رقص درماني
مدیران انجمن: رونین, Dr.Akhavan, شوراي نظارت

- پست: 3051
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 351 بار
- سپاسهای دریافتی: 1579 بار
- تماس:
رقص درماني
درمانی
راديو آلمان با خانم
ترودی شوپ از بنیان گذاران روش رقص درمانی می گوید: "بسیار ساده باید گفت که واژه ای نیست که بتواند احساس شادی، سرور از وجود خود و اشتیاق به زندگی را که رقص به انسان می دهد، توصیف کند."
رقص یکی از قدیمی ترین شیوه های بیان احساسات آدمی است كه هنوز هم جای خاصی را در زندگی انسان دارد. رقص در زمان های گذشته نیز در میان اقوام مختلف و در مناطق گوناگون ایران و جهان به عنوان روش درمانی مورد استفاده قرارمی گرفته و بنا بر شواهد باقی مانده، آگاهی زیادی در مورد قدرت جادویی آن وجود داشته است. استفاده از شیوه رقص درمانی، به معنی امروزین آن، از سال های چهل میلادی در آمریکا رایج شده است. در اين روش از هنر رقص و پایه آن یعنی حرکت، برای کمک به استقرار تعادل در وضعیت روحی و جسمی فرد و ایجاد اعتماد به نفس در وی بهره جویی می شود.
امروزه با توجه به شرایط و محدودیت های فراوان خانوادگی و اجتماعی که بویژه در مورد دختران و زنان جوان وجود دارد، تعداد کسانی که از بیماری های روحی و روانی و بخصوص افسردگی رنج می برند بطور مرتب افزایش می یابد. شیوه های مختلفی برای مقابله با این بیماری ها وجود دارد که رقص درمانی یکی از آنهاست.
از اواخر سال های هشتاد استفاده از امكان درمانى رقص در آلمان مرسوم شد و در ۱۹۹۵ ميلادى اتحادیه رقص درمانی آلمان تأسیس گردید كه كار خود را بر مبناى فلسفه وحدت انسان با جسم خودپايه ريزى كرده است. در آلمان امروزه درمانگران از طریق رقص با گروه های مختلف سنی از کودکان گرفته تا بزرگسالان و افراد مسن، و در موارد گوناگون، برای نمونه در درمان مبتلایان به اعتیاد و یا بیماران مختلف روحی، این روش را بکار می گیرند.
در همین ارتباط گفتگویی داشته ایم با خانم بهار نادری که تحصیلات خود را در رشته جامعه شناسی به پایان رسانده و پس از کسب تجارب گوناگون در زمینه های اجتماعی و امور زنان و گذراندن دوره های درمان از طریق حرکت و ریتم و بهره گیری از روش رقص درمانی، به کار در شهر کلن آلمان مشغول است:
دویچه وله: خانم نادری، عبارت رقص درمانی که این روزها درباره آن زیاد گفتگو می شود، اصولا به چه معناست؟
نادری: رقص درمانی، یعنی درمان از طریق رقص و حرکت، که ترجمه ی Tanztherapie است، یعنی رقص، اما نه به آن معنا که یک طراحی رقص وجود داشته باشد، بلکه هر حرکتی که با ریتم انجام بشود، در این مجموعه می گنجد. یعنی کسی ممکن است فقط نشسته باشد و با پایش روی زمین ریتم بگیرد یا صحبت کند و چشمهایش را بهم زند، همه این نوع حرکات با ریتم دراین مجموعه می گنجند. یعنی همه ی این حرکات معنی دارند و به همین دلیل رقصنده هایی که اوایل قرن گذشته رقص هایی را بوجود آوردند که خارج از ساختار رقص های کلاسیک مثل باله و رقص های فولکلور بودند، و بر روی صحنه رقص هایی نشان دادند که فقط حرکتی را بازتاب می داد که در آن گفتار در واقع درون رقصنده بود و بیشتر به تئاتر شباهت داشت، از آنجا دریافتند که می شود از طریق حرکات و منتقل کردن احساسات و اتفاقهایی که در درون انسان می افتد به بیرون، یک طریقه ی درمان پیدا کرد.
رقص درمانی البته سنت بسیار قدیمی دارد، در میان اقوام پیشین، مردمی که خیلی طبیعی زندگی می کردند، مثلا رقص «زار» در ایران و یا رقص هایی که هنوز در میان برخی قبایل آفریقایی وجود دارند. این سنت همیشه وجود داشته که از طریق حرکت و ریتم می شود درمان کرد. همانطور که می دانید زمانی که یکنفر از لحاظ روحی یا جسمی مشکلی پیدا می کند، حرکات و میمیک چهره اش تغییر می کند. بنابراین سلامتی با حرکات و فرم بدن و ریتمی که ما در آن زندگی می کنیم در ارتباط بسیار مستقیم است.
دویچه وله: رقص درمانی بشکل فردی انجام می گیرد و یا به صورت گروهی؟
نادری: این موضوع به عوامل زیادی بستگی دارد. یعنی شاید افراد خانواده ای به یک درمانگر مراجعه کنند و مشکلی داشته باشند که درمانگر با آن ها بصورت جمعی کار می کند، در واقع در یک گروه. یا اینکه افراد متفاوتی هستند که مشکل مشترکی دارند، آنها می توانند در یک گروه رقص درمانی بشوند. ولی ممکن است کسی هم باشد که بخواهد به شکل انفرادی معالجه شود. می توان در مجموع گفت استفاده از روش رقص درمانی مانند انواع روشهای درمانی دیگر، هم بصورت جمعی و هم بصورت فردی امکان پذیر است.
دویچه وله: خانم نادری، می شود گفت که رقص درمانی برای گروه خاصی موثر است؟
نادری: برای هیچ گروه خاصی نیست، یعنی می توان واقعا در تمام موارد از این روش استفاده کرد. البته در موارد خیلی جدی بیماری های روانی که بیمار تحت درمان دارویی ست، باید این نوع از معالجه را در تکمیل معالجه ای که بیمار تحت درمان آن است بکار گرفت. یعنی این نوع درمان فقط می تواند بصورت تکمیلی کمک هایی بکند. در موارد دیگر شرایط فرق می کند، یعنی وقتی که فرد مراجعه کننده به آنصورت اختلالات روانی ندارد که تحت درمان دارویی باشد، او با هر مشکلی می تواند از شیوه رقص درمانی برای معالجه اش مدد جوید. برای نمونه فردی که به افسردگی دچار است.
البته افسردگی هم در یک حالتش بیماری ست که درمان آن در بخش روانپزشکی، به اصطلاح دارو ـ درمانی امکان پذیر است. ولی نوعی از آن وجود دارد که خیلی ها در زندگی روزمره می توانند گرفتارش شوند. در هر صورت کسانی که در موارد گفته شده مشکلی دارند، می توانند به درمانگر مراجعه بکنند. رقص درمان ها هم البته بخاطر اینکه بتوانند محدوده کارشان را مشخص کرده و بطور تخصصی کار کنند، هر کدام در حیطه معینی عمل می کنند. فرض کنید کسی که بیشتر با بچه ها و نوجوانان کار می کند و در زمینه درمان آنان تجربه کسب کرده، دیگری در بیمارستانهای روانی تخصص اش را گرفته و او باز با بخش بیمارهای دیگر سروکار پیدا می کند و همینطور به نسبت زیر مجموعه هایی که در مسایل روانی وجود دارد، درمانگر هم حوزه کار خودش را تعیین کرده و در آن تجربه کسب می کند.
دویچه وله: بسیاری از دختران جوان بدلایل گوناگون از جمله بخاطر کمبود امکانات و فشارها و محدودیت های خانوادگی و اجتماعی و ندیدن دورنمای معینی برای آینده ی شان و غیره دچار شکل های مختلف افسردگی شده اند. آیا حرکت و رقص می تواند کمکی برای محدود کردن عوارض این بیماری باشد؟
نادری: اصلا رقص درمانی در واقع برمی گردد به اولین حرکاتی که در انسان بوجود آمده، یعنی از شکل گرفتن سلول تا تکامل جنین و تولد و حرکات اولیه ی نوزاد، همه ی اینها یعنی جریان یک انرژی در طبیعت. حرکات روزمره ی ما هم از این جدا نیست، یعنی فرض کنید قلب حرکات و ریتم خاصی باید انجام بدهد، این حرکات اگر منظم باشند شما احساس خوبی دارید و اگر منظم نباشند، آن را حس می کنید و به یک پزشک مراجعه می کنید. حالات روحی هم بی ارتباط با این جریان انرژی نیستند. در جایی که از انرژی درون جسم استفاده ی درستی نشود، مشکل ایجاد می شود.
برای نمونه فرض کنید دهقانی که در مزرعه کار می کند و مرتب در فعالیت است. یعنی با طلوع آفتاب بیدار می شود و با غروب آفتاب به منزلش برمی گردد و زندگیش ریتم خاصی را دارد و تمام ارگانهای بدنش هم با این ریتم در ارتباط است و روحیه اش هم در ارتباط با همان ریتمی است که خواب و نظم غذا خوردنش ونظم حرکاتش در کار دارند. حالا فرض کنید انسانی که اینهمه انرژی دارد و این انرژی باید در گردش باشد، بشکلی محدودیت برایش ایجاد شود. مثلا کودکی که اجازه ی بازی ندارد، یا اجازه ی هر نوع بازی را ندارد، مثلا نمی گذارند بدود یا جایی برای دویدن ندارد و یا فرض کنید اصلا از او نمی خواهند که آن انرژیی را که دارد در جریان بیندازد. این انرژی در بدن محدود شده و در آنجا ایجاد سد می کند. مسلم است که این سد در روحیه نیز تاثیر می گذارد. زمانی که از طریقی این سدها را برداریم، فرض کنیم از طریق حرکات خاصی یا آموزش موسیقی، و جریان این انرژی را دوباره تحریک کنیم، در آن شخص احساس زندگی ایجاد می شود و باعث می شود این احساس در کار روزمره اش، در درسش، در زندگی اش با افراد دیگر، با محیط اطرافش نقش بازی کند و کیفیت زندگی اش را بالاتر ببرد.
دویچه وله: یعنی می توانیم بگوییم که رقص و یا کلا حرکت جسمی به دلیل به جریان انداختن این انرژی، باعث علاقمندی به زندگی می شود؟
نادری: صددرصد، برای اینکه زندگی یعنی حرکت و این حرکت باید در مسیری باشد که ذهن من، بدن من، اندازه ی بدن، فعالیت مغز من آنرا در خواست و طلب می کند. در حالیکه اینها ارتباط شان با یکدیگر قطع شود، یعنی اگر آن فعالیتی که فرضا از بدن من برمی آید انجام ندهم، مثلا اگر فرض کنیم یک آدم سالم تمام روز پای کامپیوتر بنشیند، همین نشستن پای کامپیوتر و یک جنبه ای نوع حرکت، یعنی در حالی که انسان فقط نگاهش و دستهایش کار می کنند و تمام بدنش بی حرکت است، هم در روح و هم در جسم ایجاد اختلال می کند. برعکس آن، یعنی وقتی انجام حرکات به بدن نیرومند و سالم برگردد، آنوقت این حرکات می توانند فرد را به زندگی علاقمند کنند ، نشاط به او بدهند و به انجام کارهای مختلف وادارش کنند، کمااینکه دیگر او نتواند در روز هشت یا نه ساعت را فقط روی صندلی بسربرد.
دویچه وله: خانم نادری، شما توصیه می کنید یک زن یا یک دختر جوان در گروه این حرکات را انجام دهد یا می تواند بطور انفرادی در خانه هم با موسیقی شروع به رقصیدن کند؟
نادری: البته رقص درمانی احتیاج به یک مربی دارد، یعنی کسی که به او درمانگر و هدایت کننده ی آن حرکات می گویند. من به این سوال دو جواب می دهم. یکی اینکه رقص در هرصورت خوب است. فرض کنید شما صبح که از خواب بیدار می شوید، نواری بگذارید و شروع کنید به رقصیدن. اصلا خود این عمل در همان روز، در تمام طول ساعات روزتان کلی نشاط می آورد. ولی اگر شما بخواهید به مشکل خاصی بپردازید، مثلا شما از افسردگی اسم بردید، در اینموارد حتما نیاز به یک هدایت کننده وجود دارد. بخاطر اینکه کسی که افسرده است اگر شما صدتا نوار خیلی زیبا هم برایش پخش کنید و موسیقی خیلی عالی ای هم برایش اجرا کنید، ممکن است تاثیر کمی روی او بگذارد، ولی نمی تواند آن اتفاقی را که در درونش می افتد، به بیرون منتقل کند.
این جنبه ای است که رقص درمانی خیلی روی آن تاکید دارد، یعنی اینکه شما این احساس را از درون به بیرون منتقل کنید، یعنی ارتباط با بیرون را دوباره برقرار کنید. برقرار کردن این ارتباط با بیرون از یک آدم افسرده خودبخود برنمی آید. درمانگر در واقع باید خیلی با احساس همدلی با کسی که حرکات و ریتم بدنش به دلایلی محدود شده و به بیرون منتقل نمی شود، برخورد کند. اگر دیده باشید افرادی که افسردگی دارند خیلی بی حرکت می شوند و حتا در موارد شدید آن افسردگی می تواند انسان را نیمه فلج کند. انسان افسرده میمیک صورتش به کلی تغییر می کند و تبدیل به نوعی ماسک می شود. شما نمی توانید با موسیقی خاصی یکمرتبه این شخص را به فعالیت وادارید. این شخص باید به مرور زمان از درون حرکت را حس کند، خودش را لمس کند و خودش را احساس کند و این یک پروسه ی طولانی مدت است
راديو آلمان با خانم
ترودی شوپ از بنیان گذاران روش رقص درمانی می گوید: "بسیار ساده باید گفت که واژه ای نیست که بتواند احساس شادی، سرور از وجود خود و اشتیاق به زندگی را که رقص به انسان می دهد، توصیف کند."
رقص یکی از قدیمی ترین شیوه های بیان احساسات آدمی است كه هنوز هم جای خاصی را در زندگی انسان دارد. رقص در زمان های گذشته نیز در میان اقوام مختلف و در مناطق گوناگون ایران و جهان به عنوان روش درمانی مورد استفاده قرارمی گرفته و بنا بر شواهد باقی مانده، آگاهی زیادی در مورد قدرت جادویی آن وجود داشته است. استفاده از شیوه رقص درمانی، به معنی امروزین آن، از سال های چهل میلادی در آمریکا رایج شده است. در اين روش از هنر رقص و پایه آن یعنی حرکت، برای کمک به استقرار تعادل در وضعیت روحی و جسمی فرد و ایجاد اعتماد به نفس در وی بهره جویی می شود.
امروزه با توجه به شرایط و محدودیت های فراوان خانوادگی و اجتماعی که بویژه در مورد دختران و زنان جوان وجود دارد، تعداد کسانی که از بیماری های روحی و روانی و بخصوص افسردگی رنج می برند بطور مرتب افزایش می یابد. شیوه های مختلفی برای مقابله با این بیماری ها وجود دارد که رقص درمانی یکی از آنهاست.
از اواخر سال های هشتاد استفاده از امكان درمانى رقص در آلمان مرسوم شد و در ۱۹۹۵ ميلادى اتحادیه رقص درمانی آلمان تأسیس گردید كه كار خود را بر مبناى فلسفه وحدت انسان با جسم خودپايه ريزى كرده است. در آلمان امروزه درمانگران از طریق رقص با گروه های مختلف سنی از کودکان گرفته تا بزرگسالان و افراد مسن، و در موارد گوناگون، برای نمونه در درمان مبتلایان به اعتیاد و یا بیماران مختلف روحی، این روش را بکار می گیرند.
در همین ارتباط گفتگویی داشته ایم با خانم بهار نادری که تحصیلات خود را در رشته جامعه شناسی به پایان رسانده و پس از کسب تجارب گوناگون در زمینه های اجتماعی و امور زنان و گذراندن دوره های درمان از طریق حرکت و ریتم و بهره گیری از روش رقص درمانی، به کار در شهر کلن آلمان مشغول است:
دویچه وله: خانم نادری، عبارت رقص درمانی که این روزها درباره آن زیاد گفتگو می شود، اصولا به چه معناست؟
نادری: رقص درمانی، یعنی درمان از طریق رقص و حرکت، که ترجمه ی Tanztherapie است، یعنی رقص، اما نه به آن معنا که یک طراحی رقص وجود داشته باشد، بلکه هر حرکتی که با ریتم انجام بشود، در این مجموعه می گنجد. یعنی کسی ممکن است فقط نشسته باشد و با پایش روی زمین ریتم بگیرد یا صحبت کند و چشمهایش را بهم زند، همه این نوع حرکات با ریتم دراین مجموعه می گنجند. یعنی همه ی این حرکات معنی دارند و به همین دلیل رقصنده هایی که اوایل قرن گذشته رقص هایی را بوجود آوردند که خارج از ساختار رقص های کلاسیک مثل باله و رقص های فولکلور بودند، و بر روی صحنه رقص هایی نشان دادند که فقط حرکتی را بازتاب می داد که در آن گفتار در واقع درون رقصنده بود و بیشتر به تئاتر شباهت داشت، از آنجا دریافتند که می شود از طریق حرکات و منتقل کردن احساسات و اتفاقهایی که در درون انسان می افتد به بیرون، یک طریقه ی درمان پیدا کرد.
رقص درمانی البته سنت بسیار قدیمی دارد، در میان اقوام پیشین، مردمی که خیلی طبیعی زندگی می کردند، مثلا رقص «زار» در ایران و یا رقص هایی که هنوز در میان برخی قبایل آفریقایی وجود دارند. این سنت همیشه وجود داشته که از طریق حرکت و ریتم می شود درمان کرد. همانطور که می دانید زمانی که یکنفر از لحاظ روحی یا جسمی مشکلی پیدا می کند، حرکات و میمیک چهره اش تغییر می کند. بنابراین سلامتی با حرکات و فرم بدن و ریتمی که ما در آن زندگی می کنیم در ارتباط بسیار مستقیم است.
دویچه وله: رقص درمانی بشکل فردی انجام می گیرد و یا به صورت گروهی؟
نادری: این موضوع به عوامل زیادی بستگی دارد. یعنی شاید افراد خانواده ای به یک درمانگر مراجعه کنند و مشکلی داشته باشند که درمانگر با آن ها بصورت جمعی کار می کند، در واقع در یک گروه. یا اینکه افراد متفاوتی هستند که مشکل مشترکی دارند، آنها می توانند در یک گروه رقص درمانی بشوند. ولی ممکن است کسی هم باشد که بخواهد به شکل انفرادی معالجه شود. می توان در مجموع گفت استفاده از روش رقص درمانی مانند انواع روشهای درمانی دیگر، هم بصورت جمعی و هم بصورت فردی امکان پذیر است.
دویچه وله: خانم نادری، می شود گفت که رقص درمانی برای گروه خاصی موثر است؟
نادری: برای هیچ گروه خاصی نیست، یعنی می توان واقعا در تمام موارد از این روش استفاده کرد. البته در موارد خیلی جدی بیماری های روانی که بیمار تحت درمان دارویی ست، باید این نوع از معالجه را در تکمیل معالجه ای که بیمار تحت درمان آن است بکار گرفت. یعنی این نوع درمان فقط می تواند بصورت تکمیلی کمک هایی بکند. در موارد دیگر شرایط فرق می کند، یعنی وقتی که فرد مراجعه کننده به آنصورت اختلالات روانی ندارد که تحت درمان دارویی باشد، او با هر مشکلی می تواند از شیوه رقص درمانی برای معالجه اش مدد جوید. برای نمونه فردی که به افسردگی دچار است.
البته افسردگی هم در یک حالتش بیماری ست که درمان آن در بخش روانپزشکی، به اصطلاح دارو ـ درمانی امکان پذیر است. ولی نوعی از آن وجود دارد که خیلی ها در زندگی روزمره می توانند گرفتارش شوند. در هر صورت کسانی که در موارد گفته شده مشکلی دارند، می توانند به درمانگر مراجعه بکنند. رقص درمان ها هم البته بخاطر اینکه بتوانند محدوده کارشان را مشخص کرده و بطور تخصصی کار کنند، هر کدام در حیطه معینی عمل می کنند. فرض کنید کسی که بیشتر با بچه ها و نوجوانان کار می کند و در زمینه درمان آنان تجربه کسب کرده، دیگری در بیمارستانهای روانی تخصص اش را گرفته و او باز با بخش بیمارهای دیگر سروکار پیدا می کند و همینطور به نسبت زیر مجموعه هایی که در مسایل روانی وجود دارد، درمانگر هم حوزه کار خودش را تعیین کرده و در آن تجربه کسب می کند.
دویچه وله: بسیاری از دختران جوان بدلایل گوناگون از جمله بخاطر کمبود امکانات و فشارها و محدودیت های خانوادگی و اجتماعی و ندیدن دورنمای معینی برای آینده ی شان و غیره دچار شکل های مختلف افسردگی شده اند. آیا حرکت و رقص می تواند کمکی برای محدود کردن عوارض این بیماری باشد؟
نادری: اصلا رقص درمانی در واقع برمی گردد به اولین حرکاتی که در انسان بوجود آمده، یعنی از شکل گرفتن سلول تا تکامل جنین و تولد و حرکات اولیه ی نوزاد، همه ی اینها یعنی جریان یک انرژی در طبیعت. حرکات روزمره ی ما هم از این جدا نیست، یعنی فرض کنید قلب حرکات و ریتم خاصی باید انجام بدهد، این حرکات اگر منظم باشند شما احساس خوبی دارید و اگر منظم نباشند، آن را حس می کنید و به یک پزشک مراجعه می کنید. حالات روحی هم بی ارتباط با این جریان انرژی نیستند. در جایی که از انرژی درون جسم استفاده ی درستی نشود، مشکل ایجاد می شود.
برای نمونه فرض کنید دهقانی که در مزرعه کار می کند و مرتب در فعالیت است. یعنی با طلوع آفتاب بیدار می شود و با غروب آفتاب به منزلش برمی گردد و زندگیش ریتم خاصی را دارد و تمام ارگانهای بدنش هم با این ریتم در ارتباط است و روحیه اش هم در ارتباط با همان ریتمی است که خواب و نظم غذا خوردنش ونظم حرکاتش در کار دارند. حالا فرض کنید انسانی که اینهمه انرژی دارد و این انرژی باید در گردش باشد، بشکلی محدودیت برایش ایجاد شود. مثلا کودکی که اجازه ی بازی ندارد، یا اجازه ی هر نوع بازی را ندارد، مثلا نمی گذارند بدود یا جایی برای دویدن ندارد و یا فرض کنید اصلا از او نمی خواهند که آن انرژیی را که دارد در جریان بیندازد. این انرژی در بدن محدود شده و در آنجا ایجاد سد می کند. مسلم است که این سد در روحیه نیز تاثیر می گذارد. زمانی که از طریقی این سدها را برداریم، فرض کنیم از طریق حرکات خاصی یا آموزش موسیقی، و جریان این انرژی را دوباره تحریک کنیم، در آن شخص احساس زندگی ایجاد می شود و باعث می شود این احساس در کار روزمره اش، در درسش، در زندگی اش با افراد دیگر، با محیط اطرافش نقش بازی کند و کیفیت زندگی اش را بالاتر ببرد.
دویچه وله: یعنی می توانیم بگوییم که رقص و یا کلا حرکت جسمی به دلیل به جریان انداختن این انرژی، باعث علاقمندی به زندگی می شود؟
نادری: صددرصد، برای اینکه زندگی یعنی حرکت و این حرکت باید در مسیری باشد که ذهن من، بدن من، اندازه ی بدن، فعالیت مغز من آنرا در خواست و طلب می کند. در حالیکه اینها ارتباط شان با یکدیگر قطع شود، یعنی اگر آن فعالیتی که فرضا از بدن من برمی آید انجام ندهم، مثلا اگر فرض کنیم یک آدم سالم تمام روز پای کامپیوتر بنشیند، همین نشستن پای کامپیوتر و یک جنبه ای نوع حرکت، یعنی در حالی که انسان فقط نگاهش و دستهایش کار می کنند و تمام بدنش بی حرکت است، هم در روح و هم در جسم ایجاد اختلال می کند. برعکس آن، یعنی وقتی انجام حرکات به بدن نیرومند و سالم برگردد، آنوقت این حرکات می توانند فرد را به زندگی علاقمند کنند ، نشاط به او بدهند و به انجام کارهای مختلف وادارش کنند، کمااینکه دیگر او نتواند در روز هشت یا نه ساعت را فقط روی صندلی بسربرد.
دویچه وله: خانم نادری، شما توصیه می کنید یک زن یا یک دختر جوان در گروه این حرکات را انجام دهد یا می تواند بطور انفرادی در خانه هم با موسیقی شروع به رقصیدن کند؟
نادری: البته رقص درمانی احتیاج به یک مربی دارد، یعنی کسی که به او درمانگر و هدایت کننده ی آن حرکات می گویند. من به این سوال دو جواب می دهم. یکی اینکه رقص در هرصورت خوب است. فرض کنید شما صبح که از خواب بیدار می شوید، نواری بگذارید و شروع کنید به رقصیدن. اصلا خود این عمل در همان روز، در تمام طول ساعات روزتان کلی نشاط می آورد. ولی اگر شما بخواهید به مشکل خاصی بپردازید، مثلا شما از افسردگی اسم بردید، در اینموارد حتما نیاز به یک هدایت کننده وجود دارد. بخاطر اینکه کسی که افسرده است اگر شما صدتا نوار خیلی زیبا هم برایش پخش کنید و موسیقی خیلی عالی ای هم برایش اجرا کنید، ممکن است تاثیر کمی روی او بگذارد، ولی نمی تواند آن اتفاقی را که در درونش می افتد، به بیرون منتقل کند.
این جنبه ای است که رقص درمانی خیلی روی آن تاکید دارد، یعنی اینکه شما این احساس را از درون به بیرون منتقل کنید، یعنی ارتباط با بیرون را دوباره برقرار کنید. برقرار کردن این ارتباط با بیرون از یک آدم افسرده خودبخود برنمی آید. درمانگر در واقع باید خیلی با احساس همدلی با کسی که حرکات و ریتم بدنش به دلایلی محدود شده و به بیرون منتقل نمی شود، برخورد کند. اگر دیده باشید افرادی که افسردگی دارند خیلی بی حرکت می شوند و حتا در موارد شدید آن افسردگی می تواند انسان را نیمه فلج کند. انسان افسرده میمیک صورتش به کلی تغییر می کند و تبدیل به نوعی ماسک می شود. شما نمی توانید با موسیقی خاصی یکمرتبه این شخص را به فعالیت وادارید. این شخص باید به مرور زمان از درون حرکت را حس کند، خودش را لمس کند و خودش را احساس کند و این یک پروسه ی طولانی مدت است

- پست: 350
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۰ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 20 بار
- تماس:
- پست: 3
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۶, ۱۰:۲۸ ق.ظ
- سپاسهای دریافتی: 2 بار
- تماس:

-
- پست: 807
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۲۳ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 66 بار
- تماس:
asal masal, با عرض خوشامد به شما دوست خوب عزيز
نوشتن به صورت فينگيليش ( فارسي اينگليسي ) در اين فروم مجاز نمي باشد .
در خصوص سوالتون هم بايد عرض كنم . اين كه عمل رقص در يك شرايطي داراي ايراد شرعي هست كاملا درسته و
كسي قصد كتمان اين موضوع رو نداره
و مقاله دوست عزيزمون akhavan_a, هم از منظر علمي و ورزشي بايد مد نظر گرفته بشه !
موفق باشيد
نوشتن به صورت فينگيليش ( فارسي اينگليسي ) در اين فروم مجاز نمي باشد .
در خصوص سوالتون هم بايد عرض كنم . اين كه عمل رقص در يك شرايطي داراي ايراد شرعي هست كاملا درسته و
كسي قصد كتمان اين موضوع رو نداره
و مقاله دوست عزيزمون akhavan_a, هم از منظر علمي و ورزشي بايد مد نظر گرفته بشه !
موفق باشيد

به زودي در اين مكان امضا اضافه خواهد شد .

- پست: 330
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۶, ۶:۲۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3 بار
- سپاسهای دریافتی: 37 بار
در اين که انسان ها با رقصيدن به شادي زيادي ميرسند هيچ شکي نيست و به همراه آن هم يک آهنگ شاد پخش مي کنند که شادي خودشون رو به اوج خودش برسونند ولي به اين هم دقت داشته باشيد براي هر کاري حريم و حدي مشخص شده که نبايد در انجام آن افراط و تفريط داشت. شما وقتي مي رقصيد اين شادي رو به اوج خودش مي رسونيد و فکر مي کنيد که شاد زياد هم هيچ ضرري نداره ولي مي تونيد با تماس به يک روانشناس از عواقب اون هم مطلع بشيد.
دقت کنيد که چرا آمار خودکشي در افرادي که در پارتي هاي شبانه شرکت مي کنند بيشتره.(که امروزه با خوردن قرص هاي اکستازي بيشتر هم شده)
چرا افرادي که بيشتر مي رقصند زودتر افسرده مي شوند.
چرا ما وقتي مي توانيم با کوچکترين واکنشي خودمون رو شاد کنيم مثل يک لبخند يا يک شکلک، شادي خودمون رو به اوج خودش برسونيم که ديگه با هزار تا از اين حرکات و سکنات رنگ شادي رو از چهره هامون دور کنيم ؟
2-بي حيا مي شويم .همه ما ديديم که تو رقصيدن هيچ قانون خاصي نداره و هر قسمت از بدنتون رو که دوست داشته باشيد مي تونيد تکون بديد حتي قسمت هايي از بدن رو که محرک هستند.
3-تو رقصيدن هر لباسي مي تونيد بپوشيد اگه لباس هاي ..... هم باشه که صد درجه بهتر.
4-ما که مسلمانيم و از قوانين الهي اي که در چارچوب اسلام است پيروي مي کنيم با رقصيدن خودمون رو از خدا دور مي بينيم چون عملا به انجام کاري روي آورديم که مخالف قوانين اسلامي هست.
دقت کرديد که چرا امر شده که مستحب است که در اول هر کاري بسم الله الرحمن الرحيم بگوييم؟چون:وقتي ما کارمون را با بسم الله آغاز مي کنيم احساس مي کنيم که خدا هم ياور ما هست و احساس تنهايي نمي کنيم -احساس مي کنيم که در زير سايه لطف و رحمت کسي قرار گرفتيم که عالِم به همه چيز و قادر به هر کاريست
حالا در رقصيدن چه احساسي به شما دست ميده -احساس اينکه از خدا دور شديم و به شيطان روي آورديم کسي که رانده شده از درگاه و لطف الهيست کسي که قسم خورده تا ما رو نابود نکنه لحظه اي آرام نگيرد
حالا فکر کنيد حرف خدا درسته يا خانم نادري!
بدونيد به کدوم راه مي ريد و راه صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و الضالين(راه کساني که نعمت داده اي نه راه کساني که بر آنها «خشم» کرده اي و نه راه «گمراهان»)کدوم راه است.
البته يکمي هم به تاريخچه رقاص ها نگاه کنيم و بدونيم رقاصي از کجا گرفته شده بد نيست.
دقت کنيد که چرا آمار خودکشي در افرادي که در پارتي هاي شبانه شرکت مي کنند بيشتره.(که امروزه با خوردن قرص هاي اکستازي بيشتر هم شده)
چرا افرادي که بيشتر مي رقصند زودتر افسرده مي شوند.
چرا ما وقتي مي توانيم با کوچکترين واکنشي خودمون رو شاد کنيم مثل يک لبخند يا يک شکلک، شادي خودمون رو به اوج خودش برسونيم که ديگه با هزار تا از اين حرکات و سکنات رنگ شادي رو از چهره هامون دور کنيم ؟
2-بي حيا مي شويم .همه ما ديديم که تو رقصيدن هيچ قانون خاصي نداره و هر قسمت از بدنتون رو که دوست داشته باشيد مي تونيد تکون بديد حتي قسمت هايي از بدن رو که محرک هستند.
3-تو رقصيدن هر لباسي مي تونيد بپوشيد اگه لباس هاي ..... هم باشه که صد درجه بهتر.
4-ما که مسلمانيم و از قوانين الهي اي که در چارچوب اسلام است پيروي مي کنيم با رقصيدن خودمون رو از خدا دور مي بينيم چون عملا به انجام کاري روي آورديم که مخالف قوانين اسلامي هست.
دقت کرديد که چرا امر شده که مستحب است که در اول هر کاري بسم الله الرحمن الرحيم بگوييم؟چون:وقتي ما کارمون را با بسم الله آغاز مي کنيم احساس مي کنيم که خدا هم ياور ما هست و احساس تنهايي نمي کنيم -احساس مي کنيم که در زير سايه لطف و رحمت کسي قرار گرفتيم که عالِم به همه چيز و قادر به هر کاريست
حالا در رقصيدن چه احساسي به شما دست ميده -احساس اينکه از خدا دور شديم و به شيطان روي آورديم کسي که رانده شده از درگاه و لطف الهيست کسي که قسم خورده تا ما رو نابود نکنه لحظه اي آرام نگيرد
حالا فکر کنيد حرف خدا درسته يا خانم نادري!
بدونيد به کدوم راه مي ريد و راه صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و الضالين(راه کساني که نعمت داده اي نه راه کساني که بر آنها «خشم» کرده اي و نه راه «گمراهان»)کدوم راه است.
البته يکمي هم به تاريخچه رقاص ها نگاه کنيم و بدونيم رقاصي از کجا گرفته شده بد نيست.

-
- پست: 430
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۰:۳۰ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1 بار
- سپاسهای دریافتی: 17 بار
تاريخ رقص در ايران
يحيي ذكاء
رقص تكي بر روي لوحه سنگي از شوش
و از اين رده است نگاره برجسته يك لوحه سنگي مربع سوراخ داري كه ازشوش بدست آمده و درموزه لوور نگاهداري مي شود.
دو نگاره در بالا و پايين اين تخته كنده شده، و نگاره بالايي، مجلس بزمي است كه دو فرمانروا در سوي راست و چپ بر روي چهار پايهاي نشستهاند و دو رقاصه درپيش آنان برقص و دلبري مشغولند، فرمانرواي سمت راست گويي باري سلامتي و تحسين رقاصهيي كه در برابرش ميرقصد، جام خود را بلند كرده و آماده نوشيدنست و فرمانرواي سمت چپ كه ازباده سرمشت گشته، دست در كمر رقاصه انداخته او را بآغوش كشيده است و ميگسار بزم نيز زانو زده جام باد هرا بدست رقاصه مي دهد تا به فرمانروا تقديم بدارد.
نگاره اين لوحه سنگي تراشيده با آنكه بعلت ريختگي، اندكي ناروشن است، ليك در هر حال همبستگي رقصهاي « تكي» را با بزمهاي فرمانروايان و زورمندان نيك نشنان ميدهد و جدايي ميان رقصهاي شهواني و تفريحي را با رقصهاي دسته بند مقدس و مذهبي روشن ميسازد.
رقص دسته بند «كاسوها» در هزاره سوم
از « كاسوها» يا « كاسيها» كه هزاره سوم پيش از ميلاد درشمال ايلام در پيرامون كرمانشاهان و درههاي كوههاي زاگرس ( پيشكوه و پشتكوه) زندگي مي كردهاند، تكه سفالي بدست آمده كه بر روي آن نگارنده سه رقصنده درنزديكي چادرها يا كليبههاي ني شان نشان داده شده است ( پيكره شماره 32).
اين تكه سفال ازديده نمايش گونه ديگري ازرقص كه در آن رقصندگان هر كدام بازوان خود را از پشت گردن يكديگر گذرانيده ، دستها را بر روي شانههاي همديگر مي نهادند،بسيار ارزنده است و چگونگي آن درپيكره شماره 33 بخوبي نشان داده شده است.
رقص با «سماچه» از تپه يحيي
ازنيمه دوم هزاره دوم تا هزاره سوم پيش از ميلاد، مهر سنگي استوانهيي كوچكي در دست است كه از « تپه يحيي» دركرمان پيدا شده و بر روي آن پيكره دو آدمي با سرهايي بشكل پرنده و پرهائي كه مانند بال بر بازوانش بسته بود نشان داده شده است.( پيكره شماره 34).
آنچه در اين مهر شايان بر رسي است، بكار بردن « سماچه» (3) ( ماسك) بشكل پرندگان است است كه رقصندگان با نهادن آنها بر سر روي و بستن پرهاي بلند به بازوانش مي خوستند ودرا بشكل 1رنده درآورده، و رقصي با حركت پرندگان انجام دهند( پيكره شماره 35).
نمونه ديگر ارقص باسماچه از تخت جمشيد
خوشبختانه اين مهر تنها نمونه ازرقص با « سماچه» ( ماسك) نيست و تكه سفال كوچكي كه با دست هر تسفلد در تخحت جمشيد پيدا شده،و درتاريخ آنرا شايد بتوان نيمه يكم هزاره دوم پيش از ميلاد دانست، نمونه ديگري از رقص با « سماچه» را نشان مي دهد.
بر روي اين سفال دو تكه، كه پيداست تكههاي شخصي از يك ظرفين سفالين بزرگي است، نگاهر دو تن در حال انجام رقص دسته بند، نگاشته شده كه با گرفتن دستهاي يكديگر، شاخحههايي را كه برگهاي متقارن است( همچون شاخه درخت عرعر يا برگ خرما) بحالت عمودي درميان دستهاس خود نگاشتهاند ( پيكره شماره 36) . از آن ، با ژرف نگري
35
34
33
32 31
درپيكرههاي اين سفاليه، ديده مي شود كه رقصندگان « سماچه» هايي به رووسر خودنهادهاند كه گمان ميرود كلهبز كوهي ( پازن) رابا شاخها و گوشهايش نشان ميدهد.
رقص با « سماچه بز كوهي و دردست گرفتن شاخههاي سبز درختي كه داراي شاخه هاي متقارن است ما را بياد يك موضوع مذهبي و اساطيري از اين روزگاران مي اندازد كه بارها و بارها بر روي ظرفها و آثار ديگر نگاشته شده است، و آن نگاره دو بز كوهي ( نماد خداي كوهستانها) بحال نيم خيز دردو سوي « درخت زندگي» است كه داراي شاخههاي متقارن است و اين نگاره يكي از مووضعهاي بسيار متداول آن زملانست و يك عقيده مذهبي و همگاني مردم آسياي غربي را نشان مي دهد.
از نگاره اين تكه سفال چنين مي توان پنداشت كه اجرا كنندگان اين رقص دسته بند مذهبي در مرودشت تخت جمشيد ، هنگام بهار و سرسبزي درختان و گياهان مي خواستهاند همان داستان بز كوهي و درخت زندگي را تجسم بخشيده و جشن و شادماني خود را با اين رقص مذهبي رونقي دهند.
بهرسان موضع رقص نگاشته شده بر روي اين تكه سفال هر چه باشد، از ديده نشان دادن پيشينه كاربرد «سماچه» ( ماسك) درايرانزمين و در رقصهاي مذهبي و جشنهاي قبيلهيي بسيار پر ارزش و شايان دقت است.
براي باريك بيني درشناخت اين گونه رقصها و دريافت همبستگي آنها با حركتهاي پرندگان و جانوران، نگاره سفالينهاي را از « هاراپا» در اينجا مي آوريم( پيكره شماره 38) كه در آن نيز رقصندگان سماچه گوزن شاخداري را بر روي چهره و سر خود نهادهاند و پيكره گوزن بزرگي نيز در پهلوي آنان ديده مي شد كه رابطه رقص با موضوع آن بيان كرده شود و انگيزه و چگونگي اينگونه رقص نيك آشكار گردد، بيگمان دو رقص يا دشده دربالا نيز اين گونه بوده و رقصندگان از حركات پرندگان و بزهاي كوهي دررقص تقليد مي كردهاند.
رقص سه نفري از تل تيموران
بسال 1332 ه.ش در ارسنجان فارس ، هنگام گمانه زنيها، از « تل تيموران» ظرفهاي گلي نقش و نگارنداري از سالهاي 1400 تا 1200 پيش از ميلاد پيدا شد كه از ميان آنها ، نگاره دو ظرف سفالين شكسته ،ازديده زمينه اين گفتار، شايسته بررسي است.
ددر دور دهانه و تنه خمره گلي با خطهاي متوازي و نگارههاي ديگر آرايش يافته است، درلاي خطها، جابجا مجالسي ازيك گونه رقص سه نفري نگاشته شده كه از ديده چگونگي قرار گرفتن دستها و بازوان درست مانند رقص « كسو»هاست( پيكره شماره 39).
برتري كه نگاره اين سفاليه بر نگارههاي ديگردارد، دراينست كه در اينجا برخلاف رقصهاي دسته بند ديگر، كه در تشكيل حلقه يا ردههاي آنها،گروه فراواني هنبازي مي داشتهاند – تنها سه تن بازو افكنده در يك رده سه تايي به رقص و پايكوبي برخاستهاند و اين گذشته ازاينكه ا خود نگاره پيداست،از چگونگي دستو بازيوي دو تن رقصنده كه در اين سر و آنسر رده رقص قرار دارند، روشن مي شود،زيرا شكستن بازوها از آرنج و بالا نگاه داشتن دستها در دو سو، نشانه تكميل رده رقص مي باشد.
37 36
رقص ديگر از تل تيموران
همانند و همزمان نگاره اين ظرف است، نگاره ظرف از همانجا، كه در دو جا درلبه بيروني آن، پيكره رقص دو تن با همين شيوه نگاشته شده، ليك دراين يكي، چون رثصندگان با خطهاي موازي دور ظرف تلاقي كرده، نگارگر از نگاشتن سرها خودداري كرده با ساده كردن آن، جنبه آرايشي مطلق به نگارداده است آنچنانكه اگر دستها نگاشته نشده بود در نخستين نگاه نمي توانستيم دريابيم كه آن گوشههاي شطرنجي پيكر آدمي را نشان مي دهد ( پيكره شماره 40).
ازبررسي نگارههاي اين دو ظرف از « تل تيموران» فارس، چنين بدست مي آيد كه گذشته از رقصهاي « دسته بند» و « تكي» كه پيش از اين ياد آها كرديم،گونههاي ديگري ازرقص در ايرانزمين بوده است كه در آن رقندگان دوبدو، سه به سه، بازو دربازو يا دست در دست هم انداخته ، به پايكوبي برمي خاستند، و نيز بگواهي نگارههاي اين سفالينهها، شماره ردهسه تايي و دوتايي در يك مجلس رقص، بيش از يكي دو تا بوده است و در اين رقصها اگر چه از نگارهها چيزي فهميده نمي شود- شايد درهر رده سه تايي: يك مرد و دو زن يا دو مرد و يكزن، و دررقصهاي دوتايي: يك مرد و يك زن يا دو مرد يا دو زن با هم مي رقصيدند.
38 - 39
نمايش رقص در سر پرچم
در لرستان از هزاره يكم پيش از ميلاد ، سر پرچم مفرغ شبكي بدست آمده كه اينك در مجموعه پروسور زارع در موزه لوور نگاهداري مي شود. دردرون حلقه اين سر پرچم، رقص دست بدست چهار تن با شيوهايي استادانه و زيبا و تركيبي نو، نشان داده شده است. باز در پايه همان سر پرچم كه جاي گذرانيدن چوب يا ميله پرجم بوده، نديسه دو آدمي درحال رقص دست بدست نمايش داده شده است ( پيكره شماره 41 و 42).
خوشبختانه در اين نمونه مفرغي، حركت پاها و دستها را در حال رقص، بخوبي مي توان دريافت و پيدايست كه هر يك از رقصندگان، يكي ازپاهاي خود را از زمين بلند كرده پس از خم كردن پشت سر، سپس در جاي ديگر بزمين مي نهاده و همين كار را با پاي ديگر انجام مي داده تا رفته رفته ،حلقه رقص بدور خود چرخيده و جاي رقصندگان عوض مي شده است.
اين سر پرچم ازديده نماي اينگونه رقص و از ديده ديگر، يكي از مدارك بسيار پر ارزش دربارة رقص در ايران زمين است و ما از آن درمي يابيم، كه در ميان مردمان روزگاران باستان، رقص تا چه اندازه ارج و بها داشته است كه آنرا همچون نشانهيي بزرگ درسر پرچمهاي خود بنمايش مينهادهاند.
43 42 41 40
رقص خدايان در آسمان
مردم روزگاران پيش از تاريخ همان سان كه خودشان درروي زمين به پايكوبي و دست افشاني بر ميخاستند چنين مي پنداشتند كه خدايشان نيز در آسمان يا در زير زمين ،برقص برميخيزند.
برخي از مردمان روزگار باستان چنين باور داشتند كه اصولا رقصيدن از كارهاي خدايان است و اين آدمي است كه به تقليد از آنان، درروي زمين ،جنبشها و جيت وخيز هاي آنان را تكرار ميكند و اين پندار را سر پرچم يا سنجاق مفرغي ديگري از لرستان كه زمانش به سده هفتم پيش از ميلاد مي رسد، و در مجموعه ج.ل . وينتروپ نگاهداري مي شود،براي ما بازگويي مي كند( پيكره شماره 43)
دراين سر پرچم مفرغي مشبك ،تنديس سه خدايا رب النوع شاخدار نشان داده شده كه خداي ميانين كه پابگاهش از دو تاي ديگر والاترست پا بروي قرص خورشيد و دوتاي ديگر پا بر پشت دو شير غران نهاده،دست بر دست هم مشغول رقصند، تو گويي، بكاربرندگان اين سر پرچم، از اين راه خواستهاند چرخش و گردش خورشيد را در آسمان از خرايان به خاوران( از شرق به غرب) همچون رقصي موزون و سنجيده بيان كرده، نمايش بدهند،بهرسان اين سر پرچم نيز از ديدگاه نمايش جنبههاي خدايي و مذهبي رقص، در ميان مردم ايران زميني ،شايان توجعه و بررسي است.
اينست نمونههايي از رقص در ايران پيش از تاريخ كه نويسنده با بررسيهاي فراوان از روي آثار گوناگوني كه در ين سرزمني پهناور بدست آمده است، گردآورده و درباره آنها به پژوهش پرداخته است، ليك از اين تاريخ تا دوره شاهنشاهي مادها و هخامنشيان،با اينكه بي گمانيم رقص درميان مردم ايران رواج داشته است، افسوس ،نمونه و اثري كه روشنگر اين داستان باشد،بدست نيامده يا نويسنده آنرا نديده است و با اين همه نمونههاي اندك، از ذديده روشن ساختن پيشينه و چگونگي رقص در ايران، بسيار گرانبها و پر ارج است و اميد هست كه در كاوشهاي آينده، نمونهها و نگارهها و تنديسههايي بدست آيد كه بررسي اين رشته از هنر ايرانرا بر پژوهندگان و خواستاران اين زمينه آسان گرداند وتاريخ آنرا روشن تر و كاملتر سازد.
يحيي ذكاء
رقص تكي بر روي لوحه سنگي از شوش
و از اين رده است نگاره برجسته يك لوحه سنگي مربع سوراخ داري كه ازشوش بدست آمده و درموزه لوور نگاهداري مي شود.
دو نگاره در بالا و پايين اين تخته كنده شده، و نگاره بالايي، مجلس بزمي است كه دو فرمانروا در سوي راست و چپ بر روي چهار پايهاي نشستهاند و دو رقاصه درپيش آنان برقص و دلبري مشغولند، فرمانرواي سمت راست گويي باري سلامتي و تحسين رقاصهيي كه در برابرش ميرقصد، جام خود را بلند كرده و آماده نوشيدنست و فرمانرواي سمت چپ كه ازباده سرمشت گشته، دست در كمر رقاصه انداخته او را بآغوش كشيده است و ميگسار بزم نيز زانو زده جام باد هرا بدست رقاصه مي دهد تا به فرمانروا تقديم بدارد.
نگاره اين لوحه سنگي تراشيده با آنكه بعلت ريختگي، اندكي ناروشن است، ليك در هر حال همبستگي رقصهاي « تكي» را با بزمهاي فرمانروايان و زورمندان نيك نشنان ميدهد و جدايي ميان رقصهاي شهواني و تفريحي را با رقصهاي دسته بند مقدس و مذهبي روشن ميسازد.
رقص دسته بند «كاسوها» در هزاره سوم
از « كاسوها» يا « كاسيها» كه هزاره سوم پيش از ميلاد درشمال ايلام در پيرامون كرمانشاهان و درههاي كوههاي زاگرس ( پيشكوه و پشتكوه) زندگي مي كردهاند، تكه سفالي بدست آمده كه بر روي آن نگارنده سه رقصنده درنزديكي چادرها يا كليبههاي ني شان نشان داده شده است ( پيكره شماره 32).
اين تكه سفال ازديده نمايش گونه ديگري ازرقص كه در آن رقصندگان هر كدام بازوان خود را از پشت گردن يكديگر گذرانيده ، دستها را بر روي شانههاي همديگر مي نهادند،بسيار ارزنده است و چگونگي آن درپيكره شماره 33 بخوبي نشان داده شده است.
رقص با «سماچه» از تپه يحيي
ازنيمه دوم هزاره دوم تا هزاره سوم پيش از ميلاد، مهر سنگي استوانهيي كوچكي در دست است كه از « تپه يحيي» دركرمان پيدا شده و بر روي آن پيكره دو آدمي با سرهايي بشكل پرنده و پرهائي كه مانند بال بر بازوانش بسته بود نشان داده شده است.( پيكره شماره 34).
آنچه در اين مهر شايان بر رسي است، بكار بردن « سماچه» (3) ( ماسك) بشكل پرندگان است است كه رقصندگان با نهادن آنها بر سر روي و بستن پرهاي بلند به بازوانش مي خوستند ودرا بشكل 1رنده درآورده، و رقصي با حركت پرندگان انجام دهند( پيكره شماره 35).
نمونه ديگر ارقص باسماچه از تخت جمشيد
خوشبختانه اين مهر تنها نمونه ازرقص با « سماچه» ( ماسك) نيست و تكه سفال كوچكي كه با دست هر تسفلد در تخحت جمشيد پيدا شده،و درتاريخ آنرا شايد بتوان نيمه يكم هزاره دوم پيش از ميلاد دانست، نمونه ديگري از رقص با « سماچه» را نشان مي دهد.
بر روي اين سفال دو تكه، كه پيداست تكههاي شخصي از يك ظرفين سفالين بزرگي است، نگاهر دو تن در حال انجام رقص دسته بند، نگاشته شده كه با گرفتن دستهاي يكديگر، شاخحههايي را كه برگهاي متقارن است( همچون شاخه درخت عرعر يا برگ خرما) بحالت عمودي درميان دستهاس خود نگاشتهاند ( پيكره شماره 36) . از آن ، با ژرف نگري
35
34
33
32 31
درپيكرههاي اين سفاليه، ديده مي شود كه رقصندگان « سماچه» هايي به رووسر خودنهادهاند كه گمان ميرود كلهبز كوهي ( پازن) رابا شاخها و گوشهايش نشان ميدهد.
رقص با « سماچه بز كوهي و دردست گرفتن شاخههاي سبز درختي كه داراي شاخه هاي متقارن است ما را بياد يك موضوع مذهبي و اساطيري از اين روزگاران مي اندازد كه بارها و بارها بر روي ظرفها و آثار ديگر نگاشته شده است، و آن نگاره دو بز كوهي ( نماد خداي كوهستانها) بحال نيم خيز دردو سوي « درخت زندگي» است كه داراي شاخههاي متقارن است و اين نگاره يكي از مووضعهاي بسيار متداول آن زملانست و يك عقيده مذهبي و همگاني مردم آسياي غربي را نشان مي دهد.
از نگاره اين تكه سفال چنين مي توان پنداشت كه اجرا كنندگان اين رقص دسته بند مذهبي در مرودشت تخت جمشيد ، هنگام بهار و سرسبزي درختان و گياهان مي خواستهاند همان داستان بز كوهي و درخت زندگي را تجسم بخشيده و جشن و شادماني خود را با اين رقص مذهبي رونقي دهند.
بهرسان موضع رقص نگاشته شده بر روي اين تكه سفال هر چه باشد، از ديده نشان دادن پيشينه كاربرد «سماچه» ( ماسك) درايرانزمين و در رقصهاي مذهبي و جشنهاي قبيلهيي بسيار پر ارزش و شايان دقت است.
براي باريك بيني درشناخت اين گونه رقصها و دريافت همبستگي آنها با حركتهاي پرندگان و جانوران، نگاره سفالينهاي را از « هاراپا» در اينجا مي آوريم( پيكره شماره 38) كه در آن نيز رقصندگان سماچه گوزن شاخداري را بر روي چهره و سر خود نهادهاند و پيكره گوزن بزرگي نيز در پهلوي آنان ديده مي شد كه رابطه رقص با موضوع آن بيان كرده شود و انگيزه و چگونگي اينگونه رقص نيك آشكار گردد، بيگمان دو رقص يا دشده دربالا نيز اين گونه بوده و رقصندگان از حركات پرندگان و بزهاي كوهي دررقص تقليد مي كردهاند.
رقص سه نفري از تل تيموران
بسال 1332 ه.ش در ارسنجان فارس ، هنگام گمانه زنيها، از « تل تيموران» ظرفهاي گلي نقش و نگارنداري از سالهاي 1400 تا 1200 پيش از ميلاد پيدا شد كه از ميان آنها ، نگاره دو ظرف سفالين شكسته ،ازديده زمينه اين گفتار، شايسته بررسي است.
ددر دور دهانه و تنه خمره گلي با خطهاي متوازي و نگارههاي ديگر آرايش يافته است، درلاي خطها، جابجا مجالسي ازيك گونه رقص سه نفري نگاشته شده كه از ديده چگونگي قرار گرفتن دستها و بازوان درست مانند رقص « كسو»هاست( پيكره شماره 39).
برتري كه نگاره اين سفاليه بر نگارههاي ديگردارد، دراينست كه در اينجا برخلاف رقصهاي دسته بند ديگر، كه در تشكيل حلقه يا ردههاي آنها،گروه فراواني هنبازي مي داشتهاند – تنها سه تن بازو افكنده در يك رده سه تايي به رقص و پايكوبي برخاستهاند و اين گذشته ازاينكه ا خود نگاره پيداست،از چگونگي دستو بازيوي دو تن رقصنده كه در اين سر و آنسر رده رقص قرار دارند، روشن مي شود،زيرا شكستن بازوها از آرنج و بالا نگاه داشتن دستها در دو سو، نشانه تكميل رده رقص مي باشد.
37 36
رقص ديگر از تل تيموران
همانند و همزمان نگاره اين ظرف است، نگاره ظرف از همانجا، كه در دو جا درلبه بيروني آن، پيكره رقص دو تن با همين شيوه نگاشته شده، ليك دراين يكي، چون رثصندگان با خطهاي موازي دور ظرف تلاقي كرده، نگارگر از نگاشتن سرها خودداري كرده با ساده كردن آن، جنبه آرايشي مطلق به نگارداده است آنچنانكه اگر دستها نگاشته نشده بود در نخستين نگاه نمي توانستيم دريابيم كه آن گوشههاي شطرنجي پيكر آدمي را نشان مي دهد ( پيكره شماره 40).
ازبررسي نگارههاي اين دو ظرف از « تل تيموران» فارس، چنين بدست مي آيد كه گذشته از رقصهاي « دسته بند» و « تكي» كه پيش از اين ياد آها كرديم،گونههاي ديگري ازرقص در ايرانزمين بوده است كه در آن رقندگان دوبدو، سه به سه، بازو دربازو يا دست در دست هم انداخته ، به پايكوبي برمي خاستند، و نيز بگواهي نگارههاي اين سفالينهها، شماره ردهسه تايي و دوتايي در يك مجلس رقص، بيش از يكي دو تا بوده است و در اين رقصها اگر چه از نگارهها چيزي فهميده نمي شود- شايد درهر رده سه تايي: يك مرد و دو زن يا دو مرد و يكزن، و دررقصهاي دوتايي: يك مرد و يك زن يا دو مرد يا دو زن با هم مي رقصيدند.
38 - 39
نمايش رقص در سر پرچم
در لرستان از هزاره يكم پيش از ميلاد ، سر پرچم مفرغ شبكي بدست آمده كه اينك در مجموعه پروسور زارع در موزه لوور نگاهداري مي شود. دردرون حلقه اين سر پرچم، رقص دست بدست چهار تن با شيوهايي استادانه و زيبا و تركيبي نو، نشان داده شده است. باز در پايه همان سر پرچم كه جاي گذرانيدن چوب يا ميله پرجم بوده، نديسه دو آدمي درحال رقص دست بدست نمايش داده شده است ( پيكره شماره 41 و 42).
خوشبختانه در اين نمونه مفرغي، حركت پاها و دستها را در حال رقص، بخوبي مي توان دريافت و پيدايست كه هر يك از رقصندگان، يكي ازپاهاي خود را از زمين بلند كرده پس از خم كردن پشت سر، سپس در جاي ديگر بزمين مي نهاده و همين كار را با پاي ديگر انجام مي داده تا رفته رفته ،حلقه رقص بدور خود چرخيده و جاي رقصندگان عوض مي شده است.
اين سر پرچم ازديده نماي اينگونه رقص و از ديده ديگر، يكي از مدارك بسيار پر ارزش دربارة رقص در ايران زمين است و ما از آن درمي يابيم، كه در ميان مردمان روزگاران باستان، رقص تا چه اندازه ارج و بها داشته است كه آنرا همچون نشانهيي بزرگ درسر پرچمهاي خود بنمايش مينهادهاند.
43 42 41 40
رقص خدايان در آسمان
مردم روزگاران پيش از تاريخ همان سان كه خودشان درروي زمين به پايكوبي و دست افشاني بر ميخاستند چنين مي پنداشتند كه خدايشان نيز در آسمان يا در زير زمين ،برقص برميخيزند.
برخي از مردمان روزگار باستان چنين باور داشتند كه اصولا رقصيدن از كارهاي خدايان است و اين آدمي است كه به تقليد از آنان، درروي زمين ،جنبشها و جيت وخيز هاي آنان را تكرار ميكند و اين پندار را سر پرچم يا سنجاق مفرغي ديگري از لرستان كه زمانش به سده هفتم پيش از ميلاد مي رسد، و در مجموعه ج.ل . وينتروپ نگاهداري مي شود،براي ما بازگويي مي كند( پيكره شماره 43)
دراين سر پرچم مفرغي مشبك ،تنديس سه خدايا رب النوع شاخدار نشان داده شده كه خداي ميانين كه پابگاهش از دو تاي ديگر والاترست پا بروي قرص خورشيد و دوتاي ديگر پا بر پشت دو شير غران نهاده،دست بر دست هم مشغول رقصند، تو گويي، بكاربرندگان اين سر پرچم، از اين راه خواستهاند چرخش و گردش خورشيد را در آسمان از خرايان به خاوران( از شرق به غرب) همچون رقصي موزون و سنجيده بيان كرده، نمايش بدهند،بهرسان اين سر پرچم نيز از ديدگاه نمايش جنبههاي خدايي و مذهبي رقص، در ميان مردم ايران زميني ،شايان توجعه و بررسي است.
اينست نمونههايي از رقص در ايران پيش از تاريخ كه نويسنده با بررسيهاي فراوان از روي آثار گوناگوني كه در ين سرزمني پهناور بدست آمده است، گردآورده و درباره آنها به پژوهش پرداخته است، ليك از اين تاريخ تا دوره شاهنشاهي مادها و هخامنشيان،با اينكه بي گمانيم رقص درميان مردم ايران رواج داشته است، افسوس ،نمونه و اثري كه روشنگر اين داستان باشد،بدست نيامده يا نويسنده آنرا نديده است و با اين همه نمونههاي اندك، از ذديده روشن ساختن پيشينه و چگونگي رقص در ايران، بسيار گرانبها و پر ارج است و اميد هست كه در كاوشهاي آينده، نمونهها و نگارهها و تنديسههايي بدست آيد كه بررسي اين رشته از هنر ايرانرا بر پژوهندگان و خواستاران اين زمينه آسان گرداند وتاريخ آنرا روشن تر و كاملتر سازد.
غیر ممکن است که در نهایت آنچیزی نشویم که مردم فکر می کنند هستیم.
ژولیوس سزار
ژولیوس سزار

- پست: 3051
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۴, ۳:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 351 بار
- سپاسهای دریافتی: 1579 بار
- تماس:
limo_torosh,
عزیز
همانطور که فرمودید هر چیزی حد و حریم خود را دارد که اگر رعایت نشود ( حتی مثل غذا خوردن ) باید منتظر عواقب شومش شد.
رقصیدن هم حریم خود را دارد که باید در کنار خانواده محرم خود باشد و نه اینکه در پارتی و مجالس شبانه که اگر شما این حدود را رعایت نکنی باید منتظر عواقبش باشید ( چه عواقب دنیوی و چه اخروی )
لباس پوشیدن هم حریم و حدو وحدود خود را دارد .
در دین و ایدئولوژی اسلام حد و حدود هر چیزی ( بیشتر از آنکه بخواهید فکرش را کنید ) تعریف شده و هیچ چیزی منع نشده و فقط چیزهایی منع کامل شده که استفاده و عمل به آنها باعث 100% صدمه به روحیه و جسم خود فرد میشود.
شادی و رقصیدن هم شرایط خودش را دارد. که باید رعایت شود.
پوشش زن و مرد هم حد و حدود خود را دارد.
حالا اگر هر چیزی را بیش از حد سخت بگیریم و خودمان سر خود آن چیز را منع مصرف و منع استفاده کنیم . خوب دیگه فرقی با خوارج نخواهیم داشت و باید منتظر عواقبش باشیم.
دنیا پر از قوانین الهی است. اگر رعایت نکنیم ( چه استفاده نکنیم و یا زیاد استفاده کنیم ) باید منتظر عذابش شد.

عزیز
همانطور که فرمودید هر چیزی حد و حریم خود را دارد که اگر رعایت نشود ( حتی مثل غذا خوردن ) باید منتظر عواقب شومش شد.
رقصیدن هم حریم خود را دارد که باید در کنار خانواده محرم خود باشد و نه اینکه در پارتی و مجالس شبانه که اگر شما این حدود را رعایت نکنی باید منتظر عواقبش باشید ( چه عواقب دنیوی و چه اخروی )
لباس پوشیدن هم حریم و حدو وحدود خود را دارد .
در دین و ایدئولوژی اسلام حد و حدود هر چیزی ( بیشتر از آنکه بخواهید فکرش را کنید ) تعریف شده و هیچ چیزی منع نشده و فقط چیزهایی منع کامل شده که استفاده و عمل به آنها باعث 100% صدمه به روحیه و جسم خود فرد میشود.
شادی و رقصیدن هم شرایط خودش را دارد. که باید رعایت شود.
پوشش زن و مرد هم حد و حدود خود را دارد.
حالا اگر هر چیزی را بیش از حد سخت بگیریم و خودمان سر خود آن چیز را منع مصرف و منع استفاده کنیم . خوب دیگه فرقی با خوارج نخواهیم داشت و باید منتظر عواقبش باشیم.
دنیا پر از قوانین الهی است. اگر رعایت نکنیم ( چه استفاده نکنیم و یا زیاد استفاده کنیم ) باید منتظر عذابش شد.


-
- پست: 24
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۶, ۸:۳۲ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 2 بار
-
- پست: 16
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۱۰:۵۵ ب.ظ


