بيوگرافي خوانندگان و هنرمندان ايراني
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 15899
- تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۷:۵۱ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 72687 بار
- سپاسهای دریافتی: 31681 بار
- تماس:
nariman,
اين هم بيوگرافي محسن يگانه از زبان خودش
به نام او...
من محسن يگانه هستم.متولد 23/2/؟؟13 هستم.كار موسيقي رو به صورت حرفه اي از سال 79 با نواختن گيتار شروع كردم.اما در همون ابتداي كار وقتي با سختي هاي اين كار روبرو شدم براي مدتي قصد داشتم به كلي موسيقي رو ادامه ندم.
اما مايوس نشدم و از اون به بعد كار رو جدي دنبال كردم و خيلي زود تر از اون چيزي كه فكرشو مي كردم نواختن گيتار رو به صورت حرفه اي فرا گرفتم و 2 سال بعد كيبورد رو هم شروع كردم تا امروز كه قطعات گيتار آلبوم محسن چاوشي رو اجرا كردم.اما آهنگسازي رو كه به نظر خودم بهترين شاخه ي موسيقيه از 2 سال پيش به صورت جدي شروع كردم.تا امروز كه براي ديگر خواننده ها هم آهنگ مي سازم و شعر ميگم.
از جمله محسن چاوشي (تراك آهاي خبر نداري) .حامد هاكان(چون آلبوم ايشون هنوز به بازار نيومده ترجيح ميدم نگم)و فرزاد باقري كه به زودي آلبومش به بازار مياد...
اما طي اين دو سال حدود 30 تا شعر گفتم و حدود 40 آهنگ كه هر كدوم براي من تك تك ارزش چند بار گوش كردن رو داره ساختم. اما آشنايي من با محسن چاوشي منو به سطح كاري بالايي رسوند و از اون به بعد قدرت آهنگهام بيشتر و بيشتر شد كه جاداره از محسن تشكر كنم.
آلبوم خودم حدودا 1 ماه ديگه به بازار مياد كه اسم اون در ابتدا رفيق نيمه راه (نفرين) بود اما به سال كبيسه تغيير نام داد.
در اين آلبو م محسن چاوشي به همراه رضا فواديان كه خيلي به من در ظبط كار كمك كردن تنظيم آهنگهارو به عهده گرفتن.
تمام آهنگها و شعر هاي اين آلبوم از كار هاي خودمه به جز تراك سال كبيسه كه آهنگساز اون محسن چاوشيه.
در مورد خوندن هم بايد بگم توي آلبوم محسن چاوشي هم در تراك آهاي خبر نداري و كلاف و رميكسهم به صورت ميهمان خوندم. از اينكه محسن چاوشي و حامد هاكان هم لطف كردن و در كنار من توي اين آلبوم با صداي گرمشون خوندن و خيلي خوشحالم و ازشون تشكر ميكنم.
همچنين از رضا فواديان كه كيبورد اين آلبوم رو زد و محمد رضا آتش افروزان كه در يكي از كار ها ويلن اجرا كرد كمال تشكر رو دارم .خودم هم در اين آلبوم قطعه هاي گيتار رو اجرا كردم.
چند بيت از شعر رفيق نيمه راه يا نفرين رو كه از شعراي خود محسن یگانه هست رو مینویسم.
خدا كنه كه حسرت خوشي به قلبت بمونه يه بي وفا مثل خودت ريشه هاتو بخشكونه
يكي باشه كه هر نفس آتيش به جونت بزنه بهت خيانت بكنه زخم زبونت بزنه
الهي اون هر كي كه هست پا روي قلبت بزاره هرچي كه بامن مي كنييه روزبه روزت بياره
همين قد هم كه خواستمت از سرتم زياديه فكر نكني تو قلب من يه لحظه از تو ياديه
خيال نكن به يادتم بدون كه مردي تو دلم خودت مي دوني جاي عشق نفرتو كاشتي تو دلم
آهاي رفيق نيمه راه هاي تو كه تنهايي ميري فقط يه نفرين مي كنم تو اوج غربت بميري
با تشكر فراوان... محسن يگانه
اینم ایمیل محسن یگانه:
m_y_composer@yahoo.com
منتظر آلبوم جدید محسن یگانه که بزودی به بازار میاد باشید...امیدوارم که محسن عزیز رو شناخته باشید.تابعد...
اين هم بيوگرافي محسن يگانه از زبان خودش
به نام او...
من محسن يگانه هستم.متولد 23/2/؟؟13 هستم.كار موسيقي رو به صورت حرفه اي از سال 79 با نواختن گيتار شروع كردم.اما در همون ابتداي كار وقتي با سختي هاي اين كار روبرو شدم براي مدتي قصد داشتم به كلي موسيقي رو ادامه ندم.
اما مايوس نشدم و از اون به بعد كار رو جدي دنبال كردم و خيلي زود تر از اون چيزي كه فكرشو مي كردم نواختن گيتار رو به صورت حرفه اي فرا گرفتم و 2 سال بعد كيبورد رو هم شروع كردم تا امروز كه قطعات گيتار آلبوم محسن چاوشي رو اجرا كردم.اما آهنگسازي رو كه به نظر خودم بهترين شاخه ي موسيقيه از 2 سال پيش به صورت جدي شروع كردم.تا امروز كه براي ديگر خواننده ها هم آهنگ مي سازم و شعر ميگم.
از جمله محسن چاوشي (تراك آهاي خبر نداري) .حامد هاكان(چون آلبوم ايشون هنوز به بازار نيومده ترجيح ميدم نگم)و فرزاد باقري كه به زودي آلبومش به بازار مياد...
اما طي اين دو سال حدود 30 تا شعر گفتم و حدود 40 آهنگ كه هر كدوم براي من تك تك ارزش چند بار گوش كردن رو داره ساختم. اما آشنايي من با محسن چاوشي منو به سطح كاري بالايي رسوند و از اون به بعد قدرت آهنگهام بيشتر و بيشتر شد كه جاداره از محسن تشكر كنم.
آلبوم خودم حدودا 1 ماه ديگه به بازار مياد كه اسم اون در ابتدا رفيق نيمه راه (نفرين) بود اما به سال كبيسه تغيير نام داد.
در اين آلبو م محسن چاوشي به همراه رضا فواديان كه خيلي به من در ظبط كار كمك كردن تنظيم آهنگهارو به عهده گرفتن.
تمام آهنگها و شعر هاي اين آلبوم از كار هاي خودمه به جز تراك سال كبيسه كه آهنگساز اون محسن چاوشيه.
در مورد خوندن هم بايد بگم توي آلبوم محسن چاوشي هم در تراك آهاي خبر نداري و كلاف و رميكسهم به صورت ميهمان خوندم. از اينكه محسن چاوشي و حامد هاكان هم لطف كردن و در كنار من توي اين آلبوم با صداي گرمشون خوندن و خيلي خوشحالم و ازشون تشكر ميكنم.
همچنين از رضا فواديان كه كيبورد اين آلبوم رو زد و محمد رضا آتش افروزان كه در يكي از كار ها ويلن اجرا كرد كمال تشكر رو دارم .خودم هم در اين آلبوم قطعه هاي گيتار رو اجرا كردم.
چند بيت از شعر رفيق نيمه راه يا نفرين رو كه از شعراي خود محسن یگانه هست رو مینویسم.
خدا كنه كه حسرت خوشي به قلبت بمونه يه بي وفا مثل خودت ريشه هاتو بخشكونه
يكي باشه كه هر نفس آتيش به جونت بزنه بهت خيانت بكنه زخم زبونت بزنه
الهي اون هر كي كه هست پا روي قلبت بزاره هرچي كه بامن مي كنييه روزبه روزت بياره
همين قد هم كه خواستمت از سرتم زياديه فكر نكني تو قلب من يه لحظه از تو ياديه
خيال نكن به يادتم بدون كه مردي تو دلم خودت مي دوني جاي عشق نفرتو كاشتي تو دلم
آهاي رفيق نيمه راه هاي تو كه تنهايي ميري فقط يه نفرين مي كنم تو اوج غربت بميري
با تشكر فراوان... محسن يگانه
اینم ایمیل محسن یگانه:
m_y_composer@yahoo.com
منتظر آلبوم جدید محسن یگانه که بزودی به بازار میاد باشید...امیدوارم که محسن عزیز رو شناخته باشید.تابعد...
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد
[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز
[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد
[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز
[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]
لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد
افشین مقدم
افشين مقدم ستاره اي که در آسمان هنر ايران درخشيد و خيلي زود خاموش شد.کارش را در واريته ودر برنامه شش و هشت سال۴۸با داريوش و کيوان و اونيک و... شروع کرد.خيلي زود با اجراي ترانه هايي مانند شيطنت.عاشقانه.زمستون.ميترسم.و...به دليل چهره جذاب و صداي گرمش مورد استقبال جوانان قرار گرفت.اما اجل به او فرصت نداد و در اوج محبوبيت بر اثر سانحه رانندگي درگذشت.... صدا و ترانه هاي دلنشين او در آن مدت کم خوانندگي افشين به طوري پيش رفت که در 3 سال خوانندگي 2 بار به عنوان بهترين خواننده جوان سال ايران قرار گرفت.....
«زمستون» با صداي زنده ياد افشين مقدم نام آلبومي است که در سال 1351 عرضه شد و شامل 18 ترانه بود
« زنده ياد افشين مقدم در اوايل پاييز سال 1324 در يک خانواده مذهبي متولد شد و موسيقي را از دوران کودکي زير نظر هنرمند گرامي زنده ياد عطا ا... خرم آموخت و رفته رفته مورد تشويق اين استاد قرار گرفت. از آثار شناخته شده ي او ميتوان به آهنگهاي : زمستون ، مسافر و ... اشاره کرد. وي در سال 1355 بر اثر تصادف به ذيار باقي شتافت. »
[img][img][External Link Removed for Guests][/img][/img]
قطعه زمستون (و قطعه ي گذشته که بر مبناي ملودي زمستون خوانده شده) و بيشتر ترانه ها از ساخته هاي سياوش قميشي عزيز است.
زمستون
تن عريون باغچه تو بيابون
درختا با پاهاي برهنه زير بارون
نميدوني تو که عاشق نبودي
چه سخته مرگ گل براي گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بي بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه
چه تلخه
بايد تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بي تو
نشستم زير بارون زمستون
زمستون
براي تو قشنگه پشت شيشه
بهاره زمستونها براي تو هميشه
تو مثل من زمستوني نداري
که باشه لحظه چشم انتظاري
گلدون خالي نديدي
نشسته زير بارون
گلاي کاغذي داري تو گلدون
تو عاشق نبودي
ببيني تلخه روزهاي جدايي
چه سخته
چه سخته
بشينم بي تو با چشماي گريون
بشينم بي تو با چشماي گريون
بشينم بي تو با چشماي گريون
آهنگساز:سياوش قميشي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزی که می خواستم
روزي که مي خواستم از شهرمون برم پيش هزارن چشم تو گريه ميکردي
مي گفتي با حسرت ديگه برنمي گردي
گفتم که عمر اين سفر کوتاه کوتاه
گفتي که ياده من هميشه با تو همراهه
گفتم مبادا جاي من را ديگري گيرد
گفتي که منتظر نشستن آخرين راهه
حالا که برگشتم با آرزوهايم دست قشنگ تو در دست من سرده ميگه نگاه تو کاشکي که برگرده
دل را اگر دادي به ديگري بگو بگو از من تو پيدا کردي بهتري بگو بگو
دل را به اين و آن سپردن خود بود گناه از بام من مي خواهي که بپري بگو بگو
گفتم که عمر اين سفر کوتاه کوتاه
گفتي که ياده من هميشه با تو همراهه
گفتم مبادا جاي من را ديگري گيرد
گفتي که منتظر نشستن آخرين راهه
حالا که برگشتم با آرزوهايم دست قشنگ تو در دست من سرده ميگه نگاه تو کاشکي که برگرده
آهنگساز:سياوش قميشي
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و پس از مرگ افشين .کيوان با صدايي شکسته ترانه ايي بنام گل افشين براي دوست و همکار از دست رفته اش اجرا کرد بروي تم زمستون و با شعري بسيار زيبا.غم در صداي کيوان کاملا مشهوده.......
تا اونجايي که من ميدونم کيوان پس از اجرا اين ترانه صحنه هنر رو براي هميشه ترک کرد
گل افشين : با صداي کيوان
گل اشک شکفته روي گونم دونه دونه
دل من به يادت شعر مرثيه ميخونه
تو آهنگ صدات در نسل بارون
تو شعرت شعر گلدون و زمستون
تو بودي همصدايي براي قلب عاشق
ولي تنها تر از گل شقايق
مسافر تو رفتي
زدي بر قلب عاشق رنگ ماتم
صداي تو مونده براي زخم عاشق گشته مرحم
گل افشين
کجايي باز رسيد فصل زمستون
تو رفتي دوباره باغچه هامون گشته عريون
جاي تو مونده خالي توي خونه
گل هاي باغچه ميگيرند بهونه
گلدون چشم انتظاره مثل من بيقراره
صدات مي پيچه در گوشم دوباره
گل افشين کجايي
ببيني داغ مرگو رو تنامون
صداي تو مونده توي آهنگ تلخ گريه هامون
توي آهنگ تلخ گريه هامون
توي آهنگ تلخ گريه هامون
آهنگساز:سياوش قميشي
اخوب ااینم از افشین مقدم که تا اونجا که اطلاعاتی از ایشون داشتم براتون نوشتم در ضمن دو آهنگ افشین مقدم هم رو براتون گذاشتم می توانید دریافت کنید
________
روزی که می خواستم
[External Link Removed for Guests]
_______
زمستون
[External Link Removed for Guests]
افشين مقدم ستاره اي که در آسمان هنر ايران درخشيد و خيلي زود خاموش شد.کارش را در واريته ودر برنامه شش و هشت سال۴۸با داريوش و کيوان و اونيک و... شروع کرد.خيلي زود با اجراي ترانه هايي مانند شيطنت.عاشقانه.زمستون.ميترسم.و...به دليل چهره جذاب و صداي گرمش مورد استقبال جوانان قرار گرفت.اما اجل به او فرصت نداد و در اوج محبوبيت بر اثر سانحه رانندگي درگذشت.... صدا و ترانه هاي دلنشين او در آن مدت کم خوانندگي افشين به طوري پيش رفت که در 3 سال خوانندگي 2 بار به عنوان بهترين خواننده جوان سال ايران قرار گرفت.....
«زمستون» با صداي زنده ياد افشين مقدم نام آلبومي است که در سال 1351 عرضه شد و شامل 18 ترانه بود
« زنده ياد افشين مقدم در اوايل پاييز سال 1324 در يک خانواده مذهبي متولد شد و موسيقي را از دوران کودکي زير نظر هنرمند گرامي زنده ياد عطا ا... خرم آموخت و رفته رفته مورد تشويق اين استاد قرار گرفت. از آثار شناخته شده ي او ميتوان به آهنگهاي : زمستون ، مسافر و ... اشاره کرد. وي در سال 1355 بر اثر تصادف به ذيار باقي شتافت. »
[img][img][External Link Removed for Guests][/img][/img]
قطعه زمستون (و قطعه ي گذشته که بر مبناي ملودي زمستون خوانده شده) و بيشتر ترانه ها از ساخته هاي سياوش قميشي عزيز است.
زمستون
تن عريون باغچه تو بيابون
درختا با پاهاي برهنه زير بارون
نميدوني تو که عاشق نبودي
چه سخته مرگ گل براي گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بي بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه
چه تلخه
بايد تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بي تو
نشستم زير بارون زمستون
زمستون
براي تو قشنگه پشت شيشه
بهاره زمستونها براي تو هميشه
تو مثل من زمستوني نداري
که باشه لحظه چشم انتظاري
گلدون خالي نديدي
نشسته زير بارون
گلاي کاغذي داري تو گلدون
تو عاشق نبودي
ببيني تلخه روزهاي جدايي
چه سخته
چه سخته
بشينم بي تو با چشماي گريون
بشينم بي تو با چشماي گريون
بشينم بي تو با چشماي گريون
آهنگساز:سياوش قميشي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزی که می خواستم
روزي که مي خواستم از شهرمون برم پيش هزارن چشم تو گريه ميکردي
مي گفتي با حسرت ديگه برنمي گردي
گفتم که عمر اين سفر کوتاه کوتاه
گفتي که ياده من هميشه با تو همراهه
گفتم مبادا جاي من را ديگري گيرد
گفتي که منتظر نشستن آخرين راهه
حالا که برگشتم با آرزوهايم دست قشنگ تو در دست من سرده ميگه نگاه تو کاشکي که برگرده
دل را اگر دادي به ديگري بگو بگو از من تو پيدا کردي بهتري بگو بگو
دل را به اين و آن سپردن خود بود گناه از بام من مي خواهي که بپري بگو بگو
گفتم که عمر اين سفر کوتاه کوتاه
گفتي که ياده من هميشه با تو همراهه
گفتم مبادا جاي من را ديگري گيرد
گفتي که منتظر نشستن آخرين راهه
حالا که برگشتم با آرزوهايم دست قشنگ تو در دست من سرده ميگه نگاه تو کاشکي که برگرده
آهنگساز:سياوش قميشي
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و پس از مرگ افشين .کيوان با صدايي شکسته ترانه ايي بنام گل افشين براي دوست و همکار از دست رفته اش اجرا کرد بروي تم زمستون و با شعري بسيار زيبا.غم در صداي کيوان کاملا مشهوده.......
تا اونجايي که من ميدونم کيوان پس از اجرا اين ترانه صحنه هنر رو براي هميشه ترک کرد
گل افشين : با صداي کيوان
گل اشک شکفته روي گونم دونه دونه
دل من به يادت شعر مرثيه ميخونه
تو آهنگ صدات در نسل بارون
تو شعرت شعر گلدون و زمستون
تو بودي همصدايي براي قلب عاشق
ولي تنها تر از گل شقايق
مسافر تو رفتي
زدي بر قلب عاشق رنگ ماتم
صداي تو مونده براي زخم عاشق گشته مرحم
گل افشين
کجايي باز رسيد فصل زمستون
تو رفتي دوباره باغچه هامون گشته عريون
جاي تو مونده خالي توي خونه
گل هاي باغچه ميگيرند بهونه
گلدون چشم انتظاره مثل من بيقراره
صدات مي پيچه در گوشم دوباره
گل افشين کجايي
ببيني داغ مرگو رو تنامون
صداي تو مونده توي آهنگ تلخ گريه هامون
توي آهنگ تلخ گريه هامون
توي آهنگ تلخ گريه هامون
آهنگساز:سياوش قميشي
اخوب ااینم از افشین مقدم که تا اونجا که اطلاعاتی از ایشون داشتم براتون نوشتم در ضمن دو آهنگ افشین مقدم هم رو براتون گذاشتم می توانید دریافت کنید
________
روزی که می خواستم
[External Link Removed for Guests]
_______
زمستون
[External Link Removed for Guests]
دل خسته ام از این جا از آدمای دنیا
همین امروز فردا دل میزنم به دریا
همین امروز فردا دل میزنم به دریا

- پست: 825
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
- محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
- سپاسهای دریافتی: 20 بار
- تماس:
اوهام از سال 1378 توسط شهرام شعرباف (آهنگساز و خواننده) و به همراهي شاهرخ ايزدخواه (گيتار) و بابك رياحي پور (باس) آغاز به كار كرد. موزيك اوهام تركيبي از سبك راك و موسيقي و سازهاي ايراني به همراه اشعار حافظ شاعر بزرگ ايراني است. اوهام اولين آلبوم خود "نهال حيرت" را در تابستان سال 1378 در تهران ضبط كرد و به دنبال آن كمپاني موزيكي كه با گروه قرارداد چاپ آلبوم را بسته بود آلبوم را براي دريافت مجوز به وزارت ارشاد تحويل داد. وزارت ارشاد اسلامي از دادن مجوز به اوهام خودداري كرد و نهال حيرت را اثري غربي و فاقد استانداردهاي قانوني خواند. پس از بارها تلاش بي نتيجه براي دريافت مجوز شركت موسيقي قرارداد خود را با اوهام كنسل كرد و آلبوم را به گروه باز گرداند.
در زمستان سال 1379 اوهام وب سايت اختصاصي خود را راه اندازي كرد و تمام آهنگهاي نهال حيرت را به رايگان در اختيار شنوندگان خود گذاشت. موزيك اوهام به سرعت شروع به پخش شدن كرد و در مدت كوتاهي بسياري از جوانان ايران با گروه راك ايراني كه شعرهاي حافظ را ميخوانند آشنا شدند. موزيك اوهام همچنين واكنشها و فيدبك بسيار خوبي از خارج از ايران دريافت كرد و به گفته بسياري از منابع خبري گروه به زودي تبديل به سمبل موزيك راك مدرن ايراني شد. در طي اين مدت اوهام بارها و بارها براي چاپ آلبوم و يا اجراي زنده آن تلاش كرد ولي هربار همه اين درخواست ها از سوي وزارت ارشاد رد شد. در زمستان سال 1380 اوهام اولين كنسرت خود را به صورت خصوصي در كليساي روس ارتودكس در تهران برگزار كرد و آلبوم نهال حيرت را به طور كامل اجرا نمود ولي همچنان از اجراي كنسرت به صورت رسمي محروم بود. در پاييز 1381 اوهام وارد استوديو شد تا دو آهنگ جديد خود را بنام مجموعه "حافظ عاشق است" ضبط كند: دو آهنگي كه بعدا معلوم شد آخرين كارهاي اوهام با اعضاي اوليه خود بودند. "حافظ عاشق است" و "راه عشق" قبل از عيد سال نو از طريق اوهام دات كام عرضه شده و به سرعت از سوي طرفداران و شنوندگان اوهام مورد استقبال قرار گرفتند (تنها در هفته اول اين دو آهنگ بيش از 15000 بار دانلود شدند...).1
در اولين ماههاي سال 1382 بابك و سپس شاهرخ به دلايل شخصي تصميم به ترك اوهام گرفتند: شاهرخ به كانادا مهاجرت كرد و بابك در آستانه ازدواج و تشكيل خانواده قرار گرفت. شهرام پس از مهاجرت و اقامت كوتاهي در كانادا به ايران بازگشت تا اوهام را به تنهايي ادامه دهد. پس از چند ماه آماده سازي و تشكيل گروهي براي اجراي زنده اوهام در بهار سال 1383 براي اجراي چند كنسرت به آلمان سفر كرد و در شهرهاي برلين / هامبورگ و روستوك آهنگهاي خود را اجرا كرد. استقبال و واكنش طرفداران اوهام و مطبوعات آلمان از اين كنسرت ها بسيار عالي بود و انگيزه بيشتري براي فعاليت بيشتر به شهرام داد. اين كنسرت ها همچنين فصل جديدي را در موزيك زيرزميني ايران گشود و نشان داد كه گروه هاي راك ايراني قابليت حضور در عرصه هاي بيت المللي را نيز دارا هستند. به دنبال بازگشت به ايران اوهام چند كنسرت ديگر نيز در تهران برگزار كرد (از جمله كنسرتي كه گروه به مناسبت روز جهاني ايدز و بصورت خيريه برگزار كرد). همزمان شهرام آهنگسازي و توليد آلبوم دوم را نيز دنبال ميكرد ولي به دلايل مختلف امكان آماده سازي نهايي آن مهيا نميشد.1
اواخر سال 1383 شهرام شروع به ضبط نهايي آهنگهايي كرد كه طي دو سال گذشته آماده و ضبط كرده بود و آلبوم جديد بنام "آلوده" در تابستان 1384 آماده شد.شركت "بم آهنگ" در كانادا چاپ و پخش آن در آمريكاي شمالي و اروپا را به عهده گرفته است و "آلوده" اواخر آذر ماه 1384 به بازار عرضه شد.
در زمستان سال 1379 اوهام وب سايت اختصاصي خود را راه اندازي كرد و تمام آهنگهاي نهال حيرت را به رايگان در اختيار شنوندگان خود گذاشت. موزيك اوهام به سرعت شروع به پخش شدن كرد و در مدت كوتاهي بسياري از جوانان ايران با گروه راك ايراني كه شعرهاي حافظ را ميخوانند آشنا شدند. موزيك اوهام همچنين واكنشها و فيدبك بسيار خوبي از خارج از ايران دريافت كرد و به گفته بسياري از منابع خبري گروه به زودي تبديل به سمبل موزيك راك مدرن ايراني شد. در طي اين مدت اوهام بارها و بارها براي چاپ آلبوم و يا اجراي زنده آن تلاش كرد ولي هربار همه اين درخواست ها از سوي وزارت ارشاد رد شد. در زمستان سال 1380 اوهام اولين كنسرت خود را به صورت خصوصي در كليساي روس ارتودكس در تهران برگزار كرد و آلبوم نهال حيرت را به طور كامل اجرا نمود ولي همچنان از اجراي كنسرت به صورت رسمي محروم بود. در پاييز 1381 اوهام وارد استوديو شد تا دو آهنگ جديد خود را بنام مجموعه "حافظ عاشق است" ضبط كند: دو آهنگي كه بعدا معلوم شد آخرين كارهاي اوهام با اعضاي اوليه خود بودند. "حافظ عاشق است" و "راه عشق" قبل از عيد سال نو از طريق اوهام دات كام عرضه شده و به سرعت از سوي طرفداران و شنوندگان اوهام مورد استقبال قرار گرفتند (تنها در هفته اول اين دو آهنگ بيش از 15000 بار دانلود شدند...).1
در اولين ماههاي سال 1382 بابك و سپس شاهرخ به دلايل شخصي تصميم به ترك اوهام گرفتند: شاهرخ به كانادا مهاجرت كرد و بابك در آستانه ازدواج و تشكيل خانواده قرار گرفت. شهرام پس از مهاجرت و اقامت كوتاهي در كانادا به ايران بازگشت تا اوهام را به تنهايي ادامه دهد. پس از چند ماه آماده سازي و تشكيل گروهي براي اجراي زنده اوهام در بهار سال 1383 براي اجراي چند كنسرت به آلمان سفر كرد و در شهرهاي برلين / هامبورگ و روستوك آهنگهاي خود را اجرا كرد. استقبال و واكنش طرفداران اوهام و مطبوعات آلمان از اين كنسرت ها بسيار عالي بود و انگيزه بيشتري براي فعاليت بيشتر به شهرام داد. اين كنسرت ها همچنين فصل جديدي را در موزيك زيرزميني ايران گشود و نشان داد كه گروه هاي راك ايراني قابليت حضور در عرصه هاي بيت المللي را نيز دارا هستند. به دنبال بازگشت به ايران اوهام چند كنسرت ديگر نيز در تهران برگزار كرد (از جمله كنسرتي كه گروه به مناسبت روز جهاني ايدز و بصورت خيريه برگزار كرد). همزمان شهرام آهنگسازي و توليد آلبوم دوم را نيز دنبال ميكرد ولي به دلايل مختلف امكان آماده سازي نهايي آن مهيا نميشد.1
اواخر سال 1383 شهرام شروع به ضبط نهايي آهنگهايي كرد كه طي دو سال گذشته آماده و ضبط كرده بود و آلبوم جديد بنام "آلوده" در تابستان 1384 آماده شد.شركت "بم آهنگ" در كانادا چاپ و پخش آن در آمريكاي شمالي و اروپا را به عهده گرفته است و "آلوده" اواخر آذر ماه 1384 به بازار عرضه شد.
Empty spaces - what are we living for?
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

- پست: 2597
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۱۲:۲۷ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 155 بار
- تماس:
خواننده (موسيقي راك و پاپ و جاز) کورش یغمایی
کورش یغمایی موسیقی را در سن ده سالگی با نواختن سنتور که هدیه ای از سوی پدرش بود آغاز کرد. به گفته مادر کورش: او با این که این ساز را را از نزدیک ندیده بود سنتور را از جعبه بیرون آورد و شروع به نواختن یک آهنگ کرد. او در مدت پنج سال به مراحل درخشانی در زمینه نوازندگی سنتور و موسیقی سنتی ایران دست یافت. در سن پانزده سالگی گیتار را که همواره ساز مورد علاقه اش بود برگزید و پس از مدتی در گروه های موسیقی راک که خود تشکیل داده بود سرپرستی ارکستر و نوازندگی لید گیتار را به عهده داشت. چند سال بعد برخی از گروه های حرفه ای اروپایی که برای اجرای برنامه به ایران می آمدند هنگامی که با چیره دستی او در نواختن گیتار روبرو می شدند از او برای همکاری به سمت لید گیتار و مهاجرت به کشورشان برای ضبط صفحه در سطح جهانی دعوت میکردند.
در سال آخر دانشگاه (رشته جامعه شناسی) اولین کار حرفه ای خود را در زمینه آهنگ سازی - ارکستراسیون - نوازندگی و خوانندگی با ترانه گل یخ (شعر از مهدی اخوان لنگرودی دوست و همکلاسی اش) آغاز نمود. آثار کورش به ویژه گل یخ بر اساس دارا بودن استاندارد های جهانی به خارج از مرزهای ایران نفوذ کرد و با اجرا های جدیدی در کشورهای مختلف ارائه گردید.
از سال 1358 به مدت 17 سال پخش صدای کورش ممنوع شد. او در این مدت ابتدا در زمینه داستان های کودکان (کتاب و نوار) و ارائه آلبوم دیار (ارکستراسیون آواهای محلی ایران برای ارکستر بزرگ بدون آواز) و در ادامه با تدریس گیتار زندگی را میگذرانید. پس از هفده سال اولین آلبوم با آواز او با نام سیب نقره ای ارائه گردید. پس از چندی آلبوم های دیگری از وی با نام های ماه و پلنگ - گرگ های گرسنه (موسیقی فیلم) - کابوس - آرایش خورشید - تفنگ دسته نقره منتشر شد.
کورش یغمایی در فراگیری هیچ یک از زمینه های موسیقی استادی نداشته است.
کورش یغمایی موسیقی را در سن ده سالگی با نواختن سنتور که هدیه ای از سوی پدرش بود آغاز کرد. به گفته مادر کورش: او با این که این ساز را را از نزدیک ندیده بود سنتور را از جعبه بیرون آورد و شروع به نواختن یک آهنگ کرد. او در مدت پنج سال به مراحل درخشانی در زمینه نوازندگی سنتور و موسیقی سنتی ایران دست یافت. در سن پانزده سالگی گیتار را که همواره ساز مورد علاقه اش بود برگزید و پس از مدتی در گروه های موسیقی راک که خود تشکیل داده بود سرپرستی ارکستر و نوازندگی لید گیتار را به عهده داشت. چند سال بعد برخی از گروه های حرفه ای اروپایی که برای اجرای برنامه به ایران می آمدند هنگامی که با چیره دستی او در نواختن گیتار روبرو می شدند از او برای همکاری به سمت لید گیتار و مهاجرت به کشورشان برای ضبط صفحه در سطح جهانی دعوت میکردند.
در سال آخر دانشگاه (رشته جامعه شناسی) اولین کار حرفه ای خود را در زمینه آهنگ سازی - ارکستراسیون - نوازندگی و خوانندگی با ترانه گل یخ (شعر از مهدی اخوان لنگرودی دوست و همکلاسی اش) آغاز نمود. آثار کورش به ویژه گل یخ بر اساس دارا بودن استاندارد های جهانی به خارج از مرزهای ایران نفوذ کرد و با اجرا های جدیدی در کشورهای مختلف ارائه گردید.
از سال 1358 به مدت 17 سال پخش صدای کورش ممنوع شد. او در این مدت ابتدا در زمینه داستان های کودکان (کتاب و نوار) و ارائه آلبوم دیار (ارکستراسیون آواهای محلی ایران برای ارکستر بزرگ بدون آواز) و در ادامه با تدریس گیتار زندگی را میگذرانید. پس از هفده سال اولین آلبوم با آواز او با نام سیب نقره ای ارائه گردید. پس از چندی آلبوم های دیگری از وی با نام های ماه و پلنگ - گرگ های گرسنه (موسیقی فیلم) - کابوس - آرایش خورشید - تفنگ دسته نقره منتشر شد.
کورش یغمایی در فراگیری هیچ یک از زمینه های موسیقی استادی نداشته است.
بیوگرافی: زنده یاد ویگن-ویگن در سال 1308 در شهرهمدان بدنیاامدنام کامل وی ویگن دردیان هست او پدرایلین هنرمند معروف سینما وکارو نیز هست که کاروشاعر می باشداودارای مدرک تحصیلی دیپلم می باشد واز سال 1330باخواندن اواز فعالیت هنری خودرااغازکردشروع فعالیت او درسال 1332باخواندن اواز بر فیلم چهره اشنا ساخته حسن خردمند بود از عمده اوازهای شادروان می توان به قناری-مراببوس-گلی از بهشت-دختردریا-زن ایرونی-همیشه یاد توام-شادوماد-هفت هشت-مرابه یاد بیاور-دوکبوتر ودهها ترانه خاطره انگیز دیگر اشاره کرد
تمام فیلمهایی که ویگن عزیز درانها ترانه خونده یا بازی کرده
1=اتش وخاکستر هم خواننده هم بازیگر
2=ارامش قبل از طوفان هم بازیگر هم خواننده
3=ارشین مالالان هم خواننده هم بازیگر
4=اسمون جل فقط خواننده همراه باپوران ونخست
5=افت زندگی فقط خواننده همراه با روانبخش
6=اعتراف هم خواننده هم بازیگر
7=بازی عشق فقط خواننده
8=بچه های محل فقط خواننده همراه با ویدا قهرمانی
9=بیوه های خندان فقط خواننده
10=بی ستاره ها همراه بامهوش-یاسمین-افت
11=تپه عشق هم بازیگر هم خواننده
12=ترس وتاریکی هم خواننده هم بازیگر
13=چشمه عشاق هم خواننده هم بازیگر همراه با پوران
14=چهارراه حوادث فقط بازیگر
15=چهره اشنا خواننده همراه با حمید قنبری وناهید سرفراز وبازیگر
16=خون وشرف فقط بازیگر
17=درجستجوی داماد فقط خواننده باسیما
18=دنیای پول فقط خواننده همراه با عارف-پوران-ایرج-بهشته
19=شب نشینی در جهنم فقط خواننده همراه با بانو دلکش
20=طوفان در شهر ما فقط خواننده همراه با الهه
21=ضالم بلا هم خواننده هم بازیگر در هردو همراه با بانو دلکش
22=عروسک پشت پرده هم خواننده هم بازیگر
23=عروس دریا هم خواننده هم بازیگر
24=عسل تلخ هم خواننده همبازیگر
25=عشق بزرگ خواننده با منوچهر سخایی
26=فرداروشن هست خواننده با بانو دلکش وبازیگر
27=لاله اتشین هم بازیگر هم خواننده با پوران وبهشته
28=یکی بود کی نبود خواننده با مهوش
این 28فیلم اوج هنرنمایی ویگن بودند از نکات جالب فیلمها همصداشدن با بهترینها مثل بانو دلکش-عارف وزنده یاد پوران هست
اوبازیگر وخواننده بیشتر فیلمهای زنده یاد سامویل خاچیکیان هم بود
برگرفته از وب سایت هواداران ویگن
susan

چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان! نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت

- پست: 1487
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 16 بار
- سپاسهای دریافتی: 209 بار
جواد یساری
فكر ميكنم موج به ظاهر روشنفكري باعث شده كه بخشهايي از تاريخ موسيقي ماناديده گرفته بشن . اسمش رو ميذارم موسيقي مردمي . نميخوام به احساسم دروغ بگم ولي ترانههاي جوادي ساري يا عباس قادري و داود مقامي در اكثراوقات برام قابل تحمل هستن . نميخوام مقايسه كنم ولي احساس ميكنم ارتباطي كه اين ترانهها با مخاطبانشون برقرار ميكنن به مراتب قويتر از
تاثيريه كه حتا ترانههاي خونده شده توسط شجريان ، ناظري و ديگرانه . بااينكه بدون شك ترانههاي بازاري هم دستمايههاي اصيل دارن و جُدا ازموسيقي ايراني نيستن . فكر ميكنم قدري در حق اين ترانهها ظلم شده . اون هم فقط به خاطر اينكه عوامانه هستن . حداقل بايد به اندازه موسيقي سنتي نواحي مختلف ايران براي اونها ارزش قائل شد.به آخرين مصاحبه جواد يساري
توجه كنين:
هتل «ساندراس»، طبقه اول، کاباره کوچینی دردبی، ساعت ۶ بعد از ظهر:
کسی در لابی هتل به دنبالم میآید و مرا به محل قرار راهنمایی میکند.جواد یساری مردی است با سبیلهای پهن و صدایی کلفت که از همان ابتدااحساس میکنی رفتارش «مرامی» است. به
دیگران که آنجا نشستهاند تعارف میزند که بجایش مصاحبه کنند. او خیلی مراقب است که با زنی عکس نگیرد وحرف ناجوری از او پخش نشود. رفتار و اخلاقهای خاص خودش را دارد، سرقرارش به موقع میرود و خیلی اهل قول و قراراست.
کاباره کوچینی را روز اول محمد خردادیان بعداز این که حکم تبعیدش به ایران لغو شد در دبی راه انداخته است. این کاباره را امروز کسی به نام«حاج احمد» میگرداند. اگرچه چهرهاش مثل
حاج آقاهایی که ما در ولایتمان میشناسیم نیست، اما به هر حال حاج احمد است.
پیشنهاد میکند شب جا برایم رزرو کند.آبادانی است و گرم، اما فرصت نیست که بخواهم تا شب کاباره کوچینی باشم....
میشه خودتونو کامل معرفی کنید؟
من جواد یساری مازندرانی هستم. (چون گفتین کامل خودتو معرفی کن) متولد ۱۳۳۳، الان هم در خدمت شما هستم.
آقای یساری شما از کی میخونید؟
من از سال ۵۲ شروع کردم. البته منظورم پنجاه ودو ایرونیه که که با قبلش روی هم نزدیک چهل سالی میشه.
اولین آهنگی که خوندین یادتون مییاد چی بود؟
بله. «پول سیاه» یا راه بازه و جاده دراز.
تو ایران فقط تا قبل از انقلاب خوندین؟
من تا قبل از انقلاب پنج تا کاست دادم بیرون که آخرینش هم «سپیده دم» بودکه بعدش انقلاب شد و دیگه نخوندم.اما کارای شما خیلی جنبههای ناجوری نداشت،
چرا مجوز خوندن ندارید؟
والله تهران که اجازه خوندن به من ندادن، فعلابدون دلیل که ممنوع الصداهستم. خیلی هم خواهش کردم دلیل بیارین، چیزینگفتن. لابد مصلحتشون ایجاب میکنه که من نخونم. در حالی که من کارام همه خانوادگی بوده. من عین این جوونا بلد نبودن از اون جور کارا بخونم.
من تو اون زمونا یه آهنگی خوندم به نام«بچهها». موقعی که این آهنگ درآمد، خیلیها نامه نوشتن به مجله جوانان که ایشون کیه که این آهنگ روخونده، ما میخوایم صورت ایشونو ببینیم. زن وشوهرا زنگ میزدن و میگفتنباهم آشتی کردیم، بچهمون الاخون والاخونبوده با این آهنگ زندگیموندوباره شروع شده. رفتم جوانان، اون موقعرئیساش آقای اعتمادی بود (خداحفظ اش کنه هرجا هست). گفت صد هزار تا نامه اومده از بچهها.
این آهنگ بچهها چیه؟ براش گذاشتم، گریه کرد. از اون روز که این آهنگ رو تو تاترپارس لالهزار میخوندم، خونوادهها هم مییامدن. روزای قشنگی بود. این بچههایی که پدر مادارشون آشتی کرده بودندمییامدن بالا ماچم میکردن.
خیلیها می گن آهنگهای شما از نسل موسیقیکوچه و بازاره، نظر خودتون چیه؟
ما هم از گندم ری شدیم و هم از خرمای بغداد. نه اون دوره میذاشتن تورادیو برنامه داشته باشیم، نه این دوره. اسمی هم که میتونستن رو ما بزارن این کلماتی بود که باهاش تقریبا مارو
کوچیک کنن. روح نعمتاللهآغاسی شاد. ایشون کاری کرده بود که رادیوتلوزیون التماس میکرد که بیادو نرفت.
همین که انقلاب شد همین آقایون سطح بالاییرادیو تلوزیون اونور آب، شروعکردند آهنگهای مارو خوندن. دیگران هم مثل خانم مهستی سپیده دم منو خوندنو زنده یاد سوسن دو تا از آهنگهای منو خوند،شهرام صولتی هم که دوستماست، یکی دیگه از آهنگامو خوند. بعد دیدم
خیلی از اینهایی که برای مامیگفتن، همونا رو خوندن منتها اسم آهنگهاشون رو گذاشتن مردمی (پاپ). بهنظر من هنرمند باید مردمی باشه. فکر میکنماین از همه بهتره.
ترانه سرای شما کیه؟
همشو استاد سعید مهناویان محبت میکردند،سپیده دم مال سعید خوشرو بوداما بیشتر شعرام مال آقای مهناویان بود.
خودتون ترانه هم میگید؟
نه من خوندنو دوست دارم.
چی شد سراغ خوندن آمدید؟
چه سوال قشنگی. من اون زمونا کشتیگیر بودم.خیلی علاقه داشتم تو مردمباشم. با کشتی موفق نشدم، پاهام ایراد پیداکرد، الان هم آرتوروز دارم،پاهام خیلی ناراحته. بعد یه ته صدایی داشتیم،
با حسن شهرستانی غزل خوندم.جای اونم خیلی خالیه چون هم الان حتما ازرادیوتون صدای منو میشنوه.شنیدم هلنده یا سوئده، با کامیون کار میکنه.خلاصه از غزل خوندن شروع کردم که دوستای آهنگساز آمدن دنبالمون که بعد شروع کردیم به آهنگ خوندن.اولیش هم از علی نودوست اجرا کردم. بعدش استادبدر و بعد اگر موفقیتی هم دارم از سعید مهناویان بود.
اون آهنگ اول یادتون هست؟
ساده میخونم براتون: من دلمو میدم برای خودت. خودت میدونی و خدای خودت. دلی که دادم پس نمیگیرم دیگه... اینآهنگ بود. الان مورد پسندامروزهایها نیست. اونا کار نو میخوان.
الان کجا میخونید؟
هتل «سندراس» میخونم، تو میدون عبدالناصر،کاباره کوچینی. روز اول اینجارو آقای خردادیان شروع کردند که منم درخدمتشون بودم، بعد هم دوستانعزیز دیگه که آمدند. تقریبن اینجا یه چهار ماهو یه شیش ماه خوندم و الانهم تا عید خدمتشون هستم.
فضای دبی چه جوریه؟
خیلی بوی ایران رو میده. خیلی ایرانی اینجاهست. احساس نمیکنم که زیادغریبم. همه دوستان میان حال و احوال میکنن،اون استقبالی که میکنن بیشتر برام ارزش داره و روحیه به من میده.شده کسی برای دیدن شما و تجدید خاطرات از
ایران اینجا بیاد سراغتون؟
اینا همه با همین خاطرات میان اینجا، بچهها،بر مزار مادر، سپیده دم که جاودان موسیقی شد و تو کتاب موسیقی به نام منثبت شد. بالاخره خوانندهشون بودم. من دوست دارم ببینم جوونا
چی میگن. الان کارای قدیمام رو که دوتا سیدی امروزیش کردم ودوباره خوندم، انگار میکنم که خود منم هفده، هجده ساله شدم. همین جوونا میانسراغم.
این جوونا چقدر میشناسنتون و از گذشته کاریتون خبر دارن؟
همش میگن بابام تو رو دوست داره، بابام دربارت گفته. مامانم گفته بچهها رو خوندی ... خودشون بیشتر از زبون بابا ننشون صحبت میکنند. گفتم، غیراز این دوتا سیدی که با تصویره، هیچکسی منوبه صورت نمیشناسه. اما تافامیلی منو میگی، میپرسن چه کاره فلانی هستی، فکر نمیکنن من جواد یساری هستم.اون موقع یه عکس بدون روتوش کوچولو میزدن.روی هم رفته یه مقداری تقریباخواننده گمنامی هستم.
چون اینجا میخونید؛ ایران که بر میگردیدمشکلی براتون پیش نمییاد؟
نه خیر. تا حالا با من کار نداشتن. معمولا من nعجیب تو خودمم. جای شلوغ نمیرم. این هتلی که من اینجا زندگی میکنم،شاید اتاقش دوازده سیزده مترباشه، اندازه حموم خونه من. اما یهو میبینی سه روز بیرون نیامدم، اما به موسیقی علاقهمندم. دوست دارم هر شب میکروفن
دستم باشه. عشقه دیگه. پدرعشق بسوزه که خیلی خانمانسوزه.
شما شغل دیگری هم دارید؟
بله. من اصلا بچه میدان شاپور سابقم که الانشده وحدت اسلامی. خیابونمهدی خانی مغازه دارم. چهل ساله که کار اصلیم لوازم منزله.
اگه بخواهید یه حرف به مردم بزنید چی میگید؟
والا برای گفتن خیلی چیزا هست. اما اگر بخوامخلاصه بگم؛ می گم: همدیگررو سفت داشته باشین.
شاید این مصاحبه با یه تیکه که خودتون ازترانهای که دوست دارید بخونیدکامل بشه، یه دهن میخونید؟
خوب من، قبل از همه پیشاپیش عید رو به هم وطناتبریک بگم و انشا الله اینسالی باشه که تمامی کشت و کشتار وخونریزیها تموم بشه... (به اطرافیانش اشاره میکند که میخواهد بخواند و میگوید:موزیک کو؟ و بعد با خنده ادامه میدهد: نه بابا خودم میخونم، بدون موسیقی هم ما مشکلی نداریم).
یه تیکه کوچک سپیده دمو میخونم: سپیده دم
اومد و وقت رفتن.. حرفی نداریم
ما برای گفتن.. هرچه که بوده بین ما تموم شد..
اینجا برام نیست دیگه جای
موندن.. من میرم از زندگی تو بیرون.. یادت
باشه خونمو کردی ویرون..
خونمو کردی ویرون.. اول آشناییمون یادم میاد
یادم میاد.. گفتی به من
دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد.. رو سادگی
حرفتو باورم شد.. تو عاقبت
زندگیمو دادی به باد.. دادی به باد.. من میرم از
زندگی تو بیرون .. یادت
باشه خونمو کردی ویرون خونمو کردی ویرون..
فكر ميكنم موج به ظاهر روشنفكري باعث شده كه بخشهايي از تاريخ موسيقي ماناديده گرفته بشن . اسمش رو ميذارم موسيقي مردمي . نميخوام به احساسم دروغ بگم ولي ترانههاي جوادي ساري يا عباس قادري و داود مقامي در اكثراوقات برام قابل تحمل هستن . نميخوام مقايسه كنم ولي احساس ميكنم ارتباطي كه اين ترانهها با مخاطبانشون برقرار ميكنن به مراتب قويتر از
تاثيريه كه حتا ترانههاي خونده شده توسط شجريان ، ناظري و ديگرانه . بااينكه بدون شك ترانههاي بازاري هم دستمايههاي اصيل دارن و جُدا ازموسيقي ايراني نيستن . فكر ميكنم قدري در حق اين ترانهها ظلم شده . اون هم فقط به خاطر اينكه عوامانه هستن . حداقل بايد به اندازه موسيقي سنتي نواحي مختلف ايران براي اونها ارزش قائل شد.به آخرين مصاحبه جواد يساري
توجه كنين:
هتل «ساندراس»، طبقه اول، کاباره کوچینی دردبی، ساعت ۶ بعد از ظهر:
کسی در لابی هتل به دنبالم میآید و مرا به محل قرار راهنمایی میکند.جواد یساری مردی است با سبیلهای پهن و صدایی کلفت که از همان ابتدااحساس میکنی رفتارش «مرامی» است. به
دیگران که آنجا نشستهاند تعارف میزند که بجایش مصاحبه کنند. او خیلی مراقب است که با زنی عکس نگیرد وحرف ناجوری از او پخش نشود. رفتار و اخلاقهای خاص خودش را دارد، سرقرارش به موقع میرود و خیلی اهل قول و قراراست.
کاباره کوچینی را روز اول محمد خردادیان بعداز این که حکم تبعیدش به ایران لغو شد در دبی راه انداخته است. این کاباره را امروز کسی به نام«حاج احمد» میگرداند. اگرچه چهرهاش مثل
حاج آقاهایی که ما در ولایتمان میشناسیم نیست، اما به هر حال حاج احمد است.
پیشنهاد میکند شب جا برایم رزرو کند.آبادانی است و گرم، اما فرصت نیست که بخواهم تا شب کاباره کوچینی باشم....
میشه خودتونو کامل معرفی کنید؟
من جواد یساری مازندرانی هستم. (چون گفتین کامل خودتو معرفی کن) متولد ۱۳۳۳، الان هم در خدمت شما هستم.
آقای یساری شما از کی میخونید؟
من از سال ۵۲ شروع کردم. البته منظورم پنجاه ودو ایرونیه که که با قبلش روی هم نزدیک چهل سالی میشه.
اولین آهنگی که خوندین یادتون مییاد چی بود؟
بله. «پول سیاه» یا راه بازه و جاده دراز.
تو ایران فقط تا قبل از انقلاب خوندین؟
من تا قبل از انقلاب پنج تا کاست دادم بیرون که آخرینش هم «سپیده دم» بودکه بعدش انقلاب شد و دیگه نخوندم.اما کارای شما خیلی جنبههای ناجوری نداشت،
چرا مجوز خوندن ندارید؟
والله تهران که اجازه خوندن به من ندادن، فعلابدون دلیل که ممنوع الصداهستم. خیلی هم خواهش کردم دلیل بیارین، چیزینگفتن. لابد مصلحتشون ایجاب میکنه که من نخونم. در حالی که من کارام همه خانوادگی بوده. من عین این جوونا بلد نبودن از اون جور کارا بخونم.
من تو اون زمونا یه آهنگی خوندم به نام«بچهها». موقعی که این آهنگ درآمد، خیلیها نامه نوشتن به مجله جوانان که ایشون کیه که این آهنگ روخونده، ما میخوایم صورت ایشونو ببینیم. زن وشوهرا زنگ میزدن و میگفتنباهم آشتی کردیم، بچهمون الاخون والاخونبوده با این آهنگ زندگیموندوباره شروع شده. رفتم جوانان، اون موقعرئیساش آقای اعتمادی بود (خداحفظ اش کنه هرجا هست). گفت صد هزار تا نامه اومده از بچهها.
این آهنگ بچهها چیه؟ براش گذاشتم، گریه کرد. از اون روز که این آهنگ رو تو تاترپارس لالهزار میخوندم، خونوادهها هم مییامدن. روزای قشنگی بود. این بچههایی که پدر مادارشون آشتی کرده بودندمییامدن بالا ماچم میکردن.
خیلیها می گن آهنگهای شما از نسل موسیقیکوچه و بازاره، نظر خودتون چیه؟
ما هم از گندم ری شدیم و هم از خرمای بغداد. نه اون دوره میذاشتن تورادیو برنامه داشته باشیم، نه این دوره. اسمی هم که میتونستن رو ما بزارن این کلماتی بود که باهاش تقریبا مارو
کوچیک کنن. روح نعمتاللهآغاسی شاد. ایشون کاری کرده بود که رادیوتلوزیون التماس میکرد که بیادو نرفت.
همین که انقلاب شد همین آقایون سطح بالاییرادیو تلوزیون اونور آب، شروعکردند آهنگهای مارو خوندن. دیگران هم مثل خانم مهستی سپیده دم منو خوندنو زنده یاد سوسن دو تا از آهنگهای منو خوند،شهرام صولتی هم که دوستماست، یکی دیگه از آهنگامو خوند. بعد دیدم
خیلی از اینهایی که برای مامیگفتن، همونا رو خوندن منتها اسم آهنگهاشون رو گذاشتن مردمی (پاپ). بهنظر من هنرمند باید مردمی باشه. فکر میکنماین از همه بهتره.
ترانه سرای شما کیه؟
همشو استاد سعید مهناویان محبت میکردند،سپیده دم مال سعید خوشرو بوداما بیشتر شعرام مال آقای مهناویان بود.
خودتون ترانه هم میگید؟
نه من خوندنو دوست دارم.
چی شد سراغ خوندن آمدید؟
چه سوال قشنگی. من اون زمونا کشتیگیر بودم.خیلی علاقه داشتم تو مردمباشم. با کشتی موفق نشدم، پاهام ایراد پیداکرد، الان هم آرتوروز دارم،پاهام خیلی ناراحته. بعد یه ته صدایی داشتیم،
با حسن شهرستانی غزل خوندم.جای اونم خیلی خالیه چون هم الان حتما ازرادیوتون صدای منو میشنوه.شنیدم هلنده یا سوئده، با کامیون کار میکنه.خلاصه از غزل خوندن شروع کردم که دوستای آهنگساز آمدن دنبالمون که بعد شروع کردیم به آهنگ خوندن.اولیش هم از علی نودوست اجرا کردم. بعدش استادبدر و بعد اگر موفقیتی هم دارم از سعید مهناویان بود.
اون آهنگ اول یادتون هست؟
ساده میخونم براتون: من دلمو میدم برای خودت. خودت میدونی و خدای خودت. دلی که دادم پس نمیگیرم دیگه... اینآهنگ بود. الان مورد پسندامروزهایها نیست. اونا کار نو میخوان.
الان کجا میخونید؟
هتل «سندراس» میخونم، تو میدون عبدالناصر،کاباره کوچینی. روز اول اینجارو آقای خردادیان شروع کردند که منم درخدمتشون بودم، بعد هم دوستانعزیز دیگه که آمدند. تقریبن اینجا یه چهار ماهو یه شیش ماه خوندم و الانهم تا عید خدمتشون هستم.
فضای دبی چه جوریه؟
خیلی بوی ایران رو میده. خیلی ایرانی اینجاهست. احساس نمیکنم که زیادغریبم. همه دوستان میان حال و احوال میکنن،اون استقبالی که میکنن بیشتر برام ارزش داره و روحیه به من میده.شده کسی برای دیدن شما و تجدید خاطرات از
ایران اینجا بیاد سراغتون؟
اینا همه با همین خاطرات میان اینجا، بچهها،بر مزار مادر، سپیده دم که جاودان موسیقی شد و تو کتاب موسیقی به نام منثبت شد. بالاخره خوانندهشون بودم. من دوست دارم ببینم جوونا
چی میگن. الان کارای قدیمام رو که دوتا سیدی امروزیش کردم ودوباره خوندم، انگار میکنم که خود منم هفده، هجده ساله شدم. همین جوونا میانسراغم.
این جوونا چقدر میشناسنتون و از گذشته کاریتون خبر دارن؟
همش میگن بابام تو رو دوست داره، بابام دربارت گفته. مامانم گفته بچهها رو خوندی ... خودشون بیشتر از زبون بابا ننشون صحبت میکنند. گفتم، غیراز این دوتا سیدی که با تصویره، هیچکسی منوبه صورت نمیشناسه. اما تافامیلی منو میگی، میپرسن چه کاره فلانی هستی، فکر نمیکنن من جواد یساری هستم.اون موقع یه عکس بدون روتوش کوچولو میزدن.روی هم رفته یه مقداری تقریباخواننده گمنامی هستم.
چون اینجا میخونید؛ ایران که بر میگردیدمشکلی براتون پیش نمییاد؟
نه خیر. تا حالا با من کار نداشتن. معمولا من nعجیب تو خودمم. جای شلوغ نمیرم. این هتلی که من اینجا زندگی میکنم،شاید اتاقش دوازده سیزده مترباشه، اندازه حموم خونه من. اما یهو میبینی سه روز بیرون نیامدم، اما به موسیقی علاقهمندم. دوست دارم هر شب میکروفن
دستم باشه. عشقه دیگه. پدرعشق بسوزه که خیلی خانمانسوزه.
شما شغل دیگری هم دارید؟
بله. من اصلا بچه میدان شاپور سابقم که الانشده وحدت اسلامی. خیابونمهدی خانی مغازه دارم. چهل ساله که کار اصلیم لوازم منزله.
اگه بخواهید یه حرف به مردم بزنید چی میگید؟
والا برای گفتن خیلی چیزا هست. اما اگر بخوامخلاصه بگم؛ می گم: همدیگررو سفت داشته باشین.
شاید این مصاحبه با یه تیکه که خودتون ازترانهای که دوست دارید بخونیدکامل بشه، یه دهن میخونید؟
خوب من، قبل از همه پیشاپیش عید رو به هم وطناتبریک بگم و انشا الله اینسالی باشه که تمامی کشت و کشتار وخونریزیها تموم بشه... (به اطرافیانش اشاره میکند که میخواهد بخواند و میگوید:موزیک کو؟ و بعد با خنده ادامه میدهد: نه بابا خودم میخونم، بدون موسیقی هم ما مشکلی نداریم).
یه تیکه کوچک سپیده دمو میخونم: سپیده دم
اومد و وقت رفتن.. حرفی نداریم
ما برای گفتن.. هرچه که بوده بین ما تموم شد..
اینجا برام نیست دیگه جای
موندن.. من میرم از زندگی تو بیرون.. یادت
باشه خونمو کردی ویرون..
خونمو کردی ویرون.. اول آشناییمون یادم میاد
یادم میاد.. گفتی به من
دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد.. رو سادگی
حرفتو باورم شد.. تو عاقبت
زندگیمو دادی به باد.. دادی به باد.. من میرم از
زندگی تو بیرون .. یادت
باشه خونمو کردی ویرون خونمو کردی ویرون..
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...

- پست: 1487
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 16 بار
- سپاسهای دریافتی: 209 بار
علیرضا افتخاری مهیاری در روز دهم فروردین ماه هزارو سیصد و سی و هفت در شهر هنر ؛ اصفهان دیده به جهان گشود . وی از همان کودکی بسیار خوب و رسا می خواند .
استاد نخست ایشان ؛ استاد طباطبایی نوازنده ی روشندل ویولون بودند که به پیشرفت افتخاری کمک های شایانی نمودند.به طوری که صفحاتی از افتخاری در نوجوانی توسط شرکت رویال در استودیو طنین ضبط شد.
اما وقتی در 14 سالگی نزد استاد تاج اصفهانی ؛ افتخار شاگردی نصیبشان شد , استاد ایشان را از خواندن و ضبط صفحه بر حذر داشتند و یادگیری کامل ردیف ها را از وی خواستند.
افتخاری با پشتکار و علاقه خاصی فرموده های استاد را آویزه ی گوش خود می کرد و سعی می کرد که بیشترین بهره را از وجودشان ببرد .
استاد تاج اصفهانی علاوه بر منابع عظیم قرنها موسیقی ایرانی ؛ دارای منش های اخلاقی نیکویی هم بودند که زبانزد خاص عام است و یکی از آموخته های تاج به تمامی شاگردانش در وهله ی اول همین منش های اخلاقی بود.
شاگردی استاد بزرگی چون تاج اصفهانی نقطه عطفی در زندگی هنری افتخاری بود به طوری که افتخاری موفقیت هایش را مرهون استاد تاج می داند و از ایشان همیشه به احترام و نیکی یاد می کند .
در سال 1357 با حضور بزرگانی نظیر دکتر صفوت ؛ دکنر فروغ ؛ استاد شهنازی ؛ استاد تجویدی و ... در آزمون باربد موفق به کسب رتبه نخست گردید.
« استاد شهنازی دستش را روی دوشم گذاشت و فرمود که مواظب خودت باش تو دیگر خواننده ی این کشور شدی. من هم زانو زدم و دست ایشان را به احترام بوسیدم. »
اینها خاطرات افتخاری از آن دوران است .
در سال 1360 که استاد تاج به دیار باقی شتافتند؛ افتخاری به نزد استاد دادبه رفت . استادی که علی رغم اینکه استاد معروفی در زمره موسیقی ایران نبود، اما دارای گوش و هوش موسیقایی قوی بود و سهم به سزایی در احیای دشتستانی داشت .
استاد دادبه با افتخاری آواز و دو بیتی محلی و نیز صدا سازی کار کرد .
افتخاری در سال 63-62 آلبوم آتش دل را به یاد استادش ؛ تاج اصفهانی خواند . در حالی که در سنین جوانی بود.
وی در همین سالها نزدبزرگانی نظیر استاد کسایی و استاد شهناز هم کسب علم می کرد به طوری که در مورد استاد کسایی نقل قولی از افتخاری در زیر آمده است :
« روزی با استاد کسایی سه گاه کار می کردیم و استاد از اول سه گاه ؛ خیلی تشنه بودند اما تا آخر سه گاه این عطش پابرجا بود و همچنان ادامه می دادند.»
افتخاری در سالهای اولیه دهه شصت ؛ اجراهای خصوصی نیز به همراه اساتیدی نظیر : کسایی ؛ بدیعی ، بیگجه خانی و شهناز داشتند . البته این آثار تک نسخه ای هستند و هیچگاه منتشر نشدند.
در سال 64-63 با آوازی به نام قصه گیسو در ماهور و با نی کیانی نژاد در فیلم امیر کبیر صدای ایشان از تلویزیون پخش شد.
افتخاری بعد از آتش دل بنا به فرموده مرحوم پدر ، تا سه سال نخواند و بعد از سه سال با موافقت آن مرحوم کارهایی نظیر راز و نیاز با استاد حسین علیزاده و مهروزان با استاد کیانی نژاد را اجرا نمود.
اواخر دهه شصت با کنسرت های پیاپی در کشورهای مختلف مصادف بود و از این کنسرت ها می توان به کنسرت راه ابریشم در 28 شهر و کنسرت آلمان (مقام صبر به همراهی استاد مشکاتیان) و ... اشاره کرد .
در یکی از همین کنسرت ها در ونکور کانادا شایعه بمب گذاری در سالن سبب شد که ایشان به مدت 6 ساعت بدون امکانات صوتی در فضای آزاد برنامه اجرا کند که خود افتخاری هم از 6 ساعت خواندن پیاپی هنوز متعجب است آن هم بدون امکانات صوتی !
افتخاری در سال 69-68 در ژاپن با عارفی آشنا می شود که در پی این آشنایی به ختن چین نزد ایشان رفته و در آنجا عرفان و سلوک عرفانی را تجربه می کند . به طوری که در بازگشت ؛در آثارش تحول پیدا می کند و احساساتش در حین خواندن کاملاً تغییر می کند .
ناگفته نماند که افتخاری اولین کسی بود که بعد از انقلاب ، اشعار حافظ را به صورت ترانه و تصنیف خواند . تصانیفی نظیر : روز هجران ، نفس باد صبا و ...
در اوایل دهه هفتاد با ارائه آثاری نظیر نازنگاه ، نیلوفرانه ، سروسیمین ، یاد استاد و ... تبدیل به چهره ای شناخته شده در نزد مردم گردید.
در همین سالها در برنامه تماشاگه راز به همراهی اساتیدی نظیر جلال ذوالفنون ، بهزاد فروهری ، شهریار فریوسفی و ... به ارائه آثاری بداهه خوانی و نیز قطعات ضربی نمود که نمونه ای از این آثار در آلبوم مستانه و شب عاشقان بعدها عرضه شد .
در اواخر دهه هفتاد نیز کنسرت ها از سر گرفته شد اما این بار در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی که نمونه ای از این کنسرت ها ، کنسرت لندن است که آلبوم آن اخیراً منتشر شده است .
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه اين لياقت را داشته باشد هيچ گاه تو را به گريه نمي اندازد...





