*معرفي کتب جالب روانشناسي*

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

*معرفي کتب جالب روانشناسي*

پست توسط mahshid-banoo »

درود

بهتر دونستم تاپیکی ایجاد کنم برای کتب روانشناسی تا کتاب های مفید و علمی روانشناسی از کتاب های بی اعتبار و عامی روانشناسی باز شناخته شوند.

دوستان هم اگر نظری درباره این کتاب ها دارند قرار بدن تا ما هم استفاده کنیم. :smile:

:razz: :razz: :razz:
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

پست توسط mahshid-banoo »

روانشناسی اجتماعی

با عنوان اصلی حیوان اجتماعی Social Animal

- نویسنده : الیوت ارونسون
- مترجم : دکتر حسین شکر کن
- انتشارات : رشد
-ویرایش هشتم / چاپ هجدهم

معرفي نويسنده
اليوت آرونسون[1]، يكي از برجسته‏ترين روانشناسان اجتماعي معاصر و استاد ممتاز دانشگاه كاليفرنيا، سانتاكروز، در اجلاس آگوست انجمن روانشناسي امريكا، جايزة پرافتخار فعاليت علمي 99-1998 را از آن خود ساخت. اين جايزه كه به آن «جايزه نوبل روانشناسي» اطلاق مي‏شود، عاليترين تقديري است كه از روانشناسان به پاس پژوهشهايشان در عرصة زندگي به عمل مي‏آيد. دريافت‏كنندگان پيشين اين جايزه پياژه، راجرز، اسكينر و فستينگر بوده‏اند.
اولين كار تجربي آرونسون به عنوان دانشجوي دورة ليسانس، در زمرة پژوهشهاي كلاسيك در زمينة
خود- توجيه‏گري قرار گرفت و نظرية تقويت را به چالش كشيد. آرونسون نظرية اولية فستينگر در باب ناهماهنگي شناختي را با نشان دادن نقش خود ـ پنداشت، اصلاح كرد، و كانون توجه روانشناسان اجتماعي را از رفتاري‏نگري و پويايي گروه به سمت بازتاب نقش خود در پديده‏هاي اجتماعي، جا به جا كرد.
از افتخارهاي ديگر آرونسون مي‏توان به انتخاب وي از سوي «آكادمي علوم و هنر امريكا» و دريافت جايزة فعاليت برجستة علمي از «جامعة روانشناسي اجتماعي تجربي» اشاره كرد. در سال 1980، وي به عنوان اولين روانشناس در تاريخ انجمن روانشناسي امريكا، دو جايزة استاد برجسته و پژوهشگر برجسته را دريافت كرد. وي همچنين بورس افتخاري گوگنهايم، جايزة ويژه پژوهشي «انجمن پيشبرد علوم امريكا»، و جايزة استاد برجستة «انجمن فارغ‏التحصيلان دانشگاه كاليفرنيا، سانتاكروز» را از آن خود كرد. كتاب درسي او تحت عنوان «حيوان اجتماعي» در سطح وسيعي مورد تقدير قرار گرفت و در سال 1973، جايزة «رسانة ملّي» را كه بسياري خواهان تصاحب آن هستند، دريافت كرد. اين كتاب در زمرة معروفترين كتابهاي درسي در زمينة روانشناسي اجتماعي است و به پانزده زبان ترجمه شده است.
پژوهشهاي آرونسون، از ناهماهنگي شناختي تا تعامل بين فردي، همواره به مسائل اجتماعي زمان خود معطوف بوده‏اند. آخرين كتاب وي «جايي براي نفرت باقي نخواهد ماند: آموزش شفقت پس از كلمباين»، تحليلي است بر كشتاري كه در دبيرستان كلمباين، در سال 1999 به وقوع پيوست.
آرونسون در 1954 از دانشگاه برنديس درجة ليسانس، در 1956 از دانشگاه وسلين درجة فوق‏ليسانس، و در 1959 از دانشگاه استنفورد درجة دكتري روانشناسي را دريافت كرد. وي كار آموزش را در 1959 در دانشگاه هاروارد آغاز كرد، در 1962 به دانشگاه مينه‏سوتا و سپس در 1965 به دانشگاه تگزاس رفت. وي از 1974 تاكنون در دانشگاه كاليفرنيا، سانتاكروز به فعاليت علمي اشتغال دارد.
مروري بر اثر
كتاب شامل پيشگفتار مؤلف، نه فصل، فهرست منابع، نماية اسامي افراد، نماية موضوعي، واژگان توصيفي و دو واژه‏نامه (فارسي ـ انگليسي و انگليسي ـ فارسي) است.
مترجم و مؤلف به ترتيب در پيشگفتارهاي خود، ويژگيهاي خاص كتاب را برشمرده‏اند.
فصل اول، مدخلي براي طرح مفاهيم روانشناسي اجتماعي است كه در فصول بعد پي گرفته خواهند شد.
در فصل دوم، همرنگي ] همنوايي[ به منزلة يك مفهوم پيچيده و متناقض در روانشناسي اجتماعي، مورد بحث قرار گرفته است. در اين زمينه، چند مفهوم (انگيزشهاي ممكن براي همرنگي، سه گونه پاسخ به نفوذ اجتماعي) تعريف، و شماري از مطالعه‏هاي پژوهشي مهم و جالب (مانند مطالعه‏هاي مشهور اش و ميلگرام) ارائه شده‏اند.
فصل سوم، در پي شناسايي شرايطي است كه در خلال آنها، افراد براي مجاب شدن آمادگي پيدا مي‏كنند. سه عامل كليدي مجاب‏سازي؛ يعني، ويژگيهاي منبع ارتباطي، ماهيت پيام، و ويژگيهاي مخاطبان در اين فصل تشريح شده‏اند.
ما تلاش مي‏كنيم عقايد و ادراكهايي را كه از پيش داشته‏ايم، حفظ كنيم. بسياري از گرايشهاي شناختي از اين محافظه‏كاري حمايت مي‏كنند. فصل پنجم بسياري از اين گرايشها را معرفي كرده است. همچنين در اين فصل در مورد ارزش و بهاي اين گرايشها براي انسان بحث شده است. افزون بر اين، در اين فصل فرايند بازسازي در حافظه مورد بحث قرار گرفته است.
ناهماهنگي شناختي نظريه‏اي قدرتمند از انگيزش انساني است كه چگونگي توجيه امور و چرايي تغيير باورها و بازخوردها را تبيين مي‏كند. در فصل پنجم نظرية ناهماهنگي شناختي توصيف شده و با ارائه مثالهايي نشان داده شده است كه چگونه مي‏توان رفتارهاي به ظاهر غيرعقلاني افراد را از طريق اين نظريه درك كرد. موضوعهاي تصميم‏گيري، رفتار اخلاقي، و بيرحمي، در بافتار ناهماهنگي شناختي، نقش توجيه دروني و بيروني، و چگونگي اثر حرمت خود بر فرايند خود ـ توجيه‏گري، در اين فصل مورد تحليل قرار گرفته‏اند.
آيا پرخاشگري گرايشي غريزي است يا رفتاري است كه آموخته مي‏شود؟ فصل ششم تلاشي است براي پاسخگويي بدين پرسش، از خلال طرح افكار شماري از فيلسوفان و نظريه‏هاي پاره‏اي از روانشناسان و پژوهشگران، مفاهيم پالايش و ناكامي، جنبه‏هاي يادگيري پرخاشگري، و شيوه‏هاي تقليل خشونت (شامل تنبيه، پاداش و تحول همدردي) از ديگر موضوعهاي مورد بحث در اين فصل هستند.
فصل هفتم به جنبه‏هاي مهم پيشداوري اختصاص يافته است. ماهيت پايدار افكار قالبي و پيشداوريها از خلال طرح جنسيت‏نگري و نژادگرايي، برجسته شده‏اند و استلزامهاي گستردة اين فرايندهاي فكري معيوب مورد مداقه قرار گرفته‏اند. تعارض اقتصادي، پرخاشگري جا‏به‏جا شده، حفظ تصور خود، پيشداوري سرشتي و همنوايي با هنجارهاي اجتماعي، به عنوان پنج علت اساسي پيشداوري معرفي شده‏اند. در پايان فصل چند ساز و كار تقليل پيشداوري، مانند اختلاط نژادي، تماس هم‏مرتبه و تعامل مشاركتي، مورد بحث قرار گرفته‏اند.
در فصل هشتم، از خلال طرح چندين نظريه و ارائه برخي مطالعه‏هاي پژوهشي، باورهاي عمومي در باب دوست داشتن و عشق ورزيدن، تحليل شده‏اند. شماري از جنبه‏هاي كليدي روابط عاشقانه و نقش عمدة ارتباط اثربخش در حفظ روابط شخصي نزديك نيز به بحث كشيده‏ شده‏اند.
در فصل پاياني (نهم)، به موضوعهاي متعددي كه با پژوهش در زمينة روانشناسي اجتماعي ارتباط مي‏يابند، از قبيل، طراحي آزمايشها و ملاحظه‏هاي اخلاقي، پرداخته شده است. اين فصل با شرح روش علمي و معرفي مبسوط فوايد تجارب آزمايشگاهي، جنبه‏هاي هنرمندانة مطالعه‏هاي تجربي را برجسته كرده است.
برجستگي اثر
كتاب «حيوان اجتماعي» كه ترجمة فارسي آن با عنوان «روانشناسي اجتماعي» انتشار يافته است، از معتبرترين كتابهاي درسي روانشناسي اجتماعي در سطح بين‏المللي است. اثر، از آغاز تا پايان، در بسط موضوعهاي روانشناسي اجتماعي، خواننده را در جهت اتخاذ تفكر تحليلي برمي‏انگيزد. هر فصل با طرح مثالهاي ساده و ملموس اجتماعي آغاز مي‏شود تا بتدريج با طرح پرسشهايي، پيچيدگي مسايلي كه در نگاه نخست ساده مي‏نمودند، آشكار ‏شود. آنگاه، پاسخهايي از خلال مطالعه‏هاي پژوهشي ارائه مي‏شوند كه در اغلب موارد يكديگر را از ميدان مي‏رانند. بدين ترتيب خواننده در مي‏يابد كه در بستر اصلي‏ترين نظريه‏هاي روانشناسي اجتماعي در حركت بوده است.
سازماندهي فصول كتاب منطقي و به گسترة موضوعها انسجام قابل قبولي بخشيده است. محتواي كتاب با يافته‏هاي جديد پژوهشي به روز شده و بر ارزش تحليلهاي نظري افزوده است. نثر روان و سادة مؤلف و مترجم اثر را جذاب نموده است.
نماية اسامي افراد، نماية موضوعي و دو واژه‏نامه (فارسي ـ انگليسي و انگليسي ـ فارسي)، كمك سودمندي براي خوانندگان به شمار مي‏رود.
در چاپ جديد كتاب معادلهاي مناسبتري انتخاب شده‏اند. پاره‏اي معادلها پيشنهاد مي‏شوند: دلبستگي به جاي وابستگي براي attachment، فكر قالبي به جاي قالب فكري براي stereotype، فزون‏كنش به جاي بيش‏فعال براي hyperactive، آزارگر به جاي مردم‏آزار براي sadist، نظامدار به جاي منظم براي systematic، فرا ـ موقعيتي به جاي همه‏ موقعيتي براي trans-situational، روان‏گسستگي به جاي روان‏پريشي براي psychosis، روان‏گسسته به جاي روان‏پريش براي psychotic.
سخن آخر
پيش از اين انتظار مي‏رفت كه دكتر شكركن به ترجمة ويراستهاي جديد كتاب توفيق يابد. اكنون اين اقدام مبارك صورت پذيرفته است. مدرسان و دانشجويان از اين پس مي‏توانند از يك منبع درسي ارزشمند بهره‏مند شوند. بايد منتظر بود تا ويرايش نهم كتاب كه با برخي از مطالب جديد (تحليل روانشناختي اجتماعي عاملين يازده سپتامبر و واقعة كلمباين) در 2004، به چاپ رسيده است، به اهتمام مترجم در اختيار خوانندگان مشتاق قرار گيرد.
گزيده‏اي از آثار آرونسون:
· Aronson, E. (1972, 1976, 1980, 1984, 1988, 1992, 1995, 1999, 2003). The social animal. New York: Worth/Freeman. (Translated into 14 foreign languages).
· Aronson, E., Wilson, T. & Akert, R. (2004). Social Paychology. N. J.: Prentice/Hall.
· Aronson, E. & Pratkanis, A.R. (2001). Age of propaganda. New York: Henry Holt.
· Aronson, E. (2000). Nobody left to hate: Teaching compassion after columbine. New York: Henry Holt.
· Aronson, E. & Patnoe, SH. (1997). Cooperation in the classroom: The jigsaw method. New York: Longman.
· Aronson, E. & Pratkanis, A. R. (1993). Social psychology: The most outstanding research. Volumes 1,2 & 3. London: Elgar lmtd.
· Aronson, E., Ellsworth, P., Carslmith, J.M. & Gonzales, M. (1990). Methods of research in social psychology. New York: McGraw-Hill.
· Aronson, E. & Pines, A. (1988). Career burnout. New York: Free Press.
· Aronson, E. & Lindzey, G. (1985). The handbook of social psychology (3rd edition). New York: Random House.

-مجله روانشناسان ایرانی
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1910
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۹ فروردین ۱۳۸۶, ۱۲:۳۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1693 بار
سپاس‌های دریافتی: 4853 بار

پست توسط Miliali »

با اجازه از mahshid-banoo

من یک کتاب جالب پیدا کردم و اون رو آپلود کردم تا دوستان دیگر هم بهره مند شوند.




 

تصویر 
توضیحات مربوطه از ویکی پیدیا.

[External Link Removed for Guests]

اطلاعات مربوط به کتاب از سایت آمازن
[External Link Removed for Guests]


لینک دانلود

[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

پست توسط mahshid-banoo »

ابعاد هویتی و هیجانی تربیت
Identity and Emotional Dimensions of Education




- هویت و هوش هیجانی
- منصف گیتونی، (با همکاری ایوبری ست)
-پریچهر به‌کیش (طوبی)
- انتشارات انجمن اولیاء و مربیان
«یکی از انواع هوشها، هوش هیجانی است که در سال 1990 برای اولین توسط سالووی و مایر دو نفر از روانشناسان امریکایی معرفی شد ... سالوی و مایر، هوش هیجانی را به طور کلی به صورت رمزخوانی هیجانها و ارتباط آنها و توانایی استدلال و حل مسئله براساس آنها تعریف کرده‌اند. پس از معرفی هوش هیجانی توسط سالووی و مایر، دانیل گلمن روان‌شناس، نویسنده و روزنامه‌نگار آمریکایی کتابی تحت عنوان هوش هیجانی در سال 1995 منتشر کرد که از پُر فروش‌ترین کتابهای سال شد ... او با استناد به تعریف سالووی، هوش هیجانی را به صورت ترکیبی از پنج مهارت معرفی کرده است ... [در کتاب حاضر]، منصفِ گیتونی، با استفاده از مطالب گلمن دربارة هوش هیجانی و تحقیقات و تجربیات خود در زمینه‌ روان‌شناسی اجتماعی و مشاوره، نقش هیجانها را در تحول هویت مورد بررسی و مطالعه قرار می‌دهد».
این پیشگفتار مترجم، برگرفته از کتاب «هویت و هوش هیجانی» اثر منصف گیتونی (با همکاری ایوبری ست)، ترجمة پریچهر به‌کیش (طوبی) عضو هیئت علمی دانشگاه تهران است که توسط انتشارات انجمن اولیاء و مربیان، در 220 صفحه در سال 1385 برای نخستین بار انتشار یافته است. کتاب حاضر به جمع چهارده اثری می‌پیوندد که از سال 1380 تاکنون در باب هوش هیجانی فراهم آمده‌اند.
معرفی نویسنده
منصف گیتونی اهل تونس است. او در سال 1959 برای پیگیری تحصیلات عازم فرانسه شد. در سال 1968 در کبک مستقر شد. تحصیلات او در رشته‌های روان‌شناسی اجتماعی و اقتصاد و تخصص او در حوزة پیشگیری است. در سال 1980 سمت مدیر کل مرکز روان‌شناسی پیشگیری و تحول انسانی (CPPDH) به او سپرده شد. جامعة پژوهش در هدایت انسان (SROH) در سال 1972 توسط او پی‌ریزی شد. سال 1982 مجلة روان‌شناسی پیشگیری را راه‌اندازی کرد و در آن به انتشار منظم مقاله‌ها پرداخت. ریاست فدراسیون بین‌المللی آموزش اولیا از سال 1994 تاکنون بر عهدة او است.
مروری بر اثر
کتاب شامل پیشگفتار مترجم، دیباچه‌ای از ژان موروال، مقدمة مؤلف و سیزده بخش است، که مترجم بخش سیزدهم را به واژه‌نامه‌ توصیفی اختصاص داده است.
مترجم در پیشگفتار و مؤلف در مقدمه، بر اهمیت هوش هیجانی در تقویت هویت انسان تأکید ورزیده‌اند.
بخش اول به تعاریف مختلف هیجان و بخش دوم به زیست‌شناسی هیجانها اختصاص یافته است.
در بخشهای سوم و چهارم، تعریف هوش هیجانی و شناخت و رمزخوانی هیجانها مورد بحث قرار گرفته است. تعادل حساس هیجانها عنوان بخش پنجم و مؤلفه‌های هیجانی انگیزش عنوان بخش ششم است.
بخش هفتم، در پی شناسایی مبانی اخلاق همدلی [همدردی] است.
در بخش هشتم، با توجه به چهار مؤلفه‌ای که در بخشهای قبلی مورد بحث قرار گرفته بود (شناخت هیجانها، کنترل آنها، برانگیختن خود و همدردی)، موضوع پیچیدگی روابط انسانی و توان مهار این روابط مطرح می‌شود.
در بخشهای نهم و دهم، حقیقت هیجانی تعهد زناشویی و نقش هوش هیجانی در خانواده مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. رویکرد [روی‌آورد] تقویت هویت، که مقصد نهایی مؤلف از مجموعه مباحث کتاب است در بخش یازدهم برجسته شده است. و در بخش دوازدهم نتیجه‌گیری نهایی ارائه شده است.
برجستگی اثر
شیوه مؤلف در پرورش محتوای کتاب، خواننده را به اتخاذ تفکر تحلیلی بر می‌انگیزد. کوشش مؤلف برای انتقال پیامی که از متن اثر به روشنی دریافت می‌شود، تصویر «اندیشمندی حکمت‌آموز» از وی را متجسم می‌سازد.
کاستیهای اثر
سازماندهی مباحث و عناوین مبتنی است بر فصل‌بندی که بتوان از خلال بازخوانی و تفسیر نظریة گلمن، در نهایت به «رویکرد چند بعدی تقویت هویت» نائل شد. تمهیدات به عمل آمده برای چنین سازماندهی فرایندی، با کاستیهایی همراه است. برای نمونه، در بخش دوم (زیست‌شناسی هیجانها)، مباحث نامتجانسی پهلوی هم گذارده شده‌اند.
شیوه مستندسازی منابع در متن، با شیوة متداول نگارش علمی مطابقت ندارد.
فقدان فهرست منابع، نمایة اسامی افراد، نمایة موضوعی و واژه‌نامه عمومی، کاستی دیگر کتاب است. همچنین شایسته بود که مترجم در پیشگفتار کتاب (همچنانکه در صفحة حقوقی) نوبت چاپ و تاریخ نشر کتاب را در زبان اصلی قید می‌کرد.
برخی از معادلهای فارسی برای اصطلاحی تخصصی مناسب نیستند، شماری از معادلها پیشنهاد می‌شوند : خود مهارگری به جای خویشتن‌داری برای self-control، تفرق به جای تجزیه برای dissociation، همدردی به جای همدلی برای empathy، برونگرد به جای برونگرا extravert، درونگرد به جای درونگرا برای introvert، کنش به جای کارکرد funtion، فزون کنشی به جای بیش فعالی برای hyperactivity، بین شخصی به جای میان فردی برای interpersonal، روان‌آزردگی به جای روان رنجوری برای neurosis، روان‌تحلیل‌گری به جای روان‌کاوی برای psychoanalysis، انسانی‌نگر به جای بشردوستانه برای humanistic، روان‌گسستگی به جای روان‌پریشی psychosis، تنش‌زدایی به جای آرمیدگی برای relaxation، ارتجالی به جای خودبه‌خودی برای spontaneous، تنیدگی به جای فشار روانی برای stress، ریخت به جای سنخ برای type.
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

پست توسط mahshid-banoo »

System Inter-Individual Differences

روانشناسي تفاوتهاي فردي

- حسن شمس اسفندآباد


-سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)


«تفاوتهاي فردي يکي از موضوعهاي بنيادي در روانشناسي مدرن است. روانشناسي تفاوتهاي فردي به مطالعة شباهتها و تفاوتهاي افراد در تفکر، احساس، رفتار، و به طور کلي همه زمينه‌هايي که به انسان مربوط مي‌شود، مي‌پردازد. هيچ دو فردي شبيه به يکديگر نيستند؛ با اين همه، هيچ دو فردي بي‌شباهت به يکديگر هم نيستند. لذا، در مطالعة تفاوتهاي فردي علاقه‌مند به دانستن شباهتها و تفاوتهاي بين افراد هستيم».
پس از انتشار ترجمة کتاب موريس دوبس، با عنوان روانشناختي اختلافي، کتاب «روانشناسي تفاوتهاي فردي»، اثر حسن شمس اسفند‌آباد، هشتمين کتاب منتشر شده در زمينه‌اي است که کمتر مورد توجه مؤلفان و مترجمان متون روانشناختي قرار گرفته است. اثر حاضر به همت سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني (سمت)، در 190 صفحه در سال 1384، براي نخستين بار انتشار يافته است.
مروري بر اثر
کتاب شامل پيشگفتار، نُه فصل، کتابنامه، و واژه‌نامة انگليسي ـ فارسي است.
در پيشگفتار، نماي کلي از فصول و برخي از محدوديتهاي کتاب بر شمرده شده است.
در فصل اول، تحت عنوان مقدمه‌اي بر تفاوتهاي فردي، خاستگاه و نظريه‌هاي تفاوتهاي فردي مرور شده و سپس به اصول طبقه‌بندي و منابع تفاوتهاي فردي پرداخته شده است.
فصل دوم به بحث درباره توارث اختصاص يافته‌است. ماهيت توارث و محيط و توارث از موضوعهاي مورد بحث در فصل دوم است.
موضوعهايي مانند، آزمونهاي هوش، هوش و هوشبهر [بهره هوشی]، هوش و توارث و محيط، هوش و محروميتهاي فرهنگي ـ اجتماعي، نژاد و هوش، و خلاقيت، در فصل سوم آورده شده‌اند.
فصل چهارم، به احساس [دريافت حسي] و ادراک اختصاص داده شده است. سن و تفاوتهاي ادراکي، جنس و تفاوتهاي ادراکي شخصيت و تفاوتهاي ادراکي، و مصرف مواد مخدر و تفاوتهاي فردي در ادراک، از بحثهايي هستند که در ذيل اين فصل آمده‌اند.
بحث درباره تفاوتهاي فردي در سبکهاي يادگيري، موضوع فصل پنجم است. نظريه‌هاي سبکهاي يادگيري و رابطة فرهنگ، جنس و سن با سبکهاي يادگيري از موضوعهايي هستند که در فصل پنجم مرور شده‌اند.
شخصيت در فصل ششم مطرح شده است. در اين فصل، درونگرايي و برونگرايي [درونگردي ـ برونگردي]، هيجان‌ـ خواهي، اسناد، و حرمت خود تشريح شده‌اند.
انگيزش و هيجان موضوع فصل هفتم است. موضوعهاي مورد بحث در اين فصل عبارت‌اند از : انگيختگي و توجه، انگيزة جنس، پرخاشگري، و ترس از موفقيت و پيشرفت.
در فصل هشتم، روابط بين‌ مسايل محيطي و تفاوتهاي فردي برجسته شده‌اند.
در فصل پاياني (نهم)، فرهنگ و جامعه مطرح شده است. جامعه‌پذيري، فرهنگ‌پذيري، نفوذ اجتماعي، پيشداوري، و برتري‌جويي، از جمله موضوعهايي هستند که در اين فصل مورد توجه قرار گرفته‌اند.
کاستيهاي اثر
«تمامي اين مباحث معمولاً در روانشناسي عمومي و به صورت اختصاصي‌تر در دروس تخصصي تدريس مي‌شوند، اما تأکيد در آنجا (برخلاف اين کتاب) بر تفاوتهاي فردي نيست».
به رغم وعدة اثر، بحثهاي ارائه شده، همان موضوعهاي کتابهاي روانشناسي عمومي يا قلمروهاي تخصصي روانشناسي هستند که به تبع موضوع تفاوتهاي فردي، استخراج و گرد آمده‌اند. اين بدين معناست که تنها راهبرد تأليفي، ارتباط با حوزة اثر بوده است. اما در اين مقصود نيز کاستي در نوع ارجاع به منابع مشهود است. براي نمونه، در فصل ششم، در تدوين درونگرايي ـ برونگرايي [درونگردي ـ برونگردي]، مؤلف مي‌توانست به جاي استفاده از دو منبع عمومي (انگيزش و هيجان : ريو، 1980؛ روانشناسي : گروس، 1992) از آثار متعدد تخصصي سود جويد.
افزون بر اين، راهبرد تأليفي برجسته‌اي براي سازماندهي فصلهاي کتاب اختيار نشده است. در فهرست منابع تنها دو کتاب با عنوان تفاوتهاي فردي (آيسنک، 1994؛ بيرچ و هيوارد، 1994) آمده است، در صورتيکه دسترسي به کتابهاي متنوعتر و جديدتر در زمينة تفاوتهاي فردي شايد مي‌توانست منابع الهام‌بخشي براي سازماندهي فصلهاي کتاب باشد.
«در کتاب حاضر مسايل روش‌شناختي مورد بحث قرار نگرفته‌اند». ابراز چنين محدوديتي از سوي مؤلف اثر، توجيه‌پذير نيست. ديد‌هاي تأليفي جديد در سازماندهي کتابهاي تفاوتهاي فردي، در حول محور روش‌شناسي تبلور يافته‌اند. گسترة روشهاي اندازه‌گيري تفاوتهاي فردي و تطبيق روشها با زمينه‌هاي مورد اندازه‌گيري، اصل راهنماي مناسبي براي تأليف کتابهاي تفاوت فردي به شمار مي‌رود.
بدين ترتيب، در حالي که نکات عمده‌اي مانند اندازه‌گيري تفاوتهاي فردي، نظرية رگه ـ حالت، نظرية تحليل عاملي، ساختار و اندازه‌گيري تواناييها و استعدادها، هوش هيجاني، تستها و ... بررسي نشده‌اند به ارائه بحثهايي پرداخته شده که نشاني از ارتباط آنها با زمينة تفاوتهاي فردي وجود ندارد. (براي نمونه، تمامي فصل نهم).
شيوة نگارش کتاب در بسياري از موارد اصول نگارش متون علمي تخطي کرده است.
براي بسياري از بندهاي کتاب منبعي ذکر نشده و در برخي از موارد، نام مؤلفان در متن بدون ذکر تاريخ آمده است. همچنين ذکر پاره‌اي از منابع ناموجه است؛ براي نمونه، توضيحهاي مربوط به آزمون آرمي بتا و آستانه‌ها، و ... به منبع شمس‌آباد، 1382، ارجاع داده شده است. يا براي مطالب ساده و قابل دسترس در منابع لاتين به کتابهاي فارسي استناد شده است؛ براي نمونه، حسيني، 1378 (صفحة 49)؛ احمدي، 1382 (صفحة 169)؛ گنجي، 1380 (صفحه‌هاي 4، 6 و 10).
برخي از معادلهاي فارسي براي اصطلاحها پيشنهاد مي‌شوند : اقتدارگرايي به جاي خودکامگي براي authoritarianism، تحول به جاي رشد براي development، تمايزيافتگي به جاي تمايز برايdistinctiveness برونگردي به جاي برونگرايي براي extroversion، ناوابسته به جاي نابسته براي independent، برانگيختگي به جاي تکانشگري براي impulsivity، درونگردي به جاي درونگرايي براي introversion ، احليلي به جاي آلتي براي phallic، روان آزردگي به جاي روان رنجوري براي neurosis، جامعه‌طلبي به جاي آميزگاري براي sociability، جامعه‌طلب به جاي معين اجتماعي براي prosocial، ديگر دوستي به جاي نوع دوستي براي altruism، همدردي به جاي همدلي براي empathy، حسي به جاي احساس بيروني براي sensing، احساس به جاي احساس دروني براي feeling، همچنين، در پشت جلد کتاب، در درج نام لاتين کتاب اشتباهي واقع شده که نيازمند تصحيح است.
سخن آخر
اميد است که مؤلف در ويرايشهاي بعدي کتاب، با اهتمام افزونتر و تجديدنظر بنيادي در سازماندهي و محتواي فصلها، منبع درسي موجه‌تري در اختيار دانشجويان رشتة روانشناسي قرار دهد.

مجله روانشناسان ایرانی
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

پست توسط mahshid-banoo »

اسطورة روان تحلیل‌گری
The Myth of Psychoanalysis


-زیگموند فروید بنیانگذار روانکاوی
- علیرضا جزایری
- نشر دانژه


«بخش پژوهشی نشر دانژه پس از روزها گفتگو و رایزنی، بر آن شد تا از فرهیختگان و خبرگان علوم رفتاری و تعلیم و تربیت کشور درخواست کند که مجموعه‌ای یکصد و بیست جلدی از زندگینامة نظریه‌پردازان این حوزة معرفت را به رشتة تحریر درآورند .... از این رو، دوران کودکی، شرایط خانوادگی، زمینة اجتماعی، فرایند تحصیلی، مبانی فلسفی و چهارچوبهای تئوریک، کاربردها و نقد نظریه‌از جمله فصول ثابت و همسانی است که در تدوین این مجموعه گنجانده شده است ... کتاب حاضر، دفتری از این مجموعة 120 جلدی است که به زیگموند فروید اختصاص یافته است».
این پیشگفتار مبهم و متناقض ناشر، که دانشجویان را مخاطب خود قرار داده است، برگرفته از کتاب «زیگموند فروید بنیانگذار روانکاوی» تألیف علیرضا جزایری است که توسط نشر دانژه، در 168 صفحه در سال 1383، ذیل مجموعة 120 جلدی بزرگان روانشناسی و تعلیم و تربیت، برای نخستین بار انتشار یافته است.
مروري بر اثر
کتاب شامل زندگینامه زیگموند فروید در یک نگاه، هشت فصل، پی‌نوشتها، فهرست منابع و پیوستها (واژ‌ه‌نما، موضوع نما، نام‌نما و جای نما) است.
در زندگی زیگموند فروید در یک نگاه، رویدادها به ترتیب تاریخی آورده شده‌اند. از 1856 میلادی ، تاریخ تولد فروید تا 1939 میلادی، تاریخ مرگ فروید.
فصل اول به شرح بافت خانوادگی فروید اختصاص یافته است. در این فصل شجره‌نامة فروید مرور شده است.
فصل دوم، گذری است بر وقایع دوران حضور فروید در دانشکده پزشکی؛
تحصیل در پاریس، عنوان فصل سوم است. فروید به دیدار شارکو نایل می‌شود. بحث در باب هیپنوتیزم و هیستری در این فصل پی گرفته می‌شود.
فصل چهارم به زمینه‌هایی از زندگی فروید اشاره دارد که تفسیر رؤیاها [خواب دیده‌ها] و تداعی آزاد را جانشین هیپنوتیزم کرد و منجر به طرح نظریة روانکاوی [روان تحلیل‌گری] شد.
فصل پنجم، آخرین فصل از زندگینامه فروید است. آغاز و پایان جنگ جهانی اول، اشغال اتریش توسط نازیها در سال 1938 میلادی و مهاجرت فروید به انگلستان و مرگ وی در سپتامبر 1939 میلادی، فصل پایانی زندگی فروید است.
در فصل ششم، با طرح نظریة روانکاوی [روان تحلیل‌گری] و درمان، نظریة فروید شرح داده شده است. دیدگاه جبرگرایی [جبری‌نگری] به شخصیت، ساختار شخصیت، پویایی شخصیت و رویکرد [روی‌آورد] تحولی به شخصیت (شامل مراحل تحول عاطفی)، در این فصل بررسی شده است.
در فصل هفتم، مفاهیم اصلی در نظریة فروید (اضطراب، ساز و کارهای دفاعی و روش درمانی [درمانگری] طرح شده است. تقسیم‌بندی اضطراب، توضیح بخشی از ساز و کارهای [مکانیزمهای] دفاعی و بحث مفاهیمی چون مقاومت، انتقال و انتقال متقابل در این فصل برجسته شده‌اند.
و در فصل هشتم، مکاتبه‌های فروید و اینشتاین دربارة پرخاشگری انعکاس یافته است.
برجستگی اثر
نثر روان و شیوه مؤلف، اثر را جذاب و خواندنی نموده است. نمایه‌ها کمک سودمندی برای خوانندگان به شمار می‌روند. هرچند محتوای موضوعهای نظری کتاب (فصلهای ششم و هفتم) از سطح کتابهای روانشناسی دانشگاهی نازلتر است، اما برای دانشجویان رشته‌های غیرروانشناسی به حد کفایت پرورانده شده است. در همین زمینه اگر انتقادی وارد باشد، متوجه ناشر اثر است که در عین تأکید صریح بر زندگینامه‌نویسی، بدون توجه به متن اثر، به خواننده وعدة نقد نظریه داده است.
کاستيهای اثر
محتوا و ساختار کتاب نسبت به کتابهای مشابه واجد بداعت ویژه‌ای نیست. به وعده‌های ناشر در متن اثر عمل نشده است و مبانی فلسفی و نقد نظریه فروید درکتاب غایب است. شیوه نگارش کتاب از اصول نگارش متون علمی دور شده است و الگوی مناسبی برای مخاطبان (دانشجویان) که باید از خلال آثار اساتید، شیوه نگارش علمی را بیاموزند، نیست. شیوه مستندسازی منابع رعایت نشده و مؤلف در متن کتاب هیچگاه به منابعی که از آنها بهره گرفته استناد نکرده است.
معادل‌سازیهای فارسی برای اصطلاحهای تخصصی دقیق نیستند، در حدی که به نظر می‌رسد معادلهای ذکر شده در متن و واژه‌نما توسط دو مؤلف تنظیم شده است. analstage (در متن : مرحلة مقعدی، در واژه‌نما : دورة نشیمنگاهی) idealego (در متن : خود آرمانی، در واژه‌نما : من ایده‌آل)، regression (در متن : واپس‌روی، در واژه‌نما : پس رفت ، بازگشت)، repression (در متن : سرکوبی، در واژه‌نما : واپس‌رانی)، unconscious (در متن : ناهشیار، ناهوشیار، در واژه‌نما : ناخودآگاه)، phallic stage (در متن : مرحلة آلتی، در واژه‌نما : دورة احلیلی)، ....
سخن آخر
فصلنامة روانشناسان ایرانی از این رو به بررسی کتاب زیگموند فروید همت گماشت که دعوی ناشر را برای ارائه یک مجموعة 120 جلدی از بزرگان روانشناسی و تعلیم و تربیت، به منظور طرح مسیری برای جستجوی پرمعنا برای دانشجویان را جدی گرفت. امید است ناشر اثر نیز دعوی خود را جدی بگیرد.

مجله روانشناسان ایران
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

پست توسط mahshid-banoo »

روش پژوهش علمی
Scientific Research Method


«كتاب حاضر به عنوان منبعي براي آشنايي با زمان و تفكر علمي،‌محدود به چيزي است كه به عنوان روش علمي پذيرفته شده و بر اين باور نوشته شده است كه اصولاً درك فعاليت پژوهش علمي كه همان مطالعة عيني و كنترل شده روابط بين پديده‌ها‌ست بي‌معنا خواهد بود. مقصود اصلي كتاب، تشويق و ترغيب دانشجويان به تفكر منطقي، اصولي، ساختاري، و نشان دادن كيفيت هيجان‌برانگيز پژوهش علمي به طور كلي و بنابراين تأكيد آن متوجه درك اصول مسائل پژوهش علمي است.»
اين پيشگفتار برگرفته از كتاب «شناخت روش علمي در علوم رفتاري» از حيدرعلي هومن، استاد برجسته قلمرو روش تحقيق است كه به همت سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاه‌ها (سمت)، در 524 صفحه در سال 1386 انتشار يافته است. كتاب حاضر ويرايش جديدي از كتابي است كه پيش از اين با عنوان مشابه منتشر شده بود. در بازنگري جديد افزون بر بارورتر كردن فصلها، هفت فصل به كتاب اضافه شده است كه سه فصل تقطيع فصلهاي قبلي‌اند و چهار فصل از فصلهاي جديد كتاب هستند (فصلهاي سوم، ‌چهارم، دهم و چهاردهم ويرايش جديد). ذكر اين نكته قابل تأمل ضروري است كه كتاب در ويرايش قبلي، در سال 1374 به عنوان كتاب سال انتخاب شده بود.

مروری بر اثر
كتاب شامل پيشگفتار مؤلف، بيست فصل، كتابنامه و واژه‌نامه انگليسي به فارسي است. در پيشگفتار، مؤلف پس از بيان هدف اصلي اثر، و بر شمردن ويژگيهاي خاص ويرايش جديد، بر اهميت مفاهيم آماري در يادگيري مطالب تأكيد كرده است.
در فصلهاي اول و دوم،‌پس از اشاره به راههاي كسب دانش و جايگاه علم در بين روشهاي دستيابي به دانش،‌هدفهاي علم،‌ يعني؛ توصيف،‌ تبيين، پيش‌بيني و كنترل مورد بحث قرار گرفته است.
در فصلهاي سوم و چهارم، مفاهيم بنيادي مانند انگاره،‌ الگو و مدل متمايز شده‌اند و ارتباط اين مفاهيم با تئوري تحليل شده است.
فصلهاي پنجم و ششم، به ماهيت پژوهش علمي و مراحل روش علمي اختصاص يافته‌اند. ويژگيهاي فرايند پژوهش، نقش روش‌شناسي در پژوهشهاي علمي و ملاحظه‌هاي اخلاقي در پژوهش از مباحث فصل پنجم‌ و تنظيم مسئله، تدوين فرضيه، تدوين طرح پژوهش و تدوين تئوري از جمله مراحل مختلف روش علمي است كه در فصل ششم به بحث كشيده شده است.
توضيحات مبسوط در باب چگونگي انتخاب و ويژگيهاي مسئله پژوهش در فصل هفتم و چگونگي تشكيل و ويژگيهاي فرضيه‌ها در فصل هشتم ارائه شده‌اند.
در فصل نهم پس از ارائه پايه‌هاي مفهومي پژوهش، يعني؛ سازه‌ها و متغيرها، به تعاريف نهادي و علمي در پژوهش‌ علمي پرداخته شده است.
ادبيات و پيشينه پژوهش، اهميت، شيوه تدوين و به كارگيري آن در ارتباط با بيان مسئله و تدوين فرضيه‌ها،‌ موضوع فصل دهم است.
فصل يازدهم به طبقه‌بندي، نام‌گذاري و تشخيص متغيرها و فصل دوازدهم به بحث واريانس و نقش آن در پژوهش علمي اختصاص يافته‌اند.
نمونه‌برداري، موضوع فصلهاي سيزدهم و چهاردهم است. در فصل سيزدهم،‌ اهميت اصطلاحها و مفاهيم نمونه‌برداري، ‌همچنين روشهاي مختلف نمونه برداري، ارائه شده و به نمونه برداري در پژوهشهاي كيفي و انواع اين طيف از نمونه‌برداري پرداخته شده است. فصل چهاردهم به برآورد حجم نمونه اختصاص يافته است. از جمله مباحثي كه در اين فصل آمده است مي‌توان به عوامل مؤثر در حجم نمونه، روشهاي برآورد حجم نمونه و حجم گروه نمونه در پژوهشهاي كيفي اشاره كرد.
تحليل و تفسير داده‌هاي پژوهش بحث فصل پانزدهم است. كاربرد فنون آماري، توصيف و استنباط،‌ سطوح مختلف اندازه‌گيري، اصول تحليل و تفسير داده‌ها، راهبرد آزمون تئوريها، قواعد دسته‌بندي داده‌ها، انواع تحليلهاي آماري، تعبير و تفسير داده‌هاي پژوهش، ... و تعبير و تفسير داده‌ها،‌ در اين فصل به بحث كشيده شده است. فصل پانزدهم به همراه فصل نوزدهم مفصل‌ترين فصلهاي كتاب هستند.
روايي طرحهاي پژوهشي موضوع فصل شانزدهم است كه از خلال طرح مسائلي مانند، اعتبار و روايي اندازه‌ها، روايي دروني و بيروني پژوهش، شناسايي متغيرهاي نامربوط و عوامل تهديد كننده روايي دروني و بيروني طرح پژوهش دنبال شده است.
فصل هفدهم به فنون دستكاري و كنترل متغيرها اختصاص يافته است. مباحث از انواع مطالعات پژوهشي آغاز و با معادل كردن گروههاي كنترل و آزمايشي به انجام مي‌رسند.
عنوان فصل هجدهم، «طرح پژوهش: معنا،‌ هدف و اصول آن» است كه در آن به هدفهاي طرح پژوهشي،‌ طرح پژوهش به عنوان كنترل واريانس، پايه‌هاي استنباطهاي علّي و مؤلفه‌هاي طرح پژوهشي پرداخته شده است.
در دو فصل پاياني (نوزدهم و بيستم) طرحهاي پژوهشي بررسي شده‌اند. فصل نوزدهم به طرحهاي آزمايشي (پيش‌آزمايشي و آزمايشي) و فصل بيستم به طرحهاي همبستگي و شبه آزمايشي اختصاص يافته‌اند.

برجستگی اثر
به رغم تمركز كتاب بر مطالب مفهومي و موارد فني،‌ جذابيت كتاب براي علاقه‌مندان به پژوهش علمي حفظ شده است. افزوده شدن فصلهاي جديد در ويرايش جديد جامعيت كتاب را به همراه داشته است. سازماندهي فصول كتاب منطقي و به گستره موضوعها انسجام بخشيده است.

کاستیهای اثر
فقدان واژه‌نامه فارسي ـ انگليسي،‌ نماية اسامي افراد و نماية موضوعي از كاستيهاي اثر است. برخي از معادلهاي فارسي براي اصطلاحهاي تخصصي پيشنهاد مي‌شود: تك بررسي به جاي مطالعه موردي براي case study، بازخورد به‌جاي طرز فكر براي attitude ، حس مشترك به‌جاي شعور عادي، common sense، مفهوم‌سازي به‌جاي مفهومي ساختن conceptualization، عيني به‌جاي ملموس concrete، شناخت شناسي به‌جاي دانش‌شناسي براي epistemology، نمويافتگي به‌جاي رشد براي maturation، پديدارشناسي به‌جاي پديده‌شناسي براي phenomenology، جهت نايافته به‌جاي بدون جهت براي non-directional، فاعليت به‌جاي ذهنيت براي subjectivity، واكنش‌پذيري به‌جاي واكنشي‌ـ ‌بودن reactivity ، واقع‌نگري به‌جاي واقع‌گرايي realism، مثلث‌سازي به‌جاي اجماع سه سويه triangulation.

سخن آخر
محتواي كتاب «شناخت روش علمي در علوم رفتاري» شامل همه مطالب درسي معادل 3 واحد درس روش تحقيق دوره‌هاي كارشناسي و كارشناسي ارشد است. همچنين مطالب به گونه‌اي تهيه شده است كه بتواند در پژوهشها به ويژه در امر تهيه پايان نامه تحصيلي دانشجويان فوق ليسانس و بالاتر نيز مفيد افتد.
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2732
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۳۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 12804 بار
سپاس‌های دریافتی: 4580 بار

پست توسط كيارش »

با تشكر از مقالات مفيدتون
يه سوالي از دوستان اهل فن داشتم آيا كتابي هست كه شيوه هاي روان شناسي رو به طور ساده(زير ديپلم) توضيح بده؟
اسمش و محلي كه مي تونم پيدا كنم>


با تشكر :)
 [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]  این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود,    
  [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر    
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

پست توسط mahshid-banoo »

درود

روانشناسی حوزه های مختلفی داره.مثل روانشناسی رشد ، اجتماعی ، ادراک ، انگیزش و هیجان ، شخصیت و ...
کتاب هایی با عنوان روانشناسی عمومی خلاصه این علمه تو حوزه های مختلف که توی همه زمینه ها توضیح داده.
یکی از کتاب های خوبی که وجود داره زمینه روان شناسی سانتراک هست ترجمه مهرداد فیروز بخت و انتشارات رسا . هیلگارد هم خوبه.

این کتابها رو معمولا ترم های اول رشته روانشناسی معرفی میکنن تا دانشجوها یه زمینه کلی بیاد دستشون.کتاب جامع و خوبیه و با توجه به اینکه حجیمه میتونید اونو از کتاب خانه ها هم تهیه کنید .

:razz: :razz: :razz:
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2732
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۳۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 12804 بار
سپاس‌های دریافتی: 4580 بار

پست توسط كيارش »

mahshid-banoo, خانوم با تشکر از جوابتون :razz:


من دنبال کتابی ام که در مورد حالات مردم و معانی که می ده صحبت کنه یعنی برای مثال اگر این کارو کردند یعنی دروغ می گن و....و در کل نوعی خواندن ذهن.

آیا این کتابی که شما ذکر کردین در همین مورد است ؟ :-x
 [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]  این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود,    
  [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر    
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

پست توسط mahshid-banoo »

درود

جنابكيارش, عزيز
من فکر ميکنم اينجا يه اشتباهي صورت گرفته!
شما روانشناسي رو با پيشگويي اشتباه گرفتيد.
روانشناسي کاملا يک علمه مثل فيزيک شيمي پزشکي چون قابل ازمايشه .
و البته من و دوستانم خيلي سعي کرديم تو اين انجمن از مطالب علمي استفاده کنيم تا شبهات درباره روانشناسي برطرف بشه اما مثل اينکه زياد موفق نبوديم.
بهر حال خوشحالم که موقعيتي پيش اومد تا سوئ تفاهمات برطرف بشه :-)
البته موضوعي با عنوان زبان بدن مطرح هست که شايد تا حدي پاسخگوي سوال شما باشه. که تو همين انجمن هم يه تاپيک کامل در موردش گذاشته شده توسط naghme عزيز که ميتونيد استفاده کنيد http://www.centralclubs.com/viewtopic.php?t=33037#top
موضوع ديگه اي هم هست که شايد کمکتون کنه . روانشناسي اجتماعي .که به عنوان اولين کتاب تو اين تاپيک معرفي کردم.کتاب فوق العاده اي است.خودم خيلي دوسش دارم.
تو روانشناسي اجتماعي ما ميخونيم که افراد در شرايط مختلف چه عکس العملي ممکنه از خودشون نشون بدن يا اينکه چه موقعي تاثير گذاري حرفشون ممکنه بيشتر بشه.يا اينکه رسانه چگونه رو تفکرات افراد تاثير ميزارن (مباحث کاملا علميه و توسط ازمايشهاي مختلف و کنترل شرايط تجربه شده)
و البته همه اينها با ذهن خواني خيلي متفاوته :-o اميدوارم متوجه منظورم شده باشيد و تونسته باشم تو اين زمينه کمکتون کنم.

:razz: :razz: :razz:
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: *معرفي کتب جالب روانشناسي*

پست توسط mahshid-banoo »

[SIZE=150]خاستگاه هشياري در فروپاشي ذهن دو جايگاهي

The Origin of Consciousness in the Breakdown of the Bicameral Mind
 

هشیاری به منزله یک تجربه فاعلی، بدیهی پنداشته می‌شود و مشخص کردن آن، تنها از طریق نفی و با استفاده از مفاهیمی مانند بی‌هوشی، خواب یا دلریوم1، امکان‌پذیر است. اما اگرچه وجود ذهن یا هشیاری از دیدگاه روان‌شناسی پذیرفته شده اما ماهیت آن، مانند ماهیت مادّه برای فیزیکدانها و ماهیت زندگی برای زیست‌شناسان ناشناخته است.

مروری بر اثر
خاستگاه هشیاری در فروپاشی ذهن دو جایگاهی2 (1990) در سه جلد تدوین و در سه جلد نیز ترجمه شده است. در کتاب اول، پس از ارائة یک فصل مقدماتی با عنوان «مقدمه : مسئلة هشیاری»، شش فصل تحت عنوان «ذهن انسان» آمده است : «هشیاری به هشیاری»؛ «هشیاری»؛ «ذهن ایلیاد»؛ «ذهن دو جایگاهی»؛ «مغز دوگانه»؛ «منشأ تمدن». عنوان کتاب دوم «گواهی تاریخ»، و دارای شش فصل است : «خدایان، گورها و بتها»؛ «حکومتهای دینی دو جایگاهی دارای خط»؛ «دلایل هشیاری»؛ «تحول ذهنی در بین‌النهرین»؛ «هشیاری خردورزانة یونان»؛ «هشیاری اخلاقی عبرانی‌ها (آوارگان)». کتاب سوم، با عنوان «آثار ذهن دو جایگاهی در جهان مدرن» هفت فصل دارد : «در جستجوی کسب اقتدار»؛ «دربارة پیامبران و تسخیر»؛ «دربارة شعر و موسیقی»؛ «هیپنوتیسم (خوابواره)»؛ «اسکیزوفرنی»؛ «طلایه‌دارهای علم»؛ «سخن پایانی».
هر سه جلد کتاب فاقد کتابنامه و نمایه است و منابع در زیرنویس کتاب آمده‌اند. در مقدمه جلد دوم در یک بند به اظهارنظر مجلة روان‌پزشکی امریکا درباره جاذبه این اثر در حد تفسیر خوابدیده‌های فروید اشاره شده بدون آنکه مشخص شود که آیا این اظهارنظر توسط چه کسی عنوان شده است. چون بی‌تردید یک مجله علمی هرگز چنین موضع‌گیریهایی ندارد.
جولیان جینز3 در کتاب خود از زاویه‌ای بسیار متفاوت به مسئله ماهیت و خاستگاه هشیاری می‌پردازد. در کتاب اول، در فصل مقدماتی، وی هشیاری را آنچنانکه همه تجربه می‌کنند معرفی می‌کند. سپس در فصل اول، به تحلیل ماهیت، کنشهای هشیاری و شاخصهای موجودیت آن می‌پردازد. اما تمام بررسیها ناکام می‌مانند. هیچ اثر واقعی از هشیاری در نظام روانی انسان وجود ندارد زیرا هیچیک از کنشهای روانی ـ از جمله ادراک، یادگیری و تفکر ـ بر هشیاری متکی نیستند. در فصل دوم، در بررسی این «هیچ چیز»، وی به این نتیجه می‌رسد که مفهوم هشیاری ساخته‌ای استعاری است که مصداق واقعی ندارد بلکه حاصل توانایی استعاری زبان در خلق جهان بیرونی در درون انسان است. نویسنده در فصل سوم، به این نکته پرداخته است که پیش از گسترش توانایی استعاری زبان، تمام کنشهای روانی بدون هشیاری وجود داشته‌اند. از نظر او کنشهای ذهنی در آن زمان به گونه‌ای متفاوت بوده‌اند. در فصل چهارم، وی وضعیت روانی خاصی را با عنوان «ذهن دو جایگاهی» آن زمان معرفی می‌کند. این عبارت، بیانگر دوگانگی ذهنی است که در آن کنشهای ذهنی فاقد مبنای واحد یا یکپارچگی هستند. در ذهن دوگانه، بخش مهمی از فعالیتهای ذهنی به عنوان دریافتهایی از منابع ناشناخته، ساختگی یا توهمی تجربه می‌شود که غالباً خدا یا نیروهای ماوراء الطبیعی خوانده شده است و بخش دیگر، دارای ماهیتی حسی ـ حرکتی، به معنای فاقد عملیات1 ذهنی، فضای ذهنی و هرگونه تجربة فاعلی2 است. به گفتة نویسنده، انسانها، مانند آدم مصنوعی بوده‌اند و تجربه‌های توهمی آنها که در بردارندة انگیزه‌ها، سازماندهی و برنامه‌ریزی، اراده، هدفمندی، رهبری و هدایت بوده به خدایان نسبت داده می‌شده‌اند. در واقع تمام اینها، به صورت «گفتار» یا «فرمان» دریافت می‌شده است. این خدایان، ساختة دستگاه عصبی مرکزی بوده‌اند که از طریق نوعی سازش‌یافتگی تحولی پدید آمده‌اند. در جلد دوم کتاب، یافته‌های تاریخی، براساس این الگوی تفسیری، تبیین شده‌اند. در جلد سوم، مشاهده‌های جوامع بشری کنونی، با توجه به دیدگاه نویسنده تفسیر شده‌اند.

برجستگی اثر
طرح افکاری که با تفکر روزمره بسیار متفاوتند ویژگی مهم این اثر است. نفی وجود هشیاری، برخلاف تجربه و تصور هر خوانندة این کتاب است. نکته‌ای که در سراسر کتاب جلب توجه می‌کند گستره وسیع اطلاعات نویسنده در قلمروهای مختلف مانند روان‌شناسی، عصب‌شناسی، باستان‌شناسی، زبان‌شناسی، ادبیات و فلسفه است.

کاستیهای اثر
نوعی دوگانگی در نوشته‌های کتاب وجود دارد. نویسنده، با نفی واقعیت هشیاری، آن را به عنوان یک «کُد» ساختة ذهن معرفی می‌کند. اما به گونه‌ای از گذشتگان 3000 سال پیش که فاقد هشیاری بوده‌اند سخن می‌گوید که انگار هشیاری، حالت، تجربه یا وضعیتی واقعی است. آدم مصنوعی بُعد بازسازی استعاری جهان بیرونی و دارای استعارة هشیاری، انسان کنونی است. اما از دیدگاه نویسنده، همچنان هشیار نیست.
از سوی دیگر، نویسنده در جهت اثبات دیدگاه خود، در موارد مختلف به تجربة فاعلی فرد در مورد هشیاری رجوع می‌کند و هر گاه این رجوع ثمربخش نیست، به مشاهده‌های عینی، به‌عنوان معیاری برای وجود هشیاری، می‌پردازد. برای مثال، شرطی‌سازیها فراتر از هشیاری تحقق می‌یابند. این نکته با رجوع به تجربه‌های هشیار، قابل فهم است. اما ادراک، ارتباط مشخص‌تری با هشیاری دارد. هنگام بررسی یادگیری براساس شرطی سازی، نویسنده به تجربه‌های فاعلی خواننده متوسل می‌شود. اما هنگام بررسی ادراک، به پاسخهای گلبولهای سفید به باکتریها استناد می‌کند که باید با نوعی ادراک، آنها همراه باشد. سپس، نتیجه می‌گیرد که چون نمی‌توان ادعا کرد در هر میلیمتر خون خود، شش هزار واحد هشیاری داریم، بنابراین، ادراک و هشیاری دو پدیدة متفاوتند.
نکتة مهم دیگر، دوگانه بودن ذهن پیش از زمان پیدایش هشیاری است که البته هنوز جلوه‌هایی از آن (برای مثال، در تجربه‌های توهمی افراد بهنجاریا توهمهای بیماران روان گسیخته) قابل مشاهده است. یک بخش ذهن یا یک جایگاه آن، انجام‌دهندة اعمال و دریافت‌کننده‌های فرایندهای فکری، و بخش دیگر آن، توهمی و به دور از هشیاری است و جایگاه دیگر (که جایگاه خدایان نام گرفته است) ارائه‌دهنده یا القاکنندة انگیزه، تصمیم و تفکر است.
چرا باید جایگاه دوم را یک واحد بدانیم؟ استفاده از کلمة «دو» در عبارت دوگانه یا دو جایگاهی از دوتا بودن نیمکره‌های مغز گرفته شده است و مبین نوعی دسته‌بندی انتزاعی است تا مشاهدة عینی. به نظر می‌رسد، آزمونهای مربوط به آزمودنیهای دو پاره مغز1، گرهی از این مشکل نمی‌گشایند و شاهدی برای نویسنده فراهم نمی‌کنند. زیرا، تنها بیانگر مواردی هستند که جداکردن قسمتهایی از مغز (نیمکره‌ها) امکان‌پذیر و نمودهای آن در سطح حس و حرکت قابل بررسی بوده‌اند. افزون بر این، تبیینهای ارائه شده در مورد بیماران روان گسیخته، مبنی بر قرارداشتن منبع توهمها در نیمکرة راست مغز با یافته‌هایی که مبین فعال بودن بخش گفتاری نیمکرة چپ به هنگام تجربة توهم هستند، ناهماهنگ‌اند. به عبارت دیگر، این منبع بیگانه می‌تواند متعلق به همان نیمکره‌ای از مغز باشد که دریافت‌کنندة آن است. تجربه‌های تفرقی2 حسی، حرکتی، هیجانی و حتی شخصیتی را می‌توان در بیماران مختلف مشاهده کرد. بیماران دچار اختلالهای تفرقی احتمالاً مثالهای مناسبی برای نویسنده نبوده‌اند چه، برای مثال، تعداد شخصیتهای کاملاً متمایز در اختلال شخصیت چندگانه3 می‌تواند بیش از دو تا باشد. اما چندگانگی آنها بسیار مشخص‌تر از آزمودنیهای دو پاره مغز است. در داستانها و شواهد باستانی هم بهتر است از آنچه به عنوان فرد و غیرفرد ادراک می‌شود سخن گفت. اما نمی‌توان منبع تجربه‌های توهمی را لزوماً یکی دانست. بنابراین، مفهوم چندگانگی یا چند جایگاهی مناسبتر از دو جایگاهی است و محدودکردن چندگانگی ذهن به دوگانگی نیمکره‌های مغز ضروری به نظر نمی‌رسد. همچنین، طرح ناسازگاری هشیاری و چندگانگی ذهنی که پیامد داستانهای پیشینیان است نیازمند تبیینهای نظری است که نویسنده به آنها نپرداخته است. مطالب مربوط به آثار تاریخی و باستانی نیز بیشتر شامل تفسیر آنها براساس دیدگاه نویسنده است تا یک استنباط علمی.
توازی تحول فردی و نوعی، همواره مورد توجه نظریه‌پردازان بزرگی مانند پیاژه و فروید، بوده است. در حالی که نویسنده به‌طور مکرر به یافته‌های تمدنهای باستانی استناد كرده بدون آنکه به فرایند پیدایش زبان و عملیات ذهنی در فرد و جستجوی یک مبنای تحولی برای نظریة خود بپردازد. شايد بدين دليل كه مشاهده‌های تحولی، شاهدی برای نظریة نویسنده فراهم نمی‌ساخته‌اند.
به طور خلاصه، می‌توان گفت سبک استدلالی نویسنده در قسمت نفی هشیاری بسیار شبیه نوع استدلال جرج برکلی4 برای نفی وجود مادّه است و همان انتزاعهای گزینشی5 مقدمات و بیش تعمیم‌دهی6 نتایج را می‌توان مشاهده کرد. همچنین، استدلالهای او در نمایان ساختن دو جایگاهی بودن ذهن گذشتگان و سیطرة توهمهای مربوط به خدایان بر ذهن آنها، براساس مشاهده‌های تاریخی و باستانی، یادآور سبک استدلالی اریک فون دنیکن7، در اثر معروف ارابة خدایان، برای جستجوی آثار موجودات فضایی در تمدنهای پیشین بشری است.

سخن آخر
چند نکتة مهم در مورد ترجمة این کتاب قابل توجه است. نخست اینکه چرا مترجمانی که این اثر را در زمستان سال 2002 به فارسی برگردانده‌اند به ترجمة چاپ 1990 به جای چاپ 2000 پرداخته‌اند. این مشکل، احتمالاً حاصل بی‌نیازی مترجمان ایران از درخواست اجازة رسمی از مؤلف برای ترجمة کتاب است. نکتة دوم، مربوط به استفاده از کلمة آگاهی است. این کلمه بسیار گسترده و دارای معانی متعددی است و به مفاهیمی مانند شناخت، توجه، عقل، یادگیری و بینش اشاره دارد. در صورتیکه، منظـور نویسندة کتاب، صرفاً «هشیاری» است و آگاهی را مقوله‌ای جداگانه می‌داند. این مسئله، ممکن اسـت دشواریهایی را در فهم مطالب ایجاد کند.
نکتة دیگر این که نویسنده در سراسر نوشته‌های خود نقش تعیین‌کننده‌‌ای برای انگیزه‌ها، احساسها و عواطف، در تبیین موضوعهای تحلیل خود قائل نیست. تنها در قسمتهـای پایانی جلد سوم، احساس را به عنوان رفتاری زیست‌شناختی، سازمان‌یافته و دارای مبانی زیست ـ شیمیایی تلقی می‌کند. این مسئله، احتمالاً بیانگر اجتناب از مفاهیمی است که انسجام نوشته‌ها را تهدید می‌کنند.
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”