آيا بالابودن سطح حرمت خود به کارآمدي بهتر، موفقيت شخصي، خوشبختي يا سبکهاي زندگي سالمتر منجر می شود؟
Dose High self-esteem cause better performance, interpersonal success, Happiness, or healthier lifestyles?
در مقالهاي که بخش نخست آن در اختيار خوانندگان قرار ميگيرد کوشش شده تا با مروري بر پژوهشهاي علمي گذشته به اين پرسش پاسخ داده شود که آيا سطح بالاي حرمت خود ميتواند علت کارآمدي بهتر، موفقيت بين فردي بيشتر، خوشبختي افزونتر يا سبکهاي زندگي سالمتر باشد؟ در سالهاي اخير، حرمت خود به صورت يک اصطلاح متداول در آمده است. معلمان، والدين، درمانگران و بسياري ديگر، با پذيرش فرض تأثير مثبت سطح بالاي حرمت خود بر همه ابعاد زندگي، اهمّ کوشش خود را بر افزايش آن متمرکز کردهاند. در اين مقاله، فرض اخير مورد بررسي انتقادي قرار گرفته است. معهذا به علت حجم زياد و اهميت مطالب مطرح شده، در اين شماره به تعريف حرمت خود، مسايل ناشي از ابزارهاي ارزشيابي آن و مشارکت فرايندهاي مختلف روانشناختي در دستيابي به نمرههاي بالاي سطح حرمت خود، بسنده خواهيم کرد و نتايج حاصل از پژوهشها درباره ميزان ارتباط بين پيشرفت تحصيلي، موفقيت بين شخصي، خوشبختي و سبکهاي زندگي سالمتر را در شماره بعد ارائه خواهيم داد.
· اغلب افراد اهميت حرمت خود را احساس ميکنند و براي آنها بسيار مشکل و حتي غيرممکن است که نسبت به توصيفهاي ديگران درباره خود مانند عدم صلاحيت، جاذبه، بيارزش يا دوستداشتني بودن بياعتنا باشند، همچنانکه در برابر موفقيتها و شکستهاي مهم زندگي نيز آسيبپذيرند و واکنشهاي هيجاني شديدي نسبت به عواملي که به افزايش يا کاهش سطح حرمت خود در آنها منجر ميشود نشان ميدهند. اگرچه تجربه فاعلي اين احساس را به وجود ميآورد که حرمت خود به هنگام برنده شدن در يک مسابقه، دريافت يک جايزه، حل يک مسأله يا دستيابي به پذيرش يک گروه اجتماعي افزايش مييابد و شکست در قلمروهاي مذکور، کاهش آن را به دنبال دارد، معهذا اين پرسش مطرح ميشود که آيا سطح حرمت خود تابع موفقيتها و شکستهاست يا آنکه بالعکس، علت چنين پيامدهايي محسوب ميشود؟
· در آغاز دهه 1970 تأثير علّي سطح حرمت خود بر همه جنبههاي زندگي انساني پذيرفته شده بود تا جايي که در دهه 1980، نظام قانونگذاري ايالت کاليفرنيا پذيرفت که افزايش سطح حرمت خود در شهروندان کاليفرنيا، با کاهش وابستگي به کمکهاي دولتي، جلوگيري از بارداريهاي ناخواسته، شکستهاي تحصيلي، جرايم، اعتياد به مواد و مشکلات ديگر، ميتواند از اتلاف سرمايههاي حاصل از مالياتهاي مردم جلوگيري کند. در نتيجه، در سال 1986 به پيشنهاد يکي از نمايندگان مجلس ايالتي و تصويب فرماندار کاليفرنيا، مقرر شد تا يک گروه ضربت با بودجه سالانه 245000 دلار به بررسي حرمت خود و مسؤوليت شخصي و اجتماعي بپردازد. اين نماينده ايالتي حتي اميدوار بود که افزايش سطح حرمت خود به تعادل بودجه نيز کمک کند چون عقيده داشت که درآمد افراد داراي سطح بالاي حرمت خود بيش از کساني است که واجد سطح پايين حرمت خود هستند و در نتيجه، ماليات بيشتري ميپردازند! اگر چه چنين موضعگيريهايي را نميتوان جدي تلقي کرد اما به هرحال بايد گفت که گروه ضربت عميقاً بر اين باور بود که افزايش حرمت خود ميتواند از افراد در برابر بار سنگين چالشهاي زندگي حمايت کند و رفتارهاي سازش نايافته را کاهش دهد.
· مؤلفان اين مقاله با مرور پژوهشهاي تجربي قابل اعتماد، کوشش کردهاند تا نقش سطح بالاي حرمت خود در بروز پيامدهاي مثبت يا منفي را مشخص کنند و مواردي را که بالابودن سطح حرمت خود مفيد است تعيين نمايند. بررسي نکته اخير، از زاويه نظري (درک بهتر حرمت خود و پيشبيني پيامدها بر اساس آن) و از زاويه کاربردي ( تعيين ميزان تأثير افزايش سطح حرمت خود در حل مسايل خاص اجتماعي) واجد اهميت است و امکان درک صحيح و ظريف موقعيتهايي را فراهم ميکند که مستلزم بالابودن سطح حرمت خود هستند. اما دستيابي به چنين اهدافي مستلزم ارائه تعريفي از حرمت خود است.
· حرمت خود به معناي دقيق کلمه، عبارت از ميزان ارزشي است که افراد براي خويشتن قايل هستند. سطح بالاي حرمت خود نشاندهنده ارزيابي مثبت از خود است در حالي که سطح پايين حرمت خود، به يک ارزيابي منفي کلي يا بالنسبه نامساعد از خود اشاره دارد. معهذا، ارزيابي فرد از سطح حرمت خود همواره با واقعيت منطبق نيست. به عبارت ديگر، سطح بالاي حرمت ميتواند با يک ارزيابي درست، قابل توجيه و متوازن فرد از ارزش خويشتن و موفقيتها و صلاحيتهاي وي مرتبط باشد همچنانکه ميتواند يک برتريطلبي متکبّرانه، کاذب و خودپسندانه را نشان دهد. سطح پايين حرمت خود نيز يا مبين يک ارزيابي واقعي و درست از نقاط ضعف و نارساييهاي فرد است و يا آنکه يک تحريف و حتي حس مرضي ناايمني و کهتري را برجسته ميکند.
بنابراين، حرمت خود بيش از آنکه يک واقعيت باشد يک ادراک است بدين معنا که باور فرد نسبت به هوشمندي و جاذبهاش را مشخص ميکند و الزاماً چيزي درباره هوش و جاذبه واقعي وي به دست نميدهد. بنابراين به منظور اثبات اهميت حرمت خود، پژوهشها بايد ثابت کنند که باورهاي افراد درباره خويشتن ـ صرفنظر از واقعيتي که در زير بناي آنها نهفته است ـ داراي پيامدهاي مهمي هستند. ذکر اين نکته به معناي ناديده انگاشتن ارزش فاعلي حرمت خود نيست. باورهاي افراد نسبت به خويشتن در اعمال آنها مؤثرند و اين اعمال نيز به نوبه خود، به واقعيت اجتماعي آنها و واقعيتهاي اجتماعي کساني که در پيرامون آنها هستند شکل ميدهند. پس ميتوان پذيرفت که سطح بالا يا پايين حرمت خود ـ حتي اگر در آغاز نيز کاذب باشد ـ ميتواند واقعيت عيني فردي و اجتماعي را تغيير دهد.
اما در اينجا نيز، حرمت خود منشاء چنين تغييراتي نيست. اگر چه بسياري از پژوهشگران، متخصصان باليني، معلمان، والدين و ديگر صاحبنظران، پيامدهاي مثبت سطح بالاي حرمت خود را به عنوان يک اصل پذيرفتهاند اما چنين پذيرشي که به علت فقدان دادههاي مستحکم در چند دهه پيش، معقول به نظر ميرسيد اينک در پرتو دادههاي جديد مورد ترديد قرار گرفته است و انتقادهاي متعددي را درباره ابزارهاي ارزشيابي، عدم تجانس سطوح بالاي حرمت خود، فرايندهاي روانشناختي مختلفي که در دستيابي به نمرههاي بالاي سطح حرمت خود مشارکت دارند، برانگيخته است.
· در آنچه مربوط به مشکلات ارزشيابي است بايد از يکسو به تکثر مقياسهاي حرمت خود اشاره کرد و از سوي ديگر، به طرح مسأله ماهيت سازه حرمت خود پرداخت. در مورد نکته اول بايد گفت که استفاده پژوهشگران از مقياسهاي مختلف به منظور سنجش حرمت خود، مقايسه نتايج را با مشکل مواجه کرده است و ماهيت سازه حرمت خود نيز به پيچيدگي مسأله افزوده است. در مورد مشکل اخير بايد گفت که در همة مقياسهاي حرمت خود از افراد ميخواهند تا در پاسخ به پرسشهايي مانند «آيا فرد با ارزشي هستيد؟»، «آيا وضعيت تحصيلي شما خوب است؟»، «آيا ديگران شما را دوست دارند؟»، «آيا فرد قابل اعتمادي هستيد؟» و ... به ارزشيابي خود بپردازند. وقتي پژوهشگران به بررسي ميزان قابليت اعتماد نمرههاي حرمت خود با مقياسهاي دروغسنج که جذابيت اجتماعي نيز نام نهاده شدهاند، پرداختند نتيجه گرفتند که نمرههاي حرمت خود تا حدّ زيادي تحت تأثير کوششهاي افراد براي خوب جلوهدادن خود، قرار دارند ضمن آنکه تمايزهاي ضروري بين حرمت خود دفاعي، متورم، خود دوستدار با حرمت خود واقعي را پنهان ميکنند و متأسفانه به علت ماهيت سازه حرمت خود که مستلزم پرسش از فرد درباره چگونگي تفکر و ارزيابي وي درباره خويشتن است، هيچ ضابطه عيني که بتوان نمرههاي مبتني بر خود ـ گزارشدهي را با آن مقايسه کرد، وجود ندارد.
· پژوهشهاي مختلف توانستهاند نامتجانس بودن نمرههاي بالاي حرمت خود را نشان دهند به عبارت ديگر، ثبات بالاي دروني ابزارهاي سنجش حرمت خود، تأثير فرايندهاي روانشناختي متنوعي مانند دفاعها، خود دوستداري، خود ـ فريبدهي را پنهان ميکند. از اينجاست که مؤلفان مختلف، روشهاي متفاوتي را براي متمايزکردن حرمت خود واقعي از ديگر فرايندهاي روانشناختي که در بالابردن نمرههاي سطح حرمت خود مؤثرند پيشنهاد کردهاند. براي مثال، دستيابي به نمرههاي بالا در مقياس جذابيت اجتماعي مارلو ـ کراون را نشانه حرمت خود دفاعي و ناپايداري نمرههاي بالاي حرمت خود، گرايش به پرخاشگري و حرمت خود به منزله يک مکانيزم دفاعي را نشانه خود دوستداري دانستهاند. به هر حال، پژوهشگراني که به ارزش حرمت خود اصيل باور دارند ميتوانند با کنترل متغيرهايي مانند خود دوستداري، خود فريبدهي يا پايداري زماني، به همبستگيهاي معتبرتر و پيامدهاي مطلوبتر دست يابند. اما بايد گفت که مقوله افراد واجد سطح بالاي حرمت خود از افراد نامتجانسي تشکيل شدهکه باورهايشان درباره خويشتن بسيار متغير است.
· نظريهپردازان و پژوهشگران، سطح پايين حرمت خود را نيز با سازههاي ديگر مانند افسردگي، تلون هيجاني و پايينبودن مستمر مهارگري دروني مرتبط کردهاند. اگرچه بين سطح پايين حرمت خود و آسيبشناسي همخواني اندکي وجود دارد و فرايندهاي روانشناختي همراه با حرمت خود و افسردگي ميتوانند تا حدي همپوشي داشته باشند اما شواهد مختلف، همشکلي بين سطح پايين حرمت خود و افسردگي را تأييد نميکنند. به عبارت ديگر، مفهوم افسردگي بر اساس منظومهاي از نشانهها که سطح پايين حرمت خود يکي از آنهاست، مشخص ميشود. اما پايين بودن سطح حرمت خود به منزله شرط لازم و کافي افسردگي نيست.
تحليلهاي جديد درباره روابط حرمت خود، نورزگرايي، مسند مهارگري و احساس اثربخشي و همپوشي آنها، بر ضرورت شيوههاي روششناختي دقيقتر دلالت دارند. برخي از مؤلفان بر اين باورند که اين سازهها داراي روابط تنگاتنگي هستند و يک سازه گسترده را منعکس ميکنند. بنابراين، توانايي پيشبيني پيامدها توسط هر يک از اين سازهها به گونهاي مستقل، بسيار اندک است و بر روانشناسان است تا تأثير هر سازه را همزمان با سازههاي ديگر، روشن کنند. مؤلفان اين مقاله، چنين ديدگاهي را ميپذيرند و اميد دارند که پژوهشگران به هنگام سنجش ميزان پيامدهاي عيني حرمت خود، به اندازهگيري چنين سازههايي نيز بپردازند.
مجله روانشناسان ایرانی
حرمت خود
مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

- پست: 486
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 4873 بار
- سپاسهای دریافتی: 2877 بار
قسمت دوم : ارتباط بين سطح حرمت خود و کارآمدي تحصيلي
در قسمت گذشته پس از ارائه تعریف حرمت خود، به مسایلی مانند نارسایی ابزارهای ارزشیابی مبتنی بر خود گزارشدهی، عدم مطابقت بین ارزیابی فرد از سطح حرمت خود با واقعیت، تأثیر کوششهای فرد برای خوب جلوه دادن خویشتن، نامتجانس بودن مقوله افراد واجد سطح بالای حرمت خود و ضرورت تدارک شیوههای مبتنی بر روششناسی متفاوت اشاره شد. در این قسمت، به نتایج پژوهشهایی پرداخته میشود که ارتباط بین سطح حرمت خود و کارآمدی تحصیلی را در مدنظر قرار دادهاند.
· جنبش حرمت خود بخصوص در مدارس امریکایی مؤثر بوده است و بخشی از این تأثیر ناشی از فرضی است که بر مبنای آن، افزایش سطح حرمت خود، بهبود کارآمدی تحصیلی را در پی دارد. برای پذیرش این نکته که سطح بالای حرمت خود میتواند به پیشرفت تحصیلی در مدرسه منجر شود، دلایل به ظاهر قابل قبولی در دستاند. مقایسه افراد واجد سطوح بالا یا پایین حرمت خود نشان میدهد که گروه نخست، از سویی دارای جاهطلبیهای بیشتری هستند، اراده آنها برای مقاومت در برابر نخستین شکستها بیشتر است و با احتمال کمتری در دام احساسهای فلجکننده عدم صلاحیت و تردید نسبت به خود گرفتار میشوند. از سوی دیگر، از آنجا که یادگیری برحسب تعریف، شامل اکتساب اطلاعات و مهارتهایی است که فرد در آغاز واجد آنها نیست، سطح بالای حرمت خود میتواند از ایجاد حس ناتوانی و ناامیدی فرد در برابر مشکلات پیشگیری کند و امکان احساس رضایت از پیشرفت و موفقیت را برای وی فراهم سازد.
· پژوهشهایی که میزان همبستگی بین حرمت خود با کارآمدی تحصیلی را بررسی کردهاند به همبستگی مثبت بین آنها دست یافتهاند. در یک بررسی فراتحلیلی که 128 پژوهش و 000/200 آزمودنی را در بر میگرفت به این نتیجه رسیدند که در مجموع، بین حرمت خود و کارآمدی تحصیلی یک ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد و حرمت خود 4% تا 7% از واریانس کارآمدی تحصیلی را پیشبینی میکند. معهذا، پژوهشهای اخیرتر، به همبستگی معنادار کمتری در یک نمونه انگلیسی (3001 = n) دست یافتهاند. بدین ترتیب، در حالی که همراه بودن سطح بالای حرمت خود با پیشرفت تحصیلی تا حدی برجسته شده است اما این رابطه ضعیفتر از آن است که بتواند به خواستههای جوامعی که ارزشها را بر مبنای پیشرفت تحصیلی تعیین میکنند، پاسخ گوید، و حتی اگر وجود همبستگی مثبت قابل ملاحظه بین سطح بالای حرمت خود با نتایج بهتر در آزمونهای پیشرفت تحصیلی به اثبات رسد، نتایج نمیتوانند تعیینکننده سطح حرمت خود به منزله علت یا پیامد پیشرفت تحصیلی باشند. بنابراین باید به بررسیهایی پرداخته شود که تلاش کردهاند تا احتمال وجود یک رابطه علت و معلولی بین سطح حرمت خود و پیشرفت تحصیلی را برجسته سازند.
· پژوهشهای متعددی با بررسی فرایند زمانی ایجاد ارتباط مثبت بین حرمت خود و پیشرفت تحصیلی، کوشش کردهاند تا عامل علّی را در این رابطه مشخص کنند. پژوهشهای دیگری نیز احتمال وجود یک متغیر سوم مانند منزلت اجتماعی ـ اقتصادی یا بهره هوش (IQ) را به منزله واسطه همبستگیهای بین حرمت خود و پیشرفت تحصیلی در نظر گرفتهاند. در یکی از نخستین پژوهشهای علّی که هنوز هم ارزش خود را حفظ کرده است، به بررسی طولی نمونهای متشکل از 1600 نوجوان پسر از سال 1966 یعنی وقتی در کلاس دهم مشغول تحصیل بودند تا سال 1974 پرداخته شد. همه شرکتکنندگان چندین بار نسخه تجدیدنظر شده مقیاس حرمت خود روزنبرگ را تکمیل کردند. اگرچه مؤلفان به همبستگی بین حرمت خود و پیشرفت تحصیلی دست یافتند اما آزمون آماری «تحلیل مسیر» نتوانست نقش علّی حرمت خود را تأیید کند. محققان به این نتیجه رسیدند که برخی از عوامل مشترک مانند پیشینه خانوادگی، توانش و کارآمدی تحصیلی زودرس بر حرمت خود و سپس تحققهای آموزشی اثر میکنند و همبستگی بین این دو را به وجود میآورند. همچنین نتیجه گرفتند که موفقیت حرفهای میتواند علت افزایش سطح حرمت خود باشد در حالی که دستیابی به مدارج بالای تحصیلی دارای تأثیر اندکی بر آن است. پیگیری بعدی این مؤلفان (1986) نیز یافتههای پیشین را تأیید کرد و نشان داد که حرمت خود کلی دارای رابطه ناچیزی با پیشرفت تحصیلی است. پیشینة خانوادگی (منزلت اقتصادی ـ اجتماعی)، توانش (IQ) و نمرهها در نخستین سالهای مدرسه، پیشبینی کننده احتمالی پیشرفت تحصیلی هستند و حرمت خود، اندکی بر صحت این پیشبینی میافزاید. به طور خلاصه، این یافتهها با دیدگاهی که بر اساس آن حرمت خود میتواند موجب موفقیت درازمدت آموزشی شود در تناقض هستند و پژوهشگران بعدی نیز نتایج آنها را مبنی بر اینکه حرمت خود بیش از آنکه علت باشد یک پیامد است و هر نوع همبستگی بین حرمت خود و پیشرفت تحصیلی احتمالاً حاصل یک متغیر سوم مانند پیشینة خانواگی است تأیید کردند.
· پژوهش دیگری که به دلیل تمرکز بر سنین پایینتر میتوان آن را مکمل پژوهش پیشین دانست، پیشرفت تحصیلی 700 دانشآموز 4 تا 15 ساله را بررسی کرد و به همبستگی بین حرمت خود و پیشرفت تحصیلی دست یافت بدون اینکه یک رابطه علّی بین این دو متغیر بیاید. در حالی که بهره هوش و طبقه اجتماعی به منزله عوامل علّی زیربنایی که در عین حال بر سطوح حرمت خود و کارآمدی تحصیلی مؤثرند، در نظر گرفته شدند. معهذا، با آنکه افراد واجد سطح بالای حرمت خود معمولاً خود را باهوش میپندارند اما ارتباط بین هوش و حرمت خود نیز توسط همه پژوهشگران تأیید نشده است.
· مداخلهگریها : شواهد اندکی درباره چگونگی تأثیر برنامههای حرمت خود یا شیوههای دیگر مداخله که بر حرمت خود اثر میکنند در دستاند. چنین مداخلههایی در بسیاری از مدارس و مجموعههای دیگر، انجام میشوند اما معمولاً هدف آنها فقط حرمت خود نیست بلکه مهارتهای تحصیلی، کاهش تعارض و متغیرهای دیگری را نیز در چهارچوب خود میگنجانند. آشکار است که اگر برنامهای که افزایش سطح حرمت خود و بهبود مهارتهای تحصیلی را هدف قرار داده است در نهایت، به بهترشدن نمرهها منجر شود، نمیتوان با اطمینان نتیجه گرفت که تغییر سطح حرمت خود علت این پیشرفت است. افزون بر این، با در نظر گرفتن این نکته که پژوهشها در قلمرو علیت نتوانستهاند تأثیر حرمت خود بر پیشرفت تحصیلی را ثابت کنند، به نظر محتمل میرسد که هر کوشش در راه جمعآوری دادههای مستحکم در باب پیامد افزایش سطح حرمت خود به نتیجهای منجر نخواهد شد.
· مروری بر پیشرفتهایی که درباره اثربخشی چنین برنامههایی انجام شدهاند نشان داده است که معمولاً بین تغییر سطح حرمت خود با پیشرفت تحصیلی، همخوانی وجود ندارد و حتی وقتی ارتباطی دیده شود، موقت است و پس از پایان برنامه، پایدار نمیماند. برخی از پژوهشها نیز نشان دادهاند که تقویت حرمت خود به طور معناداری به کاهش کارآمدی تحصیلی، بخصوص در شاگردانی که نمرههای ضعیفی دارند منجر میشود. چنین نتایجی مبین این نکتهاند که حرمت خود یکی از تقویتکنندههای مهم برای دستیابی به نتایج خوب تحصیلی است اما ارائه پاداش بدون تمایز و بدون پیوند با کارآمدی خوب، میتواند ارزش آن را کاهش دهد. به عبارت دیگر، دانشآموزان معمولاً به سختی کار میکنند تا بتوانند احساس خوبی نسبت به خود داشته باشند و مداخلههایی که آنها را به داشتن احساس خوب از خود، بدون توجه به میزان فعالیت، ترغیب میکنند موجب میشوند تا دیگر علتی برای سختکوشی وجود نداشته باشد و در نتیجه، کارآمدی تضعیف شود.
· جمعبندی : در سطور پیشین بر بخشی از مقاله تأکید شد که به بررسی نقش علّی احتمالی سطح حرمت خود بر پیشرفت تحصیلی پرداخته بود. بدین منظور، مؤلفان به نتایج پژوهشهایی استناد کرده بودند که از طرحهای طولی به جای روشهای مقطعی؛ از روشهای عینی بیش از روش خود گزارشدهی و از روش تحلیل مسیر به جای محاسبه همبستگیها استفاده کرده بودند تا نقش علّی حرمت خود را از متغیرهای دیگر مانند هوش، طبقه اقتصادی ـ اجتماعی و ... متمایز کنند.
نتایج این مقالة مروری، از دیدگاهی حمایت میکند که بر اساس آن، تأثیر سطح حرمت خود بر پیشرفت تحصیلی، ناچیز و حتی هیچ، شمرده میشود. افزون بر این، برخی از یافتهها نیز با اتخاذ موضعی کاملاً متضاد با موضع مبتنی بر اثر علّی حرمت خود بر پیشرفت تحصیلی، سطح حرمت خود یا افزایش تصنعی آن را به منزله عامل کاهشدهنده پیشرفت تحصیلی قلمداد کرده بودند.
در واقع، پژوهشهای پیشین، این امید را به وجود آورده بودند که افزایش سطح حرمت خود به کوشش و پایداری بیشتر در قلمرو تحصیلی منجر میشود. نخستین یافتههای تجربی نیز به علت دستیابی به همبستگیهای مثبت و معنادار بین سطح بالای حرمت خود و پیشرفت تحصیلی و بدون توجه به متغیرهای واسطهای، این موضعگیری را تأیید کرده بودند. متأسفانه پژوهشهای بعدی نشان دادند که، این همبستگیها از فرایندهای دیگری به غیر از حرمت خود ناشی میشوند، بدین دلیل که گاهی پیشرفت خوب تحصیلی به افزایش سطح حرمت خود منجر میشود بدون آنکه عکس این وضعیت صادق باشد و گاهی نیز حرمت خود با متغیرهای دیگر همپوشی دارد و کنترل این متغیرها در تحلیلهای آماری، نسبت واریانس در کارآمدی تحصیلی را با کاهش سریع و تضعیف سطح حرمت خود مواجه میکند
در قسمت گذشته پس از ارائه تعریف حرمت خود، به مسایلی مانند نارسایی ابزارهای ارزشیابی مبتنی بر خود گزارشدهی، عدم مطابقت بین ارزیابی فرد از سطح حرمت خود با واقعیت، تأثیر کوششهای فرد برای خوب جلوه دادن خویشتن، نامتجانس بودن مقوله افراد واجد سطح بالای حرمت خود و ضرورت تدارک شیوههای مبتنی بر روششناسی متفاوت اشاره شد. در این قسمت، به نتایج پژوهشهایی پرداخته میشود که ارتباط بین سطح حرمت خود و کارآمدی تحصیلی را در مدنظر قرار دادهاند.
· جنبش حرمت خود بخصوص در مدارس امریکایی مؤثر بوده است و بخشی از این تأثیر ناشی از فرضی است که بر مبنای آن، افزایش سطح حرمت خود، بهبود کارآمدی تحصیلی را در پی دارد. برای پذیرش این نکته که سطح بالای حرمت خود میتواند به پیشرفت تحصیلی در مدرسه منجر شود، دلایل به ظاهر قابل قبولی در دستاند. مقایسه افراد واجد سطوح بالا یا پایین حرمت خود نشان میدهد که گروه نخست، از سویی دارای جاهطلبیهای بیشتری هستند، اراده آنها برای مقاومت در برابر نخستین شکستها بیشتر است و با احتمال کمتری در دام احساسهای فلجکننده عدم صلاحیت و تردید نسبت به خود گرفتار میشوند. از سوی دیگر، از آنجا که یادگیری برحسب تعریف، شامل اکتساب اطلاعات و مهارتهایی است که فرد در آغاز واجد آنها نیست، سطح بالای حرمت خود میتواند از ایجاد حس ناتوانی و ناامیدی فرد در برابر مشکلات پیشگیری کند و امکان احساس رضایت از پیشرفت و موفقیت را برای وی فراهم سازد.
· پژوهشهایی که میزان همبستگی بین حرمت خود با کارآمدی تحصیلی را بررسی کردهاند به همبستگی مثبت بین آنها دست یافتهاند. در یک بررسی فراتحلیلی که 128 پژوهش و 000/200 آزمودنی را در بر میگرفت به این نتیجه رسیدند که در مجموع، بین حرمت خود و کارآمدی تحصیلی یک ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد و حرمت خود 4% تا 7% از واریانس کارآمدی تحصیلی را پیشبینی میکند. معهذا، پژوهشهای اخیرتر، به همبستگی معنادار کمتری در یک نمونه انگلیسی (3001 = n) دست یافتهاند. بدین ترتیب، در حالی که همراه بودن سطح بالای حرمت خود با پیشرفت تحصیلی تا حدی برجسته شده است اما این رابطه ضعیفتر از آن است که بتواند به خواستههای جوامعی که ارزشها را بر مبنای پیشرفت تحصیلی تعیین میکنند، پاسخ گوید، و حتی اگر وجود همبستگی مثبت قابل ملاحظه بین سطح بالای حرمت خود با نتایج بهتر در آزمونهای پیشرفت تحصیلی به اثبات رسد، نتایج نمیتوانند تعیینکننده سطح حرمت خود به منزله علت یا پیامد پیشرفت تحصیلی باشند. بنابراین باید به بررسیهایی پرداخته شود که تلاش کردهاند تا احتمال وجود یک رابطه علت و معلولی بین سطح حرمت خود و پیشرفت تحصیلی را برجسته سازند.
· پژوهشهای متعددی با بررسی فرایند زمانی ایجاد ارتباط مثبت بین حرمت خود و پیشرفت تحصیلی، کوشش کردهاند تا عامل علّی را در این رابطه مشخص کنند. پژوهشهای دیگری نیز احتمال وجود یک متغیر سوم مانند منزلت اجتماعی ـ اقتصادی یا بهره هوش (IQ) را به منزله واسطه همبستگیهای بین حرمت خود و پیشرفت تحصیلی در نظر گرفتهاند. در یکی از نخستین پژوهشهای علّی که هنوز هم ارزش خود را حفظ کرده است، به بررسی طولی نمونهای متشکل از 1600 نوجوان پسر از سال 1966 یعنی وقتی در کلاس دهم مشغول تحصیل بودند تا سال 1974 پرداخته شد. همه شرکتکنندگان چندین بار نسخه تجدیدنظر شده مقیاس حرمت خود روزنبرگ را تکمیل کردند. اگرچه مؤلفان به همبستگی بین حرمت خود و پیشرفت تحصیلی دست یافتند اما آزمون آماری «تحلیل مسیر» نتوانست نقش علّی حرمت خود را تأیید کند. محققان به این نتیجه رسیدند که برخی از عوامل مشترک مانند پیشینه خانوادگی، توانش و کارآمدی تحصیلی زودرس بر حرمت خود و سپس تحققهای آموزشی اثر میکنند و همبستگی بین این دو را به وجود میآورند. همچنین نتیجه گرفتند که موفقیت حرفهای میتواند علت افزایش سطح حرمت خود باشد در حالی که دستیابی به مدارج بالای تحصیلی دارای تأثیر اندکی بر آن است. پیگیری بعدی این مؤلفان (1986) نیز یافتههای پیشین را تأیید کرد و نشان داد که حرمت خود کلی دارای رابطه ناچیزی با پیشرفت تحصیلی است. پیشینة خانوادگی (منزلت اقتصادی ـ اجتماعی)، توانش (IQ) و نمرهها در نخستین سالهای مدرسه، پیشبینی کننده احتمالی پیشرفت تحصیلی هستند و حرمت خود، اندکی بر صحت این پیشبینی میافزاید. به طور خلاصه، این یافتهها با دیدگاهی که بر اساس آن حرمت خود میتواند موجب موفقیت درازمدت آموزشی شود در تناقض هستند و پژوهشگران بعدی نیز نتایج آنها را مبنی بر اینکه حرمت خود بیش از آنکه علت باشد یک پیامد است و هر نوع همبستگی بین حرمت خود و پیشرفت تحصیلی احتمالاً حاصل یک متغیر سوم مانند پیشینة خانواگی است تأیید کردند.
· پژوهش دیگری که به دلیل تمرکز بر سنین پایینتر میتوان آن را مکمل پژوهش پیشین دانست، پیشرفت تحصیلی 700 دانشآموز 4 تا 15 ساله را بررسی کرد و به همبستگی بین حرمت خود و پیشرفت تحصیلی دست یافت بدون اینکه یک رابطه علّی بین این دو متغیر بیاید. در حالی که بهره هوش و طبقه اجتماعی به منزله عوامل علّی زیربنایی که در عین حال بر سطوح حرمت خود و کارآمدی تحصیلی مؤثرند، در نظر گرفته شدند. معهذا، با آنکه افراد واجد سطح بالای حرمت خود معمولاً خود را باهوش میپندارند اما ارتباط بین هوش و حرمت خود نیز توسط همه پژوهشگران تأیید نشده است.
· مداخلهگریها : شواهد اندکی درباره چگونگی تأثیر برنامههای حرمت خود یا شیوههای دیگر مداخله که بر حرمت خود اثر میکنند در دستاند. چنین مداخلههایی در بسیاری از مدارس و مجموعههای دیگر، انجام میشوند اما معمولاً هدف آنها فقط حرمت خود نیست بلکه مهارتهای تحصیلی، کاهش تعارض و متغیرهای دیگری را نیز در چهارچوب خود میگنجانند. آشکار است که اگر برنامهای که افزایش سطح حرمت خود و بهبود مهارتهای تحصیلی را هدف قرار داده است در نهایت، به بهترشدن نمرهها منجر شود، نمیتوان با اطمینان نتیجه گرفت که تغییر سطح حرمت خود علت این پیشرفت است. افزون بر این، با در نظر گرفتن این نکته که پژوهشها در قلمرو علیت نتوانستهاند تأثیر حرمت خود بر پیشرفت تحصیلی را ثابت کنند، به نظر محتمل میرسد که هر کوشش در راه جمعآوری دادههای مستحکم در باب پیامد افزایش سطح حرمت خود به نتیجهای منجر نخواهد شد.
· مروری بر پیشرفتهایی که درباره اثربخشی چنین برنامههایی انجام شدهاند نشان داده است که معمولاً بین تغییر سطح حرمت خود با پیشرفت تحصیلی، همخوانی وجود ندارد و حتی وقتی ارتباطی دیده شود، موقت است و پس از پایان برنامه، پایدار نمیماند. برخی از پژوهشها نیز نشان دادهاند که تقویت حرمت خود به طور معناداری به کاهش کارآمدی تحصیلی، بخصوص در شاگردانی که نمرههای ضعیفی دارند منجر میشود. چنین نتایجی مبین این نکتهاند که حرمت خود یکی از تقویتکنندههای مهم برای دستیابی به نتایج خوب تحصیلی است اما ارائه پاداش بدون تمایز و بدون پیوند با کارآمدی خوب، میتواند ارزش آن را کاهش دهد. به عبارت دیگر، دانشآموزان معمولاً به سختی کار میکنند تا بتوانند احساس خوبی نسبت به خود داشته باشند و مداخلههایی که آنها را به داشتن احساس خوب از خود، بدون توجه به میزان فعالیت، ترغیب میکنند موجب میشوند تا دیگر علتی برای سختکوشی وجود نداشته باشد و در نتیجه، کارآمدی تضعیف شود.
· جمعبندی : در سطور پیشین بر بخشی از مقاله تأکید شد که به بررسی نقش علّی احتمالی سطح حرمت خود بر پیشرفت تحصیلی پرداخته بود. بدین منظور، مؤلفان به نتایج پژوهشهایی استناد کرده بودند که از طرحهای طولی به جای روشهای مقطعی؛ از روشهای عینی بیش از روش خود گزارشدهی و از روش تحلیل مسیر به جای محاسبه همبستگیها استفاده کرده بودند تا نقش علّی حرمت خود را از متغیرهای دیگر مانند هوش، طبقه اقتصادی ـ اجتماعی و ... متمایز کنند.
نتایج این مقالة مروری، از دیدگاهی حمایت میکند که بر اساس آن، تأثیر سطح حرمت خود بر پیشرفت تحصیلی، ناچیز و حتی هیچ، شمرده میشود. افزون بر این، برخی از یافتهها نیز با اتخاذ موضعی کاملاً متضاد با موضع مبتنی بر اثر علّی حرمت خود بر پیشرفت تحصیلی، سطح حرمت خود یا افزایش تصنعی آن را به منزله عامل کاهشدهنده پیشرفت تحصیلی قلمداد کرده بودند.
در واقع، پژوهشهای پیشین، این امید را به وجود آورده بودند که افزایش سطح حرمت خود به کوشش و پایداری بیشتر در قلمرو تحصیلی منجر میشود. نخستین یافتههای تجربی نیز به علت دستیابی به همبستگیهای مثبت و معنادار بین سطح بالای حرمت خود و پیشرفت تحصیلی و بدون توجه به متغیرهای واسطهای، این موضعگیری را تأیید کرده بودند. متأسفانه پژوهشهای بعدی نشان دادند که، این همبستگیها از فرایندهای دیگری به غیر از حرمت خود ناشی میشوند، بدین دلیل که گاهی پیشرفت خوب تحصیلی به افزایش سطح حرمت خود منجر میشود بدون آنکه عکس این وضعیت صادق باشد و گاهی نیز حرمت خود با متغیرهای دیگر همپوشی دارد و کنترل این متغیرها در تحلیلهای آماری، نسبت واریانس در کارآمدی تحصیلی را با کاهش سریع و تضعیف سطح حرمت خود مواجه میکند
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

- پست: 486
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 4873 بار
- سپاسهای دریافتی: 2877 بار
قسمت سوم : بحث کلي و نتايج
در قسمت های پیشین به بررسی یک مقاله مروری درباره پژوهشهایی که بر ارزشیابی پیامدهای حرمت خود متمرکز شدهاند، پرداخته شد. به علت تکثر تعداد مقالهها، گرایش افراد واجد سطح بالای حرمت خود به برتر دانستن خویش در بسیاری از ابعاد، مشکلات در برقراری روابط علت و معلولی و جهت آنها و بالاخره، نامتجانسبودن سطح بالای حرمت خود، در این مقاله فقط پژوهشهایی در نظر گرفته شدهاند که از یکسو، از ابزارهایی عینی سود جستهاند و از سوی دیگر، با انجام پژوهشهای طولی فرصت دستیابی به مسیر علّی را فراهم کردهاند.
آنچه در شمارههای پیشین بیان شد به خوبی نشان داد که نویسندگان این مقاله مروری همواره در پی یافتن پاسخ به دو پرسش بودهاند : آیا سطح بالای حرمت خود به زندگی بهتر میانجامد؟ آیا والدین، معلمان و یا کسان دیگر باید در حد امکان در جستجوی افزایش سطح حرمت خود باشند؟
اینک، پس از ارائه خلاصهای از یافتههای مؤلفان با اتکا بر پژوهشهای پیشین، به پرسشهای مطرح شده پاسخ داده خواهد شد.
خلاصهای از یافتهها· سطح بالای حرمت خود به بهبود کارآمدی تحصیلی منجر نمیشود و حتی اگر تأثیر اندک این عامل را در بهترشدن کارآمدی تحصیلی بپذیریم، باید آن را حاصل عوامل دیگری بدانیم که در زیربنای حرمت خود و کارآمدی تحصیلی هستند.
· اگرچه اغلب پژوهشهای آزمایشگاهی و بسیاری از پژوهشهای میدانی نتوانستهاند تأثیر سطح بالای حرمت خود را بر موفقیت حرفهای یا انجام تکالیف ثابت کنند اما نتایج تحقیقات اندکی که اثربخشی این عامل را نشان دادهاند، وجود این احتمال را مطرح میکنند که موفقیت حرفهای میتواند به افزایش سطح حرمت خود منجر شود به جای آنکه عکس این مسأله درست باشد.
· سطح بالای حرمت خود پایداری در برابر شکست و اتخاذ راهبردهای سازشی را افزایش میدهد. چنین افرادی در مقایسه با آنهایی که از این وِیژگی برخوردار نیستند، با احتمال بیشتری به انتخاب راهبردها میپردازند و با توجه به علامتهای موقعیتی، میتوانند مشخص کنند که چه موقع باید پایداری کرد و چه موقع باید مسیرهای دیگر را در پیش گرفت.
· سطح بالای حرمت خود موجب میشود که فرد خود را دوستداشتنیتر و محبوبتر از دیگران بداند اما اغلب این مزایا فقط جنبه ذهنی دارند و بر اساس دادههای عینی (مانند ارزشیابی توسط همسالان) تأیید نمیشوند.
· درباره پیامدهای حرمت خود بر ارتباطهای نزدیک، یافتههای اندکی در دستاند و شواهد موجود نشاندهنده مزایا و مضار آنها هستند. برای مثال، پایینبودن سطح حرمت خود در شوهران به نارضایتی همسرانشان منتهی میشود بدون آنکه مسیر علّی چنین بازخوردی روشن باشد. یا آنکه افراد واجد سطح بالای حرمت خود بیش از گروههای دیگر در معرض خطر قطع رابطه هستند اما هیچ نشانهای که حاکی از افزایش مشکلات ارتباطی بیشتر یا قطع قریب الوقوع رابطه باشد، مشاهده نمیشود.
· گاهی بالابودن سطح حرمت خود به کارآمدی بهتر در گروه منجر میشود. چنین افرادی به مراتب بیشتر حرف میزنند و این احساس را در دیگران به وجود میآورند که مشارکت بیشتری نیز دارند. در حالی که تحلیلهایی که به کنترل عوامل دیگر پرداختهاند به نقش اندک حرمت خود در رهبری به منزله یک عامل علّی مستقیم دست یافتهاند. معهذا، این احتمال باید در نظر گرفته شود که حرمت خود به طور غیرمستقیم و با واسطه عوامل دیگر، میتواند بر رهبری مؤثر باشد.
· سطح بالای حرمت خود با پرخاشگری مرتبط نیست، اما پذیرش این الگوی کلی میتواند جهتهای ناهمگرای انواع مختلف سطوح بالای حرمت خود را از نظر پنهان کند. برخی از مقولههای سطوح بالای حرمت خود (مانند دفاعی یا خود دوستدار) با افزایش پرخاشگری توأم هستند. افراد واجد سطح بالای حرمت خود، هم میتوانند زورگو و ضداجتماعی و هم مدافع قربانیان زورگویی و جامعهطلب باشند. کسانی که از سطح حرمت خود پایینی برخوردارند غالباً مورد تعدی قرار میگیرند اما هنوز روشن نیست که کدام علت و کدام معلول است.
حرمت خود ارتباط اندکی با بزهکاری دارد. بسیاری از یافتههای این قلمرو به علت سوگیری احتمالی روشهای ارزشیابی مبتنی بر خود گزارشدهی و ناپایداری نتایج، قابل اعتماد نیستند. برخی از پژوهشها این نکته را القا میکنند که سطح پایین حرمت خود، زمینه ارتکاب اعمال بزهکارانه را فراهم میآورد، در حالی که تحقیقات دیگر به هیچگونه اثری دست نیافتهاند. به هر حال، دادهها برای ایجاد ارتباط مستقیم بین حرمت خود و رفتار ضد اجتماعی بسیار اندکاند و با خوشبینانهترین موضعگیری میتوان برخی از این مقولههای حرمت خود را با رفتار ضداجتماعی همراه دانست. در اینجا نیز، حرمت خود هم گرایشهای جامعهطلبانه و هم رفتارهای ضد اجتماعی را تشدید میکند.
· به نظر میرسد که خوشبختی، مطلوبترین همبسته سطح بالای حرمت خود است. اگرچه ضرورت انجام پژوهشها برای برقراری روابط علّی و کنترل متغیرهای دیگر، ضروری است اما احتمال میرود که سطح بالای حرمت خود در ایجاد احساس خوشبختی در افراد مشارکت داشته باشد. سطح پایین حرمت خود با افسردگی پیوند دارد و به منزله یک عامل خطر برای بروز ان به شمار میرود. معهذا، این ارتباط ضعیف، ناپایدار و مشروط به متغیرهای دیگر است.
براساس فرضیه «ضربهگیر»، سطح بالای حرمت خود به افراد کمک میکند تا با تنیدگیها و ناملایمتها، بهتر مقابله کنند. برخی از یافتهها از این دیدگاه حمایت میکنند، اما یافتههای دیگر، نشان میدهند که حرمت خود در تنیدگی پایین بیش از تنیدگی بالا مطرح میشود. بالاخره، پژوهشهایی نیز تأثیر حرمت خود را در هیچ جهتی تأیید نمیکنند و به پیامدهای وخیمتر یا شیوههای مقابله ضعیفتر در هیچیک از مراتب حرمت خود دست نیافتهاند. در نتیجه باید گفت که حتی اگر احتمال مشارکت سطح حرمت خود در مقابله و همسازی پس از تنیدگی یا ضربه، وجود داشته باشد، دستیابی به ماهیت دقیق این رابطه به علت وجود عوامل مداخلهگر دیگر، بسیار پیچیده است.
· حرمت خود با مصرف سیگار مرتبط نیست و با خوشبینانهترین نگاه میتوان تأثیر اندک سطح بالای حرمت خود را بر کاهش مصرف سیگار در زنان جوان پذیرفت و با توجه به یافتههای حاصل از نمونههای وسیع، بررسی رابطه بین سطح حرمت خود با مصرف سیگار در افراد را بیارزش دانست. مصرف الکل و مواد دیگر نیز یک رابطه پایدار با حرمت خود نشان ندادهاند و حتی اگر رابطهای هم وجود داشته باشد، در جوانانی که دارای سطح بالای حرمت خود هستند بیش از دیگران است.
· بالابودن سطح حرمت خود از فعالیتهای زودرس، گسترده یا مخاطرهآمیز جنسی، پیشیگیری نمیکند و حتی میتوان گفت که این گروه از افراد، دارای بازداری کمتر، بیتوجهی بیشتر نسبت به خطرها و آغازگر روابط جنسی هستند.
· پایینبودن سطح حرمت خود یکی از عوامل خطرزایی است که در اختلالهای تغذیه و بخصوص پرخوری، مشارکت دارد. رابطه آن با پرخوری ـ بخصوص اگر عوامل دیگری مانند نارضایتی بدنی و کمالگرایی وجود داشته باشد، بسیار زیاد است.
پاسخ به پرسشها
· به استثنای پیوند با خوشبختی، بسیاری از پیامدها ضعیف تا متوسطاند. بدین ترتیب، حرمت خود یک پیشبینی کننده یا علت تقریباً هیچ چیز نیست.
· هر اندازه ضوابط ارزشیابی سطح حرمت خود عینیتر باشند آثار آنها کمتر میشوند. بنابراین، شاید تصادفی نیست که بیشترین تأثیر حرمت خود در مورد فاعلیترین پیامد آن، یعنی «خوشبختی» به دست آمده باشد.
همانطور که پیشتر گفته شد، افراد واجد سطح بالای حرمت خود، صادقانه باور دارند که از دیگران باهوشتر، محبوبتر، دوستداشتنیتر و جاذبترند. اگرچه باور نسبت به این مزایای ظاهری، غالباً واهی است و یافتههای عینی نیز انطباق این تصورات با واقعیت را نفی میکنند اما چنین نتایجی به معنای نفی اهمیت حرمت خود نیستند.
· پژوهشها به کرّات نامتجانسبودن سطح بالای حرمت خود را تأیید کردهاند و بسیاری از محققان بین افراد مبتکر، خود دوستدار و دفاعی از کسانی که ارزیابی درستی از ارزشها و تواناییهای خویشتن دارند، تمایز قایل شدهاند.
· آثار حرمت خود غالباً با آثار متغیرهای همبسته دیگر متداخل میشوند و در صورتی که متغیرهای اخیر کنترل شوند، برخی از پیامدهای ظاهری حرمت خود از بین میروند. معهذا، شیوه کنترل این متغیرها نیز بحثانگیز است و همین امر موجب شده تا برخی از پژوهشگران همچنان بر این باور باشند که حتی اگر ارتباط متغیرهای دیگر با پیامدها مستقیمتر باشد، اهمیت تأثیر غیرمستقیم حرمت خود نباید از نظر دور بماند.
· در نهایت باید گفت که هنوز نمیتوان یقین داشت که مداخلهگریهای انجام شده به منظور افزایش سطح حرمت خود میتوانند به پیامدهای مثبت منجر شوند، چرا که فواید ظاهری ناشی از این مداخلهها را میتوان ناشی از همپوشی حرمت خود با عوامل دیگر، سوگیریهای فاعلی و یا روابط علّی متقابل دانست.
در قسمت های پیشین به بررسی یک مقاله مروری درباره پژوهشهایی که بر ارزشیابی پیامدهای حرمت خود متمرکز شدهاند، پرداخته شد. به علت تکثر تعداد مقالهها، گرایش افراد واجد سطح بالای حرمت خود به برتر دانستن خویش در بسیاری از ابعاد، مشکلات در برقراری روابط علت و معلولی و جهت آنها و بالاخره، نامتجانسبودن سطح بالای حرمت خود، در این مقاله فقط پژوهشهایی در نظر گرفته شدهاند که از یکسو، از ابزارهایی عینی سود جستهاند و از سوی دیگر، با انجام پژوهشهای طولی فرصت دستیابی به مسیر علّی را فراهم کردهاند.
آنچه در شمارههای پیشین بیان شد به خوبی نشان داد که نویسندگان این مقاله مروری همواره در پی یافتن پاسخ به دو پرسش بودهاند : آیا سطح بالای حرمت خود به زندگی بهتر میانجامد؟ آیا والدین، معلمان و یا کسان دیگر باید در حد امکان در جستجوی افزایش سطح حرمت خود باشند؟
اینک، پس از ارائه خلاصهای از یافتههای مؤلفان با اتکا بر پژوهشهای پیشین، به پرسشهای مطرح شده پاسخ داده خواهد شد.
خلاصهای از یافتهها· سطح بالای حرمت خود به بهبود کارآمدی تحصیلی منجر نمیشود و حتی اگر تأثیر اندک این عامل را در بهترشدن کارآمدی تحصیلی بپذیریم، باید آن را حاصل عوامل دیگری بدانیم که در زیربنای حرمت خود و کارآمدی تحصیلی هستند.
· اگرچه اغلب پژوهشهای آزمایشگاهی و بسیاری از پژوهشهای میدانی نتوانستهاند تأثیر سطح بالای حرمت خود را بر موفقیت حرفهای یا انجام تکالیف ثابت کنند اما نتایج تحقیقات اندکی که اثربخشی این عامل را نشان دادهاند، وجود این احتمال را مطرح میکنند که موفقیت حرفهای میتواند به افزایش سطح حرمت خود منجر شود به جای آنکه عکس این مسأله درست باشد.
· سطح بالای حرمت خود پایداری در برابر شکست و اتخاذ راهبردهای سازشی را افزایش میدهد. چنین افرادی در مقایسه با آنهایی که از این وِیژگی برخوردار نیستند، با احتمال بیشتری به انتخاب راهبردها میپردازند و با توجه به علامتهای موقعیتی، میتوانند مشخص کنند که چه موقع باید پایداری کرد و چه موقع باید مسیرهای دیگر را در پیش گرفت.
· سطح بالای حرمت خود موجب میشود که فرد خود را دوستداشتنیتر و محبوبتر از دیگران بداند اما اغلب این مزایا فقط جنبه ذهنی دارند و بر اساس دادههای عینی (مانند ارزشیابی توسط همسالان) تأیید نمیشوند.
· درباره پیامدهای حرمت خود بر ارتباطهای نزدیک، یافتههای اندکی در دستاند و شواهد موجود نشاندهنده مزایا و مضار آنها هستند. برای مثال، پایینبودن سطح حرمت خود در شوهران به نارضایتی همسرانشان منتهی میشود بدون آنکه مسیر علّی چنین بازخوردی روشن باشد. یا آنکه افراد واجد سطح بالای حرمت خود بیش از گروههای دیگر در معرض خطر قطع رابطه هستند اما هیچ نشانهای که حاکی از افزایش مشکلات ارتباطی بیشتر یا قطع قریب الوقوع رابطه باشد، مشاهده نمیشود.
· گاهی بالابودن سطح حرمت خود به کارآمدی بهتر در گروه منجر میشود. چنین افرادی به مراتب بیشتر حرف میزنند و این احساس را در دیگران به وجود میآورند که مشارکت بیشتری نیز دارند. در حالی که تحلیلهایی که به کنترل عوامل دیگر پرداختهاند به نقش اندک حرمت خود در رهبری به منزله یک عامل علّی مستقیم دست یافتهاند. معهذا، این احتمال باید در نظر گرفته شود که حرمت خود به طور غیرمستقیم و با واسطه عوامل دیگر، میتواند بر رهبری مؤثر باشد.
· سطح بالای حرمت خود با پرخاشگری مرتبط نیست، اما پذیرش این الگوی کلی میتواند جهتهای ناهمگرای انواع مختلف سطوح بالای حرمت خود را از نظر پنهان کند. برخی از مقولههای سطوح بالای حرمت خود (مانند دفاعی یا خود دوستدار) با افزایش پرخاشگری توأم هستند. افراد واجد سطح بالای حرمت خود، هم میتوانند زورگو و ضداجتماعی و هم مدافع قربانیان زورگویی و جامعهطلب باشند. کسانی که از سطح حرمت خود پایینی برخوردارند غالباً مورد تعدی قرار میگیرند اما هنوز روشن نیست که کدام علت و کدام معلول است.
حرمت خود ارتباط اندکی با بزهکاری دارد. بسیاری از یافتههای این قلمرو به علت سوگیری احتمالی روشهای ارزشیابی مبتنی بر خود گزارشدهی و ناپایداری نتایج، قابل اعتماد نیستند. برخی از پژوهشها این نکته را القا میکنند که سطح پایین حرمت خود، زمینه ارتکاب اعمال بزهکارانه را فراهم میآورد، در حالی که تحقیقات دیگر به هیچگونه اثری دست نیافتهاند. به هر حال، دادهها برای ایجاد ارتباط مستقیم بین حرمت خود و رفتار ضد اجتماعی بسیار اندکاند و با خوشبینانهترین موضعگیری میتوان برخی از این مقولههای حرمت خود را با رفتار ضداجتماعی همراه دانست. در اینجا نیز، حرمت خود هم گرایشهای جامعهطلبانه و هم رفتارهای ضد اجتماعی را تشدید میکند.
· به نظر میرسد که خوشبختی، مطلوبترین همبسته سطح بالای حرمت خود است. اگرچه ضرورت انجام پژوهشها برای برقراری روابط علّی و کنترل متغیرهای دیگر، ضروری است اما احتمال میرود که سطح بالای حرمت خود در ایجاد احساس خوشبختی در افراد مشارکت داشته باشد. سطح پایین حرمت خود با افسردگی پیوند دارد و به منزله یک عامل خطر برای بروز ان به شمار میرود. معهذا، این ارتباط ضعیف، ناپایدار و مشروط به متغیرهای دیگر است.
براساس فرضیه «ضربهگیر»، سطح بالای حرمت خود به افراد کمک میکند تا با تنیدگیها و ناملایمتها، بهتر مقابله کنند. برخی از یافتهها از این دیدگاه حمایت میکنند، اما یافتههای دیگر، نشان میدهند که حرمت خود در تنیدگی پایین بیش از تنیدگی بالا مطرح میشود. بالاخره، پژوهشهایی نیز تأثیر حرمت خود را در هیچ جهتی تأیید نمیکنند و به پیامدهای وخیمتر یا شیوههای مقابله ضعیفتر در هیچیک از مراتب حرمت خود دست نیافتهاند. در نتیجه باید گفت که حتی اگر احتمال مشارکت سطح حرمت خود در مقابله و همسازی پس از تنیدگی یا ضربه، وجود داشته باشد، دستیابی به ماهیت دقیق این رابطه به علت وجود عوامل مداخلهگر دیگر، بسیار پیچیده است.
· حرمت خود با مصرف سیگار مرتبط نیست و با خوشبینانهترین نگاه میتوان تأثیر اندک سطح بالای حرمت خود را بر کاهش مصرف سیگار در زنان جوان پذیرفت و با توجه به یافتههای حاصل از نمونههای وسیع، بررسی رابطه بین سطح حرمت خود با مصرف سیگار در افراد را بیارزش دانست. مصرف الکل و مواد دیگر نیز یک رابطه پایدار با حرمت خود نشان ندادهاند و حتی اگر رابطهای هم وجود داشته باشد، در جوانانی که دارای سطح بالای حرمت خود هستند بیش از دیگران است.
· بالابودن سطح حرمت خود از فعالیتهای زودرس، گسترده یا مخاطرهآمیز جنسی، پیشیگیری نمیکند و حتی میتوان گفت که این گروه از افراد، دارای بازداری کمتر، بیتوجهی بیشتر نسبت به خطرها و آغازگر روابط جنسی هستند.
· پایینبودن سطح حرمت خود یکی از عوامل خطرزایی است که در اختلالهای تغذیه و بخصوص پرخوری، مشارکت دارد. رابطه آن با پرخوری ـ بخصوص اگر عوامل دیگری مانند نارضایتی بدنی و کمالگرایی وجود داشته باشد، بسیار زیاد است.
پاسخ به پرسشها
· به استثنای پیوند با خوشبختی، بسیاری از پیامدها ضعیف تا متوسطاند. بدین ترتیب، حرمت خود یک پیشبینی کننده یا علت تقریباً هیچ چیز نیست.
· هر اندازه ضوابط ارزشیابی سطح حرمت خود عینیتر باشند آثار آنها کمتر میشوند. بنابراین، شاید تصادفی نیست که بیشترین تأثیر حرمت خود در مورد فاعلیترین پیامد آن، یعنی «خوشبختی» به دست آمده باشد.
همانطور که پیشتر گفته شد، افراد واجد سطح بالای حرمت خود، صادقانه باور دارند که از دیگران باهوشتر، محبوبتر، دوستداشتنیتر و جاذبترند. اگرچه باور نسبت به این مزایای ظاهری، غالباً واهی است و یافتههای عینی نیز انطباق این تصورات با واقعیت را نفی میکنند اما چنین نتایجی به معنای نفی اهمیت حرمت خود نیستند.
· پژوهشها به کرّات نامتجانسبودن سطح بالای حرمت خود را تأیید کردهاند و بسیاری از محققان بین افراد مبتکر، خود دوستدار و دفاعی از کسانی که ارزیابی درستی از ارزشها و تواناییهای خویشتن دارند، تمایز قایل شدهاند.
· آثار حرمت خود غالباً با آثار متغیرهای همبسته دیگر متداخل میشوند و در صورتی که متغیرهای اخیر کنترل شوند، برخی از پیامدهای ظاهری حرمت خود از بین میروند. معهذا، شیوه کنترل این متغیرها نیز بحثانگیز است و همین امر موجب شده تا برخی از پژوهشگران همچنان بر این باور باشند که حتی اگر ارتباط متغیرهای دیگر با پیامدها مستقیمتر باشد، اهمیت تأثیر غیرمستقیم حرمت خود نباید از نظر دور بماند.
· در نهایت باید گفت که هنوز نمیتوان یقین داشت که مداخلهگریهای انجام شده به منظور افزایش سطح حرمت خود میتوانند به پیامدهای مثبت منجر شوند، چرا که فواید ظاهری ناشی از این مداخلهها را میتوان ناشی از همپوشی حرمت خود با عوامل دیگر، سوگیریهای فاعلی و یا روابط علّی متقابل دانست.
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده