در آغاز نگاهی به تاريخچه ورود هواپيماهای F-15 به نيروی هوايی عربستان سعودی ( RSAF ) خواهيم داشت .
عربستان سعودی در سال 1983 اقدام به خريد 46 فروند هواپيمای F-15C و 16 فروند هواپيمای F-15D نمود .
اين هواپيماها که طی قراردادی بنام Peace Sun به عربستان تحويل داده شدند بمقدار زيادی با مدل مورد استفاده در نيروی هوايی آمريکا تفاوت داشتند زيرا از رادار ضعيفتر و تجهيزات الکترونيکی ساده تری برخوردار بودند .
هدف اصلی حکام سعودی از خريد اين هواپيماها, پر کردن خلاء موجود در نيروی هوايی خود جهت مقابله با ايران بود که چهار سال پيش از آن , اقدام به خريد شکاريهای قدرتمند F-14 کرده بود .
جالب آنکه پيش از اين سفارش , عربستان هم در پی دريافت شکاريهای تامکت بود اما در نهايت اقدام به خريد 5 فروند هواپيمای E-3A AWACS و شکاريهای F-15 کرد.
اين قرارداد با واکنش اسرائيل مواجه گشت و تل آويو نگرانی عميق خود را از تحويل اين هواپيماها اعلام نمود . به همين علت واشنگتن برای جلب رضايت اسرائيل مجبور به کاهش توانائيهای الکترونيکی و راداری هواپيماهای سفارش داده شده گرديد .
بعدها درسپتامبر سال 1990 جهت تقويت نيروی هوايی عربستان طی عمليات « سپر صحرا » ( Desert Shield ) تعداد 24 فروند شکاری F-15C از بخش اروپايی نيروی هوايی ايالات متحده ( USAFE ) به عربستان سعودی تحويل داده شد .
[External Link Removed for Guests]
درگيری
نخستين سابقه حضور F-15 های عربستان در نبرد , مربوط به سالهای جنگ عراق برعليه ايران ميباشد که در مورد اين درگيری غير عادی نظرات و روايات گوناگونی موجود است .
در تاريخ 5 ژوئن 1984 يک فروند هواپيمای P-3F Orion نيروی هوايی ايران قادر به شناسايی يک فروند تانکر نفتکش در جنوب جزيره لاوان و نزديک به سواحل عربستان سعودی در خليج فارس گرديد .
تا قبل از اين تاريخ ايران تنها اقدام به نابودی نفتکشهای عازم به مقصد عراق ميکرد اما اينک نيروی هوايی ايران مأموريت يافت تا کشتيهای نفتکش عربستان و کويت را هم مورد هدف قرار دهد زيرا اين دو کشور بطور علنی از عراق در جنگ حمايت مالی و تسليحاتی ميکردند .
بعد از شناسايی نفتکش توسط اوريون ايرانی , دو فروند شکاری F-4E متعلق به گردان 61 از پايگاه ششم شکاری بوشهر جهت حمله و نابودی اين نفتکش به پرواز در آمدند.
تنها چند لحظه پس از پرواز فانتومها در آسمان خليج فارس , يک فروند هواپيمای E-3A متعلق به نيروی هوايی آمريکا ( USAF ) قادر به شناسايی آنان شد .
اين رادار پرنده در خاک عربستان مستقر بود و اطلاعات ذيقيمتی در اختيار هم پيمانان آمريکا در منطقه قرار ميداد .
همزمان دو فروند هواپيمای F-15 سعودی ( شامل يک فروند F-15C و يک فروند F-15D ) متعلق به اسکادران 6 مشغول تمرين سوختگيری هوايی از تانکر KC-10 نيروی هوايی آمريکا بودند.
[External Link Removed for Guests]
با توجه به خطر حمله فانتومهای ايرانی به نفتکش سعودی , هواپيمای آواکس دستور قطع عمليات سوختگيری را به ايگلها صادر و آنها را جهت رهگيری به سمت فانتومهای ايرانی هدايت نمود .
متقاعد کردن خلبانان F-15 ها جهت رهگيری فانتومهای ايرانی کار آسانی نبود . بر طبق روايات موجود , در پی سئوالات مکرر خلبانان ايگلها خدمه آواکس مجبور به تقاضا و تهديد گرديدند .
اما عامل اصلی در قبول اين مأموريت حضور معلم خلبان آمريکايی در کابين عقب F-15D اين دسته پروازی بود . معلم خلبان آمريکايی بنام کاپيتان بيل تيپين ( Capt Bill Tippin ) خلبانان عرب را تشويق به انجام اين عمليات نمود و با يادآوری قابليتهای هواپيمای F-15 آنان را از پيروزی قاطع مطمئن ساخت .
زمانی که هواپيماهای F-4E ايرانی به قسمت جنوبی پايگاه دريايی الجبيل ( al-jubayl naval base ) رسيدند دو فروند Eagle از روبرو به آنان حمله ور شدند .
تحت فرماندهی و هدايت مستقيم کاپيتان Tippin و با بکار گيری مختصات داده شده بوسيله AWACS , رادار ايگلها بر روی پرندگان ايرانی قفل شد و هرکدام يک تير موشک AIM-7 sparrow بطرف فانتومها شليک کردند .
[External Link Removed for Guests]
موشکهای شليک شده باعث انفجار يکی از فانتومها و صدمه ديدن شديد فانتوم ديگر گرديد. خدمه فانتوم دوم که بشدت آسيب ديده بود موفق به بازگرداندن مرکب خود به کشور گرديدند و با فرود اضطراری در جزيره کيش از مرگ حتمی نجات يافتند .
خلبانان فانتوم منفجر شده که بترتيب ستوانيکم خلبان ( سرهنگ) همايون حکمتی و سروان سيد سيروس کريمی نام داشتند هرگز فرصت خروج از کابين را پيدا نکردند و به همراه هواپيمای خود در اعماق آبهای خليج فارس به ابديت شتافتند.
در پی شنود مکالمات راديويی مابين خلبانان ايگلها و هواپيمای آواکس , ايران اعلام کرد که خلبانان هواپيماهای F-15 تابعيت آمريکايی داشته و به هيچ عنوان از خدمه نيروی هوايی عربستان نبودند.
حقايق اين ماجرا تاکنون نه از سوی دولت عربستان و نه از سوی پنتاگون بطور کامل تشريح نشده است ولی صاحب نظران براين عقيده اند که نقش کاپيتان Tippin بمراتب بيش از آن چيزی است که در بالا ذکر گرديد و او تنها هدايت و راهنمايی خلبانان سعودی را بر عهده نداشته است .
اين امکان وجود دارد که شايعات موجود مبنی بر اينکه کاپيتان Tippin شخصأ هدايت F-15D را در اين عمليات بر عهده داشته است صحيح باشد .
لازم به تذکر است که شليک موشک از کابين عقب F-15D امکان پذير نيست .
در خاتمه ميتوان چنين نتيجه گيری کرد که بدون حضور مستقيم نيروهای آمريکايی و هدايت و راهنمايی آنان , نيروی هوايی عربستان سعودی هيچگاه به تنهايی توانايی انجام چنين عملياتی را نداشت .
ياد اين شهيدان گرامی باد .
متن بالا ترجمه قسمتی از کتاب La Guerre Iran-Irak : les combats ميباشد .




