مطالبی از تکنولوژی فکر (آزمندیان)

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

ارسال پست
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

مطالبی از تکنولوژی فکر (آزمندیان)

پست توسط ALIAGHAKHAN »

دو ضمیر در انسان :
ضمیر خودآگاه(conscious mind) پست فرماندهی وجود که در واقع همان بخش از انسان که به منِ آدمی اطلاق می شود. هر کار را با آگاهی و تصمیم خود انجام می دهیم.

ضمیر ناخودآگاه (subconscious mind) مسئولیت اجرایی بدن را عهده دار است.
پست اجرایی بدن. ضمیر ناخودآگاه گوش به فرمان ضمیر خودآگاه است. درست مثل کامپیوتر

ضمیر ناخودآگاه : تمام سیستم بدن انسان را اداره و کنترل می کند. کنترل تمام اعضا مثل ریه و قلب و معده و تمام سلولهای بدن را به طور ارادی به عهده دارد.باورهای انسان را می سازد. شخصیت اعتماد به نفس و هویت آدمی را شکل می دهد. روحیه فرد را می سازد.

مثال: با دیدن گل زیبای رز قرمز رنگ که علامت عشق و محبت و دوستی است این تصویر هم در ضمیر خودآگاه شما تأثیر می گذارد هم در ضمیر ناخوداگاه می رود. پس از پردازش یک روحیه زیبا در ما می سازد. یک باور زیبا هم در ما ایجاد می کند. باور: زندگی زیباست. روحیه: شادو مثبت و باعث امید و حرکت و اندیشه مثبت می شود.
اثر تلقینی هر چیز را به یاد داشته باشید.

ای بنده من ؛ مرا اطاعت کن تا ترا مثل خود کنم و همان گونه که من هر آنچه را اراده کنم خلق می کنم، تو اراده کن
و خلق شود.

ضمیر ناخودآگاه این توان را دارد که وقتی فرمانی را از ضمیر خودآگاه دریافت می کند به منبعی در جهان وصل می شود
به نام شعور نامحدود جهان (infinite intelligence) که تمام اطلاعات جهان هستی داخل این شبکه اطلاعاتی یا این شعور نامحدود می باشد.

درون انسان یک کامپیوتر است که نظام باورها و شخصیت او را می سازد و تمام اعضاء و جوارح غیر ارادی را کنترل می کند و سلامتی و مریضی انسان نیز به عملکرد او بستگی دارد.

تمام اطلاعات برای همیشه در ضمیر ناخودآگاه به صورت فایل ها و پرونده هایی جداگانه بایگانی می شود ودر عین حال این اطلاعات توسط این کامپیوتر پردازش می شود. حاصل این پردازش یک خروجی خواهد بود که یا باعث ساختن نظام باورها و شخصیت انسان می شود و یا اینکه این خروجی بر روحیه و فیزیولوژی بدن انسان تأثیر می گذارد و یا اینکه در دنیای بیرون از انسان اثری را برای او پدید می آورد.

انسان می تواند با کنترل کردن ورودیهای ضمیر ناخودآگاه دستاوردهای زندگی خود را کنترل کند.


اصول برنامه ریزی و کنترل ضمیرناخودآگاه:

1- اصل خودهشیاری،خودبیداری و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود: (مهمترین اصل تکنولوژی فکر)
انسان باید در هر لحظه مراقب خود باشد و بداند که ضمیر ناخودآگاه چه سیگنالی را از طریق حواس پنجگانه و یا فکر دریافت می کند.
بهترین راه برنامه ریزی و کنترل ضمیرناخودآگاه ، توجه لحظه به لحظه انسان نسبت به خود است. مرتباً به خود بگوید که من با اجرای اصول تکنولوژی فکر تبدیل به انسان زیبای دیگر شده ام.
شما خود خالق سرنوشت خود هستید و زندگی و سرنوشت شما با باورها و اندیشه های شما شکل می گیرد و به دست شما خلق می شود.

2- اصل استفاده از قدرت سئوال:
هر سئوالی که انسان از خود می کند بازتاب خاصی در روحیه و فکر او ایجاد می کند.
مثال: وقتی کسی از خود سئوال می کند چگونه است که من خوشبختم ؟ نفس این سئوال روحیه اش را شاد می کند و به او این را القاء می کند که آری من خوشبختم.
تأثیر بسیار مهم هر سئوالی است که انسان از خود می کند و لذا باید بدانید که کیفیت زندگی شما را نوع سئوالاتی تعیین می کند که او خود می پرسید.
مثال: در مورد سئوال از نوع «چرا» و «چگونه»
«چرا» شرایط اینگونه است؟
«چگونه» می توانم شرایط را زیباتر کنم؟

3- اصل استفاده از قدرت تمرکز:
انسان در هر لحظه به هر آنچه که تمرکز کند بازتاب آنرا در روحیه و فکر خود حس می کند.
مثال: تمرکز روی یک گل در انسان روحیه شاد و فکر مثبت ایجاد می کند.

تمرکز روی خاطرات بد گذشته ، انسان را افسرده می کند.
تمرکز روی خاطرات زیبای گذشته و یا خیال پردازی های زیبای آینده، اثر عمیق و مطلوب و مثبت در زندگی دارد.

انسانی که مرتباً روی بدبختی ها و زشتی های زندگی متمرکز می شود زندگیش به قهقرا می رود. کسی که مرتباً به زیبائیهای زندگی و نقاط امیدبخش تمرکز می کند زندگیش قرین سعادت و موفقیت می شود و این خاصیت تمرکز است.

4- اصل استفاده از جملات تأکیدی و تصدیقی مثبت:
از جملات تأکیدی مثبتی که به گونه ای ویژگی خوب شما را تصویر کند استفاده کنید.
نمونه جملات:
در وجود من عظمت و بزرگی نهفته است.
من یک نابغه هستم و از نبوغ خود استفاده می کنم.
من ایده های بزرگی را در سر دارم و آنها را به واقعیت تبدیل می کنم.
من هر روز سلامت تر و تندرست تر هستم.
من یک برنده بزرگ هستم.
من واقعا انسان بی نظیری هستم.
چقدر دنیای من قشنگ و زیبا شده است.
چقدر من هر روز خوشبخت تر و سعادتمندتر می شوم.
من همواره در هر کاری موفق و پیروز می شوم.
خدای رحمان مرا بسیار دوست دارد و در همه امور زندگیم مرا کمک می کند.
ثروت و معنویت به سوی من همواره روان است ومن هر چه بخواهم خلق می کنم.
سراسر وجودم غرق در انرژی و شادی است.
من همواره منتظر اتفاقات خوب در زندگیم هستم.
من به خود افتخار می کنم.
همواره از وجود و چهره من شادی و انرژی و عشق ساطع می شود.
من تا آخر عمر به سلامت زندگی می کنم.
هر چه بیشتر می بخشم، بیشتر می ستانم و احساس شادمانی می کنم.
من با اقتدار زندگیم را آنگونه که می خواهم طراحی می کنم.
من انسانی مقتدر ، خلاق، و دوست داشتنی هستم.
من سزاوار بهترینها هستم.
در هر لحظه به خاطر همه نعمتها و موهبتهایی که خداوند به من داده ، او را شکر می گویم.
من در کمال آرامش به سر می برم و همواره روحیه ای شاد و چهره ای خندان دارم.
من با اقتداری خدا گونه بر روحیه ، عواطف و احساسات خود کنترل دارم و آنها را مدیریت می کنم.
خداوند مرا آزاد آفریده است و من محکوم به هیچ سرنوشت از پیش تعیین شده ای نیستم.

به جای جملات تأکیدی مثبت ، از کلمات و عبارات تأکیدی مثبت هم می توان استفاده کرد.
مثل:آرامش،زیبایی،معنویت،ثروت،حال خوش،آب روان،زندگی زیبا،ثروت فراوان،سلامتی،امنیت،خوشبختی،سعادت.

5- اصل تصویر سازی ذهنی:
هنگامی که شما تصویری در ذهن خود خلق می کنید،عین این تصویر بر روی ضمیرناخودآگاه اسکن شده، وارد می شود و بر ضمیر ناخودآگاه شما تأثیر می گذارد. این تصویر پردازش می شود وضمیرناخودآگاه مفهوم آن تصویر را می تواند در دنیای واقعی زندگی شما عینیت ببخشد.
تصویرسازی ذهنی یکی از بهترین شیوه های برنامه ریزی و هدایت ضمیر ناخودآگاه است.
ثروتمندترین و موفق ترین انسانها کسانی هستند که بیشتر و بهتر از بقیه توانسته اند در ذهن خود خیال پروری مثبت بکنند.

تخیل،فکر،امید،آرزو،خواسته،اشتیاق سوزان + ایمان به موفقیت + اقدام = رسیدن به هدف و موفقیت

تخیل را به فکر تبدیل کنید. فکر را به مرحله آرزو برسانید. برای آرزو خود امید ایجاد کنید. امیدواری را به خواسته خود تبدیل کنید. خواسته را با دنیایی از هیجان و اشتیاق به اشتیاق سوزان برسانید. اشتیاق سوزان به همراه ایمان به موفقیت آنجا که در کنار اقدام قرار می گیرد، قطعاً حاصلش رسیدن به هدف و موفقیت است.



وقتی شما مثبت فکر می کنید،به تصویر زیبا نگاه می کنید، به موسیقی شاد گوش می کنید و... سیگنالهای مثبت وارد سیستم ضمیر ناخودآگاه شما می شود. هم باور عالی در نظام باور شما می سازد، هم اثرخوبی در وجود شما و دنیای خارج شما می گذارد. بازتاب این زیبایی به شما برمی گردد.

دعا کردن و توسل و توکل ، اعمالی است که هم در انسان احساس روحانی ایجاد می کند ، هم بهترین اثر بر ضمیر ناخودآگاه و باور ایجاد می کند.

هنگامی که خدا را برای خواسته ای صدا زدی، اینگونه باید باور داشته باشی که آنچه را که از خدا خواستی در پشت در است و تو می توانی آنرا برداری.

ایمان به خدا،احساس خوب،مثبت اندیشی،ایمان به توانائیهای خود،امید به موفقیت،عزم و اراده عالی، روحیه خوب و با نشاط،حالاتی از این قبیل هستند که شدت جریان و قدرت سیگنالهای ورودی به ضمیر ناخودآگاه را افزایش می دهند و در نتیجه انسان را سریعتر به مراتب موفقیت می رسانند.

دو گروه انسان:
انسان نوع یک : اصولاً مثبت فکر می کنند،امیدوار هستند،دنیا را زیبا می بینند، دوربین ذهن آنها مرتباً روی پدیده های زیبای زندگی تمرکز می کند، مثبت و امیدوارانه سخن می گویند، چهره ای گشاده و متبسم دارند ومعتقدند که انسانهای خوش شانسی هستند. فکر می کنند همه چیز برای آنها درست انجام می شود. هیچ گاه به موانع و مشکلات زندگی نمی اندیشند.معمولا داستانهای خوشحال کننده تعریف می کنند. به خاطرات خوب زندگی خود می اندیشند و آنها را برای دیگران تعریف می کنند. خیال پردازیهای زیبایی از آینده خود می کنند. اعتماد به نفسی عالی دارند وفکر می کنند که آینده حتما بهتر از گذشته آنان است. نگاه زیبایی به کرانه های دور زندگی خود دارند. به سلامتی و تندرستی خود می اندیشند. ترسی از آینده ندارند. معمولا روحیه ای بسیار شاد و عالی و احساس خوبی از زندگی دارند و از لحظه لحظه های آن لذت می برند.

انسان نوع دو: ویژگیهای منفی دارند. منفی می نگرند. منفی می اندیشند،ناامیدانه فکر می کنند. مرتباً به نارسایی های زندگی تمرکز می کنند. به خاطرات منفی گذشته نگاه می کنند. خیال های منفی برای آینده خود تصویر می کنند. چنین انسانهایی معمولا روحیه ای افسرده و غمگین دارند و در نتیجه چهره ای عبوس و گرفته دارند و به گونه ای از لحظه های زندگی رنج می برند.

مهمترین عامل تعیین کننده وضعیت شما،روحیه شما است که در هر لحظه چه احساسی دارید.
روحیه مهمترین عامل خلق پدیده ها است.
روحیه عالی و زیبا = اندیشه زیبا = رسیدن به دستاوردهای عالی و زیبا
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

فکر می تواند عامل سلامت یا بیماری باشد.

مردمان جهان باید بیاموزند که چگونه پرنده اندیشه خود را کنترل کنند که بر سر هر شاخسار شکسته ای ننشیند.

فکر عامل مستقیم تأثیر پذیری بر روی جسم انسان است.

انسانهایی که زیبا و امیدوارانه می اندیشند، سلامت می مانند.

انسانهایی که منفی و مأیوسانه می اندیشند، نه تنها در بسیاری از عرصه های زندگی ناکام می مانند، بلکه از نظر سلامتی هم مشکل خواهند داشت.

دنیای یک انسان، دنیای اندیشه های او است.

زندگی تجسم امواج اندیشه های یک انسان در دنیای واقعیتها است.

انسان دارای کارگاه ذهن که مسئولیت تولید فکر در انسان را در هر لحظه به عهده دارد.

فکر زندگی انسان را می سازد.

کیفیت زندگی انسان به کیفیت افکار تولید شده در کارگاه تولید فکر او بستگی دارد.

فکرها در دنیای واقعیتها عینیت پیدا می کنند.
فکرها به ثروتها تبدیل می شود.
فکر عامل سلامت یا بیماری
فکر عامل آرامش یا اضطراب و افسردگی
فکر عامل اعتماد به نفس و خودباوری
فکر عامل ایجاد احساس عشق و تنفر
فکر عامل دوستیها و دشمنیها
فکر عامل غم وشادی
فکر نردبان صعود یک انسان
فکر انسان را به خدا می رساند و یا آدمی را در چنگال شیطان قرار می دهد.
انسانها زندگی خود را با افکار خود می سازند.
فکر بستر زیبای کمال است.

انسان بذرهای اندیشه های خود را در عرصه هستی می کارند و حاصل آنها را به عنوان دستاوردهای زندگی در عرصه حیات خود درو می کنند.

دنیا و آخرت تو در گِرو لحظه لحظه های کیفیت اندیشه های تو است.

کیفیت زندگی یک انسان توسط کیفیت لحظه لحظه های اندیشه او ساخته می شود. انسان است و اندیشه هایش.

آرامش و اضطراب می تواند حاصل کیفیت لحظه لحظه های اندیشه یک انسان باشد.

خوشا به سعادت انسانهایی که از گذشته خود درس می آموزند. برای آینده خود طراحی می کنند و در حال زندگی می کنند و می اندیشند و خلق می کنند.

یک انسان هشیار متحول شده با تکنولوژی فکر، هیچ گاه از روش سعی و خطا برای خلق دستاوردهای جدید خود استفاده نمی کند.هرگز اجازه نمی دهد به خاطر نداشتن نقشه و الگویی برای زندگیش دچار خطا و اشتباه شود و عمر خود را تلف کند و سرمایه های خود را از دست بدهد.

انسانهایی که بدون الگو و مدل و بدون استفاده از تجربیات انسانهای موفق حرکت می کنند و تصمیم می گیرند و اقدام می کنند معمولا دچار ضرر و زیانهایی می شوند که حتی گاهی جبران ناپذیر است. نقطه مقابل چنین انسانهایی ، کسانی هستند که همواره از الگوها و مدلها برای خلق موفقیتهای خود استفاده می کنند. قبل از اینکه دست به اقدامی بزنند فردی را پیدا می کنند که قبلاً او این کار را انجام داده است و موفق شده است و بعد با او مشورت می کنند تا راه را از چاه تمیز بدهند و کوتاه ترین راه موفقیت و سعاد را با کمترین هزینه ممکن و یا بیشترین دستاورد و با اطمینان بیشتر طی کنند.
این پدیده را در تکنولوژی فکر ، پدیده مدل سازی و الگوبرداری می گویند.
انسانی که با تکنولوژی فکر زندگی می کند همواره برای خود مدل و الگویی انتخاب می کند و در مسیر کمال به دنبال مُرادی می گردد تا این مرید را سریعتر و زیباتر به وادی عشق و کمال ببرد و او را زودتر به خدای رحمان برساند و این مقوله ای است که ادبیات ما سرشار از انها است.

به حساب خود برسید قبل از اینکه به حساب شما رسیدگی کنند.

هر اندیشه (فکر) بذری است که در زمین ضمیر ناخودآگاه انسان کاشته می شود و در سرزمین زندگی حاصل می دهد. به ویژه آنجا که اندیشه ای با دنیایی از باور و امید و احساس تولید شود.

انسان خود خالقِ سرنوشت خود است.

باید باورها را عوض کرد، اندیشه ها را از نو ساخت. می توان به گونه ای دیگر هم زندگی کرد.

ما محکوم به این زندگی نیستیم ، می توانیم به گونه ای دیگر زندگی کنیم.

هرجا که هستیم و هرطور که زندگی می کنیم ، می توانیم به سکو های بالاتر موفقیت و سعادت عروج کنیم و زیباتر و موفق تر زندگی کنیم.

زندگی موهبت و هدیه خداوند به ما انسانها است و نحوه زندگی کردن ما هدیه ما به خداوند است.

رگه های گنج معدن طلای زندگی ما را باورهای ما کشف می کنند و اندیشه های تلاش آفرین ما آنها را استخراج می کنند.

برای انجام هر کاری منتظر هیچ کس نمانیم، خود اقدام کنیم و خود بیافرینیم.

پس چرا برای خودم کاری نکرده ام؟


تکنولوژی فکر:
راز این تکنولوژی جدید این است که بشر دریافت در وجودش کامپیوتر عظیمی است به نام ضمیر نا خودآگاه ، که اگر این کامپیوتر را صحیح برنامه ریزی کند تمام سیستم وجودی خود را می تواند تغییر دهد و هر آنطور که می خواهد خود را بسازد.

همه چیز برای بشر از فکر او آغاز می شود.

یک ساعت درست و زیبا فکر کردن معادل 70 سال عبادت است.

فکر عامل اولیه تحول و دستاوردهای آدمی است.

پدیده فکر واحد مستقلی در وجود انسان نیست که او بتواند در هر لحظه اندیشه های مثبت و خلاق ، هدفمند، سازنده، روحیه ساز و مولد تولید نماید زیرا که فکر از نظام باورهای انسان دستور می گیرد.

انسان همان گونه که باور داشته باشد می تواند بیندیشد.

انسان موفق با باورهای عالی موفقیت را برای خود خلق می کند.

قانون زندگی ، قانون باورها است. باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است.

انسان متولد می شود، نظامی در وجودش شروع به شکل گیری می کند به نام نظام باورها به این معنی که اطلاعاتی را که از دنیای بیرون ، از طریق حواس پنجگانه دریافت می کند و نیز هر رشته فکری که توسط ذهن او تولید می شود، توسط ضمیر ناخودآگاه پپردازش شده و در او یک باور می سازد.
مثال: با دیدن یک گل رز زیبا به این باور می رسیم که زندگی زیباست.

نظام باورهای انسان: یک ساختمان پیچیده که هر بخشی از آن باورهای انسان را پیرامون پدیده ای نشان می دهد.
مثال: باور ما به توانائیهامان در تحصیل

نوع و کیفیت باورهای شما است که اندیشه های شما را می سازد.
مثال: باور ما از خدا که موجود مهربان و عاشق است، ما را در دنیایی از امید نسبت به خدا می اندیشیم و عمل می کنیم.

توانمندی یک انسان را باورهای او تعیین می کند.

باورها در ساختن روحیه انسان هم نقش اساسی دارند.

قانون زندگی ، قانون باورها است.

انسانها هر آنچه باور دارند خلق می کنند.

دستاوردهای شما را در زندگی ،باورهای شما می سازد.
باورها تعیین کننده کیفیت اندیشه ها هستند.
اندیشه ها عامل اولیه اقدامها هستند.
اقدامها عامل اصلی دستاوردها هستند.

علت موفقیت و مطلوبیت سیستم تکنولوژی فکر برای بشر این است که با این تکنولوژی می توان باورهای انسانها را تغییر داد و از این طریق در همه عرصه های کار و زندگی آنها تحولی عظیم ایجاد نمود.

عامل دیگر در کیفیت تولید اندیشه در کارگاه ذهن، «روحیه» انسان است.
یک روحیه خوب در انسان تولید اندیشه مثبت می کند.
یک روحیه پژمرده در انسان تولید اندیشه منفی می کند.

عوامل سازنده فکر: «باور» ؛ «روحیه»

برای اینکه در هر لحظه فکری در کارگاه ذهن تولید شود لازم است دو ماده، یکی از نظام باورهای شما و دیگری از احساس و روحیه شما تأمین می شود.

اندیشه پرنده ای با دو بال: بال اول «نظام باورها از تولد تا امروز» بال دوم «روحیه و کیفیت احساس شما»

پرنده اندیشه انسانی با روحیه خسته و افسرده و دلمرده و باورهای نادرست با دو بال شکسته مانند جغد، صاحب اندیشه را به قهقرا می برد.

پرنده اندیشه انسانی با باورهای عالی، روحیه خوب و با نشاط با دو بال قوی مثل عقاب، صاحب اندیشه دارای قدرت و ثروت و معنویت

عامل سازنده باور و روحیه در هر لحظه ضمیر ناخودآگاه انسان است.

انسان همان است که باور دارد.

برای تغییر نظام فکری اول باید در باورهای خود تغییر داد.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

راههای داشتن روحیه شاد و با نشاط:

1-به دست آوردن آرامش با احساس حضور لحظه به لحظه در محضر خدای رحمان (تکنولوژی عشق)
احساس حضور در محضر خدای رحمان و توکل و ایمان به یاری او در همه عرصه های کارو زندگی به انسان روحیه عالی می دهد.

2- استفاده از قدرت تمرکز برای کنترل روحیه
اگر انسان برای مدتی به طور مداوم ذهن و فکر خود را متوجه سوژه های زیبای زندگی خود بکند به مرور زمان عادت می کند که همواره به زیبایی ها و خاطرات خوب زندگی فکر کند و اصولاً تبدیل به انسان مثبتی شود که نشاط درونی دارد و همواره احساس آرامش و شادمانی می کند.
یکی از مهمترین منابع برای چنین سوژه ها، خاطرات خوب زندگی در گذشته و تخیل های قشنگ در آینده است.
هنگامی که شما به خاطرات خوب گذشته فکر می کنید، سیگنالهای مثبت به ضمیر ناخودآگاه خود وارد می کنید و این به شما احساس و روحیه خوبی می دهد.
وقتی به خیالپردازیهای آینده می پردازید، در واقع با یک تیر دو نشان می زنید. اولا روحیه خود را عالی می کنید. ثانیاً هر آنچه را که شما به عنوان تخیل در ذهن خود تجسم می کنید، در دنیای واقعیات می توانید خلق کنید و این قدرت انسان است ، زیرا هر پدیده ای که انسان در دنیای خود خلق می کند ابتدا در ذهن خود خلق می کند و هر چیز که در ذهن خلق شود می تواند در دنیای واقعیات به وجود آید.

3- استفاده از قدرت سئوال برای کنترل روحیه
شما با استفاده از قدرت سئوال در واقع با یک تیر دو نشان می زنید. هم روحیه خود را عالی می کنید وهم مفهوم و واقعیت آن سئوال را توسط ضمیرناخودآگاه در دنیای خود خلق می کنید. کیفیت زندگی شما را نوع سئوالاتی تعیین می کند که شما از خود می کنید.

قدرت تمرکز و سئوال دوبال قدرتمندی هستند که شما را به روحیه ای عالی و شاد می رسانند و به شما توان پرواز می دهند تا در آسمان زندگی خود آرام سفر کنید و به زیباترین قلل موفقیت دست پیدا کنید.


اعتماد به نفس و خود باوری

تمام موفقیتهای انسان به شناخت عزت نفس او بستگی دارد.
عزت نفس یک احساس است آن احساسی است که ادمی از خود دارد و آن بدین معنی است که چقدر برای خود ارزش و احترام قائل است.

عزت نفس اولین ایستگاه موفقیت شما است.
تمام شخصیت شما در راستای عزت نفس شما شکل می گیرد.
عزت نفس پیش نیاز اعتماد به نفس است.
اعتماد به نفس بروز و ظهور عزت نفس یک انسان در دنیای بیرون او است.

عزت نفس : هر انسانی در دنیای تنهایی خود چقدر برای خود بها و ارزش قائل است و چقدر خود را عزیز می شمارد.

احساس عزت و بزرگی و خودباوری انسان همان عزت نفس است.

انسانهایی که تصور خوب و درستی از خود ندارند، نمی توانند عزت نفس و در نتیجه اعتماد به نفس خوبی داشته باشند.

عزت نفس شاخص خودباوری انسان است. عزت نفس زیربنای اعتماد به نفس انسان است.

اعتماد به نفس اولین ایستگاه حرکتهای موفقیت آمیز در عرصه زندگی است.
اعتماد به نفس عامل رشد و ارتقاء انسان است زیرا هر باوری ،از باورِ خود شروع می شود.
سعادت دنیا و آخرت انسان در گرو خودباوری و اعتماد به نفس او است.

خود را باور کنید، تا دیگران هم شما را باور کنند.
مثال: یک تشویق از سوی پدر یا مادر یا معلم یا رئیس می تواند دنیایی از اعتماد به نفس را در شما بسازد.

اصول سی گانه اعتماد به نفس (قسمت اول)

1- یاد و اعتماد و اتکال به قدرت و یاری خدای رحمان
هرگاه انسان احساس کند که تنهاست و به جایی تکیه ندارد نگران می شود و روحیه اش افسرده و مضطرب می گردد و اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و در مقابل آنجا که به کسی یا چیزی به ویژه از نظر روحی و روانی تکیه دارد احساس آرامش و اعتماد به نفس می کند. چنین تکیه گاهی برای انسان ذات مقدس پروردگار بزرگ باشد چنین انسانی آرام و مطمئن و صاحب اعتماد به نفس خواهد شد.
خداوند از انسانهایی که به او ایمان آورده باشند دفاع می کند.

2- خود هشیاری ، خودبیداری و اِشراف و بصیرت لحظه به لحظه
انسانی که هر لحظه بر خود نظر می کند و بر ضمیر باطنش القاء می کند که او دیگر انسان سابق نیست و خود را به اذن خداوند از نو خلق کرده است ، دیگر باورهای منفی سابق را ندارد
آینده شما هیچ شباهتی به گذشته ناکام شما ندارد
انسانها تحول را خود در خودشان ایجاد می کنند.

تئوری غفلت و هشیاری
دسته ای از انسانها در دنیایی از غفلت و بی خبری از خود ، زندگی می کنند و توجه درستی به خود ندارند. در زندگی هدفی ندارند. برای آینده چیزی طراحی نکرده اند. هیچ رؤیایی در سر ندارند. اعتماد به نفس ندارند. خود را باور ندارند. برای خود ارزش قائل نیستند. اندیشه های بیمارگونه دارند. ارتباط درستی با انسانها ندارند. منزوی هستند. روحیه خوبی ندارند. از جمع فرار می کنند.
دسته دیگر انسان متحول شده ، در کمال هشیاری زندگی می کند. هر لحظه متوجه حضورخود در جهان است. در دنیایی از خودآگاهی و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه خود زندگی می کند.

خداحافظ ای گذشته ها و سلام ای آینده زیبای من

یک انسان خودهشیار مانند یک انسان روزه دار است که در هر لحظه می داند که روزه است و می داند که مورد توجه خداوند است . می داند که یک سری کارها را که شاید دیگران می کنند نباید بکند. همواره بر خود اشراف و بصیرت دارد.


3- اصل تغییر در الگوها و ایجاد نشانه ها
این اصل عامل تضمین اجرای اصل دوم است.
برای اینکه فراموش نکینم هر لحظه سیگنال مثبت به ضمیر ناخودآگاه بدهیم تا باور جدید در ما ایجاد کند و هشیاری شما مرتب به شما گوشزد شود از این اصل استفاده می کنیم.
در دنیای خود نشانه هایی تعبیه می کنیم که این نشانه ها هر لحظه به ما فریاد یادآوری بزنند که آری تو دیگر آدم سابق نیستی و تو انسان زیبای دیگر شده ای . مثلاً اگر ساعت را به دست چپ می بندید ، به دست راست ببندید.
تمام الگوهای رفتاری خود را به نحو بهتری تغییر دهید و برای خود نشانه هایی ایجاد کنید که همچون علائم راهنمایی هر لحظه مسیر زندگی شما را اصلاح کنند و به شما یادآور شوند که آری شما انسان زیبای دیگری شده اید. مثال: در دکوراسیون خانه تغییر ایجاد کنید. تغییر و تحول در تمام امور روزمره زندگی.


4- اصل خودیابی (من کیستم؟)
مثلا: تو شجاعی،تو زیبایی، تو توانمندی، تو مهربانی، تو عاشق، تو انسان آرامی هستی.


5- اصل خود احساسی (احساس خود شایستگی، خودسالاری و احساس شخصیت)
شما به عنوان یک انسان تکنولوژی فکری باید مرتباً خود را احساس کنید . اشراف لحظه به لحظه به خود اقتضاء می کند که مرتباً آن تصویر خودزیبا را در آینه دل و ذهن خود ببینید و آنرا باور کنید.
اصولاً هر توجهی که با نگاه مثبت و زیبا به خود می کنید یک سیگنال سازنده در اعماق ضمیر ناخودآگاه شما ایجاد می کند که حاصلی زیبا خواهد داشت. انسانهایی که از خود غافل هستند شخصیت خود را فراموش می کنند.
شما در هر لحظه احساس خودشایستگی کنید و خود را سالار احساس کنید.
خود را باور کنید تا خود را زیبا ببینید. انسانهای دیگر در شما آنرا می بینند که شما در خود می بینید.

اگر می خواهید متوجه شوید که دیگران چه احساسی نسبت به شما دارند کافی است که ببینید که شما نسبت به خودتان چه احساسی دارید. و مطمئن باشید دیگران هم همین احساس را نسبت به شما خواهند داشت.
اصل خودشایستگس از اصول مهم اعتماد به نفس است، آنرا با تمام وجود احساس کنید.


6- اصل خودباوری و خود محوری در راستای خدا محوری
« من همه چیز را در این جهان هستی برای تو آفریدم و تو را برای خودم»
خدای رحمان همه چیز را در این جهان به خاطر ما و تحت فرمان ما خلق کرده است. خود را محوری می دانیم که اشیاء و موجودات حول محور ما حرکت می کنند.


7- اصل اقتدار در مقابل ضعف
چه احساسی در مقابل مسائل و کارها از خود نشان می دهید؟ احساس قدرت یا ضعف؟
انسانهایی که اعتماد به نفس دارند احساس قدرت می کنند و مسائل را خود حل می کنند.
احساس اقتدار یا ضعف حالتی است روحی و احساسی که به شخصیت و اعتماد به نفس افراد بستگی دارد.
انسانهایی که همواره به خدا توکل می کنند خود را قوی احساس می کنند.
همواره خود را قوی ببینید و خود را عالی و مقتدر باور کنید و بدانید که:
خداوند از انسانهای مؤمن در همه عرصه های زندگی حمایت و دفاع می کند.


8- اصل یقین در مقابل تردید
انسانهای نوع دو در دنیایی از تردید زندگی می کنند. انسانهایی که خود را باور ندارند و همواره دیگران را کسی می دانند و خود را به حساب نمی آورند.
در همه عرصه های زندگیشان در تردید و ابهام به سر می برند. هرگز قدرت تصمیم گیری و انتخاب ندارند. انسانهایی همواره وابسته با دیگران هستند. همواره منتظر می مانند تا انها کاری بکنند و تصمیمی بگیرند. در تردید زندگی می کنند. دنیای تردید دنیای تلاطم و بی هویتی است. دنیای نداشتن اعتماد به نفس و ضعف در خودباوری است.
دنیای انسانهایی که با تکنولوژی فکر از خود انسان دیگری ساخته اند انسان نوع یک است.انسانی در دنیایی از باور و اعتماد به نفس، انسانی در دنیایی از یقین، انسانی در دنیایی از زیبایی و شخصیت.
شما از این دسته هستید، حتماً خود را زیبا و عالی باور دارید. شما در همه کارها و امور زندگی خود را ارزیابی می کنید. مشورت می کنید و تصمیم می گیرید. شما بر این باور هستید که انتخاب و تصمیم شما مهم است. نظر شما مهم است. اینکه دیگران چه می پسندند برای شما اهمیتی ندارد.
آنچه که شما می پسندید و انتخاب کنید مهم است. شما هرگز منتظر دیگران نمی مانید. شما اراده می کنید و تصمیم می گیرید و با موفقیت و عزمی راسخ اجرا می کنید. این ویژگی انسانی است که در دنیای یقین زندگی می کند.
دنیای یقین ، دنیای باورها است. دنیای اراده ها است. دنیای تصمیمها و اقدامها است. دنیای سعادت و خوشبختی است و این دنیای زیبای شما است.
با انسانهای با تجربه و خِبره مرتباً مشورت کنید.
آنگاه که تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن.


9- اصل احساس رهبری و مدیریت
انسانهایی که اعتماد به نفس عالی دارند همواره احساس رهبری و مدیریت امور را دارند.
مثال: در یک بازی ، یکی داد می زند: کی با من؟ چه کسی به من ملحق می شود؟ (احساس رهبری و مدیریت و اعتماد به نفس)
یکی می گوید: من با کی ؟ چه کسی مرا به تیم خود می پذیرد؟ (خود را باور ندارد)

همواره احساس رهبری و مدیریت کنید و در کارهای اجتماعی خودتان سر رشته کار را به عهده بگیرید و دیگران را راهنمایی و هدایت کنید.


10- اصل مسئولیت پذیری
انسانی که اعتماد به نفس عالی دارد، انسان مسئولیت پذیری است. انسان مسئولیت پذیر انسانی هست که هر روز با پذیرفتن مسئولیتهای جدید به ساختن اعتماد به نفس خود کمک می کند.
اگر می خواهید اعتماد به نفس بالایی داشته باشید تمرین کنید تا مسئولیت پذیر شوید.
صفت مسئولیت پذیری را در عرصه های مختلف کار و زندگی خود به کار بگیریدو اعتماد به نفس خود را تقویت کنید. شما در مقابل نیازهای دیگران هم احساس مسئولیت کنید. یکی از ویژگیهای انسان زیبای دیگر این است که همواره در مقابل دیگران و مسائل آنها احساس مسئولیت می کند و در حد توان کمک می کند.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

اصول سی گانه اعتماد به نفس (قسمت دوّم)


11- اصل تمیزی و زیبایی ظاهر
ظاهر انسان و تمیزی و پاکیزگی رابطه مستقیم با اعتماد به نفس آدمی دارد. انسانی که لباسی منظم ، مرتب و تمیز بر تن دارد، نسبت به خود اعتماد بهتری دارد تا کسی که با ظاهری غیرمرتب در انظار ظاهر می شود.
زیبایی ظاهر شما، تزئین کننده باورهای شما است.


12- اصل تعریف از خود و دیگران
هرگونه تعریفی را که انسان از دیگران بشنود به خصوص آنجا که این تعریف صادقانه باشد در ضمیر ناخودآگاه پردازش شده و اعتماد به نفسی بهتر و عالی تر در انسان ساخته می شود.
تعریف از خود هم باعث اعتماد به نفس می شود.
انسانها همچون آیینه ای عمل می کنند که وقتی تعریفی از آنها می شود و سیگنال مثبتی دریافت می کنند ، آن سیگنال مثبت را به فرد مقابل منعکس می کنند.
تعریف کردن به جا از دیگران عامل ایجاد اعتماد به نفس در افراد جامعه می شود.
اصل تعریف از دیگران نه تنها باعث ارتقاء اعتماد به نفس طرفین می شود.بلکه روابط انسانی را نیز زیبا می کند.
شما وقتی به موقع از یک نفر تعریف کردید این تعریف صادقانه می تواند دریچه مهر و محبت را باز کند و دلهای دو نفر را به هم نزدیک کند ومحبت آفریند و این از ویژگیهای انسانهای مؤمن است.
از دیگران صادقانه تعریف کنید و مهر خود را به دل آنها بیندازید و در خود ایجاد اعتماد به نفس کنید.


13- اصل تشویق خود و دیگران:
هنگامی که انسانی مورد تشویق و تمجید قرارمی گیرد ضمیر ناخودآگاه او در وی اعتماد به نفس می سازد و آن شخص خود را بهتر باور می کند.
تشویق انسان توسط خودش برای بالا بردن سطح خودباوری و اعتماد به نفس است.


14- اصل عدم شماتت و سرزنش خود و دیگران:
شماتت و سرزنش خود و دیگران عامل تخریب بنای باورها و شکستن اعتماد به نفس است.
حتی اگر کاری را به اشتباه انجام دهد که منجر به یک شکست و یا ناکامی و یا نتیجه غیر مطلوب شود با خود می گوید که تجربه ای کسب کردم و بار دیگر درست عمل می کنم و موفق می شوم به ادامه ساختن بنای باورها و اعتماد به نفس کمک می کند. تنبیه و شماتت، بیشتر اثر تخریبی دارد تا سازندگی


15_ اصل سلامت و نگهداری جسم:
انسانهای سالم بهتر می توانند از سلامت روح برخوردار باشند. خوردن غذاهای مناسب ، ورزشهای روزانه و رژیمهای غذایی درست و سلامت آفرین ... همه و همه به اعتماد به نفس شما کمک می کند.


16- اصل لبخند:
لبخند در انسان از علائم داشتن اعتماد به نفس و خودباوری و عامل ارتباطات زیبای انسانی است.
انسانهایی که لبخند بر لب دارند و چهره ای گشاده از خود نشان می دهند ، کسانی هستند که خود را باور دارند.
انسانهای خجالتی و تحقیر شده کمتر لبخند می زنند.
کسی که لبخند می زند به اعتماد به نفس و خودباوری خویش کمک می کند و باعث می شود که دیگران او را بهتر باور کنند.
سعی کنید چهره در هم خود را باز کنید و به انسانها و همه کائنات لبخند بزنید و رضایت خود را از موفقیتهای بزرگ با چهره گشاده خود به همه جهان نشان بدهید و در خود اعتماد به نفس ایجاد کنید.


17- اصل ابراز عشق به دیگران و متذکر شدن ویژگیهای خوب آنان:
ابراز عشق به دیگران اعتماد به نفس و خودباوری انسان را افزایش می دهد.
به انسانها عشق بورزید و مهر دریافت کنید. ویژگیهای خوب آنان را متذکر شوید و لحظه به لحظه به اعتماد به نفس خود بیفزائید.


18_ اصل نگاه به دیگران: (در عین تواضع ، بزرگی خود را در دل حس کنید)
نگاه شما به انسانها رابطه مستقیم با اعتماد به نفس شما دارد.
شما باید بدانید با هر انسانی که روبرو می شوید نباید احساس ضعف کنید ، حتی اگر او از مقام ومنصب هم برخوردار باشد.


19- اصل کمک به دیگران وبخشش:
کمک به دیگران حتی در حد کم باعث می شود ناخودآگاه احساس خوبی نسبت به خود پیدا کنید و به اعتماد به نفس زیبایی برسید.
وقتی که وسایل اضافه خانه که به مصرف نمی رسند ببخشید، رحمت خدا نصیب شما می شود.


20_ اصل تعهد به قول ، صداقت و راستی:
برخورد با هر گونه عدم تعهد به قول و هر گونه عملی مغایر با صداقت و راستی انسان باشد تأثیر منفی بر روی اعتماد به نفس شما می گذارد و نظام باورها و خودباوری شما را تخریب می کند.
انسانهایی که اعتماد به نفس عالی دارند، شجاعانه به تعهد و قول خود عمل می کنند و انقدر خود را بزرگ می بینند که هرگز نیازی به دروغگویی و یا تظاهر در خود نمی بینند، با دنیایی از صداقت و راستی با افراد مواجه می شوند و با یقین و اطمینان از اعمال و رفتارها و اندیشه های خود با دیگران برخورد می کنند.


21_ اصل عدم خلاف و مجبور نشدن به عذرخواهی به خاطر خلاف:
شخصی که اعتماد به نفس خوبی دارد ، تمایلی به انجام عمل خلاف ندارد و مجبور به عذرخواهی به خاطر انجام عمل خلاف نمی شود.
انجام هر عمل خلافی منجر به تخریب شخصیت فرد خلافکار می شود.
بپرهیزید از انجام هر معصیتی در خلوتهای خودتان زیرا او که شاهد است حاکم است.در دنیای انسان خلوتی وجود ندارد.


22_ اصل قاطعیت و گفتن «نه»:
گفتن «نه» برای بسیاری از انسانها بسیار مشکل است.
کسانی می توانند در مقابل پیشنهاد و یا تقاضای غیر معقول و غیر نافع بگویند «نه» که اعتماد نفسی عالی داشته باشند.
تمرین کنید تا بتوانید آنجا که صلاح شما نیست بگوئید : «نه» تا بر اعتماد به نفس خود بیفزائید. گفتن « نه» به دیگران بسیار ماهرانه و لطیف باشد که احساسات دیگران را جریحه دار نکند.
گفتن «نه» و خود را خلاص می کنید و بر اعتماد به نفس خود می افزائید.


23_ اصل دانش و تجربه:
کسانی که بیشتر می دانند بهتر خود را باور دارند. معلومات انسان زیربنای باورهای او است.
بیاموز تا خود را بهتر باور کنی. تجربه بیندوز تا خود را توانمند ببینی. در هر لحظه بر علم ودانش خود اضافه کن تا همیشه احساس عزت نفس و اعتماد به نفس عالی بکنی .


24_ اصل نظم و انضباط کاری :
نظم یکی از مهمترین عوامل موفقیت در زندگی و ایجاد اعتماد به نفس در بنای باورهای انسان است. باورهای زیبایت را در راستای نظم در همه امورت استوار کن زیرا نظم عامل شخصیت و نور فروزان پیکر باورها و اعتماد به نفس تو است.


25_ اصل عدم تأخیر:
تأخیر قاتل مخفی موفقیتهای انسان است.
کسانی که مرتب امروز و فردا می کنند، شکست خود را طراحی می کنند. انسانهای موفق کسانی هستند که هر کاری را بدون تأخیر و به موقع انجام می دهند و لذت می برند.
انسانهایی که هر کاری را به موقع و در زمان معین خود انجام می دهند درون خود را و شخصیت خود را زیبا می سازند. و در نتیجه اعتماد به نفس خود را عالیتر می کنند.
گاهی انسان با امروز و فردا کردن و به تعویق انداختن یک کاری ممکن است اصل آن فرصت را از دست داده و به خسران و زیانی برسد که در نتیجه تا آخر عمر خود را سرزنش کند.
در تأخیر آفتها نهفته است.
لازمه موفقیت در کارها وقت شناسی و انجام امور در زمان خود است.
«اگر خیلی کار مهمی نیست پس لطفاً همین الان انجام بده»
موفقیت تو در زندگیت منوط به انجام به موقع کارهایت می باشد و اعتماد به نفست در گرو نظم و ترتیب در امور زندگی و پرهیز از هر تأخیری است.


26_ اصل مدیریت زمان:
انسانهایی که از اعتماد به نفس خوبی برخوردار هستند معمولا عنان اسب تیزرو زمان و عمر خود را در دست می گیرند و او را خوب هدایت و مدیریت می کنند. انسانهایی که وقت خود را بیهوده تلف می کنند همواره احساس عقب ماندگی کرده و به اعتماد به نفس خود لطمه وارد می کنند.
انسانهای منظم وقت و زمان خود را به خوبی مدیریت می کنند.
شما باید برای هر 24 ساعت از زندگی خود برنامهریزی کنید. هفته ها و ماهها و سالهای خود را به درستی زمان بندی کنید. مراقب دزدهای زمان خود باشید. تلفنهای بی محتوا و مکالمات طولانی بی حاصل، دزدهای زمان شما هستند. ملاقاتهای طولانی بدون برنامه دزدهای زمان گرانقدر شما هستند. مراقب زمان وعمر خود باشید.


27_ اصل مدیریت اولویتها:
هر انسانی در زندگی و کارش مسئولیتها و کارهای متعددی دارد که رد طول روز یا هفته یا ماه و یا سال باید انجام بدهد.
یکی از اموری که انسان را در انجام کارهایش موفق می کند تنظیم نظام اولویت بندی در کارهایش می باشد. کدام کار در اولویت است آنرا اول انجام دهید.


28_ عدم مقایسه خود با دیگران:
یکی از آفات اعتماد به نفس مقایسه خود با دیگران و تحقیر و تخریب بنای شخصیت خود است.
انسانهایی که مرتباً به دیگران نگاه می کنند و به خود و عظمت وتوانمندی های خود توجهی ندارند به تخریب اعتماد به نفس خود می پردازند.
هرگز خودش را با کسی مقایسه نمی کند بلکه همواره نگاه خود را به آینده های زیبایش که طراحی کرده و خلق خواهد کرد ، معطوف می دارد و همواره با خود می گوید: خوشا به حال من شش ماه دیگر....خوشا به حال خودم در یکسال دیگر....یک انسان خوشبخت و سعادتمند در عرصه جهان ابراز وجود می کنم و لذت می برم.
در دنیای واقعیتها می بینی نه اینکه حتماً باید ببینی تا باور کنی . باور کنید تا ببینید.


29_داشتن هدف و برنامه در زندگی:
انسانها دو دسته هستند: یکی دارای هدف هستند، می دانند در زندگیشان چه می خواهند و آینده خود را از قبل برای خود ترسیم کرده اند. درمسیر زندگی در دنیایی از اطمینان حرکت می کنید.
دیگری هیچ هدف مشخصی در زندگی نداشته و باری به هر جهت زندگی می کنند.رؤیایی در سرندارندو نمی دانند که در دنیا چه می خواهند و باید به دنبال چه باشند.
اعتماد به نفس رابطه مستقیم با داشتن هدف و برنامه در زندگی دارد.
هدف ها هستند که مقصد و مسیر زندگی را تعیین می کنند. هدفها هستند که به انسان اعتماد به نفس و انگیزه و عشق به زندگی می دهد. یک انسان هدفمند هرگز افسرده نیم شود. داشتن هدف به اعتماد به نفس انسان استحکام و زیبایی می بخشد.


30_ اصل ژست و حالت بدنی:
انسان دارای اعتماد به نفس عالی، محکم و مطمئن سخن می گوید، سر را بالا می گیرد. محکمتر گام بر می دارند. حتی سرعت راه رفتنشان از حد معمول کمی تندتر است.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

ارتباطات

کلید طلایی موفقیت انسان در عرصه زندگی ارتباطات است.

مهمترین عامل موفقیت شما در کارهایتان برقرار کردن یک ارتباط زیبا و درست با دیگران است.

بحث ارتباطات هم شامل ارتباطات شخصی می شود و هم ارتباطات حرفه ای

ارتباطات یک هنر است، کسی که زیبا ارتباط برقرار می کند یک هنرمند است.

ارتباطات: انتقال احساس و یا اطلاعات است از انسانی به انسانی دیگر.

ارتباط دو رکن دارد: 1- چه چیز در دل شما به عنوان احساس یا اطلاعات تشکیل شده است که شما می خواهی آن را به کس دیگری منتقل کنی. 2- چگونه می خواهی آن را منتقل کنی.

انسان پدیده ای در وجود خود دارد به نام دل
ارتباط بین دو انسان ، ارتباط بین دو دل است

بر هر دلی یک قفل رمزدار زده شده است که هنر انسانها در این است که آن رمز را پیدا کرده و بتوانند خانه دل انسانی را بگشایند و با او ارتباط برقرار کنند.اگر سخنی از دل برآید ، لاجرم بر دل می نشیند.

در ارتباط نه تنها باید خانه دل را گشود، بلکه توانایی اینکه پس از گشودن، در آن نقاشی زیبایی بر صفحه آن دل تصویر کنی.

به هنگام برقرار کردن یک ارتباط ، بهترین شیوه این است که شما خود را جای طرف مقابل بگذارید و با یک ذهنیت کاملا مثبت و خوب با او به گونه ای برخورد کنید که او شما را از یاز در دل بپذیرد تا پاسخ مناسب و درستی که شما انتظار دارید ، دریافت کنید.

یک ارتباط موفق به نوعی نفوذ در دیگران است.

تمام ظرافت و حساسیت برقراری ارتباطات که آن را یک هنر نامیده اند به خاطر پیچیدگی قفل رمزدار دل انسانها است.

علت بسیاری از ارتباطات موفق و زیبای بین انسانها آگاهی از ویژگیهای طرف مقابل و درک به موقع و ارائه عکس العملهای به جا و مناسب نسبت به آنها است.
مثال: شما به عزیزی که او را دوست دارید مرتب گل بدهید و یا انواع و اقسام کادوها را هدیه کنید ولی در عین حال او به گونه ای از شما گله کند که او را دوست ندارید. وقتی که علت چنین احساسی را از او جویا می شوید به شما می گوید: زیرا شما هرگز به او نگفته اید که او را دوست دارید. اگر چه منظور شما از تقدیم گل یا کادو این بوده است که به او پیام (سیگنال) بدهید که او را دوست دارید ولی او هرگز این سیگنالها و علامتهای شما را دریافت نکرده است.وحتی چنین احساسی هم نکرده است که شما او را دوست دارید و لذا از شما گله مند شده است.

فرد دیگری که او هم عزیز خود را دوست دارد گاهی برای او گلی و هدیه ای ببرد و به او بگوید که عزیزم دوستت دارم. معذالک این عزیز او را مورد گله قرار بدهد که تو مرا دوست نداری و هر چه برای او توضیح می دهد که علت این همه گل و کادو و گفتن جمله دوستت دارم برای همین بوده که به او تفهیم کنید که واقعا دوستش دارید. ولی او هرگز این سیگنالها را به درستی در دل دریافت نمی کند وچه بسا می خواهد که او را در یوش گرفته شود و یا دست نوازشی بر چهر ه اش کشیده شود تا او آن مهر و محبت و دوست داشتن را حس کند.


انسانها سه دسته هستند در ارتباط
1_ انسانهای بصری: تنها از طریق آنچه می بینند می توانند حس کنند و با طرف مقابل ارتباط برقرار کنند. بقیه کانالهای ارتباطی آنها ممکن است بسته باشد

2_ انسانهای سمعی: فقط از طریق گوش و شنیدن ارتباط برقرار می کنند و ممکن است بقیه کانالهای ارتباطی آنها بسته باشد.

3_ انسانهای لمسی: از طریق تماس فیزیکی می توانند ارتباط برقرار کنند و بقیه کانالهای ارتباطی آنها ممکن است بسته باشد.

البته ممکن است انسانی باشد که هر سه کانال را داشته باشد ، یا دو کانال را داشته باشد.

در نحوه ارتباطات انسانی آنچه را که بین همه انسانها معمولا مشترک است «لبخند» است که معنای زیبایی را برای هر مخاطبی ارئه می دهد.

گشاده رویی یاز نیکی است.

لبخند ؛ دق الباب محبت است.

لبخند را تمرین کنید.
لبخند مهر شما را در دل طرف مقابل قرار می دهد.

اصولی برای ارتباط: اصل اول: لبخند اصل دوم: تعریف از دیگران اصل سوم: نوشتن نامه

انسانها در راستای فطرت و ذات خود دوست دارند که مورد تعریف و تمجید و ستایش دیگران قرار بگیرند.

در برخورد با دیگران ضمن لبخند زیبای خود ، آنها را مورد تعریف و تمجید و ستایش قرار دهید. نه تنها برای بالا بردن اعتماد به نفس خوب است بلکه احساس خوبی به شما پیدا می کنند و دلهای شما به هم نزدیک می شود.

شیوه دیگری که تکنیک خوبی برای ایجاد و یا تقویت یک ارتباط زیبای انسانی است؛ نوشتن نامه است.

انسانها خیلی از مطالبی را که در حضور نمی توانند بگویند، در نامه می توانند بنویسند.

نوشتن نامه می تواند بسیاری از اختلافات را حل کند ویا بنای جدیدی از یک ارتباط زیبا را بنیانگذاری کند.

در نوشتن نامه به سه اصل بسیار مهم توجه کنید:
1_ در یاز نامه به گونه ای بسیار صادقانه و ظریف از طرف مقابل تعریف کنید.
2_ احساس قلبی خود را نسبت به او بیان کنید.
3_ مقصود خود را از این ارتباط مکتوب با ظرافت هر چه تمامتر بنویسید.

گاهی مواقع برای خدا هم نامه بنویس که چه احساسی داری و از او سپاسگذاری کن.

شکر نعمت ؛ نعمتت افزون کند.

برای خدا بنویس که چه اهداف زیبایی داری و از او کمک بخواه

ارتباطات درست و مؤثر عامل بسیار خوبی برای ارتقاء کیفیت زندگی انسانها و رسیدن به مدارج عالی موفقیت در کسب ثروت و معنویت و علم و سایر دستاوردهای یک زندگی خوب می باشد.

ارتباط برقرار کنید . دلها را به دست آورید و کیفیت زندگی خود را عالی کنید.


نامه ای به خدا
سلام ای محبوب من ، ای معشوق من و ای زیبای من، ای خدایی که با همه وجود دوستت دارم.
اینک فرصتی است تا با تو سخن بگویم. خدایا این عزت مرا بس است که من بنده تو هستم. و این افتخار مرا کافی است که تو پروردگار منی، تو آنچنانی که دوست دارم.
مرا آنچنان قرار بده که دوست می داری. ای خدای بزرگ و ای کمال مطلق، ای خدایی که مرا به تکنولوژی عشق فرا خواندی و آنگونه اراده کردی که در این مقطع از تاریخ زندگی من تحولی ایجاد شود. اینک من به عنوان دانشجوی موفق تکنولوژی فکر در مسیر زندگی ، راه نوینی را یافته ام. راهی که برای من دستاوردهای بزرگی از تحول ، موفقیت و سعادت را به دنبال دارد. ای خدای رحمان اینک در زندگی من نقطه عطفی ایجاد شده است و من تولدی دوباره یافته ام.
و می روم تا با اعتماد به نفسی عالی ، باورهای درست و با افکاری مثبت و هدفمند از زندگی خود یک شاهکار بسازم ویقین دارم که در این مسیر ، تو در هر لحظه و همه جا همراه من خواهی بود و به من کمک خواهی کرد.
ای مونس تنهایی های من ، اینک من به عنوان یک انسان ، به عنوان جانشین تو روی کره زمین می روم تا با فرماندهی درست سفینه وجودم را به جزایر قشنگ زندگی سفر کنم و از لحظه لحظه های زندگیم لذت ببرم.
ای خدای آسمانها و زمین ؛ امروز این بنده کوچک تو در نهایت تواضع و خشوع و با عشق و احساسی بی نظیر به شناخت مجدد تو پرداخته است. و من اینک از تو باور دیگری دارم. یقین دارم که تو واقعا مرا دوست داری و من با تمام وجودم به تو عشق می ورزم.
ای محبوب من ! من عشق را از تو آموخته ام واینک به تمام کائنات ، حیوانات ، گیاهان و همه انسانها عشق می ورزم و یقین دارم انچه از تو و مظاهر این دنیا به من می رسدخیر مطلق است و تو مرا از هر گونه شری در امان نگه می داری.
ای خالق من ای که از روحت در من دمیدی و مرا اشرف مخلوقات خود خواندی و آسمانها و زمین را به تسخیر من در آوردی. اینک من به عنوان انسانی بزرگ و صاحب اقتدار و شخصیت می روم تا در عرصه این دنیا اظهار وجود کنم و با سایر انسانها عالیترین رابطه ها را برقرار کنم.
ای محبوب زیبای من ، به تو قول می دهم اینک که خود را بازیافته ام و با تکنولوژی فکر نظام تفکر و باورهای خود را متحول ساخته ام ، میروم تا انسانی بزرگ ، با شخصیت ، امین، صادق، استوار،قاطع،مصمم، صمیمی، مهربان و متواضع باشم. با سلاح عشق و ایمان و با استفاده از قدرت بیکران فکر و ضمیر ناخودآگاه خودم زندگی زیبایی را یاز کنم.و در همه عرصه های زندگی طوفانی از موفقیت به پا کنم.
ای خالق همه هستی ، ای کسی که همه ما را دوست داری اینک ما دانشجویان تکنولوژی فکر به پاس این لطف و محبت تو و به پاس این موفقیت بزرگ که امروز برای ما حاصل شده است ،میرویم تا این پیام عشق را پیام تکنولوژی فکر را که در حقیقت تکنولوژی عشق و معرفت الهی است.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

چگونه با تکنولوژی فکر به طراحی آینده و هدف گذاری در کار و زندگی بپردازیم

طراحی سرنوشت

هدف در دنیای انسان مهمترین عامل حرکت و خلق آینده های زیبا است.
انسان هدفمند با شور و هیجان به خلق اهداف در زندگی می پردازد. هدف ها هستند که مقصد و مسیر یک زندگی را روشن می کنند.
هدفها همچون منابع نور در مسیر حرکت انسان ، یک زندگی را روشن می کنند و به حرکتها معنا می بخشند.

انسانی در زندگیش به دستاوردی می رسد که رؤیایی در سر داشته باشد.

فاصله داشتن هر پدیده ای و نداشتن آن فقط یک «خواستن» است و خواستن یک اندیشه زیبا است که از یک هدف عالی نشأت گرفته است. انسان است و هدفهایش

هدفها عامل موفقیت هستند و بی هدفی ها فراهم کننده معنای تلخ شکست

اگر شما در طراحی آینده خود قصور کنید مثل این است که شما مشغول طراحی برای شکست زندگی خود هستید.

If you fail to plan you plan to fail

فاصله شکست و موفقیت ، یک طراحی زیبای آینده است.

داشتن هدف و برنامه در زندگی به انسان حرکت می دهد، انگیزه می دهد،اعتماد به نفس می دهد، نشاط می دهد و در انسان انرژی می آفریند. هدفها مقصد و مسیر زندگی را روشن می کنند.



چگونه هدفها را طراحی کنیم:

مرحله 1_ لیست کلیه هدفهایی که دوست دارید به آنها برسید را تهیه کنید.
هدفهای مادی ، معنوی، علمی،ارتباطی،روحی،روانی و احساسی و خلاصه کلیه دستاوردهایی که اگر در زندگی شما از الان تا آخر عمر حاصل شود ، شما خشنود و راضی خواهید بود.

مرحله 2_ زمانبندی در هدف.
برای لیست اهداف خود یک دوره از زمان در نظر بگیرید. زیرا هدف بدون زمان هیچ ارزش عینی ندارد.
انسان وقتی برای یک هدف ارزش قائل است که زمان معینی را برای خلق آن هدف در نظر گرفته باشد.
تعیین زمان برای هر هدف یک تخمین است.

مرحله 3_ تعیین اولویتها در هدف.
با مراجعه به لیست هدف بر اساس اولویت دسته بندی کنید. اولویت ها می توانند بر اساس زمان و موعد هدف باشد و یا اینکه بر اساس اهمیت آن هدف باشد.

مرحله 4_ ایجاد انگیزه برای هدف.
رسیدن به هر هدفی انگیزه و تلاش می خواهد و به دست آوردن انگیزه برای هر حرکتی متقاعد کردن خود و ضمیر ناخودآگاه ما است.
در این مرحله برای هر هدفی یک دو پاراگراف مطلب می نویسیم که چرا؟
یعنی شرح می دهیم که «چرا» من بادی به این هدف برسم واگر نرسم چه خسران و زیانها عاید من و زندگی من خواهد شد.
به این موضوع می گویند: «قدرت چرا»
باید به اندازه کافی برای خود دلیل بیاوریم که چرا حتماً باید این هدف را خلق کنید.

مرحله 5_ برنامه ریزی برای رسیدن به هدفها.
برنامه ریزی برای رسیدن به هر هدفی از لازمه های خلق آن هدف است.
نفس یک هدف بدون برنامه ریزی برای رسیدن به آن یک حرکت جدی را فراهم نمی کند.
برای رسیدن به هر کدام از اهدافی که تعیین کرده اید یک روشی برای رسیدن به آن هدف هم تعیین می کنید.

مرحله 6_ یک اقدام اولیه.
این مرحله را فردای بعد شب قدر انجام دهید.
مثال: اگر هدف شما خرید یک اتومبیل زیبا در 2 سال آینده است. شما باید فردای بعد از شب قدر خود را در یک فرصت مناسب به طور جدی به یک نمایشگاه شیک اتومبیل بروید و درست مانند انسانی که میلیونها تومان پول در جیب دارد و حالامی خواهد یک اتومبیل ایده آل خود را بخرد.
این حرکت زیبا و خیلی جدی این نکته را به ضمیر ناخودآگاه شما القاء می کند که مراسم شب احیاء و طراحی سرنوشت کاملا جدی و معقول است.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

چگونه به خلق اهداف طراحی شده بپردازیم:

1_استفاده از قدرت جسم
اولین اصل در موفقیت و خلق یک هدف حرکت و اقدام و تلاش برای رسیدن به آن هدف است. همه چیز در دنیای یک انسان در سایه تلاش بدست می آید.
اولین اصل در رسیدن به یک هدف اقدام و تلاش مستمر است.
هدفها در سایه تلاشها حاصل می شوند و انسانهای موفق افراد پرتلاش و خستگی ناپذیرند.
کارو تلاش در شما دنیایی از اشتیاق را ایجاد می کند.
انسانها باید کاری را برای خود به عنوان شغل اختیار کنند که دوست داشته باشند.
لذت بردن از کار و شغل شرط اصلی ادامه آن کار است.

2- استفاده از قدرت فکر یا قدرت ضمیر ناخودآگاه
انسان باید علاوه بر استفاده از قدرت جسم خود از قدرت ماوراءالطبیعه خود نیز در خلق هدفهایش استفاده کند.

ضمیر ناخودآگاه انسان: مسئولیت ساختن نظام باورها و ایجاد اعتماد به نفس در انسان. روحیه انسان را در هر لحظه می سازد. ارتباط با شعور نامحدود جهان و فراهم آوردن اسبابو وسایل هر هدفی است که انسان می خواهد به آن برسد.

ضمیر ناخودآگاه قدرت بیکران شما برای خلق اهداف آینده شما است.
مهمترین سیگنال و فرمان ورودی به ضمیر ناخودآگاه شما، اندیشه شما در هر لحظه است.

انسانهایی که مثبت و امیدوارانه می اندیشند به هدفهای خود می رسند.

نحوه به کارگیری و برنامه ریزی کامپیوتر ضمیر ناخودآگاه برای خلق هدفها:
ارائه اطلاعات درست و مناسب به سیستم کامپیوتر ، اولین شرط دریافت حاصل خوب از این کامپیوتر (ضمیر ناخودآگاه ) است.
سیگنالهای ورودی به ضمیر ناودآگاه از طریق حواس پنج گانه و هر رشته فکری انسان است.
یکی از راههای ارسال سیگنال مناسب و حاصل آفرین در ضمیر ناخودآگاه « جملات تأکیدی مثبت» است.
جمله مثبت در مورد خودتان بنویسید و بگوئید.
نمونه:
من انسان موفق و شادابی هستم.
خدای رحمان مرا بسیار دوست دارد و در همه امور به من کمک می کند.
در دنیای من همه چیز به گونه ای دیرگ است.
برای من از آسمان همواره خیر می بارد.
هر آنچه از جانب خدای رحمان به من برسد خیر مطلق است.
مال و ثروت هر روز به سمت من جذب می شود.
من در دنیایی از معنویت و عشق الهی زندگی می کنم.
خدا پیشاپیش من حرکت می کند.
من انسان ثروتمند و توانمندی هستم.
ثروت ، سلامت ، معنویت و آرامش سرمایه های زندگی من است.
من انسان خوشبختی هستم.
من شاهکار خلقت خداوند هستم.
هر روز خداوند دری از درهای رحمت خودش را برایم می گشاید.
من همیشه شاد و خندان هستم.
در هر مکانی که باشم در جستجوی زیبائیها هستم.
زندگیم سراسر به سوی عالی تر شدن است.
همه مسائل کتاب زندگی من حل شدنی است.
من به توانایی خود در رسیدن به اهدافم ایمان دارم.
من جاذب ثروت و مغناطیس موفقیت و خوشبختی هستم.
هر روز بیشتر از قبل شاهد بارش رحمت الهی به سوی خود هستم.


تصویر سازی ذهنی ، روش قدرتمندی برای خلق هدف ها:
در کنار جملات تأکیدی مثبت می توانید از تصویر ذهنی شما که شما را در حالت هدف محقق شده خود نشان می دهد می تواند دنیایی از اطلاعات را به ضمیر ناخودآگاه شما القاء کند.
مثال: یکی از اهداف شما خریدن یک اتومبیل زیبا است شما می توانید در ذهن خود مجسم کنید که دقیقاً همان اتومبیل را خریده اید.

هر تصویر زیبا وقتی با مداومت و تکرار برای ضمیر ناخودآگاه شما ارسال می شود با تلاش شما همراه شد و روزی عین ان تصویر در دنیای واقعیتهای شما مصداق پیا می کند.

ثروتمندترین انسانها کسانی هستند که بیشتر و بهتر از بقیه توانسته اند خیالپردازیهای مثبت کنند.

هدفهای خود را مرتباً در ذهن خود در شرایطی ببینید که گویی برای شما خلق شده است. خود را به عنوان یک انسان موفق که توانسته اید هدفهای خود را خلق کنید ، ببینید.

آنچه را در ذهن خود تخیل می کنید، باور کنید.
یقین داشته باشید که آنچه را باور کنید. در دنیای واقعیتهای خود خواهید دید.

به ما گفته اند: من تا نبینم باور نمی کنم.
اما شما باور کنید تا آن را ببینید.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

حل مسائل زندگی

چگونه با مسائل زندگی مواجه شویم و آنها را قدرتمندانه حل کنیم و از زندگی خود لذت ببریم؟
چگون مسائل زندگی را عالی حل کینم و لذت ببریم؟
همواره در زندگی شما اتفاقات زیبا و پرحاصل و نعمت آفرین رخ می دهد.
با چنین تحولی که در شما رخ داده است ، هر آنچه را که از جانب خدای رحمان بر شما برسد، خیر مطلق است و خداوند رئوف شما را از هر گزندی در امان نگه می دارد.
قانون زندگی قانون باورها است.
رخدادهای زندگی شما باید در راستای باورها و اندیشه های زیبای شما اتفاق بیفتد. این بدان معنی است که در دنیای شما نباید هرگز مشکل و مسئله ای رخ بدهد که شما زا ان آسیب ببینید و در نتیجه کیفیت زندگی شما خراب شود.

اتفاقات به ظاهر نامطلوب برای یک انسان حتماً حاوی یک خیر یا خیرهایی هست که در ظاهر نازیبای آن مشهود نیست و خداوند رحمان در دل آن مسئله برای ما خیری نهاده است که ما باید ظاهر نازیبای آن مسئله را به کنار بزنیم و خیر زیبای آنرا پیدا کنیم. مشکلات در زندگی شما الطاف خفیفه الهی هستند که به شکل و به ظاهر نامطلوبی برایتان نمود پیدا کرده اند. درایت و هشیاری شما حکم می کند که آن خیر و آن لطف را از کُنه آن مسئله پیدا کنید و منتفع شوید.


مشکلات در کار و زندگی چیستند و چه تأثیری می توانند در زندگی ما داشته باشند؟
زندگی بدون مشکلات برای یک انسان می تواند فاجعه آمیز باشد.
زندگی بدون مشکلات ، انسان را به آب راکدی تبدیل می کند که می ماند ، می گندد و متعفن می شود.
چالش ها و مشکلات به زندگی هیجان و روح می بخشند.
انسانها زمانی قدر عافیت را می دانند که به مصیبتی و به مشکلی گرفتار آیند.
مشکلات هشدارهایی است در زندگی انسانها تا انها قدر لحظه های بدون مشکل را بدانند و از زندگی خود لذت ببرند.
مشکلات جوهر وجود انسان را صیقل و جلا می دهد و روح انسان و ظرفیت آدم را بزرگ می کند.
انسانهای بزرگ و موفق کسانی هستند که بیشتر از همه با مسائل و مشکلات کار و زندگی مواجه بوده اند و آنها را حل کرده و موفق شده اند.

منطقه راحتی comfort zone
انسان در مرکز دایره ای قرار دارد به نام «منطقه راحتی»
شعاع این دایره بستگی به ظرفیت او دارد. هر چه منطقه راحتی انسانی بزرگتر باشد بیشتر از زندگی خود لذت می برد.
اگر اتفاقی که برای انسان رخ می دهد ، در داخل آن دایره قرار بگیرد و در ان صورت آن اتفاق هیچ تأثیر ناگواری بر او نمی گذارد.
اگر اتفاقی برای یک انسان رخ بدهد که خارج از دایره راحتی او باشد. آنگاه به عنوان یک مشکل و یا مسئله برای او تلقی می شود ممکن است روحیه خود را ببازد و شدیداً نگران شود.
انسانهایی که دارای دایره راحتی بزرگی هستند در مقابل مسائل زندگی بسیار آرام هستند و روحیه ای بسیار عالی دارند و هرگز نگران نمی شوند و زا زندگی خود بیشتر و بهتر لذت میبرند.
انسانها هر چه بیشتر با مسائل زندگی مواجه شوند و آنها را حل کنند دایره راحتی آنها بزرگتر است.

خاصیت مشکلات برای آدمی: ظرفیت انسان را بزرگتر می کند. نگاه انسان را به زندگی رفیع و عالی می سازد. انسان به کوهی تبدیل می شود که در مقابل مشکلات زندگی محکم و راست قامت می ایستد. انها را حل می کند و از لحظه لحظه های زندگی لذت می برد.


هر مشکلی در زندگی در حکم فرصتی است برای ارتقاء ، برای بزرگ شدن، برای با تجربه شدن و برای استوار کردن وجود راست قامتی برای مواجه با مسائل آتی زندگی.

چگونه با مسائل و مشکلات زندگی مواجه شویم و آنها را حل کنیم؟
شما چگونه ضمیر ناخودآگاهتان را که ساده لوحانه و در عین حال قدرتمندانه در خدمت شما است.به خدمت بگیرید و او را هدایت کنید تا تمام قدرت بیکرانش را به کار گیرد و به شما کمک کند.
تشبیه ضمیر ناخودآگاه به یک کودک خردسال دلیل علمی دارد زیرا ضمیر ناخودآگاه بدون هیچ قضاوتی گوش به فرمان شما است. تا شما چه بگوئید و این ضمیر را چگونه هدایت کنید.
تمام هنر انسان این است که با اندیشه هایش ، با حرکاتش، با سخنهایش ، با واژه هایش به گونه ای این ضمیر را هدایت کند تا عالیترین بهره برداری را از او به عمل آورد.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

اصولی که برای هدایت ضمیرناخودآگاه لازم است تا مسائل را حل کنیم:

1_ نگاه به مسئله:
نگاه ما به یک مسئله و یا مشکلی که در زندگی ما اتفاق افتاده است ، این نیست که مثلاً خداوند به ما خشم کرده و ما را اینگونه دچار مشکل و یا مسئله ای کرده تا ما را در این دنیا عذاب می دهد.
بلکه «نگاه ما» این است که این خیری است از جانب خدای رحمان و این مشکل فرصتی است در لباس مبدل برای ما تا ان را تجربه کنیم و از هر نظر ارتقاء پیدا کنیم.
نگاه ما به مسائل زندگی نگاه بر فرصتها است. نگاه به فرصتهای طلایی است که ما از آن بوته امتحان الهی با موفقیت بیرون بیائیم و بهره بگیریم.

2_ تغییر در واژگان:
شما امروز به خوبی می دانید که هر واژه را که به کار می برید تأثیر خاصی بر ضمیر ناخودآگاه دارد.
مثال : من خسته ام واژه «خسته» اثر نامطلوب در ضمیر ناخودآگاه دارد و کودک ساده لوح ضمیرناخودآگاه که هیچ قضاوتی ندارد در مقابل واژه «خسته» ، یک روحیه خسته ایجاد می کند.
من آرام هستم باعث روحیه آرام در شخص می شود.
من شکست خوردم باعث روحیه شکست می شود.
به جای کلمه شکست بگوئید: من تجربه ای کسب کردم.
واژه تجربه برای ضمیر ناخودآگاه مفهوم آموختن و درس گرفتن را تداعی می کند و لذا نه تنها روحیه را خراب نمی کند بلکه روحیه امید و خوشحالی ایجاد می کند.
نگاه متفاوت نسبت به مسئله خود و هرگز نباید در مقابله با مسائل واژه نامناسب به کار ببرید.
هرگز نگوئید عجب بدبختی گرفتار شدیم و یا اینکه چه مصیبتی است و یا چرا من مشکل دارم.... مراقب واژه های خود باشیدو بگوئید: برای من مسئله ای پیش آمده است که البته آنرا حل خواهم کرد و موفق خواهد شد.

مقایسه کلمات «مشکل» و «مسئله»
کلمه «مشکل» برای ضمیر ناخودآگاه یعنی پدیده ای که خیلی سخت است و ممکن است حتی لاینحل باشد. توسط ضمیرناخودآگاه در شما روحیه آدم مشکل دار را ایجاد می کند. بعد هم این ضمیر هیچ کاری در جهت حل آن نمی تواند بکند و نمی کند.
کلمه « مسئله» ضمیر ناخودآگاه شما می داند که مسئله به چیزی اطلاق می شود که قطعاً راه حل دارد. مسئله مترادف است با «حل». ضمیر ناخودآگاه اولاً روحیه خوبی در شما ایجاد می کند . ثانیاً در کل کائنات و جهان هستی می گردد تا ببیند که چه کسی و یا چه کسانی و یا چه امکاناتی می توانند در مسیر شما قرار بگیرند. حرکتی در جهت حل مسئله شما بنمایند.

3_ یاد و اتکاو اعتماد به قدرت و یاری خدای رحمان
انسان در مواجهه با مسائل قبل از هر چیز به روحیه بسیار خوب و امید و حمایت و پشتیبانی از سوی منبعی قدرتمند نیاز دارد.
با ارتباط با خدا، به خدا تکیه کردن، یقین به اینکه خدا کمکش می کند، انسان در نهایت اقتدار در مقابل مسائل زندگی می ایستد و با روحیه مسئله را حل می کند.
خدا: از من بخواهید ، من به شما می دهم.
خدا منبع بی نهایت قدرت و عظمت است که در هر لحظه آدمی را یاری می دهد . او بهترین تکیه گاه است . خدا مطمئن ترین تکیه گاه است.
همواره به او تکیه کن و از او کمک بخواه ، زیرا که خداوند ترا کفایت می کند.
انسانهایی که تقوای خدا را پیشه می کنند و به او تکیه می کنند ، خداوند راه نجات را به آنها نشان می دهد.

4_ اعتماد به نفس و خودباوری:
اعتماد به نفس و خود باوری عامل بسیار مهمی در مواجه شدن موفقیت آمیز با مسائل زندگی است.
انسانهایی که خود را باور دارند همچون کوهی در مقابل مسائل زندگی می ایستند و آنها را حل می کنندو لذت می برند.
می اندیشید و راه حل پیدا می کنید . برخود و خدای خود تکیه می کنید و به روحیه ای عالی می رسید . راه حلهای مختلف را مورد بررسی قرار می دهید و بهترینش را مورد بررسی قرار می دهید و بهترینش را انتخاب کنید. می اندیشید و خلق کنید.

5_ «چگونه» به جای «چرا»
انسانهای ضعیف النفس در مقابل هر رویداد به ظاهر نامطلوبی فریاد گله و شکایت را از زمین و زمان سر می دهند و مرتب می گویند: چرا؟
مثلاً: چرا این بلا به سر من آمد... چرا خدا با من بد کرد.... چرا همه چیز برای من خراب می شود.... چرا .... چرا...؟
انسان با این چراهای خود نه تنها روحیه خود را خراب می کند بلکه درهای رحمت خداوند را به روی خود می بندد.
ضمیر ناخودآگاه انسان در مقابل واژه چرا به بن بست می رسد. و نه تنها ساده لوحانه در مقابل واژه «چرا» یک شکست را می پذیرد و به دنبال آن یک روحیه خراب در انسان ایجاد می کند. بلکه هیچ تلاشی برای حل ان مسئله انجام نمی دهد. در نتیجه انسان در وادی مشکلات خود مستأصل می ماند و راهی به جایی نمی برد.
واژه «چگونه» : زیباترین واژه های موفقیت بشر
واژه «چگونه» هم در انسان روحیه عالی می سازد و هم درهای رحمت خدا را به روی ما باز می کند.
انسانهاي موفق و سعادتمند انسانهايي هستند كه مرتب از خود سئوال مي كنند كه چگونه مي توانم مسائل خود را عالي حل كنم؟ چگونه مي توانم ارتباطي زيبا برقرار كنم؟ چگونه مي توانم به هدفم برسم؟ چگونه مي توانم فردي را از خو راضي كنم؟ چگونه مي توانم آينده زيبايي را براي خود طراحي كنم؟
يكي از اصول بسيار مهم در حل موفقيت آميز مسائل زندگي پرسش است.
كساني كه خود را در چراها غرق مي كنند، براي خود دامي پهن مي كنند و خود را در آن دام گرفتار مي نمايند.... چرا هيچ دردي را دوا نمي كند؟
چگونه راه را نشان دهد؟ ...... همواره بپرسيد چگونه؟

6_ پرسش هاي طلايي
يك سئوال مناسب و به جا مي تواند ضمير ناخودآگاه را به حركت درآورد و مسئله ما را عالي حل كند.
به هنگام بروز مسائل و مشكلات كار و زندگي اينكه چگونه با آنها مواجه شويم و خود را مورد پرسش قرار بدهيم، بسيار مهم است.
كيفيت زندگي شما را نوع سئوالاتي تعيين مي كند كه شما از خود مي كنيد.

چهار سئوال اساسي در هنگام روبه رو شدن با مشكلات:
سئوال 1 _ اين رخداد چه پيام مثبتي براي من دارد؟
ضميرناخودآگاه با دريافت اين سئوال ، ساده لوحانه مي پذيرد كه اين اتفاق و يا مسئله اصلا موضوع خطرناك و يا فاجعه آميزي نيست، بلكه تنها رخدادي است كه بايد در كل جهان هستي جستجو كند و پيام مثبت آنرا به دست آورد و به شما منتقل كند.

سئوال 2_ چه نكته خوب و جالبي در حل اين مسئله براي من وجود دارد؟
اين اتفاقي كه افتاده است يك مسئله است كه قطعا حل مي شود. ابتدا روحيه عالي مي سازد و بعد راه حلهاي مناسب و مفيد را جستجو و ارائه كند.

سئوال 3_ من چه بايد بكنم تا اين مسئله آنطور كه دلخواه من است حل شود؟
اين سئوال اين اقتدار را ايجاد مي كند كه من اسير مسئله نيستم. بلكه مسئله و مشكل اسير من است.
من به دنبال اين هستمكه چكنم تا آنطور كه دلخواه من است ااين مسئله حل شود نه اينكه هر چه پيش آيد، انسان را به موضع قدرت مي برد.
قرار است مسئله من حل شود آنطور كه من مي خواهم.

سئوال 4_ من فوراً چه اقداماتي بايد انجام دهم تا ضمن حل اين مسئله از مراحل حل آن هم لذت ببرم؟
پس از 3 پرسش اوليه نوبت به اقدام و تصميم و حركت براي حل مسئله است.
يك انسان مثبت انديش با دنيايي از عشق و ايمان به حل موفقيت آميز مسئله از اولين لحظه اي كه اقدام به حل مسئله مي كند، در دنيايي از اميد لذت مي برد تا زماني كه مسئله كاملا حل شود و به نقطه پايان خود برسد.
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1487
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 16 بار
سپاس‌های دریافتی: 209 بار

پست توسط ALIAGHAKHAN »

علل عدم موفقيت و ناكامي بعضي از انسانها

علائم و نشانه هاي انسانهاي ناكام و ناموفق

1_ بد فكر مي كنند و افكار منفي ، مخرب و يأس آور دارند و مرتباً آيه يأس مي خوانند و مي گويند: نمي توانم، نمي شود، غيرممكن است و....

2_ مرتب به خاطرات منفي فكر مي كنند و روحيه خود را خراب مي كنند.

3_ ترس از آينده دارند و مرتب تخيلات منفي و غلط ترسيم مي كنند.

4_ مرتب با افرادمنفي نگر در تماس هستند و الهام منفي از آنها مي گيرند و به ضمير ناخودآگاه خود مي فرستند.

5_ خود را باور ندارند و اعتماد به نفس ضعيف دارند.

6_ در ارتباطات ضعيف هستند و قدرت ابراز وجود ندارند.

7_ در دنيايي از شك و ترديد زندگي مي كنند و نمي توانند تصميم بگيرند.

8_ دچار توهم و ترس هستند ( ترس از آينده، ترس از انتقاد، ترس از شكست)

9_ افكاري فقيرانه و مأيوسانه و شكست ناپذير دارند و معمولاً بخيل هستند.

10_ به خدا توكل نمي كنند و دنياي خود را خيلي محدود و كوچك مي بينند.


ثروت و تكنولوژي فكر

واژه ثروت در تكنولوژي فكر شامل هر دستاوردي در زندگي مي شود.
همه آنچه را كه انسانها مي انديشند و خلق مي كنند ، نوعي ثروت است.
پول ثروت است. علم ثروت است. معنويت و كمال ثروت است. تقوي ثروت است. يك ازدواج موفق ثروت است. آرامش و نشاط ثروت است.
فقر عامل رو سياهي انسان در دنيا و آخرت است.
هر كس معاش ندارد ، نمي تواند دين داشته باشد.

اصول جهت كسب ثروت

1_ فكري ثروت جويانه داشته باشيم.
همه چيز در دنياي يك انسان از انديشه شروع مي شود. انسانهاي ثروتمند ، ثروت خود را ابتدا در كارگاه توليد فكر خود ، خلق مي كنند. انسانهايي كه فقيرانه مي انديشند و احساس فقر مي كنند ، نمي توانند به ثروت برسند.
فكر ثروت جويانه زماني در انسان ايجاد مي شود كه آدمي باور ثروت آفريني داشته باشد.
(آنچه را كه شما باور كنيد ، مي بينيد)
تنها سرمايه ؛ باور داشتن خود است.
خدا براي آدميان ثروت را به گونه اي قرار داده است كه به دست آوردن آن رابطه مستقيم با باورهاي آنان دارد و فاكتورهاي باور ، فاكتورهاي تعيين كننده اي است كه مي تواند ميزان آنرا مشخص كند.
ضمير ناخودآگاه در وجود انسان به صورت سيستمي قدرتمند براي كسب ثروت و يا هر خواسته ديگر عمل مي كند.

2_ خود را ثروتمند احساس كنيد و در كمال ثروت و رفاه ببينيد و انفاق كنيد.
تخيل و تصوير سازي ، ورودي و فرمان بسيار كارسازي براي ضمير ناخودآگاه است.
همواره خود را ثروتمند ببينيد و تجسم كنيد كه خداي رزاق به شما روزي فراخي داده است و حتي در توان خود انفاق كنيد تا ضمير ناخودآگاه شما باور كند كه شما ثروتمند هستيد تا اينكه شرايط يك انسان ثروتمند در شما فراهم كند.
هميشه به ثروتهاي بيكراني كه در آينده به دست خواهيد آورد ، بينديشيد.
بگوئيد: من ثروتمندم و براي آن خداي رزاق را بسيار شاكر هستم.
ببخشيد ؛ هر چند اندك است.... نفس بخشش مهم است تا او در شما باور يك انسان ثروتمند را بسازد.

3_ با ارتباط عالي با خداي رزاق ، طلب روزي و رزق حلال كنيد.
بخواهيد تا به دست آوريد.... ask and you shall receive
مرا بخوانيد تا اجابت كنم شما را ....
تقاضاي مال و ثروت حلال است. انسانهايي كه به خدا تكيه مي كنند و از او تقاضاي مال حلال مي كنند ، اين اميد را دارند كه خداوند مسبب الاسباب است و خدا روزي دهنده است و خداوند چاره ساز است و تمام اين باورهايي كه ما نسبت به خداي رزاق داريم به ضمير ناخودآگاه اين نويد را به عنوان يك سيگنال مثبت مي دهد كه بخواه و مي شود

4_ به پول و ثروت عشق بورزيد و آنرا طلب كنيد
شرط اصلي براي رسيدن و خلق يك پديده ، عشق ورزيدن به آن است.
كساني كه مي گويند: پول چرك دست است يا مال و منان دنيا باعث دردسر است.
با چنين طرز تفكري نمي توانند ثروتمند شوند.
شما هر آنچه را كه محكوم كنيد ، آنرا از دست مي دهيد....you loos what you condemn
شرط رسيدن به يك هدف و يك دستاورد ، عشق ورزيدن به آن است.
آنجا كه شما با احساس و يا علاقه به چيزي فكر مي كنيد و آنرا طلب مي كنيد ، اين ضمير يك فرمان قدرتمند دريافت مي كند و خود را موظف مي داند كه در جهت خلق آن خواسته بكوشد و با هماهنگ كردن كل كائنات اسباب و وسائل خلق آن پديده را فراهم كند.
شما اگر مي خواهيد ثروتمند شويد. نسبت به پول و ثروت به عنوان ابزار و وسيله بسيار خوب و زيبا عشق بورزيد و آنرا عاشقانه طلب كيند.
به نمادهايي از ثروت (اسكناس،چك،شمش طلا و...) بگوئيد كه من عاشق شما هستم وبه ثروت حلال به عنوان وسيله و ابزارهاي موفقيت در زندگي عشق مي ورزم.

چنين برخوردي با نمادهاي ثروت : احساس ثروتمند بودن را به شما مي دهد، به ضمير ناخودآگاه شما فرمان قدرتمندي مي دهد تا او را در جهت تحقق اهداف مالي و اقتصادي شما تلاش كند.
گاهي ما فكر مي كنيم كه كسب ثروت و پول با معنويت و نزديكي با خداي رحمان منافات دارد. اين يك باور غلط است.


5_ حدو ميزان در خواست مالي خود را تعيين و زمان حصول آنرا كاملا مشخص كنيد.
نفس هر هدف بايد كاملا واضح و زمان رسيدن به آن از قبل مشخص باشد. شما بايد دقيقاً حدو ميزان ثروت را تعيين كنيد و زمان مشخصي را به آن اختصاص دهيد.
وضوح در هدف و زمان آن عامل بسيار تعيين كننده براي ضمير ناخودآگاه است.
تكنولوژي فكر : وضوح ؛ قدرت مي آفريند.
با كودك ضمير ناخودآگاه خود واضح سخن بگوئيد و درخواستهاي خود را خيلي صريح بيان كنيد.

6_ براي رسيدن به ثروت در زمان معين برنامه ريزي كنيد.
هدف گذاري به تنهايي كافي نيست بلكه براي رسيدن به هدف (ثروت) در زمان معين ، نيازمند برنامه ريزي و تعيين مسير رسيدن به آن هدف يا ثروت است.
براي رسيدن به اهداف مالي خود راه حل هاي اوليه لازم است نه به اين معنا كه شما دقيقاً همين راه حل را دنبال كنيد. ضمن دنبال كردن راه حل هاي اوليه ذهنتان را باز بگذاريد تا از راه حل هاي جديدتر و بهتري كه ضمير ناخودآگاه شما به ذهن شما مي اندازد، استقبال كنيد و خيلي سريعتر به مقصد برسيد.
انعطاف پذيري در راه رسيدن به هدف بسيار مهم است.
مرتباً راه حلهاي خود را تغيير دهيد تا بهترين آن براي شما پيدا شود.

7_ ارقام بزرگ را به ارقام كوچكتر و در زمانهاي كوتاهتر تبديل كنيد و منتظر قطرات اوليه باشيد.
اگر هدف يك رقم بزرگ مالي باشد ، زمان زياد و طولاني مي خواهد و ممكن است از نظر شما غير ممكن باشد و اين احساس منفي است كه شما را در تلاش متوقف مي كند.رقم هاي بزرگ را به ارقام كوچكتر در زمانهاي كوتاهتر تبديل كنيد.
مسئله مهم ايجاد باور و روحيه اميدواري در شما است كه آري شما مي توانيد هر هدف معقول مالي را خلق كنيد.
يكي از قانونمنديهاي انسان در جهان هستي اين است كه بايد منتظر قطرات اوليه بود.
هنگامي كه قطره هاي اوليه ثروت بچكد، به دنبال آن ثروت انبوه سرازير مي شود.
وقتي قطره هاي اوليه بچكد ، بعداً شرشر مي ريزد....when it rains it pours
راهاي بزرگ با برداشتن قدمهاي كوچك آغاز مي شود.

8_ مرتب اقدام كنيد و خود را مغناطيس ثروت احساس كنيد تا آنرا جذب كنيد.
دستاورد در سايه تلاش است. فكر مثبت و باور درست شرط لازم است ولي كافي نيست.
تلاش مستمر براي كسب ثروت ، لازمه رسيده به هدف است.
آنچه كه تلاش شما را ثمر بخش مي كند ، احساس شما است كه خود را مغناطيس ثروت احساس كنيد و بدانيد كه با هر تلاش شما اسكناس ها به سوي شما پر مي كشند.
قدمهاي كوچك را براي رسيدن به هدفهاي بزرگ خود دست كم نگيريد.
اين قانون موفقيت است. اقدام .... اقدام.... اقدام... اين رمز پيروزي
گنج در ماوراء اقدام است. باور ثروت جويانه؛ نقشه گنج است.
اقدام كنيد تا باورها به ثمر برسد و انديشه ها خلق شود.

9_ به وفور نعمت در جهان هستي ايمان داشته باشيد و اميدوار باشيد كه به ثروت كلان مي رسيد.
تنگ نظري و بُخل عاملي است كه همچون سدي در مقابل رحمت الهي عمل مي كند و نمي گذارد انسان به ثروت برسد.
وقتي باور داشته باشيد كه در جهان هستي نعمت فراوان است ، جهان هستي پر از نعمت است. اين را باور كنيد و يقين داشته باشيد كه شما مي توانيد به ثروت كلان برسيد.
زمين خدا پر است از فرصتها و اين انسانها هستند كه بدون هيچ محدوديت و ممنوعيتي مي توانند هر فرصتي را به ثروتي تبديل كنند.

10_ منافع خود را از طريق منافع ديگران تأمين كنيد.(خير برسانيد تا خير خداوندي را دريافت كنيد)
انسانهايي كه تنها به منافع شخصي خود مي انديشند كمتر خير مي بينند.
انسانهايي كه از خداوند مي خواهند كه اول خداوند به ديگران بدهد بعد به آنها
خداوند: هنگامي كه دو نفر با هم شريك مي شوند تا زماني كه به يكديگر خيانت نكنند من شريك سوم آنها هستم و به محض اينكه هر كدام به فكر خيانت و سوء استفاده از ديگري بيفتد من از ميان مي روم.
اگر كاري بكنيم كه خداوند در گروه ما جزو شركاء ما باشد ما از هر گزند و آسيبي در امان خواهيم بود.
همواره منافع خود را از طريق تأمين منافع ديگران بخواهيد . خداوند به شما خير و بركت مي دهد و شما ثروتمند خواهيد شد.

11_ از كاري كه مي كنيد قطعاً بايد لذت ببريد وگرنه ضرر كرده ايد.
شرط اصلي كار و كسب ثروت داشتن آرامش و لذت بردن از لحظه لحظه هاي آن كار است.
شرط اصلي يك زندگي زيبا لذت بردن لحظه لحظه هاست.
ثروت يك ابزار است و نه يك هدف. ابزار زندگي و ابزار لذت بردن ، وسيله اي براي بخشيدن و به كمال رسيدن است.
شغل خود را با دنيايي از آگاهي و هشياري انتخاب كنيد و شرط اصلي و اوليه آنرا لذت بردن قرار دهيد.

12­_ از تجربيات ديگران استفاده كنيد و انسانهاي موفق ثروتمند مشروع را مدل و الگوي خود قرار دهيد.(سعي و خطا نكنيد)
انسانها براي رسيدن به هدف دو دسته هستند: افرادي كه از روش سعي و خطا استفاده كرده ، بدون مشورت با افراد خبره و استفاده از هيچ مدل و الگويي دست به اقدام مي زنند ، اين افراد در كارهايشان دچار مشكل و مسئله مي شوند. دچار خطا و اشتباه مي شوند.
افرادي كه قبل هر تصميم و اقدامي ابتدا با افراد با تجربه و خبره مشورت مي كنند . براي خود الگو و مدل انتخاب مي كنند.
سعي و خطا نكنيد از مدل ها و الگوها استفاده كنيد تا سريعتر و عاليتر به هدف برسيد.

13_ از قدرت تخيل مثبت براي ثروتمند شدن استفاده كنيد.
تخيل مثبت و تصويرسازي ذهني فرمان قدرتمندي به ضميرناخودآگاه است.
ثروتمندترين انسانها كساني هستند كه توانسته اند بيشتر از ديگران تخيل هاي مثبت كنند.
هنگامي كه شما در رؤياهاي خود ثروت و توانمندي مالي و مظاهر آنرا مي بينيد، همان را مي توانيد خلق كنيد.

14_ جملات تأكيدي و تصديقي مثبت و طرح سئوالات ثروت جويانه
جملات تأكيدي مثبت هر كدام فرماني هدف آفرين به ضميرناخودآگاه است.
شما با احساسي قوي و اميدوارانه مي گوييد كه من انسان ثروتمندي هستم. اين جمله زيباي شما فرماني به ضمير ناخودآگاه شما است كه اين فرمان مي تواند در دنياي شما كاري انجام بدهد و به اين ترتيب جمله اي را كه تأييد و تصديق كرديد در زندگي شما مصداق پيدا كند.

به مظاهر و مصاديق ثروت فكر كنيد. خود را در شرايط آن مصاديق محقق شده ببينيد و آنرا بازگو كنيد و تصديق نمائيد.
از خود مرتباً سئوال كنيد كه چگونه مي توانم ثروتي حلال و عالي به دست آورم.
ضمير ناخودآگاه ابتدا به لحاظ روحي شرايط يك انسان ثروتمند و راضي را در شما ايجاد مي كند و در عين حال در كل جهان هستي مي گردد و تا ببيند كه چگونه مي تواند شرايط يك انسان ثروتمند را در شما ايجاد كند. سئوالات ثروت جويانه شما را ثروتمند مي كند. (سئوالاتي با چگونه)
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...
ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”