قوانین حقوقی تنبیه کودکان

در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل مرتبط با حقوق و قضا به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

قوانین حقوقی تنبیه کودکان

پست توسط mahshid-banoo »

قوانین حقوقی تنبیه کودکان

با توجه به نتایج بدست آمده ، در سال 1979 در سوئد قانونی تصویب شد که تنبیه بدنی کودکان (مثلا به پشت بچه ها زدن)توسط والدین را ممنوع کرد. این قانون هنوز اجرا می شود. از آ زمان به بعد هم میزان بزهکاری،سوءمصرف الکل،تجاوز و خودکشی جوانان سوئدی دلایل دیگری مثل تغییر نگرش های اجتماعی و افزایش های فرصت های جوانان هم داشت. با این حال تجربه ی سوئد نشان می دهد که شاید تنبیه بدنی کودکان به آرامش آنان در جوانی آسیب بزند. کشورهای اشاره شده نیز به دنبال سوئد ،قوانینی در ممنوعیت به پشت کودکان زدن به عنوان تنبیه تصویب کرده اند:
فنلاند 1984/ دانمارک 1986/ نروژ1987/ اتریش 1989/ قبرس 1994/ لیتوانی 1998/ کرواسی 1999/ آلمان و اسرائیل 2000 (سانتراک،1385)
قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در ایران
طبق مواد:
1، قانون حمایت از کودکان و نوجوانان ، کلیه اشخاصی که به سن هجده سال تمام هجری شمسی نرسیده اند از حمایت های قانونی مذکور در این قانون بهره مند می شوند.
1179،قانون مدنی در باب نگهداری و تربیت اطفال ، ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند ولی به استناد این حق نمی توانند طفل خود را خارج از حدود تاُدیب تنبیه نمایند.
2،قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، هرنوع اذیت و آزار کودکان و نوجوانان که موجب شود به آنان صدمه جسمانی یا روانی و اخلاقی وارد شود و سلامت جسم یا روان آنان را به مخاطره اندازد ممنوع است و در ماده ی 4 همین قانون هرگونه صدمه و اذیت و آزار و شکنجه جسمی و روحی کودکان و نادیده گرفتن عمدی سلامت و بهداشت روانی و جسمی و ممانعت از تحصیل آنان ممنوع و مرتکب به سه ماه و یک روز تا شش ماه حبس و یا تا ده میلیون ریال جزای نقدی محکوم می گردد.
همینطور طبق ماده ی 5 این قانون کودک آزاری از جرائم عمومی بوده و احتیاج به شاکی خصوصی ندارد (منصور،1383).
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1921
تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6415 بار
سپاس‌های دریافتی: 11867 بار

Re: قوانین حقوقی تنبیه کودکان

پست توسط رونین »

آیا تنبیه بدنی شیوه مناسبی برای تربیت کودکان است؟؟


بی شک تنبیه بدنی سبب مطیع ساختن آنی کودک می شود، اما در عین حال میتوان از آن هم ردیف آزار جسمی نیز یاد کرد. آیا والدین باید فرزندان را تنبیه کنند یا باید پدر و مادر ها را از انجام این کار منع نمود؟


 در برخی خانواده ها، استفاده از تنبیه بدنی به منظور تادیب کودکان، از محدوده استعمال بالایی برخوردار می باشد. این موضوع در محافل روانشناسی و اجتماعی همیشه جزء مقوله های بحث برانگیز به شمار می رفته اند. برخی از روانشناسان کودک بر این باورند که تنبیه بدنی مانع رشد فیزیکی و روحی کودک می شود. در تحقیق فراگیری که 88 مطالعه موردی متنوع را در بر می گرفت، خانم دکتر الیزابت تامسون گرشوف، روانشناس و مدیر مرکز حمایت از کودکان بی سرپرست دانشگاه کلمبیا، جنبه های مثبت و منفی تنبیه جسمانی را مورد بحث و بررسی قرار داده است. نتیجه پژوهش های وی به همراه گزارش های متفاوت آن، در جولای سال 2007 در پژوهشنامه روانشناسی آمریکا به چاپ رسید. 

 در این تحقیق 62 ساله ارتباط میان استفاده والدین از تنبیهات جسمانی و رفتار و تجربیات کودکان مورد بررسی قرار گرفت. این تحقیقات مواردی نظیر:   آنی کودک، درونی شدن اخلاقی، کیفیت ارتباط کودک با والدین، و آزار جسمی وارده از جانب والدین هم در دوران کودکی و هم در دوران بزرگسالی مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین مقوله هایی نظیر سلامت روانی، پرخاشگری، و رفتارهای مجرمانه و ضد اجتماعی فرد در دوران بلوغ نیز بررسی شد. همچنین تنبیه بدنی فرزند و همسر در افرادی که خودشان در کودکی مورد تنبیه جسمانی قرار گرفته بودند نیز ارزیابی شد.  

دکتر تامسون ارتباط تنگاتنگی میان تنبیه بدنی و روحیات و اخلاقیات همه کودکانی که در معرض تنبیه جسمانی قرار گرفته بودند، پیدا کرد. 90% از کودکان، رفتارهای جامعه ستیز و پرخاشگرانه از خود بروز می دادند. تنها تاثیری که تنبیه بدنی در کودک القا میکرد، پذیرش سریع خواست والدین بود.


 بیشترین تاثیرات این نوع تنبیه، یکی پذیرش سریع از جانب کودک و دیگری وارد آمدن آسیب بدنی به او بود. تامسون معتقد است که این دو مورد، پیچیدگی مبحث تنبیه بدنی کودکان را بیش از پیش افزایش می دهند. 

 دکتر تامسون در گزارش های خود اینطور می نویسد که: "مناقشه و مجادله پیرامون این مبحث با آسیب های جسمانی که بر روی بدن کودک ظاهر می شوند و سپس پذیرش آنی خواست والدین از سوی دیگر، بالا می گیرد. توافق عام بدین شرح است که تنبیه بدنی کودک را به سرعت مجاب به عمل بر طبق خواست والدین می نماید؛ اما در عین حال آسیب های جسمانی که به این واسطه به کودک وارد می شود را نیز نباید نادیده گرفت. این آسیب های جسمانی به منزله نوعی سوء رفتار از جانب والدین نسبت به کودک قلمداد می شوند." 

در عین حال تامسون اظهار می دارد که همه کودکانی که قربانی تنبیه بدنی می شوند در بزرگسالی پرخاشگر نشده و باید در نظر داشت که همه آنها مرتکب جرم نمیشوند. تعدا زیادی از عوامل محیطی مانند ارتباط فرزند با والدین می تواند تاثیرات سوء این نوع تنبیهات را کاهش دهد. اما در نظر گرفتن کلیه عوامل دخیل با توجه به گزارش های شخصی والدین و تعاریف تنبیه متعارف، کار دشواری است.


در نهایت دکتر تامسون استنتاج می کند که: "تنبیه جسمانی در خانواده های متفاوت بسته به تعداد دفعات تکرار، میزان شدت استفاده شده، میزان برآشفتگی احساسی در زمان تنبیه، و اینکه آیا آنرا با انواع تنبیه های دیگر آمیخته می سازند یا خیر، متفاوت می شود. بسته به شرایط خاص، انواع متفاوتی از نتایج و مشکلات به وجود خواهد آمد."


تحقیقات حاکی از این امر هستند که تعداد دفعات تکرار و میزان شدت تنبیات از اهمیت بسزایی برخوردار می باشند. هر چقدر کودک بیشتر و محکم تر مورد اصابت قرار بگیرد، احتمال اینکه پرخاشگری در او افزایش پیدا کند، بیشتر می شود. در این شرایط احتمال بروز سوء رفتار و به خطر افتادن سلامت روحی او نیز امکان پذیر خواهد بود.


در حالیکه ماهیت تحقیق، رابطه معملولی میان تنبیه جسمانی و اخلاق کودک را منع می کند، در عین حال در مورد این مطلب که تنبیه جسمانی چه نتایج منفی را میتواند در بر داشته باشد نیز مطالب متعددی را به رشته تحریر در می آورد. از سوی دیگر تنبیه جسمانی عواقب خطرناکی را برای کودک به همراه دارد. از جمله این موارد می توان اظهار داشت که کودک به درستی تفاوت میان درست و غلط را یاد نمی گیرد، همچنین به دلیل ترسی که در وجود او ایجاد می شود دیگر هیچ گاه در حضور والدین نافرمانی نمی کند، اما زمانیکه والدین خود را در نزدیکی خود نمی بیند شروع به بد رفتاری کرده و دست به کارهای نادرست می زند.


در تفاسیری که پیرامون مطالعات دکتر تامسون نوشته شده، دکتر جرج هلدن از داشنگاه آستین – تگزاس در مورد نتایج تحقیقات تامسون اینچنین می نویسد که: "با توجه به یافته های تحقیقات گسترده تامسون می توان ادعا کرد که تنبیه بدنی نه تنها نمی تواند سودمند باشد، بلکه می تواند موجبات بروز آسیب های جبران ناپذیری را نیز فراهم آورد." هلدن معتقد است که جامعه روانشناسی به هیچ وجه نباید حامی تنبیه بدنی به عنوان روشی برای تادیب باشد.


برخی دیگر از پژوهشگران نیز بر این باورند که چون نتایج تحقیقات تامسون بیشتر بر روی تنبیهات شدید و افراطی تاکید دارد، نمی توان برداشت مناسبی از تنبیه نرمال و هنجار پسندانه کرد.


 در این تحقیقات تعریف مناسبی از تنبیه متعادل به میان نیامده است. آنها همچنین بر این باورند که ارتباط دادن بیش از اندازه میان تنبیهات بدنی و آزار جسمانی ثابت نمیکنند که تنبیه های متعادل و هنجار پسندانه می توانند ریسک ایجاد آزارهای جسمانی وارده به کودک را کاهش دهند. 

 جمع کثیر دیگری از دانشمندان نیز بر این باورند که برخی از والدین هستند که به هنگام تنبیه فرزند خود احساساتی شده، کنترل خود را از دست می دهند و ممکن است نتوانند کودک را به طور مناسب تنبیه کرده و باعث آزار و اذیت او شده و به او آسیب وارد می آورند. بنا به این دلیل بهتر است افرادیکه این تعادل را در خود نمی بینند از تنبیه بدنی به عنوان یک روش مناسب برای تربیت فرزند خود استفاده نکنند چرا که جز جنبه های منفی چیز دیگری برای آنها در بر نخواهد داشت؛ اما مبحث مورد بحث تنها این نیست که چون برخی از والدین بیش از اندازه در تنبیه بدنی به جلو پیش می روند، پس نباید کودکان خود را تنبیه کنند، بلکه مجادله بر سر این موضوع است که بهتر است خانواده ها برای تربیت فرزندان خود به هیچ وجه از تنبیه بدنی استفاده نکنند. 

در این رابطه پژوهشگران ادعا می کنند که خود والدین هم تمایلی به گزارش دادن تنبیهات شدیدی که در قبال فرزندان انجام می دهند، ندارند و معمولاً نمی توان آمار دقیقی از میزان تنبیهات شدید بدنی کودکان بدست آورد.


به هر روی تا زمانیکه محققان، متخصصان بالینی، و والدین نتوانند به طور قطعی آثار مثبت تنبیه بدنی را به اثبات برسانند، حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که تنبیه بدنی هیچ گونه عواقب منفی را در بر ندارد، ما به عنوان روانشناس مسئول هستیم و نمیتوانیم تنبیه بدنی را به عنوان یک شیوه برای تادیب کودک به والدین توصیه کنیم، بلکه در عین حال باید والدین را نسبت به این مسئله هشدار هم بدهیم.


سایت علمی مردمان-پورتال جوانان
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم

شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار


زیبنده
یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید
.
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 340
تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۹, ۸:۵۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1282 بار
سپاس‌های دریافتی: 1825 بار

Re: قوانین حقوقی تنبیه کودکان

پست توسط m-sajedy »

با تشکر
آیا مقاله ای در رابطه با تنبیه کودکان و نوجوانان در مدارس ایران (و یا جهان) وجود داره (اصلا" به این موضوع توجه شده)
وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ

و هنگامی که به آنان گفته شود : در زمین فساد نکنید، می‌گویند : ما فقط اصلاح‌ کننده‌ایم!

سوره مبارکه البقرة
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1921
تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6415 بار
سپاس‌های دریافتی: 11867 بار

Re: قوانین حقوقی تنبیه کودکان

پست توسط رونین »

وقتی تنبیه بی اثر می شود

 به‌طور معمول ارتباط متقابل بین والدین و فرزندان در دوران بلوغ کاهش می‌یابد زیرا یک سلسله تغییرات طبیعی (دوری از فعالیت‌های خانوادگی، کاهش ارتباط با خانواده، سپری کردن بیشتراوقات با دوستان در خارج از خانه) در این سنین اتفاق می‌افتد. 


  برخی از والدین، رفتارهای ناشایست و اشتباهات فرزندان‌شان را بیش از رفتارهای شایسته و موفقیت‌های آنان مورد توجه قرار می‌دهند. این روحیه در دوران بلوغ فرزندان بیشتر ظاهر می‌شود و نوجوانان شکایت دارند که هر باروالدین‌شان صحبتی با آنها می‌کنند در حال ایراد گرفتن یا نصیحت کردن آنها هستند. این مساله در اثر کاهش ارتباطات متقابل بین والدین و فرزندان شدیدتر می‌شود. 


منفی‌بافی و بزرگ‌نمایی نقاط ضعف فرزندتان شرایطی فراهم می‌آورد که در آن ، تنها پاداش رفتار نیک فرزندتان این خواهد بود که تنبیه نشود. دیدن نقاط ضعف و تنبیه کردن بچه‌ها لازم است ، ولی نباید به گونه‌ای باشد که نقاط قوت و موفقیت‌های آنها را از نظر پنهان کند. عمده کردن نقاط ضعف نوجوانان موجب پیدایش مشکلاتی می‌شود که رفتارهای خاص دوران بلوغ را تشدید می‌کند.


رشد جسمی نوجوانان مانع از موثر بودن زور در تربیت آنها می‌شود.

 با وجود آن‌که همه می‌دانیم کودکان به مرور زمان بزرگ شده و رشد طبیعی می‌کنند ولی از این واقعیت غافل شده و سعی می‌کنیم با استفاده از ترس و ارعاب آنها را تربیت کنیم. شما به دلیل این‌که از کودکان قوی‌تر هستید ممکن است بتوانید با ترس و ارعاب آنها را به انجام کارهایی وادار کنید . 
به تدریج که فرزند شما رشد می‌کند و به سن بلوغ می‌رسد برتری جسمی شما کارایی خود را از دست می‌د هد و زد و خورد نیز قادر به کنترل یک نوجوان نخواهد بود در حالی که سن بلوغ دوره‌ای است که شما نیاز بیشتری به کنترل فرزندتان دارید.

استفاده از ترس و ارعاب روش خوبی برای کنترل رفتار نوجوانان نیست زیرا آنها به‌طور معمول ترسی از والدین خود ندارند و با آنها درگیر می‌شوند.


عصبانیت، کله‌شقی و تمرد

رفتارهای یادشده در سنین بلوغ طبیعی محسوب می‌شود ولی در صورت عمده شدن نقاط ضعف فرزندتان، این حالات روحی تشدید شده و او را در موضع ضدیت و لجاجت قرار می‌دهد که در این حال، وی با هر چیزی مخالفت می‌کند و موجب بروز مشکلاتی در بین اعضای خانواده می‌شود.


زیاد شدن فاصله بین والدین و فرزندان

نوجوانان به‌طور معمول علاقه دارند بیشتر اوقات خود را با دوستان بگذرانند لذا از خانواده ی خود اندکی فاصله می‌گیرند. حال اگر برخورد مناسبی با آنها صورت نگیرد، حالت روحی آنها تشدید شده و فاصله‌شان با دیگر افراد خانواده افزایش می‌یابد به‌طوری که کمتر با والدین خود حرف می‌زنند، بیشتر اوقات را در اتاق خود می‌گذرانند و سعی می‌کنند با والدین خود بر خورد نداشته باشند.


فرار از مشکلات و اجتناب از برخورد کردن

همه ی ما خواهان آن هستیم که از شرایط ایجادکننده پیامدهای منفی دوری کنیم. اگر در بازی همیشه شکست بخوریم یا هر بار که غذایی تهیه می‌کنیم مورد انتقاد قرار بگیرد، ممکن است از بازی کردن یا غذا پختن فرار کنیم.



 نوجوانان نیز چنین حالتی دارند و هنگامی که با تنبیه و مجازات مواجه شوند از رفتاری که موجب تنبیه آنها شده است دوری می‌کنند. اگر هر بار که فرزند شما چمن‌ها را کوتاه می‌کند به او ایراد بگیرید، به جای آن که کارش را اصلاح کند چمن‌زنی را ترک خواهد کرد. اگر برای تقویت فرزندتان در انجام تکلیف‌های درسی سر او داد بزنید و مداوم او را نصیحت کنید، فرزند شما ممکن است در مدرسه رفتن و تحصیل کردن تجدید‌نظر کند. 


 رفتارهایی چون فرار از خانه، دروغ‌گویی و فرار از حقیقت که بسیاری از مواقع در نوجوانان مشاهده می‌شود، اغلب در اثر برخوردهای نادرست یادشده با آنها به‌وجود می‌آید، از این‌رو در صورت مشاهده این رفتارها در فرزند خود، برخوردی را که با او داشته‌اید بازنگری کنید، چنانچه شیوه شما بیشتر بر تنبیه و مجازات متکی باشد، چنین واکنش‌هایی طبیعی خواهد بود. 

موثر نبودن تنبیه و مجازات

  به عنوان افراد بالغ، به‌طور معمول شخصیت دوستان خود را تحلیل کرده و بر اساس این تحلیل با آنها برخورد می‌کنیم. ممکن است با همه ی نوباوگان برخوردی یکسان داشته باشیم، مثلاً تنبیه کردن در مورد بعضی از کودکان موثر است ولی در مورد برخی دیگر کارایی نداشته و وضعیت را بدتر می‌کند. در مورد کودکانی که روحیه‌ای سرکش دارند، باید از روش تنبیه اجتناب ورزید و از شیوه جایزه و تسامح استفاده کرد. 


عصبانیت، ضدیت و سرکش بودن، روحیاتی هستند که در بیشتر نوجوانان مشاهده می‌شود.

استفاده از روش تنبیه و مجازات و ترساندن در مورد بسیاری از کودکان کارایی دارد ولی هنگامی که همین کودکان به سن بلوغ می‌رسند، کارایی این روش‌ها از میان می‌رود زیرا شخصیت کودک تغییر کرده است.
مقابله به مثل در نوجوانان

  برخی والدین به من مراجعه کرده و می‌گویند : «هر بار پسرم را کتک می‌زنم او هم با من مقابله می‌کند» یا «هر بار که سر دخترم فریاد می‌زنم او هم بر سر من فریاد می‌زند». پیشنهاد من به این والدین این است که پسرتان را کتک نزنید و بر سر دخترتان فریاد نکشید. رفتار والدین الگویی برای کودکان است. به این پدیده «تئوری الگوسازی در یادگیری» می‌گویند که موجب می‌شود تا کودکان، رفتاری را که از والدین خود آموخته‌اند در مورد خود آنها به کار ببرند. والدینی که برای ارتباط با فرزندشان از روش‌هایی چون داد زدن، دعوا کردن و... استفاده می‌کنند فرزندان آنها نیز چنین شیوه‌هایی را در برخورد با والدین، خواهر و برادر و یا دوستان خود به کار می‌گیرند. 


گاهی اوقات نوجوانان رفتاری خاص از خود ظاهر می‌سازند تا توجه دیگران را به خود جلب کنند. این پدیده ممکن است به‌طور خودآگاه و یا ناخودآگاه صورت گیرد اما به هر حال برای برانگیختن واکنش‌هایی خاص در والدین می‌باشد. در برخورد با چنین مواردی باید آنها را نادیده گرفت و از روش تسامح استفاده کرد.



نویسنده : دکتر دن فونتنل-سایت تبیان
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم

شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار


زیبنده
یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید
.
ارسال پست

بازگشت به “حقوق و قضا”