پست
توسط ghadami2005 »
آهنگ زيبايي از " آرتوش" حدودا مال 40 سال پیشه
[External Link Removed for Guests]
متن ترانه:
آسمان چشم او آيينه کيست
آنکه چون آيينه با من رو برو بود
دردو نفرين ,دردو نفرين بر سفر باد
سرنوشت اين جدايي دست او بود
گريه مکن که سرنوشت
گر مرا از تو جدا کرد
عاقبت دلهايمان با غم هم آشنا کرد
چهره اش آيينه کيست آنکه با من روبرو بود دردو نفرين بر سفر اين گناه از دست او بود
اي شکسته خاطر من روزگارت شادمان باد اي درخت پر گل من نو بهارت ارغوان باد
اي دلت خورشيد خندان ,سينه تاريک من سنگ قبر آرزو بود.
آنچه کردي با دل من قصه سنگو سبو بود
من گلي پژ مرده بودم گر تورا صد رنگو بو بود.
اي دلت خورشيد خندان ,سينه تاريک من سنگ قبر آرزو بود
اي شکسته خاطر من روزگارت شادمان باد اي درخت پر گل من نو بهارت ارغوان باد
اي دلت خورشيد خندان ,سينه تاريک من سنگ قبر آرزو بود
"لشگر گوسفندان که توسط يک شير اداره ميشود,ميتواند لشگر شيران را که توسط يک گوسفند اداره ميشود ,شکست دهد."