Farhad3614 نوشته شده:Reza6662,
ممنون از اطلاعاتتون اما از اين بيشتر نميخوام بدونم

مرسي دوست من - اين هم اطلاعات بيشتري براي دوستاني که مايلند:
اساساً زلزله چيست و چه عواملی دارد؟
دکتر عکاشه: علّت اصلی زلزله گرمای زیاد داخل کره زمين است. درون زمين بسيار داغ است و حرارت آن به پنج تا شش هزار درجه میرسد. هرجا که حرارت باشد، حرکت هم هست. پس حرارت مرکز زمين منتقل میشود به لايههای بالا و آنها را به حرکت در میآورد. هرجا که لايهها ضعيفتر و نازکتر باشند، شکستگیهايی پديد میآيد که گسل خوانده میشوند. در سطح کرة زمين در مسير رشته کوههای آلپهيماليا که کوههای بسيار جوانی هستند، لايهها سست و شکننده هستند. سرزمين ايران هم روی اين کوهها قرار گرفته است.
زلزله چيزی نيست جز شکستن يا پاره شدن زمين و تخليه شدن انرژی از درون کره زمين. انرژی حرارتی که برای مدتی طولانی در داخل زمين ذخيره شده، ناگهان در ظرف چند ثانيه از راه يک گسست آزاد میشود و بيرون میزند. تمام گسلها فصل مشترک لايه گسسته شده هستند با سطح زمين. از برخورد اين دو سطح خطی تشکيل میشود. پس اثر شکستگی تمام گسلها بر روی سطح زمين به شکل خطی ظاهر میشود که ما به آن خط زلزله میگوييم که روی زمين کشيده میشود. برای نمونه همين زلزله اخير بم بر روی زمین گسلی به طول ۶۵ کيلومتر داشته است. در يک منطقة زلزله خيز ما يک خط گسل داريم و در کنار آن رشته ای از گسلهای فرعی که روی هم يک زون گسل میسازند. برای مثال در شمال تهران از لشگرک تا کرج يک خط گسل بزرگ هست و در کنار آن تعدادی گسل های کوچکتر وجود دارد که روی هم زون گسل اين منطقه را میسازند.
در ايران چقدر گسل وجود دارد و اين گسل ها تا چه اندازه شناخته شده هستند؟
دکتر عکاشه: من به جرأت می توانم بگويم که در ايران هزاران گسل وجود دارد. گسلهايی که در منطقه زاگرس هستند که از بندرعباس تا کرمانشاه جريان دارد و تا عراق و ترکيه ادامه پيدا میکند. گسلهای ديگری که از تبريز تا قزوين و تهران و شاهرود و مشهد ادامه میيابد، و گسلهای شرق ايران. در همه جا هزاران گسل وجود دارد. هرجا که طول گسلها بيشتر باشد، نشانه آنست که شکستگی بيشتر بوده و امکان زلزله در آينده هم بيشتر است. میتوان نتيجه گرفت که اين گسلها در گذشته فعال بودهاند. مطمئناً در طول دوهزار سال گذشته بيش از صد زلزله بزرگ در کشورمان داشتهايم. هر زلزله چيزی نيست جز شکافتن گسل و پارگی زمين. زلزله يک پديده صد در صد طبيعی است. با اين سانحه زمين انرژی خود را خالی میکند و تعادل خود را بازمیيابد.
شدت يک زلزله به چيست ؟ قدرت آن يا زمان تداوم آن ؟
دکتر عکاشه: ما دو معيار داريم برای سنجش اندازة يک زلزله. يکی درجه ريشتر است که ميزان انرژی تخليه شده از کانون زمين را نشان میدهد، ديگر درجة مرکالی است، که به ميزان تخريب سازههای روی زمين و برداشت انسانها از زلزله مربوط میشود. مثلاً اگر زلزله آدم خفته را از خواب بيدار کند، گفته میشود که شدت زلزله ۶ درجه مرکالی بوده است. اما اگر زلزلة بزرگی در مثلاً بيابان رخ بدهد، چون به سازههای انسانی آسيب نمیرساند، درجة مرکالی آن ناچيز است. پس درجه مرکالی با نسبتی که هر زمين لرزهای با انسان دارد، سنجيده میشود. درحالي که درجة ريشتر يک مسألة خارجی است و هيچ ارتباطی با برداشت انسان ندارد. نسبت اين دو درجه را میتوان مشخص کرد. مثلاً زلزلة بم تنها 6 / 6 ريشتر شدت داشته، اما شدت مرکالی آن بين ۸ تا ۹ بوده است. در سنجش يک زلزله هردو مقياس را بايد در نظر داشت.
علّت آسيبرسانی بالای زلزله در بم چه بوده است؟ چرا زلزلهای که مثلن چند سال پيش در بهبهان پيش آمد، چنين تلفاتی نداشت؟
دکتر عکاشه: روز ۲۲ دسامبر 2003 در کاليفرنيا، درست در نيمه راه لوس انجلس و سانفرانسيسکو زلزله شديدی روی داد، با قدرت 6 و نیم ريشتر يعنی کمابيش مشابه زلزله بم. در زلزلة کاليفرنيا تنها ۲ نفر جان خود را از دست دادند، در حاليکه در بم هزاران نفر تلف شدند. چرا؟ اگر سازهها و ساختمانها به اندازه کافی مقاوم باشند، و کانون زلزله از شهر دور باشد طبعاً ميزان خسارت زلزله پائين است. به علاوه جنس زمين زير سازهها هم نقش مهمی ايفا میکند. اگر زمين از سنگ سفت و محکم باشد ميزان تخريب زلزله کم میشود. در بم هر دو مشکل وجود داشت: هم ساختمانها طبق روش قديمی سنتی از خشت و گل بودند و هم جنس زمين بم از خاک نرم و سستی است. من زمين شهر را هم در قسمت قديمی و هم قسمت جديد بم مطالعه کردهام و نتيجه گرفتم که در برابر يک زلزله شش درجهای به هيچ وجه مقاوم نيست. اگر در بهبهان ديديم که به شهر آسيب زيادی وارد نيامد، علتش آن بود که در آنجا کانون زلزله در خود شهر نبود و شدت آن هم کمتر بود.
آيا زلزله قابل پيشبينی است؟ بسياری پرسيدهاند: چرا دانشمندان وقوع زلزله مهيب بم را پيشبينی نکردند و درباره آن به مردم و مسئولان هشدار ندادند؟
دکتر عکاشه: در هيچ جای دنيا، نه در ژاپن، نه در آمريکا و نه در اروپا هيچکس هنوز نتوانسته زمان وقوع زلزله را تعيين کند. علم زلزله شناسی هنوز در مراحل اوليه و دوران طفوليت خويش است و نمی توان از آن انتظار داشت که يک زلزله را پيش بينی کند. البته من ايمان دارم که بشر يک روزی به اين دانش و توانايی خواهد رسيد. اما فعلاً دانشمندان تنها میتوانند با مطالعة پيشينه مناطق و با کاوش در گسلها و با تحقيق در شکستگیها و گسستها بگويند که تا چه حد يک منطقه ظرفيت زلزله وجود دارد و میتواند خطرناک باشد، تا در آينده از فعاليتهای شهرسازی و تأسيساتی در آن خودداری گردد. مثلاً از آنجا که میدانیم يک گسل ۶۵ کيلومتری از منطقة بم عبور میکند، میتوانيم بگوئيم که يک زلزله شديد در اين منطقه پيش ميآيد، اما زمان آن را هيچکس نمیتواند تعيين کند. پس دانش پيشبينی زلزله هنوز در مراحل اوّليه است و توان زيادی ندارد، مثل بسياری از بيماریها که هنوز از درمان آنها ناتوان هستيم.
علائم و نشانه های زلزله
دکتر عکاشه: البته پيش از هر زلزلهای پيش نشانگرهايی وجود دارند که خطر را هشدار میدهند، اما دليل قطعی بر وقوع زلزله نيستند. بارها ديده شده که چنين علائمی ظاهر شدهاند اما خود زلزله پيش نيامده است. در آستانه وقوع زلزله تغییراتی دیده میشود، از این قبیل:
گاز رادون صادر میشود. درجه حرارت آب چاههای عمیق تغییر میکند و املاح آنها دگرگون میشود؛ مارها از سوراخ خود بیرون میآیند؛ رفتار حیوانات عوض میشود. این نشانهها البته هست، اما آنها را نمیتوان به راحتی جدولبندی کرد و زمان وقوع زلزله را تعیین نمود. هنوز علم قادر نیست که بگوید چه وقت یک زلزله اتفاق میافتد. اما من هرگز نشنیدهام که رنگ آسمان تغییر کند یا نوری در آسمان دیده شود. اگر نوری هست به علت برخورد سنگها با یکدیگر است که از اصطکاک آنها جرقه به وجود میآید. از مطالعه پیشنشانگرها هنوز نمیتوان به زمان وقوع زلزله پی برد. اصولاً دانش پيشبينی زلزله در تمام جهان، حتی در ژاپن و آمريكا در مراحل اوليه است.
نقش و عملکرد دستگاههای زلزلهنگار
دکتر عکاشه: کار دستگاههای زلزلهنگار اين است که زلزلهخيزی مناطق مختلف را ثبت کنند و به ما بگويند کدام مناطق آسيبپذير هستند و نبايد برای زيست و زندگی به کار روند و کدام مناطق کم خطرتر هستند و میتوان در آن مناطق ساخت و ساز کرد. متأسفانه تمام شهرهای ما در کنار چشمههای قديمی بنا شدهاند، و اين چشمههای قديمی درست در محل گسلها سر باز کردهاند. تمام شهرهای اوليه بشريت کنار چشمهها هستند و بنابرين در معرض خطر زلزله قرار دارند. پس وظيفه ی دستگاه زلزلهنگار پيشبينی زلزله نيست، بلکه نشان میدهد کدام مناطق ظرفيت بالای لرزهخيزی دارند تا انسان مراقب باشد.