نگاهي به توانايي هاي هسته اي اسرائيل
مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

-
- پست: 205
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۵, ۱۰:۲۱ ب.ظ
- محل اقامت: www.aerospacetalk.ir
- سپاسهای دریافتی: 37 بار
- تماس:
نگاهي به توانايي هاي هسته اي اسرائيل
چكيده :
هدف مقاله حاضر، بررسي تواناييها و قابليتهاي هستهاي اسراييل و تحليل راهبرد بازدارندگي هستهاي اين كشور است. نويسنده با تأييد اين نكته كه اسراييل داراي توانايي هستهاي است، پيروي از سياست ابهام در خصوص سلاحهاي اتمي را منطق با اهداف اين كشور در خاور ميانه ميداند. وي سپس به مفروضات و شرايط لازم براي موفقيت راهبرد بازدارندگي توجيه ميكند و بر اين اساس، علل ناكامي راهبرد بازدارندگي اسراييل در منطقه را نشان ميدهد. از اين ديدگاه، انتفاضه مسجد الاقصي و موفقيتهاي حزب الله لبنان در جنوب اين كشور از جمله مهمترين نشانههاي ناكامي اين راهبرد بوده است.
كليد واژهها: منازعه اعراب و اسراييل، راهبرد بازدارندگي، سياست ابهام هستهاي، توان اتمي، انتفاضه.
مقدمه
بازدارندگي به عنوان عنصري از ديپلماسي يا راهبرد ملي، مفهوم نوظهوري نيست، بلكه از آن جمله روشهاي قديمي و عادي است كه از آغاز تمدن بشري تا كنون افراد، گروهها و دولتها آن را اجرا كردهاند. البته از زماني كه سلاحهاي هستهاي گسترش يافتهاند و قدرتهاي بزرگ بعد از جنگ جهاني دوم به اين سلاح دست پيدا كردند، اين واژه نه تنها قوت بيشتري به خود گرفته، بلكه داراي اشاره ضمني مشخصي نيز گرديده است. گرچه بحث بازدارندگي اساسا معرف روابط دو ابر قدرت پس از جنگ جهاني دوم بوده است، نبايد فراموش كرد كه بازدارندگي مختص آن دو نبوده و روابط ميان ساير كشورها را نيز در بر ميگيرد. در مقاله حاضر، نظريه بازدارندگي مبتني بر روابط ميان يك بازيگر و بازيگران متعدد در خاورميانه است. در منازعه خاورميانه يكي از طرفين منازعه سلاح هستهاي در اختيار دارد و طرف ديگر كه بازيگران متعدد در اين فرايند به حساب ميآيند، فاقد چنين سلاحي هستند. با توجه به اينكه رويكرد يك كشور به سلاح اتمي در هر نقطهاي از جهان يك تصميم سياسي بسيار مهم و حساس به حساب ميآيد و چنين رويكردي توازن قوا در منطقه و جهان را بر هم خواهد زد، دستيابي اسراييل به سلاح اتمي نيز توازن قوا در خاورميانه را بر هم زده است. البته به دليل دستيابي اسراييل به سلاح هستهاي و انحصار آن توسط اين رژيم، بازدارندگي هستهاي به طور يك جانبه و يك سويه از سوي اين رژيم در برابر كشورهاي عربي و اسلامي خاورميانه اعمال شده است.
در خصوص راهبر بازدارندگي هستهاي اسراييل در خاورميانه سؤالات گوناگوني مطرح است: آيا اين راهبرد در تحقيق اهداف منطقهاي اين رژيم موثر بوده است؟ آيا اسراييل از طريق تهديدهاي هستهاي توانسته است رفتار كشورهاي عربي و اسلامي خاورميانه را در قبال خود تغيير دهد؟ آيا اسراييل با تكيه بر اين راهبرد توانسته است كشورهاي منطقه را به پذيرش صلح دلخواه خود تسليم كند؟ در صورت وقوع يك نبرد اتمي در خاورميانه كداميك برنده نهايي خواهند بود؟ با توجه به واقعيتهاي موجود در خاورميانه و شرايط خاص جغرافيايي و جمعيتي منطقه ميتوان گفت كه راهبرد بازدارندگي هستهاي اسراييل شكست خورده است.
براي پاسخ به سؤالات فوق و اثبات فرضيه مورد نظر، ابتدا به توان هستهاي اسراييل خواهيم پرداخت و سپس اهداف راهبردي اسراييل در خاورميانه بررسي خواهد شد. در بخش ديگري مقاله ضمن بررسي علل رويكرد اسراييل به گزينه هستهاي، به ارزيابي راهبرد بازدارندگي هستهاي اسراييل با توجه به مفروضات و شرايط بازدارندگي خواهيم پرداخت.
نگاهي به تواناييهاي هستهاسراييل
پيش از بررسي و ارزيابي راهبرد بازدارندگي هستهاي اسراييل، لازم است نگاهي مختصر به تواناييها و قابليتهاي هستهاي اسراييل بيفكنيم. تملك سلاح هستهاي توسط اسراييل از معماهايي است كه در چند دهه اخير بدون جواب باقي مانده است. رهبران اسراييل تا كنون در خصوص سلاح هستهاي اين رژيم به طور رسي اظهار نظري نكردهاند؛ آنچه كه تأييد ميكند اسراييل يك قدرت هستهاي است، اطلاعات مبهم و اخبار ضد و نقيضي است كه در برخي از مطبوعات اسراييلي و يا غربي منتشر ميشود. به رغم نبود مدارك و مستندات رسمي و قطعي مبني بر وجود سلاح هستهاي در اسراييل، شواهد و قرائن فراواني وجود دارد كه اثبات ميكند اين رژيم يك قدرت هستهاي است. بن گوريون، اولين نخست وزير اسراييل، قبل از جنگ جهاني دوم خطاب به دانشمندان يهودي آلماني كه به اراضي اشغالي فلسطين آمده بودند ميگويد: «از شما ميخواهم تا از هم اكنون در تحقيقات و پژوهشهاي هستهاي تلاش نماييد و كليه اقداماتي را كه براي مجهز ساختن اسراييل به سلاح اتمي لازم است، انجام دهيد.» پس از تأسيس اسراييل در سال 1948 نيز، رهبران اين رژيم بر دستيابي به سلح هستهاي تأكيد داشتهاند. در اينجا به برخي از اظهارات و شواهدي كه مؤيد تلاش گسترده اين رژيم براي تملك سلاح هستهاي است، اشاره ميشود.
افرام كاتسر، رييس جمهوري اسبق اسراييل، در سال 1974 در اظهاراتي رسمي ميگويد: «يكي از اهداف ما همواره توسعه و تقويت امكانات هستهاي مان بوده است و اكنون نيز چنين امكاناتي را در اختيار داريم.» در 4 سپتامبر 1974 سازمان سيا در گزارشي كه به كنگره آمريكا ارايه داد، تأييد كرد كه اسراييل در حال حاضر سلاح هستهاي توليد كرده
ست. در 12 آوريل سال 1976 مجله آمريكايي تايم فاش ساخت كه اسراييل به ذخيره 13 بمب هستهاي اقدام كرده است كه با هواپيماهاي فانتوم و كفير حمل ميشوند. نيكسون در 2 ژوئيه 1975 تأييد كرد كه اسراييل 10 كلاهك هستهاي از نوع بمبي كه هيروشيما و ناكازاكي را هدف گرفت، در اختيار دارد. در سال 1980 نيز دبير كل وقت سازمان ملل متحد طي گزارشي به اين مطلب اشاره كرده است. بر اساس اين گزارش، در حال حاضر كشورهايي وجود دارند كه به كشورهاي هستهاي غير آشكار معروفند. اين گزارش تأييد ميكند برخي از كشورها مسيري بسيار طولاني را براي دستيابي به سلاح هستهاي به طور مخفيانه پيمودهاند، به اين كشورها به عنوان كشورهايي كه منبع تهديدهاي هستهاي به شمار ميروند، نگاه ميشود و اسراييل يكي از اين كشورهاست.
اظهارات مردخاي وانونو، يكي از كارشناسان راكتور هستهاي ديمونا در اسراييل، تأييد ميكند كه اين كشور يك قدرت هستهاي است. وانونو پس از فرار از اسراييل اشاره كرده است. وي در گفتگو با روزنامه ساندي تايمز اظهار داشته است كه «اسراييل 100 تا 200 بمب هستهاي در اختيار دارد و پس از قدرتهاي هستهاي جهان ششمين قدرت هستهاي به حساب ميآيد.» تئودور تيلر، از كارشناسان مشهور هستهاي در جهان تصاوير و اطلاعات ارايه شده از سوي وانونو را تأييد كرده است. علاوه بر شواهد و دلايل فوق در تأييد وجود سلاح هستهاي در اسراييل بايد به اين نكته اشاره كرد كه تمامي امكانات فني لازم براي توليد چنين سلاحي در داخل اسراييل فراهم است؛ وجود دانشمندان هستهاي، سرمايه فراوان، رآكتورهاي هستهاي پيشرفته و وسايل پرتاب براي رساندن بمب به اهداف مورد نظر، همه از عواملي است كه تأييد ميكند اسراييل يك قدرت هستهاي است و يا حداقل اين توانايي را دارد تا هر گاه ضرورت اقتضا كند به توليد چنين سلاحي مبادرت ورزد. نكته ديگري كه در اينجا بايد به آن توجه كرد، اينكه عدم امضاي معاهده منع گسترش سلاح هستهاي از سوي اسراييل و عدم نظارت آژانس بين المللي انرژي اتمي بر فعاليتهاي هستهاي اين كشور به اين رژيم فرصت داده است تا به توسعه زرادخانه تسليحات هستهاي خود ادامه دهد. برخي منابع تأييد كردهاند به دليل عدم
نظارت اين آژانس بر فعاليتهاي هستهاي اسراييل، اين كشور موفق شده است تا به ذخيره يكصد بمب هستهاي در زرادخانههاي خود بپردازد.
اهداف منطقهاي اسراييل
بدون ترديد يكي از دلايل اسراييل در دستيابي به سلاح هستهاي، تحقق اهدافي بوده است كه راهبرد منطقهاي اين رژيم در خاورميانه دنبال ميكرده است. تثبيت موجوديت و تداوم بقاي اين رژيم يكي از هدفهاي مهم راهبرد منطقهاي اسراييل بوده است. نظر به اينكه اسراييل در ميان كشورهاي خاورميانه به عنوان رژيمي نامشروع و غاصب به شمار ميآيد و كشورهاي منطقه اين رژيم را يك عضو ناهمگن و بيگانه به حساب ميآورند، همواره امنيت و ثبات اين كشور در معرض خطر قرار داشته است. ايجاد مرزهاي امن، گسترش مرزها از طريق مهاجرت يهوديان و ساخت شهركهاي يهودي نشين در اراضي فلسطيني، همه با هدف حفظ و استمرار موجوديت و بقاي اين رژيم صورت گرفته است.
يكي ديگر از اهداف راهبرد منطقهاي اسراييل توسعه و گسترش مرزهاي جغرافيايي بوده است. اسراييل تصرف اراضي جديد، دستيابي به منابع آبي و مناطق مهم را از جمله اهداف مهم راهبرد خود ميداند. نكته قابل توجه اينكه اسراييل تا كنون مرزهاي خود را به طور روشن و شفاف مشخص نكرده است. اين ابهام، در واقع سياستي است كه به اسراييل كمك خواهد كرد تا هر گاه اراده كند، به ساير مناطق خاورميانه دست اندازي كند و اهداف راهبردي اسراييل محسوب ميشود. اين كشور تلاش ميكند تا از طريق سرمايهگذاري در كشورهاي خاورميانه و يا از طريق اعزام كارشناس و مشاور علمي به اين كشورها و يا از طريق صدور فناوري به كشورهاي خاورميانه، به بازارهاي عربي و اسلامي نفوذ نمايد. طرح خاورميانه جديد از سوي اسراييل در واقع چارچوب روشن و مشخصي است كه اين رژيم با هدف نفوذ در ساختارهاي اقتصادي كشورهاي خاورمياونه ارايه نموده است. مذاكرات و گفتگوهاي صلح اين رژيم با كشورهاي عربي منطقه نيز با هدف نفوذ اقتصادي در خاورميانه صورت گرفته است.
راهبرد بازدارندگي هستهاي اسراييل در خاورميانه
اسراييل به منظور تحقق اهداف راهبردي خود در خاورميانه، سياست بازدارندگي را در دو سطح متعارف و غير متعارف اعمال كرده است. دستيابي به پيشرفتهترين سلاحها و ادوات نظامي، ورود به جنگهاي گسترده يا محدود با كشورهاي عربي به منظور تحقق اهداف راهبردي اين رژيم در منطقه بوده است. با گذشت زمان اسراييل به اين نتيجه رسيد كه با اتكا به سلاحهاي متعارف قادر نخواهد بود تا اهداف منطقهاي خود را محقق سازد، بنابراين تصميم گرفت ا به گزينه ديگري روي آورد. رويكرد اسراييل به گزينهاي اتمي درست در زماني بود كه اسراييل در گزيه نخست با شكست مواجه شد. با توجه به اينكه رويكرد و توجه يك كشور در هر نقطهاي از جهان به سلاح اتمي، از آنجا كه چنين رويكردي توازن قوا در منطقه و جهان را بر هم ميزند، يك تصميم سياسي بسيار مهم و حساس به حساب ميآيد؛ رويكرد اسراييل به چنين گزينهاي نيز توازنقوا در خاورميانه را بر هم زده است.
در رويكرد مزبور علل و عوامل مختلفي دخيل بودهاند، يكي از عللي كه موجب شدد تا اسراييل به گزينهاي هستهاي روي آورد، شكستي بود كه اين رژيم در جنگ 1973 از اعراب خورد. در اين جنگ اسراييل پي برد كه در رويارويي با اعراب، سلاحهاي متعارف كارآيي لازم را نخواهد داشت؛ زيرا به رغم اينكه اسراييل از همان ابتداي تأسيس تلاش كرده است تا به جديدترين سلاحها وپيشرفتهترين فناوري نظامي دست يابد، اين امر موجب تغيير رفتار كشورهاي عربي در برابر اسراييل نشده است. در واقع، بازدارندگي متعارف نتوانسته است اعراب را از استمرار اقدامات خصمانه عليه اسراييل باز دارد. جنگ 1973 و رويدادهاي پس از آن آثار عميقي بر تفكر راهبردي اسراييل بر جاي نهاد؛ اسراييل به رغم اينكه از پبيشرفتهترين سلاحهاي متعارف برخوردار بود، در همان چند روز اول جنگ، بسياري امكانات و تجهيزات خود را از دست داد. اين كشور به اين نتيجه رسيد كه ورود به يك جنگ طولاني با اعراب، خسارتهاي جاني، مالي و اقتصادي بالايي به آن وارد خواهد كرد و موجب خواهد شد تا فضاي نگران كنندهاي در جامعه اسراييل حاكم گردد، بنابراين دستيابي به سلاح هستهاي ميتواند به اعتبار و موقعيت اين رژيم در ميان يهوديان بيفزايد.
عامل ديگري كه در رويكرد اسراييل به بازدارندگي غير متعارف مؤثر بود، شرايط خاصي بود كه پس از جنگ 1973 براي اسراييل در منطقه و جهان پيش آمد. اسراييل پس از اين جنگ چه در سطح منطقه و چه در سطح بين المللي در انزوا به سر ميبرد؛ مجامع بين المللي قطعنامههايي را صادر كرده بودند كه سياستهاي اسراييل را در قبال اراضي عربي كه در جنگ 1967 اشغال كرده بود، محكوم ميكرد. اين قطعنامهها همچنين سياستهاي اسراييل در قبال فلسطيني را محكم ميكرد. از سوي ديگر، كشورهاي عربي مطالبات سياسي و منطقهاي فراواني را در خصوص مناطق اشغال شده از اسراييل داشتند. دستيابي اسراييل به سلاح اتمي ميتوانست به انزواي اين رژيم پايان دهد و به اعتبار و موقعيت اين رژيم در ميان كشورهاي خاورميانه بيفزايد. نكته ديگر اينكه اسراييل از قدرت متعارف خود رضايت كامل نداشت. همان طور كه اشاره شد، اين رژيم پس از شكست در جنگ 1973 به اين نتيجه رسيد كه در جنگ با كشورهاي عربي، سلاح متعارف كارايي لازم را نخواهد داشت؛ زيرا در جنگ 1973 آنچه كه اسراييل را از ورطه نابودي نجات داد، كمكهاي گسترده نظامي آمريكا به اين رژيم بود. اسراييل پس از اين شكست تصميم گرفت تا با روي آوردن به گزينه اتمي، هم اعراب را از انديشه تجاوز به اراضي اشغالي باز دارد و هم از اتكاي خود به كمكهاي آمريكا بدهد. بدين ترتيب تمامي ملاحظات فوق در تصميم اسراييل مبني بر دستيابي به سلاح هستهاي مؤثر بوده است. اسراييل با توجه به ملاحظات فوق به توليد و ذخيره سازي بمب اتمي پرداخت تا اگر روزي احساس كرد امنيت و موجوديتش در معرض خطر قرار گرفته است، سلاح مزبور را عليه دشمن خود به كار گيرد.
راهبرد بازدارندگي و سياست ابهام
در اينكه بازدارندگي هستهاي اسراييل چگونه بايد اعمال شود تا تأثير لازم را بر رفتار كشورهاي عربي و اسلامي به جاي بگذارد، ديدگاهها و نگرشهاي مختلفي در درون حاكميت اسراييل وجود دارد. برخي بر اين باورند كه اسرايل بايد آشكارا و به طور رسمي اعلام كند كه سلاح هستهاي در اختيار دارد. اين عده معتقدند كه اگر اسراييل وجود زرادخانههاي
هستهاي خود را رسما اعلام نمايد، اعراب ديگر به جنگي مانند 1973 دست نخواهند زد. برخي از كارشناسان و پژوهشگران اسراييلي نيز از ماهيت محرمانه برنامه هستهاي اسراييل انتقاد كردهاند. اين عده معتقدند اگر اسراييل حقيقت مربوط به سلاحهاي هستهاي خود را آشكارا اعلام كند، بازدارندگي مورد نظر از اعتبار بيشتري برخوردار خواهد شد. ديدگاه ديگر بر اين اعتقاد است كه اسراييل بايد سلاح هستهاي در اختيار داشته باشد، اما نبايد وجود آن را آشكارا و به طور رسمي اعلام نمايد. اين ديدگاه كه نگرش مسلط و مورد قبول اكثر رهبران اسراييل است، مبتني بر راهبرد ابهام ميباشد. همان طور كه پيشتر گرفته شد، اسراييل در حال حاضر 100 تا 200 بمب هستهاي در اختيار دارد، اما تا كنون حاضر نشده است اطلاعات روشني در اين خصوص منتشر كند. از سوي رهبران اين رژيم هم در خصوص سلاح هستهاي اطلاعات مبهم و ضد و نقيضي رد و بدل ميشود. هنگامي كه از رهبران اسراييل سؤال ميشود آيا اسراييل سلاح هستهاي در اختيار دارد، آنان پاسخ ميدهند كه اسرايل اولين كشوري نخواهد بود كه در خاورميانه سلاح هستهاي توليد كند و دومين كشور نيز نخواهد بود كه به چنين سلاحي دست مييابد.
در واقع اسراييل با اتخاذ سياست ابهام، چنين استدلال ميكند كه با وجود سلاح هستهاي در نزد اين رژيم و كاربرد آن به طور جدي، امكان وقوع هر نوع جنگ كلاسيك از سوي اعراب براي آزادي اراضي اشغال شدهشان از بين خواهد رفت.در چنين شرايطي رهبران عرب به امضاي هر گونه توافق نامهاي تن در خواهند داد؛ به عنوان نمونه، پس از جنگ 1973 و پيش از امضاي موافقتنامه كمپ ديويد، خبرهاي متعددي راجع به دستيابي اسراييل به سلاح اتمي به خارج درز پيدا كرد. اسراييل با انتشار چنين اطلاعاتي در خصوص توان هستهاياش ميخواست تفوق و برتري نظامي خود را بر اعراب تثبيت نمايد. پيروي اسراييل از راهبرد ابهام هستهاي با اهداف گوناگوني صورت گرفته است:
اول اينكه، اسراييل با پيروي از سياست ابهام در زمينه سلاح هستهاي، قصد دارد تا افكار عمومي يهوديان را به اعتبار و قدرت خود جلب نمايد. اين رژيم با انتشار اطلاعاتي مبهم در اين خصوص، براي شهروندان اسراييلي آرامش رواني به وجود ميآورد و به هنگام بحران
اراده آنها را براي خدمت نظامي تقويت ميكند. دوم، اسراييل با اتخاذ اين راهبرد ميتواند زمينه را براي تحقق اسطوره بازگشت همه يهوديان جهان به سرزمين موعود فراهم سازد؛ با توجه به اينكه جنگها و بحرانهاي گذشته به اعتبار چنين اسطورهاي لطمه زده و منجر به فرار بسياري از يهوديان از اسراييل شده است، توانايي هستهاي اسراييل ميتواند موجب تثبيت و اعتبار اين اسطوره شود. در دهههاي 70 و 80، هنگامي مهاجرت يهوديان به اسراييل پايان يافت، اسراييليها اخبار مربوط به سلاحهاي هستهاي خود را به طور مكرر اعلام ميكردند و تبليغات بسيار وسيعي را در اين خصوص به راه انداختند تا اينكه ميزان قدرت، پيشرفت و ثبات كشور خود را نشان دهند، آنان از اين طريق توانستند اطمينان يهوديان جهان را براي مهاجرت به اسراييل جلب نمايند. سوم، يكي ديگر از هدفهاي اسراييل، تفهيم اين نكته به اعراب و مسلمانان است كه نابودي اسراييل كاري بيهوده است و با افشاندن بذر يأس و نوميدي در ميان آنان اين سؤال را مطرح سازد كه آن زماني كه اسراييل به سلاح متعارف مجهز بود، اعراب نتوانستند اين رژيم را شكست دهند، حال با وجود يك سلاح غير متعارف هستهاي چگونه قادر خواهند بود تا آن را شكست دهند؟! از نظر اسراييل، چنين تهديدهاي بازدارندهاي بالاخره اعراب را در برابر خواستههاي اسراييل در خاورميانه به تسليم وا خواهد داشت.
نكته آخر اينكه اسرايل با پيروي از سياست ابهام هستهاي تلاش ميكند تا آمريكا و كشورهاي غربي را متقاعد سازد به اينكه اين رژيم سلاح هستهاي در اختيار ندارد. در پرتو چنين راهبردي اين رژيم در برابر افكار عمومي غرب، به عنوان كشوري مطلوب ظاهر خواهد شد. هدف تل آويو از ارايه چنين تصويري از خود در برابر افكار عمومي غرب، جلب هر چه بيشتر كمكهاي سياسي، اقتصادي و نظامي است. اسراييل ميخواهد چنين كمكهايي از سوي اين كشورها بيش از پيش افزايش و در آينده نيز تداوم يابد، اما اعلان رسمي اخبار مربوط به سلاحهاي هستهاي از سوي اين رژيم، مانع استمرار چنين كمكهايي خواهد شد. همچنين سياست روشن و اظهار صريح اسراييل به وجود سلاح هستهاي در اين رژيم، ايالات متحده آمريكا را كه همپيمان اين رژيم است در تنگنا قرار خواهد داد؛ چون آمريكا همواره اعلام كرده است كه كشورهاي خاورميانه نبايد به سلاح هستهاي دست يابند.
هدف مقاله حاضر، بررسي تواناييها و قابليتهاي هستهاي اسراييل و تحليل راهبرد بازدارندگي هستهاي اين كشور است. نويسنده با تأييد اين نكته كه اسراييل داراي توانايي هستهاي است، پيروي از سياست ابهام در خصوص سلاحهاي اتمي را منطق با اهداف اين كشور در خاور ميانه ميداند. وي سپس به مفروضات و شرايط لازم براي موفقيت راهبرد بازدارندگي توجيه ميكند و بر اين اساس، علل ناكامي راهبرد بازدارندگي اسراييل در منطقه را نشان ميدهد. از اين ديدگاه، انتفاضه مسجد الاقصي و موفقيتهاي حزب الله لبنان در جنوب اين كشور از جمله مهمترين نشانههاي ناكامي اين راهبرد بوده است.
كليد واژهها: منازعه اعراب و اسراييل، راهبرد بازدارندگي، سياست ابهام هستهاي، توان اتمي، انتفاضه.
مقدمه
بازدارندگي به عنوان عنصري از ديپلماسي يا راهبرد ملي، مفهوم نوظهوري نيست، بلكه از آن جمله روشهاي قديمي و عادي است كه از آغاز تمدن بشري تا كنون افراد، گروهها و دولتها آن را اجرا كردهاند. البته از زماني كه سلاحهاي هستهاي گسترش يافتهاند و قدرتهاي بزرگ بعد از جنگ جهاني دوم به اين سلاح دست پيدا كردند، اين واژه نه تنها قوت بيشتري به خود گرفته، بلكه داراي اشاره ضمني مشخصي نيز گرديده است. گرچه بحث بازدارندگي اساسا معرف روابط دو ابر قدرت پس از جنگ جهاني دوم بوده است، نبايد فراموش كرد كه بازدارندگي مختص آن دو نبوده و روابط ميان ساير كشورها را نيز در بر ميگيرد. در مقاله حاضر، نظريه بازدارندگي مبتني بر روابط ميان يك بازيگر و بازيگران متعدد در خاورميانه است. در منازعه خاورميانه يكي از طرفين منازعه سلاح هستهاي در اختيار دارد و طرف ديگر كه بازيگران متعدد در اين فرايند به حساب ميآيند، فاقد چنين سلاحي هستند. با توجه به اينكه رويكرد يك كشور به سلاح اتمي در هر نقطهاي از جهان يك تصميم سياسي بسيار مهم و حساس به حساب ميآيد و چنين رويكردي توازن قوا در منطقه و جهان را بر هم خواهد زد، دستيابي اسراييل به سلاح اتمي نيز توازن قوا در خاورميانه را بر هم زده است. البته به دليل دستيابي اسراييل به سلاح هستهاي و انحصار آن توسط اين رژيم، بازدارندگي هستهاي به طور يك جانبه و يك سويه از سوي اين رژيم در برابر كشورهاي عربي و اسلامي خاورميانه اعمال شده است.
در خصوص راهبر بازدارندگي هستهاي اسراييل در خاورميانه سؤالات گوناگوني مطرح است: آيا اين راهبرد در تحقيق اهداف منطقهاي اين رژيم موثر بوده است؟ آيا اسراييل از طريق تهديدهاي هستهاي توانسته است رفتار كشورهاي عربي و اسلامي خاورميانه را در قبال خود تغيير دهد؟ آيا اسراييل با تكيه بر اين راهبرد توانسته است كشورهاي منطقه را به پذيرش صلح دلخواه خود تسليم كند؟ در صورت وقوع يك نبرد اتمي در خاورميانه كداميك برنده نهايي خواهند بود؟ با توجه به واقعيتهاي موجود در خاورميانه و شرايط خاص جغرافيايي و جمعيتي منطقه ميتوان گفت كه راهبرد بازدارندگي هستهاي اسراييل شكست خورده است.
براي پاسخ به سؤالات فوق و اثبات فرضيه مورد نظر، ابتدا به توان هستهاي اسراييل خواهيم پرداخت و سپس اهداف راهبردي اسراييل در خاورميانه بررسي خواهد شد. در بخش ديگري مقاله ضمن بررسي علل رويكرد اسراييل به گزينه هستهاي، به ارزيابي راهبرد بازدارندگي هستهاي اسراييل با توجه به مفروضات و شرايط بازدارندگي خواهيم پرداخت.
نگاهي به تواناييهاي هستهاسراييل
پيش از بررسي و ارزيابي راهبرد بازدارندگي هستهاي اسراييل، لازم است نگاهي مختصر به تواناييها و قابليتهاي هستهاي اسراييل بيفكنيم. تملك سلاح هستهاي توسط اسراييل از معماهايي است كه در چند دهه اخير بدون جواب باقي مانده است. رهبران اسراييل تا كنون در خصوص سلاح هستهاي اين رژيم به طور رسي اظهار نظري نكردهاند؛ آنچه كه تأييد ميكند اسراييل يك قدرت هستهاي است، اطلاعات مبهم و اخبار ضد و نقيضي است كه در برخي از مطبوعات اسراييلي و يا غربي منتشر ميشود. به رغم نبود مدارك و مستندات رسمي و قطعي مبني بر وجود سلاح هستهاي در اسراييل، شواهد و قرائن فراواني وجود دارد كه اثبات ميكند اين رژيم يك قدرت هستهاي است. بن گوريون، اولين نخست وزير اسراييل، قبل از جنگ جهاني دوم خطاب به دانشمندان يهودي آلماني كه به اراضي اشغالي فلسطين آمده بودند ميگويد: «از شما ميخواهم تا از هم اكنون در تحقيقات و پژوهشهاي هستهاي تلاش نماييد و كليه اقداماتي را كه براي مجهز ساختن اسراييل به سلاح اتمي لازم است، انجام دهيد.» پس از تأسيس اسراييل در سال 1948 نيز، رهبران اين رژيم بر دستيابي به سلح هستهاي تأكيد داشتهاند. در اينجا به برخي از اظهارات و شواهدي كه مؤيد تلاش گسترده اين رژيم براي تملك سلاح هستهاي است، اشاره ميشود.
افرام كاتسر، رييس جمهوري اسبق اسراييل، در سال 1974 در اظهاراتي رسمي ميگويد: «يكي از اهداف ما همواره توسعه و تقويت امكانات هستهاي مان بوده است و اكنون نيز چنين امكاناتي را در اختيار داريم.» در 4 سپتامبر 1974 سازمان سيا در گزارشي كه به كنگره آمريكا ارايه داد، تأييد كرد كه اسراييل در حال حاضر سلاح هستهاي توليد كرده
ست. در 12 آوريل سال 1976 مجله آمريكايي تايم فاش ساخت كه اسراييل به ذخيره 13 بمب هستهاي اقدام كرده است كه با هواپيماهاي فانتوم و كفير حمل ميشوند. نيكسون در 2 ژوئيه 1975 تأييد كرد كه اسراييل 10 كلاهك هستهاي از نوع بمبي كه هيروشيما و ناكازاكي را هدف گرفت، در اختيار دارد. در سال 1980 نيز دبير كل وقت سازمان ملل متحد طي گزارشي به اين مطلب اشاره كرده است. بر اساس اين گزارش، در حال حاضر كشورهايي وجود دارند كه به كشورهاي هستهاي غير آشكار معروفند. اين گزارش تأييد ميكند برخي از كشورها مسيري بسيار طولاني را براي دستيابي به سلاح هستهاي به طور مخفيانه پيمودهاند، به اين كشورها به عنوان كشورهايي كه منبع تهديدهاي هستهاي به شمار ميروند، نگاه ميشود و اسراييل يكي از اين كشورهاست.
اظهارات مردخاي وانونو، يكي از كارشناسان راكتور هستهاي ديمونا در اسراييل، تأييد ميكند كه اين كشور يك قدرت هستهاي است. وانونو پس از فرار از اسراييل اشاره كرده است. وي در گفتگو با روزنامه ساندي تايمز اظهار داشته است كه «اسراييل 100 تا 200 بمب هستهاي در اختيار دارد و پس از قدرتهاي هستهاي جهان ششمين قدرت هستهاي به حساب ميآيد.» تئودور تيلر، از كارشناسان مشهور هستهاي در جهان تصاوير و اطلاعات ارايه شده از سوي وانونو را تأييد كرده است. علاوه بر شواهد و دلايل فوق در تأييد وجود سلاح هستهاي در اسراييل بايد به اين نكته اشاره كرد كه تمامي امكانات فني لازم براي توليد چنين سلاحي در داخل اسراييل فراهم است؛ وجود دانشمندان هستهاي، سرمايه فراوان، رآكتورهاي هستهاي پيشرفته و وسايل پرتاب براي رساندن بمب به اهداف مورد نظر، همه از عواملي است كه تأييد ميكند اسراييل يك قدرت هستهاي است و يا حداقل اين توانايي را دارد تا هر گاه ضرورت اقتضا كند به توليد چنين سلاحي مبادرت ورزد. نكته ديگري كه در اينجا بايد به آن توجه كرد، اينكه عدم امضاي معاهده منع گسترش سلاح هستهاي از سوي اسراييل و عدم نظارت آژانس بين المللي انرژي اتمي بر فعاليتهاي هستهاي اين كشور به اين رژيم فرصت داده است تا به توسعه زرادخانه تسليحات هستهاي خود ادامه دهد. برخي منابع تأييد كردهاند به دليل عدم
نظارت اين آژانس بر فعاليتهاي هستهاي اسراييل، اين كشور موفق شده است تا به ذخيره يكصد بمب هستهاي در زرادخانههاي خود بپردازد.
اهداف منطقهاي اسراييل
بدون ترديد يكي از دلايل اسراييل در دستيابي به سلاح هستهاي، تحقق اهدافي بوده است كه راهبرد منطقهاي اين رژيم در خاورميانه دنبال ميكرده است. تثبيت موجوديت و تداوم بقاي اين رژيم يكي از هدفهاي مهم راهبرد منطقهاي اسراييل بوده است. نظر به اينكه اسراييل در ميان كشورهاي خاورميانه به عنوان رژيمي نامشروع و غاصب به شمار ميآيد و كشورهاي منطقه اين رژيم را يك عضو ناهمگن و بيگانه به حساب ميآورند، همواره امنيت و ثبات اين كشور در معرض خطر قرار داشته است. ايجاد مرزهاي امن، گسترش مرزها از طريق مهاجرت يهوديان و ساخت شهركهاي يهودي نشين در اراضي فلسطيني، همه با هدف حفظ و استمرار موجوديت و بقاي اين رژيم صورت گرفته است.
يكي ديگر از اهداف راهبرد منطقهاي اسراييل توسعه و گسترش مرزهاي جغرافيايي بوده است. اسراييل تصرف اراضي جديد، دستيابي به منابع آبي و مناطق مهم را از جمله اهداف مهم راهبرد خود ميداند. نكته قابل توجه اينكه اسراييل تا كنون مرزهاي خود را به طور روشن و شفاف مشخص نكرده است. اين ابهام، در واقع سياستي است كه به اسراييل كمك خواهد كرد تا هر گاه اراده كند، به ساير مناطق خاورميانه دست اندازي كند و اهداف راهبردي اسراييل محسوب ميشود. اين كشور تلاش ميكند تا از طريق سرمايهگذاري در كشورهاي خاورميانه و يا از طريق اعزام كارشناس و مشاور علمي به اين كشورها و يا از طريق صدور فناوري به كشورهاي خاورميانه، به بازارهاي عربي و اسلامي نفوذ نمايد. طرح خاورميانه جديد از سوي اسراييل در واقع چارچوب روشن و مشخصي است كه اين رژيم با هدف نفوذ در ساختارهاي اقتصادي كشورهاي خاورمياونه ارايه نموده است. مذاكرات و گفتگوهاي صلح اين رژيم با كشورهاي عربي منطقه نيز با هدف نفوذ اقتصادي در خاورميانه صورت گرفته است.
راهبرد بازدارندگي هستهاي اسراييل در خاورميانه
اسراييل به منظور تحقق اهداف راهبردي خود در خاورميانه، سياست بازدارندگي را در دو سطح متعارف و غير متعارف اعمال كرده است. دستيابي به پيشرفتهترين سلاحها و ادوات نظامي، ورود به جنگهاي گسترده يا محدود با كشورهاي عربي به منظور تحقق اهداف راهبردي اين رژيم در منطقه بوده است. با گذشت زمان اسراييل به اين نتيجه رسيد كه با اتكا به سلاحهاي متعارف قادر نخواهد بود تا اهداف منطقهاي خود را محقق سازد، بنابراين تصميم گرفت ا به گزينه ديگري روي آورد. رويكرد اسراييل به گزينهاي اتمي درست در زماني بود كه اسراييل در گزيه نخست با شكست مواجه شد. با توجه به اينكه رويكرد و توجه يك كشور در هر نقطهاي از جهان به سلاح اتمي، از آنجا كه چنين رويكردي توازن قوا در منطقه و جهان را بر هم ميزند، يك تصميم سياسي بسيار مهم و حساس به حساب ميآيد؛ رويكرد اسراييل به چنين گزينهاي نيز توازنقوا در خاورميانه را بر هم زده است.
در رويكرد مزبور علل و عوامل مختلفي دخيل بودهاند، يكي از عللي كه موجب شدد تا اسراييل به گزينهاي هستهاي روي آورد، شكستي بود كه اين رژيم در جنگ 1973 از اعراب خورد. در اين جنگ اسراييل پي برد كه در رويارويي با اعراب، سلاحهاي متعارف كارآيي لازم را نخواهد داشت؛ زيرا به رغم اينكه اسراييل از همان ابتداي تأسيس تلاش كرده است تا به جديدترين سلاحها وپيشرفتهترين فناوري نظامي دست يابد، اين امر موجب تغيير رفتار كشورهاي عربي در برابر اسراييل نشده است. در واقع، بازدارندگي متعارف نتوانسته است اعراب را از استمرار اقدامات خصمانه عليه اسراييل باز دارد. جنگ 1973 و رويدادهاي پس از آن آثار عميقي بر تفكر راهبردي اسراييل بر جاي نهاد؛ اسراييل به رغم اينكه از پبيشرفتهترين سلاحهاي متعارف برخوردار بود، در همان چند روز اول جنگ، بسياري امكانات و تجهيزات خود را از دست داد. اين كشور به اين نتيجه رسيد كه ورود به يك جنگ طولاني با اعراب، خسارتهاي جاني، مالي و اقتصادي بالايي به آن وارد خواهد كرد و موجب خواهد شد تا فضاي نگران كنندهاي در جامعه اسراييل حاكم گردد، بنابراين دستيابي به سلاح هستهاي ميتواند به اعتبار و موقعيت اين رژيم در ميان يهوديان بيفزايد.
عامل ديگري كه در رويكرد اسراييل به بازدارندگي غير متعارف مؤثر بود، شرايط خاصي بود كه پس از جنگ 1973 براي اسراييل در منطقه و جهان پيش آمد. اسراييل پس از اين جنگ چه در سطح منطقه و چه در سطح بين المللي در انزوا به سر ميبرد؛ مجامع بين المللي قطعنامههايي را صادر كرده بودند كه سياستهاي اسراييل را در قبال اراضي عربي كه در جنگ 1967 اشغال كرده بود، محكوم ميكرد. اين قطعنامهها همچنين سياستهاي اسراييل در قبال فلسطيني را محكم ميكرد. از سوي ديگر، كشورهاي عربي مطالبات سياسي و منطقهاي فراواني را در خصوص مناطق اشغال شده از اسراييل داشتند. دستيابي اسراييل به سلاح اتمي ميتوانست به انزواي اين رژيم پايان دهد و به اعتبار و موقعيت اين رژيم در ميان كشورهاي خاورميانه بيفزايد. نكته ديگر اينكه اسراييل از قدرت متعارف خود رضايت كامل نداشت. همان طور كه اشاره شد، اين رژيم پس از شكست در جنگ 1973 به اين نتيجه رسيد كه در جنگ با كشورهاي عربي، سلاح متعارف كارايي لازم را نخواهد داشت؛ زيرا در جنگ 1973 آنچه كه اسراييل را از ورطه نابودي نجات داد، كمكهاي گسترده نظامي آمريكا به اين رژيم بود. اسراييل پس از اين شكست تصميم گرفت تا با روي آوردن به گزينه اتمي، هم اعراب را از انديشه تجاوز به اراضي اشغالي باز دارد و هم از اتكاي خود به كمكهاي آمريكا بدهد. بدين ترتيب تمامي ملاحظات فوق در تصميم اسراييل مبني بر دستيابي به سلاح هستهاي مؤثر بوده است. اسراييل با توجه به ملاحظات فوق به توليد و ذخيره سازي بمب اتمي پرداخت تا اگر روزي احساس كرد امنيت و موجوديتش در معرض خطر قرار گرفته است، سلاح مزبور را عليه دشمن خود به كار گيرد.
راهبرد بازدارندگي و سياست ابهام
در اينكه بازدارندگي هستهاي اسراييل چگونه بايد اعمال شود تا تأثير لازم را بر رفتار كشورهاي عربي و اسلامي به جاي بگذارد، ديدگاهها و نگرشهاي مختلفي در درون حاكميت اسراييل وجود دارد. برخي بر اين باورند كه اسرايل بايد آشكارا و به طور رسمي اعلام كند كه سلاح هستهاي در اختيار دارد. اين عده معتقدند كه اگر اسراييل وجود زرادخانههاي
هستهاي خود را رسما اعلام نمايد، اعراب ديگر به جنگي مانند 1973 دست نخواهند زد. برخي از كارشناسان و پژوهشگران اسراييلي نيز از ماهيت محرمانه برنامه هستهاي اسراييل انتقاد كردهاند. اين عده معتقدند اگر اسراييل حقيقت مربوط به سلاحهاي هستهاي خود را آشكارا اعلام كند، بازدارندگي مورد نظر از اعتبار بيشتري برخوردار خواهد شد. ديدگاه ديگر بر اين اعتقاد است كه اسراييل بايد سلاح هستهاي در اختيار داشته باشد، اما نبايد وجود آن را آشكارا و به طور رسمي اعلام نمايد. اين ديدگاه كه نگرش مسلط و مورد قبول اكثر رهبران اسراييل است، مبتني بر راهبرد ابهام ميباشد. همان طور كه پيشتر گرفته شد، اسراييل در حال حاضر 100 تا 200 بمب هستهاي در اختيار دارد، اما تا كنون حاضر نشده است اطلاعات روشني در اين خصوص منتشر كند. از سوي رهبران اين رژيم هم در خصوص سلاح هستهاي اطلاعات مبهم و ضد و نقيضي رد و بدل ميشود. هنگامي كه از رهبران اسراييل سؤال ميشود آيا اسراييل سلاح هستهاي در اختيار دارد، آنان پاسخ ميدهند كه اسرايل اولين كشوري نخواهد بود كه در خاورميانه سلاح هستهاي توليد كند و دومين كشور نيز نخواهد بود كه به چنين سلاحي دست مييابد.
در واقع اسراييل با اتخاذ سياست ابهام، چنين استدلال ميكند كه با وجود سلاح هستهاي در نزد اين رژيم و كاربرد آن به طور جدي، امكان وقوع هر نوع جنگ كلاسيك از سوي اعراب براي آزادي اراضي اشغال شدهشان از بين خواهد رفت.در چنين شرايطي رهبران عرب به امضاي هر گونه توافق نامهاي تن در خواهند داد؛ به عنوان نمونه، پس از جنگ 1973 و پيش از امضاي موافقتنامه كمپ ديويد، خبرهاي متعددي راجع به دستيابي اسراييل به سلاح اتمي به خارج درز پيدا كرد. اسراييل با انتشار چنين اطلاعاتي در خصوص توان هستهاياش ميخواست تفوق و برتري نظامي خود را بر اعراب تثبيت نمايد. پيروي اسراييل از راهبرد ابهام هستهاي با اهداف گوناگوني صورت گرفته است:
اول اينكه، اسراييل با پيروي از سياست ابهام در زمينه سلاح هستهاي، قصد دارد تا افكار عمومي يهوديان را به اعتبار و قدرت خود جلب نمايد. اين رژيم با انتشار اطلاعاتي مبهم در اين خصوص، براي شهروندان اسراييلي آرامش رواني به وجود ميآورد و به هنگام بحران
اراده آنها را براي خدمت نظامي تقويت ميكند. دوم، اسراييل با اتخاذ اين راهبرد ميتواند زمينه را براي تحقق اسطوره بازگشت همه يهوديان جهان به سرزمين موعود فراهم سازد؛ با توجه به اينكه جنگها و بحرانهاي گذشته به اعتبار چنين اسطورهاي لطمه زده و منجر به فرار بسياري از يهوديان از اسراييل شده است، توانايي هستهاي اسراييل ميتواند موجب تثبيت و اعتبار اين اسطوره شود. در دهههاي 70 و 80، هنگامي مهاجرت يهوديان به اسراييل پايان يافت، اسراييليها اخبار مربوط به سلاحهاي هستهاي خود را به طور مكرر اعلام ميكردند و تبليغات بسيار وسيعي را در اين خصوص به راه انداختند تا اينكه ميزان قدرت، پيشرفت و ثبات كشور خود را نشان دهند، آنان از اين طريق توانستند اطمينان يهوديان جهان را براي مهاجرت به اسراييل جلب نمايند. سوم، يكي ديگر از هدفهاي اسراييل، تفهيم اين نكته به اعراب و مسلمانان است كه نابودي اسراييل كاري بيهوده است و با افشاندن بذر يأس و نوميدي در ميان آنان اين سؤال را مطرح سازد كه آن زماني كه اسراييل به سلاح متعارف مجهز بود، اعراب نتوانستند اين رژيم را شكست دهند، حال با وجود يك سلاح غير متعارف هستهاي چگونه قادر خواهند بود تا آن را شكست دهند؟! از نظر اسراييل، چنين تهديدهاي بازدارندهاي بالاخره اعراب را در برابر خواستههاي اسراييل در خاورميانه به تسليم وا خواهد داشت.
نكته آخر اينكه اسرايل با پيروي از سياست ابهام هستهاي تلاش ميكند تا آمريكا و كشورهاي غربي را متقاعد سازد به اينكه اين رژيم سلاح هستهاي در اختيار ندارد. در پرتو چنين راهبردي اين رژيم در برابر افكار عمومي غرب، به عنوان كشوري مطلوب ظاهر خواهد شد. هدف تل آويو از ارايه چنين تصويري از خود در برابر افكار عمومي غرب، جلب هر چه بيشتر كمكهاي سياسي، اقتصادي و نظامي است. اسراييل ميخواهد چنين كمكهايي از سوي اين كشورها بيش از پيش افزايش و در آينده نيز تداوم يابد، اما اعلان رسمي اخبار مربوط به سلاحهاي هستهاي از سوي اين رژيم، مانع استمرار چنين كمكهايي خواهد شد. همچنين سياست روشن و اظهار صريح اسراييل به وجود سلاح هستهاي در اين رژيم، ايالات متحده آمريكا را كه همپيمان اين رژيم است در تنگنا قرار خواهد داد؛ چون آمريكا همواره اعلام كرده است كه كشورهاي خاورميانه نبايد به سلاح هستهاي دست يابند.
براي غلبه بر ظلمت كافي است چراغ روشن كنيم ، چون نمي توان ظلمت را روشن كرد .
*****
سایت مرجع هوانوردی و هوافضای پارسی
[External Link Removed for Guests]
*****
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
*****
سایت مرجع هوانوردی و هوافضای پارسی
[External Link Removed for Guests]
*****
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]

- پست: 4122
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4507 بار
- سپاسهای دریافتی: 4337 بار
- تماس:
Tomcattter,
دوست عزيز
ممنون بابت مطلب جامع و مفيد شما.
فکر مي کنم اعراب ديگر با اسرائيل دشمني ندارند. اردن، مصر و مراکش روابط حسنه و ديپلماتيک با اسرائيل دارند؛
قطر، ليبي، تونس و . . . نيز روابط اقتصادي و دوستانه.
اگر شرايط در مناطق عرب نشين اسرائيل کمي تغيير کند و روند تشکيل يک دولت فلسطيني محقق شود،
همه ي کشورهاي عربي از اين قضيه استقبال مي کنند و بدين ترتيب راه براي ايجاد روابط ديپلماتيک و شناسايي اسرائيل توسط همه ي کشورهاي عربي فراهم مي شود؛ چيزي که در آينده مورد انتظار است.
ضمن اينکه توان هسته اي اسرائيل به همراه حدود 900 فروند جنگنده ي پيشرفته، عامل بسيار مهمي در ايجاد جنگي ديگر در خاورميانه با اسرائيل هست. مخصوصن اينکه سوريه ديگر توان کافي نظامي براي رويارويي ندارد و مصر و اردن نيز از دوستان نزديک اسرائيل در منطقه به شمار مي روند.
فکر مي کنم گذشت زمان بهترين صلح را براي خاورميانه به همراه خواهد آورد.
بدين ترتيب تمامي ملاحظات فوق در تصميم اسراييل مبني بر دستيابي به سلاح هستهاي مؤثر بوده است.
دوست عزيز
ممنون بابت مطلب جامع و مفيد شما.
فکر مي کنم اعراب ديگر با اسرائيل دشمني ندارند. اردن، مصر و مراکش روابط حسنه و ديپلماتيک با اسرائيل دارند؛
قطر، ليبي، تونس و . . . نيز روابط اقتصادي و دوستانه.
اگر شرايط در مناطق عرب نشين اسرائيل کمي تغيير کند و روند تشکيل يک دولت فلسطيني محقق شود،
همه ي کشورهاي عربي از اين قضيه استقبال مي کنند و بدين ترتيب راه براي ايجاد روابط ديپلماتيک و شناسايي اسرائيل توسط همه ي کشورهاي عربي فراهم مي شود؛ چيزي که در آينده مورد انتظار است.
ضمن اينکه توان هسته اي اسرائيل به همراه حدود 900 فروند جنگنده ي پيشرفته، عامل بسيار مهمي در ايجاد جنگي ديگر در خاورميانه با اسرائيل هست. مخصوصن اينکه سوريه ديگر توان کافي نظامي براي رويارويي ندارد و مصر و اردن نيز از دوستان نزديک اسرائيل در منطقه به شمار مي روند.
فکر مي کنم گذشت زمان بهترين صلح را براي خاورميانه به همراه خواهد آورد.

[External Link Removed for Guests]

- پست: 1790
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 8 بار
- سپاسهای دریافتی: 258 بار

- پست: 15899
- تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۷:۵۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 72687 بار
- سپاسهای دریافتی: 31681 بار
- تماس:
Saeid12345, عقيدهي شما رو قبول دارم اما ميشد محترمانه تر گفت 

زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد
[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز
[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد
[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز
[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]
لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد

- پست: 1790
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 8 بار
- سپاسهای دریافتی: 258 بار

- پست: 4122
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 4507 بار
- سپاسهای دریافتی: 4337 بار
- تماس:
Saeid12345,
سعيد جان فقط همين قدر ميگم که بين 10 تا 20 سال آينده، همه ي کشورهاي منطقه با اسرائيل صلح مي کنن.
حتا سوريه هم براي صلح فقط خواستار خروج اسرائيل از شبعا و جولان هستش. صلح ارتباطي با ايالات متحده نداره.
دنيا در قرن 21 به سمت جنگ و نابودي پيش نميره و علاقه اي هم به اين مسائل نداره.
ضمنن صلح در خاورميانه باعث رشد اقتصادي و شکوفايي در اقتصاد منطقه ميشه و اين به نفع همه ي کشورهاست.
کشور اسرائيل هم چه بخواهيم چه نخواهيم جزئي از منطقه است و در آينده با تجديدنظر در سياستهايش در مخالفت با تشکيل دولت مستقل فلسطيني، عملن ديگر دشمني در منطقه (بين اعراب) نخواهد داشت.
ضمنن توان 200 تا کلاهک هسته اي رو هم بايد جدي گرفت.
سعيد جان فقط همين قدر ميگم که بين 10 تا 20 سال آينده، همه ي کشورهاي منطقه با اسرائيل صلح مي کنن.
حتا سوريه هم براي صلح فقط خواستار خروج اسرائيل از شبعا و جولان هستش. صلح ارتباطي با ايالات متحده نداره.
دنيا در قرن 21 به سمت جنگ و نابودي پيش نميره و علاقه اي هم به اين مسائل نداره.
ضمنن صلح در خاورميانه باعث رشد اقتصادي و شکوفايي در اقتصاد منطقه ميشه و اين به نفع همه ي کشورهاست.
کشور اسرائيل هم چه بخواهيم چه نخواهيم جزئي از منطقه است و در آينده با تجديدنظر در سياستهايش در مخالفت با تشکيل دولت مستقل فلسطيني، عملن ديگر دشمني در منطقه (بين اعراب) نخواهد داشت.
ضمنن توان 200 تا کلاهک هسته اي رو هم بايد جدي گرفت.

[External Link Removed for Guests]

- پست: 1790
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 8 بار
- سپاسهای دریافتی: 258 بار
رضاي عزيز من يکي از طرفداران اصلي صلح موقت با غرب هستم ولي هميشگي. بلکه از نوعي که شوروي و آمريکا با
هم بودند. نمي شود که تمام زمام امور مملکتمان را بدهيم دست آمريکا و اسرائيل و در عوض صلح کنيم.
در قرن 21 نيز دنيا به سمت جنگ مي رود نه صلح و اگر 100 سال ديگه من و تو زنده باشيم اين موضوع رو بهت اثبات مي کنم.
90% مردم مصر مخالف صلح و داشتن ارتباط با اسرائيل هستند و تنها به اين دليل که حکومت مصر از نوع توتاليتار هست بر
خواسته مردم اين کشور توجهي نمي دهد. اگر حکومت مصر عوض شود همان مصر 40 سال پيش متولد شده و به جنگ با
اسرائيل خواهد رفت.
در منطقه خاورميانه نيز هيچ يک از کشورها نبايد پيشرفت کنند چون به ضرر آمريکا هست. فقط مونتاژ نه توليد!
200 تا کلاهک که سهله به نظر من ايران بايد آنچنان قوي و مقتدر شود که در تاريخ بي همتا باشد. اگر کوروش زنده بود الان
نيويورک متعلق به مسلمانان بود. ولي نا اميد نباشيد هنوز هستند کوروش هايي که مي توانند کل جهان را تسخير کنند و
قدرت ايران را بهش بازگردانند.

هم بودند. نمي شود که تمام زمام امور مملکتمان را بدهيم دست آمريکا و اسرائيل و در عوض صلح کنيم.
در قرن 21 نيز دنيا به سمت جنگ مي رود نه صلح و اگر 100 سال ديگه من و تو زنده باشيم اين موضوع رو بهت اثبات مي کنم.
90% مردم مصر مخالف صلح و داشتن ارتباط با اسرائيل هستند و تنها به اين دليل که حکومت مصر از نوع توتاليتار هست بر
خواسته مردم اين کشور توجهي نمي دهد. اگر حکومت مصر عوض شود همان مصر 40 سال پيش متولد شده و به جنگ با
اسرائيل خواهد رفت.
در منطقه خاورميانه نيز هيچ يک از کشورها نبايد پيشرفت کنند چون به ضرر آمريکا هست. فقط مونتاژ نه توليد!
200 تا کلاهک که سهله به نظر من ايران بايد آنچنان قوي و مقتدر شود که در تاريخ بي همتا باشد. اگر کوروش زنده بود الان
نيويورک متعلق به مسلمانان بود. ولي نا اميد نباشيد هنوز هستند کوروش هايي که مي توانند کل جهان را تسخير کنند و
قدرت ايران را بهش بازگردانند.


- پست: 1790
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۴۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 8 بار
- سپاسهای دریافتی: 258 بار
فکر مي کنم اگر کوروش زنده بود، من و شما هم زرتشتي بوديم و نيويوريک هم دست صاحبش بود.
هيچ اشکالي ندارد که من زردشتي مي بودم و حالا هم خيلي بهتر هست که مسلمان هستم.
اگر کوروش زنده بود نيويورک هم متعلق به امپراطوري ايران بود و ايران صاحبش بود.
اصلا آمريکايي وجود نداشت که بخاد قد علم کنه!
من بنا به دلايلي نمي توانم خيلي چيزها رو بيان کنم ولي اگر مسلمان نبودم يا بهتر کافر بودم براحتي بيانشان مي کردم.
در واقع وقتي که در صدر اسلام در زمان خسرو پرويز امپراطوري بزرگ ايران در يک نبرد بزرگ عليه روم پيروز شد و سوريه و
اين قسمتها دوباره به دست ايران افتاد مسلمانان از اين پيروزي احساس خطر کردند و پيامبر (ص) اندوهگين شدند. و بعد
از مدتي آياتي از قرآن نازل شد که مي گفت ايران از روم شکست خواهد خورد و يعني اينکه ...
واقعا من در سر دو راهي قرار گرفته ام که يا خدا يا وطن. ولي من خدا را انتخاب مي کنم و به همين دليل زياد به عمق مسائل نمي روم.


- پست: 237
- تاریخ عضویت: شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۵, ۱۰:۳۹ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 13 بار
- سپاسهای دریافتی: 83 بار
چه انتخاب سختي يا خدا يا وطن ولي تشخيص اينکه خدا متعلق به کدام جناح است کار سخت تري است اين بيان يعني اينکه خدا بين بنده هاش تبعيض قائل مي شه يعني واقعا ميشه؟؟؟ تاريخ علمي است که قاطعيت توش جايي نداره نمي شه خيلي بهش اعتماد کرد چون ميزان اگاهي ما از واقعيات گذشته خيلي کم است کسي نمي تونه از گذشته با اطمينان
کامل صحبت کنه چرا راه دور بريم همين چنگ ايران وروس کي مي دونه واقعا چي شده يا در مورده هلوکاست همه مي گن
المان نازي يهودي ها رو مي کشته حالا چرا و چگونه و به چه مقدار و خيلي چيزاي ديگه نا شناخته است چون با روشن شدن واقعيت تسخيص خوب از بد اسان مي شه ولي با مخدوش کردن حقيقت مي شه از يک اتفاق تاريخي سو استفاده هاي زيادي کرد و قدرت مانور صاحبان قدرت را افزايش داد مي شه خيلي کار ها کرد که خارج از بحث ماست اميدوارم منظورم را گرفته باشيد مخصوصا تو سعيد12345
کامل صحبت کنه چرا راه دور بريم همين چنگ ايران وروس کي مي دونه واقعا چي شده يا در مورده هلوکاست همه مي گن
المان نازي يهودي ها رو مي کشته حالا چرا و چگونه و به چه مقدار و خيلي چيزاي ديگه نا شناخته است چون با روشن شدن واقعيت تسخيص خوب از بد اسان مي شه ولي با مخدوش کردن حقيقت مي شه از يک اتفاق تاريخي سو استفاده هاي زيادي کرد و قدرت مانور صاحبان قدرت را افزايش داد مي شه خيلي کار ها کرد که خارج از بحث ماست اميدوارم منظورم را گرفته باشيد مخصوصا تو سعيد12345



