با اینکه این تاپیک مورد توجه دوستان نیست ولی دلم داره میترکه.پس واسه دله خودم مینویسم ...

تازه وقتی شعر موزیک رو مینویسی حس خواننده رو درک میکنی و میری توی حس

مازیار فلاحی، عمق احساس
بواش گقتم دوستت دارم
واسه اینه که نشنیدی
بلد نیستم که بد باشم
نگو اینو نفهمیدی
بذار باشم کنار تو
کنار عطر این احساس
بذار حیس ابد باشم، تو عشقی که برام رویاست
بذار با گریه اینبارم، بگم خیلی دوستت دارم
اگه باز هم پشیمونی، به روت اصلا نمیارم
دلم میگیره هر روزی
که میبینم تو دلگیری
دارم مییمیرم از وقتی
سراغم رو نمیگیری
نگام رو از تو دزدیدم
یا این چشمای غم بارم
نمیخواستم بدونی که
چقد چشماتو دوست دارم
ولی با گریه این بارم
میگم خیلی دوستت دارم
اگه باز هم پشیمونی، به روت اصلا نمیارم
[HR]شادمهر
خانه خراب تو شدم
به سوی من روانه شو
سجده به عشقت میزنم
منجی جاودانه شو
ای کوه پر غرور من،سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی
عاشق با تو بودنم
روشن ترین ستاره ام
میخواهمت میخواهمت
تو ماندگاری در دلم
میدانمت میدانمت
ای همه ی وجود من
نبود تو نبود من
[HR]
کامران و هومن: من اگه نباشم
من نباشم کی تورو یا موهاتو ناز میکنه
کی با بالای شکسته با تو پرواز میکنه
راست بگو
من که نباشم، اخمای پیشونیتو کی میاد دونه دونه، با حوصله باز میکنه
من نباشم کی میاد ناز نگاتو میخره
کی میاد دنبال تو
تورو تا خورشید ببره
کی میگه حقا همیشه با تو اِ
واسه ی خاطر تو جون میده پشت پنجره
من اگه نباشم
کی واسه همیشه تورو میپرسته
کی برات میمیره
کی نمیشه خسته
کی تورو میذاره روی دوتا چشماش
کی اگه نباشی
میگیره نفس هاش
من اگه نباشم ...
من نباشم کی تحمل میکنه کار تورو
با رغیب رفتن و اذیت و ازار تورو
تو خودت داور میدون شو بگو
کیه که جواب نده تلخی رفتار تورو
من نباشم کی برات غصه میگه تا بخوابی
کی میاد سراغ رویات تو شب های مهتابی
کی بیداره تا تو خوابت ببره
کی قابم میشه توی ابرا که راحت بتابی
من اگه نباشم
کی واسه همیشه تورو میپرسته
کی برات میمیره
کی نمیشه خسته
کی تورو میذاره روی دوتا چشماش
کی اگه نباشی
میگیره نفس هاش
من اگه نباشم ...
[HR]قرهاد مهداد:کودکانه
بوی عیدی، بوی توپ
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو
بوی یاسه جانمازه ترمه ی مادر بزرگ
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
شادیه شکستنه قلک پول
وحشت کب شدنه سکه ی عیدی از شمردنِ زیاد
بوی اسکناسِ تا نخورده ی لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
فکر قاشق زدنِ یه دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بُنه های نور
برق کفش جفت شده تو گنچه ها
با اینا رمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
عشق یک ستاره ساختن با دو رک
ترس نا تموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا رمستون رو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
بوی باغچه بوی حوض
عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه اب تنی
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
با اینا زمستونو سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
[HR]فرامرز اصلانی:آهوی وحشی
علی ای آهوی وحشی، کجایی؟
مرا با توست چندین آشنایی!
دو تنها و دو سرگردان، دو بی کس
دد و دامت کمین از پیش و از پس
بیا تا حال یکدیگر بدانیم
مراد هم بجوییم هر توانی
که میبینم که این دشت مشوش
چراگاهی ندارد خرم و خش
که خواهد شد بگویید ای رفیقان
رفیق بی کسان، یار غریبان
مگر خِزر مبارک حیدر آید
ز یُمن هیبتش راهی گشاید
چون آن سر به روان شد کاروانی
ز شاخ سرد میکن سایبانی
لب سر چشمه ای و تر بجویی
نم اشکی و با خود گفت گویی
به یاد رفتگان و دوست داران
موافق گرد با ابر بهاران
چون نالان آیدت اب روان پبش
مدد بخشش ز آب دیده ی خویش
نکرد آن همدم دیرین مدارا
مسلمانان مسلمانان خدا را
مگر خِزر مبارک نی تواند
که این تنها به ان تنها رساند