machkol نوشته شده:باور کن اين خود فراماسونريه فقط اسمش عوض شده!!!!!!1آخه نمادهاشم همونه!سواستيکا!666...
حتما تو پست بعدیتون هم میخاین طریقت هاشون رو معرفی کنید!
[align=justify]تا اینجا با توجه به دانسته هایم، نمی توانم دقیقا بگویم که «نی یو ای ج» شکل دگردیسی یافتۀ «فراماسونری» ست. شاید قرابتهایی داشته باشد و تصویر زیر نیز که در یکی از سایتهای «نی یو ای ج» کپی شده شاهد این مدعاست. ولی «نی یو ای ج» مثل «فراماسونری» پنهای و سرّی و منحصر به افراد خاصی نیست.
و برای اینکه به پرسش شما پاسخ بگویم، متأسفانه هنوز نمی دانم چه مطلبی برای پست بعدی انتخاب خواهم کرد، شاید بهتر این باشد که به این بحث خاتمه دهم، چونکه خیلی وقت می برد.
شما همین عدد 666 را نظر بگیرید، کلی باید مطلب نوشت تا موضوع این عدد روشن شود. تمام این کارها به یک اکیپ حرفه ای نیاز دارد. در پی عدد 666 در یکی از سایتها مطلب جالبی پیدا کردم که به شرح زیر است :
[...رئیس سابق سازمان تربیت بدنی، برای اینکه افتخار بدهند و لطفی به این ملت بکنند ... و رئیس فدراسیون فوتبال بشوند با کمال ادب و در عین سادگی و مردمداری و مردم دوستی برای یک سال مدیریت بر این مجموعه فوق تخصصی و استراتژیک!! مبلغ ناچیز 000/000/000/2 تومان(دو میلیارد تومان) و یا به عبارتی 666/666/166 تومان (یکصد و شصت و شش میلیون و ششصد و شصت و شش هزار و ششصد و شصت و شش تومان) حقوق ماهیانه در خواست کرده اند.]
روشن است که چنین حقوقهایی را برای کاربران این سایت سزاوار نخواهند دانست. ولی خدا به اینها هر چه بیشتر برکت دهد. و برای اینکه نگویند پلنگ ماه گرفته بخیل است تصویر استادیوم ورزشی «نی یو ای ج» را هم در اینجا بنمایش می گذارم. متأسفانه بشکل معجزه آسایی نمی توانم خود تصویر را کپی کنم ولی آدرس آن را می نویسم که بتوانید به آن مراجعه کنید.
[External Link Removed for Guests]
البته در طرح این تاپیک و تاپیک «دربارۀ مایک اولد فیلد» هدف من معرفی موسیقی «نی یو ای ج» بود و می خواستم از این طریق به طرح مسائلی چند پیرامون موضوع خلاقیت هنری و بخصوص موضوع دموکراتیزاسیون فرهنگ و هنر بپردازم. من خودم بعنوان پژوهشگر آزاد (تا جایی که آزاد باشم) جزء طبقۀ فقیر هستم و از مسائل مشکلات این طبقه نیز حرف می زنم و بنابر این حرفهای ما آنچنان هم پیچیده و مشکل نیست و حتی ممکن است که یک مقدار ابتدایی بنظر رسد و روشنفکرانه نیز نباشد و حتی یک کمی مسخره بنظر رسد و موجب خجالت شود. و با کمال شرمساری ست که حرف می زنم خصوصا از این جهت که موضوع به مادیات مربوط می شود و ممکن است بگویند که «به ظرف غذای دیگران نباید نگاه کنید!»...
کلمۀ خلاقیت نباید شما و یا خوانشگر دیگری را بوحشت بیندازد که گویی ما در اینجا می خواهیم آپولا به هوا بفرستیم. نخیر مسائل خیلی ساده هستند و ما مثل برخی خودمان را پشت الفاظ و اشکال صرف و نحو پیچیده پنهان نمی کنیم از CIA هم حقوق نمی گیریم از جای دیگری هم حقوقی بجز همان که برای بردگان در نظر گرفته اند نمی گیریم. از اینهمه حرفها اگر واقعا حق مطلب را بیان کرده باشیم این است که آلت دست فروشندگان خوشبختی