- يك عكس MRI سالم از مغز! ما دو دختر دوست داشتني داريم كه يكي از آنها هفتساله و ديگري 22 ساله است. در سال 2000 دختر بزرگمان دچار تومور مغزي بدخيمي شد. او 33 جلسه راديوتراپي، چهار جراحي سنگين و درمان هاي ديگري را از سر گذراند و حالا MRI مغز او كاملا سالم است و اثري از آن تومور نيست. خوشبختي براي من يعني سلامتي، خانواده و 25 سال ازدواج موفق.
- خوشبختي يعني اينكه هر كسي كمي بيشتر از نيازش ايمان، روابط با ديگران و سلامت جسمي و رواني داشته باشد و بتواند به منابع گوناگوني كه نياز دارد، دسترسي داشته باشد.
- وقتي ميبينم كه كودكانم با شادي لبخند ميزنند، بينهايت احساس خوشبختي ميكنم.
- اگر آنقدر شجاعت و توانايي داشته باشم كه بتوانم براي دخترم الگويي باشم تا بتواند خودش سرنوشتش را رقم بزند و روي پاي خودش بايستد، خوشبخت خواهم بود.
- وقتي بتوانم براي كسي كاري انجام دهم و هيچ چشمداشتي نداشته باشم احساس ميكنم خيلي خوشبختم.
- خوشبختي اين است كه بفهمم تلاشهاي پيگيرم، زندگي ام را بهتر كرده است.
- هنگامي كه كنار پنجره خانهام آرام مينشينم و رقص قطرات باران را بر روي برگهاي درختان ميبينم و از طبيعت زيبا لذت ميبرم، حس مي كنم خيلي خوشبختم.
- خوشبختي درون همه ماست و هيچكدام از ما نميتوانيم آن را تعريف كنيم، وقتي حرارت اين حس خوشايند از قلبمان به چشمها و زبانمان به جريان ميافتد، ميتوانيم آن را درك كنيم و به ارزش آن پي ببريم.
- خوشبختي را هنگامي حس ميكنم كه پابرهنه روي علفهاي خيس از شبنم قدم بزنم، نور خورشيد را روي پوستم احساس كنم و ببينم كسي با ديدن من لبخند ميزند.
- خوشبختي براي من داشتن آزادي،سلامتي و داشتن فرصتهايي است كه بتوانم به كارهايي بزرگ دست بزنم.
- خوشبختي يعني عطر زندگي بخش باران بهاري، بوسههاي خورشيد در صبح و در آغوش كشيدن بادهاي خنك پاييزي
- وقتي با خودم و ديگران در صلح باشم و بتوانم بيقيد و شرط دوست بدارم و دوست داشته شوم، خوشبختم.
- شادي حقيقي كه از قلب من بر ميخيزد و به شرايط محيط ربطي ندارد خوشبختي را براي من به ارمغان مي آورد.
- بيدار شدن با يك لبخند، پشتسر گذاشتن مشكلات روزمره، تشكر از خداي مهربان براي همهچيز و خوابي آسوده با روياهاي شگفتانگيز، معني خوشبختي را در ذهن من تداعي ميكنند.
- خوشبختي يعني «بخشيدن» تقصيرات ديگران، نه «فراموش كردن» آنها
- بذري الهي كه خداوند در قلب ما كاشته و ما بايد ياد بگيريم كه با دوست داشتن يكديگر، آن را پرورش دهيم، خالق خوشبختي است.
- هنگامي كه زير باران ميايستم و نوازش تكتك قطرات باران را روي پوستم حس ميكنم و ميگويم كه اين قطرات نه اشك خدا براي ما بلكه ذراتي از لطف ابدي او هستند، بينهايت احساس خوشبختي ميكنم.
- وقتي احساس ميكنم خوشبختم كه دستگاه فكس از ديگري پيامي برايم ميفرستد كه آن پيام ميگويد: «همه چيز روبهراه است!... همه چيز روبهراه است!»
- وقتي خورشيد پس از چهار روز باراني، مي درخشد و پسر كوچكم با لبخند بيدار مي شود و ميگويد: «مامان، امروز ميتوانم بيرون بازي كنم.»
- وقتي احساس خوشبختي ميكنم كه در يك غروب بهاري روي صندلي ننويي بنشينم و به خودم بگويم من انسان ارزشمندي هستم- با وجودي كه ناشر داستانم را پس فرستاده، در دفاع از پايان نامهام شكست خوردهام و پسرعمويم با شادي ميگويد كه با يك ناشر معتبر قراردادي هنگفت بسته است- من به صداي قورباغهها و جيرجيركها گوش ميكنم و مي دانم كه خوشبختم چون به موفقيتهاي گذشته فكر ميكنم و ميدانم كه آمادهام تا كوههاي بلندي را زير پا بگذارم.
- خوشبختي يعني داشتن كفشهاي راحت
- اگر اسمتان در ستون آگهيهاي ترحيم چاپ نشود، خوشبخت خواهيد بود.
- وقتي خود را به درستي شناختيد و با خودتان در صلح بوديد، آن وقت معناي خوشبختي را درك خواهيد كرد.
مترجم: آذين صحابي
