متن سوم
مقالۀ جدید
قیام حسنی گیلانی
از جمله قیامهای بر حقّ نزدیک به زمان ظهور امام مهدی(علیه السلام)، قیام جوانی از نسل امام حسن مجتبی(علیه السلام) در منطقۀ دیلم از سرزمین گیلان است. این مرد بزرگ و الهی، در پیِ یک دورۀ طولانی مشکلات اقتصادی، فتنه، جنگ و خونریزی در ایران و جهان، برای نجات ایرانیان و پیوستن به امام مهدی(علیه السلام)، برمی شورد و ابتدا مردم منطقۀ گیلان و مازندران و سپس نیروهایی از خراسان و سیستان به او می پیوندند و در ادامۀ مبارزاتش، مردم دیگر مناطق ایران نیز به یاری اش می شتابند. او سرانجام به کوفه می رود و پرچم را به امام مهدی(علیه السلام) می سپارد.
امام صادق(علیه السلام) می فرماید:
... سپس خروج می کند حسنی جوان زیبایی که از خطّۀ دیلم است؛
با صدایی شیوا بانگ می زند: ای آل احمد، پاسخ دهید
انسان ستمدیدۀ دادخواه و ندا دهندۀ از کنار ضریح را؛
پس پاسخ می دهند به او گنجهای خدا در تالقان...(1).
دَیلَم منطقه ای کوهستانی در شرق استان گیلان است. به نظر می رسد مراد از «ضریح»، همان قبر مطهّر عبدالعظیم حسنی - از نوادگان امام حسن مجتبی(علیه السّلام) و از دانشمندان شیعه و راویان حدیث ائمّۀ معصومین(علیهم السّلام) - در شهر ری باشد. تالقان مرکز استان تَخار، در شمال کشور افغانستان است.
امام علی(علیه السلام) فرمود:
...سپس قیام کننده ای از ما در گیلان به پا می خیزد
و مشرقی او را، برای دورکردن پیروان عثمان، یاری می کند
و ابر و دیلم به او پاسخ می دهند...(2).
در این حدیث، مراد از «مشرقی»، همان «حسینی خراسانی»، و مقصود از «عثمان»، همان «عثمان بن عنبثۀ سفیانی» است. «ابر» نیز نام دیگر نیشابور است که چون از گذشته های دور، شهری بزرگ و پُرجمعیّت بوده، به آن ابرشهر می گفتند.
1. بحار الأنوار، ج 53، ص 15، ب 28.
2.إلزام الناصب، ج 2، ص 133.
زمان قیام حسنی گیلانی
هر چند در احادیث اسلامی به زمان دقیق خروج حسنی گیلانی اشاره نرفته است، با بررسی مجموع روایات مرتبط با حوادث آخرالزمان، چنین به می رسد که این حادثۀ سرنوشت ساز در ماه رمضان سال پیش از ظهور یا اندکی پس از آن رخ خواهد داد.
جایگاه آغاز قیام حسنی گیلانی
بر اساس روایات اسلامی، حسنی گیلانی قیام خود را از منطقۀ کوهستانی دیلمستان در شرق استان گیلان و در همسایگی مناطق کوهستانی غرب استان مازندران (تبرستان) آغاز می کند.
شاید بتوان گفت، از جملۀ حکمتهای الهی در انتخاب فردی از منطقۀ دیلمستان و از میان قوم دیلم آن باشد که در وضعیّت بحرانی آخرالزمان و هنگام بروز فتنه، جنگ و قحطی در ایران، سرزمین دیلمستان، به دلیل قرارگرفتن در قسمت شمالی البرز و در پناه کوهها و درّههای صعب العبور و جنگلهای انبوه، کمترین آسیب را دیده و مردم آن دیار نیز از شجاعترین جنگاوران شمال ایران اند.
خصوصیّات فردی حسنی گیلانی
تبار حسنی گیلانی
حسنی گیلانی از نسل امام حسن مجتبی(علیه السلام) بوده و حسنی تبار است.
نام حسنی گیلانی
نگارنده تا کنون به سخنی از پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله) و جانشینان آن بزرگوار که از آشکارا از حسنی گیلانی نام برده باشد، برخورد نکرده است، مگر روایتی..... (1).
1.....
شهرت حسنی گیلانی
از این مرد بزرگوار در روایات اسلامی با تعابیری مانند: «حسنی» و «قیام کننده از دیلم»، یاد شده است. نگارنده، واژۀ «گیلانی» را نیز، به دلیل آنکه این بزرگوار گیلانی بوده و از این دیار قیام خود را می آغازد، در بارۀ وی به کار برده است.
حالت چهرۀ حسنی گیلانی
بر اساس روایات اسلامی، حسنی گیلانی، جوانی سرخ چهره و زیباست، و با آب و هوای خوب گیلان، به ویژه منطقۀ کوهستانی دیلم، چنین پدیده ای دور از انتظار نیست.
سنّ حسنی گیلانی
طبق احادیث اسلامی، حسنی گیلانی نیز مانند دیگر قیامگران پیش از ظهور امام مهدی(علیه السلام)، جوان می باشد.
حرکت حسنی گیلانی به سوی نیشابور
پیوستن خراسانیها و سیستانیها به حسنی گیلانی
آمدن حسنی گیلانی به اسفهان
درگیری حسنی گیلانی با اهل قم
تهاجم نیروهای حسنی و خراسانی به عراق
از روایات اسلامی چنین می یابیم که چند سال پس از تهاجم عراق به ایران، هنگام بروز فتنه ها و حاکم شدن هرج و مرج بر منطقۀ خاورمیانه و جهان و اندکی پیش از ظهور امام مهدی(علیهالسّلام)، ایرانیان، با رهبری حسنی گیلانی و با همکاری نیروهای حسینی خراسانی، به قصد بیرون راندن نیروهای ترک و روم و لشکریان سفیانی شامی از ایران و آزادسازی عراق از دست دشمنان، ضمن پیروزی بر دشمن، شهر مهم و بندری بصره را به تصرّف خود در خواهند آورد و سپس به کوفه می روند.
امام علی(علیهالسّلام) در این باره می فرماید:
آگاه باشید، ای وای بر بغداد از ری، از مرگ، کشتار و ترسی که اهل عراق
را فرا میگیرد، زمانی که در میان آنان شمشیر فرود آید. در نتیجه، آن مقدار
که خدا بخواهد، کشته میشوند. و نشانهاش این است که قدرت روم (غرب)
ضعیف شده و عرب مسلّط گردد و مردم بر اثر فتنهها مانند مورچهها
به این سو و آن سو کشانده شوند. پس در آن هنگام، عجم (ایرانیان)
بر عرب میشورند و بصره را به تصرّف خود در میآورند(1).
نیز از آن بزرگوار روایت شده است:
. . . سپس قیامکنندهای از ما در گیلان به پا میخیزد . . .
به بصره میآید و آن را ویران میکند...(2).
این سخن امام صادق(علیهالسّلام) خطاب به گروهی از مردم کوفه، هشداری است به آن دسته از عراقیهایی که در سالهای پیش از ظهور، در اقدام علیه شیعیان عراق یا تهاجم نظامی به سرزمین ایران با نیروهای غربی و لشکریان سفیانی همکاری خواهند نمود:
. . . وای بر شما ـ ای مردم عراق ـ آن گاه که
پرچمهایی از خراسان به سوی شما بیایند...(3).
پيشگوييهاي نوسترآداموس
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 436
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸۵, ۹:۱۲ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 484 بار
- سپاسهای دریافتی: 517 بار
Re: پيشگوييهاي نوسترآداموس
متن چهارم
بنا بر مشهور نزد مردم، «زوراء» همان «بغداد» است. زوراء در لغت عرب از مادّۀ «زور» به معنای کژی و انحراف، ریشه می گیرد. ظاهراً بغداد را از آن رو زوراء نامیده اند که مسیر رود دجله، نرسیده به این شهر منحرف می شود(1). زوراء از اسامی دجله نیز هست. البتّه زوراء در اصل نام قسمت غربی و کهن بغداد است؛ چنان که به باغ قدیم واقع در منطقۀ کرخ، در غرب بغداد، که هم اکنون نیز آثاری از آن بر جای مانده است، باغ زوراء می گویند.
١. در برخی منابع قدیم، مانند معجم البلدان (ج 3، ص 156، «زوراء»)، آمده است که بغداد را به دلیل کجی قبله اش زوراء نامیده اند. این وجه تسمیه از نظر ما پذیرفتنی نیست.
نگارنده با پژوهش در روایات اسلامی، به ویژه اخبار مرتبط با حوادث آخرالزمان، چنین یافته است که واژۀ «زوراء» دو کاربرد متفاوت داشته و در سخنان پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و امام علی(علیه السلام) بر «بغداد» و در کلمات کعب الأحبار و امام صادق(علیه السلام) بر «ری» یا «پشت ری» (تهران کنونی) «زوراء» اطلاق شده است.
در زوراء جنگ و کشتاری خواهد بود. گفتند: ای رسول خدا، زوراء چیست؟
فرمود: شهری است در مشرق، میان رودها که شرورترین آفریدگان خدا
و زورگویان از امّت من در آنجا ساکن می شوند و چهار نوع عذاب می شود؛
با شمشیر، فرورفتن، فروباریدن سنگ و مسخ شدن(1).
2. عقد الدرر، ص 81.
امام باقر(علیه السلام) فرمود:
بی گمان، امیر مؤمنان(علیه السلام) هنگامی که از جنگ با خوارج بازگشت،
از «زوراء» گذر کرد و به مردم فرمود: اینجا «زوراء» است. پس حرکت کنید
و از آنجا دور شوید، زیرا فرورفتن بدین سرزمین، از میخی که
در سبوس گندم فرو رود، شتابانترست...(3).
3. بحار الأنوار، ج 33، ص 437، ب 27، ح 645.
در خبری از کعب الأحبار، در بیان نشانه های ظهور امام مهدی(علیه السلام)،ضمن اطلاق واژۀ زوراء بر «ری»، از بغداد با نام «مزَوَّرَه» یاد شده است:
… خرابی زوراء که همان ری است، فرو رفتن مزوَََّره که همان بغداد است…(4).
4. الغیبة، ص 149، ب 10، ح 4.
از معاویة بن وَهب روایت شده است که گفت:
امام صادق(علیه السلام)... به من فرمود: زوراء را می شناسی؟
گفتم: فدایت شوم، می گویند: همان بغداد است. فرمود: نه،
آیا تا کنون وارد ری شده ای؟ گفتم: آر ی، فرمود: به بازار
مال فروشان رفته ای؟ گفتم: آری. فرمود: آیا از سمت راست راه،
کوه سیاه رنگ را دیده ای؟ همان جا زوراء است...(5).
5. الکافی، ج 8، ص 126، ح 198.
بنا بر مشهور نزد مردم، «زوراء» همان «بغداد» است. زوراء در لغت عرب از مادّۀ «زور» به معنای کژی و انحراف، ریشه می گیرد. ظاهراً بغداد را از آن رو زوراء نامیده اند که مسیر رود دجله، نرسیده به این شهر منحرف می شود(1). زوراء از اسامی دجله نیز هست. البتّه زوراء در اصل نام قسمت غربی و کهن بغداد است؛ چنان که به باغ قدیم واقع در منطقۀ کرخ، در غرب بغداد، که هم اکنون نیز آثاری از آن بر جای مانده است، باغ زوراء می گویند.
١. در برخی منابع قدیم، مانند معجم البلدان (ج 3، ص 156، «زوراء»)، آمده است که بغداد را به دلیل کجی قبله اش زوراء نامیده اند. این وجه تسمیه از نظر ما پذیرفتنی نیست.
نگارنده با پژوهش در روایات اسلامی، به ویژه اخبار مرتبط با حوادث آخرالزمان، چنین یافته است که واژۀ «زوراء» دو کاربرد متفاوت داشته و در سخنان پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و امام علی(علیه السلام) بر «بغداد» و در کلمات کعب الأحبار و امام صادق(علیه السلام) بر «ری» یا «پشت ری» (تهران کنونی) «زوراء» اطلاق شده است.
در زوراء جنگ و کشتاری خواهد بود. گفتند: ای رسول خدا، زوراء چیست؟
فرمود: شهری است در مشرق، میان رودها که شرورترین آفریدگان خدا
و زورگویان از امّت من در آنجا ساکن می شوند و چهار نوع عذاب می شود؛
با شمشیر، فرورفتن، فروباریدن سنگ و مسخ شدن(1).
2. عقد الدرر، ص 81.
امام باقر(علیه السلام) فرمود:
بی گمان، امیر مؤمنان(علیه السلام) هنگامی که از جنگ با خوارج بازگشت،
از «زوراء» گذر کرد و به مردم فرمود: اینجا «زوراء» است. پس حرکت کنید
و از آنجا دور شوید، زیرا فرورفتن بدین سرزمین، از میخی که
در سبوس گندم فرو رود، شتابانترست...(3).
3. بحار الأنوار، ج 33، ص 437، ب 27، ح 645.
در خبری از کعب الأحبار، در بیان نشانه های ظهور امام مهدی(علیه السلام)،ضمن اطلاق واژۀ زوراء بر «ری»، از بغداد با نام «مزَوَّرَه» یاد شده است:
… خرابی زوراء که همان ری است، فرو رفتن مزوَََّره که همان بغداد است…(4).
4. الغیبة، ص 149، ب 10، ح 4.
از معاویة بن وَهب روایت شده است که گفت:
امام صادق(علیه السلام)... به من فرمود: زوراء را می شناسی؟
گفتم: فدایت شوم، می گویند: همان بغداد است. فرمود: نه،
آیا تا کنون وارد ری شده ای؟ گفتم: آر ی، فرمود: به بازار
مال فروشان رفته ای؟ گفتم: آری. فرمود: آیا از سمت راست راه،
کوه سیاه رنگ را دیده ای؟ همان جا زوراء است...(5).
5. الکافی، ج 8، ص 126، ح 198.

- پست: 436
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸۵, ۹:۱۲ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 484 بار
- سپاسهای دریافتی: 517 بار
Re: پيشگوييهاي نوسترآداموس
متن پنجم
زمينه سازان مشرقي
بر اساس مدارك و منابع معتبر اسلامي، زمينه سازان حكومت امام مهدي(عليه السلام) در مشرق زمين قيام مي كنند.
رسول خدا(صلّي الله عليه و آله) مي فرمايد:
مردمي از مشرق خروج مي كنند كه براي مهدي زمينه را فراهم مي سازند(1).
نيز از امام علي(عليه السلام) روايت شده است:
... آغاز [كار] مهدي از سوي مشرق است،
و هر گاه چنين شد، سفياني خروج مي كند...(2).
شايان توجّه است، واژ? مشرق و شرق ، هر چند نزد عربها و در احاديث اسلامي، تمام سرزمينهايي را كه در شرق منطق? حجاز، عراق و شام قرار گرفته اند، در بر مي گيرد، در روايات مرتبط با ظهور، در بيشتر موارد، مراد از اين دو لفظ، همان سرزمين خراسان قديم است كه امروزه كشورهاي ايران، افغانستان، تركمنستان، ازبكستان و تاجيكستان بخشهايي از آن را در خاك خود دارند و تا مرزهاي غربي چين و هند امتداد مي يابد.
-------------------------------------------------------
1. سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1368، كتاب فتن، ب 34، ح 4080.
2. بحار الأنوار، ج 52، ب 25، ح 142.
آغاز قيام از چين
بر اساس روايات اسلامي، شروع قيام زمينه سازان حكومت امام مهدي(عليه السلام) در منطقه اي دور از سرزمينهاي عربي اسلامي و در كشور چين خواهد بود.
رسول خدا(صلّي الله عليه و آله) فرمود:
ما خانواده اي هستيم كه خداي عزّ و جلّ براي ما آخرت را بر دنيا
برگزيده است، و به زودي خانواده ام پس از من، دچار دوري و كوچيدن
در سرزمينها مي شوند، تا آنكه پرچمهاي سياهي از مشرق برافراشته
شوند. پس حق را طلب مي كنند، به ايشان داده نمي شود، و كارزار
مي كنند و ياري مي يابند و در نتيجه، داده مي شوند آنچه را كه خواسته
بودند. پس هر كس از شما يا فرزندانتان با آنان برخورد نمود، بايد نزد
ايشان برود اگر چه با خزيدن روي برف باشد؛ زيرا آنها پرچمهاي هدايتي اند
كه به دست مردي از خاندانم سپرده مي شوند كه زمين را از قسط و عدل
سرشار خواهد كرد، چنان كه از جور و ظلم لبريز شده است(1).
امام باقر(عليه السلام) مي فرمايد:
گويا مي بينم كه از دورترين سرزمينهاي مشرق، از شهري كه به آن
شيلا (2) گفته مي شود، گروهي قيام كرده و حقّ خود را از اهل چين
مي خواهند، امّا به آنان داده نمي شود؛ دگر باره آن را طلب مي كنند
و همچنان محروم مي مانند. چون كار را چنين ديدند، شمشيرهاي خود را
بر دوشهاشان مي گذارند و با آنان مي جنگند. در نتيجه، چينيها راضي
مي شوند آنچه را اين گروه خواسته اند، بدهند، امّا ايشان نمي پذيرند(3)
و عدّ? زيادي از آنان را مي كشند. سپس، تمام سرزمينهاي تركها(4)
و هنديان(5) را تصرّف مي كنند و به سوي خراسان مي آيند و تسليم
آنجا را از مردم آن سامان مي خواهند، امّا به مقصود نمي رسند.
در نتيجه، خراسان را به زور مي گيرند و چيزي جز دادن حكومت
به صاحب شما (امام مهدي عليه السلام) نمي خواهند. در اين هنگام،
سفياني خروج مي كند و آنان با او درگير و همگي كشته مي شوند.
امّا هم آنان و هم كشندگانشان (سپاهيان سفياني) با دعاي صاحب شما
به دنيا باز مي گردند و ايشان از آنان انتقام مي گيرند
و تا پايان دنيا در حكومت او زندگي مي كنند(6).
بي ترديد، اين حديث به مبارزات استقلال طلبان? مسلمانان ترك نژاد در استان سين كيانگ چين در عصر حاضر اشاره دارد.
امام علي(عليه السلام) نيز فرموده است:
پس هر گاه آن شخص به پا خاسته اي كه از چين و ملتان(7) آمده است،
در خراسان قيام كند، سفياني لشكرهايش را به سوي او مي فرستد...(8).
مؤلّف البدء و التاريخ ، ضمن بيان روايتي از ابن عبّاس، در بار? پرچمهاي سياه و مهيّاگران حكومت مهدي(عليه السلام) در مشرق، از برخي صاحب نظران چنين نقل كرده است:
... بي گمان، نقط? آغاز حركت آنها (پرچمهاي سياه) از كشور چين و
ناحيه اي كه به آن ختن(9) گفته مي شود، خواهد بود. در آنجا گروهي از
فرزندان فاطمه(عليها السلام) از نسل حسين بن علي هستند...(10).
--------------------------------------------------------
1. دلائل الإمامة، ص 446، ح 420.
2. شيلا يا سيلا نامي بود كه در قديم بر شبه جزير? كره اطلاق مي گرديد. به عنوان نمونه، در مروج الذهب، ج 1، ص 6 – 155، مي خوانيم: پس از آباديهاي چين، به سوي دريا سرزمينهايي كه شناخته شده و وصف شده باشند، وجود ندارند، جز سرزمينهاي سيلا و جزاير آن... . با توجّه به آنكه ميان كر? شمالي و همسايه اش چين اختلافي وجود ندارد، نمي تواند مراد از شيلا _ در متن حديث يادشده _ كر? شمالي باشد.
3. به نظر مي رسد، دليل رويگرداني اين گروه از گرفتن حقّشان آن باشد كه در اين هنگام، با آشكارشدن برخي نشانه هاي مهمّ ظهور و نزديك شدن آن، شوق ديدار امام مهدي(عليه السلام) آنان را از ماندن در وطن و حكومت بر آن باز مي دارد.
بنا بر اين، با توجّه به متون روايات اسلامي و توضيحات برخي دانشمندان مسلمان و مبارزات استقلال خواهان? مسلمانان ترك نژاد استان سين كيانگ با دولت چين، بايد گفت، شيلا نام سرزميني در ختن يا مناطق نزديك به آن است كه اكنون اين نام كاربرد ندارد و يا ما از آن بي خبريم.
البتّه اين احتمال نيز وجود دارد كه شيلا در اصل همان شيملا - شهر و منطقه اي كوهستاني و سرسبز در شمال غربي هند – باشد و در ضبط كلمه اشتباهي روي داده است. همچنين احتمال دارد نام منطقه اي در كشمير هند باشد كه مجاور منطق? ختن در استان سين كيانگ است.
4. به استان سين كيانگ و مناطق ترك نشين اطراف اشاره دارد.
5. به هند، پاكستان و بنگلادش اشاره دارد كه در گذشته جزء يك كشور بودند.
6. منتخب كفاية المهتدي، ص ? - 3، ح 2.
7. مُلتان منطقه اي در شرق پاكستان و در همسايگي هند است. اكنون در آنجا و مناطق اطرافش شمار زيادي از شيعيان مخلص و منتظر ظهور امام مهدي(عليه السلام) زندگي مي كنند.
8 . إلزام الناصب، ج 2، ص 133.
9. ختن شهر و منطقه اي در بلاد تركستان چين و نزديك مرزهاي جامو و كشمير است. ختن امروزه در استان سين كيانگ در غرب چين قرار دارد كه بيشترين جمعيّت آن را مسلمانان ترك تبار تشكيل مي دهند.
10. البد ء و التاريخ، ج 2، ص 175، ف 9.
خصوصيّات فردي خراساني
حسيني تبار
رهبر گروهي كه در مشرق قيام مي كنند، جواني از نسل امام حسين(عليه السلام) است.
از عبد الله بن عمر نقل شده است:
مردي از فرزندان حسين از سوي مشرق خروج مي كند كه اگر كوهها با او
رويارويي كنند، نابودشان مي سازد و راههايي در آنها مي گشايد(1).
نام
جوان
خالدار
------------------------------------------------------
1. الفتن، ص 263، جزء 5، ح 1035.
پيوستن سمرقندي به خراساني
خصوصيّات فردي سمرقندي
نام
قيافه
گنجهاي تالقان
ورود خراساني و سمرقندي به ايران
زمينه سازان مشرقي
بر اساس مدارك و منابع معتبر اسلامي، زمينه سازان حكومت امام مهدي(عليه السلام) در مشرق زمين قيام مي كنند.
رسول خدا(صلّي الله عليه و آله) مي فرمايد:
مردمي از مشرق خروج مي كنند كه براي مهدي زمينه را فراهم مي سازند(1).
نيز از امام علي(عليه السلام) روايت شده است:
... آغاز [كار] مهدي از سوي مشرق است،
و هر گاه چنين شد، سفياني خروج مي كند...(2).
شايان توجّه است، واژ? مشرق و شرق ، هر چند نزد عربها و در احاديث اسلامي، تمام سرزمينهايي را كه در شرق منطق? حجاز، عراق و شام قرار گرفته اند، در بر مي گيرد، در روايات مرتبط با ظهور، در بيشتر موارد، مراد از اين دو لفظ، همان سرزمين خراسان قديم است كه امروزه كشورهاي ايران، افغانستان، تركمنستان، ازبكستان و تاجيكستان بخشهايي از آن را در خاك خود دارند و تا مرزهاي غربي چين و هند امتداد مي يابد.
-------------------------------------------------------
1. سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1368، كتاب فتن، ب 34، ح 4080.
2. بحار الأنوار، ج 52، ب 25، ح 142.
آغاز قيام از چين
بر اساس روايات اسلامي، شروع قيام زمينه سازان حكومت امام مهدي(عليه السلام) در منطقه اي دور از سرزمينهاي عربي اسلامي و در كشور چين خواهد بود.
رسول خدا(صلّي الله عليه و آله) فرمود:
ما خانواده اي هستيم كه خداي عزّ و جلّ براي ما آخرت را بر دنيا
برگزيده است، و به زودي خانواده ام پس از من، دچار دوري و كوچيدن
در سرزمينها مي شوند، تا آنكه پرچمهاي سياهي از مشرق برافراشته
شوند. پس حق را طلب مي كنند، به ايشان داده نمي شود، و كارزار
مي كنند و ياري مي يابند و در نتيجه، داده مي شوند آنچه را كه خواسته
بودند. پس هر كس از شما يا فرزندانتان با آنان برخورد نمود، بايد نزد
ايشان برود اگر چه با خزيدن روي برف باشد؛ زيرا آنها پرچمهاي هدايتي اند
كه به دست مردي از خاندانم سپرده مي شوند كه زمين را از قسط و عدل
سرشار خواهد كرد، چنان كه از جور و ظلم لبريز شده است(1).
امام باقر(عليه السلام) مي فرمايد:
گويا مي بينم كه از دورترين سرزمينهاي مشرق، از شهري كه به آن
شيلا (2) گفته مي شود، گروهي قيام كرده و حقّ خود را از اهل چين
مي خواهند، امّا به آنان داده نمي شود؛ دگر باره آن را طلب مي كنند
و همچنان محروم مي مانند. چون كار را چنين ديدند، شمشيرهاي خود را
بر دوشهاشان مي گذارند و با آنان مي جنگند. در نتيجه، چينيها راضي
مي شوند آنچه را اين گروه خواسته اند، بدهند، امّا ايشان نمي پذيرند(3)
و عدّ? زيادي از آنان را مي كشند. سپس، تمام سرزمينهاي تركها(4)
و هنديان(5) را تصرّف مي كنند و به سوي خراسان مي آيند و تسليم
آنجا را از مردم آن سامان مي خواهند، امّا به مقصود نمي رسند.
در نتيجه، خراسان را به زور مي گيرند و چيزي جز دادن حكومت
به صاحب شما (امام مهدي عليه السلام) نمي خواهند. در اين هنگام،
سفياني خروج مي كند و آنان با او درگير و همگي كشته مي شوند.
امّا هم آنان و هم كشندگانشان (سپاهيان سفياني) با دعاي صاحب شما
به دنيا باز مي گردند و ايشان از آنان انتقام مي گيرند
و تا پايان دنيا در حكومت او زندگي مي كنند(6).
بي ترديد، اين حديث به مبارزات استقلال طلبان? مسلمانان ترك نژاد در استان سين كيانگ چين در عصر حاضر اشاره دارد.
امام علي(عليه السلام) نيز فرموده است:
پس هر گاه آن شخص به پا خاسته اي كه از چين و ملتان(7) آمده است،
در خراسان قيام كند، سفياني لشكرهايش را به سوي او مي فرستد...(8).
مؤلّف البدء و التاريخ ، ضمن بيان روايتي از ابن عبّاس، در بار? پرچمهاي سياه و مهيّاگران حكومت مهدي(عليه السلام) در مشرق، از برخي صاحب نظران چنين نقل كرده است:
... بي گمان، نقط? آغاز حركت آنها (پرچمهاي سياه) از كشور چين و
ناحيه اي كه به آن ختن(9) گفته مي شود، خواهد بود. در آنجا گروهي از
فرزندان فاطمه(عليها السلام) از نسل حسين بن علي هستند...(10).
--------------------------------------------------------
1. دلائل الإمامة، ص 446، ح 420.
2. شيلا يا سيلا نامي بود كه در قديم بر شبه جزير? كره اطلاق مي گرديد. به عنوان نمونه، در مروج الذهب، ج 1، ص 6 – 155، مي خوانيم: پس از آباديهاي چين، به سوي دريا سرزمينهايي كه شناخته شده و وصف شده باشند، وجود ندارند، جز سرزمينهاي سيلا و جزاير آن... . با توجّه به آنكه ميان كر? شمالي و همسايه اش چين اختلافي وجود ندارد، نمي تواند مراد از شيلا _ در متن حديث يادشده _ كر? شمالي باشد.
3. به نظر مي رسد، دليل رويگرداني اين گروه از گرفتن حقّشان آن باشد كه در اين هنگام، با آشكارشدن برخي نشانه هاي مهمّ ظهور و نزديك شدن آن، شوق ديدار امام مهدي(عليه السلام) آنان را از ماندن در وطن و حكومت بر آن باز مي دارد.
بنا بر اين، با توجّه به متون روايات اسلامي و توضيحات برخي دانشمندان مسلمان و مبارزات استقلال خواهان? مسلمانان ترك نژاد استان سين كيانگ با دولت چين، بايد گفت، شيلا نام سرزميني در ختن يا مناطق نزديك به آن است كه اكنون اين نام كاربرد ندارد و يا ما از آن بي خبريم.
البتّه اين احتمال نيز وجود دارد كه شيلا در اصل همان شيملا - شهر و منطقه اي كوهستاني و سرسبز در شمال غربي هند – باشد و در ضبط كلمه اشتباهي روي داده است. همچنين احتمال دارد نام منطقه اي در كشمير هند باشد كه مجاور منطق? ختن در استان سين كيانگ است.
4. به استان سين كيانگ و مناطق ترك نشين اطراف اشاره دارد.
5. به هند، پاكستان و بنگلادش اشاره دارد كه در گذشته جزء يك كشور بودند.
6. منتخب كفاية المهتدي، ص ? - 3، ح 2.
7. مُلتان منطقه اي در شرق پاكستان و در همسايگي هند است. اكنون در آنجا و مناطق اطرافش شمار زيادي از شيعيان مخلص و منتظر ظهور امام مهدي(عليه السلام) زندگي مي كنند.
8 . إلزام الناصب، ج 2، ص 133.
9. ختن شهر و منطقه اي در بلاد تركستان چين و نزديك مرزهاي جامو و كشمير است. ختن امروزه در استان سين كيانگ در غرب چين قرار دارد كه بيشترين جمعيّت آن را مسلمانان ترك تبار تشكيل مي دهند.
10. البد ء و التاريخ، ج 2، ص 175، ف 9.
خصوصيّات فردي خراساني
حسيني تبار
رهبر گروهي كه در مشرق قيام مي كنند، جواني از نسل امام حسين(عليه السلام) است.
از عبد الله بن عمر نقل شده است:
مردي از فرزندان حسين از سوي مشرق خروج مي كند كه اگر كوهها با او
رويارويي كنند، نابودشان مي سازد و راههايي در آنها مي گشايد(1).
نام
جوان
خالدار
------------------------------------------------------
1. الفتن، ص 263، جزء 5، ح 1035.
پيوستن سمرقندي به خراساني
خصوصيّات فردي سمرقندي
نام
قيافه
گنجهاي تالقان
ورود خراساني و سمرقندي به ايران

-
- پست: 422
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 50 بار
- سپاسهای دریافتی: 181 بار
Re: پيشگوييهاي نوسترآداموس
در تایید اینکه پرچم های سیاه از سرزمین چین و یا کشمیر می آیند، اشاره دارم به برخی از ابیات از شاعر بزرگ "نعمت ا.. ولی" که در زیر خواهید دید(اگر غلط املائی یا کلمه ای را اشتباه می بینید به بزرگی خودتون ببخشید). البته مباحث جالب و موضوعات دیگرهم وجود دارد که در اینجا به آن اشاره نمی کنیم و شاید هم جایز نباشد اصلا" به آنها اشاره ای شود! خصوصا" در اینجا که بیشتر مدیران، مخالف نوستراداموس و پیشگویی و غیره هستند. پس بیشتر از این نیز توضیح داده نخواهد شد.
این را نیز اشاره کنم که تمامی ابیاتی که از ایشان در اینترنت هست ، کاملا" تحریف شده اند.
مصراع هایی که علامت (؟) دارند احتمالا" شاید غلط تایپی یا لغتی داشته باشند
یکجا شوند عثمان (منظور ترکیه امروزی) هم چینیان و ایران
فتح کنند اینان کل هند غازیانه
غلبه کنند همچون مور و ملخ شباشب
حقا که قوم مسلم گردند فاتحانه
کابل خروج سازد در قتل اهل کفار
کفار چپ و راست سازند بسی بهانه
از غازیان سرحد(ایالت سرحد پاکستان) ، لرزد زمین چو مرقد
بهر حصول مقصد، آیند والهانه(؟)
از خاص و عام آیند جمع تمام گردند
در کار آن فزایند صد گونه غم افزانه(؟)
بعد از فریضه حج پیش از نماز فطره
از دست رفته گیرند از ضبط غاصبانه(؟)
رود اتک به سه بار از خون اهل کفار (؟)
پر می شود به یکبار جریان جاریانه
پنجاب شهر لاهور کشمیر شهر لاهور
دو آب ، شهر سنجور گیرند غالبانه (؟)
.
.
.
.
این غزوه تا به شش ماه پیوسته هم بشرها
مسلم به فضل الله گردند فاتحانه
خوش می شود مسلمان از لطف و فضل یزدان
خالق نماید اکرام از لطف خالقانه
کشته شوند جمله بدخواه دین و ایمان
کل هند پاک باشد از رسم هندوانه
و بقیه ابیات که در حوادث دیگری مثل جنگ جهانی سوم و غیره است.
فکر نکنم ابیات نیازی به توضیح داشته باشند ، کاملا" گویا هستند.
این را نیز اشاره کنم که تمامی ابیاتی که از ایشان در اینترنت هست ، کاملا" تحریف شده اند.
مصراع هایی که علامت (؟) دارند احتمالا" شاید غلط تایپی یا لغتی داشته باشند
یکجا شوند عثمان (منظور ترکیه امروزی) هم چینیان و ایران
فتح کنند اینان کل هند غازیانه
غلبه کنند همچون مور و ملخ شباشب
حقا که قوم مسلم گردند فاتحانه
کابل خروج سازد در قتل اهل کفار
کفار چپ و راست سازند بسی بهانه
از غازیان سرحد(ایالت سرحد پاکستان) ، لرزد زمین چو مرقد
بهر حصول مقصد، آیند والهانه(؟)
از خاص و عام آیند جمع تمام گردند
در کار آن فزایند صد گونه غم افزانه(؟)
بعد از فریضه حج پیش از نماز فطره
از دست رفته گیرند از ضبط غاصبانه(؟)
رود اتک به سه بار از خون اهل کفار (؟)
پر می شود به یکبار جریان جاریانه
پنجاب شهر لاهور کشمیر شهر لاهور
دو آب ، شهر سنجور گیرند غالبانه (؟)
.
.
.
.
این غزوه تا به شش ماه پیوسته هم بشرها
مسلم به فضل الله گردند فاتحانه
خوش می شود مسلمان از لطف و فضل یزدان
خالق نماید اکرام از لطف خالقانه
کشته شوند جمله بدخواه دین و ایمان
کل هند پاک باشد از رسم هندوانه
و بقیه ابیات که در حوادث دیگری مثل جنگ جهانی سوم و غیره است.
فکر نکنم ابیات نیازی به توضیح داشته باشند ، کاملا" گویا هستند.

-
- پست: 422
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 50 بار
- سپاسهای دریافتی: 181 بار
List of Popes
سلام
به نظر می رسد تاپیک، خیلی خاک خورده است و استقبال تاپیک نیز پایین آمده است. به هرحال، یک مطلب بسیار جالب آماده کردم.
پیشگویی عجیب و دقیق مالاچی درباره پاپ ها
اسقف اعظم ایرلندی (مالاچی = St.Malachi) در سال 1095 میلادی در شهر Armaugh در کشور ایرلند به دنیا آمد و در سال 1148 درگذشت. وی دارای قدرت معجزه و غیبگویی (پیشگویی) بود. او در سال 1132 به مقام اعظم اسقفی رسید اما در سال 1138 استعفا داد تا در سفری به شهر روم ، Pope Innocent IIIرا ملاقات کند. در مسیر خودش به سمت روم، وی با St. Bernard ، در شهرClairvaux (فرانسه) ملاقاتی داشت. St. Bernard، شخصی است که بعدها، بیوگرافی مالاچی را نوشت. در این ملاقات بود که مالاچی، آن پیشگویی بسیار عجیب و حیرت آور را انجام داد و آن، نام 112 پاپ از Celestine II تا آخرین پاپ است.
بعدها، راهبی به نام Arnold de Wion، نوشته های اصلی را در کتابخانه واتیکان پیدا کرد و در کتابش با نام Lignum Vitae (در سال 1595)؛آن ها را مجددا" قرار داد. این مجموعه، توصیفات بسیار دقیقی از پاپ ها در حد دو یا سه کلمه است (به صورت رمزگونه). لقب های پاپ های قرن بیستم تا پاپ آخر به این شکل هستند (همراه با عین عبارت لاتین) :
Lumen in Coelo (نوری از آسمان) : اشاره به پاپ Leo XIII (یکصدو یکمین نفر) دارد. نشان خانوادگی او، به شکل یک ستاره دنباله دار بود.
Ignis Ardens (آتش سوزان) : پاپ Pius X (1903 تا 1914).
Religio Depopulata( جمعیت کاهش یافته) : پاپ Benedict XV (1914 تا 1922). اشاره به این موضوع دارد که در طی جنگ جهانی اول، آمار جمعیت و نفوس پایین آمده است.
Fides Intrepida (معتقد و دلیر) : اشاره به پاپ Pius XI (1922 تا 1939).
Pastor Angelicus (چوپان پاک و خالص) : اشاره به پاپ Pius XII (1939 تا 1958).
Pastor et Nauta (چوپان و ناخدا) : اشاره به پاپ John XXIII (1958 تا 1963) دارد. وی قبل از اینکه پاپ شود ، به عنوان بزرگ خاندان شهر ونیز بود. چوپان استعاره از بزرگ خاندان است. لطفا" توجه داشته باشید که شهر ونیز، شهری است که بر روی آب قرار دارد و مردم آن از طریق قایق و کشتی، رفت و آمد می کنند. بنابراین واژه ناخدا(ی کشتی) در توصیف ایشان، بکار گرفته شده است !
Flos Florum (گلی از گل ها !): پاپ Paul VI (1963- 1978). نشان خانوادگی، به شکل تاج گل زنبق بوده است.
De Medietate Lunae (میان ماه) : او پاپ شماره 108 است. پاپ Paul Ispanned به مدت 33 روز فرمانروایی کرد. این مدت زمان، بین دو قرص کامل ماه بود. او هنگامی که ماه به شکل قرص نصفه درآمده بود، درگذشت.
De Labore Solis (خورشید گرفتگی) : اشاره به پاپ Pope John Paul II دارد که در هنگام خورشیدگرفتگی کامل، متولد شد.
De Gloria Olivae (شکوه درخت زیتون) : در متنی که در اینجا ترجمه شده است، اسمی از ایشان نبرده اند چون این متن برای زمانی است که پاپ بندیکت (پاپ فعلی- Pope Benedict XVI) هنوز به قدرت نرسیده بود. پس از به قدرت رسیدن پاپ فعلی، خیلی ها تلاش کردند که بفهمند که این پاپ چه ویژگی ای داشته است که به معنای "شکوه درخت زیتون" است. نشان خانوادگی ایشان ظاهرا" خیلی شبیه درخت زیتون است!
Peter Romanus (پیتر روم) : او آخرین پاپ است. در اینجا، مالاچی اطلاعات بیشتری را درباره وی به ما می گوید :
"" در طی آخرین دوران آزار و اذیت کلیسای کاتولیک روم ، Peter Romanus بر تخت خواهد نشست (به قدرت می رسد). وی باید پیروانش را از میان بسیاری از آزمون ها و رنج ها ، عبور دهد. هنگامیکه این مسآله اتفاق می افتد، شهر تپه ها (= شهر روم – مترجم) نابود خواهد شد و یک حاکم بسیار ترسناک ، بر مردم حکومت خواهد راند ""
البته در خیلی از پیشگویی های دیگر هم گفته شده است که آخرین پاپ و پیروانش به دست مخالفان دستگیر شده و کشته می شوند (همزمان با شورش داخلی در ایتالیا و حمله متعاقب روسیه به اروپا).
برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید :
[External Link Removed for Guests]
اگر خواستید، ادامه خواهم داد؟
لطفا" نظر دهید.
به نظر می رسد تاپیک، خیلی خاک خورده است و استقبال تاپیک نیز پایین آمده است. به هرحال، یک مطلب بسیار جالب آماده کردم.
پیشگویی عجیب و دقیق مالاچی درباره پاپ ها
اسقف اعظم ایرلندی (مالاچی = St.Malachi) در سال 1095 میلادی در شهر Armaugh در کشور ایرلند به دنیا آمد و در سال 1148 درگذشت. وی دارای قدرت معجزه و غیبگویی (پیشگویی) بود. او در سال 1132 به مقام اعظم اسقفی رسید اما در سال 1138 استعفا داد تا در سفری به شهر روم ، Pope Innocent IIIرا ملاقات کند. در مسیر خودش به سمت روم، وی با St. Bernard ، در شهرClairvaux (فرانسه) ملاقاتی داشت. St. Bernard، شخصی است که بعدها، بیوگرافی مالاچی را نوشت. در این ملاقات بود که مالاچی، آن پیشگویی بسیار عجیب و حیرت آور را انجام داد و آن، نام 112 پاپ از Celestine II تا آخرین پاپ است.
بعدها، راهبی به نام Arnold de Wion، نوشته های اصلی را در کتابخانه واتیکان پیدا کرد و در کتابش با نام Lignum Vitae (در سال 1595)؛آن ها را مجددا" قرار داد. این مجموعه، توصیفات بسیار دقیقی از پاپ ها در حد دو یا سه کلمه است (به صورت رمزگونه). لقب های پاپ های قرن بیستم تا پاپ آخر به این شکل هستند (همراه با عین عبارت لاتین) :
Lumen in Coelo (نوری از آسمان) : اشاره به پاپ Leo XIII (یکصدو یکمین نفر) دارد. نشان خانوادگی او، به شکل یک ستاره دنباله دار بود.
Ignis Ardens (آتش سوزان) : پاپ Pius X (1903 تا 1914).
Religio Depopulata( جمعیت کاهش یافته) : پاپ Benedict XV (1914 تا 1922). اشاره به این موضوع دارد که در طی جنگ جهانی اول، آمار جمعیت و نفوس پایین آمده است.
Fides Intrepida (معتقد و دلیر) : اشاره به پاپ Pius XI (1922 تا 1939).
Pastor Angelicus (چوپان پاک و خالص) : اشاره به پاپ Pius XII (1939 تا 1958).
Pastor et Nauta (چوپان و ناخدا) : اشاره به پاپ John XXIII (1958 تا 1963) دارد. وی قبل از اینکه پاپ شود ، به عنوان بزرگ خاندان شهر ونیز بود. چوپان استعاره از بزرگ خاندان است. لطفا" توجه داشته باشید که شهر ونیز، شهری است که بر روی آب قرار دارد و مردم آن از طریق قایق و کشتی، رفت و آمد می کنند. بنابراین واژه ناخدا(ی کشتی) در توصیف ایشان، بکار گرفته شده است !
Flos Florum (گلی از گل ها !): پاپ Paul VI (1963- 1978). نشان خانوادگی، به شکل تاج گل زنبق بوده است.
De Medietate Lunae (میان ماه) : او پاپ شماره 108 است. پاپ Paul Ispanned به مدت 33 روز فرمانروایی کرد. این مدت زمان، بین دو قرص کامل ماه بود. او هنگامی که ماه به شکل قرص نصفه درآمده بود، درگذشت.
De Labore Solis (خورشید گرفتگی) : اشاره به پاپ Pope John Paul II دارد که در هنگام خورشیدگرفتگی کامل، متولد شد.
De Gloria Olivae (شکوه درخت زیتون) : در متنی که در اینجا ترجمه شده است، اسمی از ایشان نبرده اند چون این متن برای زمانی است که پاپ بندیکت (پاپ فعلی- Pope Benedict XVI) هنوز به قدرت نرسیده بود. پس از به قدرت رسیدن پاپ فعلی، خیلی ها تلاش کردند که بفهمند که این پاپ چه ویژگی ای داشته است که به معنای "شکوه درخت زیتون" است. نشان خانوادگی ایشان ظاهرا" خیلی شبیه درخت زیتون است!
Peter Romanus (پیتر روم) : او آخرین پاپ است. در اینجا، مالاچی اطلاعات بیشتری را درباره وی به ما می گوید :
"" در طی آخرین دوران آزار و اذیت کلیسای کاتولیک روم ، Peter Romanus بر تخت خواهد نشست (به قدرت می رسد). وی باید پیروانش را از میان بسیاری از آزمون ها و رنج ها ، عبور دهد. هنگامیکه این مسآله اتفاق می افتد، شهر تپه ها (= شهر روم – مترجم) نابود خواهد شد و یک حاکم بسیار ترسناک ، بر مردم حکومت خواهد راند ""
البته در خیلی از پیشگویی های دیگر هم گفته شده است که آخرین پاپ و پیروانش به دست مخالفان دستگیر شده و کشته می شوند (همزمان با شورش داخلی در ایتالیا و حمله متعاقب روسیه به اروپا).
برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید :
[External Link Removed for Guests]
اگر خواستید، ادامه خواهم داد؟
لطفا" نظر دهید.

-
- پست: 422
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 50 بار
- سپاسهای دریافتی: 181 بار
Re: پيشگوييهاي نوسترآداموس
پیشگویی های نعمت ا... ولی که در برخی از ابیات، توضیحاتی اضافه شد:
منبع : [External Link Removed for Guests]
پارینه قصه شوئم از تازه هند گوئم افتاد قرن دویم که افتد از زمانه
صاحب قران ثانی اولاد گورگانی شاهی کند اما شاهی چو رستمانه
(اشاره به حکومت گورکانیان در هند)
[External Link Removed for Guests]گورکانیان
عیش و نشاط اکثر گردد مکان بخاطر گم میکنند یکسر آن طرز ترکیانه
تا مدت سه صدسال در ملک هند بنگال کشمیر، شهر هوپال گیرند تا کرانه
(این حکومت سیصد سال در هند دوام می آورد)
گیرند ملک ایران بلخ و بخارا تهران آخر شوند پنهان، باطن درین جهانه
تا هفت پشت ایشان در ملک هند و ایران آخر شوند پنهان در گوشه نهانه
بعد از سه صد نه ، بینی تو حکم گورگانی چون اصحاب کهف گردد در کهف غائبانه
آن آخری زمانه آید درین جهانه شهباز سدره بینی از دست رایگانه
آن راجگان جنگی مئی خورمست بهنگی در ملکشان فرنگی آیند تاجرانه
(کم کم اروپایی ها به بهانه تجارت با تاسیس کمپانی هند شرقی، وارد هند می شوند)
[External Link Removed for Guests]کمپانی_هند_شرقی
رفته حکومت ازشان آید بغیر مهمان اغیار سکه رانند از ضرب حاکمانه
بینی تو عیسوی را بر تخت پادشاهی گیرند مومنان را از حیله و بهانه
(بالاخره اروپایی ها خصوصا" انگلیسی ها، با ریا و حیله، بر هند حاکم می شوند)
صدسال حکم ایشان در ملک هند میدان من دیدم ای عزیزان این نکته غائبانه
(انگلیس، حدود صد سال بر شبه قاره هند حکومت می کند)
[External Link Removed for Guests]
اسلام اهل اسلام گردد غریب و حیران بلخ و بخارا طهران در هند سند میانه
در مکتب و مدارس علم فرنگ خوانند در علم فقه و تفسیر غافل شوند بیگانه
(در مدارس، کتاب ها و زبان های غربی تدریس می شود)
بعد آن شود چون جنگی از روسیان و جاپان جاپان فتح یابد بر ملک روسیانه
(جنگ روسیه و ژاپن در سال 1904 که با پیروزی ژاپن پایان یافت)
[External Link Removed for Guests]
هردو چون شاه شطرنج هریک بساط بی سنج مردان میان جویند از بهر صلحنامه
سرحد جدا نمایند از جنگ باز آیند صلح کنند اما ، صلح منافقانه
برکوه قاف میدان روسی شود حکمران خوارزم دخیوه تک آن گیرند تا کرانه
بر ملک مصر و سودان بخارا هم کوهستان لبنان شهر کرخ ،گیرند آستانه
بر بحرخضرگیلان قابض شوند آنان هم چین و تخت ایران گیرند بی ایمانه
(اشاره به جنگ های ایران و روسیه در دوران قاجار و جداشدن بسیاری از مناطق شمالی از کشورمان در عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای و همچنین نفوذ بیشتر روسیه در سالهای بعد)
[External Link Removed for Guests]–1828)
[External Link Removed for Guests]–1813)
[External Link Removed for Guests]
از پادشاهی اسلام عبدالحمید نامی چون کیقباد کسری عادل شاه زمانه
بهر حمایت اسلام برخیزد برای جهاد بعد از حمید گردد سلطان عامیانه
بر او نصاری اعداء هرسو غلو نمایند پس ملک او بگیرند از حیله و بهانه
بعد از حمید گردد سلطان شاه خامس بر تخت پادشاهی نشیند چون ناگهانه
از شرق و غرب یکسر حاکم شوند کافر چون این شود برابر این حرف باین بیانه
قتل عظیم سازند در دشت مرو میرند برقوم ترکمانان آیند غالبانه
قتل عظیم ثانی در عهد اوکمالی کفار غلبه یابند بر وی ظاهرانه
آخر حبیب الله ،صاحب قران من الله گیرد زنصرت الله شمشیر از میانه
گردد زنو مسلمان غالب با فضل رحمان یعنی که قوم عثمان باشند شادمانه
طاعون و قحط یکجا گردد به هند پیدا پس مومنان بمیرند هر جا ازین بهانه
یک زلزله که آید چون زلزله قیامت جاپان تباه گردد یک نصف ثالثانه
دوکس بنام احمد گمراه کنند بی حد سازند از دل خود تفسیر فی القرآنه
تا چار سال جنگی افتد به بر غربی فاتح الف گردد بر جیم فاسقانه
جنگ عظیم باشد قتل عظیم سازد یک صد و سی و یک لک، باشد شمار جانه
اظهار صلح باشد چون صلح پیش بندی بل مستقل نباشد این صلح در میانه
ظاهر خموش لیکن پنهان کنند سامان جیم و الف مکرر ،رو در مبارزانه (جیم شاید جرمن)
وقتیکه جنگ جاپان با چین افتان باشد نصرانیان به پیکار آیند با همانه
قوم فرنسوی را برهم نمود اول با انگلیس و اطالین گیرند خاصمانه
(اشاره به حوادث جنگ جهانی اول)
[External Link Removed for Guests]
پس سال بست و یکم آغاز جنگ دویم مهلک ترین اول ،باشد به جارحانه
(شروع جنگ جهانی دوم پس از 21 سال)
امداد هندیان هم از هند داده باشند لاعلم ازین که باشد، آن جمله رایگانه
آلات برق پیما اسلاح حشر برپا سازند اهل حرفه مشهور آن زمانه
باشی اگر به مشرق شنوی کلام مغرب آید سرود غیبی ،بر طرز عرشیانه
دو الف وروس وهم چین مانند شهد شیرین برالف وجیم اولی،هم جیم ثانیانه
این غزوه تا به شش سال باشد همه برین سال از آب شور و نمکین ، چون دشت وحشیانه
(جنگ جهانی دوم، 6 سال به طول خواهد انجامید)
[External Link Removed for Guests]
نصرانیان که باشند هندوستان سپارند تخم بدی بکارند ازفسق جاودانه
آن مردمان اطراف چون مژده این شنودند یکبار جمع آیند بر باب عالیانه
تقسیم هند گردد ، درد و حصص هویدا آشوب و رنج پیدا از مکر و از بهانه
(پایان حکومت انگلستان بر هند اما قبل از ترک این کشور، با مکر و حیله موجب تقسیم شدن هند به دو کشور هند و پاکستان می شوند)
[External Link Removed for Guests]
بی تاج پادشاهان شاهی کنند نادان اجرا کنند فرمان فی الجمله مهملانه
از رشوت تساهل دانسته از تغافل تاویل یاب باشند احکام خسروانه
عالم ز علم نالان ،دانا ز فهم گریان نادان به رقص عریان مصروف والهانه
شفقت به سرد مهری تعظیم در دلیری تبدیل گشته باشد ، از فتنه زمانه
همشیر با برادر ،پسران هم به مادر نیز هم پدر به دختر مجرم به عاشقانه
از امت محمد سرزد بیحد افعال مجرمانه ،اعمال عاصیانه
فسق و فجور هرسو ،رائج شود به هرکو مادر به دختر خود سازد بسی بهانه
آن مفتیان گمره فتوی دهند بیجا در حق بیان شرع ، سازند بسی بهانه
فاسق کند بزرگی بر قوم از سترگی پس خانه اش بزرگی ،خواهد شود ویرانه
در شهر،کوه و قشلاق نوشند خمر،بیباک هم بهنگ و چرس تریاق ، نوشند باغیانه
احکام دین اسلام ،چون شمع گشته خاموش عالم جهول گردد، جاهل به عالمانه
آن عالمان عالم ، گردند همچون ظالم ناشسته روی خود را بر سر نهند عمامه
زینت دهند خود را با طره و با جبه گئوساله سامری را ،باشد درون جامه
در مومنان نزاری در جنگ قاضی آری چون سگ پئی شکاری ، گردد بسی بهانه
حلت رود سراسر حرمت رود سراسر عصمت رود برابر ،از جبر مغویانه
بی مهرگی سرآید ،پرده دری ،آید عصمت فروش باطن معصوم ظاهرانه
دختر فروش باشند ،عصمت فروش باشند مردان سفله طینت ،با وضع زاهدانه
بی شرم و بی حیائی در مردمان فزاید مادر به دختر خود ،خود را کند میزانه
کفار مومنان را ترغیب دین نمایند از حج چون مانع آیند از خواندن دوگانه
مردی زنسل ترکان رهزن مثل شیطان گوید دروغ دستان در ملک هندیانه
بینی تو قاضیان را بر مسند جهالت گیرند رشوت از خلق ،علامه با بهانه
بینی تو پند معروف ،پنهان شود درعالم سازند حیله افسون ،نامش نهند نظامه
گردد ریا مروج ،در شرق وغرب ،هرسو فسق و فجور باشد، منظور خاص و عامه
از اهل حق نه بینی ، درآنزمان کسی را دزدان و رهزنی را بر سر نهند عمامه
کذب و ریا و غیبت ،فسق و فجور بیحد قتل و زنا و اغلام هر جا شوند عیانه
شیخان چو مثل شیطان تجویز مینمایند که دلبران نشینند پنهان درون خانه
زاهد مطیع شیطان ،عالم عدو رحمان عابد بعید ایشان درویش باریانه
رسم و رواج ترسا، رائج شود به هرجا بدعت رواج گردد نیز سنت غائبانه
گردانگ از به رشوت در چنگ قاضی آری چون سگ پئی شکاری قاضی کند بهانه
هم سود می ستانند از مردمان مسکین برسر غرور و لعنت بر سرنهند خزانه
اندر نماز باشند غافل همه مسلمان عالم اسیر شهوت این طور در جهانه
بر مومنان غربی شد فضل حق هویدا آید بدست ایشان مردان کاردانه
بهر صیانت خود از سمت کج شمالی آید برای فتح امداد غائبانه
روزه ،نماز،طاعت یکدم شوند غائب در حلقه مناجات تسبیح از ریانه
شوق نماز و روزه حج و زکات وفطره کم گردد و برآید ،یکبار خاطرانه
ناگاه مومنان را شور پدید آید با کافران نمایند جنگی چون رستمانه
شمشیر ظفر گیرند با خصم جنگ آرند تا آنکه فتح یابند از لطف آن یگانه
از قلب پنج آبی خارج شوند ناری قبضه کنند مسلم بر شهر غاصبانه
کفار جمله یکجا هم عهد ها نمایند سازند مومنان را ،مغلوب جابرانه
بقال شود علم دار در ملک های کفار فی النار گشته کفار در کفر حالتانه
از لطف و فضل یزدان بعد از ایام هفده خون ریخته و قربان دادند غازیانه
در حین بیقراری هنگام اضطراری رحمی کند چو باری بر حال مومنانه
مومنان میر خود را از سفیه تنزیل سازند بر مسلمان بیاید تذلیل خاسرانه
(این اشعار اشاره دارد به انحطاط و از بین رفتن اخلاق و بی توجهی به دین)
خون جگر بنوشم از رنج با تو گویم للاه ترک گردان آن طرز راهبانه
قهر عظیم آید بهر سزا که شاید آخر خدا به سازد یک حکم قاتلانه
کشته شوند مسلمان افتان شوند خیزان از دست نیزه بندان یک قوم هندوآنه
(جنگ مسلمانان با هند- شاید اشاره به جنگ های هند و پاکستان دارد؟؟)
[External Link Removed for Guests]
مشرق شود خرابی از مکر حیله کاران مغرب دهند گریه بر فعل سنگدلانه
(استقلال پاکستان شرقی با نام بنگلادش در جنگ 1971)
[External Link Removed for Guests]
ارزان شود برابر جائیداد و جان مسلم خون می شود روانه چون بحر بیکرانه
شهر عظیم باشد اعظم ترین مقتل صد کربلا چون کربل باشد بخانه خانه
رهبر زمسلمانان در پرده یار آنان امداد داده باشد از عهد فاجرانه
از گاف شش حروفی بقال کینه پرور مفتح شود یقینی از مکر ماکرانه
این قصه بین العیدین از شین و نون شرطین سازد هنود بد را مغلوب فی زمانه
ماه محرم آید چون تیغ با مسلمان سازند مسلم آندم اقدام جارحانه
بعد آن شود چون شورش در ملک هند پیدا فتنه فساد برپا مه بر ارض مشرکانه
(اشاره به جنگ دیگری بین مسلمانان و هند که همزمان با شورش در کشور هند است – هنوز اتفاق نیفتاده است)
در حین خلفشاری قومیکه بت پرستان بر کلمه گویان جابر از قهر هندوانه
بر مومنان غربی شد فضل حق هویدا آید بدست ایشان مردان کاردانه
بهر صیانت خود از سمت کج شمالی آید برای فتح امداد غائبانه
آلات حرب ز لشکر در کارجنگ ماهر باشد سهیم مومن بیحد و بی کرانه
(نیروهای مسلمانان و تجهیزات آنها بسیار زیاد است)
عثمان و عرب فارس هم مومنان اوسط از جذبه اعانت ،آیند والهانه
(ترکیه، ایران و اعراب متحد می شوند و علیه هند می جنگند- هنوز اتفاق نیفتاده است)
اعراب نیز آیند از کوه و دشت و ماهون سیلاب آتشین شد از هر طرف روانه
(اعراب از قسمت سیستان و هامون وارد می شوند)
چترال نانگاپربت با سین ملک گلگت پس ملک هائ تبت گیرند جنگ آنه
یکجا شوند عثمان هم چینینیان و ایران فتح کنند اینان کل هند غازیانه
(چینی ها، ترکیه و ایران با هم متحد شده و هند را فتح می کنند! – هنوز اتفاق نیفتاده است)
غلبه کنند همچون مور و ملخ شباشب حقا که قوم مسلم گردند فاتحانه
کابل خروج سازد در قتل اهل کفار کفار چپ و راست سازند بسی بهانه
(افغان ها نیز با کفار شاید اشاره به نیروهای ناتو می جنگند و آنها را شکست می دهند- هنوز اتفاق نیفتاده است)
از غازیان سرحد لرزد زمین چو مرقد بهر حصول مقصد آیند والهانه
از خاص و عام آیند جمع تمام گردند درکار آن فزایند صد گونه غم افزانه
بعد از فریضه حج پیش از نماز فطره از دست رفته گیرند، از ضبط غاصبانه
رود اطک به سه بار از خون اهل کفار پر میشود به یکبار جریان جاریانه
پنجاب ،شهرلاهور،کشمیر ملک منصور دوآب،شهربجنور گیرند غالبانه
(اشاره به مناطقی در پاکستان و هند دارد که خط مقدم جنگ هستند- هنوز اتفاق نیفتاده است)
از دختران خوشرو از دلبران مهرو گیرند ملک آن سو خلقی مجاهدانه
بعد از عقب این کار مغلوب اهل کفار مسرور فوج جرار باشد فاتحانه
این غزوه تا به شش ماه پیوسته هم بشرها مسلم بفضل الله گردند فاتحانه
(این جنگ، 6 ماه طول خواهد کشید و مسلمانان پیروز خواهند شد- هنوز اتفاق نیفتاده است)
خوش می شود مسلمان از لطف و فضل یزدان خالق نماید اکرام از لطف خالقانه
کشته شوند جمله بدخواه دین و ایمان کل هند پاک باشد از رسم هندوانه
یک زلزله که آید چون زلزله قیامت آن زلزله به قهر درهند سندهیانه
( در هنگام جنگ، ناگهان زلزله شدیدی در هند به وقوع خواهد پیوست- هنوز اتفاق نیفتاده است)
چون هند هم به مغرب قسمت خراب گردد تجدید یاب گردد جنگ سه نوبتانه
(علاوه بر هند، پاکستان نیز بر اثر این زلزله تخریب می شود. پس از آن، در سه نوبت جنگ ادامه می یابد- هنوز اتفاق نیفتاده است)
آن دو الف که گفتم الفی تباه گردد ( را ) حمله ساز یابد بر الف مغربانه
(آغاز جنگ جهانی سوم با حمله روسیه به انگلستان و آمریکا- هنوز اتفاقا نیفتاده است)
جیم شکست خورده با را برابر آید آلات نار آرند مهلک جهنمانه
را هم خراب باشد از قهر سین سازد از او امان یابد از حیله و بهانه
(حمله چین به روسیه و خراب شدن روسیه. روسیه حتی با حیله و نیرنگ هم نخواهد توانست از حمله چین جلوگیری کند – هنوز اتفاق نیفتاده است)
کاهد الف جهان کو یک نقطه سو نماند الا که اسم و یادش باشد مورخانه
( انگلستان یا آمریکا در این جنگ به شدت تخریب می شود بطوریکه فقط اسمش در تاریخ باقی خواهد ماند! – هنوز اتفاق نیفتاده است)
تعزیر غیبی آید مجرم خطاب گیرد دیگر نه سرفرازد بر طرز راهبانه
دنیا خراب کرده ، باشند بی ایمانان گیرند منزل خود فی النار دوزخانه
(جنگ جهانی سوم آن قدر بزرگ و وحشتناک است که انگار دنیا مثل جهنم می شود- هنوز اتفاق نیفتاده است)
رازی که گفته ام من، درسی که سفته ام من باشد برای نصرت اسناد غائبانه
عجلت اگر بخواهی نصرت اگر بخواهی کن پیروی خدا را در قول قدسیانه
تا سال بهتری از کان زهوقاً آید مهدی عروج سازد از مهد مهدیانه
ناگاه به موسم حج مهدی عیان باشد این شهرت عیانش مشهوددرجهانه
زین بعد از اصفهان دجال هم درآید عیسی برای قتلش آید ز آسمانه
خاموش باش نعمت اسرار حق مکن فاش در سال کنت کنزا باشد چنین بیانه
منبع : [External Link Removed for Guests]
منبع : [External Link Removed for Guests]
پارینه قصه شوئم از تازه هند گوئم افتاد قرن دویم که افتد از زمانه
صاحب قران ثانی اولاد گورگانی شاهی کند اما شاهی چو رستمانه
(اشاره به حکومت گورکانیان در هند)
[External Link Removed for Guests]گورکانیان
عیش و نشاط اکثر گردد مکان بخاطر گم میکنند یکسر آن طرز ترکیانه
تا مدت سه صدسال در ملک هند بنگال کشمیر، شهر هوپال گیرند تا کرانه
(این حکومت سیصد سال در هند دوام می آورد)
گیرند ملک ایران بلخ و بخارا تهران آخر شوند پنهان، باطن درین جهانه
تا هفت پشت ایشان در ملک هند و ایران آخر شوند پنهان در گوشه نهانه
بعد از سه صد نه ، بینی تو حکم گورگانی چون اصحاب کهف گردد در کهف غائبانه
آن آخری زمانه آید درین جهانه شهباز سدره بینی از دست رایگانه
آن راجگان جنگی مئی خورمست بهنگی در ملکشان فرنگی آیند تاجرانه
(کم کم اروپایی ها به بهانه تجارت با تاسیس کمپانی هند شرقی، وارد هند می شوند)
[External Link Removed for Guests]کمپانی_هند_شرقی
رفته حکومت ازشان آید بغیر مهمان اغیار سکه رانند از ضرب حاکمانه
بینی تو عیسوی را بر تخت پادشاهی گیرند مومنان را از حیله و بهانه
(بالاخره اروپایی ها خصوصا" انگلیسی ها، با ریا و حیله، بر هند حاکم می شوند)
صدسال حکم ایشان در ملک هند میدان من دیدم ای عزیزان این نکته غائبانه
(انگلیس، حدود صد سال بر شبه قاره هند حکومت می کند)
[External Link Removed for Guests]
اسلام اهل اسلام گردد غریب و حیران بلخ و بخارا طهران در هند سند میانه
در مکتب و مدارس علم فرنگ خوانند در علم فقه و تفسیر غافل شوند بیگانه
(در مدارس، کتاب ها و زبان های غربی تدریس می شود)
بعد آن شود چون جنگی از روسیان و جاپان جاپان فتح یابد بر ملک روسیانه
(جنگ روسیه و ژاپن در سال 1904 که با پیروزی ژاپن پایان یافت)
[External Link Removed for Guests]
هردو چون شاه شطرنج هریک بساط بی سنج مردان میان جویند از بهر صلحنامه
سرحد جدا نمایند از جنگ باز آیند صلح کنند اما ، صلح منافقانه
برکوه قاف میدان روسی شود حکمران خوارزم دخیوه تک آن گیرند تا کرانه
بر ملک مصر و سودان بخارا هم کوهستان لبنان شهر کرخ ،گیرند آستانه
بر بحرخضرگیلان قابض شوند آنان هم چین و تخت ایران گیرند بی ایمانه
(اشاره به جنگ های ایران و روسیه در دوران قاجار و جداشدن بسیاری از مناطق شمالی از کشورمان در عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای و همچنین نفوذ بیشتر روسیه در سالهای بعد)
[External Link Removed for Guests]–1828)
[External Link Removed for Guests]–1813)
[External Link Removed for Guests]
از پادشاهی اسلام عبدالحمید نامی چون کیقباد کسری عادل شاه زمانه
بهر حمایت اسلام برخیزد برای جهاد بعد از حمید گردد سلطان عامیانه
بر او نصاری اعداء هرسو غلو نمایند پس ملک او بگیرند از حیله و بهانه
بعد از حمید گردد سلطان شاه خامس بر تخت پادشاهی نشیند چون ناگهانه
از شرق و غرب یکسر حاکم شوند کافر چون این شود برابر این حرف باین بیانه
قتل عظیم سازند در دشت مرو میرند برقوم ترکمانان آیند غالبانه
قتل عظیم ثانی در عهد اوکمالی کفار غلبه یابند بر وی ظاهرانه
آخر حبیب الله ،صاحب قران من الله گیرد زنصرت الله شمشیر از میانه
گردد زنو مسلمان غالب با فضل رحمان یعنی که قوم عثمان باشند شادمانه
طاعون و قحط یکجا گردد به هند پیدا پس مومنان بمیرند هر جا ازین بهانه
یک زلزله که آید چون زلزله قیامت جاپان تباه گردد یک نصف ثالثانه
دوکس بنام احمد گمراه کنند بی حد سازند از دل خود تفسیر فی القرآنه
تا چار سال جنگی افتد به بر غربی فاتح الف گردد بر جیم فاسقانه
جنگ عظیم باشد قتل عظیم سازد یک صد و سی و یک لک، باشد شمار جانه
اظهار صلح باشد چون صلح پیش بندی بل مستقل نباشد این صلح در میانه
ظاهر خموش لیکن پنهان کنند سامان جیم و الف مکرر ،رو در مبارزانه (جیم شاید جرمن)
وقتیکه جنگ جاپان با چین افتان باشد نصرانیان به پیکار آیند با همانه
قوم فرنسوی را برهم نمود اول با انگلیس و اطالین گیرند خاصمانه
(اشاره به حوادث جنگ جهانی اول)
[External Link Removed for Guests]
پس سال بست و یکم آغاز جنگ دویم مهلک ترین اول ،باشد به جارحانه
(شروع جنگ جهانی دوم پس از 21 سال)
امداد هندیان هم از هند داده باشند لاعلم ازین که باشد، آن جمله رایگانه
آلات برق پیما اسلاح حشر برپا سازند اهل حرفه مشهور آن زمانه
باشی اگر به مشرق شنوی کلام مغرب آید سرود غیبی ،بر طرز عرشیانه
دو الف وروس وهم چین مانند شهد شیرین برالف وجیم اولی،هم جیم ثانیانه
این غزوه تا به شش سال باشد همه برین سال از آب شور و نمکین ، چون دشت وحشیانه
(جنگ جهانی دوم، 6 سال به طول خواهد انجامید)
[External Link Removed for Guests]
نصرانیان که باشند هندوستان سپارند تخم بدی بکارند ازفسق جاودانه
آن مردمان اطراف چون مژده این شنودند یکبار جمع آیند بر باب عالیانه
تقسیم هند گردد ، درد و حصص هویدا آشوب و رنج پیدا از مکر و از بهانه
(پایان حکومت انگلستان بر هند اما قبل از ترک این کشور، با مکر و حیله موجب تقسیم شدن هند به دو کشور هند و پاکستان می شوند)
[External Link Removed for Guests]
بی تاج پادشاهان شاهی کنند نادان اجرا کنند فرمان فی الجمله مهملانه
از رشوت تساهل دانسته از تغافل تاویل یاب باشند احکام خسروانه
عالم ز علم نالان ،دانا ز فهم گریان نادان به رقص عریان مصروف والهانه
شفقت به سرد مهری تعظیم در دلیری تبدیل گشته باشد ، از فتنه زمانه
همشیر با برادر ،پسران هم به مادر نیز هم پدر به دختر مجرم به عاشقانه
از امت محمد سرزد بیحد افعال مجرمانه ،اعمال عاصیانه
فسق و فجور هرسو ،رائج شود به هرکو مادر به دختر خود سازد بسی بهانه
آن مفتیان گمره فتوی دهند بیجا در حق بیان شرع ، سازند بسی بهانه
فاسق کند بزرگی بر قوم از سترگی پس خانه اش بزرگی ،خواهد شود ویرانه
در شهر،کوه و قشلاق نوشند خمر،بیباک هم بهنگ و چرس تریاق ، نوشند باغیانه
احکام دین اسلام ،چون شمع گشته خاموش عالم جهول گردد، جاهل به عالمانه
آن عالمان عالم ، گردند همچون ظالم ناشسته روی خود را بر سر نهند عمامه
زینت دهند خود را با طره و با جبه گئوساله سامری را ،باشد درون جامه
در مومنان نزاری در جنگ قاضی آری چون سگ پئی شکاری ، گردد بسی بهانه
حلت رود سراسر حرمت رود سراسر عصمت رود برابر ،از جبر مغویانه
بی مهرگی سرآید ،پرده دری ،آید عصمت فروش باطن معصوم ظاهرانه
دختر فروش باشند ،عصمت فروش باشند مردان سفله طینت ،با وضع زاهدانه
بی شرم و بی حیائی در مردمان فزاید مادر به دختر خود ،خود را کند میزانه
کفار مومنان را ترغیب دین نمایند از حج چون مانع آیند از خواندن دوگانه
مردی زنسل ترکان رهزن مثل شیطان گوید دروغ دستان در ملک هندیانه
بینی تو قاضیان را بر مسند جهالت گیرند رشوت از خلق ،علامه با بهانه
بینی تو پند معروف ،پنهان شود درعالم سازند حیله افسون ،نامش نهند نظامه
گردد ریا مروج ،در شرق وغرب ،هرسو فسق و فجور باشد، منظور خاص و عامه
از اهل حق نه بینی ، درآنزمان کسی را دزدان و رهزنی را بر سر نهند عمامه
کذب و ریا و غیبت ،فسق و فجور بیحد قتل و زنا و اغلام هر جا شوند عیانه
شیخان چو مثل شیطان تجویز مینمایند که دلبران نشینند پنهان درون خانه
زاهد مطیع شیطان ،عالم عدو رحمان عابد بعید ایشان درویش باریانه
رسم و رواج ترسا، رائج شود به هرجا بدعت رواج گردد نیز سنت غائبانه
گردانگ از به رشوت در چنگ قاضی آری چون سگ پئی شکاری قاضی کند بهانه
هم سود می ستانند از مردمان مسکین برسر غرور و لعنت بر سرنهند خزانه
اندر نماز باشند غافل همه مسلمان عالم اسیر شهوت این طور در جهانه
بر مومنان غربی شد فضل حق هویدا آید بدست ایشان مردان کاردانه
بهر صیانت خود از سمت کج شمالی آید برای فتح امداد غائبانه
روزه ،نماز،طاعت یکدم شوند غائب در حلقه مناجات تسبیح از ریانه
شوق نماز و روزه حج و زکات وفطره کم گردد و برآید ،یکبار خاطرانه
ناگاه مومنان را شور پدید آید با کافران نمایند جنگی چون رستمانه
شمشیر ظفر گیرند با خصم جنگ آرند تا آنکه فتح یابند از لطف آن یگانه
از قلب پنج آبی خارج شوند ناری قبضه کنند مسلم بر شهر غاصبانه
کفار جمله یکجا هم عهد ها نمایند سازند مومنان را ،مغلوب جابرانه
بقال شود علم دار در ملک های کفار فی النار گشته کفار در کفر حالتانه
از لطف و فضل یزدان بعد از ایام هفده خون ریخته و قربان دادند غازیانه
در حین بیقراری هنگام اضطراری رحمی کند چو باری بر حال مومنانه
مومنان میر خود را از سفیه تنزیل سازند بر مسلمان بیاید تذلیل خاسرانه
(این اشعار اشاره دارد به انحطاط و از بین رفتن اخلاق و بی توجهی به دین)
خون جگر بنوشم از رنج با تو گویم للاه ترک گردان آن طرز راهبانه
قهر عظیم آید بهر سزا که شاید آخر خدا به سازد یک حکم قاتلانه
کشته شوند مسلمان افتان شوند خیزان از دست نیزه بندان یک قوم هندوآنه
(جنگ مسلمانان با هند- شاید اشاره به جنگ های هند و پاکستان دارد؟؟)
[External Link Removed for Guests]
مشرق شود خرابی از مکر حیله کاران مغرب دهند گریه بر فعل سنگدلانه
(استقلال پاکستان شرقی با نام بنگلادش در جنگ 1971)
[External Link Removed for Guests]
ارزان شود برابر جائیداد و جان مسلم خون می شود روانه چون بحر بیکرانه
شهر عظیم باشد اعظم ترین مقتل صد کربلا چون کربل باشد بخانه خانه
رهبر زمسلمانان در پرده یار آنان امداد داده باشد از عهد فاجرانه
از گاف شش حروفی بقال کینه پرور مفتح شود یقینی از مکر ماکرانه
این قصه بین العیدین از شین و نون شرطین سازد هنود بد را مغلوب فی زمانه
ماه محرم آید چون تیغ با مسلمان سازند مسلم آندم اقدام جارحانه
بعد آن شود چون شورش در ملک هند پیدا فتنه فساد برپا مه بر ارض مشرکانه
(اشاره به جنگ دیگری بین مسلمانان و هند که همزمان با شورش در کشور هند است – هنوز اتفاق نیفتاده است)
در حین خلفشاری قومیکه بت پرستان بر کلمه گویان جابر از قهر هندوانه
بر مومنان غربی شد فضل حق هویدا آید بدست ایشان مردان کاردانه
بهر صیانت خود از سمت کج شمالی آید برای فتح امداد غائبانه
آلات حرب ز لشکر در کارجنگ ماهر باشد سهیم مومن بیحد و بی کرانه
(نیروهای مسلمانان و تجهیزات آنها بسیار زیاد است)
عثمان و عرب فارس هم مومنان اوسط از جذبه اعانت ،آیند والهانه
(ترکیه، ایران و اعراب متحد می شوند و علیه هند می جنگند- هنوز اتفاق نیفتاده است)
اعراب نیز آیند از کوه و دشت و ماهون سیلاب آتشین شد از هر طرف روانه
(اعراب از قسمت سیستان و هامون وارد می شوند)
چترال نانگاپربت با سین ملک گلگت پس ملک هائ تبت گیرند جنگ آنه
یکجا شوند عثمان هم چینینیان و ایران فتح کنند اینان کل هند غازیانه
(چینی ها، ترکیه و ایران با هم متحد شده و هند را فتح می کنند! – هنوز اتفاق نیفتاده است)
غلبه کنند همچون مور و ملخ شباشب حقا که قوم مسلم گردند فاتحانه
کابل خروج سازد در قتل اهل کفار کفار چپ و راست سازند بسی بهانه
(افغان ها نیز با کفار شاید اشاره به نیروهای ناتو می جنگند و آنها را شکست می دهند- هنوز اتفاق نیفتاده است)
از غازیان سرحد لرزد زمین چو مرقد بهر حصول مقصد آیند والهانه
از خاص و عام آیند جمع تمام گردند درکار آن فزایند صد گونه غم افزانه
بعد از فریضه حج پیش از نماز فطره از دست رفته گیرند، از ضبط غاصبانه
رود اطک به سه بار از خون اهل کفار پر میشود به یکبار جریان جاریانه
پنجاب ،شهرلاهور،کشمیر ملک منصور دوآب،شهربجنور گیرند غالبانه
(اشاره به مناطقی در پاکستان و هند دارد که خط مقدم جنگ هستند- هنوز اتفاق نیفتاده است)
از دختران خوشرو از دلبران مهرو گیرند ملک آن سو خلقی مجاهدانه
بعد از عقب این کار مغلوب اهل کفار مسرور فوج جرار باشد فاتحانه
این غزوه تا به شش ماه پیوسته هم بشرها مسلم بفضل الله گردند فاتحانه
(این جنگ، 6 ماه طول خواهد کشید و مسلمانان پیروز خواهند شد- هنوز اتفاق نیفتاده است)
خوش می شود مسلمان از لطف و فضل یزدان خالق نماید اکرام از لطف خالقانه
کشته شوند جمله بدخواه دین و ایمان کل هند پاک باشد از رسم هندوانه
یک زلزله که آید چون زلزله قیامت آن زلزله به قهر درهند سندهیانه
( در هنگام جنگ، ناگهان زلزله شدیدی در هند به وقوع خواهد پیوست- هنوز اتفاق نیفتاده است)
چون هند هم به مغرب قسمت خراب گردد تجدید یاب گردد جنگ سه نوبتانه
(علاوه بر هند، پاکستان نیز بر اثر این زلزله تخریب می شود. پس از آن، در سه نوبت جنگ ادامه می یابد- هنوز اتفاق نیفتاده است)
آن دو الف که گفتم الفی تباه گردد ( را ) حمله ساز یابد بر الف مغربانه
(آغاز جنگ جهانی سوم با حمله روسیه به انگلستان و آمریکا- هنوز اتفاقا نیفتاده است)
جیم شکست خورده با را برابر آید آلات نار آرند مهلک جهنمانه
را هم خراب باشد از قهر سین سازد از او امان یابد از حیله و بهانه
(حمله چین به روسیه و خراب شدن روسیه. روسیه حتی با حیله و نیرنگ هم نخواهد توانست از حمله چین جلوگیری کند – هنوز اتفاق نیفتاده است)
کاهد الف جهان کو یک نقطه سو نماند الا که اسم و یادش باشد مورخانه
( انگلستان یا آمریکا در این جنگ به شدت تخریب می شود بطوریکه فقط اسمش در تاریخ باقی خواهد ماند! – هنوز اتفاق نیفتاده است)
تعزیر غیبی آید مجرم خطاب گیرد دیگر نه سرفرازد بر طرز راهبانه
دنیا خراب کرده ، باشند بی ایمانان گیرند منزل خود فی النار دوزخانه
(جنگ جهانی سوم آن قدر بزرگ و وحشتناک است که انگار دنیا مثل جهنم می شود- هنوز اتفاق نیفتاده است)
رازی که گفته ام من، درسی که سفته ام من باشد برای نصرت اسناد غائبانه
عجلت اگر بخواهی نصرت اگر بخواهی کن پیروی خدا را در قول قدسیانه
تا سال بهتری از کان زهوقاً آید مهدی عروج سازد از مهد مهدیانه
ناگاه به موسم حج مهدی عیان باشد این شهرت عیانش مشهوددرجهانه
زین بعد از اصفهان دجال هم درآید عیسی برای قتلش آید ز آسمانه
خاموش باش نعمت اسرار حق مکن فاش در سال کنت کنزا باشد چنین بیانه
منبع : [External Link Removed for Guests]
-
- پست: 7
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۹ دی ۱۳۸۶, ۱:۰۹ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 15 بار
- پست: 0
- تاریخ عضویت: شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۹, ۱:۱۸ ب.ظ
Re: پيشگوييهاي نوسترآداموس
با سلام.
دوستان من تازه واردم اما حسابی از این موضوع لذت بزدم اگه در مورد پیشگویی های نستراداموس مطالب بیشتری هست بزارید.
با تشکر.
دوستان من تازه واردم اما حسابی از این موضوع لذت بزدم اگه در مورد پیشگویی های نستراداموس مطالب بیشتری هست بزارید.
با تشکر.
-
- پست: 0
- تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۸, ۲:۵۵ ب.ظ
Re: پيشگوييهاي نوسترآداموس
یه سوال داشتم.این اقای نستراداموس پیش بینی کرده تو 21 دسامبر 2012 زمین نابود میشه.اگه قراره نابود بشه پس دیگر پیش بینی ها غلط است؟
