تاريخ: چهارشنبه 7 فروردين 1387 - 02:57 ذخيره کردن پست عنوان:
--------------------------------------------------------------------------------
درود
با گفتن تبريک سال نو و نوروز باستاني ( که در تايپيک قبل يادم رفت ) و خسته نباشيد خدمت دوستان تايپ امروز را شروع مي کنم .
در پيشگويي هاي فردي عرب در اويل آخرين دهه حکومت شاه آمده مردم پيشوايان خود را از خياباني طولاني و پر درخت از درختان طويلي دار زده و براي مدتي کمتر از روز به همان حال نگاه مي دارند .
باز در پيشگويي از همان فرد آمده مردم از نيازمندي به حدي مي رسند که به قبرستان ها مي روند و از خدايشان طلب مرگ مي کنند .
و اما من شنيدم حذفيات ( سانسوري ها ) کتاب نستراداموي که سر شار از دوران جمهوري خميني در بازار تهران به طور قاچاق به قيمت گزاف به فروش مي رسد کسي اطلاعي نداره که جريان چيه و اون سانسوري ها را چگونه مي توان يافت با هزينه کم .
من امشب از کتاب نستراداموس فالي گرفتم به نيت ايران متن را برايتان درج مي کنم :
سانتوري 6 - سروده 98
نابودي
در انتظار (( ولسکو )) است
و زان پس وحشتي ترس آور
فرا مي رسد
و شهر بزرگ آنان
از رفتارهاي بيمار ناکانه
در حمله به مردان دين
تاراج نمايه هاي ماه و خورشيد
وتجاوز به پرستشگاه ها
و سرخ کردن آب هاي جاري
از خون
بي آبرو
رسوا
و لکه دار مي شود .
يه نکته اي مهم توجهتان را جلب مي کنم گويا سروده 100 سانتوري 6 قرار بوده آخرين سروده نستراداموس باشد اين را از يک اهل فن شنيدم :
سانتوري 6 - سروده 100
شايد
کساني که اين سروده را مي خوانند
درباره آن
اندکي
ژرف بينديشند
اجازه بدهيد
مردم بدکنش و بدانديش و ناآگاه
از اين جا دور شوند
بگذاريد تمامي کوکب شماران
وحشي ها نا آگاهان
از اين جا
بسيار دور شوند
اجازه بدهيد آن مرد
آن که رفتاري متفاوت با ديگران دارد
همان کشيشي باشد
که آخرين تشريفات مذهبي را
((براي من))
انجام مي دهد .
چنان که انديشه در مي يابد اين سروده آخرين الهام نوستراد آموس است حالا چرا پس از آن سروده هاي ديگري هم سروده است نمي دانيم شايد در اشعار او جابجايي هايي انجام شده است و سروده 100 سانتوري 10 جايش را با اين سروده عوض کرده باشد .
شايد هم پيشگو در بحران روحي در هنگامي که مرگ را به خود نزديک مي ديده اين سروده اما زان پس چنان بهبودي يافته که توانسته به سرودن بقيه سروده هايش ادامه بدهد . به هرسان برآيند اينجانب از اين سروده به جز اين نيست .
اولين سروده نستراد آموس :
سانتوري 1 - سروده 1
شباهنگام
خيزه به نشانه اي الهام بخش
که
بر سه پايه اي برنجين جاي دارد
نشسته است
در پنهان
رخشه اي باريک بر مي افروزد
و او را که خويشتن فراموش کرده است
شادمانه
مي شکوفاند .
در اين سروده خواننده با روش آينده خواني نوستراد آموس آشنا مي شود روشي که از گذشته هاي بسيار دور در ايران در بابل در اورشليم در آتن در روم و در ميان بيشتر قبيله هاي باستاني به کارگرفته مي شد و هنوز هم مي شود کاهنان معبد بزرگ ((دلف)) غيبگويان مکتبي ((سيبل)) و ((ديونيزوس)) در يونان کارياران معابد ((وستا)) در روم و مغ هاي اسرارساز ميتراييدر مهرخانه هايي سر پوشيده به کار مي گرفتند و زان پس مرده ريگ آنان به افلاتوني هايي رسيد که فلسفه آرايه شده آنان بيشتر ميراث آرياييان ميترايي = زرتشتي بوده از پي آنان نو افلاتوني هاي پيروپلوتونيوس = فلوتين نيز همچنان راه آنان را پي گرفتند .
در اين شيوه پيشگو روي به روي سه پايه اي برنجين که جامي مملو از آب بر آن نهاده شده است مي نشست و آن قدر به جام خيره مي شد تا شعله هاي الهام در ذهنش روشن مي شد و نقش هايي را که بر ساخته ذهن خود او بود در آينه آب باز مي ديد و از ديدگاه خود چيستي آنها را دريافت مي کرد و زان سپس بر آن شرحي باز مي نوشت .
آخرين سروده نستراد آموس :
سانتوري 10 - سروده 100
کشور انگلستان
به امپراطوري نيرومندي بدل مي شود
که به مدت سيصد سال
قدرت خود را حفظ خواهد کرد
نيروهايي بسيار
از زمين ها
و درياها
گذر خواهند کرد
اما
کشور پرتقال
هيچ احساس خشنودي
نخواهد کرد .
هيچ آشکار نيست که نستراد آموس از کدامين دوره کشور انگلستان سخن مي گويد شک بشتر به دوران شکوهمند پادشاهي اليزابت اول مي رود که اگر به تاريخ آن که سال 1558 ميلادي است توجه کنيم در مي يابيم که پيشگو از زماني که بين حکمروايي ملکه اليزابت تا ملکه ويکتوريا سپري شده است البته با پنجاه سال اشتباه ياد کرده و آن سال ها را دوران بالندگي و سرافرازي انگلستان ميداند . اما درباره بخش دوم اين الهام که به گذاره نيروهاي نظامي از زمين و دريا و ناخشنودي پرتقال اشاره کي کند چون مفهوم روشني را آرايه نمي کند هيچ نمي توان گفت .
پيشگويي از ايران :
سانتوري 5 - سروده 86
بزرگ شهر
که به يک سر و سه بازو
بخش شده است .
از جريان آب
به سختي آسيب مند خواهد شد
دسته هايي از
مردان بزرگ
که
در ميان گروه تبعيديان هستند
آواره مي شوند
پيشواي پرشيا
بر بيزانس
فشارهاي سختي
وارد خواهد آورد .
تفسير اين با خودتان
قسمت اول انشالله ادامه دارد
بدرود ياعلي
_________________
بدرود _ پاينده و خرسند باشيد _ ياعلي
شاه سعيد مبشري
000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000
تاريخ: چهارشنبه 7 فروردين 1387 - 14:14 ذخيره کردن پست عنوان:
--------------------------------------------------------------------------------
درود
چند پيشگويي ديگر از نستراد آموس :
پيشگويي درباره پاستور :
سانتوري 1 - سروده 25
گم شده اي
که در گذاره سده ها
از چشم پنهان بوده است
سرانجام ديده مي شود
از ((پاستور)) به سان تنديسه اي ايزدي
تجليل خواهد شد
و اين همه
در آن زمان که ماه پر باشد
اگر چه
از شايعاتي چند
او ((پاستور))
سرافکنده مي شود .
اين سروده به روشني از پاستور بزرگ که اينک يکي از پايه گزاران دانش پزشکي شناخته مي شود به نام ياد مي کند .
پاستور به تاريخ 14 نوامبر سال 1889 انستيتوي معروف خود را بازگشايي کرد گردش دوراني ماه هم از سال 1535 تا 1889 بود .
مخالفت هاي پي در پي آکادمي و دشمني ها و کارشکني هاي آشکار نه تنها در پيرامون اين مرد بزرگ جنجالي به راه انداخت بلکه سبب ساز افسردگي او نيز گشت . اگر چه از آن پس از او و مقام علمي او تجليل هاي بشياري شد .
در باره اسلام :
سانتوري 1 - سروده 18
به خاطر
ناسازگاري ها و تنش ها
و به سبب
فرو گذاشت هاي گل ها (فرانسويان)
به محمدي ها
شادماني شورانگيزي پديد مي شود
زمين سينا
و درياي سينا
در سرخاي خون فرو مي روند
و کشتي ها و قايق هاي بي شمار
بندر مارسي را
خواهند پوشانيد .
اين سروده به روشني نشان از آن دارد که در آينده مسلمانان با حمله به فرانسه که سبب کشتار وسيعي مي گردد و مرکزيت کشتار در صحراي سينا قرار دارد باعث سقوط بندر مارسي و فتح آن مي گردند . البته بنا به پيشگوييهاي ديگر سردمدار اين جنگها ايران بوده و مسلمانان د ر زير پرچم ايران و قطعا با برنامه ريزي ايران چنين حرکاتي انجام مي دهند ( ناگفته نماند به رهبري آيت ال... رهبر جهان اسلام و حومه )
قسمت دوم - انشاالله ادامه خواهد داشت .
بدرود
_________________
بدرود _ پاينده و خرسند باشيد _ ياعلي
شاه سعيد مبشري
000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000
تاريخ: چهارشنبه 14 فروردين 1387 - 09:23 ذخيره کردن پست عنوان:
--------------------------------------------------------------------------------
درود بر همه يارانم در اين تايپيک
دوستان بيان کردن چند نکته را براي ادامه روند کار پيشگويي هاي نستراد آموس بزرگترين پيشگويه مشهور لازم مي دانم حتما شما دوستان حرفه اي در بحث نستراد آموس مي دانيد که سروده هاي نستراد آموس در 10 سانتوري ( قرن ) و در هر سانتوري 100 سروده وارد شد البته نستراد آموس حرفهايه ديگه اي هم زده که در قالب نامه و وصيت و سروده هاي متفرقه يافت مي شود و سنديت دارند در کتاب , سروده ها بر طبق مصلحت در هر دوره اي سانسور مي شدند که امري طبيعي است براي حفظ امنيت آن حکومت آن دوره و حاکميت دوره ما هم مانند حاکميت دوره قبل ما از اين قاعده مستثني نيست و از رو من بر آن شدم که مطالبي که دارم را به سه بخش تقسيم کنم 1 _ مطالبي که رژيم حاکمه تاييد کرده و در آن هيچ شکي نيست 2 _ مطالبي که تحريف شده اند و قسمتي ازشان سانسور شده اين دسته را در کنار آدرسشان در پرانتز درج مي کنم تحريفي 3 _ مطالبي که بل کل نيست و يا جايشان چيز ديگري قالب ( سروده جعلي قرار داده اند) کرده اند اين دسته را در کنار آدرسشان در پرانتز درج مي کنم حذفي
در ضمن تمام آدرس ها هم در چاپ قديم 50 سال پيش و هم چاپ اکنون خارج و هم چاپ رژيم يکسان نيستند آن هم به اين دليل است که وقتي سروده اي پاک مي شد سروده بعدي مي چسبيد به سروده قبلي و شماره ها يه دونه تقليل پيدا مي کردن حال اگه دوتا حدف مي شده شماره ها دوتا تقليل پيدا مي کرده و در آخر سانتوري به جاي آن چند سروده حذفي سروده جعلي قرار مي دادند در بعضي از چاپ ها اين زيرکي به خرج رفته که ترتيب شماره ها را بهم نمي ريختند براي اينکه گندش کمتر در بياد و همان جا جاي سروده حذفي با الهام از سروده هاي ديگر سروده اي جعلي مي سرايدند و قرار مي دادند اين کار بيشتر در مورد گروه 3 صورت مي گرفت براي گروه 2 اين شرايط نبود و فقط لغت يا يک جمله کوتاه را حذف مي کردند و جايش چيزي نمي گذاشتند چون نياز نبود اگر هم صورت داده باشند بايد خيلي خيلي کم باشد براي همين از آنجايي که چاپ حاکميت در دسترس است من آدرس دهي را بر روال آن قرار مي دهم تا اگر کتاب جا به جايي در سروده ها نداشته باشد ( که اکثر چاپ هاي کنوني اين چنين اند و آن ترفند قديمي بود الان علم پيشرفت کرده مردم حاليشونه بايد حرفه اي کار کرد) درست در بياد چون من هم کتاب قديمي دارم هم کتاب جديد که جا به جايي نداره در اين دو کتاب آدرس ها يکسانند در مورد گروه 1 هيچ مشکلي وجود ندارد آدرس ها همان آدرس ها هستند در مورد گروه 2 باز آدرس همان آدرس است ولي تحريفي دارد که واضح است با يک تطبيق ساده مطلب تحريفي نمود پيدا مي کند در مورد گروه 3 همن طور که گفتم اصلا" در چاپ رژيم و خيلي چاپ هايه زمان آخر شاه و تک و توک در چاپ هاي خارج پيدا نمي شن ( در اين مورد چاپ هاي خارج معتبر تر است و از چاپ هاي داخل چاپ هايي که بالايه 40 سال عمر دارن معتبرن ) اين گونه مطالب رو يا پاک کردن جاش مطلب جعلي قرار دادن که کم هم نيستند و به چشم که مي ياد شايد بي اغراق بشه گفت اين اتفاق براي 200 سروده پيش آمده يا به طور کل از بيخ پاک کردن که اين امر فقط در مورد سروده هاي 43 تا 100 سانتوري 7 رخ داده يعني سناتوري 7 کتاب نستراد آموس رژيم کنوني در عين نا باوري به جاي 100 سروده 42 سروده دارد البته من شنيدم چاپ جديدي در آومده که اين نقص بزرگو که حالا عين بمب صدا کرده را با قرار دادن سروده جعلي ( که قطعا هر کي سراييده پدرش در اومده چون يکي دوتا نبودند ) مرتفع کردند که نسخه حاکميت من اين ويرايش رو نداره ولي طبق آنچه در نسخه قديمي ديدم خيلي تعجب کردم حال اون شايد 200 سروده اين طوري که من مي بينم و دريافتم هم به ضرر شاه و رضا خان است و هم به ضرر حاکمان رژيم از جمله از خميني هم چيزهايي هست در کل به ضرر حاکمان 90 سال گذشته ايران است ولي اون سروده هاي سانتوري 7 همه اش 85 درصد در باره خاور ميانه است براي همين سانتوري هاي 42 تا 100 از بيخ حذف شده چون حرف داره حال يا از سانتوري 7 تعداد 58 (58=42-100) سروده در هم حذف شده و به باقي ماندگان از 1 تا 42 شماره اختصاص داده اند مثل نسخه جديد من و يا مانند نسخه پيشرفته اي که رژيم داده بيرون سروده هاي بي مشکل را سر جاشون قرار داده و مشکل دار ها را با جعلي عوض کرده که اينو من ندارم و براشم پول نمي دم همين قبليه رو که مي خواستم تحريفي يارو بدونم بابتش هفتو نيم پول دادم به کتاب فروشي هاشمي ميدان وليعصر و يه سري تفسير بي خود از مفسرين نظام گيرم اومد البته ارزش هم داشت فهميدم کودوما رو چاپ نکردند .
خلاصه ما زمان شاه سانسور رو اين کتاب داشتيم رو مواردي که شاه کنار مي ره و از مطالب سقوط حکومت بعد هم سخن نمي رفت چون سقوط حکومت بعد يعني سقوط شاه و پيروزي ديگري و در حال حاضر تا 5 سال پيش فقط مطالب ضد شاه اضافه شد و مطالب سقوط اي حاکميت باز در ابهام ماند و فقط مطالب حذف مي شد تا در چاپ هاي جديد سروده هاي جديد نسترا آخوند اضافه گرديد ( مضاح کرديم بخنديم جدي نگيريد ) .
قسمت سوم - انشاالله ادامه دارد
_________________
بدرود _ پاينده و خرسند باشيد _ ياعلي
شاه سعيد مبشري
000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000
تاريخ: چهارشنبه 14 فروردين 1387 - 09:25 ذخيره کردن پست عنوان:
--------------------------------------------------------------------------------
پیشگویی های نستراد آموس که در آن به صراحت نام ایران بیان شده و حکومت تاییدشان کرده است و چاپ نموده :
( سانتوری 1 سروده 70 )
گرسنگی , باران و جنگ
در « پرشیا »
ایستا نمی شود
گروه بی شماری از وفاداران
از فرمان روای خودکامه
رو بر می گردانند
... هایی
...
مخالفت با او
در فرانسه آغاز می گیرد
در فرانسه نسز به پایان خود می رسد
ور در همان جا
برای نابودی یک نفر
در پنهان
پیمانی بسته می شود .
در اینجا باید بگوییم که بنا به سه خط آغازین گرسنگی و باران و جنگ هیچگاه برای همیشه در ایران مستدام نخواهد ماند و گذرا می باشد همان طور که کورش بزرگ از خداوند خواست : خدا یا سرزمین هیچگاه دچار خشکسالی و گرسنگی و جنگ پایدار , نگردد و از خط های 4 و 5 و 6 این بر می یاد که فرماندهان نظامی زمان شاه با دیدن وضع آشفته کشور و مطلع شدن از مسایل مخفی کسور وام های کلان گرفتند و بدون توجه به شاه به او پشت کرده و میهن را ترک کردند که ننگ بر آنها باد درمرود خط 8 باید بگویم این خط در دست رس نیست و یا شاید مصلحت است نباشد و در مورد ادامه مطلب دیگر همه می دانند که تا لحظه تاریخی ملاقات رمزی کلارک نماینده آمریکا با آقای خمینی در نفلوشاتو پاریس فرانسه حکومت شاه مشکل جدی نداشت از آن لحظه ساز اصلی مخالفت با او زده شد و براندازی حکومت آغاز گردید و در همان جا به نتیجه اصلی یعنی براندازی پایان پذیرفت و برای از میان رفت شاه در پنهان امریکا و آقای خمینی پیمانی سوری بستند .
( سانتوری 1 سروده 73 )
به فرانسه
اتهام زده می شود
که
از سوی پنج کشور همیارش
نادیده گرفته شده است
کشورهای الجزیره و تونس
با یارمندی مردم « پرشیا »
به جنبش در می آیند
لیون , سویل و بارسلون
از پای در می آیند
آن ها به خاطر ونیزی ها
نمی توانند
بشتاب از آن بخش گذر کنند
نکته واضح این سروده این است که در روزگاری ایران که کشور های دیگر را تحت فرمان دارد به ایتالیا و جنوب اروپا حمله می کند و ونیز آشفته خطرشان می کند از خط های آغازین این سروده که راجب هم پیمانان فرانسه است گیرایی خوبی به عمل نیامده است .
( سانتوری 3 سروده 31 )
مردم ارمن
و عرب ها
در نبردگاه « مدیا »
به گرد هم می آیند
افراد و لشگر عظیم
سه بار تمام
با یکدیگر رویاروی می شوند
پس آنگاه
بنا های سلیمان بزرگ
در نزدیکی خط مرزی آراکسیو
ویران می شوند .
از این سروده بر می آید در آینده ارمنی ها و عرب ها در ایران به هم ملحق شوند و در مقابل گروهی دیگر قرار بگیرند حال معلوم نیست که آن گروه افرادی هستند یا لشگری عظیم و این هم معلوم نیست که ارمن ها و عرب ها که در ایران گرد هم جمع شدند افراد حساب می شوند یا لشگر عظیم به هر حال در درگیری هایی که شمارش 3 می باشد بناهای باقی مانده از حضرت سلیمان که در منطقه آراکسیو ( احتمالا غرب سوریه و لبنان و غرب عراق ) موجود است به کل از میان می رود حال احتملا" جنگ گروه متحد در ایران که یحتمل به یارمندی ایرانیان نیز هست علیه اسراییل صورت می گیرد .
( سانتوری 3 سروده 64 )
اسپانیای بزرگ
به دست رهبر پاریس
گشوده می شود
تری رمس
در برابر محمدی هایی که
از « مدیا » و « پارتیا »
برخاسته اند
می ایستند .
پی از آن که آن مرد
سیکلاد را غارت می کند
انتظاری بس بزرگ
در بندر یونان حاکم می شود .
این سروده به تمام نشان از آن دارد که اسپانیا روزی توسط فرانسویون سقوط خواهد کرد در زمانی که فرانسوی ها ئارای رهبری مقتدر دارند در این هنگام تری رمس که نوعی قایق سه پهلوی پاروزن بوده اند در برابر ایرانیان مسلمان که تا آن جا پیشروی کرده اند ایستادگی می کنند و احتمالا" با شکست روبرو شده اند چون مردی که قطعا از نیروهای خودی است سیکلاد را زیرو رو می کند و از دو خط آخر این بر می آید که در آن محدوده ساحلی که قطعا" جنوب اسپانیا است همه چیز تا زمانی نسبتا" طولانی برای یک جنگ نه یک روزگار به یک آتش بس بدل می شود .
( سانتوری 3 سروده 77 )
اقلیم سومین
برج جدی را در بر می گیرد .
پادشاه « پرشیا »
به ماه سپتامبر
در چنگال مصری ها اسیر می شود
جنگ , زیان , خسارت و مرگ
و زان پس ,
برای صلیب ,
شرمساری بسیاری خواهد بود .
این به درستی یکی از پیشگویی های پر دامنه نستراد آموس است که در مورد پرشیا صورت گرقته است و در مورد روزگاری بس بلند می باشد که تا دو خط آخر همه اش کاملا" رخ داده است و دوخط آخرش نیز در حال رخ دادن است او در این سروده درست دقیقا" به برجی اشاره می کند که در همان برج بود که شاه میهن را برای همیشه بدرود گفت و به مصر پناه برد به بهانه سفر و در آن مستقر شد ولی این جانب به قطع یقین دارم که نستراد آموس مانند نام هیتلر که گفت هیستر در باره مصری ها اشتباه کرده و آن سفر را به اسارت شدن تعبیر کرده البته از این هم دور نشویم که برخی ها به این اشاره می کردند که مصر برای اینکه شاه را به آمریکا تحویل دهد او را نگاه داشته و در ادامه سروده به دوران جنگ ما و بعد به زیانی که به ما از جنگ رسید و بعد به خساراتی که پرداخت کردیم همان تحریم های آمریکا و شیدانی که در راه میهن دادیم به عنوان مرگ اشاره کرد و بعد از اینها به شرمساری که دچار صلیب ( نمادی از چیزی ) می شود اشاره می کند که خود شما منظور از این مصراع آخر را حتما" گرفته اید که هم رخ داده است و هم در حال رخ دادن .
( سانتوری 3 سروده 78 )
رهبر اسکاتلند
همراه با شش آلمانی تبار
در چنگال دریا مردانی که از شرق آمده اند
به اسارت در می آیند
آنان
در گذاره دریایی
از تنگه جبل الطارق
و اسپانیا گذشته
و در سرزمین « پرشیا »
به شاه ترس آفرین جدید
معرفی می شوند .
این سروده که از آینده گویاست برآیند درستی ندارد و در دست بنده نیز تفسیری نیست که بر آن افزوده کنم ولی چیزی که می شود از آن براورد کرد این است که ایران آینده به قدرت و گسترش رسیده تا جایی که گشت های دریایی ایران رهبر اسکاتلند و چند آلمانی را دستگیر و از مسیر دریای گذشته تنگه جبل الطارق را رد کرده و از خاک اسپانیا توسط راه هایه زمینی به ایران آورده می شوند و آنها را به شاه ترس آفرین جدید که استعاره از شاه قدرتمندی است که جهان را خیره خود می کند و جهانیان از او واهمه دارند معرفی می کنند این سروده به روشنی نشان دهند این است که پارس به شاهنشاههی خود بر می گردد و توسط شاهی قدرتمند اداره می گردد .
( سانتوری 5 سروده 25 )
شاه زاده ای عرب تبار
سیاره مریخ
و زهره
در برج شمس و اسد
و حکومت کلیسا
در آب های دریا نابود خواهد شد
از سرزمین « پرشیا »
نزدیک به نیم میلیون جنگاور
خاک مصر و بیزانتیوم را محاصره خواهند کرد
شیطان
به راستی
به چشم دیده خواهد شد .
برایند از این سروده این است که توسط شاه زاده ای عرب نژاد در هنگامی که مریخ و زهره در برج شیر و خورشید قرار گیرند حکومت مسیحیان در اروپا به پایان خود می رسد و به زیر آب فرو می رود این فرو رفتن در زیر آب دربا هم می تواند توسط چندین بمب اتم که در اب های ساحلی اروپا ریخته می شوند و منجر به پیش آمدن سونامی می گردند صورت گیرد هم می تواند طبق علایم آخر الزمان توسط بارانی شدید که همانند باران زمان نوح ( ع ) است پیش آید چون مسبب این کار احتمالا" یا ایران است یا شاه زاده عرب تبار پس نظریه اول صحت بیشتری پیدا می کند ( یعنی بمب اتم ) و در ادامه به روشنی واضح است که در آینده 500 هزار نفر ایرانی مصر و بیزانس را فتح خواهند کرد و در این میان شیطان خود نمایی می کند حال معلوم نیست منظور اهل باطل است یا خود ابلیس اگر آخرالزمان نباشد پس هدف اهل کفر هستند که خود را نشان می دهند و اگر آخرالزمان باشد بنا به روایات در شبی که روزش از آسمان صدای بشتابید به سوی حق به گوش جهانیان می رسد در آن شب که دعوت ابلیس صورت می گیرد که بشتابید به باطل هدف است و شاید اینها هم نباشد منظور قدرت نمایی ایران مد نظر است که وحشت اروپاییان را سبب می گردد .
( سانتوری 5 سروده 27 )
دلیر مرد « پرشیایی »
با سلاح های آتشناک خود
از نزدیکی های دریای سیاه
برای تسخیر ترابوزان خواهد آمد
فاروس
و میتلین به لرزه در می آیند
و خورشید
به دریای آدریاتیک
که مملو از اجساد اعراب است
خواهد تابید .
در این پیشگویی باری دیگر سخن از پرشیا ست و مردی که از پرشیا بر می خیزد و با سلاح های آتشناک خود به قصد تسخیر بندر ترابوزان که در کناره دریای سیاه و متعلق به ترکیه است آهنگ جنگ می کند و با آمدن او سونان و جزیره فاروس که در کشور مصر قرار دارد و در گذرگاه ورودی بزرگ ترین بندر آن پتولمه فانوس دریایی دنیای باستان که یکی از شگفتی های هفت کانه جهان است وجدو داشته به سختی خواهد لرزید .
با استناد به این پیشگویی باید گفت پس از انجام نبرد هابب که در گذاره آن دریای آدریاتیک از اجساد کشتگان عرب پوشیده می شود قدرت ایران بسیار فزونی یافته و مرزهای آن تا میتلین = یونان , فاروس = مصر و ترکیه = دریای سیاه گسترش می یابد .
( سانتوری 5 سروده 86 )
بزرگ شهر
که به یک سر و سه بازو
بخش شده است .
از جریان آب
به سختی آسیب مند خواهد شد
دسته هایی از
مردان بزرگ
که
در میان گروه تبعیدیان هستند
آواره می شوند
پیشوای « پرشیا »
بر بیزانس
فشارهای سختی
وارد خواهد آورد .
در این سروده شهری از جریان آب که بی شک سیل بزرگی مد نظر است اسیبی می بیند که احتمالا" نقشه این سهر به یک سر و سه بازو شبیه است مردان بزرگی که در بین گروه های مردم از آن جا کوچ کرده اند پراکننده و آواره می شوند و پیشوای ایرانیان در آن هنگام بر بیزانس را در سیتره فساره های خود قرار می دهد .
جیمس لاول , ژوبرت و اریکا چاتهام مفهوم این سروده را به نبردهای ایران و عثمانی در سده های هفدهم و هیجدهم نسبت می دهند ولی بنا به گفته برخی صاحب نظران این سروده به این زودی ها رخ نخواهد داد ( البته به زمان آنها شاید الان نزدیک باشد ) به هرسان در این سروده به آنچه که در پرشیا و در بیزانس ( احتمالا" ترکیه مد نظر است ) روی خواهد داد اشاره شده است سیلی بزرگ و ویرانگر در راه است در کجا ؟ نمی دانیم ؟
ولی شک بیشتر به استانبول می رود بزرگ شهری که در کنار آب گشترده شده است .
البته اگر این بزرگ شهر ار یک کشور در نظر گرفت به نکات جالبی می رسیم چون در آینده بنا به گفته پیشگوها و روایات قرار است ایران گسترش یابد در این حال نقشه اش یک سر که دریای خزر و اطرافش باشد و سه بازو که یکی در شرق که یکه منطقه وسیع هم مرز چین است و یکی منطقه شمال غربی که ترکیه و بخش جنوب شرقی اروپا است و یکی مناطق عربستان و مصر است بدل می شود طبق شواهد نقشه ایران نه تنها تمام سرزمین هایی که در طول تارخ بر آن حکم رانده است شامل می شود بلکه مناطق تاریخی جدید نیز شامل می گردد .
(سانتوری 10 سروده 21 )
شهریار بزرگ
در همان زمانی
که
به مردی بازنده
از هواداران لجوج خود
جواهری را هدیه می کند
به قتل می رسد
پدر که آرزومند نفوز بر پسر خویش است
به نجابت تمام
همان کاری را با او می کند
که
زمانی مغ ها
در « پرشیا » انجام می دادند .
در این سروده ایران نقش محوری ندارد و من آن را به خاطر عنوان مطلب که بود : (( پیشگویی های نستراد آموس که در آن به صراحت نام ایران بیان شده و حکومت تاییدشان کرده است و چاپ نموده )) آوردم تا سروده ای از قلم نیفتد و فقط به عنوان یک مثال برای پیشگویی آورده شده است .
نستراد آموس در دو خط پایانی اسن سروده به روشنی به آگاهی خود از روش های مغانه اشاره می کند حال باید دید مغ های باستانی آریایی در آن هنگام که با پسری نا اهل روبرو می شدند چه می کردند .
در تعریف روش تربیتی نوآموزان مهر آورده اند , که با آنان به خشونت بسیار رفتار می شد و تا از انواع آزمایش های هولناک سرافراز بیرون نمی آمدند به آنان اجازه ورود به هفت راه عشق داده نمی شد پیشگو در این جا از یک پدر و یک پسر سخن می آورد اما کدام پدر و پسر , شاید اشاره نوستراد آموس به یک « پیر = پدر » انجمنی و یک « مهر آموز = پسر » است اگر این چنین باشد بی گمان این پسر بنا بر آیین نامه رایج انجمن میترایی به راهی که دلخواه پدر است کشانیده می شود .
در مورد خط های نخستین این سروده چون موفق به شناسایی شهریار بزرگ نمی شویم چیزی هم برای گفتن نداریم .
( سانتوری 10 سروده 86 )
پادشاه اروپا
به همراهی آنانی که
از بخش شمالی فرآ می آیند
لاشخور واره
از راه می رسد
تا
بر نیروی بی شماری از سرخ ها و سپیدها
فرمانروایی کند
کشور آلمان
به سوی پادشاه بابل
پیش خواهد راند .
بی شک نوستراد آموس از به کار رفتن واژگان ترکیبی پادشاه اروپا در این سروده هدفی را دنبال کرده است می دانیم که در گذشته اروپا هرگز یک پادشاه واحد نداشته است اما شاید در آینده پی از آن که اتحاد اروپا تشکیل واقعی خود را به دست آورد چنین عنوانی هم به دور از دست رس نباشد و به وجود بیاید .
در باره پادشاه اروپا و سرخ ها و سپیدها و انانی که از شمال می آیند باید گفت اریکا چاتهام و چند تفسیر نویس نوستراد آموس دیگر نیروهای متحدی را که به مخالفت با ناپلوئون برخاسته و او را نخست به سنت هلن و سپس به گور فرستادند همان « پادشاه اروپا » شناخته و نیوهای سرخ و سپید را هم به ترتیب انگلیسی ها و اتریشی ها و آنانی را که از شمال می آیند , روس ها دانسته اند .
این پیشگویی از آنجا که نام بابل را یدک می کشید حائز اهمیت بود .
قسمت چهارم – انشاالله ادامه دارد
_________________
بدرود _ پاينده و خرسند باشيد _ ياعلي
شاه سعيد مبشري
000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000
تاريخ: چهارشنبه 14 فروردين 1387 - 09:27 ذخيره کردن پست عنوان:
--------------------------------------------------------------------------------
چند پیشگویی حیرت آور از « نستراد آموس » :
هیتلر - صدام - پاستور - دوگل
هیتلر :
( سانتوری 2 سروده 24 )
حیوانات گرشنه
و وحشی
از رودخانه خواهند گذشت
بخش بزرگ تر نبردگاه
به مخالفت با « هیستر » بر خواهند خاست
آن مرد
در آن زمان
که
« هیستر » هیچ آیینی را نمی پذیرد
یک رهبر را
به قفسی آهنین
خواهد انداخت .
این پیشگویی به راستی یکی از آوازه دارترین الهامات نوستراد آموس است که در آن با استعاره « هیستر » در واقع هیتلر و دوران پر آشوب قدرت نمایی های او یاد کرده است . مردی که به تمامی قوانین و آیین های انسانی پشت پا زد و اروپا را در خون جوانانش غرقه ساخت « حیوانات گرسنه » نماد سربازانی است که با شکم خالی از رودها و کوه ها و دره ها می گذشتند اما درباره قفسی آهنین که رهبری در آن زندانی می شود باید به پناهگاه تمام بتونی زیر زمینی فوهرر که سرانجام در همان جا خود کشی کرد نسبت بدهیم درباره بخش بزرگتر نبردگاهی هم که به مخالفت با هیتلر برخاست می توانیم به مخالفان بسیار نازی های در اروپا و در دنیا اشاره کنیم و به ویژه از متفقسن و قوای آزادی بخش آنان یاد بیاوریم ( اگر چه از پس شکست هیتلر هم دنیا هرگز روی آرامش به خود ندید ) .
باید بدانیم که پیش از پایان جنگ دوم جهانی دکتر گوبلز پس از آشنایی با پیشگویی های نستراد آموس کوشید تا با واژون کردن گفته های او که در چن جا تکرار شده است پیشگویی ها را به سود نازی ها نشان داده با تبلیغات در این باره روحیه متفقین را ضعیف کند .
و بدین سان بود که چندین کتاب درباره نوستراد آموس البته با تحریف گفته های او به نوشته درآمد که معروف ترین آن « نوستراد آموس و نازی ها » اثر « الیک او » است .
ولی متفقین نیز که به هدف دکتر گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر پی برده بودند با چاپ پیشگویی های دست ناخورده نوستراد آموس که به روشنی شکست نازی ها را پیشگویی کرده بود اثرات این تبلسغات دروغین را نابود کردند .
صدام :
( سانتوری 2 سروده 63 )
پس آنگاه
بسی زود
« Mabus » کشته خواهد شد
و در پی آن
نه تنها انسان ها
که
حیواناتی بی شمار نیز
نابود می شوند
و زان سپس
کسنه ورزی ها فوران می کنند
و در آن تاریخ
که
ستاره دنباله دار
از آسمان بگذرد
صد ها نفر
از گرسنگی و تشنگی
رنج خواهند برد .
نوسترآداموس در این پیشگویی از واژهء ناآشنای Mabus استفاده کرده است اما هنگامی که حروف این کلمهء بی معنی را برعکس نمائیم، به واژهء Subam خواهیم رسید و با تغییر حرف b به d (در واقع برعکس کردن) به واژهء Sudam صدام خواهیم رسید .
این نوع نام گذاری، از جمله روشهای معماگونه و مرموز نوسترآداموس در بیان اسامی خاص می باشد. وی صلاح می دید محتوای بسیاری از نوشته هایش مخفی بماند تا در زمان خود و برای اهل همان مقطع تاریخی، روشن و آشکار گردد.
بر طبق پیشگویی پس از مرگ صدام انسان ها و حسوانات زیادی کشته می شوند و خیلی ها نیز از گرسنگی و تشنگی می میرند که اکنون در عراق در حال رخ دادن است و مطلب جالبی که اشاره شده فوران کینه ورزی ها بعد از مرگ صدام است که دقیقا" درست گفته است و بین اقوام عراق سنی و کرد و شیعه و ... درگیری های شدیدی مشاهده و به گوش می رسد .
پاستور : ( احتمال خیلی زیاد این را فقط از من شنیده اید )
( سانتوري 1 سروده 25 )
گم شده اي
که در گذاره سده ها
از چشم پنهان بوده است
سرانجام ديده مي شود
از « پاستور » به سان تنديسه اي ايزدي
تجليل خواهد شد
و اين همه
در آن زمان که ماه پر باشد
اگر چه
از شايعاتي چند
او « پاستور »
سرافکنده مي شود .
اين سروده به روشني از پاستور بزرگ که اينک يکي از پايه گزاران دانش پزشکي شناخته مي شود به نام ياد مي کند .
پاستور به تاريخ 14 نوامبر سال 1889 انستيتوي معروف خود را بازگشايي کرد گردش دوراني ماه هم از سال 1535 تا 1889 بود .
مخالفت هاي پي در پي آکادمي و دشمني ها و کارشکني هاي آشکار نه تنها در پيرامون اين مرد بزرگ جنجالي به راه انداخت بلکه سبب ساز افسردگي او نيز گشت . اگر چه از آن پس از او و مقام علمي او تجليل هاي بشياري شد .
دوگل : ( احتمال خیلی زیاد این را فقط از من شنیده اید )
( سانتوری 9 سروده 33 )
فرمانروای روم « آنه مارک »
و « هرکول »
سه بار تمام
با فرنام « دوگل » به رهبری فرانسه می رسد .
آب ها
پیرامن « سن مارک » را دوره می کنند
آن مرد
نخستین شخصیتی است
که از تمام شهریاران زمینی
بلند نام تر
می شود .
این شاید محیر العقول ترین پیشگویی نستراد آموس باشد که در آن زمان از این اسم پرده برداشته است در این سروده که هنوز از نیمه اولش برآیند درستی نمی رود به شهرت ژنرال دوگل رهبر نهضت مقاومت ملی فرانسه که توسط شغال مورد ترور ناموفق قرار گرفت اشاره دارد که واقعا" بعد از کورش بزرگ از بلند نام های تاریخ است .
البته نستراد آموس از شخصیت های تاریخی زیادی نام برده یا شرح حالشان را به طور کاملا" دقیق که هیچ فرد دیگری را به ذهن نمی آورد مانند : آقای روح ال..خمینی و هانری دوم و محمد رضا شاه پهلوی بیان کرده ولی به حیرت آفرینی این چهار تن نیستند .
تکان دهنده بود نه ؟
بدرود _ سعید مبشری _ یاعلی
قسمت پنجم - انشاالله ادامه دارد .
_________________
بدرود _ پاينده و خرسند باشيد _ ياعلي
شاه سعيد مبشري
000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000
تاريخ: چهارشنبه 14 فروردين 1387 - 09:28 ذخيره کردن پست عنوان:
--------------------------------------------------------------------------------
چند پیشگویی از نستراد آموس :
آریاییان :
( سانتوری 10 سروده 5 )
نه نفر مرد
از آریاییان لیسبون پرتقال
با مناطق آلبی و کاسترز
وحدت نوینی را
پایه گزاری می کنند
پس آن گاه
چون فرمانروای تازه
در چهره اعجوبه ای جدید
از لوآرگوس باز می آید
شهر های تولوز و کارکاسون هم
به وحدت دسیسه آمیز آنان
می پیوندند .
در این جا نستراد آموس از چند تن آریایی سخن به میان آورده که محوریت اجانم حرکتی هستند در این جا باید توجه داشت که نستراد آموس تبارش به آریاییان می رسد .
بزرگراه ابریشم :
تمامی جاده های باستانی
و ابریشم باری دیگر
آباد شده
وبه سوی شهری همانند ممفیس کشیده می شوند
مرکوری بزرگ هرکول واره
با فلوردولیز
زمین و دریا
و سرزمین ها را
به شدت
به لرزه در می آورند .
مرکوری همان برج عطارد از منظومه خورشیدی است که نزدیک ترین سیارات به خورشید است یونانی ها این سیاره را هرمس می نامند و نام واژه پارسی آن تیر است که یونانی ها و رومی ها را آن را پسر زئوس خدای خدایان و پیک او می شمارند و ایرانی های آریایی آن را نمایه دانش , فرزانگی , دبیری و ادب و قدرت روحانی می دانسته اند این چنین در آن هنگام که تمامی این منش ها با هرکول که نماد قهرمانی است در آمیخته شده وزان سپس با فلوردولیز = گل سورخ که نشانه پادشاهی فرانسه است همپا و همیار شود از آن قدرتی زاییده می شود که به راستی می تواند زمین ها و دریا ها و کشورها را به لرزه در بیاورد
در باره خط های ابتدایی باید گفت به این نکته اشاره شده که راه های باستانی رونق اولیه خود را خواهد گرفت و در این بین به بزرگراه ابریشم اشاره کرد که مطابق با سروده های پیشین نوستراد آموس این امر دور از ذهن و دسترس نیست چون ایران بزرگ به راه های بزرگ نیز نیاز دارد من در این جا نقشه امپراتوری بزرگ ایران را قرار می دهم تا مشاهده کنید در طول تاریخ چه نقاطی از جهان در اختیار ما قرار داشت .
بدرود _ سعید مبشری _ یاعلی
قسمت ششم - انشاالله ادامه دارد .
_________________
بدرود _ پاينده و خرسند باشيد _ ياعلي
شاه سعيد مبشري
000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000
در اينجا جا دارد از دوستان زير که از اين نوشته هاي سريالي قدر داني کرده اند به خاطر توجهشان تشکر کنم و بگم دوستان قلبا" دوستتان دارم ( من تا به حال در متونم از این شمایل ها قرار نداده بودم ولی الان این کار را می کنم ) :
zector - renger - حسن2568 - PASARGAD - Ocean Bird - msm - SORENA - ARMIN - Mahdi1944 - HRG - Reza6662