حساسیت بیش از حد و تاثیراتش بر زندگی

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت و روان به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: Dr.Akhavan, mahshid-banoo, شوراي نظارت

ارسال پست
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 305
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۷, ۹:۵۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 328 بار
سپاس‌های دریافتی: 335 بار

حساسیت بیش از حد و تاثیراتش بر زندگی

پست توسط Eagle_of_sky »

سلام . من مدتی به سراغ تمرینات ماورایی و متافیزیک رفتم و متاسفانه کسی که منو راهنمایی میکرد منو اشتباهی راهنمایی کرد و حدود یک ماه حال و روز خیلی بدی داشتم، هر روز استرس شدید داشتم و شب ها احساس تنگی نفس بسیار شدید میکردم . شکر خدا بعد از مدتی تونستم خودم رو جمع و جور کنم اما بعد از اون دچار یک حساسیت شدید شدم که اول سطح شجاعت و اعتماد به نفسم خیلی خیلی پایین اومده و این مسئله خیلی آزار دهنده هست ، همچنین خیلی حساس شدم نسبت به خیلی چیزها مثلا : تا یک تمرین ریلکسیشن هم گاهی انجام میدهم استرس میگیرم و یا حتی مثلا اگر یک ماده غذایی مصرف کنم و یک مقدار حالم بد بشه یا دلم درد بگیره چنان حساسیتی نشون میدم از لحاظ روحی و احساس خطر میکنم که حد و مرز نداره و خودم رو در یک وضع دشوار میبینم که خیلی خطرناکه در حالی که اینطور نیست .

خیلی دوست دارم دوباره به روزهای اول برگردم و اصلا حساسیت نشون ندهم و خیلی راحت ادامه زندگی رو دنبال کنم ، البته خداروشکر الان سطح عمومی رضایت بخشی دارم اما این چند موردی که گفتم امیدوارم بتونم برطرفش کنم ، میتونم به مشاور هم مراجعه کنم اما راسیاتش چند بار برای موارد دیگری که رفتم نتیجه خاصی ندیدم . با سپاس .

امیدوارم دوستان بتونن راهنمایی ارزنده ای بکنن .
تصویر
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: حساسیت بیش از حد و تاثیراتش بر زندگی

پست توسط mahshid-banoo »

درود

در مورد حساسیت ها فکر میکنم شما دچار نوعی شرطی شدن شدید.
یعنی در گذشته وقتی بر اثر مریض شدن، اتفاق بدی براتون پیش اومده، اونو به موقعیت های دیگه هم تعمیم دادید، و باعث شده هر وقت ضعیف بشید ناخودآگاه احساس خطر کنید!
بهتره علت اون رو ریشه یابی کنید که از چه زمانی و بر اثر چه اتفاقی این احساس در شما ایجاد شده.
در اکثر مواقع وقتی علت شناسایی شد، مشکل خود به خود برطرف میشه.

ولی از اونجاییکه این تمرینات اشتباه، تاثیرات منفی زیادی رو شما داشته، توصیه میکنم حتما پیش روانشناس برید و مراحل روان درمانی رو طی کنید. چون اگه این حساسیت ها و عدم اعتماد به نفس روی شما بمونه در آینده ایجاد مشکل خواهد کرد!
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 305
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۷, ۹:۵۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 328 بار
سپاس‌های دریافتی: 335 بار

Re: حساسیت بیش از حد و تاثیراتش بر زندگی

پست توسط Eagle_of_sky »

با تشکر و قدر دانی از شما ، عرض کنم که من خودم شخصا ریشه مشکلات رو میدونم . اون قسمتی که من کار کردم و خیلی حالم بد شد به نام کندالینی ریکی شناخته میشه که حتی دیگه از اسمش هم تنفر دارم ، این کندالینی ریکی دارای سه سطح هست ، من سطح یک آن را که رفتم فردا صبحش که از خواب بلند شدم نفسم گرفته بود و واقعا لحظه به لحظه سخت تر میشد نفس کشیدن . ساعت 5.30 صبح بود که دیگه دیدم اصلا طاقت نمیارم . سریع رفتم بیمارستان و دکتر اومد و معاینه کرد و گفت که کاریش من نمیتونم بکنم عصبی هست و فقط میتونم بهت دارو آرامبخش بدم ، ولی من دارو آرامبخش رو نخوردم چون دلایل خاص خودش رو دارده ، شربت اگر اشتباه نکنم تئوفلین بهم دادند که خوردم و کمی بهتر شدم اما تا ظهر دیگه اثر نفس تنگی رفت اما شب ها میومد سراغم و خیلی بد بود ، خدا رو شکر الان دیگه خیلی کم پیش میاد شاید شاید ماهی یکبار نفسم دوباره بگیره .
این برای من درس عبرت نشد تا سطح دوم رو وارد شدم که از 5 دقیقه بعدش خیلی حالم بد شد و استرس غیر قابل تحملی داشتم که بین زمین و آسمان بودم . واقعا عذاب آور بود . حدود یکماه با این مشکل دست و پنجه نرم میکردم ، شب ساعت دو میخوابیدم و صبح هم حدود 5 یا 6 بیدار میشدم . احساس خواب شدیدی میکردم در طی روز ولی خوابم نمیبرد . و این داستان ادامه داشت . تا خدا رو شکر خوب شدم . اما الان تا کمی حالم بد میشه یا هر چیز دیگه اونو خیلی سخت میگیرم و ناخوداگاهم این شکل میگیره . میخواستم ببینم نظر شما در مورد هیپنوز و خودهیپنوتیزم چیه ؟ آیا به نظر شما خودهیپنوتیزم خطری در بر داره ؟ و میدونیم که با خودهیپنوتیزم میشه مشکلات رو از ناخودآگاه پاک کرد .
اما متاسفانه از خودهیپنوتیزم کردن هم بیم دارم چون برای یکبار که خودهیپنوتیزم میکردم هم تا دوروز استرس آمد سراغم !
پیش روانشناس هم معتقدم کار خاصی نمیتونه انجام بده چون قبلا مشاوره رفتم و همچنین روانپزشک هم به هیچ وجه حاضر نیستم برم . ببینید وقتی مشکل در ناخودآگاه باشه روانشناس چطور میتونه ناخوداگاه منو متقاعد کنه ؟
تمام صحبت هایی که با من میکنه وارد خوداگاهم میشه و از اونور فیلتر میشه و به ناخودگاهم نمیرسه . شاید هیپنوتراپیست بتونه کاری کنه یا خودم خودهیپنوتیزم و تلقین کنم .
ممنون میشم نظرتون بگید .
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: حساسیت بیش از حد و تاثیراتش بر زندگی

پست توسط mahshid-banoo »

   , عزیز
متاسفانه شناخت ناکافی و غلط شما از روانشناسی باعث شده مدام دنبال راه های متافیزیکی باشید!
من اصلا هیپنوتیزم رو تایید نمیکنم (قبلا هم تو صندلی داغم بهتون گفته بودم)، بخصوص برای شما که سابقه نشون داده تاثیرات منفی خواهد داشت براتون!
همین کلمه "ناخودآگاه" که شما بکار بردید یکی از اصطلاحات روانشناسی هست، یکی از مکاتب مهم این رشته روان تحلیلگری هست که بنیان گذارش فروید هست و روی ناخودآگاه و مکانیزم های دفاعی کار میکنه. هر روانشناسی با توجه به مهارتی که داره رویکرد درمانی خودش رو داره. ولی تعداد روان تحلیلگرای خوب تو ایران خیلی انگشت شمار هست.
ولی موضوع اینکه مشکل شما بدون روان تحلیلگری هم قابل درمانه و بیشتر نیاز به روان درمانی داره که باید توسط روان شناس انجام بشه.

ولی چند نکته وجود داره،
یکی اینکه وقتی دکتر بهتون میگه ریشه اش عصبی هست و بهتون قرص ارامش بخش داده خیلی اشتباه کردید که نخوردید! قرص های ارامش بخش (البته نه با دوز بالا!) سیستم سمپاتیک رو تبدیل به پاراسمپاتیک میکنه. یعنی علائمی از قبیل ضربان بالای قلب، فشار خون، تعریق و... رو تعدیل میکنه و بدن رو به حالت عادی برمیگردونه و باعث ارامش سیستم بدنی میشه. پس همچین چیز عجیب غریبی نیست که از خوردنش امتناع کنید. اون قرص های افسردگی و غیره هست که دوز بالا داره و عوارضی مثل خواب الودگی و منگی داره.

دوم اینکه شما تا وقتی به درمانگرتون اعتماد نداشته باشید فایده نداره! شما با این پیش فرض که از یه روانشناس کاری بر نمیاد میرید و حرفاشو جدی نمیگیرید و وقتی دست اخر نتیجه نگرفتید میگید اینم که هیچ کاری از دستش بر نیومد!
واقعیت اینکه بر خلاف چیزی که شما فکر میکنید، "استرس" یکی از پر مطالعه ترین موضوعات روانشناسی هست که روش های مختلفی برای از بین بردنش وجود داره. جلسات روان درمانی باعث میشه همانطور که استرس کم کم در شما شکل گرفته کم کم و طی جلسات مختلف از بین بره. شاید طول بکشه و نیاز به تمرین داشته باشه و قرص هم تجویز بشه، که اگه شد باید همش رو انجام بدید و قرص ها رو مصرف کنید تا فرایند درمان درست و کامل صورت بگیره نه اینکه به طور دلبخواهی انتخاب کنید! تصویر
 
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 305
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۷, ۹:۵۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 328 بار
سپاس‌های دریافتی: 335 بار

Re: حساسیت بیش از حد و تاثیراتش بر زندگی

پست توسط Eagle_of_sky »

ممنون از شما دوست و استاد عزیز .
خدمتتون عرض کنم که در رابطه با قرص های آرامش بخش : من شخصا به هیچ وجه قرص های که روانپزشک و مربوط به سیستم اعصاب بدن باشه رو اعتقاد دارم نباید مصرف کنم . من حدود 5 سال و یا بیشتر از داروهای افسردگی و کاهنده استرس و ... استفاده میکردم که روزی به یکباره تصمیم به ترک همه آنها گرفتم و کنارشون گذاشتم و الان حدود چند سال هست که هیچ دارویی مصرف نمیکنم و خدارو شکر شاد و خوب هستم . و در مورد روانشناس حق با شماست شاید من پیش روانشناس خوبی نرفتم ، میتونم به یک روانشناس دیگر مراجعه کنم . ممنون از نظراتتون . اگر موردی دیگر میبیند که باید گفته بشه ممنوم میشم بفرمایید .
ارسال پست

بازگشت به “روانشناسي و روان پزشكي”