عمليات ها
مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
عملیات قدس 3: نفوذ و ضربه به خط دشمن
موقعیت منطقه عملیاتی «قدس 3» از سوی دشمن بخ بلندیهای «مین منصور» و در میان افراد محلی به «فره سیاه» مشهور است.این منطقه در محور عمومی دهلران طیب در غرب رودخانه «میمه» قرار دارد و دارای تعدادی تپه و بلندی است.بلندی 208 به سبب اشراف آن بر غرب رودخانه میمه شهرت و اهمیت ویژه ای در هر دو سوی نبرد داشت.
دشم پس از شکست در عملیهت بیت المقدس و عقب نشینی سراسری خود که به آزادی خرمشهر انجامید، بخشی از بلندیهای مرزی جبهه میانی را در اشغال خود نگه داشت تا دید و اشراف کافی بر منطقه عمومی دهلران داشته باشد.طراحی عملیات قدس3 بر همین اساس و به تناسب راهکارهای موجود در منطقه از دومحور صورت گرفت.
رزمندگان در ساعت 2و45 دقیقه بامداد روز 20 تیر 1364 با رمز «یا امام جعفر صادق (ع)» به طور همزمان حمله خود را آغاز کردند.سرعت عمل نیروهای خودی چنان بود که در همان لحظات نخست، نزدیک به 70 تن از نیروهای عراقی به اسارت در آمدند.نیروها با رعایت اصل غافلگیری واسننار شب، به قرارگاه دشمن در عقبه خط آنان حمله برده و کابلهای برق و مخابرات خط اول آنان را قطع کردند.بدینصورت ارتباط نیروهای دشمن با عقبه خود بمنظور خبردهی و پشتیبانی مختل شد.
از آنجا که هدف این عملیات صرفا نفوذ و ضربه زدن به یگانهای دشمن بود، لذا نیروها حتی الامکان از غنیمت گرفتن و انتقال اقلام دست و پا گیر، خودداری کردند و تلاش نمودند تا اساسا امکانات دشمن را منهدم سازند.
پس از اجرای موفق عملبات و سرزدن سپیده صبح، دستور عقب نشینی و بازگرد نیروها ی خط شکن به خطوط پیشین صادر شد.دشمن نیز که با توجه به قطع کابلهای ارتباطی و مخابراتی خود از اهداف این عملیات غافل بود، به طور همه حانبه اقدام به پاتک بر روی بلندیهایی که از نیروهای ایرانی خالی شده بود کرد و طبیعتا از این ضد حمله سودی نجست.
همزمان با عملیات قدس 3، عملیات دیگری توسط نیروی زمینی ارتش در منطقه عملیاتی «شهرانی»، به منظور بازپس_ گیری مناطقی که به تازگی در اشغال دشمن در آمده بود، صورت گرفت.این یورش سبب شد که توجه فرماندهان عراقی به آن محمور معطوف شود، بنابراین میتوان گفت که عملبات نیروهای ارتش به نوعی پشتیبانی عملیات قدس 3 بود.
در این حمله 15 دستگاه خودروی ایفا (کامیون)، 4 دستگاه تانک، 15 دستاه خمپاره انداز، 10 زاغه مهمات، مقر گردان 1و 2 از تیپ 805 و پمپ بنزین قرارگاه دشمن در منطقه منهدم شد. ضمن آنکه 1470 تن از نیروهای دشمن کشته و زخمی شده یا به اسارت نیروهای عمل کننده خودی در آمدند. علاوه بر این، چندین دستگاه بی سیم و سیستمهای مخابراتی و شماری سلاح سبک و نیمه سنگیناز دشمن به غنیمت گرفته شد.
نام عملیات : قدس 3 (انهدامی)
زمان اجرا :20/4/1364
مدت اجرا : یک روز
تلفات دشمن (کشته،زخمی و اسیر) : 1470
رمز عملیات : یا امام جعفر صادق (ع)
مکان اجرا : منطقه عمومی دهلران – طیب، در جبهه میانی جنگ
ارگانهای عمل کننده : رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی
اهداف عملیات : نفوذ و ضربه زدن به یگانهای دشمن
منبع : سایت جامع دفاع مقدس
موقعیت منطقه عملیاتی «قدس 3» از سوی دشمن بخ بلندیهای «مین منصور» و در میان افراد محلی به «فره سیاه» مشهور است.این منطقه در محور عمومی دهلران طیب در غرب رودخانه «میمه» قرار دارد و دارای تعدادی تپه و بلندی است.بلندی 208 به سبب اشراف آن بر غرب رودخانه میمه شهرت و اهمیت ویژه ای در هر دو سوی نبرد داشت.
دشم پس از شکست در عملیهت بیت المقدس و عقب نشینی سراسری خود که به آزادی خرمشهر انجامید، بخشی از بلندیهای مرزی جبهه میانی را در اشغال خود نگه داشت تا دید و اشراف کافی بر منطقه عمومی دهلران داشته باشد.طراحی عملیات قدس3 بر همین اساس و به تناسب راهکارهای موجود در منطقه از دومحور صورت گرفت.
رزمندگان در ساعت 2و45 دقیقه بامداد روز 20 تیر 1364 با رمز «یا امام جعفر صادق (ع)» به طور همزمان حمله خود را آغاز کردند.سرعت عمل نیروهای خودی چنان بود که در همان لحظات نخست، نزدیک به 70 تن از نیروهای عراقی به اسارت در آمدند.نیروها با رعایت اصل غافلگیری واسننار شب، به قرارگاه دشمن در عقبه خط آنان حمله برده و کابلهای برق و مخابرات خط اول آنان را قطع کردند.بدینصورت ارتباط نیروهای دشمن با عقبه خود بمنظور خبردهی و پشتیبانی مختل شد.
از آنجا که هدف این عملیات صرفا نفوذ و ضربه زدن به یگانهای دشمن بود، لذا نیروها حتی الامکان از غنیمت گرفتن و انتقال اقلام دست و پا گیر، خودداری کردند و تلاش نمودند تا اساسا امکانات دشمن را منهدم سازند.
پس از اجرای موفق عملبات و سرزدن سپیده صبح، دستور عقب نشینی و بازگرد نیروها ی خط شکن به خطوط پیشین صادر شد.دشمن نیز که با توجه به قطع کابلهای ارتباطی و مخابراتی خود از اهداف این عملیات غافل بود، به طور همه حانبه اقدام به پاتک بر روی بلندیهایی که از نیروهای ایرانی خالی شده بود کرد و طبیعتا از این ضد حمله سودی نجست.
همزمان با عملیات قدس 3، عملیات دیگری توسط نیروی زمینی ارتش در منطقه عملیاتی «شهرانی»، به منظور بازپس_ گیری مناطقی که به تازگی در اشغال دشمن در آمده بود، صورت گرفت.این یورش سبب شد که توجه فرماندهان عراقی به آن محمور معطوف شود، بنابراین میتوان گفت که عملبات نیروهای ارتش به نوعی پشتیبانی عملیات قدس 3 بود.
در این حمله 15 دستگاه خودروی ایفا (کامیون)، 4 دستگاه تانک، 15 دستاه خمپاره انداز، 10 زاغه مهمات، مقر گردان 1و 2 از تیپ 805 و پمپ بنزین قرارگاه دشمن در منطقه منهدم شد. ضمن آنکه 1470 تن از نیروهای دشمن کشته و زخمی شده یا به اسارت نیروهای عمل کننده خودی در آمدند. علاوه بر این، چندین دستگاه بی سیم و سیستمهای مخابراتی و شماری سلاح سبک و نیمه سنگیناز دشمن به غنیمت گرفته شد.
نام عملیات : قدس 3 (انهدامی)
زمان اجرا :20/4/1364
مدت اجرا : یک روز
تلفات دشمن (کشته،زخمی و اسیر) : 1470
رمز عملیات : یا امام جعفر صادق (ع)
مکان اجرا : منطقه عمومی دهلران – طیب، در جبهه میانی جنگ
ارگانهای عمل کننده : رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی
اهداف عملیات : نفوذ و ضربه زدن به یگانهای دشمن
منبع : سایت جامع دفاع مقدس
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
سالروز عمليات پدافندي پاي پل كرخه در سال 1359 ( 9 آبان )
با موفق نشدن حمله لشكر 21 حمزه ارتش جمهوري اسلامي ايران در 23 مهر ماه سال 59، اين لشكر در شرق رودخانه كرخه مستقر شد و عناصري از تيپ دوم دزفول در سر پل غرب رودخانه مستقر شدند. حفظ سر پل اشغالي بسيار حائز اهميت بوده و تا عمليات فتحالمبين در سال 1361، اين سر پل نه تنها در مقابل حملات مكرر نيروهاي عراقي با رشادت و جانبازي رزمندگان دلار ارتش جمهوري اسلامي ايران حفظ شد، بلكه با عملياتهاي متهورانه گسترش و توسعه پيدا كرد.
بعد از تجديد سازمان لشكر 21 حمزه با تحويل گرفتن سر پل از لشكر 92 زرهي در تاريخ هفتم آبان ماه 59 ، مسؤوليت پدافند منطقه را به عهده گرفت.
فرماندهان عراقي به تصور اين كه صدمات وارده به لشكر توانايي مقاومت سربازان ايراني را به حدي كاهش داده است كه با يك حمله ميتوانند سر پل را تصرف كرده و زمينه را براي عبور از رودخانه فراهم آورند در نهم آبان ماه 59، حدود نيمه شب تهاجم سنگين خود را آغاز كرده و با پشتيباني متمركز آتش توپخانه به مدت 11 ساعت آن را ادامه دادند كه خوشبختانه به دليل مقاومت شديد نيرو هاي خودي، دشمن با به جا گذاشتن تلافت و ضايعات فراوان مجبور به عقبنشيني شد. سر پل حفظ شد و روحيه سربازان به شدت ارتقاء پيدا كرد.
در پايان اين عمليات 240 تن از نيروهاي عراقي كشته و زخمي شدند و تعدادي نيز از جمله يك فرمانده آتشبار به اسارت درآمدند.
سرپل غرب رودخانه حفظ شد و دشمن مجبور به عقبنشيني و 5 قبضه توپ همراه 10 دستگه تانك و نفربر منهدم شد.
منبع : سایت جامع دفاع مقدس
با موفق نشدن حمله لشكر 21 حمزه ارتش جمهوري اسلامي ايران در 23 مهر ماه سال 59، اين لشكر در شرق رودخانه كرخه مستقر شد و عناصري از تيپ دوم دزفول در سر پل غرب رودخانه مستقر شدند. حفظ سر پل اشغالي بسيار حائز اهميت بوده و تا عمليات فتحالمبين در سال 1361، اين سر پل نه تنها در مقابل حملات مكرر نيروهاي عراقي با رشادت و جانبازي رزمندگان دلار ارتش جمهوري اسلامي ايران حفظ شد، بلكه با عملياتهاي متهورانه گسترش و توسعه پيدا كرد.
بعد از تجديد سازمان لشكر 21 حمزه با تحويل گرفتن سر پل از لشكر 92 زرهي در تاريخ هفتم آبان ماه 59 ، مسؤوليت پدافند منطقه را به عهده گرفت.
فرماندهان عراقي به تصور اين كه صدمات وارده به لشكر توانايي مقاومت سربازان ايراني را به حدي كاهش داده است كه با يك حمله ميتوانند سر پل را تصرف كرده و زمينه را براي عبور از رودخانه فراهم آورند در نهم آبان ماه 59، حدود نيمه شب تهاجم سنگين خود را آغاز كرده و با پشتيباني متمركز آتش توپخانه به مدت 11 ساعت آن را ادامه دادند كه خوشبختانه به دليل مقاومت شديد نيرو هاي خودي، دشمن با به جا گذاشتن تلافت و ضايعات فراوان مجبور به عقبنشيني شد. سر پل حفظ شد و روحيه سربازان به شدت ارتقاء پيدا كرد.
در پايان اين عمليات 240 تن از نيروهاي عراقي كشته و زخمي شدند و تعدادي نيز از جمله يك فرمانده آتشبار به اسارت درآمدند.
سرپل غرب رودخانه حفظ شد و دشمن مجبور به عقبنشيني و 5 قبضه توپ همراه 10 دستگه تانك و نفربر منهدم شد.
منبع : سایت جامع دفاع مقدس
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
حربه هاي نفتي و نظامي آمريكا و عربستان عليه ايران پس از عمليات والفجر8 افشا شد
اشاره: طي هفته هاي اخير و پس از كشتار بي رحمانه ي مسلمانان كشور فلسطين توسط اشغالگران صهيونيست با حمايت آمريكاييها و به سركردگي شارون، مقام معظم رهبري با هشدار به رؤساي كشورهاي اسلامي، خواهان تحريم نفتي حاميان اسراييل شدند.
مدتي پس از آن برخي از سران مرعوب عرب در كمال وقاحت و بي شرمي، استفاده از سلاح نفت را به صلاح بشريت! ندانسته واز زير بار اين مسؤوليت شانه خالي كردند. اما دنيا شاهد است كه پس از فتح شهر فاو توسط لشكر 25كربلاي مازندران و شكسته شدن ابهت دشمن، آمريكا، عربستان و ديگر بانيان رژيم متجاوز بعثي در اشكال نظامي و خصو صاً حربه افزايش ميزان صدور نفت بر ملت ايران فشارهاي طاقت فرسايي وارد نمود.
پس از عمليات هاي بزرگ والفجر8 و كربلاي5 ، آمريكايي ها و ديگر متحدان رژيم عراق كه سقوط اين كشور را با روند موجود حتمي مي پنداشتند، دست به چاره جويي زده و راههاي مختلف را براي عدم پيروزي ايران در جنگ مدّنظر قرار دادند. از جمله ي اين راهها، تضعيف توان اقتصادي ايران براي ادامه جنگ بود. در اين زمينه و با تحرك آمريكايي ها، دولت وقت عربستان سعودي به نيابت از آمريكا وارد عمل شد: «يكي از اقدامات حاد پس از عمليات والفجر8 براي فشار بر ايران، افزايش شديد عرضه ي نفت در بازار جهاني بود كه عربستان سردمداري اين جريان را به عهده داشت.اين امر موجب سقوط بي سابقه قيمت نفت گرديد و درآمد ايران در سال 1365 به كمتر از 6ميليارد دلار رسيد ...(1) »
با اقداماتي از اين دست، توان اقتصادي ايران مورد هدف قرار گرفت تا در نتيجه از پيروزي ايران در جنگ جلوگيري شود. علاوه بر آن، مدتي بعد در سال 66 و اوايل 67، حملات پي در پي هوايي عراق به كشتي هاي حامل نفت ايران كه با حمايت آمريكا انجام مي شد، ضربه ديگري بر اقتصاد ايران وارد كرد. نشريه نظامي جينز ديفنس چاپ لندن در اين زمينه مي نويسد: «درآمد ارزي ايران به علت سقوط ارزش دلار و كاهش صادرات نفت به دليل حملات پي در پي عراق به كشتي هاي حامل نفت ايران، كاهش يافت. (2) » علاوه بر ضربات كمرشكن به اقتصاد ايران، آمريكايي ها در جميع جهات عراق را ياري دادند تا امكان پيروزي ايران را به صفر برسانند، لذا جانانه به حمايت از عراق، در تمامي ميدان هاي سياسي، نظامي، اقتصادي، تبليغاتي و ... وارد عمل شدند. آنچه كه كمك آمريكا به عراق را در بازپس گيري فاو مسجّل مي سازد، نگرش كلي آمريكا در رابطه با ايران بود. آمريكايي ها پس از جريان مك فارلن و شكست طرح رابطه با ايران، به سوي عراق متمايل گشتند و از آن پس عراق از حمايت همه جانبه ي آمريكا برخوردار شد و كمك هاي آمريكابه عراق در سقوط فاو،از جمله ي اين حمايت ها است. شرين هانتر، معاون بخش خاورميانه اي مركز مطالعات بين المللي و استراتژيك دانشگاه جورج تان آمريكا، طي مصاحبه اي با راديو آمريكا، در مورد سياست آمريكا در اين باره مي گويد: «بعد از ماجراي مك فارلن، سياست آمريكا بطور كلي و صد درصد جانب طرفداري از عراق را دارد ... از اين زمان سياست آمريكا مبني بر زياد كردن فشار بر ايران بطور مستمر بوده است. (3) »
سياست هايي از اين نوع به آمادگي و توان نظامي ايران صدمات قابل ملاحظه اي زد. با چنين زمينه سازي هايي، عراق طرح بازپس گيري فاو را با كمك هاي همه جانبه ي آمريكايي ها آماده ساخت. در اين زمينه نشريه لوس آنجلس تايمز مي نويسد: «آمريكايي ها در تعيين استراتژي عراق براي بازپس گيري فاو و ارائه تاكتيك هاي نظامي و ماكت سازي شبيه فاو (براي تمرين بازپس گيري فاو) مشاركت داشته اند. (4) »
آمريكايي ها علاوه بر آن، اطلاعات ماهواره اي از مواضع ايران را نيز در اختيار عراقي ها قرار دادند: «جمع آوري اطلاعات بسيار دقيق از مواضع استقرار نيروهاي ايران در منطقه فاو با استفاده از عكس هاي هوايي، ماهواره اي و كمك هاي اطلاعاتي آمريكا و ... (5) »
با همكاري هايي در اين سطح و اندازه، درحالي كه ايران در آستانه ي برگزاري انتخابات مجلس سوم و فرا رسيدن ماه مبارك رمضان بود و نيروهاي خودي پس از انجام عمليات والفجر10 به شهرهاي خود بازگشته بودند «ارتش عراق در ساعت 5 بامداد روز يكشنبه 28 فروردين 1367 با اجراي آتش تهيه ي سنگين در سراسر خطوط و عقبه ي يگان هاي خود در فاو و اجراي حمله ي شيميايي به صورت گسترده، تهاجم خود را به فاو آغاز كرد. (6) »
سردار محسن رضايي فرمانده ي وقت سپاه پاسداران درمورد كسب آمادگي عراق براي حمله به فاو مي گويد: «عراق براي حمله به فاو 26 ماه زيرسازي هاي لازم را به عمل آورده بود. (7) » فرمانده اسبق گارد رياست جمهوري عراق نيز در اين زمينه مي گويد: «... در طول دو سال گذشته ما بطور مستمر اطلاعات لازم را از نحوه ي آرايش نيروهاي ايراني دريافت مي كرديم ... وسايل مورد نياز و امكانات لجستيكي و پشتيباني در طي اين 2 سال فراهم شد و در چند نوبت، نيروهاي شركت كننده، مانور لازم را انجام دادند. (8)»
عراقي ها براي اين حمله استعداد شگرفي را آماده ساخته بودند. نشريه بررسي در اين زمينه مي گويد: «استعداد نيروهاي دشمن در اين عمليات بالغ بر 48 تيپ، بيش از 1200 تانك و نفربر و 35 گردان توپخانه با سازمان سپاه هفتم و سپاه گارد بود. (9) »در حاليكه در اين سوي خط اوضاع بدين گونه بود: «در غروب روز 27 فروردين 67 استعداد نيروهاي خودي از يك لشكر تجاوز نمي كرد. (10) » «6 الي 7 گردان در خط و پنج گردان در احتياط و 15 گردان توپخانه (11) » و بدين گونه فاو سقوط كرد.
محمد حسين منصف ـــ بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس مازندران
اشاره: طي هفته هاي اخير و پس از كشتار بي رحمانه ي مسلمانان كشور فلسطين توسط اشغالگران صهيونيست با حمايت آمريكاييها و به سركردگي شارون، مقام معظم رهبري با هشدار به رؤساي كشورهاي اسلامي، خواهان تحريم نفتي حاميان اسراييل شدند.
مدتي پس از آن برخي از سران مرعوب عرب در كمال وقاحت و بي شرمي، استفاده از سلاح نفت را به صلاح بشريت! ندانسته واز زير بار اين مسؤوليت شانه خالي كردند. اما دنيا شاهد است كه پس از فتح شهر فاو توسط لشكر 25كربلاي مازندران و شكسته شدن ابهت دشمن، آمريكا، عربستان و ديگر بانيان رژيم متجاوز بعثي در اشكال نظامي و خصو صاً حربه افزايش ميزان صدور نفت بر ملت ايران فشارهاي طاقت فرسايي وارد نمود.
پس از عمليات هاي بزرگ والفجر8 و كربلاي5 ، آمريكايي ها و ديگر متحدان رژيم عراق كه سقوط اين كشور را با روند موجود حتمي مي پنداشتند، دست به چاره جويي زده و راههاي مختلف را براي عدم پيروزي ايران در جنگ مدّنظر قرار دادند. از جمله ي اين راهها، تضعيف توان اقتصادي ايران براي ادامه جنگ بود. در اين زمينه و با تحرك آمريكايي ها، دولت وقت عربستان سعودي به نيابت از آمريكا وارد عمل شد: «يكي از اقدامات حاد پس از عمليات والفجر8 براي فشار بر ايران، افزايش شديد عرضه ي نفت در بازار جهاني بود كه عربستان سردمداري اين جريان را به عهده داشت.اين امر موجب سقوط بي سابقه قيمت نفت گرديد و درآمد ايران در سال 1365 به كمتر از 6ميليارد دلار رسيد ...(1) »
با اقداماتي از اين دست، توان اقتصادي ايران مورد هدف قرار گرفت تا در نتيجه از پيروزي ايران در جنگ جلوگيري شود. علاوه بر آن، مدتي بعد در سال 66 و اوايل 67، حملات پي در پي هوايي عراق به كشتي هاي حامل نفت ايران كه با حمايت آمريكا انجام مي شد، ضربه ديگري بر اقتصاد ايران وارد كرد. نشريه نظامي جينز ديفنس چاپ لندن در اين زمينه مي نويسد: «درآمد ارزي ايران به علت سقوط ارزش دلار و كاهش صادرات نفت به دليل حملات پي در پي عراق به كشتي هاي حامل نفت ايران، كاهش يافت. (2) » علاوه بر ضربات كمرشكن به اقتصاد ايران، آمريكايي ها در جميع جهات عراق را ياري دادند تا امكان پيروزي ايران را به صفر برسانند، لذا جانانه به حمايت از عراق، در تمامي ميدان هاي سياسي، نظامي، اقتصادي، تبليغاتي و ... وارد عمل شدند. آنچه كه كمك آمريكا به عراق را در بازپس گيري فاو مسجّل مي سازد، نگرش كلي آمريكا در رابطه با ايران بود. آمريكايي ها پس از جريان مك فارلن و شكست طرح رابطه با ايران، به سوي عراق متمايل گشتند و از آن پس عراق از حمايت همه جانبه ي آمريكا برخوردار شد و كمك هاي آمريكابه عراق در سقوط فاو،از جمله ي اين حمايت ها است. شرين هانتر، معاون بخش خاورميانه اي مركز مطالعات بين المللي و استراتژيك دانشگاه جورج تان آمريكا، طي مصاحبه اي با راديو آمريكا، در مورد سياست آمريكا در اين باره مي گويد: «بعد از ماجراي مك فارلن، سياست آمريكا بطور كلي و صد درصد جانب طرفداري از عراق را دارد ... از اين زمان سياست آمريكا مبني بر زياد كردن فشار بر ايران بطور مستمر بوده است. (3) »
سياست هايي از اين نوع به آمادگي و توان نظامي ايران صدمات قابل ملاحظه اي زد. با چنين زمينه سازي هايي، عراق طرح بازپس گيري فاو را با كمك هاي همه جانبه ي آمريكايي ها آماده ساخت. در اين زمينه نشريه لوس آنجلس تايمز مي نويسد: «آمريكايي ها در تعيين استراتژي عراق براي بازپس گيري فاو و ارائه تاكتيك هاي نظامي و ماكت سازي شبيه فاو (براي تمرين بازپس گيري فاو) مشاركت داشته اند. (4) »
آمريكايي ها علاوه بر آن، اطلاعات ماهواره اي از مواضع ايران را نيز در اختيار عراقي ها قرار دادند: «جمع آوري اطلاعات بسيار دقيق از مواضع استقرار نيروهاي ايران در منطقه فاو با استفاده از عكس هاي هوايي، ماهواره اي و كمك هاي اطلاعاتي آمريكا و ... (5) »
با همكاري هايي در اين سطح و اندازه، درحالي كه ايران در آستانه ي برگزاري انتخابات مجلس سوم و فرا رسيدن ماه مبارك رمضان بود و نيروهاي خودي پس از انجام عمليات والفجر10 به شهرهاي خود بازگشته بودند «ارتش عراق در ساعت 5 بامداد روز يكشنبه 28 فروردين 1367 با اجراي آتش تهيه ي سنگين در سراسر خطوط و عقبه ي يگان هاي خود در فاو و اجراي حمله ي شيميايي به صورت گسترده، تهاجم خود را به فاو آغاز كرد. (6) »
سردار محسن رضايي فرمانده ي وقت سپاه پاسداران درمورد كسب آمادگي عراق براي حمله به فاو مي گويد: «عراق براي حمله به فاو 26 ماه زيرسازي هاي لازم را به عمل آورده بود. (7) » فرمانده اسبق گارد رياست جمهوري عراق نيز در اين زمينه مي گويد: «... در طول دو سال گذشته ما بطور مستمر اطلاعات لازم را از نحوه ي آرايش نيروهاي ايراني دريافت مي كرديم ... وسايل مورد نياز و امكانات لجستيكي و پشتيباني در طي اين 2 سال فراهم شد و در چند نوبت، نيروهاي شركت كننده، مانور لازم را انجام دادند. (8)»
عراقي ها براي اين حمله استعداد شگرفي را آماده ساخته بودند. نشريه بررسي در اين زمينه مي گويد: «استعداد نيروهاي دشمن در اين عمليات بالغ بر 48 تيپ، بيش از 1200 تانك و نفربر و 35 گردان توپخانه با سازمان سپاه هفتم و سپاه گارد بود. (9) »در حاليكه در اين سوي خط اوضاع بدين گونه بود: «در غروب روز 27 فروردين 67 استعداد نيروهاي خودي از يك لشكر تجاوز نمي كرد. (10) » «6 الي 7 گردان در خط و پنج گردان در احتياط و 15 گردان توپخانه (11) » و بدين گونه فاو سقوط كرد.
محمد حسين منصف ـــ بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس مازندران
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
سالروز عمليات ظفر 4 (نامنظم) در سال 1366
قرارگاه عملياتي و برون مرزي «رمضان» نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با همكاري معارضان كرد عراقي، در روز28 آبان ماه1366 عمليات نامنظم «ظفر4 » را در استان «دهوك» كردستان عراق ترتيب داد.
در اين عمليات كه در شمار سلسله عملياتهاي نامنظم ظفر و در عمق منتهي اليه جبهه شمالي دشمن و با هدف انهدام تأسيسات نظامي- اقتصادي عراق صورت گرفت، نيروهاي خودي با رمز «يا رسول الله9)») به مقر لشكر119 پياده ارتش عراق مستقر در شهر دهوك حمله برده و ضمن انهدام آن، به تخريب تأسيسات انتقال برق سد اين شهر به ميزان60 درصد و مركز پست و تلگراف، پمپ بنزين، مقر پليس و مخابرات به ميزان40 درصد پرداختند.
همچنين نيروهاي عمل كننده توانستند بامسدود كردن موقت راه ترانزيتي عراق- تركيه،10 پايگاه حفاظتي اين مسير را منهدم ساخته و400 كشته و زخمي از دشمن بر جاي گذارند.
نام عمليات: ظفر 4 (نامنظم)
زمان اجرا: 8/28 /1366
تلفات دشمن (كشته و زخمي):400
رمز عمليات: (يا رسول الله)
مكان اجرا: استان دهوك عراق، 250 كيلومتري محور شمالي جبهه دشمن
ارگانهاي عملكننده: رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در قرارگاه برون مرزي رمضان و معارضان كرد عراق
اهداف عمليات: انهدام تأسيسات نظامي - اقتصادي و تأسيسات سد شهر كركوك
منبع : سایت جامع دفاع مقدس
قرارگاه عملياتي و برون مرزي «رمضان» نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با همكاري معارضان كرد عراقي، در روز28 آبان ماه1366 عمليات نامنظم «ظفر4 » را در استان «دهوك» كردستان عراق ترتيب داد.
در اين عمليات كه در شمار سلسله عملياتهاي نامنظم ظفر و در عمق منتهي اليه جبهه شمالي دشمن و با هدف انهدام تأسيسات نظامي- اقتصادي عراق صورت گرفت، نيروهاي خودي با رمز «يا رسول الله9)») به مقر لشكر119 پياده ارتش عراق مستقر در شهر دهوك حمله برده و ضمن انهدام آن، به تخريب تأسيسات انتقال برق سد اين شهر به ميزان60 درصد و مركز پست و تلگراف، پمپ بنزين، مقر پليس و مخابرات به ميزان40 درصد پرداختند.
همچنين نيروهاي عمل كننده توانستند بامسدود كردن موقت راه ترانزيتي عراق- تركيه،10 پايگاه حفاظتي اين مسير را منهدم ساخته و400 كشته و زخمي از دشمن بر جاي گذارند.
نام عمليات: ظفر 4 (نامنظم)
زمان اجرا: 8/28 /1366
تلفات دشمن (كشته و زخمي):400
رمز عمليات: (يا رسول الله)
مكان اجرا: استان دهوك عراق، 250 كيلومتري محور شمالي جبهه دشمن
ارگانهاي عملكننده: رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در قرارگاه برون مرزي رمضان و معارضان كرد عراق
اهداف عمليات: انهدام تأسيسات نظامي - اقتصادي و تأسيسات سد شهر كركوك
منبع : سایت جامع دفاع مقدس
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
سالروزعمليات نصر8،آزادي قله مهم«گرده رش» و شهرماووت- معروف به عمليات ماووت در1366
اجراي عملياتهايي چون «كربلاي10 » و «نصر4» در جبهه شمالي و مشخصا محور شرق رودخانه "قلعهچولان" تا بلندهاي «سوركوه» استان سليمانيه كردستان عراق، زمينه را براي گسترش و پيشبرد مواضع خودي به سمت غرب و در دل كوههاي مرتفع منطقه و كوتاه كردن دست افراد ضدانقلاب و مخالف از خرابكاري در درون خاك ايران فراهم ساخت.
در تداوم سلسله عملياتي كه در جبهه شمال غرب انجام شد، ضرورت اجراي عمليات به منظور فراهم سازي عمليات بزرگ و گسترده در اين جبهه بيش از پيش احساس مي شد. به همين دليل به رغم دشواري هاي موجود، عمليات نصر 8 از سوي سپاه پاسداران طراحي شد.
هدف عمده از عملیات تصرف ارتفاع گرده رش و در نتيجه تسلط بر بخشي از رودخانه قلعه چولان و تسهيل عبور نيروها.
همچنين نزديك ساختن خطوط نيروهاي منظم خودي در داخل كشور و نيروهاي نامنظم قرارگاه «رمضان» و كردهاي معارض عراق با يكديگر، به انجام عمليات «نصر8» بستگي پيداكرد. براي نفوذ به قلب دشمن در اين محور، ميبايست از رودخانه قلعه چولان عبور صورت ميگرفت و اين امر مشروط به در دست گرفتن كوه «گردهرش» بود.
بنابراين نيروهاي ايراني با هدف فتح اين قله و گسترش حضور نيروهاي خودي در غرب شهر «ماووت» عراق، در ساعت1 و16 دقيقه بامداد روز29 آبان ماه1366 با رمز «يامحمد بن عبدالله(9) ادركني» از سه محور كوهستاني به مواضع نيروهاي عراق حملهور شدند. رزمندگان نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و بسيجيان، تحت امر قرارگاه «نجف» پس از8 ساعت راهپيمايي در مسيرهاي صعبالعبور و مالرو، زير بلنديهاي مورد نظر استقرار يافته و همزمان با اعلام رمز عمليات، به طور هماهنگ يورش خود را آغازكردند.
منطقه عملياتي در شمال سليمانيه واقع و توسط ارتفاعات بلند گرده رش، گوجار، قميش، دولبشك، الاغلو، ويولان، گرده شيلان و نيز دشت هرمدان و تپه هاي جنگاوي احاطه شده است. در اين ميان، ارتفاع گرده رش از اهميت بيشتري نسبت به ساير ارتفاعات برخوردار است؛ چرا كه براي ورود به منطقه غرب رودخانه قلعه چولان و انجام عمليات هاي بعدي مي بايست اين ارتفاع تصرف مي شد.
از جمله ويژگي هاي اين منطقه نيز مي توان از كوهستاني بودن، محدوديت عقبه، نبود جاده – به طور خاص در مورد ارتفاع گرده رش – و سرما نام برد.
استعداد دشمن
مسئوليت منطقه عملياتي بر عهده سپاه يك ارتش عراق بود كه با لشكر 44 پياده از اين منطقه – به ويژه ارتفاع گرده رش – دفاع مي كرد. تعدادي گردان خفيفه و گروه هايي از نيروهاي جاش (كردهاي محلي) نيز در مناطقي همچون ارتفاع گوجار، ويسي و الاغلو استقرار داشته و تحت امر اين لشكر از مناطق مذكور حفاظت مي كردند. تنها نيروي احتياط لشكر 44 در آغاز عمليات، گردان كماندويي آن بود و حتي سپاه يكم نيز كه پدافند منطقه دربنديخان – شاخ مامند را با چهار لشكر بر عهده داشت، فقط توانست تيپ 77 پياده و يك گردان كماندويي را جهت پاتك به منطقه اعزام كند. در مجموع، يگان هايي كه تحت امر لشكر 44، قبل و حين عمليات در منطقه حضور يافتند، به قرار ذيل مي باشد:
- تيپ هاي 39، 74، 77، 83 و 603 پياده.
- گردان كماندويي تابع سپاه يكم و گردان كماندويي تابع لشكر 44 پياده.
- گردان تانك ابن حارث تابع لشكر 27 پياده.
- گردان هاي 53 و 69 توپخانه.
قواي خودي
نيروهاي عمليات بر اساس استعدادي برابر با 11 گردان پياده به شكليك قرارگاه ثابت و يك قرارگاه احتياط سازماندهي شدند.
قرارگاه نجف اشرف هدايت نيروهاي زير را به عهده داشت:
لشكر 11 اميرالمومنين (ع)
لشكر 21 امام رضا (ع)
لشكر 57 اباالفضل (ع)
لشكر 155 ويژه شهدا
تيپ مستقل 12 قائم (عج)
هم چنين، لشكرهاي 7 ولي عصر (عج)، 52 قدس و تيپ هاي مستقل 35 امام حسن(ع) و مسلم به عقيل به عنوان احتياط قرارگاه در نظر گرفته شدند.
طرح عمليات
مانور عمليات براي تصرف ارتفاع گرده رش به شرح زير طراحي گرديد:
- تصرف نيمه جنوبي ارتفاع 1418 (قله دوم) توسط لشكر 21.
- تصرف نيمه غربي ارتفاع 1426 (قله اول) توسط لشكر 11.
- تصرف نيمه شمالي ارتفاع 1418 (قله سوم) توسط لشكر 57.
- تصرف نيمه شرقي ارتفاع 1426 (قله اول) توسط تيپ 12.
- تصرف ارتفاعات 1317 و 1348 (قله چهارم) توسط لشكر 155 ويژه.
هم چنين ، در صورت فراهم شدن شرايط مشاعه، يگان هاي احتياط براي تصرف ارتفاع ويولان و دشت هرمدان وارد عمل مي شدند.
ضمناً، نيروهاي اتحاد ميهني كردستان عراق مي بايست روي ارتفاع ويولان و شمال آن وارد عمل شود تا ضمن تجزيه توان دشمن، راه ورودي قرارگاه رمضان به داخل خاك عراق بيشتر تامين گردد.
شرح عمليات
نيروها با حركت از محورهاي مختلف پس از 5 الي 8 ساعت راهپيمايي، در نزديكي مواضع دشمن استقرار يافته و به انتظار فرمان آغاز عمليات نشستند. سرانجام عمليات در ساعت 01:16 بامداد 29/8/1366 با رمز مبارك يا محمد بن عبدالله، ادركني آغاز شد و يگان هاي عملياتي به طور هماهنگ و هم زمان به مواضع دشمن يورش بردند و پس از يك ساعت موفق شدند قلل 1424، 1426 (قله اول)، 1418 (قله دوم) و 1391 (قله سوم) و قرارگاه تاكتيكي تيپ 39 را تصرف كنند. از ساعت 5 صبح، دشمن با بكارگيري عناصر باقيمانده از تيپ 39 پاتك كرده و توانست يكي از يگان هاي خودي را حدود 300 متر عقب براند.
با روشن شدن آسمان، پاتك دوم عراق نيز شروع شد كه با مقاومت قواي خودي سركوب گرديد. پس از آن، هيچ تحرك موثر و مهمي از دشمن در طول روز اول مشاهده نشد.
در شب دوم، نيروهاي خودي مجددا وارد عمل شده و سه قله ديگر گرده رش را تصرف كرده و در نهايت موفق شدند به طور كامل اين ارتفاع را در اختيار بگيرند.
دشمن كه ارتفاع گرده رش را از دست داده بود، از روز سوم عمليات شروع به پاتك براي بازپس گيري اين ارتفاع كرد كه هر يك از آن ها با مقاومت طرف مقابل خنثي شد.
از تاريخ 2/9/1366 نيروهاي اتحاد ميهني كردستان عراق روي ارتفاع ويولان وارد عمل شد. اين اقدام موجب شد دشمن توجه خود را به آن محور معطوف نمايد و پس از دو روز درگيري آن ها را به عقب براند.
يك ساعت پس از شروع حمله، در همان تاريكي شب، سه قله حياتي و مهم منطقه را آزاد و مقر قرارگاه تاكتيكي تيپ39 و گردان يك اين تيپ را در اختيار گرفتند. تنها مقر گردان2 اين تيپ در ادامه يال شمالي كوه گرده رش همچنان در دست دشمن باقي ماند كه آن هم در شب دوم و در مرحله پاياني عمليات آزاد شد. با پاتكهاي يك هفتهاي، دشمن نتوانست نيروهاي ايراني را به عقب براند و اين نقاط حساس را دوباره در دست بگيرد.
از اين رو با تثبيت خطوط خودي، شرايط براي انجام عمليات «بيتالمقدس2» در بدترين وضعيت جوي زمستان و در زير بارش برف و با وجود سرماي كشنده كردستان مهيا شد. در اين عمليات دو روزه علاوه برگرفتن جاي پا و سرپل در آنسوي رودخانه قلعه چولان و آزادسازي شهرماووت،4 روستا نيز آزاد و چندين دستگاه تانك و نفربر زرهي، ده هادستگاه خودروي نظامي، انواع ماشينهاي مهندسي و راهسازي، چندين قبضه آتشبار توپخانه و شماري انبار مهمات منهدم و4 تيپ پياده،3 گردان توپخانه،2 گردان كماندويي و1 گروهان تانك ارتش عراق نيز متلاشي شد. و بيش از2200 تن از نيروهاي دشمن كشته و زخمي شدند و يا به اسارت درآمدند. همچنين چند دستگاه تانك، يك دستگاه رادار «رازيت» و مقداري سلاح و مهمات به غنيمت رزمندگان اسلام در آمد.
نتيجه عمليات
- تصرف ارتفاع گرده رش
- كشته و زخمي شدن حدود 300 تن از نيروهاي دشمن
- به اسارت در آمدن 200 تن از نيروهاي دشمن
در اين عمليات حسن آغاسيزاده معاون مهندسي قرارگاه خاتمالانبيأ(9) به شهادت رسيد.
نام عمليات: نصر 8 (نفوذي - انهدامي)
زمان اجرا8/29 :/1366
تلفات دشمن (كشته، زخمي و اسير2200
رمز عمليات: يا رسول الله9))
مكان اجرا: قله گردهرش در غرب شهر ماووت عراق - محور شمالي جنگ
ارگانهاي عملكننده: رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
اهداف عمليات: گسترش وضعيت جبهه خودي و فتح قله مهم و كاربردي گردهرش و نفوذ به قلب دشمن
منبع : سایت جامع دفاع مقدس
اجراي عملياتهايي چون «كربلاي10 » و «نصر4» در جبهه شمالي و مشخصا محور شرق رودخانه "قلعهچولان" تا بلندهاي «سوركوه» استان سليمانيه كردستان عراق، زمينه را براي گسترش و پيشبرد مواضع خودي به سمت غرب و در دل كوههاي مرتفع منطقه و كوتاه كردن دست افراد ضدانقلاب و مخالف از خرابكاري در درون خاك ايران فراهم ساخت.
در تداوم سلسله عملياتي كه در جبهه شمال غرب انجام شد، ضرورت اجراي عمليات به منظور فراهم سازي عمليات بزرگ و گسترده در اين جبهه بيش از پيش احساس مي شد. به همين دليل به رغم دشواري هاي موجود، عمليات نصر 8 از سوي سپاه پاسداران طراحي شد.
هدف عمده از عملیات تصرف ارتفاع گرده رش و در نتيجه تسلط بر بخشي از رودخانه قلعه چولان و تسهيل عبور نيروها.
همچنين نزديك ساختن خطوط نيروهاي منظم خودي در داخل كشور و نيروهاي نامنظم قرارگاه «رمضان» و كردهاي معارض عراق با يكديگر، به انجام عمليات «نصر8» بستگي پيداكرد. براي نفوذ به قلب دشمن در اين محور، ميبايست از رودخانه قلعه چولان عبور صورت ميگرفت و اين امر مشروط به در دست گرفتن كوه «گردهرش» بود.
بنابراين نيروهاي ايراني با هدف فتح اين قله و گسترش حضور نيروهاي خودي در غرب شهر «ماووت» عراق، در ساعت1 و16 دقيقه بامداد روز29 آبان ماه1366 با رمز «يامحمد بن عبدالله(9) ادركني» از سه محور كوهستاني به مواضع نيروهاي عراق حملهور شدند. رزمندگان نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و بسيجيان، تحت امر قرارگاه «نجف» پس از8 ساعت راهپيمايي در مسيرهاي صعبالعبور و مالرو، زير بلنديهاي مورد نظر استقرار يافته و همزمان با اعلام رمز عمليات، به طور هماهنگ يورش خود را آغازكردند.
منطقه عملياتي در شمال سليمانيه واقع و توسط ارتفاعات بلند گرده رش، گوجار، قميش، دولبشك، الاغلو، ويولان، گرده شيلان و نيز دشت هرمدان و تپه هاي جنگاوي احاطه شده است. در اين ميان، ارتفاع گرده رش از اهميت بيشتري نسبت به ساير ارتفاعات برخوردار است؛ چرا كه براي ورود به منطقه غرب رودخانه قلعه چولان و انجام عمليات هاي بعدي مي بايست اين ارتفاع تصرف مي شد.
از جمله ويژگي هاي اين منطقه نيز مي توان از كوهستاني بودن، محدوديت عقبه، نبود جاده – به طور خاص در مورد ارتفاع گرده رش – و سرما نام برد.
استعداد دشمن
مسئوليت منطقه عملياتي بر عهده سپاه يك ارتش عراق بود كه با لشكر 44 پياده از اين منطقه – به ويژه ارتفاع گرده رش – دفاع مي كرد. تعدادي گردان خفيفه و گروه هايي از نيروهاي جاش (كردهاي محلي) نيز در مناطقي همچون ارتفاع گوجار، ويسي و الاغلو استقرار داشته و تحت امر اين لشكر از مناطق مذكور حفاظت مي كردند. تنها نيروي احتياط لشكر 44 در آغاز عمليات، گردان كماندويي آن بود و حتي سپاه يكم نيز كه پدافند منطقه دربنديخان – شاخ مامند را با چهار لشكر بر عهده داشت، فقط توانست تيپ 77 پياده و يك گردان كماندويي را جهت پاتك به منطقه اعزام كند. در مجموع، يگان هايي كه تحت امر لشكر 44، قبل و حين عمليات در منطقه حضور يافتند، به قرار ذيل مي باشد:
- تيپ هاي 39، 74، 77، 83 و 603 پياده.
- گردان كماندويي تابع سپاه يكم و گردان كماندويي تابع لشكر 44 پياده.
- گردان تانك ابن حارث تابع لشكر 27 پياده.
- گردان هاي 53 و 69 توپخانه.
قواي خودي
نيروهاي عمليات بر اساس استعدادي برابر با 11 گردان پياده به شكليك قرارگاه ثابت و يك قرارگاه احتياط سازماندهي شدند.
قرارگاه نجف اشرف هدايت نيروهاي زير را به عهده داشت:
لشكر 11 اميرالمومنين (ع)
لشكر 21 امام رضا (ع)
لشكر 57 اباالفضل (ع)
لشكر 155 ويژه شهدا
تيپ مستقل 12 قائم (عج)
هم چنين، لشكرهاي 7 ولي عصر (عج)، 52 قدس و تيپ هاي مستقل 35 امام حسن(ع) و مسلم به عقيل به عنوان احتياط قرارگاه در نظر گرفته شدند.
طرح عمليات
مانور عمليات براي تصرف ارتفاع گرده رش به شرح زير طراحي گرديد:
- تصرف نيمه جنوبي ارتفاع 1418 (قله دوم) توسط لشكر 21.
- تصرف نيمه غربي ارتفاع 1426 (قله اول) توسط لشكر 11.
- تصرف نيمه شمالي ارتفاع 1418 (قله سوم) توسط لشكر 57.
- تصرف نيمه شرقي ارتفاع 1426 (قله اول) توسط تيپ 12.
- تصرف ارتفاعات 1317 و 1348 (قله چهارم) توسط لشكر 155 ويژه.
هم چنين ، در صورت فراهم شدن شرايط مشاعه، يگان هاي احتياط براي تصرف ارتفاع ويولان و دشت هرمدان وارد عمل مي شدند.
ضمناً، نيروهاي اتحاد ميهني كردستان عراق مي بايست روي ارتفاع ويولان و شمال آن وارد عمل شود تا ضمن تجزيه توان دشمن، راه ورودي قرارگاه رمضان به داخل خاك عراق بيشتر تامين گردد.
شرح عمليات
نيروها با حركت از محورهاي مختلف پس از 5 الي 8 ساعت راهپيمايي، در نزديكي مواضع دشمن استقرار يافته و به انتظار فرمان آغاز عمليات نشستند. سرانجام عمليات در ساعت 01:16 بامداد 29/8/1366 با رمز مبارك يا محمد بن عبدالله، ادركني آغاز شد و يگان هاي عملياتي به طور هماهنگ و هم زمان به مواضع دشمن يورش بردند و پس از يك ساعت موفق شدند قلل 1424، 1426 (قله اول)، 1418 (قله دوم) و 1391 (قله سوم) و قرارگاه تاكتيكي تيپ 39 را تصرف كنند. از ساعت 5 صبح، دشمن با بكارگيري عناصر باقيمانده از تيپ 39 پاتك كرده و توانست يكي از يگان هاي خودي را حدود 300 متر عقب براند.
با روشن شدن آسمان، پاتك دوم عراق نيز شروع شد كه با مقاومت قواي خودي سركوب گرديد. پس از آن، هيچ تحرك موثر و مهمي از دشمن در طول روز اول مشاهده نشد.
در شب دوم، نيروهاي خودي مجددا وارد عمل شده و سه قله ديگر گرده رش را تصرف كرده و در نهايت موفق شدند به طور كامل اين ارتفاع را در اختيار بگيرند.
دشمن كه ارتفاع گرده رش را از دست داده بود، از روز سوم عمليات شروع به پاتك براي بازپس گيري اين ارتفاع كرد كه هر يك از آن ها با مقاومت طرف مقابل خنثي شد.
از تاريخ 2/9/1366 نيروهاي اتحاد ميهني كردستان عراق روي ارتفاع ويولان وارد عمل شد. اين اقدام موجب شد دشمن توجه خود را به آن محور معطوف نمايد و پس از دو روز درگيري آن ها را به عقب براند.
يك ساعت پس از شروع حمله، در همان تاريكي شب، سه قله حياتي و مهم منطقه را آزاد و مقر قرارگاه تاكتيكي تيپ39 و گردان يك اين تيپ را در اختيار گرفتند. تنها مقر گردان2 اين تيپ در ادامه يال شمالي كوه گرده رش همچنان در دست دشمن باقي ماند كه آن هم در شب دوم و در مرحله پاياني عمليات آزاد شد. با پاتكهاي يك هفتهاي، دشمن نتوانست نيروهاي ايراني را به عقب براند و اين نقاط حساس را دوباره در دست بگيرد.
از اين رو با تثبيت خطوط خودي، شرايط براي انجام عمليات «بيتالمقدس2» در بدترين وضعيت جوي زمستان و در زير بارش برف و با وجود سرماي كشنده كردستان مهيا شد. در اين عمليات دو روزه علاوه برگرفتن جاي پا و سرپل در آنسوي رودخانه قلعه چولان و آزادسازي شهرماووت،4 روستا نيز آزاد و چندين دستگاه تانك و نفربر زرهي، ده هادستگاه خودروي نظامي، انواع ماشينهاي مهندسي و راهسازي، چندين قبضه آتشبار توپخانه و شماري انبار مهمات منهدم و4 تيپ پياده،3 گردان توپخانه،2 گردان كماندويي و1 گروهان تانك ارتش عراق نيز متلاشي شد. و بيش از2200 تن از نيروهاي دشمن كشته و زخمي شدند و يا به اسارت درآمدند. همچنين چند دستگاه تانك، يك دستگاه رادار «رازيت» و مقداري سلاح و مهمات به غنيمت رزمندگان اسلام در آمد.
نتيجه عمليات
- تصرف ارتفاع گرده رش
- كشته و زخمي شدن حدود 300 تن از نيروهاي دشمن
- به اسارت در آمدن 200 تن از نيروهاي دشمن
در اين عمليات حسن آغاسيزاده معاون مهندسي قرارگاه خاتمالانبيأ(9) به شهادت رسيد.
نام عمليات: نصر 8 (نفوذي - انهدامي)
زمان اجرا8/29 :/1366
تلفات دشمن (كشته، زخمي و اسير2200
رمز عمليات: يا رسول الله9))
مكان اجرا: قله گردهرش در غرب شهر ماووت عراق - محور شمالي جنگ
ارگانهاي عملكننده: رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
اهداف عمليات: گسترش وضعيت جبهه خودي و فتح قله مهم و كاربردي گردهرش و نفوذ به قلب دشمن
منبع : سایت جامع دفاع مقدس
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
20 آذرماه سالروز آغاز عمليات مطلع الفجر در سال 1360
مقدمه در پي عمليات پيروزمندانه ثامن الائمه (ع) و در نتيجه پي گيري استراتژي آزاد سازي مناطق اشغالي، مقرر شد علاوه بر عمليات هاي بزرگ (سلسله عمليات موسوم به كربلا) چند عمليات محدود در جبهه هاي مياني و شمالي انجام شود تا علاوه بر مشغول داشتن نيروهاي دشمن در آن مناطق، از گسيل آن ها به سوي جبهه جنوب ممانعت به عمل آيد. عمليات مطلع الفجر يكي از مهم ترين اين سلسله عمليات بود. اهداف عمليات اهدافي كه در اين عمليات دنبال مي شد، عبارت بودند از : - فراهم سازي مقدمات آزادسازي قصر شيرين و نفت شهر - نزديك شدن به شهر اشغال شده قصر شيرين - انهدام قواي دشمن - جلوگيري از آرامش نيروهاي دشمن در جبهه مياني منطقه عمليات منطقه عملياتي داراي دو محور عمده بود: سرپل ذهاب و گيلان غرب. محور سرپل ذهاب علاوه بر ارتفاعات متعدد از جمله برآفتاب داراي تنگه هاي استراتژيك حاجيان، كورك قاسم آباد مي باشد كه از طريق آن ها جاده گيلان غرب – قصر شيرين و ساير خطوط مواصلاتي عقبه دشمن در ديد و تير قرار مي گرفتند. در محور گيلان غرب كه از وسعت بيشتري نسبت به محور سرپل ذهاب بر خوردار است، ارتفاعاتي همچون شيا كوه، سرتتا، چرميان، ديزه كش، بزنيلي و نيز چند قله ديگر وجود دارند. استعداد دشمن الف – قبل از شروع عمليات: - تيپ هاي 2، 5 و 39 پياده كوهستاني - يك گردان از تيپ 22 پياده كوهستاني - گردان تانك لشكر 4 پياده كوهستاني - يك گردان نيروي مخصوص ب – بعد از شروع عمليات: - تيپ هاي 425 و 503 پياده - يك گردان از تيپ 4 پياده كوهستاني - يك گردان ازتيپ 412 پياده - پنج گروهان كماندويي قواي خودي الف – سپاه پاسداران: 11 گردان پياده ب – ارتش: تيپ 58 ذوالفقار به استعداد 3 گردان، گردان هاي 211 و 265 زرهي و يك گردان از گردان 290 زرهي ج – ژاندارمري: 1 گردان طرح عمليات سه معبر اصلي در نظر گرفته شده بود. يك معبر از ارتفاعات سنبله در جنوب پادگان ابوذر شروع شده و به ارتفاعات برآفتاب مي رسيد و در نهايت پس از قطع جاده گيلان غرب با قصر شيرين در منطقه سرتتان و تنگه قاسم آباد در محور گيلان غرب تلاقي مي كرد. گروه ضربت تيپ 58 ذوالفقار مي بايست تانك هاي دشمن در قاسم آباد را منهدم مي كرد و ضمن هموار كردن راه عبور تانك هاي خودي، جاده گيلان غرب به قصر شيرين را مسدود مي نمود. دو معبر ديگر در منطقه عمومي غرب گيلان غرب انتخاب شده بود. يك معبر با استفاده از جاده آسفالت گيلان غرب – قصر شيرين و روستاي آوزين به سمت غرب تك مي كرد و با نيروهاي معبر شمالي (معبر اول) الحاق مي كرد. معبر سوم نيز از ارتفاعات چغالوند و داربلوط شروع و در نهايت به چرميان، شياكوه ختم مي گرديد. خاطرنشان مي شود هر يك از معابر اصلي داراي چند معبر فرعي بود و اهداف مستقلي را تامين مي كرد. كنترل و هدايت عمليات نيز توسط چهار پاسگاه فرماندهي انجام مي شد. اين پاسگاه هاي فرماندهي با نام هاي امام خميني، شهيد رجايي، شهيد باهنر و شهيد بهشتي انجام وظيفه مي كردند. هدايت و كنترل كامل عمليات با مركز فرماندهي امام خميني بود. شرح عمليات وضعيت خاص منطقه و بُعد مسافت در محورهاي مختلف و لزوم راهپيمايي در بعضي از معابر ايجاب مي كرد كه زمان آغاز درگيري با دشمن، ساعت 3 بامداد روز 20/9/1360 تعيين گردد، ليكن با بروز مشكلاتي همچون هوشياري دشمن در برخي محورها و منحرف شدن نيروها از مسير اصلي – به دليل پيچيدگي زمين – موجب شد تا عمليات زودتر از ساعت مقرر با رمز« يا مهدي ادركني (عج)» انجام شود. با شروع عمليات، واكنش دشمن بسيار سريع بود و با تسلط كافي كه بر زمين منطقه داشت موفق شد از پيشروي نيروهاي خودي جلوگيري كند. در محور سرپل ذهاب، قواي جمهوري اسلامي به رغم عدم توفيق در فتح تنگه كورك، تقاطي از ارتفاعات برآفتاب را به تصرف خود در آورده و جاده گيلان غرب – قصر شيرين را مسدود كردند. درگيري در محور گيلان غرب نيز به روشنايي روز كشيده شد و نيروهاي عمل كننده در اين محور موفق شدند با تحمل تعدادي شهيد و مجروح ارتفاع شياكوه را به تصرف خود درآورند. تلاش رزمندگان خودي در طول روز اول عمليات نيز در همين حد باقي ماند و نيروهاي عراقي توانستند با بررسي اوضاع و شناسايي مواضع نيروهاي مهاجم، در شب دوم عمليات در محور شياكوه پاتك كنند. اين پاتك با مقاومت و هشياري نيروهاي طرف مقابل خنثي شدو نيروهاي عراق بدون كسب نتيجه، عقب رانده شدند. در پي آن، آتش دشمن بر تمام محورها شدت يافت و در نتيجه ابتدا نيروهاي خودي (با فرماندهي ارتش) مستقر در محور ديزه كش و سپس تعداد ديگري از نيروها عقب نشيني كردند. عقب نشيني هاي مزبور كه بدون اطلاع و هماهنگي با فرماندهي عمليات انجام شده بود، موقعيت محور سرتتان را از جناحين به خطر انداخت و در نتيجه نيروهاي مستقر در اين محور نيز به رغم مقاومت زياد مجبور شدند عقب نشيني كنند. در مجموع، در حالي كه پس از گذشت سه روز از شروع عمليات فقط ارتفاعات شياكوه و برآفتاب در اختيار نيروهاي خودي قرار داشتند، پاتك هاي سنگين و متوالي دشمن از يك سو و عدم امكان پشتيباني از نيرو – به علت فاصله زياد خط مقدم با عقبه – از سوي ديگر، موجب شدند پس از 17 روز مقاومت، ارتفاعات مذكور مجدداً به تصرف دشمن درآيد. نتايج اگر چه قواي جمهوري اسلامي نتوانستند اهداف به دست آمده در اين عمليات را تثبيت كنند و نگه دارند، ليكن آن ها موفق شدند در جريان 17 روز درگيري ضمن وارد آوردن تلفات زياد بر دشمن – 2000 كشته و زخمي و 140 اسير – تجاربي را براي انجام عمليات هاي بعدي به دست آورند. از جمله اين تجارب مي توان به موارد زير اشاره كرد: 1- در ادغام نيروهاي سپاه و ارتش علاوه بر مساله فرماندهي آنچه كه در هدايت نيروها تعيين كننده است، سيستم مخابراتي مي باشد. از آن جا كه سيستم مخابراتي عمليات كاملا تحت اختيار تيپ ذوالفقار ارتش قرار داشت، هدايت نيروها در طول عمليات با مشكلاتي مواجه شده بود. 2- در مناطق صعب العبور و كوهستاني، تدارك و پشتيباني نيروهاي عمل كننده امري بسيار حياتي است. 3- روحيه شهادت طلبي اگر چه بسياري از موانع و كمبودها را مرتفع مي سازد، ليكن بايد همراه با آمادگي جسمي و روحي فرد رزمنده باشد؛ خصوصا در مناطق كوهستاني كه آموزش ها و آمادگي هاي خاص خود را مي طلبد. 4- برخلاف دشمن، آتش قواي نظامي جمهوري اسلامي در مواضع دشمن روي ارتفاعات اندك و بي تاثير بود. اين موضوع علاوه بر كمبود مهمات به ضعف ديده بان هاي ارتش باز مي گشت. فرماندهان سپاه در اين عمليات دريافتند كه بايد حتي الامكان يك گروهان ديده باني آتش تشكيل داده و ضمن آموزش آن ها، حداكثر بهره برداري را از حداقل آتش موجود در مناطق ببرند. نام عمليات: مطلع الفجر زمان اجرا: 9/20 /1360 تلفات دشمن: 2150 (كشته، زخمي و اسير) رمز عمليات: يا مهدي(عج) ادركني مكان اجرا: گيلانغرب و شياكوه - جبهه مياني ارگانهاي عملكننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و ارتش جمهوري اسلامي اهداف عمليات: آزادسازي بلنديهاي غرب شهر گيلانغرب و شياكوه
منبع: سایت تبیان - ساجد
مقدمه در پي عمليات پيروزمندانه ثامن الائمه (ع) و در نتيجه پي گيري استراتژي آزاد سازي مناطق اشغالي، مقرر شد علاوه بر عمليات هاي بزرگ (سلسله عمليات موسوم به كربلا) چند عمليات محدود در جبهه هاي مياني و شمالي انجام شود تا علاوه بر مشغول داشتن نيروهاي دشمن در آن مناطق، از گسيل آن ها به سوي جبهه جنوب ممانعت به عمل آيد. عمليات مطلع الفجر يكي از مهم ترين اين سلسله عمليات بود. اهداف عمليات اهدافي كه در اين عمليات دنبال مي شد، عبارت بودند از : - فراهم سازي مقدمات آزادسازي قصر شيرين و نفت شهر - نزديك شدن به شهر اشغال شده قصر شيرين - انهدام قواي دشمن - جلوگيري از آرامش نيروهاي دشمن در جبهه مياني منطقه عمليات منطقه عملياتي داراي دو محور عمده بود: سرپل ذهاب و گيلان غرب. محور سرپل ذهاب علاوه بر ارتفاعات متعدد از جمله برآفتاب داراي تنگه هاي استراتژيك حاجيان، كورك قاسم آباد مي باشد كه از طريق آن ها جاده گيلان غرب – قصر شيرين و ساير خطوط مواصلاتي عقبه دشمن در ديد و تير قرار مي گرفتند. در محور گيلان غرب كه از وسعت بيشتري نسبت به محور سرپل ذهاب بر خوردار است، ارتفاعاتي همچون شيا كوه، سرتتا، چرميان، ديزه كش، بزنيلي و نيز چند قله ديگر وجود دارند. استعداد دشمن الف – قبل از شروع عمليات: - تيپ هاي 2، 5 و 39 پياده كوهستاني - يك گردان از تيپ 22 پياده كوهستاني - گردان تانك لشكر 4 پياده كوهستاني - يك گردان نيروي مخصوص ب – بعد از شروع عمليات: - تيپ هاي 425 و 503 پياده - يك گردان از تيپ 4 پياده كوهستاني - يك گردان ازتيپ 412 پياده - پنج گروهان كماندويي قواي خودي الف – سپاه پاسداران: 11 گردان پياده ب – ارتش: تيپ 58 ذوالفقار به استعداد 3 گردان، گردان هاي 211 و 265 زرهي و يك گردان از گردان 290 زرهي ج – ژاندارمري: 1 گردان طرح عمليات سه معبر اصلي در نظر گرفته شده بود. يك معبر از ارتفاعات سنبله در جنوب پادگان ابوذر شروع شده و به ارتفاعات برآفتاب مي رسيد و در نهايت پس از قطع جاده گيلان غرب با قصر شيرين در منطقه سرتتان و تنگه قاسم آباد در محور گيلان غرب تلاقي مي كرد. گروه ضربت تيپ 58 ذوالفقار مي بايست تانك هاي دشمن در قاسم آباد را منهدم مي كرد و ضمن هموار كردن راه عبور تانك هاي خودي، جاده گيلان غرب به قصر شيرين را مسدود مي نمود. دو معبر ديگر در منطقه عمومي غرب گيلان غرب انتخاب شده بود. يك معبر با استفاده از جاده آسفالت گيلان غرب – قصر شيرين و روستاي آوزين به سمت غرب تك مي كرد و با نيروهاي معبر شمالي (معبر اول) الحاق مي كرد. معبر سوم نيز از ارتفاعات چغالوند و داربلوط شروع و در نهايت به چرميان، شياكوه ختم مي گرديد. خاطرنشان مي شود هر يك از معابر اصلي داراي چند معبر فرعي بود و اهداف مستقلي را تامين مي كرد. كنترل و هدايت عمليات نيز توسط چهار پاسگاه فرماندهي انجام مي شد. اين پاسگاه هاي فرماندهي با نام هاي امام خميني، شهيد رجايي، شهيد باهنر و شهيد بهشتي انجام وظيفه مي كردند. هدايت و كنترل كامل عمليات با مركز فرماندهي امام خميني بود. شرح عمليات وضعيت خاص منطقه و بُعد مسافت در محورهاي مختلف و لزوم راهپيمايي در بعضي از معابر ايجاب مي كرد كه زمان آغاز درگيري با دشمن، ساعت 3 بامداد روز 20/9/1360 تعيين گردد، ليكن با بروز مشكلاتي همچون هوشياري دشمن در برخي محورها و منحرف شدن نيروها از مسير اصلي – به دليل پيچيدگي زمين – موجب شد تا عمليات زودتر از ساعت مقرر با رمز« يا مهدي ادركني (عج)» انجام شود. با شروع عمليات، واكنش دشمن بسيار سريع بود و با تسلط كافي كه بر زمين منطقه داشت موفق شد از پيشروي نيروهاي خودي جلوگيري كند. در محور سرپل ذهاب، قواي جمهوري اسلامي به رغم عدم توفيق در فتح تنگه كورك، تقاطي از ارتفاعات برآفتاب را به تصرف خود در آورده و جاده گيلان غرب – قصر شيرين را مسدود كردند. درگيري در محور گيلان غرب نيز به روشنايي روز كشيده شد و نيروهاي عمل كننده در اين محور موفق شدند با تحمل تعدادي شهيد و مجروح ارتفاع شياكوه را به تصرف خود درآورند. تلاش رزمندگان خودي در طول روز اول عمليات نيز در همين حد باقي ماند و نيروهاي عراقي توانستند با بررسي اوضاع و شناسايي مواضع نيروهاي مهاجم، در شب دوم عمليات در محور شياكوه پاتك كنند. اين پاتك با مقاومت و هشياري نيروهاي طرف مقابل خنثي شدو نيروهاي عراق بدون كسب نتيجه، عقب رانده شدند. در پي آن، آتش دشمن بر تمام محورها شدت يافت و در نتيجه ابتدا نيروهاي خودي (با فرماندهي ارتش) مستقر در محور ديزه كش و سپس تعداد ديگري از نيروها عقب نشيني كردند. عقب نشيني هاي مزبور كه بدون اطلاع و هماهنگي با فرماندهي عمليات انجام شده بود، موقعيت محور سرتتان را از جناحين به خطر انداخت و در نتيجه نيروهاي مستقر در اين محور نيز به رغم مقاومت زياد مجبور شدند عقب نشيني كنند. در مجموع، در حالي كه پس از گذشت سه روز از شروع عمليات فقط ارتفاعات شياكوه و برآفتاب در اختيار نيروهاي خودي قرار داشتند، پاتك هاي سنگين و متوالي دشمن از يك سو و عدم امكان پشتيباني از نيرو – به علت فاصله زياد خط مقدم با عقبه – از سوي ديگر، موجب شدند پس از 17 روز مقاومت، ارتفاعات مذكور مجدداً به تصرف دشمن درآيد. نتايج اگر چه قواي جمهوري اسلامي نتوانستند اهداف به دست آمده در اين عمليات را تثبيت كنند و نگه دارند، ليكن آن ها موفق شدند در جريان 17 روز درگيري ضمن وارد آوردن تلفات زياد بر دشمن – 2000 كشته و زخمي و 140 اسير – تجاربي را براي انجام عمليات هاي بعدي به دست آورند. از جمله اين تجارب مي توان به موارد زير اشاره كرد: 1- در ادغام نيروهاي سپاه و ارتش علاوه بر مساله فرماندهي آنچه كه در هدايت نيروها تعيين كننده است، سيستم مخابراتي مي باشد. از آن جا كه سيستم مخابراتي عمليات كاملا تحت اختيار تيپ ذوالفقار ارتش قرار داشت، هدايت نيروها در طول عمليات با مشكلاتي مواجه شده بود. 2- در مناطق صعب العبور و كوهستاني، تدارك و پشتيباني نيروهاي عمل كننده امري بسيار حياتي است. 3- روحيه شهادت طلبي اگر چه بسياري از موانع و كمبودها را مرتفع مي سازد، ليكن بايد همراه با آمادگي جسمي و روحي فرد رزمنده باشد؛ خصوصا در مناطق كوهستاني كه آموزش ها و آمادگي هاي خاص خود را مي طلبد. 4- برخلاف دشمن، آتش قواي نظامي جمهوري اسلامي در مواضع دشمن روي ارتفاعات اندك و بي تاثير بود. اين موضوع علاوه بر كمبود مهمات به ضعف ديده بان هاي ارتش باز مي گشت. فرماندهان سپاه در اين عمليات دريافتند كه بايد حتي الامكان يك گروهان ديده باني آتش تشكيل داده و ضمن آموزش آن ها، حداكثر بهره برداري را از حداقل آتش موجود در مناطق ببرند. نام عمليات: مطلع الفجر زمان اجرا: 9/20 /1360 تلفات دشمن: 2150 (كشته، زخمي و اسير) رمز عمليات: يا مهدي(عج) ادركني مكان اجرا: گيلانغرب و شياكوه - جبهه مياني ارگانهاي عملكننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و ارتش جمهوري اسلامي اهداف عمليات: آزادسازي بلنديهاي غرب شهر گيلانغرب و شياكوه
منبع: سایت تبیان - ساجد
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
کربلای 1
به دنبال عملیات غافلگیر کننده والفجر 8 و تصرف شهر استراتژیک فاو توسط رزمندگان اسلام و به هم خوردن توازن سیاسی – نظامی به نفع جمهوری اسلامی، رژیم عراق شیوه ای جدید برگزید و درصدد فعال شدن در جبهه زمینی و موضع تهاجمی برآمد و این استراتژی را بعد از اشغال مهران، به استراتژی دفاع متحرک نامگذاری کرد.
عراق می کوشید تا با ادامه عملیات های خود نقاط دیگری را تصرف کند. ادامه چنین وضعیتی می توانست عواقب وخیمی را هم از بُعد نظامی و هم از بُعد سیاسی برای جمهوری اسلامی ایران به دنبال داشته باشد . بر همین اساس، برای مقابله با حرکت جدید عراق انجام عملیات برای آزاد سازی شهر مهران و ارتفاعات آن مورد تاکید قرار گرفت.
این استراتژی بعد از بازپس گیری منطقه والفجر 9 (منطقه چوارتا) که از تاریخ 16/12/64 شروع شد، در تاریخ 27/2/65، با آزاد سازی مهران به اوج خود رسید و با ضربه سختی که دشمن در جریان این آزاد سازی متحمل شد، پایان یافت.
از هنگام شروع تهاجم جدید ارتش عراق، وحدت و هم دلی نیروهای رزمنده ایرانی به شکل زیبایی جلوه گر شد و برادران ارتشی، سپاهی و بسیج مردمی پا به پای هم در مقابل تهاجم دشمن به مقاومتی دلیرانه دست زدند.
حمله عراق به مهران
ارتش عراق، ساعت یک بامداد 27/2/65، در منطقه مهران دست به تهاجم زد و شهر و حومه آن و برخی از ارتفاعات منطقه را تصرف کرد. در این زمان واحدهای ارتشی، مرکب از 6 گردان پیاده و 2 گردان زرهی، مسئولیت خطوط پدافندی را در این منطقه به عهده داشت و نیروهای سپاه نیز ، پشتیبانی از این منطقه را به طور کامل بر عهده نگرفته بود.
اهداف عملیات
باز پس گیری شهر مهران و سلسله ارتفاعات قلاویزان و دستیابی به مرز و تامین کل منطقه.
منطقه عملیات
منطقه عملیاتی از جنوب به ارتفاعات قلاویزان، از شمال به ارتفاعات نمه کلان کوچک، از غرب به امتداد غربی ارتفاعات قلاویزان و پاسگاه مرزی بهران آباد، و از شرق به جاده مهران – دهلران منتهی می شد.
پس از اشغال مهران، استحکامات و موانع متعددی توسط دشمن ایجاد شد. در محور شمالی (جاده ایلام – مهران و باغ کشاورزی) هفت ردیف مین همراه با کانال و بیش از پنج ردیف سیم خاردار رشته ای وجود داشت. در محور میانی (حد فاصل رودخانه گاوی و جاده دهلران – مهران) به لحاظ کوهستانی بودن منطقه، استحکامات نسبتاً ضعیف بود. در محور جنوبی (ارتفاعات قلاویزان) سنگرهای کمین و در بعضی شیارها، یک ردیف سیم خاردار و مین وجود داشت.
استعداد دشمن
منطقه مورد نظر برای عملیات، تحت مسئولیت لشکر 17 زرهی از سپاه دوم عراق بود. حفظ پدافندی این لشکر از رودخانه کنجاپنجم به سمت میان کوه امتداد می یافت. علاوه بر یگان های سازمانی این لشکر (تیپ های 70 زرهی، 59 زرهی و 705 پیاده) یگان های زیر نیز تحت امر آن بودند:
- تیپ های 433 ، 417 و 425 پیاده.
- تیپ 1 کماندویی و گردان کماندو لشکر 40 پیاده.
با شروع عملیات، یگان های زیر نیز وارد منطقه شدند:
- تیپ 1 مکانیزه، 4 و 5 پیاده، 3 نیروی مخصوص، 2 و 10 زرهی از گارد ریاست جمهوری.
- تیپ های 71، 72 و 3 پیاده از لشکر 35 پیاده.
- تیپ های 501، 113، 95، 118 و 108 پیاده.
- تیپ 24 مکانیزه.
- تیپ های 2، 3 و 5 کماندو، گردان کماندویی لشکر 20 پیاده و گردان کماندویی لشکر 2 پیاده.
- تیپ 65 نیروی مخصوص.
- گردان های 763، 110، 15، 766، 217، 238، 53، 247 و 489 توپخانه.
قوای خودی
قرارگاه نجف هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
- لشکر 27 محمد رسول الله (ص) با 7 گردان پیاده + گردان تانک.
- لشکر 17 علی ابن ابی طالب (ع) با 3 گردان پیاده + 1 گروهان تانک.
- لشکر 5 نصر با 3 گردان پیاده.
- لشکر 25 کربلا با 4 گردان پیاده + 1 گردان تانک.
- لشکر 10 سید الشهدا (ع) با 3 گردان پیاده.
- لشکر 41 ثارالله (ع) با 4 گردان پیاده + گردان تانک.
- تیپ مستقل 21 امام رضا (ع) با 2 گردان پیاده.
- تیپ مستقل 15 امام حسن (ع) با 5 گردان پیاده.
- تیپ مستقل 662 بیت المقدس با 2 گردان پیاده .
- گردان مستقل 38 زرهی ذوالفقار با 1 گروهان تانک.
- 2 گردان توپخانه سپاه + 4 گردان توپخانه ارتش.
طرح عملیات
تلاش اصلی بر انجام عملیات از محور ارتفاعات قلاویزان و یال های آن تا رودخانه گاوی در نظر گرفته شد. بر همین اساس، عملیات در سه مرحله به ترتیب زیر طراحی گردید:
- مرحله اول؛ تامین ارتفاعات قلاویزان ایران تا روستای امام زاده سید حسن.
- مرحله دوم؛ تامین ارتفاعات جبل حمرین تا شیار مگ سوخته و در امتداد آن، تامین روستاهای بهین، بهروزان و هرمزآباد
_ مرحله سوم؛ تصرف خاکریز عملیات والفجر 3، که روستای فرخ آباد تا زیر ارتفاعات 223 قلاویزان داشت و در نتیجه مهران در این مرحله تامین گردید.
شرح عملیات
مرحله اول عملیات در ساعت 22:30 روز 9/4/1365 با رمز یا ابا الفضل العباس، ادرکنی آغاز شد و نیروهای خودی در اغلب محورها خطوط دشمن را شکسته و تا قبل از روشنایی صبح ضمن انهدام بیش از 10 گردان پیاده عراق، اهداف مرحله اول و قسمتی از مرحله دوم عملیات را به تصرف درآوردند.
ساعاتی بعد، دشمن با به کارگیری نیروهای احتیاط خود به محور امامزاده سید حسن پاتک کرد که با مقابله قوای خودی خنثی شد. سپس، یگان های خودی با مشاهده از هم گسیختگی نیروهای دشمن، عملیات را – طی روز اول – بدون وقفه ادامه دادند.
در شب دوم، کلیه یگان های عمل کننده ضمن پیشروی در باقی مانده محدوده مرحله دوم عملیات، تا قبل از روشنایی صبح، خط سراسری – از هرمزآباد تا شیار مگ سوخته – را کاملا تامین کرده و مقداری از محدوده مرحله سوم عملیات را نیز تامین کردند.
از آغاز روز دوم (11/4/1365) عملیات در کلیه محورها ادامه یافت و نیروهای رزمنده ضمن به اسارت درآوردن تعدادی از نیروهای دشمن، به باغ کشاورزی وارد شدند و سپس در حدود ساعت 12 این روز نیز شهر مهران آزاد شد.
ساعت 6 صبح روز سوم، دو تیپ گارد ریاست جمهوری به ارتفاع 210 پاتک کرد، پس از یک درگیری سخت ارتفاع مذکور را تصرف کرد. به همین خاطر، نیروهای خودی مستقر در این منطقه حدود 200 متر عقب آمدند.
در ادامه عملیات، رزمندگان از محورهای قلعه کهنه و فرخ آباد به طرف تپه های غلامی و پاسگاه دراجی حرکت کرده ضمن پاکسازی کامل منطقه، تعداد زیادی از نیروهای دشمن را به اسارت درآوردند.
در جریان مرحله چهارم عملیات، که از ساعت 24 روز 12/4/1365 آغاز شد، با ورود قوای خودی به روستای فیروز آباد، دشمن عقب نشینی کرد. سپس، خاکریزی از فیروزآباد تا یال های ارتفاعات قلاویزان احداث کردند. درگیری، همچنان در اطراف ارتفاعات 223 ادامه داشت و دشمن، فشاری قابل ملاحظه در نقاط مختلف وارد کرده، تنها ارتفاعات فوق را در تصرف خود نگه داشته بود. حدود ساعت 7 صبح روز چهارم (13/4/1365) پاتک شدید دشمن روی ارتفاعات قلعه آویزان – به منظور تصرف قله 200 – شروع شد؛ لیکن با مقاومت و حملات پی در پی قوای خودی، این پاتک شکست خورد.
در روز پنجم، ارتفاع 210 مجددا به تصرف نیروی خودی درآمد و در سحرگاه روز ششم نیز رزمندگان در مرحله پنجم عملیات با حمله به ارتفاع 223، ضمن تامین اهداف تعیین شده، قرارگاه تاکتیکی لشکر 17 زرهی عراق را به تصرف درآوردند.
در تاریخ 18/4/1365، علاوه بر تصرف باقی مانده یال های غربی ارتفاع 223، قرارگاه تاکتیکی تیپ 24 مکانیزه عراق منهدم و فرمانده آن به همراه تعدادی دیگر اسیر شد.
ارزیابی عملیات کربلای 1
عملیات موفق کربلای یک، پایانی بود بر استراتژی دفاع متحرک عراق و نیز نقطه شروع امیدوار کننده ای برای نیروهای خودی جهت انجام عملیات محدود ایذایی.
منفعل کردن سیاست تهاجمی عراق، هدف عمده ای بود که نیروها به خوبی توانستند به آن دست یابند.
سرعت عمل، اعتقاد یگان ها، حفاظت عملیات، فریب دشمن، تناسب نیروها با طرح عملیات، انجام کارهای مهندسی لازم و ... از جمله عوامل بارز و موثر در این عملیات بود.
نتایج عملیات
طی این عملیات، منطقه ای به وسعت 175 کیلومتر مربع از خاک ایران و نیز عراق شامل شهر مهران و روستاهای اطراف آن، جاده دهلران – مهران – ایران ، ارتفاعات حساس و سرکوب قلاویزان و حمرین و نیز دو پاسگاه مرزی آزاد شد. هم چنین عقبه های دشمن از جمله شهرهای بدره و زرباطیه در دید و تیر قوای خودی قرار گرفت .
در این عملیات، 1210 نفر از نیروهای دشمن اسیر شدند.
منبع : ساجد
به دنبال عملیات غافلگیر کننده والفجر 8 و تصرف شهر استراتژیک فاو توسط رزمندگان اسلام و به هم خوردن توازن سیاسی – نظامی به نفع جمهوری اسلامی، رژیم عراق شیوه ای جدید برگزید و درصدد فعال شدن در جبهه زمینی و موضع تهاجمی برآمد و این استراتژی را بعد از اشغال مهران، به استراتژی دفاع متحرک نامگذاری کرد.
عراق می کوشید تا با ادامه عملیات های خود نقاط دیگری را تصرف کند. ادامه چنین وضعیتی می توانست عواقب وخیمی را هم از بُعد نظامی و هم از بُعد سیاسی برای جمهوری اسلامی ایران به دنبال داشته باشد . بر همین اساس، برای مقابله با حرکت جدید عراق انجام عملیات برای آزاد سازی شهر مهران و ارتفاعات آن مورد تاکید قرار گرفت.
این استراتژی بعد از بازپس گیری منطقه والفجر 9 (منطقه چوارتا) که از تاریخ 16/12/64 شروع شد، در تاریخ 27/2/65، با آزاد سازی مهران به اوج خود رسید و با ضربه سختی که دشمن در جریان این آزاد سازی متحمل شد، پایان یافت.
از هنگام شروع تهاجم جدید ارتش عراق، وحدت و هم دلی نیروهای رزمنده ایرانی به شکل زیبایی جلوه گر شد و برادران ارتشی، سپاهی و بسیج مردمی پا به پای هم در مقابل تهاجم دشمن به مقاومتی دلیرانه دست زدند.
حمله عراق به مهران
ارتش عراق، ساعت یک بامداد 27/2/65، در منطقه مهران دست به تهاجم زد و شهر و حومه آن و برخی از ارتفاعات منطقه را تصرف کرد. در این زمان واحدهای ارتشی، مرکب از 6 گردان پیاده و 2 گردان زرهی، مسئولیت خطوط پدافندی را در این منطقه به عهده داشت و نیروهای سپاه نیز ، پشتیبانی از این منطقه را به طور کامل بر عهده نگرفته بود.
اهداف عملیات
باز پس گیری شهر مهران و سلسله ارتفاعات قلاویزان و دستیابی به مرز و تامین کل منطقه.
منطقه عملیات
منطقه عملیاتی از جنوب به ارتفاعات قلاویزان، از شمال به ارتفاعات نمه کلان کوچک، از غرب به امتداد غربی ارتفاعات قلاویزان و پاسگاه مرزی بهران آباد، و از شرق به جاده مهران – دهلران منتهی می شد.
پس از اشغال مهران، استحکامات و موانع متعددی توسط دشمن ایجاد شد. در محور شمالی (جاده ایلام – مهران و باغ کشاورزی) هفت ردیف مین همراه با کانال و بیش از پنج ردیف سیم خاردار رشته ای وجود داشت. در محور میانی (حد فاصل رودخانه گاوی و جاده دهلران – مهران) به لحاظ کوهستانی بودن منطقه، استحکامات نسبتاً ضعیف بود. در محور جنوبی (ارتفاعات قلاویزان) سنگرهای کمین و در بعضی شیارها، یک ردیف سیم خاردار و مین وجود داشت.
استعداد دشمن
منطقه مورد نظر برای عملیات، تحت مسئولیت لشکر 17 زرهی از سپاه دوم عراق بود. حفظ پدافندی این لشکر از رودخانه کنجاپنجم به سمت میان کوه امتداد می یافت. علاوه بر یگان های سازمانی این لشکر (تیپ های 70 زرهی، 59 زرهی و 705 پیاده) یگان های زیر نیز تحت امر آن بودند:
- تیپ های 433 ، 417 و 425 پیاده.
- تیپ 1 کماندویی و گردان کماندو لشکر 40 پیاده.
با شروع عملیات، یگان های زیر نیز وارد منطقه شدند:
- تیپ 1 مکانیزه، 4 و 5 پیاده، 3 نیروی مخصوص، 2 و 10 زرهی از گارد ریاست جمهوری.
- تیپ های 71، 72 و 3 پیاده از لشکر 35 پیاده.
- تیپ های 501، 113، 95، 118 و 108 پیاده.
- تیپ 24 مکانیزه.
- تیپ های 2، 3 و 5 کماندو، گردان کماندویی لشکر 20 پیاده و گردان کماندویی لشکر 2 پیاده.
- تیپ 65 نیروی مخصوص.
- گردان های 763، 110، 15، 766، 217، 238، 53، 247 و 489 توپخانه.
قوای خودی
قرارگاه نجف هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
- لشکر 27 محمد رسول الله (ص) با 7 گردان پیاده + گردان تانک.
- لشکر 17 علی ابن ابی طالب (ع) با 3 گردان پیاده + 1 گروهان تانک.
- لشکر 5 نصر با 3 گردان پیاده.
- لشکر 25 کربلا با 4 گردان پیاده + 1 گردان تانک.
- لشکر 10 سید الشهدا (ع) با 3 گردان پیاده.
- لشکر 41 ثارالله (ع) با 4 گردان پیاده + گردان تانک.
- تیپ مستقل 21 امام رضا (ع) با 2 گردان پیاده.
- تیپ مستقل 15 امام حسن (ع) با 5 گردان پیاده.
- تیپ مستقل 662 بیت المقدس با 2 گردان پیاده .
- گردان مستقل 38 زرهی ذوالفقار با 1 گروهان تانک.
- 2 گردان توپخانه سپاه + 4 گردان توپخانه ارتش.
طرح عملیات
تلاش اصلی بر انجام عملیات از محور ارتفاعات قلاویزان و یال های آن تا رودخانه گاوی در نظر گرفته شد. بر همین اساس، عملیات در سه مرحله به ترتیب زیر طراحی گردید:
- مرحله اول؛ تامین ارتفاعات قلاویزان ایران تا روستای امام زاده سید حسن.
- مرحله دوم؛ تامین ارتفاعات جبل حمرین تا شیار مگ سوخته و در امتداد آن، تامین روستاهای بهین، بهروزان و هرمزآباد
_ مرحله سوم؛ تصرف خاکریز عملیات والفجر 3، که روستای فرخ آباد تا زیر ارتفاعات 223 قلاویزان داشت و در نتیجه مهران در این مرحله تامین گردید.
شرح عملیات
مرحله اول عملیات در ساعت 22:30 روز 9/4/1365 با رمز یا ابا الفضل العباس، ادرکنی آغاز شد و نیروهای خودی در اغلب محورها خطوط دشمن را شکسته و تا قبل از روشنایی صبح ضمن انهدام بیش از 10 گردان پیاده عراق، اهداف مرحله اول و قسمتی از مرحله دوم عملیات را به تصرف درآوردند.
ساعاتی بعد، دشمن با به کارگیری نیروهای احتیاط خود به محور امامزاده سید حسن پاتک کرد که با مقابله قوای خودی خنثی شد. سپس، یگان های خودی با مشاهده از هم گسیختگی نیروهای دشمن، عملیات را – طی روز اول – بدون وقفه ادامه دادند.
در شب دوم، کلیه یگان های عمل کننده ضمن پیشروی در باقی مانده محدوده مرحله دوم عملیات، تا قبل از روشنایی صبح، خط سراسری – از هرمزآباد تا شیار مگ سوخته – را کاملا تامین کرده و مقداری از محدوده مرحله سوم عملیات را نیز تامین کردند.
از آغاز روز دوم (11/4/1365) عملیات در کلیه محورها ادامه یافت و نیروهای رزمنده ضمن به اسارت درآوردن تعدادی از نیروهای دشمن، به باغ کشاورزی وارد شدند و سپس در حدود ساعت 12 این روز نیز شهر مهران آزاد شد.
ساعت 6 صبح روز سوم، دو تیپ گارد ریاست جمهوری به ارتفاع 210 پاتک کرد، پس از یک درگیری سخت ارتفاع مذکور را تصرف کرد. به همین خاطر، نیروهای خودی مستقر در این منطقه حدود 200 متر عقب آمدند.
در ادامه عملیات، رزمندگان از محورهای قلعه کهنه و فرخ آباد به طرف تپه های غلامی و پاسگاه دراجی حرکت کرده ضمن پاکسازی کامل منطقه، تعداد زیادی از نیروهای دشمن را به اسارت درآوردند.
در جریان مرحله چهارم عملیات، که از ساعت 24 روز 12/4/1365 آغاز شد، با ورود قوای خودی به روستای فیروز آباد، دشمن عقب نشینی کرد. سپس، خاکریزی از فیروزآباد تا یال های ارتفاعات قلاویزان احداث کردند. درگیری، همچنان در اطراف ارتفاعات 223 ادامه داشت و دشمن، فشاری قابل ملاحظه در نقاط مختلف وارد کرده، تنها ارتفاعات فوق را در تصرف خود نگه داشته بود. حدود ساعت 7 صبح روز چهارم (13/4/1365) پاتک شدید دشمن روی ارتفاعات قلعه آویزان – به منظور تصرف قله 200 – شروع شد؛ لیکن با مقاومت و حملات پی در پی قوای خودی، این پاتک شکست خورد.
در روز پنجم، ارتفاع 210 مجددا به تصرف نیروی خودی درآمد و در سحرگاه روز ششم نیز رزمندگان در مرحله پنجم عملیات با حمله به ارتفاع 223، ضمن تامین اهداف تعیین شده، قرارگاه تاکتیکی لشکر 17 زرهی عراق را به تصرف درآوردند.
در تاریخ 18/4/1365، علاوه بر تصرف باقی مانده یال های غربی ارتفاع 223، قرارگاه تاکتیکی تیپ 24 مکانیزه عراق منهدم و فرمانده آن به همراه تعدادی دیگر اسیر شد.
ارزیابی عملیات کربلای 1
عملیات موفق کربلای یک، پایانی بود بر استراتژی دفاع متحرک عراق و نیز نقطه شروع امیدوار کننده ای برای نیروهای خودی جهت انجام عملیات محدود ایذایی.
منفعل کردن سیاست تهاجمی عراق، هدف عمده ای بود که نیروها به خوبی توانستند به آن دست یابند.
سرعت عمل، اعتقاد یگان ها، حفاظت عملیات، فریب دشمن، تناسب نیروها با طرح عملیات، انجام کارهای مهندسی لازم و ... از جمله عوامل بارز و موثر در این عملیات بود.
نتایج عملیات
طی این عملیات، منطقه ای به وسعت 175 کیلومتر مربع از خاک ایران و نیز عراق شامل شهر مهران و روستاهای اطراف آن، جاده دهلران – مهران – ایران ، ارتفاعات حساس و سرکوب قلاویزان و حمرین و نیز دو پاسگاه مرزی آزاد شد. هم چنین عقبه های دشمن از جمله شهرهای بدره و زرباطیه در دید و تیر قوای خودی قرار گرفت .
در این عملیات، 1210 نفر از نیروهای دشمن اسیر شدند.
منبع : ساجد
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
جايگاه عمليات بيت المقدس دراستراتژى جنگ
نخلستان هاى خرمشهر در سكوتى خوشايند تجربه حيات را مبادله مى كردند، نسيمى از سمت اروند هر صبحگاه زلف نخل ها را شانه مى زد و كارون با همه غرورش سر در آغوش خرمشهر فرو مى برد.
دشت هر چند بر اثر هرم گرما، پيشانى چروك كرده بود اما خنده از لبانش مى باريد و بر مرزدارانى كه هر صبح به ديدارش مى آمدند فخر مى فروخت.
خرمشهر سيراب از شهد نخلستان ها با نواى هر اذان به نماز مى ايستاد وگلدسته هايش تا خدا اوج داشت. در خيابان هايش سيل زندگى جارى بود و... ناگهان نعره گلوله هاى متجاوز، سكوت نخلستان ها را بر هم زد، قامت گلدسته هاى شهر را شكست، خيابان ها رنگ خون گرفت و پوتين متجاوز بر نقشه شهر ، لكه اى بزرگ انداخت. پيران قد خميده كه در داغ فرزندان، خميده تر شده بودند مجبور به ترك خانه و كاشانه شدند.
و خرمشهر، خونين شهر شد.
اما طنين نعره مستانه حراميان در خانه هاى خرمشهر، ديرى نپاييد و بغض هاى فروخفته در اراده اى مصمم گرد آمد و مسافران گمنام از هر سو، عزم شهر آسمانى كردند و در يك همايش غيرت، فصل درخشانى بر تاريخ اين مرز و بوم افزودند و به قهرمانان قادسيه، درس بزرگى دادند.
....اين گونه بود كه خونين شهر، بار دگر خرمشهر شد و مغرور و سربلند از غيرت جوانان ميهن، سر به آسمان مى سايد و شهره محافل عزت و غيرت و شرف است. هرچند داغ لاله هاى پرپرش بر دل ها سنگينى مى كند.
يكى از بزرگترين حوادث تاريخ معاصر كشور و يكى از عظيم ترين رخدادهاى تاريخ انقلاب اسلامى، دفاع مقدس هشت ساله ملت ايران است كه اين حادثه نماد و متبلور صف آرايى سازمان يافته و تهاجمى قدرت هاى بزرگ استكبارى دوران جنگ سرد و قدرت هاى منطقه اى آن دوران عليه انقلاب اسلامى است. جنگ تحميلى استثنايى ترين جنگ در عصر جهان دو قطبى بود، زيرا در آن دوران همه جنگ هاى منطقه اى به صورت نيابتى انجام مى گرفتند. به اين معنى كه جنگ هاى منطقه اى، مقياس كوچكى از رويارويى دو ابرقدرت بود كه به صورت كنترل شده در يك منطقه صورت مى گرفت و در چارچوب برخورد و تضاد منافع و استراتژى دو ابرقدرت انجام مى شد. در واقع جنگ هاى منطقه اى دوران پس از جنگ جهانى دوم تا فروپاشى اتحاد شوروى، تماماً جلوه اى از رويارويى دو قدرت بزرگ آمريكا و شوروى بود كه از سوى كشورهاى اقمارى آنان انجام مى شد، مثل جنگ هاى دو كره، جنگ ويتنام، جنگ هاى هند و پاكستان و... اما جنگ تحميلى تنها جنگى بود كه در آن دو ابرقدرت در يك جبهه واحد و در يك طرف مخاصمه به صورت همگرا عمل مى كردند. بنابراين دفاع مقدس، يكى از سخت ترين آزمون هاى ملت ايران است كه ميانگين مقاومت ملت ايران را در يك جنگ بزرگ كه ظاهر آن منطقه اى ولى واقعيت آن بين المللى است، نشان مى دهد.
يكى از فرازهاى زيبا و دلنشين و نقاط عطف مهم و بلكه مهم ترين نقطه عطف استراتژى جمهورى اسلامى در دفاع مقدس فتح خرمشهر يا عمليات بيت المقدس است. عمليات بيت المقدس در واقع آخرين حلقه از استراتژى آزادسازى سرزمين هاى اشغالى كشور بود كه به تأمين تماميت ارضى كشور انجاميد و علاوه بر آن مهم ترين منطقه استراتژيك جنگ را از اشغال دشمن آزاد ساخت و جمهورى اسلامى ايران را در موضعى كاملاً برتر قرار داد.
اهميت، ارزش و دستاوردهاى استراتژيك اين عمليات به اين صورت است:
۱- منطقه عمليات، منطقه اى بود كه دشمن به خاطر آن تهاجم خود را به جمهورى اسلامى آغاز كرده بود و در واقع كليد فتح استراتژيك عراق در جنگ و مركز ثقل و محور ادعاهاى رژيم عراق محسوب مى شد.
۲- وسعت اين عمليات در مقايسه با تمام عمليات دفاع مقدس بزرگتر بوده و بيشترين مساحت سرزمين هاى اشغالى در اين عمليات آزاد شد.
۳- بيشترين تعداد اسراى جنگى دشمن در اين منطقه به اسارت جمهورى اسلامى ايران درآمد.
۴- از نظر تاكتيكى عمليات بزرگ عبور از رودخانه توأم با غافلگيرى در آن انجام شد.
۵- با انجام عمليات بيت المقدس دومين شهر عراق يعنى بصره در تيررس توپخانه جمهورى اسلامى قرار گرفت و استراتژيك ترين منطقه عراق يعنى استان بصره در معرض مخاطره جدى قرار گرفت.
۶- فاصله كم نخستين مرحله از اين عمليات با عمليات بزرگ قبل از آن يعنى فتح المبين نشان داد كه جمهورى اسلامى به نرخ رشد بالايى در قدرت نظامى آفندى رسيده و اين آهنگ بالا و دور تك سريع در چنين مقياسى علامت سؤال بزرگى را در مقابل بقاى رژيم عراق قرار داد.
۷- اين عمليات يكى از نقاط اوج هماهنگى و وحدت و تلاش ميان ارتش جمهورى اسلامى و سپاه پاسداران انقلاب اسلامى بود و در آن نيروهاى بسيج مردمى نقش محورى و كليدى را ايفا كردند.
در پايان جا دارد كه از رشادت ها و فداكارى ها و خلاقيت هاى سپهبد شهيد صياد شيرازى كه فرماندهى نيروهاى ارتش جمهورى اسلامى ايران را در اين عمليات به عهده داشت تجليل شود.
چرا جنگ پس از فتح خرمشهر ادامه يافت؟!
در مورد ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر معمولاً يك سؤال مطرح است كه چرا جنگ پس از فتح خرمشهر باز هم ادامه يافت؟ يك سنت تاريخى وجود دارد كه همواره پس از خاتمه يك حادثه به دليل روشن بدون نتايج و عواقب آن سؤال هايى مطرح مى شود كه پاسخ به آنها در زمان وقوع حادثه مشكل است، اما پس از خاتمه آن سؤال هاى آسان به ذهن رسوخ مى كنند. در مورد ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر نيز همين گونه است. در اين زمينه بايد اشاره كرد كه:
پس از خاتمه عمليات بيت المقدس، جمهورى اسلامى ايران در برترى چشمگيرى از قدرت رزمى نسبت به عراق بود. آهنگ دور عمليات، فاصله زمانى كوتاه ميان آنها، مقياس وسيع عمليات و موفقيت هاى حاصله از آنها نشان دهنده دورنماى روشن و درخشانى بود كه در آن پيش بينى مى شد ادامه جنگ به كسب پيروزى هاى بزرگترى خواهد انجاميد. بنابراين منطق سياسى و دانش نظامى حكم نمى كرد در شرايطى كه امكان كسب امتيازات مؤثرتر و پيروزى هاى وسيع ترى در ادامه جنگ وجود دارد به حداقل امتيازات و نتايج به دست آمده اكتفا كرده، همان گونه كه عاقلانه نبود در شرايطى كه امكان حفظ امتيازات و ارزش هاى به دست آمده وجود داشت با اصرار در ادامه جنگ به از دست دادن آنها راضى شد.
تصميم به ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر در دومين سال جنگ و پذيرش قطعنامه ۵۹۸ در سال پايان جنگ منطبق با منطق فوق است.
عمليات زنجيره اى ثامن الائمه تا بيت المقدس گرچه پيروزى هايى بزرگ و امتيازات ارزشمندى بودند اما در مقايسه با پيش بينى موفقيت هاى آتى منطقه پايان جنگ به شمار نمى رفتند، زيرا در خاتمه عمليات بيت المقدس هنوز رژيم عراق و نظام بين المللى فشار جدى و تهديد مؤثرى را از سوى ايران احساس نمى كرد و به همين دليل بود كه تا آن هنگام هنوز هيچ قطعنامه اى كه متضمن حداقل شرايط ايران براى پايان جنگ باشد به تصويب نرسيده بود.
تأثير آزادسازى سرزمين هاى اشغالى، برداشتن فشار روحى و فيزيكى جنگ از ملت ايران و حذف تهديد عراق از جمهورى اسلامى بود و اعمال فشار جدى و مؤثر و تحميل تهديد عمده بر رژيم عراق، فشارها و تنش هاى سياسى، نظامى و روحى هنگامى به دشمن تحميل مى شد كه جنگ به خاك عراق كشيده مى شد.
توقف ايران در جنگ پس از فتح خرمشهر مخاطرات بالقوه وسيعى را براى ايران به همراه داشت، زيرا با توجه به شخصيت نامطمئن صدام حسين و عدم اعتماد و اطمينان به مواضع سياسى رژيم بعث و وجود ناپايدارى در تصميم هاى اين رژيم، هيچ چشم انداز روشن و مطمئنى از صلح و مذاكرات مربوط به آن به چشم نمى خورد.
ارتش عراق پس از ضربات متوالى كه در عمليات آفندى جمهورى اسلامى ايران دريافت كرده بود، به يك فرصت زمانى نسبتاً طولانى نياز داشت تا به تجديد و توسعه سازمان رزم خود بپردازد و با استفاده از تجربيات به دست آمده، ساختارهاى نظامى آسيب ديده خود را جبران كند و اين كار جز از طريق توقف دور عمليات آفندى جمهورى اسلامى با بهره گيرى از فريب صلح و مذاكره امكانپذير نبود. بنابراين عاقلانه نبود در شرايطى كه هيچ تضمين سياسى و عملى بين المللى براى پذيرش شرايط جمهورى اسلامى ايران و دستيابى به صلح پايدار وجود نداشت مجدداً يك فرصت ايده آل و مناسبى را در اختيار دشمن قرار داد تا به اصلاح ساختار، دكترين و استراتژى خود بپردازد و مجدداً به تعادل اوليه بازگردد. تضمينى هم وجود نداشت كه پس از طولانى شدن فعل و انفعالات ديپلماتيك در جنگ و بى نتيجه ماندن مذاكرات، مجدداً ارتش سازمان يافته عراق حمله ديگرى را عليه ايران انجام ندهد.
در جنگ استراتژى هايى كه به پيروزى منجر مى شوند، معمولاً خاتمه مى يابند، اما استراتژى هايى كه به وسيله يك دشمن سرسخت ناكام مى مانند و يا به شكست كشيده مى شوند، همواره توليد استراتژى هاى جديدى مى كنند. به عبارت ديگر استراتژى در جنگ ايستا نيست مگر اين كه هدف نهايى جنگ براى يك طرف حاصل شود. عراق در جنگ به هدف خود نرسيده و استراتژى اين كشور دچار شكست و ناكامى عمده شده بود بنابراين با وجود رهبرى توسعه طلب رژيم عراق كه در آرزوى به دست گرفتن رهبرى جهان عرب بود، امكان توقف در آن نقطه بعيد به نظر مى رسيد.
از جنبه روانى، در آن هنگام افكار عمومى و روحيه ملى ملت ايران و نيروهاى مسلح آن پذيراى صلح نبود. توقف جنگ در آن زمان يك سؤال و ابهام اساسى را پيش روى ملت ايران قرار مى داد و آن اين كه چرا با وجود امكان پيروزى و تعقيب و تنبيه متجاوز و ضرورت انتقام از رژيم بعث، جنگ متوقف شده و هم جنگ و هم صلح با ابتكار صدام حسين همراه است.
از سوى ديگر جنگ يك ميراث فرهنگى و تاريخى ملت است. رفتار هر ملت در جنگ به عنوان يك معيار و شاخص براى نسل هاى آينده تلقى مى گردد. جنگ صحنه ظهور و ارزيابى ميزان مقاومت يك ملت است و درك دولت ها و قدرت هاى خارجى از برخورد يك ملت با پديده جنگ به صورت يك عبرت تاريخى در نحوه برخورد آنها با آن ملت تأثير خواهد گذاشت. بنابراين اعتبار يك ملت و كشور در گرو جنگ است، همان گونه كه امام(ره) فرمودند: «عزت و شرف ما در گرو همين جنگ است». ملت و رهبران كشور ايران بايد به جهان امروز نشان مى دادند كه تجاوز به سرزمين ايران پاسخى به مراتب سنگين تر از ضربه اى كه اين ملت دريافت مى كند، به دنبال خواهد داشت و اين يك پاسخ تاريخى بود، يعنى پاسخى كه نسل هاى آينده كشور نيز به آن به عنوان يك ميراث فرهنگى و اعتقادى و يك يادگار بزرگ ملى نگاه خواهند كرد.
كشورى كه دشمنان بالقوه زيادى دارد بايد در يك جنگ آنچنان عمل كند كه به صورت ضمنى بازدارندگى را در قالب عبرت ديگران به دنبال داشته باشد. پس از فتح خرمشهر جنگ بايد براساس اين ديدگاه به عنوان عبرت تاريخ ادامه مى يافت تا ابعاد و دامنه مقاومت كشور و اصرار رهبران و عزم ملى براى تأمين امنيت و استقلال كشور اثبات شود. جنگ حتى اگر به پيروزى هاى بزرگ نظامى منجر نمى شد، از آن جهت كه نشان دهنده تمايل و اراده ملت براى ادامه بقا و حيات سياسى مستقل بود، داراى ارزش عقلانى و برخوردار از ويژگى منطقى است.
نقش قدرت هاى جهانى و منطقه اى در جنگ
در ادامه جنگ، عراق از يك دنباله جهانى و منطقه اى برخوردار شد. بويژه هنگامى كه جنگ به سرزمين عراق كشيده شد. حمايت قدرت هاى استكبار جهانى بويژه ايالات متحده آمريكا، اتحاد شوروى، اروپا و كشورهاى منطقه از عراق آشكارتر و شديدتر شد.
آمريكا كه تا آن زمان رابطه ديپلماتيك و سياسى با عراق نداشت بلافاصله روابط سياسى خود را با عراق در عالى ترين سطح برقرار كرد (در سال ۱۳۶۳) و با اجراى عملياتى با عنوان استانچ در سال ۶۲ به تحريم تسليحاتى ايران پرداخت، اطلاعات ماهواره اى از مواضع و گسترش نظامى ج.ا.ا را در اختيار عراق قرار داد، اعتبارات ميليون دلارى از بانك صادرات و واردات در اختيار عراق قرار داد و عراق به بزرگترين خريدار غله و مواد غذايى آمريكا تبديل شد. آمريكا به حمايت هاى سياسى وسيعى در سطح بين المللى از عراق براى انزواى ايران پرداخت. در سال هاى پايانى جنگ در عمليات مقابله به مثل دريايى به صورت مستقيم در خليج فارس حضور جدى يافت و با اسكورت كشتى هاى نفتكش كشورهاى حامى عراق در منطقه، نبردهاى دريايى عمده اى ميان ج.ا.ا و آمريكا روى داد. آمريكا همچنين كشورهاى اروپايى و غربى را به حمايت تسليحاتى و مالى از عراق تشويق كرد. آمريكا به كمك برخى كشورهاى غربى زرادخانه هاى شيميايى عراق و حتى توان هسته اى اين كشور را تقويت كرد.
كشورهاى اروپايى بويژه فرانسه به تقويت ماشين نظامى عراق پرداختند و قدرت هوايى اين كشور را در سطح وسيعى تقويت كردند.
اتحاد شوروى كه متحد استراتژيك عراق از سال ۱۳۵۳ محسوب مى شد، به تقويت قدرت هوايى، زرهى، توپخانه و بويژه قدرت موشكى عراق پرداخت و با كمك هاى مستشارى و سياسى به عنوان عمق استراتژيك عراق در جنگ عمل كرد. كشورهاى عرب منطقه با حمايت هاى وسيع مالى، اقتصاد جنگى عراق را اداره و تقويت كردند، به گونه اى كه بدهى هاى عراق در جنگ به اين كشورها از مرز ۸۰ ميليارد دلار گذشت. اما با وجود اين صف آرايى بين المللى، ج.ا.ا با رهبرى هاى الهى و مقتدرانه حضرت امام خمينى(ره) و با وحدت و انسجام و اقتدار ملى توانست جنگ جهان عليه يك ملت را در عالى ترين و باشكوه ترين حماسه هاى تاريخى هدايت كند و سرانجام پيروز و مطمئن از چنين جنگى خارج شود.
عوامل پيروزى ج.ا.ا در دفاع مقدس عبارتند از:
۱- رهبرى حكيمانه، الهى و مقتدرانه حضرت امام خمينى(ره) و شناخت عميق ايشان نسبت به مفهوم قدرت و درك دقيق از روابط بين الملل؛ حضرت امام(ره) در جنگ بر همه جهان مديريت كرد و همواره ابتكار عمل سياسى را در اختيار خود داشت و اين درايت و فرزانگى و حكمت در همه تصميم هاى استراتژيك و حياتى وى در جنگ حاكم بود.
۲- مردمى شدن جنگ كه در آن قدرت نظامى از سطح نيروهاى مسلح به يك سطح كاملاً ملى توسعه يافت. در واقع سطح قاعده هرم قدرت نظامى ما در جنگ به جاى نيروهاى مسلح به كل جامعه تبديل شد و به اين ترتيب تعادل سيستم ملى به عالى ترين سطح خود رسيد.
عراق پس از عمليات بيت المقدس نه تنها به هدف خود نرسيده بود، بلكه دچار يك شكست عمده شده بود. بنابراين رژيم حاكم بر عراق با وجود رهبرى، چالش طلب، ريسك پذير، نامطمئن و داراى خصلت روانى هموپولتيكوس كه يك نياز و حيثيت و اعتبار مشخصى را با مصلحت عمومى پيوند مى زند و آن را به عنوان يك خواست ملى منعكس مى كند، هر آن احتمال حمله مجدد و سازمان يافته ديگرى را با ترميم نقاط ضعف خود متصور مى كرد. كما اين كه پس از جنگ وقتى در تأمين اهداف استراتژيك خود از طريق تهاجم به ايران ناكام ماند، در اتخاذ يك استراتژى ديگرى، حمله به كويت را برگزيد.
تأثير آزادسازى سرزمين هاى اشغالى در چند عمليات از ثامن الائمه(ع) تا بيت المقدس، برداشتن فشار روحى ـ روانى و فيزيك جنگ از ملت ايران و حذف تهديد عراق از تماميت ارضى، استقلال و امنيت ملى جمهورى اسلامى بود، نه اعمال فشارى جدى و تعيين كننده و تحميل يك تهديد عمده بر حاكميت رژيم عراق. فشارها و تنش ها و تهديدهاى سياسى، نظامى و روانى هنگامى به دشمن تحميل شد كه جنگ به خاك عراق كشيده شد.
از نقطه نظر مسائل روحى و روانى، در آن هنگام افكار عمومى ملت ايران و نيروهاى مسلح پذيراى صلح و خاتمه جنگ نبود، توقف جنگ در آن زمان يك سؤال، ابهام و اعتراض اساسى و عمومى ملى را به دنبال داشت، با اين محتوا كه چرا با وجود اين كه امكان پيروزى هاى بزرگتر و تعقيب و تنبيه متجاوز و انتقام گيرى از رژيم بعث وجود دارد، جنگ متوقف شده است و به اين ترتيب هم جنگ و هم صلح به ابتكار صدام حسين در جريان است. افكار عمومى اين سؤال را بدون پاسخ مى يافت كه اگر دزدى جنايتكار به منزل شما حمله ور شد و پس از قتل و غارت اموال و ريختن آبروى شما به زور از خانه فرار كرد شما فقط او را تا در خانه تعقيب مى كنيد، با وجود اين كه قادر هستيد او را مجازات كنيد و ضربات انتقامى بزرگترى به او وارد كنيد.
چه كسى در تاريخ قادر بود به اين سؤال در مقياس ملى پاسخ دهد؟ ارزيابى جهان از رفتار ملت ايران در جنگ چه بود؟ ملت ما در آن صورت، به عنوان ملتى شناخته مى شد كه اگر سرزمين اش اشغال شود، نواميس او مورد هتك حرمت قرار گيرد، سرمايه ها و منابع ملى اش منهدم شود و استقلالش در معرض تهديد قرار گيرد فقط تا مرزها با دشمن مى جنگند. اين ارزيابى جهان از ظرفيت و قابليت مقاومت مردم ايران بود.
جنگ يك ميراث فرهنگى، تاريخى و ملى است. رفتار هر ملت در جنگ به عنوان الگو و شاخصى براى نسل هاى آينده كشور و جهانيان تلقى مى شود. جنگ صحنه ظهور و تجلى ميزان مقاومت و شكوه يك ملت است.
* فرمانده نيروى هوايى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى
ستاد خبرى بزرگداشت سوم خرداد
حسين سلامى
روزنامه ایران
نخلستان هاى خرمشهر در سكوتى خوشايند تجربه حيات را مبادله مى كردند، نسيمى از سمت اروند هر صبحگاه زلف نخل ها را شانه مى زد و كارون با همه غرورش سر در آغوش خرمشهر فرو مى برد.
دشت هر چند بر اثر هرم گرما، پيشانى چروك كرده بود اما خنده از لبانش مى باريد و بر مرزدارانى كه هر صبح به ديدارش مى آمدند فخر مى فروخت.
خرمشهر سيراب از شهد نخلستان ها با نواى هر اذان به نماز مى ايستاد وگلدسته هايش تا خدا اوج داشت. در خيابان هايش سيل زندگى جارى بود و... ناگهان نعره گلوله هاى متجاوز، سكوت نخلستان ها را بر هم زد، قامت گلدسته هاى شهر را شكست، خيابان ها رنگ خون گرفت و پوتين متجاوز بر نقشه شهر ، لكه اى بزرگ انداخت. پيران قد خميده كه در داغ فرزندان، خميده تر شده بودند مجبور به ترك خانه و كاشانه شدند.
و خرمشهر، خونين شهر شد.
اما طنين نعره مستانه حراميان در خانه هاى خرمشهر، ديرى نپاييد و بغض هاى فروخفته در اراده اى مصمم گرد آمد و مسافران گمنام از هر سو، عزم شهر آسمانى كردند و در يك همايش غيرت، فصل درخشانى بر تاريخ اين مرز و بوم افزودند و به قهرمانان قادسيه، درس بزرگى دادند.
....اين گونه بود كه خونين شهر، بار دگر خرمشهر شد و مغرور و سربلند از غيرت جوانان ميهن، سر به آسمان مى سايد و شهره محافل عزت و غيرت و شرف است. هرچند داغ لاله هاى پرپرش بر دل ها سنگينى مى كند.
يكى از بزرگترين حوادث تاريخ معاصر كشور و يكى از عظيم ترين رخدادهاى تاريخ انقلاب اسلامى، دفاع مقدس هشت ساله ملت ايران است كه اين حادثه نماد و متبلور صف آرايى سازمان يافته و تهاجمى قدرت هاى بزرگ استكبارى دوران جنگ سرد و قدرت هاى منطقه اى آن دوران عليه انقلاب اسلامى است. جنگ تحميلى استثنايى ترين جنگ در عصر جهان دو قطبى بود، زيرا در آن دوران همه جنگ هاى منطقه اى به صورت نيابتى انجام مى گرفتند. به اين معنى كه جنگ هاى منطقه اى، مقياس كوچكى از رويارويى دو ابرقدرت بود كه به صورت كنترل شده در يك منطقه صورت مى گرفت و در چارچوب برخورد و تضاد منافع و استراتژى دو ابرقدرت انجام مى شد. در واقع جنگ هاى منطقه اى دوران پس از جنگ جهانى دوم تا فروپاشى اتحاد شوروى، تماماً جلوه اى از رويارويى دو قدرت بزرگ آمريكا و شوروى بود كه از سوى كشورهاى اقمارى آنان انجام مى شد، مثل جنگ هاى دو كره، جنگ ويتنام، جنگ هاى هند و پاكستان و... اما جنگ تحميلى تنها جنگى بود كه در آن دو ابرقدرت در يك جبهه واحد و در يك طرف مخاصمه به صورت همگرا عمل مى كردند. بنابراين دفاع مقدس، يكى از سخت ترين آزمون هاى ملت ايران است كه ميانگين مقاومت ملت ايران را در يك جنگ بزرگ كه ظاهر آن منطقه اى ولى واقعيت آن بين المللى است، نشان مى دهد.
يكى از فرازهاى زيبا و دلنشين و نقاط عطف مهم و بلكه مهم ترين نقطه عطف استراتژى جمهورى اسلامى در دفاع مقدس فتح خرمشهر يا عمليات بيت المقدس است. عمليات بيت المقدس در واقع آخرين حلقه از استراتژى آزادسازى سرزمين هاى اشغالى كشور بود كه به تأمين تماميت ارضى كشور انجاميد و علاوه بر آن مهم ترين منطقه استراتژيك جنگ را از اشغال دشمن آزاد ساخت و جمهورى اسلامى ايران را در موضعى كاملاً برتر قرار داد.
اهميت، ارزش و دستاوردهاى استراتژيك اين عمليات به اين صورت است:
۱- منطقه عمليات، منطقه اى بود كه دشمن به خاطر آن تهاجم خود را به جمهورى اسلامى آغاز كرده بود و در واقع كليد فتح استراتژيك عراق در جنگ و مركز ثقل و محور ادعاهاى رژيم عراق محسوب مى شد.
۲- وسعت اين عمليات در مقايسه با تمام عمليات دفاع مقدس بزرگتر بوده و بيشترين مساحت سرزمين هاى اشغالى در اين عمليات آزاد شد.
۳- بيشترين تعداد اسراى جنگى دشمن در اين منطقه به اسارت جمهورى اسلامى ايران درآمد.
۴- از نظر تاكتيكى عمليات بزرگ عبور از رودخانه توأم با غافلگيرى در آن انجام شد.
۵- با انجام عمليات بيت المقدس دومين شهر عراق يعنى بصره در تيررس توپخانه جمهورى اسلامى قرار گرفت و استراتژيك ترين منطقه عراق يعنى استان بصره در معرض مخاطره جدى قرار گرفت.
۶- فاصله كم نخستين مرحله از اين عمليات با عمليات بزرگ قبل از آن يعنى فتح المبين نشان داد كه جمهورى اسلامى به نرخ رشد بالايى در قدرت نظامى آفندى رسيده و اين آهنگ بالا و دور تك سريع در چنين مقياسى علامت سؤال بزرگى را در مقابل بقاى رژيم عراق قرار داد.
۷- اين عمليات يكى از نقاط اوج هماهنگى و وحدت و تلاش ميان ارتش جمهورى اسلامى و سپاه پاسداران انقلاب اسلامى بود و در آن نيروهاى بسيج مردمى نقش محورى و كليدى را ايفا كردند.
در پايان جا دارد كه از رشادت ها و فداكارى ها و خلاقيت هاى سپهبد شهيد صياد شيرازى كه فرماندهى نيروهاى ارتش جمهورى اسلامى ايران را در اين عمليات به عهده داشت تجليل شود.
چرا جنگ پس از فتح خرمشهر ادامه يافت؟!
در مورد ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر معمولاً يك سؤال مطرح است كه چرا جنگ پس از فتح خرمشهر باز هم ادامه يافت؟ يك سنت تاريخى وجود دارد كه همواره پس از خاتمه يك حادثه به دليل روشن بدون نتايج و عواقب آن سؤال هايى مطرح مى شود كه پاسخ به آنها در زمان وقوع حادثه مشكل است، اما پس از خاتمه آن سؤال هاى آسان به ذهن رسوخ مى كنند. در مورد ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر نيز همين گونه است. در اين زمينه بايد اشاره كرد كه:
پس از خاتمه عمليات بيت المقدس، جمهورى اسلامى ايران در برترى چشمگيرى از قدرت رزمى نسبت به عراق بود. آهنگ دور عمليات، فاصله زمانى كوتاه ميان آنها، مقياس وسيع عمليات و موفقيت هاى حاصله از آنها نشان دهنده دورنماى روشن و درخشانى بود كه در آن پيش بينى مى شد ادامه جنگ به كسب پيروزى هاى بزرگترى خواهد انجاميد. بنابراين منطق سياسى و دانش نظامى حكم نمى كرد در شرايطى كه امكان كسب امتيازات مؤثرتر و پيروزى هاى وسيع ترى در ادامه جنگ وجود دارد به حداقل امتيازات و نتايج به دست آمده اكتفا كرده، همان گونه كه عاقلانه نبود در شرايطى كه امكان حفظ امتيازات و ارزش هاى به دست آمده وجود داشت با اصرار در ادامه جنگ به از دست دادن آنها راضى شد.
تصميم به ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر در دومين سال جنگ و پذيرش قطعنامه ۵۹۸ در سال پايان جنگ منطبق با منطق فوق است.
عمليات زنجيره اى ثامن الائمه تا بيت المقدس گرچه پيروزى هايى بزرگ و امتيازات ارزشمندى بودند اما در مقايسه با پيش بينى موفقيت هاى آتى منطقه پايان جنگ به شمار نمى رفتند، زيرا در خاتمه عمليات بيت المقدس هنوز رژيم عراق و نظام بين المللى فشار جدى و تهديد مؤثرى را از سوى ايران احساس نمى كرد و به همين دليل بود كه تا آن هنگام هنوز هيچ قطعنامه اى كه متضمن حداقل شرايط ايران براى پايان جنگ باشد به تصويب نرسيده بود.
تأثير آزادسازى سرزمين هاى اشغالى، برداشتن فشار روحى و فيزيكى جنگ از ملت ايران و حذف تهديد عراق از جمهورى اسلامى بود و اعمال فشار جدى و مؤثر و تحميل تهديد عمده بر رژيم عراق، فشارها و تنش هاى سياسى، نظامى و روحى هنگامى به دشمن تحميل مى شد كه جنگ به خاك عراق كشيده مى شد.
توقف ايران در جنگ پس از فتح خرمشهر مخاطرات بالقوه وسيعى را براى ايران به همراه داشت، زيرا با توجه به شخصيت نامطمئن صدام حسين و عدم اعتماد و اطمينان به مواضع سياسى رژيم بعث و وجود ناپايدارى در تصميم هاى اين رژيم، هيچ چشم انداز روشن و مطمئنى از صلح و مذاكرات مربوط به آن به چشم نمى خورد.
ارتش عراق پس از ضربات متوالى كه در عمليات آفندى جمهورى اسلامى ايران دريافت كرده بود، به يك فرصت زمانى نسبتاً طولانى نياز داشت تا به تجديد و توسعه سازمان رزم خود بپردازد و با استفاده از تجربيات به دست آمده، ساختارهاى نظامى آسيب ديده خود را جبران كند و اين كار جز از طريق توقف دور عمليات آفندى جمهورى اسلامى با بهره گيرى از فريب صلح و مذاكره امكانپذير نبود. بنابراين عاقلانه نبود در شرايطى كه هيچ تضمين سياسى و عملى بين المللى براى پذيرش شرايط جمهورى اسلامى ايران و دستيابى به صلح پايدار وجود نداشت مجدداً يك فرصت ايده آل و مناسبى را در اختيار دشمن قرار داد تا به اصلاح ساختار، دكترين و استراتژى خود بپردازد و مجدداً به تعادل اوليه بازگردد. تضمينى هم وجود نداشت كه پس از طولانى شدن فعل و انفعالات ديپلماتيك در جنگ و بى نتيجه ماندن مذاكرات، مجدداً ارتش سازمان يافته عراق حمله ديگرى را عليه ايران انجام ندهد.
در جنگ استراتژى هايى كه به پيروزى منجر مى شوند، معمولاً خاتمه مى يابند، اما استراتژى هايى كه به وسيله يك دشمن سرسخت ناكام مى مانند و يا به شكست كشيده مى شوند، همواره توليد استراتژى هاى جديدى مى كنند. به عبارت ديگر استراتژى در جنگ ايستا نيست مگر اين كه هدف نهايى جنگ براى يك طرف حاصل شود. عراق در جنگ به هدف خود نرسيده و استراتژى اين كشور دچار شكست و ناكامى عمده شده بود بنابراين با وجود رهبرى توسعه طلب رژيم عراق كه در آرزوى به دست گرفتن رهبرى جهان عرب بود، امكان توقف در آن نقطه بعيد به نظر مى رسيد.
از جنبه روانى، در آن هنگام افكار عمومى و روحيه ملى ملت ايران و نيروهاى مسلح آن پذيراى صلح نبود. توقف جنگ در آن زمان يك سؤال و ابهام اساسى را پيش روى ملت ايران قرار مى داد و آن اين كه چرا با وجود امكان پيروزى و تعقيب و تنبيه متجاوز و ضرورت انتقام از رژيم بعث، جنگ متوقف شده و هم جنگ و هم صلح با ابتكار صدام حسين همراه است.
از سوى ديگر جنگ يك ميراث فرهنگى و تاريخى ملت است. رفتار هر ملت در جنگ به عنوان يك معيار و شاخص براى نسل هاى آينده تلقى مى گردد. جنگ صحنه ظهور و ارزيابى ميزان مقاومت يك ملت است و درك دولت ها و قدرت هاى خارجى از برخورد يك ملت با پديده جنگ به صورت يك عبرت تاريخى در نحوه برخورد آنها با آن ملت تأثير خواهد گذاشت. بنابراين اعتبار يك ملت و كشور در گرو جنگ است، همان گونه كه امام(ره) فرمودند: «عزت و شرف ما در گرو همين جنگ است». ملت و رهبران كشور ايران بايد به جهان امروز نشان مى دادند كه تجاوز به سرزمين ايران پاسخى به مراتب سنگين تر از ضربه اى كه اين ملت دريافت مى كند، به دنبال خواهد داشت و اين يك پاسخ تاريخى بود، يعنى پاسخى كه نسل هاى آينده كشور نيز به آن به عنوان يك ميراث فرهنگى و اعتقادى و يك يادگار بزرگ ملى نگاه خواهند كرد.
كشورى كه دشمنان بالقوه زيادى دارد بايد در يك جنگ آنچنان عمل كند كه به صورت ضمنى بازدارندگى را در قالب عبرت ديگران به دنبال داشته باشد. پس از فتح خرمشهر جنگ بايد براساس اين ديدگاه به عنوان عبرت تاريخ ادامه مى يافت تا ابعاد و دامنه مقاومت كشور و اصرار رهبران و عزم ملى براى تأمين امنيت و استقلال كشور اثبات شود. جنگ حتى اگر به پيروزى هاى بزرگ نظامى منجر نمى شد، از آن جهت كه نشان دهنده تمايل و اراده ملت براى ادامه بقا و حيات سياسى مستقل بود، داراى ارزش عقلانى و برخوردار از ويژگى منطقى است.
نقش قدرت هاى جهانى و منطقه اى در جنگ
در ادامه جنگ، عراق از يك دنباله جهانى و منطقه اى برخوردار شد. بويژه هنگامى كه جنگ به سرزمين عراق كشيده شد. حمايت قدرت هاى استكبار جهانى بويژه ايالات متحده آمريكا، اتحاد شوروى، اروپا و كشورهاى منطقه از عراق آشكارتر و شديدتر شد.
آمريكا كه تا آن زمان رابطه ديپلماتيك و سياسى با عراق نداشت بلافاصله روابط سياسى خود را با عراق در عالى ترين سطح برقرار كرد (در سال ۱۳۶۳) و با اجراى عملياتى با عنوان استانچ در سال ۶۲ به تحريم تسليحاتى ايران پرداخت، اطلاعات ماهواره اى از مواضع و گسترش نظامى ج.ا.ا را در اختيار عراق قرار داد، اعتبارات ميليون دلارى از بانك صادرات و واردات در اختيار عراق قرار داد و عراق به بزرگترين خريدار غله و مواد غذايى آمريكا تبديل شد. آمريكا به حمايت هاى سياسى وسيعى در سطح بين المللى از عراق براى انزواى ايران پرداخت. در سال هاى پايانى جنگ در عمليات مقابله به مثل دريايى به صورت مستقيم در خليج فارس حضور جدى يافت و با اسكورت كشتى هاى نفتكش كشورهاى حامى عراق در منطقه، نبردهاى دريايى عمده اى ميان ج.ا.ا و آمريكا روى داد. آمريكا همچنين كشورهاى اروپايى و غربى را به حمايت تسليحاتى و مالى از عراق تشويق كرد. آمريكا به كمك برخى كشورهاى غربى زرادخانه هاى شيميايى عراق و حتى توان هسته اى اين كشور را تقويت كرد.
كشورهاى اروپايى بويژه فرانسه به تقويت ماشين نظامى عراق پرداختند و قدرت هوايى اين كشور را در سطح وسيعى تقويت كردند.
اتحاد شوروى كه متحد استراتژيك عراق از سال ۱۳۵۳ محسوب مى شد، به تقويت قدرت هوايى، زرهى، توپخانه و بويژه قدرت موشكى عراق پرداخت و با كمك هاى مستشارى و سياسى به عنوان عمق استراتژيك عراق در جنگ عمل كرد. كشورهاى عرب منطقه با حمايت هاى وسيع مالى، اقتصاد جنگى عراق را اداره و تقويت كردند، به گونه اى كه بدهى هاى عراق در جنگ به اين كشورها از مرز ۸۰ ميليارد دلار گذشت. اما با وجود اين صف آرايى بين المللى، ج.ا.ا با رهبرى هاى الهى و مقتدرانه حضرت امام خمينى(ره) و با وحدت و انسجام و اقتدار ملى توانست جنگ جهان عليه يك ملت را در عالى ترين و باشكوه ترين حماسه هاى تاريخى هدايت كند و سرانجام پيروز و مطمئن از چنين جنگى خارج شود.
عوامل پيروزى ج.ا.ا در دفاع مقدس عبارتند از:
۱- رهبرى حكيمانه، الهى و مقتدرانه حضرت امام خمينى(ره) و شناخت عميق ايشان نسبت به مفهوم قدرت و درك دقيق از روابط بين الملل؛ حضرت امام(ره) در جنگ بر همه جهان مديريت كرد و همواره ابتكار عمل سياسى را در اختيار خود داشت و اين درايت و فرزانگى و حكمت در همه تصميم هاى استراتژيك و حياتى وى در جنگ حاكم بود.
۲- مردمى شدن جنگ كه در آن قدرت نظامى از سطح نيروهاى مسلح به يك سطح كاملاً ملى توسعه يافت. در واقع سطح قاعده هرم قدرت نظامى ما در جنگ به جاى نيروهاى مسلح به كل جامعه تبديل شد و به اين ترتيب تعادل سيستم ملى به عالى ترين سطح خود رسيد.
عراق پس از عمليات بيت المقدس نه تنها به هدف خود نرسيده بود، بلكه دچار يك شكست عمده شده بود. بنابراين رژيم حاكم بر عراق با وجود رهبرى، چالش طلب، ريسك پذير، نامطمئن و داراى خصلت روانى هموپولتيكوس كه يك نياز و حيثيت و اعتبار مشخصى را با مصلحت عمومى پيوند مى زند و آن را به عنوان يك خواست ملى منعكس مى كند، هر آن احتمال حمله مجدد و سازمان يافته ديگرى را با ترميم نقاط ضعف خود متصور مى كرد. كما اين كه پس از جنگ وقتى در تأمين اهداف استراتژيك خود از طريق تهاجم به ايران ناكام ماند، در اتخاذ يك استراتژى ديگرى، حمله به كويت را برگزيد.
تأثير آزادسازى سرزمين هاى اشغالى در چند عمليات از ثامن الائمه(ع) تا بيت المقدس، برداشتن فشار روحى ـ روانى و فيزيك جنگ از ملت ايران و حذف تهديد عراق از تماميت ارضى، استقلال و امنيت ملى جمهورى اسلامى بود، نه اعمال فشارى جدى و تعيين كننده و تحميل يك تهديد عمده بر حاكميت رژيم عراق. فشارها و تنش ها و تهديدهاى سياسى، نظامى و روانى هنگامى به دشمن تحميل شد كه جنگ به خاك عراق كشيده شد.
از نقطه نظر مسائل روحى و روانى، در آن هنگام افكار عمومى ملت ايران و نيروهاى مسلح پذيراى صلح و خاتمه جنگ نبود، توقف جنگ در آن زمان يك سؤال، ابهام و اعتراض اساسى و عمومى ملى را به دنبال داشت، با اين محتوا كه چرا با وجود اين كه امكان پيروزى هاى بزرگتر و تعقيب و تنبيه متجاوز و انتقام گيرى از رژيم بعث وجود دارد، جنگ متوقف شده است و به اين ترتيب هم جنگ و هم صلح به ابتكار صدام حسين در جريان است. افكار عمومى اين سؤال را بدون پاسخ مى يافت كه اگر دزدى جنايتكار به منزل شما حمله ور شد و پس از قتل و غارت اموال و ريختن آبروى شما به زور از خانه فرار كرد شما فقط او را تا در خانه تعقيب مى كنيد، با وجود اين كه قادر هستيد او را مجازات كنيد و ضربات انتقامى بزرگترى به او وارد كنيد.
چه كسى در تاريخ قادر بود به اين سؤال در مقياس ملى پاسخ دهد؟ ارزيابى جهان از رفتار ملت ايران در جنگ چه بود؟ ملت ما در آن صورت، به عنوان ملتى شناخته مى شد كه اگر سرزمين اش اشغال شود، نواميس او مورد هتك حرمت قرار گيرد، سرمايه ها و منابع ملى اش منهدم شود و استقلالش در معرض تهديد قرار گيرد فقط تا مرزها با دشمن مى جنگند. اين ارزيابى جهان از ظرفيت و قابليت مقاومت مردم ايران بود.
جنگ يك ميراث فرهنگى، تاريخى و ملى است. رفتار هر ملت در جنگ به عنوان الگو و شاخصى براى نسل هاى آينده كشور و جهانيان تلقى مى شود. جنگ صحنه ظهور و تجلى ميزان مقاومت و شكوه يك ملت است.
* فرمانده نيروى هوايى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى
ستاد خبرى بزرگداشت سوم خرداد
حسين سلامى
روزنامه ایران
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
سالروز آغاز عمليات محمد رسولالله (ص) در 12 دی ماه سال 1360
اندكي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، منطقه اورامانات (از جنوب مريوان تا جنوب پاوه) جولانگاه گروههاي ضدانقلاب گرديد. بر همين اساس، به رغم تلاش نيروهاي خودي براي پاكسازي اين منطقه، عناصر ضدانقلاب همچنان به حضور خود ادامه ميدادند. همين حضور موجب شد تا ارتش عراق به هنگام هجوم سراسري خود به خاك ايران اسلامي، منطقه اورامانات را مورد حمله قرار ندهد.
با شروع جنگ، نيروهاي سپاه پاسداران مريوان و پاوه به همراه يگانهايي از ارتش جمهوري اسلامي طي چند عمليات موفق شدند قسمت اعظم منطقه تحت نفوذ ضدانقلابيون را پاكسازي كنند. متقابلاً، عراق نيز با مشاهده وضعيت مخاطرهآميز گروههاي ضدانقلاب، تعدادي از يگانهاي خود را از مرز عبور داده و منطقه نوسود را اشغال كرد و مانع از الحاق نيروهاي دو محور مريوان و پاوه در ارتفاع "كاوه زهرا" گرديد. به همين خاطر، نيروهاي خودي در تاريخ 11/4/1360 طي عملياتي با نام "روح الله خميني كبير" منطقه نوسود را آزاد كردند.
با تسلط رزمندگان خودي بر نوار مرزي و نيز بر برخي مواضع دشمن، زمينه انجام عمليات به منظور انهدام قواي دشمن، تامين مرز در دو منطقه نوسود و هاني گرمله در دستور كار فرماندهان نظامي قرار گرفت.
اهداف عمليات
- انسداد دالانهاي ورودي عناصر ضدانقلاب
- پاكسازي و تامين امنيت شهرهاي مرزي در منطقه اورامانات
- تصرف چندين ارتفاع و روستاي منطقه
- تصرف شهر طويله عراق
موقعيت منطقه
منطقه عملياتي ميان سه شهر مريوان، نوسود و پاوه محصور و در ارتفاعات مرزي معروف به "تخت اورامانات" واقع است. شهرهاي بياره، طويله، پنجوين و حلبچه عراق نيز مقابل اين منطقه قرار دارند.
ارتفاعات اصلي منطقه مزبور عبارتند از: شيندروي، سوسكان، درگه شيخان، كوه نعل كمين و پرونيه.
استعداد دشمن
- تيپ 116 پياده
- تيپ 20 پياده كوهستاني
سازمان رزم خودي
- چهار گردان از سپاه پاسداران پاوه و مريوان
- يك گردان از تيپ 84 خرم آباد (ارتش)
طرح عمليات
رزمندگان ميبايست از دو محور مريوان و پاوه وارد عمل شده و ضمن آزادسازي بخشي از ارتفاعات منطقه - در محدوده بين نوسود و مريوان - و نيز انهدام دشمن، شهر طويله عراق و چند روستا را به تصرف درآورند.(5) محور مريوان - به فرماندهي حاج احمد متوسليان - ماموريت داشت تا ضمن آزادسازي ارتفاعات شنگادور، توالي (پنج قله)، دره تاريك، جانبازان و ملقه پشقله، شهر طويله را تصرف و تامين كند.
محور پاوه - به فرماندهي حاج محمد ابراهيم همت - نيز ماموريت پاكسازي شهر نوسود، ارتفاعات كل هرات، سرني، شوشمي و تعدادي از روستاهاي منطقه از وجود دشمن (عناصر ضدانقلاب و نيروهاي عراقي) و ورود به شهر طويله را بر عهده داشت.
لازم به ذكر است دو محور فوق از محورهاي فرعي براي تامين اهداف خود بهره ميگرفتند. محورهاي فرعي به تناسب نيروهاي ادغامي، فرماندهي متغير داشتند. مثلاً، محور توالي شنگادور با استعداد 350 نفر و با فرماندهي ارتش وارد عمل ميشد. محور دره تاريك با استعداد 200 نفر و نيز محور ملقه پشقله و جانبازان با استعداد 120 نفر با فرماندهي سپاه عمل ميكرد.(6)
ضمناً، در طرح چنين پيشبيني شده بود كه با اعزام چندين گروه عملياتي به عمق عراق، عقبههاي دشمن نيز - همزمان با عمليات اصلي - مورد تعرض قرار گيرد. يك گروه به استعداد 20 نفر و به فرماندهي يك دانشجو ماموريت داشت پل "كولوس" در پنجوين را منهدم كند. يك گروه به استعداد 40 نفر عهدهدار انفجار پل "زلم" در منطقهاي بين دو شهر سيدصادق و حلبچه بود. گروه ديگري نيز مامور انهدام توپخانههاي دشمن بود.
شرح عمليات
درتاريخ 12/10/1360، رزمندگان خودي پس از اقامه نماز مغرب و عشا به طرف اهداف تعيين شده حركت كردند و پس از چندين ساعت كوهپيمايي، عمليات در بامداد روز بعد با رمز مبارك "لاالهالاالله، محمد رسول الله" آغاز شد.
در محور پاوه، نيروهايي كه از معبر "وزلي" وارد عمل شده بودند در حين عبور از كنار شهر نوسود - جهت عزيمت به ارتفاع سرني - با عناصر ضدانقلاب درگير شدند و در نتيجه تعدادي از ضدانقلابيون كشته و تعدادي نيز اسير شدند. در ادامه، اگرچه اين نيروها به رغم هوشياري دشمن توانستند هدف خود را تامين كنند، ليكن فشارهاي دشمن موجب شد ارتفاع مذكور چندين بار دست به دست شود.
نيروهاي محور ملقه پشقله و جانبازان نيز موفق شدند هدف خود را به سرعت تصرف كنند و وارد شهر طويله عراق شوند.
در اين ميان، عدم سقوط ارتفاع "كل هرات" و حضور دشمن روي آن موجب شد تا به رغم موفقيت نيروهاي خودي در طرفين اين قله مشكلات جدي در تامين و تدارك نيروهاي خودي ايجاد شود. كمبود نيرو نيز از جمله مشكلات ديگر عمليات بود كه امكان ادامه آن را دچار مشكل مضاعفي كرده بود. به همين خاطر در بعدازظهر اولين روز عمليات دستور داده شد نيروها به مواضع قبلي بازگردند.
در محور مريوان، نيروهاي خودي قبل از رسيدن به پاي اهداف با تيراندازي و درگيري دشمن مواجه شدند. در معبر شنگادور اگرچه 4 قله از 5 قله اين ارتفاع به تصرف درآمد، ليكن دشمن با استقرار روي قله پنجم تدارك و پشتيباني نيروهاي خودي را مختل كرده بود.
نيروهاي معبر "دره تاريك" نيز كه با درگيري زود هنگام مواجه شده بودند، به دليل تسلط و در نتيجه ديد و تير دشمن زمينگير شدند.
در ادامه، دشمن با بهكارگيري نيروهاي احتياط منطقه از جمله انتقال سه گردان از پنجوين و با استفاده از نيروهاي گارد رياست جمهوري پاتك خود را از بعدازظهر روز اول عمليات آغاز كرد.
اگرچه دشمن در اين پاتكها متحمل خسارات سنگيني شد ليكن كمبود توان خودي و عدم جايگزين شدن نيروهاي تازه نفس ادامه عمليات را غيرممكن ساخته بود. لذا حدود ساعت 16 دستور عقبنشيني صادر شد.
نتايج
در اين عمليات كه به صورت منطقهاي هدايت شد و از فرماندهي مركزي بيبهره بود، تلفات و ضايعات زير بر دشمن وارد گرديد:
تلفات
كشته: حدود 1000 نفر
مجروح: حدود 4500 نفر
اسير: 191 نفر
انهدام تجهيزات
توپخانه: 15 قبضه
خمپارهانداز: 6 قبضه
توپ 106: 1 قبضه
تانك: 4 دستگاه
خودرو: چندين دستگاه
منبع: سایت تبیان
اندكي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، منطقه اورامانات (از جنوب مريوان تا جنوب پاوه) جولانگاه گروههاي ضدانقلاب گرديد. بر همين اساس، به رغم تلاش نيروهاي خودي براي پاكسازي اين منطقه، عناصر ضدانقلاب همچنان به حضور خود ادامه ميدادند. همين حضور موجب شد تا ارتش عراق به هنگام هجوم سراسري خود به خاك ايران اسلامي، منطقه اورامانات را مورد حمله قرار ندهد.
با شروع جنگ، نيروهاي سپاه پاسداران مريوان و پاوه به همراه يگانهايي از ارتش جمهوري اسلامي طي چند عمليات موفق شدند قسمت اعظم منطقه تحت نفوذ ضدانقلابيون را پاكسازي كنند. متقابلاً، عراق نيز با مشاهده وضعيت مخاطرهآميز گروههاي ضدانقلاب، تعدادي از يگانهاي خود را از مرز عبور داده و منطقه نوسود را اشغال كرد و مانع از الحاق نيروهاي دو محور مريوان و پاوه در ارتفاع "كاوه زهرا" گرديد. به همين خاطر، نيروهاي خودي در تاريخ 11/4/1360 طي عملياتي با نام "روح الله خميني كبير" منطقه نوسود را آزاد كردند.
با تسلط رزمندگان خودي بر نوار مرزي و نيز بر برخي مواضع دشمن، زمينه انجام عمليات به منظور انهدام قواي دشمن، تامين مرز در دو منطقه نوسود و هاني گرمله در دستور كار فرماندهان نظامي قرار گرفت.
اهداف عمليات
- انسداد دالانهاي ورودي عناصر ضدانقلاب
- پاكسازي و تامين امنيت شهرهاي مرزي در منطقه اورامانات
- تصرف چندين ارتفاع و روستاي منطقه
- تصرف شهر طويله عراق
موقعيت منطقه
منطقه عملياتي ميان سه شهر مريوان، نوسود و پاوه محصور و در ارتفاعات مرزي معروف به "تخت اورامانات" واقع است. شهرهاي بياره، طويله، پنجوين و حلبچه عراق نيز مقابل اين منطقه قرار دارند.
ارتفاعات اصلي منطقه مزبور عبارتند از: شيندروي، سوسكان، درگه شيخان، كوه نعل كمين و پرونيه.
استعداد دشمن
- تيپ 116 پياده
- تيپ 20 پياده كوهستاني
سازمان رزم خودي
- چهار گردان از سپاه پاسداران پاوه و مريوان
- يك گردان از تيپ 84 خرم آباد (ارتش)
طرح عمليات
رزمندگان ميبايست از دو محور مريوان و پاوه وارد عمل شده و ضمن آزادسازي بخشي از ارتفاعات منطقه - در محدوده بين نوسود و مريوان - و نيز انهدام دشمن، شهر طويله عراق و چند روستا را به تصرف درآورند.(5) محور مريوان - به فرماندهي حاج احمد متوسليان - ماموريت داشت تا ضمن آزادسازي ارتفاعات شنگادور، توالي (پنج قله)، دره تاريك، جانبازان و ملقه پشقله، شهر طويله را تصرف و تامين كند.
محور پاوه - به فرماندهي حاج محمد ابراهيم همت - نيز ماموريت پاكسازي شهر نوسود، ارتفاعات كل هرات، سرني، شوشمي و تعدادي از روستاهاي منطقه از وجود دشمن (عناصر ضدانقلاب و نيروهاي عراقي) و ورود به شهر طويله را بر عهده داشت.
لازم به ذكر است دو محور فوق از محورهاي فرعي براي تامين اهداف خود بهره ميگرفتند. محورهاي فرعي به تناسب نيروهاي ادغامي، فرماندهي متغير داشتند. مثلاً، محور توالي شنگادور با استعداد 350 نفر و با فرماندهي ارتش وارد عمل ميشد. محور دره تاريك با استعداد 200 نفر و نيز محور ملقه پشقله و جانبازان با استعداد 120 نفر با فرماندهي سپاه عمل ميكرد.(6)
ضمناً، در طرح چنين پيشبيني شده بود كه با اعزام چندين گروه عملياتي به عمق عراق، عقبههاي دشمن نيز - همزمان با عمليات اصلي - مورد تعرض قرار گيرد. يك گروه به استعداد 20 نفر و به فرماندهي يك دانشجو ماموريت داشت پل "كولوس" در پنجوين را منهدم كند. يك گروه به استعداد 40 نفر عهدهدار انفجار پل "زلم" در منطقهاي بين دو شهر سيدصادق و حلبچه بود. گروه ديگري نيز مامور انهدام توپخانههاي دشمن بود.
شرح عمليات
درتاريخ 12/10/1360، رزمندگان خودي پس از اقامه نماز مغرب و عشا به طرف اهداف تعيين شده حركت كردند و پس از چندين ساعت كوهپيمايي، عمليات در بامداد روز بعد با رمز مبارك "لاالهالاالله، محمد رسول الله" آغاز شد.
در محور پاوه، نيروهايي كه از معبر "وزلي" وارد عمل شده بودند در حين عبور از كنار شهر نوسود - جهت عزيمت به ارتفاع سرني - با عناصر ضدانقلاب درگير شدند و در نتيجه تعدادي از ضدانقلابيون كشته و تعدادي نيز اسير شدند. در ادامه، اگرچه اين نيروها به رغم هوشياري دشمن توانستند هدف خود را تامين كنند، ليكن فشارهاي دشمن موجب شد ارتفاع مذكور چندين بار دست به دست شود.
نيروهاي محور ملقه پشقله و جانبازان نيز موفق شدند هدف خود را به سرعت تصرف كنند و وارد شهر طويله عراق شوند.
در اين ميان، عدم سقوط ارتفاع "كل هرات" و حضور دشمن روي آن موجب شد تا به رغم موفقيت نيروهاي خودي در طرفين اين قله مشكلات جدي در تامين و تدارك نيروهاي خودي ايجاد شود. كمبود نيرو نيز از جمله مشكلات ديگر عمليات بود كه امكان ادامه آن را دچار مشكل مضاعفي كرده بود. به همين خاطر در بعدازظهر اولين روز عمليات دستور داده شد نيروها به مواضع قبلي بازگردند.
در محور مريوان، نيروهاي خودي قبل از رسيدن به پاي اهداف با تيراندازي و درگيري دشمن مواجه شدند. در معبر شنگادور اگرچه 4 قله از 5 قله اين ارتفاع به تصرف درآمد، ليكن دشمن با استقرار روي قله پنجم تدارك و پشتيباني نيروهاي خودي را مختل كرده بود.
نيروهاي معبر "دره تاريك" نيز كه با درگيري زود هنگام مواجه شده بودند، به دليل تسلط و در نتيجه ديد و تير دشمن زمينگير شدند.
در ادامه، دشمن با بهكارگيري نيروهاي احتياط منطقه از جمله انتقال سه گردان از پنجوين و با استفاده از نيروهاي گارد رياست جمهوري پاتك خود را از بعدازظهر روز اول عمليات آغاز كرد.
اگرچه دشمن در اين پاتكها متحمل خسارات سنگيني شد ليكن كمبود توان خودي و عدم جايگزين شدن نيروهاي تازه نفس ادامه عمليات را غيرممكن ساخته بود. لذا حدود ساعت 16 دستور عقبنشيني صادر شد.
نتايج
در اين عمليات كه به صورت منطقهاي هدايت شد و از فرماندهي مركزي بيبهره بود، تلفات و ضايعات زير بر دشمن وارد گرديد:
تلفات
كشته: حدود 1000 نفر
مجروح: حدود 4500 نفر
اسير: 191 نفر
انهدام تجهيزات
توپخانه: 15 قبضه
خمپارهانداز: 6 قبضه
توپ 106: 1 قبضه
تانك: 4 دستگاه
خودرو: چندين دستگاه
منبع: سایت تبیان
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
عمليات نصر(هويزه ) در 15 دی ماه سال 1359
هويزه مركز يكي از بخشهاي شهرستان دشت آزادگان در منطقهيعمومي غرب اهواز است كه در جوار مرز بين المللي ايران و عراق قرارگرفته است. رژيم ددمنش حاكم بر عراق در سال 1359 با تهاجم گستردهيخود، آن شهر را به اشغال در آورد و با تجاوز خود به جان و مال وناموس مردم، دختران و زنان جوان را هتك حرمت نموده، در گورهايدسته جمعي دفن كردند و حتي به دختر بچگان كم سن و سال نيز رحمنكردند و با به اوج رساندن جنايات خود، روي جنايتكاران تاريخ راسفيد نمودند.
حماسه آفرينان سپاه اسلام (متشكل از ارتش و سپاه) براي آزادسازي هويزه از چنگال خونين دشمن، عمليات نصر را در تاريخ15/10/59 در منطقهي غرب اين شهر آغازكردند. در دقايق نخستِحمله، تمام خاكريزهاي مقدم دشمن تسخير ميشود و با ادامهعمليات و محاصرهي دشمن، نزديك دو هزار نفر از آنان به اسارت درميآيند.
پس از نبردي سنگين، توپخانهي فعال دشمن به محاصره وبعد به تصرف در ميآيد. لحظه به لحظه خبرهاي پيروزي سپاه اسلامموجي از شادي و اميد در دلها بر ميانگيزد تا اين كه متأسفانه باخيانت بني صدر خائن و هم پيمانان او، پشتيباني آنها قطع ميگرددو تانكهاي ايران به طرز مشكوكي از خطوط مقدم اقدام به عقبنشيني ميكنند. نيروهاي پياده كه شامل تعدادي از رزمندگان شهادتطلب سپاه بودند، به محاصرهي دشمن در ميآيند.
تعدادي از تانكهاكه از غروب پانزدهم دي ماه در خواست سوخت و مهمّات ميكردند،به غنيمت دشمن در ميآيند.توپخانه با كمبود مهمّات مواجهميشود و ... نيروهاي سپاه، بسيج، عشاير، دانشجويان پيرو خط امامو تعدادي از نيروهاي پيادهي ارتش در مقابل ادوات زرهي دشمنميايستند. سيد حسين علمالهدي' فرمانده دلير سپاه هويزه، به جنگشديدي با دشمن ميپردازد. تنها سلاح سنگين وي آر.پي. جي هفتاست كه مهمّات آن نيز در حال تمام شدن است.
دشمن از مقاومتحسين به خشم آمده، تلاش ميكند اين دژ نفوذناپذير را در هم بشكندولي هر بار با پايمردي و مقاومت بي نظير او و يارانش مواجه شده وبا از دست دادن تعدادي تانك، زمينگير ميشود. تعدادي از نيروها هدف گلولههاي مستقيم تانك قرار گرفته وشهيد ميشوند. حلقهي محاصره لحظه به لحظه تنگتر ميشود ونفرات يك به يك به شهادت ميرسند. حسين با آخرين موشك، يكتانك را به آتش ميكشد و خود نيز هدف يك گلولة تانك شده بهشهادت ميرسد. رزمندگان اسلام با غلتيدن در خون پاك خود، حماسهي هويزه راجاودان ساختند و بدين ترتيب نام هويزه در تاريخ كشور ما با احترام ومظلوميت باقي ماند
عمليات نامنظم و در نوع خود گسترده «نصر»، با هدف آزادسازي «جفير»، «پادگان حميد» و در نهايت «خرمشهر» و شرق بصره طرحريزي شد. بنا بر آن بود تا با دستيابي به اهداف مورد نظر، نيروهاي دشمن تا حومه شهر «بصره» تعقيب شوند. اين طرح فراگير و بزرگ در روز15 دي ماه1359، با استعداد سه تيپ زرهي از لشكر6 و لشكر 92 زرهي اهواز و دو گردان پياده از نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، همچنين شماري از افراد ستاد جنگهاي نامنظم به اجرا در آمد. رزمندگان اسلام از دو محور جاده حميديه- سوسنگرد و هويزه وارد عمل شدند. در آغاز، كار با موفقيت چشمگيري پيش رفت و شمار فراواني از سربازان و افسران عراقي به اسارت نيروهاي خودي در آمدند، اما به دليل عدم برنامه براي حفظ و تثبيت دستاوردهاي عمليات و ضعف طراحي، رزمندگان مجبور به عقبنشيني شدند. طي اين روند نزديك به يكصد و چهل تن از پاسداران و دانشجويان پيرو خط امام به فرماندهي شهيد سيدحسين علمالهدي- فرمانده سپاه هويزه- در حلقه محاصره دشمن قرار گرفته و پس از مقاومت دليرانه به شهادت رسيدند. اين عمليات دومين تجربه ناموفق ارتش جمهوري اسلامي ايران در حملات گسترده بود كه به مدت سهروز به طول انجاميد. در اين حمله عليرغم شكست حلقه محاصره شهر سوسنگرد، هويزه در27 دي ماه1359 به اشغال نيروهاي دشمن درآمد و با خاك يكسان شد. پس ازپايان عمليات نصر، معروف به نبرد هويزه، تعداد1800 تن از نيروهاي دشمن كشته، زخمي و اسير شدند. همچنين55 دستگاه تانك،3 فروند چرخبال و50 دستگاه خودروي دشمن منهدم شد.
*****************
نام عمليات: نصر (هويزه)
زمان اجرا10/15 :/1359
مدت اجرا3 : روز
تلفات دشمن (كشته، زخمي و اسير1800 :
( مكان اجرا: جاده حميديه- سوسنگرد
ارگانهاي عملكننده: نيروي زميني ارتش، گردانهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و نيروهاي ستاد جنگهاي نامنظم به فرماندهي شهيد دكتر مصطفي چمران
اهداف عمليات: آزادسازي جفير، پادگان حميد و در نهايت خرمشهر
منبع : ساجد
هويزه مركز يكي از بخشهاي شهرستان دشت آزادگان در منطقهيعمومي غرب اهواز است كه در جوار مرز بين المللي ايران و عراق قرارگرفته است. رژيم ددمنش حاكم بر عراق در سال 1359 با تهاجم گستردهيخود، آن شهر را به اشغال در آورد و با تجاوز خود به جان و مال وناموس مردم، دختران و زنان جوان را هتك حرمت نموده، در گورهايدسته جمعي دفن كردند و حتي به دختر بچگان كم سن و سال نيز رحمنكردند و با به اوج رساندن جنايات خود، روي جنايتكاران تاريخ راسفيد نمودند.
حماسه آفرينان سپاه اسلام (متشكل از ارتش و سپاه) براي آزادسازي هويزه از چنگال خونين دشمن، عمليات نصر را در تاريخ15/10/59 در منطقهي غرب اين شهر آغازكردند. در دقايق نخستِحمله، تمام خاكريزهاي مقدم دشمن تسخير ميشود و با ادامهعمليات و محاصرهي دشمن، نزديك دو هزار نفر از آنان به اسارت درميآيند.
پس از نبردي سنگين، توپخانهي فعال دشمن به محاصره وبعد به تصرف در ميآيد. لحظه به لحظه خبرهاي پيروزي سپاه اسلامموجي از شادي و اميد در دلها بر ميانگيزد تا اين كه متأسفانه باخيانت بني صدر خائن و هم پيمانان او، پشتيباني آنها قطع ميگرددو تانكهاي ايران به طرز مشكوكي از خطوط مقدم اقدام به عقبنشيني ميكنند. نيروهاي پياده كه شامل تعدادي از رزمندگان شهادتطلب سپاه بودند، به محاصرهي دشمن در ميآيند.
تعدادي از تانكهاكه از غروب پانزدهم دي ماه در خواست سوخت و مهمّات ميكردند،به غنيمت دشمن در ميآيند.توپخانه با كمبود مهمّات مواجهميشود و ... نيروهاي سپاه، بسيج، عشاير، دانشجويان پيرو خط امامو تعدادي از نيروهاي پيادهي ارتش در مقابل ادوات زرهي دشمنميايستند. سيد حسين علمالهدي' فرمانده دلير سپاه هويزه، به جنگشديدي با دشمن ميپردازد. تنها سلاح سنگين وي آر.پي. جي هفتاست كه مهمّات آن نيز در حال تمام شدن است.
دشمن از مقاومتحسين به خشم آمده، تلاش ميكند اين دژ نفوذناپذير را در هم بشكندولي هر بار با پايمردي و مقاومت بي نظير او و يارانش مواجه شده وبا از دست دادن تعدادي تانك، زمينگير ميشود. تعدادي از نيروها هدف گلولههاي مستقيم تانك قرار گرفته وشهيد ميشوند. حلقهي محاصره لحظه به لحظه تنگتر ميشود ونفرات يك به يك به شهادت ميرسند. حسين با آخرين موشك، يكتانك را به آتش ميكشد و خود نيز هدف يك گلولة تانك شده بهشهادت ميرسد. رزمندگان اسلام با غلتيدن در خون پاك خود، حماسهي هويزه راجاودان ساختند و بدين ترتيب نام هويزه در تاريخ كشور ما با احترام ومظلوميت باقي ماند
عمليات نامنظم و در نوع خود گسترده «نصر»، با هدف آزادسازي «جفير»، «پادگان حميد» و در نهايت «خرمشهر» و شرق بصره طرحريزي شد. بنا بر آن بود تا با دستيابي به اهداف مورد نظر، نيروهاي دشمن تا حومه شهر «بصره» تعقيب شوند. اين طرح فراگير و بزرگ در روز15 دي ماه1359، با استعداد سه تيپ زرهي از لشكر6 و لشكر 92 زرهي اهواز و دو گردان پياده از نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، همچنين شماري از افراد ستاد جنگهاي نامنظم به اجرا در آمد. رزمندگان اسلام از دو محور جاده حميديه- سوسنگرد و هويزه وارد عمل شدند. در آغاز، كار با موفقيت چشمگيري پيش رفت و شمار فراواني از سربازان و افسران عراقي به اسارت نيروهاي خودي در آمدند، اما به دليل عدم برنامه براي حفظ و تثبيت دستاوردهاي عمليات و ضعف طراحي، رزمندگان مجبور به عقبنشيني شدند. طي اين روند نزديك به يكصد و چهل تن از پاسداران و دانشجويان پيرو خط امام به فرماندهي شهيد سيدحسين علمالهدي- فرمانده سپاه هويزه- در حلقه محاصره دشمن قرار گرفته و پس از مقاومت دليرانه به شهادت رسيدند. اين عمليات دومين تجربه ناموفق ارتش جمهوري اسلامي ايران در حملات گسترده بود كه به مدت سهروز به طول انجاميد. در اين حمله عليرغم شكست حلقه محاصره شهر سوسنگرد، هويزه در27 دي ماه1359 به اشغال نيروهاي دشمن درآمد و با خاك يكسان شد. پس ازپايان عمليات نصر، معروف به نبرد هويزه، تعداد1800 تن از نيروهاي دشمن كشته، زخمي و اسير شدند. همچنين55 دستگاه تانك،3 فروند چرخبال و50 دستگاه خودروي دشمن منهدم شد.
*****************
نام عمليات: نصر (هويزه)
زمان اجرا10/15 :/1359
مدت اجرا3 : روز
تلفات دشمن (كشته، زخمي و اسير1800 :
( مكان اجرا: جاده حميديه- سوسنگرد
ارگانهاي عملكننده: نيروي زميني ارتش، گردانهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و نيروهاي ستاد جنگهاي نامنظم به فرماندهي شهيد دكتر مصطفي چمران
اهداف عمليات: آزادسازي جفير، پادگان حميد و در نهايت خرمشهر
منبع : ساجد
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
عمليات کربلاي 5 ، پايان پيروزمندانه جنگ
موقعيت برتر سياسي ، نظامي ايران که در فتح فاو حاصل شد، به رغم تلاش هاي دشمن در چارچوب استراتژي دفاع متحرک ، حملات هوايي به مراکز صنعتي ، حمله به منابع نفتي و نفتکش هاي ايران و ديگر اقدامات تبليغاتي و رواني ، همچنان به سود جمهوري اسلامي حفظ شد.
حفظ برتري سياسي ، نظامي جنگ به سود جمهوري اسلامي و مقابله با ايجاد هرگونه رکود در جبهه هاي نبرد از مهمترين عواملي بود که ضرورت انجام عمليات با شرط کسب پيروزي را ايجاب مي کرد.
عمليات کربلاي 4به اين منظور طرح ريزي و اجرا شد. اما عوامل تاکتيکي و استراتژيکي مختلفي چون ماجراي مک فارلين و تجربه دشمن از عمليات فاو باعث ناکامي کربلاي 4 شد، زيرا منابع اطلاعاتي و جاسوسي امريکا دقيق ترين و جزيي ترين خبرها را درباره عمليات کربلاي 4 در اختيار عراقي ها قرار دادند. دشمن پس از آن که عمليات کربلاي 4را با شکست مواجه کرد، درصدد برآمد تا ابتکار عمل را به دست گيرد و از فرصت به دست آمده بهره برداري کند. شواهد نيز نشان مي داد که چنانچه در شرايط موجود، تغيري ايجاد نمي شد؛ دشمن ، برتري را از آن خود مي ساخت.
زيرا عراقي ها تبليغات گسترده اي را تحت عنوان شکست عمليات سرنوشت ساز ايران آغاز کرده بودند. آنها با تشديد حملات هوايي و ادامه جنگ شهرها و تلاش براي باز پس گيري فاو، سعي کردند موازنه قوا را به طور کامل به نفع خود تغيير دهند. در چنين موقعيتي چيزي که اوضاع را هنگام انتخاب منطقه عمليات پيچيده و دشوار مي کرد، اين مساله بود که در چنين شرايطي ، تنها انجام يک عمليات نمي توانست راهگشا باشد بلکه در عين حال عمليات بايد از شرط تضمين پيروزي و همچنين شرايط و ويژگي هاي لازم در جهت حفظ اوضاع به سود جمهوري اسلامي نيز برخوردار باشد. اينچنين بود که عمليات کربلاي 5 در تاريخ 19 دي 65 در منطقه عملياتي شلمچه و شرق بصره با رمز مقدس «يا زهرا س» آغاز شد و تا 2 ماه و نيم ادامه داشت.
اهميت عمليات کربلاي 5
عبور از موانع نفوذ ناپذير دشمن در شرق بصره و تهديد شهر بصره با حضور در حومه آن ، موفقيت جمهوري اسلامي را در جنگ حتمي کرد؛ به طوري که متعاقب عمليات کربلاي 5، جهان استکبار بدون رعايت ملاحظات معمول ، حمايت از صدام را علني ساخت و قدرت هاي جهاني مستقيما وارد ميدان جنگ شدند که نبرد ايران و امريکا در خليج فارس از آن جمله بود. همين عمليات بودکه شوراي امنيت را ناچار به تصويب قطعنامه اي کرد (قطعنامه 598) که در آن براي اولين بار تا حدودي نظرات جمهوري اسلامي ملحوظ شده بود. پس از عمليات کربلاي 5بود که مجوز استفاده وسيع از سلاح هاي کشتار جمعي به عراق داده شد.
شرايط دشمن در شلمچه
دشمن با توجه به اهميت منطقه ، زمين شرق بصره را مسلح به انواع موانع و استحکامات کرده بود و با رها کردن آب در منطقه ، انجام هرگونه عملياتي را غير ممکن ساخته و فضاي امني را براي خود به وجود آورده بود تا بتواند حرکت هر نيروي مهاجم را پيش از دستيابي به خط اول خود سرکوب کند.
اولين خط دفاعي دشمن ، دژي بود که در يک سمت آن ، سنگرهاي بتوني براي استراحت نيرو و در سمت مقابل ، سنگرهاي ديده باني و تيربار با مهمات آماده و سنگرهاي تانک احداث شده بود. اين دژ، دشمن را از موقعيت ممتازي براي اشراف و تسلط کامل بر منطقه برخوردار مي کرد. پشت خط اول ، چند موضع هلالي شکل احداث کرده بود که قطر هر يک به 300 تا 400 متر و ارتفاع آن به 5 تا 6 متر مي رسيد. پشت مواضع هلالي ، براي تردد و استمرار تانک ، جاده ساخته شده بود و به اين وسيله تانک مي توانست با استقرار روي مواضع مشخص شده ، کل منطقه درگيري را زيرپوشش گلوله مستقيم و تيربار قرار دهد.
دومين خط دشمن به فاصله 100 متر از خط اول و به موازات آن احداث و سيل بندي به عرض 205 متر و ارتفاع 4 متر که داراي موضع پياده ، کانال مواصلاتي و مواضع تانک بود. اين سيل بند از جنوب جاده شروع مي شد و به سمت اروند ادامه داشت.
سومين خط دشمن ، خاکريزي بود به موازات خط دوم و داراي مواضع پياده و تانک که جلوي آن ، کانال متروکه اي به عرض 4 و عمق 2 متر احداث شده بود. چهارمين رده دشمن پشت نهر دوعيجي قرار داشت و شامل نهر، دژ و چندين موضع هلالي پي درپي که بر توانايي دشمن براي مقابله و دفاع مي افزود. پنجمين رده دشمن پشت نهر جاسم قرار داشت ؛ ضمن آن که در حد فاصل خط چهارم و پنجم ، قرارگاه هاي دشمن بويژه قرارگاه تاکتيکي سپاه سوم (مقر فرماندهي لشکر 11) ، داراي مواضع مستحکمي بود و پدافند مستقل داشت. پس از خط جاسم تا کانال زوجي ، مرکز توپخانه ، لجستيک و عقبه لشکر 11 قرار گرفته بود و رده ششم و هفتم دشمن شامل کانال زوجي و مثلثي هاي غرب کانال زوجي بود. در منطقه شلمچه ، دشمن زمين را به شکل پنج ضلعي درآورده بود که از استحکامات بسيار پيچيده اي برخوردار بود.
حملات شيميايي
به دليل مقاومت وصف ناپذير رزمندگان در برابر پاتک هاي سنگين ، عراق به مدت 2 ماه اقدام به حملات شيميايي بسيار گسترده با گاز خردل کرد که حتي مناطقي از آبادان را نيز دربر گرفت.
آغاز عمليات
عمليات ساعت 1.35 بامداد روز 19 دي 65 شروع شد. يگان ها در طول شب زير نور مهتاب حرکت خود را آغاز کرده و نيروهايشان را به پشت مواضع دشمن رسانده بودند. سرلشکر عبدالحميد محمود الخطاب ، رئيس دفتر صدام درباره اين عمليات مي گويد: تاريخ 16/1/1987 (19/10/65) تلفن دفتر رئيس جمهور به صدا درآمد. خبر حمله به شلمچه را دادند. رئيس جمهور دائم زير لب مي گفت: «الله اکبر از دست افراد خميني... الله اکبر...» مدام پلک هايش به هم مي خورد. به او عرض کردم : اتفاقي مهم پيش آمده است ؟ رئيس جمهور که در اتاق قدم مي زد، گفت: «امشب بصره به دست نيروهاي ايران خواهد افتاد».
همان شب جلسه اي تشکيل شد که تا صبح ادامه داشت. ارتش ما داشت از هم مي پاشيد. ماشين جنگي و مدرن ما از کار مي افتاد. هر روز و هر ساعت گزارش هايي درباره عقب نشيني و تلفات بهت آور به دست ما مي رسيد. وقتي خبر رسيد نيروهاي ايراني به منطقه ديده باني شماره يک لشکر 11 رسيده اند، رئيس جمهور گفت: «الان زمان آن فرا رسيده که از سلاح شيميايي استفاده کنيم».
با هدايت مستقيم رئيس جمهور اين کار انجام شد. با اين احوال ، رئيس جمهور هيچ گاه مايل به پايان جنگ نبود. او در جلسه هاي محرمانه به ما مي گفت: «اميدوارم اين جنگ ادامه يابد، چون کمک هاي کشورهاي خليج فارس ادامه خواهد داشت و ما با اين ثروت مي توانيم مشکلات داخلي را هم حل کنيم.
اگرچه تعداد مصدومان شيميايي متوسط و شديد عمليات کربلاي 5 کمتر از 3 هزار نفر مي شدند، اما با در نظر گرفتن مصدومان خفيف احتمالا جمع آنان به 7 هزار نفر مي رسيد.
دلايل انتخاب منطقه شلمچه
در دوران دفاع مقدس منطقه عمومي شرق بصره همواره از اهميت سياسي ونظامي ويژه اي برخوردار بود و در ذهن فرماندهان جنگ نيز مهم ترين منطقه عملياتي جبهه هاي جنگ به شمار مي رفت. در اين منطقه ، شلمچه نزديک ترين راه براي تصرف يا نزديکي به شهر بصره بود.
ارزش سياسي - نظامي زمين شلمچه: در شرايط حاکم بر جنگ ، انتخاب منطقه عملياتي واهميت سياسي نظامي آن از جايگاه ويژه اي برخوردار بود. با توجه به اين که شهر بصره وتاسيسات نفتي آن به عنوان مهم ترين هدف استراتژي نظامي جمهوري اسلامي در دستور کار قرار داشت ، منطقه شلمچه مي توانست به عنوان سر پل مناسب جهت دستيابي به شهربصره و تاسيسات عمده نفتي عراق ، مورد بهره برداري قرار گيرد.
استقرار يگان ها در منطقه ونقش آن در غافلگيري دشمن: از آنجا که منطقه شلمچه ، يکي از محورهاي پشتيباني کننده عمليات کربلاي 4 به شمار مي رفت و قرارگاه نجف با يگان هاي تابعه در اين محور عمل مي کرد، بخش قابل توجهي از منطقه و عقبه هاي آن به طور نسبي آماده بهره برداري بود.
انطباق ويژگي هاي منطقه شلمچه با شعار عمليات سرنوشت ساز: تصرف شلمچه به دليل نزديکي به بصره و اهميت آن به منظور محاصره اقتصادي عراق مي توانست تا حدودي پاسخگوي انتظارات عمومي ناشي از تبليغات عمليات سرنوشت ساز باشد.
تناسب منطقه با توان موجود: محدوديت توان خودي در پشتيباني از جنگ ، همواره انتخاب منطقه عملياتي را تحت الشعاع قرار مي داد و فرماندهان نظامي نيز در انتخاب منطقه عملياتي به دليل محدوديت توان دچار تنگنا بودند. در اين منطقه ، توان باقيمانده از عمليات کربلاي 4 ، براي عمليات کربلاي 5 کافي بود.
قابل پدافند بودن منطقه به دليل وجود عوارض مناسب: از ويژگي ديگر منطقه شلمچه ، وجود عوارض طبيعي و مصنوعي در آن بود که امکان پدافند در هر مرحله از عمليات را فراهم مي کرد.
امکان آتش مناسب: محدوديت دشمن در استفاده از جاده هاي مواصلاتي به دليل فشردگي زمين ، تاثير آتش توپخانه و ادوات نيروهاي خودي را بسيار افزايش مي داد.
شلمچه و موفقيت نيروهاي عمل کننده در عمليات کربلاي 4: در طراحي عمليات کربلاي 4 ابتدا محور شلمچه به عنوان يکي از فلش هاي اصلي حمله و سپس به دلايلي چون محدوديت توان ، به عنوان حرکت تامين کننده جناح راست عمليات و با هدف درگيرکردن سپاه سوم و تجزيه فرماندهي ، امکانات و توان دشمن ، در نظر گرفته شد، اگر چه ماموريت اين منطقه در 2 محور پنج ضلعي و جزيره بوارين به عهده قرارگاه نجف قرار گرفت که به جز رخنه يگان هاي 19 و 57 درپشت خطوط دفاعي شلمچه در بوارين موفقيتي به دست نيامد اما دست آوردهاي شلمچه قابل بهره برداري و توجه بود.
منبع : ساجد
موقعيت برتر سياسي ، نظامي ايران که در فتح فاو حاصل شد، به رغم تلاش هاي دشمن در چارچوب استراتژي دفاع متحرک ، حملات هوايي به مراکز صنعتي ، حمله به منابع نفتي و نفتکش هاي ايران و ديگر اقدامات تبليغاتي و رواني ، همچنان به سود جمهوري اسلامي حفظ شد.
حفظ برتري سياسي ، نظامي جنگ به سود جمهوري اسلامي و مقابله با ايجاد هرگونه رکود در جبهه هاي نبرد از مهمترين عواملي بود که ضرورت انجام عمليات با شرط کسب پيروزي را ايجاب مي کرد.
عمليات کربلاي 4به اين منظور طرح ريزي و اجرا شد. اما عوامل تاکتيکي و استراتژيکي مختلفي چون ماجراي مک فارلين و تجربه دشمن از عمليات فاو باعث ناکامي کربلاي 4 شد، زيرا منابع اطلاعاتي و جاسوسي امريکا دقيق ترين و جزيي ترين خبرها را درباره عمليات کربلاي 4 در اختيار عراقي ها قرار دادند. دشمن پس از آن که عمليات کربلاي 4را با شکست مواجه کرد، درصدد برآمد تا ابتکار عمل را به دست گيرد و از فرصت به دست آمده بهره برداري کند. شواهد نيز نشان مي داد که چنانچه در شرايط موجود، تغيري ايجاد نمي شد؛ دشمن ، برتري را از آن خود مي ساخت.
زيرا عراقي ها تبليغات گسترده اي را تحت عنوان شکست عمليات سرنوشت ساز ايران آغاز کرده بودند. آنها با تشديد حملات هوايي و ادامه جنگ شهرها و تلاش براي باز پس گيري فاو، سعي کردند موازنه قوا را به طور کامل به نفع خود تغيير دهند. در چنين موقعيتي چيزي که اوضاع را هنگام انتخاب منطقه عمليات پيچيده و دشوار مي کرد، اين مساله بود که در چنين شرايطي ، تنها انجام يک عمليات نمي توانست راهگشا باشد بلکه در عين حال عمليات بايد از شرط تضمين پيروزي و همچنين شرايط و ويژگي هاي لازم در جهت حفظ اوضاع به سود جمهوري اسلامي نيز برخوردار باشد. اينچنين بود که عمليات کربلاي 5 در تاريخ 19 دي 65 در منطقه عملياتي شلمچه و شرق بصره با رمز مقدس «يا زهرا س» آغاز شد و تا 2 ماه و نيم ادامه داشت.
اهميت عمليات کربلاي 5
عبور از موانع نفوذ ناپذير دشمن در شرق بصره و تهديد شهر بصره با حضور در حومه آن ، موفقيت جمهوري اسلامي را در جنگ حتمي کرد؛ به طوري که متعاقب عمليات کربلاي 5، جهان استکبار بدون رعايت ملاحظات معمول ، حمايت از صدام را علني ساخت و قدرت هاي جهاني مستقيما وارد ميدان جنگ شدند که نبرد ايران و امريکا در خليج فارس از آن جمله بود. همين عمليات بودکه شوراي امنيت را ناچار به تصويب قطعنامه اي کرد (قطعنامه 598) که در آن براي اولين بار تا حدودي نظرات جمهوري اسلامي ملحوظ شده بود. پس از عمليات کربلاي 5بود که مجوز استفاده وسيع از سلاح هاي کشتار جمعي به عراق داده شد.
شرايط دشمن در شلمچه
دشمن با توجه به اهميت منطقه ، زمين شرق بصره را مسلح به انواع موانع و استحکامات کرده بود و با رها کردن آب در منطقه ، انجام هرگونه عملياتي را غير ممکن ساخته و فضاي امني را براي خود به وجود آورده بود تا بتواند حرکت هر نيروي مهاجم را پيش از دستيابي به خط اول خود سرکوب کند.
اولين خط دفاعي دشمن ، دژي بود که در يک سمت آن ، سنگرهاي بتوني براي استراحت نيرو و در سمت مقابل ، سنگرهاي ديده باني و تيربار با مهمات آماده و سنگرهاي تانک احداث شده بود. اين دژ، دشمن را از موقعيت ممتازي براي اشراف و تسلط کامل بر منطقه برخوردار مي کرد. پشت خط اول ، چند موضع هلالي شکل احداث کرده بود که قطر هر يک به 300 تا 400 متر و ارتفاع آن به 5 تا 6 متر مي رسيد. پشت مواضع هلالي ، براي تردد و استمرار تانک ، جاده ساخته شده بود و به اين وسيله تانک مي توانست با استقرار روي مواضع مشخص شده ، کل منطقه درگيري را زيرپوشش گلوله مستقيم و تيربار قرار دهد.
دومين خط دشمن به فاصله 100 متر از خط اول و به موازات آن احداث و سيل بندي به عرض 205 متر و ارتفاع 4 متر که داراي موضع پياده ، کانال مواصلاتي و مواضع تانک بود. اين سيل بند از جنوب جاده شروع مي شد و به سمت اروند ادامه داشت.
سومين خط دشمن ، خاکريزي بود به موازات خط دوم و داراي مواضع پياده و تانک که جلوي آن ، کانال متروکه اي به عرض 4 و عمق 2 متر احداث شده بود. چهارمين رده دشمن پشت نهر دوعيجي قرار داشت و شامل نهر، دژ و چندين موضع هلالي پي درپي که بر توانايي دشمن براي مقابله و دفاع مي افزود. پنجمين رده دشمن پشت نهر جاسم قرار داشت ؛ ضمن آن که در حد فاصل خط چهارم و پنجم ، قرارگاه هاي دشمن بويژه قرارگاه تاکتيکي سپاه سوم (مقر فرماندهي لشکر 11) ، داراي مواضع مستحکمي بود و پدافند مستقل داشت. پس از خط جاسم تا کانال زوجي ، مرکز توپخانه ، لجستيک و عقبه لشکر 11 قرار گرفته بود و رده ششم و هفتم دشمن شامل کانال زوجي و مثلثي هاي غرب کانال زوجي بود. در منطقه شلمچه ، دشمن زمين را به شکل پنج ضلعي درآورده بود که از استحکامات بسيار پيچيده اي برخوردار بود.
حملات شيميايي
به دليل مقاومت وصف ناپذير رزمندگان در برابر پاتک هاي سنگين ، عراق به مدت 2 ماه اقدام به حملات شيميايي بسيار گسترده با گاز خردل کرد که حتي مناطقي از آبادان را نيز دربر گرفت.
آغاز عمليات
عمليات ساعت 1.35 بامداد روز 19 دي 65 شروع شد. يگان ها در طول شب زير نور مهتاب حرکت خود را آغاز کرده و نيروهايشان را به پشت مواضع دشمن رسانده بودند. سرلشکر عبدالحميد محمود الخطاب ، رئيس دفتر صدام درباره اين عمليات مي گويد: تاريخ 16/1/1987 (19/10/65) تلفن دفتر رئيس جمهور به صدا درآمد. خبر حمله به شلمچه را دادند. رئيس جمهور دائم زير لب مي گفت: «الله اکبر از دست افراد خميني... الله اکبر...» مدام پلک هايش به هم مي خورد. به او عرض کردم : اتفاقي مهم پيش آمده است ؟ رئيس جمهور که در اتاق قدم مي زد، گفت: «امشب بصره به دست نيروهاي ايران خواهد افتاد».
همان شب جلسه اي تشکيل شد که تا صبح ادامه داشت. ارتش ما داشت از هم مي پاشيد. ماشين جنگي و مدرن ما از کار مي افتاد. هر روز و هر ساعت گزارش هايي درباره عقب نشيني و تلفات بهت آور به دست ما مي رسيد. وقتي خبر رسيد نيروهاي ايراني به منطقه ديده باني شماره يک لشکر 11 رسيده اند، رئيس جمهور گفت: «الان زمان آن فرا رسيده که از سلاح شيميايي استفاده کنيم».
با هدايت مستقيم رئيس جمهور اين کار انجام شد. با اين احوال ، رئيس جمهور هيچ گاه مايل به پايان جنگ نبود. او در جلسه هاي محرمانه به ما مي گفت: «اميدوارم اين جنگ ادامه يابد، چون کمک هاي کشورهاي خليج فارس ادامه خواهد داشت و ما با اين ثروت مي توانيم مشکلات داخلي را هم حل کنيم.
اگرچه تعداد مصدومان شيميايي متوسط و شديد عمليات کربلاي 5 کمتر از 3 هزار نفر مي شدند، اما با در نظر گرفتن مصدومان خفيف احتمالا جمع آنان به 7 هزار نفر مي رسيد.
دلايل انتخاب منطقه شلمچه
در دوران دفاع مقدس منطقه عمومي شرق بصره همواره از اهميت سياسي ونظامي ويژه اي برخوردار بود و در ذهن فرماندهان جنگ نيز مهم ترين منطقه عملياتي جبهه هاي جنگ به شمار مي رفت. در اين منطقه ، شلمچه نزديک ترين راه براي تصرف يا نزديکي به شهر بصره بود.
ارزش سياسي - نظامي زمين شلمچه: در شرايط حاکم بر جنگ ، انتخاب منطقه عملياتي واهميت سياسي نظامي آن از جايگاه ويژه اي برخوردار بود. با توجه به اين که شهر بصره وتاسيسات نفتي آن به عنوان مهم ترين هدف استراتژي نظامي جمهوري اسلامي در دستور کار قرار داشت ، منطقه شلمچه مي توانست به عنوان سر پل مناسب جهت دستيابي به شهربصره و تاسيسات عمده نفتي عراق ، مورد بهره برداري قرار گيرد.
استقرار يگان ها در منطقه ونقش آن در غافلگيري دشمن: از آنجا که منطقه شلمچه ، يکي از محورهاي پشتيباني کننده عمليات کربلاي 4 به شمار مي رفت و قرارگاه نجف با يگان هاي تابعه در اين محور عمل مي کرد، بخش قابل توجهي از منطقه و عقبه هاي آن به طور نسبي آماده بهره برداري بود.
انطباق ويژگي هاي منطقه شلمچه با شعار عمليات سرنوشت ساز: تصرف شلمچه به دليل نزديکي به بصره و اهميت آن به منظور محاصره اقتصادي عراق مي توانست تا حدودي پاسخگوي انتظارات عمومي ناشي از تبليغات عمليات سرنوشت ساز باشد.
تناسب منطقه با توان موجود: محدوديت توان خودي در پشتيباني از جنگ ، همواره انتخاب منطقه عملياتي را تحت الشعاع قرار مي داد و فرماندهان نظامي نيز در انتخاب منطقه عملياتي به دليل محدوديت توان دچار تنگنا بودند. در اين منطقه ، توان باقيمانده از عمليات کربلاي 4 ، براي عمليات کربلاي 5 کافي بود.
قابل پدافند بودن منطقه به دليل وجود عوارض مناسب: از ويژگي ديگر منطقه شلمچه ، وجود عوارض طبيعي و مصنوعي در آن بود که امکان پدافند در هر مرحله از عمليات را فراهم مي کرد.
امکان آتش مناسب: محدوديت دشمن در استفاده از جاده هاي مواصلاتي به دليل فشردگي زمين ، تاثير آتش توپخانه و ادوات نيروهاي خودي را بسيار افزايش مي داد.
شلمچه و موفقيت نيروهاي عمل کننده در عمليات کربلاي 4: در طراحي عمليات کربلاي 4 ابتدا محور شلمچه به عنوان يکي از فلش هاي اصلي حمله و سپس به دلايلي چون محدوديت توان ، به عنوان حرکت تامين کننده جناح راست عمليات و با هدف درگيرکردن سپاه سوم و تجزيه فرماندهي ، امکانات و توان دشمن ، در نظر گرفته شد، اگر چه ماموريت اين منطقه در 2 محور پنج ضلعي و جزيره بوارين به عهده قرارگاه نجف قرار گرفت که به جز رخنه يگان هاي 19 و 57 درپشت خطوط دفاعي شلمچه در بوارين موفقيتي به دست نيامد اما دست آوردهاي شلمچه قابل بهره برداري و توجه بود.
منبع : ساجد
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2653
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2612 بار
- سپاسهای دریافتی: 5561 بار
- تماس:
20 دی 1359 سالروز
عمليات توكل؛ پايان عمليات گسترده تا زمان عزل بني صدر
دو ماه پيش از عمليات توكل در منطقه عمومي آبادان، عمليات ديگري در همين منطقه به شكست انجاميده بود. فرماندهان ستاد اروند بر آن شدند تا براي شكست محاصره چهار ماهه آبادان و باز پسگيري منطقه شرق رود كارون و پس راندن دشمن تا مرز بينالمللي شلمچه و رود "خين"، عمليات توكل را طرحريزي كنند و با بهرهگيري از يگانهاي پياده و زرهي ارتش از سه محور جاده ماهشهر- آبادان، آبادان- خرمشهر و غرب كارون، آن را به اجرا در آورند.
سرانجام در20 دي ماه 1359 عمليات توكل توسط يگانهايي از ارتش، شماري از نيروهاي سپاه و ستاد جنگهاي نامنظم آغاز شد. قواي زرهي از دو محور و نيروهاي پياده از محور سوم وارد عمل شدند. در سه راهي آبادان و كوي ذوالفقاريه كه نيروهاي پياده تك كرده بودند، خط نيروهاي عراقي درهم شكست و شماري از آنها اسير شدند. اما به سبب عدم پيشروي در دو محور ديگر، اين نيروها نتوانستند موقعيت خود را تثبيت كنند و به ناچار دست به عقب نشيني زدند. به اين ترتيب عمليات توكل، كه در مرحله نخست موفقيت چنداني در پي نداشت، در مراحل بعدي نيز با توقف حمله رو به رو گرديد و ناكامي مرحله نخست سبب شد تا انجام اين گونه عملياتهاي گسترده تا زمان عزل بني صدر از مقام فرماندهي كل قواي مسلح منتفي شود.
نام عمليات: توكل
زمان اجرا:10/20 /1359
مكان اجرا: جاده ماهشهر - آبادان و غرب رود كارون
ارگانهاي عملكننده: نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
اهداف عمليات: شكست محاصره چهار ماهه شهر آبادان و بازپسگيري ساحل شرق رود كارون
منبع : ساجد
عمليات توكل؛ پايان عمليات گسترده تا زمان عزل بني صدر
دو ماه پيش از عمليات توكل در منطقه عمومي آبادان، عمليات ديگري در همين منطقه به شكست انجاميده بود. فرماندهان ستاد اروند بر آن شدند تا براي شكست محاصره چهار ماهه آبادان و باز پسگيري منطقه شرق رود كارون و پس راندن دشمن تا مرز بينالمللي شلمچه و رود "خين"، عمليات توكل را طرحريزي كنند و با بهرهگيري از يگانهاي پياده و زرهي ارتش از سه محور جاده ماهشهر- آبادان، آبادان- خرمشهر و غرب كارون، آن را به اجرا در آورند.
سرانجام در20 دي ماه 1359 عمليات توكل توسط يگانهايي از ارتش، شماري از نيروهاي سپاه و ستاد جنگهاي نامنظم آغاز شد. قواي زرهي از دو محور و نيروهاي پياده از محور سوم وارد عمل شدند. در سه راهي آبادان و كوي ذوالفقاريه كه نيروهاي پياده تك كرده بودند، خط نيروهاي عراقي درهم شكست و شماري از آنها اسير شدند. اما به سبب عدم پيشروي در دو محور ديگر، اين نيروها نتوانستند موقعيت خود را تثبيت كنند و به ناچار دست به عقب نشيني زدند. به اين ترتيب عمليات توكل، كه در مرحله نخست موفقيت چنداني در پي نداشت، در مراحل بعدي نيز با توقف حمله رو به رو گرديد و ناكامي مرحله نخست سبب شد تا انجام اين گونه عملياتهاي گسترده تا زمان عزل بني صدر از مقام فرماندهي كل قواي مسلح منتفي شود.
نام عمليات: توكل
زمان اجرا:10/20 /1359
مكان اجرا: جاده ماهشهر - آبادان و غرب رود كارون
ارگانهاي عملكننده: نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
اهداف عمليات: شكست محاصره چهار ماهه شهر آبادان و بازپسگيري ساحل شرق رود كارون
منبع : ساجد
پاينده باد ايران زنده باد ايراني
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]
وبلاگ من
[External Link Removed for Guests]
صفحه اینستاگرام
[External Link Removed for Guests]