند و بر فرض که خود مرقس نوشته باشد بايد گفت : اين انجيل نوشته فردي استکه حتي حضرت عيسي را از نزديک هم نديده است ثانيا اينکه تاريخ و محتواي اين انجيل نشان از بي اعتبار بودن اين انجيل دارد .
انجيل يوحنا
انجيل يوحنا در ميان اناجيل چهار گانه مسيحيت ، آخرين انجيلي بود که نوشته شده است چرا که تاريخ نوشته شدن اين انجيل را سالهاي 68 تا 95 بعد از ميلاد ذکر کرده اند . و گفته اند : اين انجيل را طالبي از طلاب مدرسه اسکندريه نوشته است
نقد 1 : اين انجيل سخت مورد انکار خود اهل کتاب است و خودشان آن را قبول ندارند .
نقد 2 : مطالبي که در انجيل يوحنا موجود است نشان از بطلان اين انجيل دارد مثلا صفاتي که به حضرت عيسي عليه السلام در اين انجيل نسبت داده شده است و شما در بخش اول با دو مورد آن آشنا شديد .
خلاصه : زمان نگارش اين انجيل و مورد انکار واقع شدن اين انجيل از طرف خود علماي مسيحيت و همچنين مطالب نا مربوطي که در اين انجيل به حضرت عيسي نسبت داده شده ، نشان از آن دارد که اين انجيل هم بمانند اناجيل ديگر دست ساخته ديگران بوده و فاقد اعتبار ميباشد .
نکات قابل ملاحظه
نکته 1 شما خود قضاوت کنيد که آيا ميشود به اين اناجيل اطمينان کرد در حاليکه خود اين اناجيل
شاهد بر بطلان خود به انحاء مختلف هستند . و جالب است بدانيد که مسيحيت براي تبليغ مرام خود همين کتب را به متجاوز از هزار و سيصد زبان ترجمه و جزوات آن را به اطراف و اکناف فرستاده اند و دوست دارند که جهانيان مرام آنها را قبول کرده و هم مسلک آنها شوند !!! .
نکته 2 : لازم بذکر است که به طور کلي اناجيل هفتاد و چهار نوع بوده که توسط علماي مسيحيت يک به يک از دور خارج شده و تنها 4 انجيل معتبر مذکوره را مورد تائييد قرار دادند که بطلان انها را ثابت کرديم . البته بعضي ها اناجيل تصنيف شده را تا 160 مورد و بعضي ها تا 400 انجيل ذکر کرده اند .
نکته 3 : يک از اناجيلي که توسط علماي مسيحيت از دور خارج شد انجيل برنابا ميباشد که مطالب آن به مطالبي که در قرآن وجود دارد ، شباهت زيادي دارد . لازم بذکر است که برنابا يکي از شاگردان حضرت عيسي عليه السلام ميباشد که آنحضرت به او علاقه داشتند.
حال چطور شده که انجيلي مثل انجيل يوحنا با اينکه 90 سال پس از وجود حضرت عيسي عليه السلام نوشته شده مورد اعتبار واقع شده ولي انجيلي مثل انجيل برنابا که توسط يکي از شاگردان حضرت عيسي نوشته شده بايد از دور خارج شود . واقعا جاي بسي تعجب است .
نكته 4 : عده اي از مسيحيت رو به عهد جديد اورده و ميگويند ما فقط اين كتاب را قبول داريم . بايد در قبال اين حرف آنها بگوئييم : وقتي ما كتب چهار گانه شما را باطل كرديم و ثابت كرديم كه آنها به هيچ وجه نميتواند خطابات الهي با عيسي عليه السلام باشد به طريق اولي عهد جديد نميتواند خطابات الهي باشد . بنا بر اين استناد به عهد جديد نيز بي فائده و باطل خواهد بود
خلاصه بخش دوم :
اناجيل موجوده از ديدگاه علماي مسيحيت فقط اعتبار تاريخي دارد . اعتبار تاريخي داشتن يک کتاب به منزله خبر واحد به حساب آمده و نميتواند اثبات کننده مطلب مهمي مثل کتاب الهي باشد . يعني به صرف اينکه ثابت شد اين کتب جنبه تاريخي دارد نميتوانيم ادعا کنيم که محتواي اين کتب همان مطالبي استکه از ناحيه خداوند بر عيسي نازل شده است .
بنا بر اين مسيحيت در حال حاضر فاقد کتابي استکه از ناحيه خداوند بر پيغمبرشان نازل شده باشد .
==============
ببخشيد كه طولاني شد.
مقدمه: دراينکه حضرت موسي و عيسي عليهما السلام داراي کتاب بودند شکي نيست و هيچ اختلافي در ميان اديان وجود ندارد .
در آيات قرآن از يهوديت و مسيحيت تعبير به اهل الکتاب شده واز خود اين کتب تعبير به نور و هدايت شده است ...... انزل الکتاب الذي جاء به موسي نورا و هدي / انعام 91 .
اختلاف در آنجاست که آيا اين کتب موجوده که به اسم تورات و انجيل در دست ماست آيا اين کتب همان تورات و انجيل واقعي هستند يا خير ؟
تصريح آيات قرآن آنستکه اين کتب تحريف شدند و ديگر قابل اعتناء نيستند . در آيه 91 سوره مبارکه انعام خطاب به اهل کتاب ميفرمايد : تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون کثيرا يعني شما اهل کتاب ، کتاب واقعي پيغمبرتان را در چند ورق از کاغذ خلاصه کرديد و بسياري از مطالب آن را پنهان کرديد . اين بود بيان قران و عقيده مسلمانان .
اما اهل کتاب يعني يهوديت و مسيحيت اين مطلب را رد کرده و قائل به آن هستند که کتب فعلي همان کتب حقيقي هستند که بر پيغمبرانشان نازل شده است .
چون بحث ما پيرامون مسيحيت است برآن شديم تا از اناجيل موجوده سخن بميان آوريم و صحت اين اناجيل را در 2 بخش کلي و جزئي مورد بررسي قرار دهيم .
قسمت اول : تحقيق کلي فحول علماي مسيحيت در مورد اناجيل موجوده :
اولا : کشيشهاي مسيحيت از قبيل ( جيروم ) و ( ارحن ) مفسرين معروف مسيحي گفته اند : انجيل در زمان عيسي نبوده بلکه سالها بعد از مسيح به طريق الهام بر حواريين تصنيف شده . و کنت تولستوي روسي در مقدمه کتاب خود با نام انجيل تولستوي ميگويد : اين اناجيل هرگز به طريق وحي روح القدس بر نويسندگان آنها نازل نشده است چنانچه کشيشها در ميان مردم نشر داده اند .
ثانيا : هورن مفسر مسيحي در کتاب تفسير خودش در باب 2 از قسم 2 از مجلد چهارم چاپ سال 1822 ميلادي ميگويد : زمان نوشته شدن اناجيل مشخص نيست و کلماتي که از قدماي مورخين مسيحيت نقل شده همه ابتر و مقطوع السند است .
ثالثا : تولستوي در مقدمه کتاب تفسير خود ميگويد : اناجيل موجوده در زمان ما اتصالي به عيسي ندارد .
نتيجه قسمت اول : از کلمات علماي مسيحيت فهميده ميشود که خود آنها معتقدند که هيچ کدام از اناجيل موجوده در دوران عيسي نبوده است و همه آنها ساخته دست ديگران بوده و فقط ارزش تاريخي دارد . با همه اين اوصاف ما در بخش دوم به يکا يک اناجيل معتبره در نزد مسيحيان اشاره کرده و نقد ميکنيم .
قسمت دوم : بررسي اناجيل موجوده به صورت جزئي
انجيل متي
مسيحيان معتقدند که متي يکي از ياران عيسي عليه السلام بود و انجيلي را که او جمع آوري کرده معروف به انجيل متي است
نقد 1 : مسيحيان تا به الان دليل قاطعي ارائه نکردند که انجيل متي همان انجيلي است که بر عيسي نازل شده است زيرا ميگويند انجيل متي به زبان عبري بوده و بعد ترجمه شده است و باز خودشان ميگويند : نسخه عبراني در دست نيست و حتي نام مترجم انجيل متي عبراني را نميدانند و لذا براي اينکه سندي براي او درست کنند ميگويند : نسخه اصلي به زبان يوناني بوده است !!! . اين توجيه مسيحيت در حاليستکه علماي بزرگ مسيحيت بمانند « هورن » « يوسي » « بيس جيرم » « پي پيس » « ارنينوس » « پي فلس » همگي عقيده دارند که انجيل متي عبراني بوده است .
{ لازم بذکر است که هورن نام 24 نفر از علماي مسيحيت را ميبرد که در اين مورد با او هم عقيده اند }
نقد 2 : بطلان انجيل متي از خود آيات اين انجيل : در باب 9 آيه 9 ص 13 چنين آمده : چون عيسي از آنجا ميگذشت مردي را مسمي به متي به باج گاه ديد و به او گفت : مرا متابعت کن . متي نيز به دنبال او روانه شد . در آيه دوازده همين باب ميگويد : فريسيان به حواريون گفت : چرا استاد شما ( يعني حضرت عيسي ) با آن مرد گناهکار و گمرگچي ( يعني متي ) غذا ميخورد ؟؟؟
نقد 3 : تولستوي در جلد چهارم تفسير خود ميگويد : احتمالات در مورد انجيل متي : تاليف سالهاي 38 _ 43_ 48_ 61_ 62_ 63 _64 بعد از ميلاد است . بنا بر اين ، اين کتاب نميتواند خطابات الهي با عيسي عليه السلام باشد بلکه بعد از او بدست کس ديگري تاليف شده است .
خلاصه : تا به حال مسيحيت نتوانسته اند ثابت کنند که انجيل متي همان انجيل نازل شده بر عيسي است بلکه تاريخ تصنيف آن نشان از آن دارد که اين انجيل بعد از عيسي نوشته شده است و خود اين انجيل هم نشان از آن دارد که انجيل متي نوشته فردي گنهکار بوده که نميتوان به گفته او اطمينان حاصل کرد !!!
انجيل لوقا
در مورد شخص لوقا که جمع کننده انجيل لوقا است ، اختلاف شديدي در ميان مسيحيان وجود دارد . فقط تنها اتفاقي که در مورد او کرده اند اينستکه او حتي از حواريون يا شاگرد حواريون هم نبوده است . گفته اند او از شاگردان پولس بوده است .
نقد 1 : تاريخ تصنيف اين انجيل را بين سالهاي 53 و 64 بعد از ميلاد ذکر کرده اند . بنا بر اين يقينا اين انجيل ، انجيل نازل شده بر عيسي عليه السلام نخواهد بود چرا که بعد از رفتن مسيح از ميان مردم ، نوشته شده است .
نقد 2 : بر فرض که لوقا از يکي از حواريون و يا شاگرد حواريون باشد ميگوئييم : در خود اناجيل موجوده شاگردان حضرت عيسي عليه السلام گناهکار و سست ايمان معرفي شده اند و طبيعي است که افرادي که در حفظ ايمان ناتوان باشند نميتوانند حافظ وحي الهي باشند .
از باب مثال : انجيل متي باب 16 ايه 8 ميگويد : عيسي عليه السلام به ياران خود گفت : اي سست ايمانان چرا در خود تفکر نميکنيد .
نقد 3 : درانجيل لوقا مطالبي وجود دارد که نه با عقل جور در ميايد و نه تاريخ آن را تائييد ميکند . از باب مثال به نمونه ذيل توجه کنيد
در انجيل لوقا باب 20 ايه 41 ميگويد : داوود در کتاب زبور گفته است : خداوند ( يعني عيسي ) به من گفت ......
با اين بيان انجيل لوقا در صدد آنست که بگويد داوود هم ، خدا بودن عيسي را تائييد کرده در حاليکه از نظر تاريخ جناب داوود عليه السلام سالها قبل از حضرت عيسي عليه السلام در دنيا بوده است.
خلاصه : يقينا انجيل لوقا همان انجيل واقعي نيست و شاهد بر اين مطلب ، هم زمان تاليف آن است و هم محتواي اين انجيل است که نه با عقل جور در ميايد و نه تاريخ آن را تائييد ميکند .
انجيل مرقس
در مورد او گفته اند که از خادمان يکي از حواريون بوده و در دوران عيسي حتي به ملاقات حضرت عيسي هم نائل نگشته است . اکثر علماي مسيحي عقيده دارند که انجيل مرقس از نوشته هاي پطرس ميباشد .
نقد 1 : تولستوي معروف روسي در مورد انجيل مرقس مينويسد : اين انجيل ما بين سالهاي 56 تا 65 بعد از ميلاد نوشته شده است . بنا بر اين بعد از حيات دنيوي حضرت عيسي اين انجيل به نگارش در آمده است .
نقد 2 : نقل مطالبي که مخالف عقل است نشان از آن دارد که اين انجيل هم بمانند انجيل لوقا فاقد ارزش است . براي يک نمونه به اين ادرس مراجعه کنيد >>> انجيل مرقس باب 36 آيه 12
خلاصه : اولا اينکه اين انجيل نوشته کيست دقيق معين نبوده و خود علماي مسيحيت در مورد آن اختلاف کرده اند و بر فرض که خود مرقس نوشته باشد بايد گفت : اين انجيل نوشته فردي استکه حتي حضرت عيسي را از نزديک هم نديده است ثانيا اينکه تاريخ و محتواي اين انجيل نشان از بي اعتبار بودن اين انجيل دارد .
انجيل يوحنا
انجيل يوحنا در ميان اناجيل چهار گانه مسيحيت ، آخرين انجيلي بود که نوشته شده است چرا که تاريخ نوشته شدن اين انجيل را سالهاي 68 تا 95 بعد از ميلاد ذکر کرده اند . و گفته اند : اين انجيل را طالبي از طلاب مدرسه اسکندريه نوشته است
نقد 1 : اين انجيل سخت مورد انکار خود اهل کتاب است و خودشان آن را قبول ندارند .
نقد 2 : مطالبي که در انجيل يوحنا موجود است نشان از بطلان اين انجيل دارد مثلا صفاتي که به حضرت عيسي عليه السلام در اين انجيل نسبت داده شده است و شما در بخش اول با دو مورد آن آشنا شديد .
خلاصه : زمان نگارش اين انجيل و مورد انکار واقع شدن اين انجيل از طرف خود علماي مسيحيت و همچنين مطالب نا مربوطي که در اين انجيل به حضرت عيسي نسبت داده شده ، نشان از آن دارد که اين انجيل هم بمانند اناجيل ديگر دست ساخته ديگران بوده و فاقد اعتبار ميباشد .
نکات قابل ملاحظه
نکته 1 شما خود قضاوت کنيد که آيا ميشود به اين اناجيل اطمينان کرد در حاليکه خود اين اناجيل
شاهد بر بطلان خود به انحاء مختلف هستند . و جالب است بدانيد که مسيحيت براي تبليغ مرام خود همين کتب را به متجاوز از هزار و سيصد زبان ترجمه و جزوات آن را به اطراف و اکناف فرستاده اند و دوست دارند که جهانيان مرام آنها را قبول کرده و هم مسلک آنها شوند !!! .
نکته 2 : لازم بذکر است که به طور کلي اناجيل هفتاد و چهار نوع بوده که توسط علماي مسيحيت يک به يک از دور خارج شده و تنها 4 انجيل معتبر مذکوره را مورد تائييد قرار دادند که بطلان انها را ثابت کرديم . البته بعضي ها اناجيل تصنيف شده را تا 160 مورد و بعضي ها تا 400 انجيل ذکر کرده اند .
نکته 3 : يک از اناجيلي که توسط علماي مسيحيت از دور خارج شد انجيل برنابا ميباشد که مطالب آن به مطالبي که در قرآن وجود دارد ، شباهت زيادي دارد . لازم بذکر است که برنابا يکي از شاگردان حضرت عيسي عليه السلام ميباشد که آنحضرت به او علاقه داشتند.
حال چطور شده که انجيلي مثل انجيل يوحنا با اينکه 90 سال پس از وجود حضرت عيسي عليه السلام نوشته شده مورد اعتبار واقع شده ولي انجيلي مثل انجيل برنابا که توسط يکي از شاگردان حضرت عيسي نوشته شده بايد از دور خارج شود . واقعا جاي بسي تعجب است .
نكته 4 : عده اي از مسيحيت رو به عهد جديد اورده و ميگويند ما فقط اين كتاب را قبول داريم . بايد در قبال اين حرف آنها بگوئييم : وقتي ما كتب چهار گانه شما را باطل كرديم و ثابت كرديم كه آنها به هيچ وجه نميتواند خطابات الهي با عيسي عليه السلام باشد به طريق اولي عهد جديد نميتواند خطابات الهي باشد . بنا بر اين استناد به عهد جديد نيز بي فائده و باطل خواهد بود
خلاصه بخش دوم :
اناجيل موجوده از ديدگاه علماي مسيحيت فقط اعتبار تاريخي دارد . اعتبار تاريخي داشتن يک کتاب به منزله خبر واحد به حساب آمده و نميتواند اثبات کننده مطلب مهمي مثل کتاب الهي باشد . يعني به صرف اينکه ثابت شد اين کتب جنبه تاريخي دارد نميتوانيم ادعا کنيم که محتواي اين کتب همان مطالبي استکه از ناحيه خداوند بر عيسي نازل شده است .
بنا بر اين مسيحيت در حال حاضر فاقد کتابي استکه از ناحيه خداوند بر پيغمبرشان نازل شده باشد .
==============
ببخشيد كه طولاني شد.

اندکی صبر...

-
- پست: 386
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۱۵ ب.ظ
- محل اقامت: کرمان
- سپاسهای ارسالی: 1523 بار
- سپاسهای دریافتی: 1169 بار
بخش پاياني...
بسم الله الرحمن الرحيم
بخش سوم : اشکالات مسيحيت
اشکال اول
مسيحيان طبق آيه 17 باب 5 انجيل متي بايد از تورات تبعيت کنند چرا که در آنجا آمده است :
عيسي فرمود : گمان مبريد که آمده ام تا تورات يا صحف انبياء را باطل نمايم بلکه آمده ام تمام کنم زيرا هر آينه به شما ميگويم تا آسمان و زمين زائل نشود ، همزه يا نقطه اي از تورات زائل نخواهد شد تا همه تورات واقع شود .
اين آيه از انجيل متي ثابت ميکند که عيسي عليه السلام تمام کننده تورات بوده و بايد مسيحيان هم به تمام آيات آن عمل کنند . بنا بر اين ، دو اشکال به مسيحيان وارد است که به آنها ميگوئييم :
چرا گوشت خوک ميخوريد ؟؟؟ در تورات در آيه 7 باب 11 سفر لاويان مگر
گوشت خوک را نوعي سمّ معرفي نکرده و سخن از نجاست آن بميان نياورده است ؟؟پس چرا گوشت خوک ميخوريد
چرا شراب ميخوريد ؟؟؟ در حبقوق باب 2 ايه 5 مگر شراب را فريبنده معرفي نکرده واستعمال آن را باعث خرابي آرامش و ايجاد غرور در آدمي معرفي نکرده است ؟؟ پس چرا شراب ميخوريد ؟
اشکال دوم :
مسيحيت معتقدند که حضرت آدم عليه السلام بجهت نافرماني اي که در بهشت داشته ، گناهکاربه حساب آمده و اين گناه به فرزندان او نيز سرايت کرده است وهمه فرزندان آدم گناهکار به حساب ميامدند تا اينکه حضرت عيسي عليه السلام به دار آويخته شد و اين عمل باعث بخشيده شدن آدم و فرزندان او شد . در حقيقت کشته شدن عيسي کفاره گناهان آدم و فرزندان او بحساب ميايد
اشکال اينستکه :
اولا چطور ميشود که مسيحيت به اين نوع مطالب عقيده داشته باشند در حاليکه قائل به اين هستند که حضرت ابراهيم و موسي که از فرزندان حضرت آدم هستند، پيغمبران خدا ميباشند . مگر ميشود پيغمبر خدا هم گناهکار باشد ؟؟؟
ثانيا : در همان توراتي که حضرت عيسي عليه السلام پيروي از دستورات آن را لازم دانستهاست آمده که : آن که بر دار آويخته شود ملعون خداست . سِفر تثنيه ، باب 21 ، ايات 22 و 23
براستي آيا مسيحيت به ملعون بودن کسي که گاهي او را خدا و گاهي هم پسر خدا خواندند عقيده مندند ؟؟؟ اگر واقعا ملعون است ، ملعون چه کسي است ؟؟؟ معاذ الله
ثالثا : از کجا فهميديد که گناه پدر اول يعني حضرت آدم موروثي است و گناهان ديگر پدران موروثي نيست ؟؟؟ اصلا آيا اين مساله با عدالت خدا سازگار است که با گناه پدر ، فرزندان هم گناهکار محسوب شوند ؟؟؟
وقتي اين عقيده شما درباره كشته شدن حضرت عيسي و كفاره محسوب شدن آن براي بخشيده شدن گناه آدم و فرزندان آن را خوانديم ياد اين مثل فارسي افتاديم که ميگويد
گنه کرد در بلخ آهنگري *** به شوشتر زدند گردن مسگري
اشکال سوم :
در اناجيل مختلفه مخاطبان آنها به زندگي ذليلانه دعوت ميشوند . ما از باب مثال به دو نمونه اشاره ميکنيم
اول : انجيل لوقا فصل 6 ايه 29 و 30 و همچنين صفحه نود و نه عهد جديد ميگويد : هر که بر رخسار تو زند ، آنطرف ديگر را نيز به سوي او بگردان يعني بگذار تا طرف ديگر را نيز بزند و هر که مال تو را گيرد از وي باز مخواه
دوم : انجيل متي فصل 5 آيه 38 تا 42 و همچنين عهد جديد ص 7 ميگويد : لکن من به شما ميگويم با شرير مقاومت نکنيد و اگر کسي خواست با تو دعوا کند و قباي تو را بگيرد ، عباي خود را نيز بدو واگذار و هر گاه کسي تو را بر يک ميل مجبور سازد ، دو ميل همراه او برو
اين مطالب در اناجيل تحريف شده جاسازي شده تا همه را به نوعي ذليل کرده و خودشان يعني محّرفين ِ اناجيل و تابعين آنها بتوانند براحتي همه را ذليل دست ِ خود کنند . در اين امر بر هر کسي که غلبه کنند ، يقينا از ذليل کردن مسلمانان عاجزخواهند بود چرا که قرآن ِ آنها و همچنين مکتبي که آنها دارند يعني مکتب حسيني هرگز چنين اجازه اي را به آنها نخواهد داد .
ناپلئون بناپارت وقتي براي تحقيق به مصر رفت چند آيه از قرآن را خواند ، گفت : تا وقتي که اين کتاب در ميان مسلمانان باشد و مسمانان به آن توجه کنند هرگز تن به ذلت نخواهند داد . هيهات منّا الذلة
اشکال چهارم
مسحيان معتقدند که از ازل الوهيت از سه شخص تشکيل شده که عبارتند از پدر و پسر و روح القدس و اين سه يکي هستند که تثليث مينامند .
اشکال در اينستکه اگر خدا يکي است پس سه تا بودن به چه معناست و اگر سه تا است يکي بودن چه مفهومي دارد ؟؟؟ اين عقيده مسيحيت نيز داراي نقض منطقي است يعني انها معتقدند خدا هم يکي است و هم يکي نيست . و خدا هم سه تا هست و هم سه تا نيست .
لازم بذکر است که بعضي از پروتستانها وجود بحث تثليث در کتابهايشان را منکر شده اند و گفته اند ما همچين چيزي در انجيل نداريم . ولي ما ادرس مواردي که بحث تثليث را مطرح کرده را ذکر ميکنيم
نمونه اول : يوحنا باب 1 ايه 1 تا 3
نمونه دوم : رساله يوحنا باب 5 ايه 7
نمونه سوم : رساله پولس رسول به کولرسيان باب 1 ايه 16 و 17
اشکال پنجم
يکي از عقائدي که در ميان مسيحيان وجود دارد غسل تعميد است . اثر اين غسل آنستکه فردي که غسل داده شد از گناه پاک ميشود .
اينکه غسل تعميد براي چه کسانيست ميان مسيحيان اختلاف است عده اي ميگويند : اين غسل براي همه افراد است . عده اي ميگويند : فقط براي بزرگتر ها است و آن کساني که تازه به دين مسيح وارد ميشوند و.... و...... .
به هر حال فرد گنهکار را ميان ظرف بزرگي که پر از آب است ميگذارند و سپس کشيش در حضور جمع ، فرد را مورد خطاب قرار ميدهد و ميگويد :
بدان که مسيحيت عبارت است از اينکه معتقد باشيد به اينکه الوهيت مرکب است از سه اصل ازلي پدر و پسر و روح القدس . پس عيسي خدا و پسر خداست و در رحم مادرش مريم به صورت بشر در آمده است . او از جوهر پدرش خداست و از جوهر مادرش انسان است و..... و.......
خلاصه ...... بعد از اين جملات فرد مزبور بايد بگويد بلي و بعد از آن کشيش از آن آب ميگيرد و بر روي او ميريزد و ميگويد : تو را به نام پدر و پسر و روح القدس تعميد ميدهم . در اينجاست که آن فرد از گناهان پاک ميشود !!! ( چه راحت ) .
نقد : آيا براستي به همين راحتي تمام گناهان فرد پاک ميشود ؟؟؟ چه نيازي به اينکه فردي که خودش گناهکار است يعني همان کشيشها بخواهند واسطه قبول توبه باشند ؟؟؟ چه نيازي استکه جمعي شاهد باشند و آبروي آن فرد به نزد ديگران به حراج گذاشته شود ؟؟؟
در دين مبين اسلام توبه يعني پشيماني از گناه و عزم بر ترک آن گناه و اگر اين امر واقعا در فرد ايجاد شد ديگر هيچ نيازي به اين تشريفات خرافي نيست و فرد خود را پاک ميسازد و بعد با انجام واجبات و ترک محرمات راه کمال به سوي حق را طي ميکند .
پايان بخش سوم
بخش سوم : اشکالات مسيحيت
اشکال اول
مسيحيان طبق آيه 17 باب 5 انجيل متي بايد از تورات تبعيت کنند چرا که در آنجا آمده است :
عيسي فرمود : گمان مبريد که آمده ام تا تورات يا صحف انبياء را باطل نمايم بلکه آمده ام تمام کنم زيرا هر آينه به شما ميگويم تا آسمان و زمين زائل نشود ، همزه يا نقطه اي از تورات زائل نخواهد شد تا همه تورات واقع شود .
اين آيه از انجيل متي ثابت ميکند که عيسي عليه السلام تمام کننده تورات بوده و بايد مسيحيان هم به تمام آيات آن عمل کنند . بنا بر اين ، دو اشکال به مسيحيان وارد است که به آنها ميگوئييم :
چرا گوشت خوک ميخوريد ؟؟؟ در تورات در آيه 7 باب 11 سفر لاويان مگر
گوشت خوک را نوعي سمّ معرفي نکرده و سخن از نجاست آن بميان نياورده است ؟؟پس چرا گوشت خوک ميخوريد
چرا شراب ميخوريد ؟؟؟ در حبقوق باب 2 ايه 5 مگر شراب را فريبنده معرفي نکرده واستعمال آن را باعث خرابي آرامش و ايجاد غرور در آدمي معرفي نکرده است ؟؟ پس چرا شراب ميخوريد ؟
اشکال دوم :
مسيحيت معتقدند که حضرت آدم عليه السلام بجهت نافرماني اي که در بهشت داشته ، گناهکاربه حساب آمده و اين گناه به فرزندان او نيز سرايت کرده است وهمه فرزندان آدم گناهکار به حساب ميامدند تا اينکه حضرت عيسي عليه السلام به دار آويخته شد و اين عمل باعث بخشيده شدن آدم و فرزندان او شد . در حقيقت کشته شدن عيسي کفاره گناهان آدم و فرزندان او بحساب ميايد
اشکال اينستکه :
اولا چطور ميشود که مسيحيت به اين نوع مطالب عقيده داشته باشند در حاليکه قائل به اين هستند که حضرت ابراهيم و موسي که از فرزندان حضرت آدم هستند، پيغمبران خدا ميباشند . مگر ميشود پيغمبر خدا هم گناهکار باشد ؟؟؟
ثانيا : در همان توراتي که حضرت عيسي عليه السلام پيروي از دستورات آن را لازم دانستهاست آمده که : آن که بر دار آويخته شود ملعون خداست . سِفر تثنيه ، باب 21 ، ايات 22 و 23
براستي آيا مسيحيت به ملعون بودن کسي که گاهي او را خدا و گاهي هم پسر خدا خواندند عقيده مندند ؟؟؟ اگر واقعا ملعون است ، ملعون چه کسي است ؟؟؟ معاذ الله
ثالثا : از کجا فهميديد که گناه پدر اول يعني حضرت آدم موروثي است و گناهان ديگر پدران موروثي نيست ؟؟؟ اصلا آيا اين مساله با عدالت خدا سازگار است که با گناه پدر ، فرزندان هم گناهکار محسوب شوند ؟؟؟
وقتي اين عقيده شما درباره كشته شدن حضرت عيسي و كفاره محسوب شدن آن براي بخشيده شدن گناه آدم و فرزندان آن را خوانديم ياد اين مثل فارسي افتاديم که ميگويد
گنه کرد در بلخ آهنگري *** به شوشتر زدند گردن مسگري
اشکال سوم :
در اناجيل مختلفه مخاطبان آنها به زندگي ذليلانه دعوت ميشوند . ما از باب مثال به دو نمونه اشاره ميکنيم
اول : انجيل لوقا فصل 6 ايه 29 و 30 و همچنين صفحه نود و نه عهد جديد ميگويد : هر که بر رخسار تو زند ، آنطرف ديگر را نيز به سوي او بگردان يعني بگذار تا طرف ديگر را نيز بزند و هر که مال تو را گيرد از وي باز مخواه
دوم : انجيل متي فصل 5 آيه 38 تا 42 و همچنين عهد جديد ص 7 ميگويد : لکن من به شما ميگويم با شرير مقاومت نکنيد و اگر کسي خواست با تو دعوا کند و قباي تو را بگيرد ، عباي خود را نيز بدو واگذار و هر گاه کسي تو را بر يک ميل مجبور سازد ، دو ميل همراه او برو
اين مطالب در اناجيل تحريف شده جاسازي شده تا همه را به نوعي ذليل کرده و خودشان يعني محّرفين ِ اناجيل و تابعين آنها بتوانند براحتي همه را ذليل دست ِ خود کنند . در اين امر بر هر کسي که غلبه کنند ، يقينا از ذليل کردن مسلمانان عاجزخواهند بود چرا که قرآن ِ آنها و همچنين مکتبي که آنها دارند يعني مکتب حسيني هرگز چنين اجازه اي را به آنها نخواهد داد .
ناپلئون بناپارت وقتي براي تحقيق به مصر رفت چند آيه از قرآن را خواند ، گفت : تا وقتي که اين کتاب در ميان مسلمانان باشد و مسمانان به آن توجه کنند هرگز تن به ذلت نخواهند داد . هيهات منّا الذلة
اشکال چهارم
مسحيان معتقدند که از ازل الوهيت از سه شخص تشکيل شده که عبارتند از پدر و پسر و روح القدس و اين سه يکي هستند که تثليث مينامند .
اشکال در اينستکه اگر خدا يکي است پس سه تا بودن به چه معناست و اگر سه تا است يکي بودن چه مفهومي دارد ؟؟؟ اين عقيده مسيحيت نيز داراي نقض منطقي است يعني انها معتقدند خدا هم يکي است و هم يکي نيست . و خدا هم سه تا هست و هم سه تا نيست .
لازم بذکر است که بعضي از پروتستانها وجود بحث تثليث در کتابهايشان را منکر شده اند و گفته اند ما همچين چيزي در انجيل نداريم . ولي ما ادرس مواردي که بحث تثليث را مطرح کرده را ذکر ميکنيم
نمونه اول : يوحنا باب 1 ايه 1 تا 3
نمونه دوم : رساله يوحنا باب 5 ايه 7
نمونه سوم : رساله پولس رسول به کولرسيان باب 1 ايه 16 و 17
اشکال پنجم
يکي از عقائدي که در ميان مسيحيان وجود دارد غسل تعميد است . اثر اين غسل آنستکه فردي که غسل داده شد از گناه پاک ميشود .
اينکه غسل تعميد براي چه کسانيست ميان مسيحيان اختلاف است عده اي ميگويند : اين غسل براي همه افراد است . عده اي ميگويند : فقط براي بزرگتر ها است و آن کساني که تازه به دين مسيح وارد ميشوند و.... و...... .
به هر حال فرد گنهکار را ميان ظرف بزرگي که پر از آب است ميگذارند و سپس کشيش در حضور جمع ، فرد را مورد خطاب قرار ميدهد و ميگويد :
بدان که مسيحيت عبارت است از اينکه معتقد باشيد به اينکه الوهيت مرکب است از سه اصل ازلي پدر و پسر و روح القدس . پس عيسي خدا و پسر خداست و در رحم مادرش مريم به صورت بشر در آمده است . او از جوهر پدرش خداست و از جوهر مادرش انسان است و..... و.......
خلاصه ...... بعد از اين جملات فرد مزبور بايد بگويد بلي و بعد از آن کشيش از آن آب ميگيرد و بر روي او ميريزد و ميگويد : تو را به نام پدر و پسر و روح القدس تعميد ميدهم . در اينجاست که آن فرد از گناهان پاک ميشود !!! ( چه راحت ) .
نقد : آيا براستي به همين راحتي تمام گناهان فرد پاک ميشود ؟؟؟ چه نيازي به اينکه فردي که خودش گناهکار است يعني همان کشيشها بخواهند واسطه قبول توبه باشند ؟؟؟ چه نيازي استکه جمعي شاهد باشند و آبروي آن فرد به نزد ديگران به حراج گذاشته شود ؟؟؟
در دين مبين اسلام توبه يعني پشيماني از گناه و عزم بر ترک آن گناه و اگر اين امر واقعا در فرد ايجاد شد ديگر هيچ نيازي به اين تشريفات خرافي نيست و فرد خود را پاک ميسازد و بعد با انجام واجبات و ترک محرمات راه کمال به سوي حق را طي ميکند .
پايان بخش سوم
اندکی صبر...


