1- ASE OF BASE :
كه در سبك موسيقي پاپ از سال 1988 در آمريكا و اروپا برنامه اجرا مي كنند كه اعضاي اين گروه چهار خواننده سياهپوست هستند كه عموما محور اشعارشان پيرامون عشق و روابط آزاد غيراخلاقي ميباشد .
Mohsen1001 كي گفته ASE OF BASE سياهپوست هستن همين اعتبار منابع رو مشخس ميكنه
موسيقي متال از زيبا تريبن موسيقي هاست مخصوصا از لحاز مزمون اشعار Mohsen1001 جان شما چسبيدي به استسناها
هويت متال
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 825
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
- محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
- سپاسهای دریافتی: 20 بار
- تماس:

-
- پست: 3324
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 941 بار
- سپاسهای دریافتی: 1474 بار
- تماس:
pejman,
اين شماييد که به استثنا ها چسبيديد
اغلب اين گروه ها داراي اين نوع خصوصيات در شعر ها و اخلاقشون هستند.
درضمن من اون چيزهايي که لازم بود در مورد اين نوع موسيقي بگم گفتم و وظيفه خودم رو انجام دادم
حتي مقالاتم رو از جانب هر دو طرف قضيه قرار دادم هم موافقان هم مخالفان ، ديديد که حتي موافقان هم به اين مساله اذعان داشتند ديگه جطوري بايد وضوح يک مساله معلوم بشه نميدوم... اگر کسي واقع بين باشه و منطقي خودش تحليل ميکنه و راه درست رو پيش ميره ولي اگه از روي تعصب بخواد وارد بشه به هيچ جايي نميرسه...
علت اين هم که ديگه پست نزاشتم اين بود که مطالب مطرح شده رو کافي دونستم و توضيح اضافه تري لازم نديدم. شما خواه پند گيريد خواه...
اين شماييد که به استثنا ها چسبيديد
اغلب اين گروه ها داراي اين نوع خصوصيات در شعر ها و اخلاقشون هستند.
درضمن من اون چيزهايي که لازم بود در مورد اين نوع موسيقي بگم گفتم و وظيفه خودم رو انجام دادم
حتي مقالاتم رو از جانب هر دو طرف قضيه قرار دادم هم موافقان هم مخالفان ، ديديد که حتي موافقان هم به اين مساله اذعان داشتند ديگه جطوري بايد وضوح يک مساله معلوم بشه نميدوم... اگر کسي واقع بين باشه و منطقي خودش تحليل ميکنه و راه درست رو پيش ميره ولي اگه از روي تعصب بخواد وارد بشه به هيچ جايي نميرسه...
علت اين هم که ديگه پست نزاشتم اين بود که مطالب مطرح شده رو کافي دونستم و توضيح اضافه تري لازم نديدم. شما خواه پند گيريد خواه...

- پست: 412
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۵, ۱۰:۴۶ ق.ظ
- سپاسهای دریافتی: 64 بار
- تماس:
براي دوستان کم حوصله!!
متال ي موسيقي عادي نيست بلکه يک جنبش عظيم فکري و تحولي دروني
براي انسانهاست
اين عده از هر عنصري اسنفاده ميکنند تا اعتراض خود را نشان دهند ،
از نوع لباسي که به تن ميکنند از مدلهاي ريش و موگرفته تا برخوردهاي اجتماعي
متال يک عامل اساسي در برابر خفقان و سکوتي بود که دولتها به وجود آوردند
، با صداي بلند و کوبنده فرياد ميزد و حقوق خود را طلب ميکرد و مردم را
آگاه مي ساخت
حربه حکومت هاي سياه به کار گرفته شد
و سعي بر اين داشت که چهره اين موسيقي را نزد مردم خراب کنند
و مردم را نسبت به آن بي اعتماد کنند
مخالفان
اين موسيقي به فکر توطئه اي ديگر براي بد نامي اين موسيقي بي افتند
و آن آسيب از درون بود.، انحرافات و اختلا فات به وجود آمد ،
عقايد بي ارزش مطرح شد و کيفيت اشعار پايين آمد و مفاهيم پوچ و بعضا
عاشقانه جاي اشعار والا و گرانقدر را گرفتند. تا اينکه امروزه از هر صد گروه
متال ، تنها يک گروه اصيل وجود دارد و اين عاملي شد تا با نام متال هر سوء
استفاده اي بکنند و از ارزش و اعتبار اين موسيقي بکاهند
مواد مخدر که يکي از مسائلي بوده که از دير باز مورد نکوهش بزرگان متال
بوده در صورتي که امروزه هيچ کسي بدون استفاده ازين مواد توهم زا در يک
کنسرت متال حاضر نميشود ! اين مسئله اي است که استخوان متال را به
لرزه در مي آورد و گروههاي متال د ست نشانده بار سنگيني براي آن ميشوند
که تحمل آن بسيار دشوار است
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!

- پست: 412
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۵, ۱۰:۴۶ ق.ظ
- سپاسهای دریافتی: 64 بار
- تماس:
خیلی از دوستداران موسیقی نمی توانند با موسیقی متال کنار بیایند. دلیل اصلی اش هم این است که با زیبایی شناسی متعارف موسیقی با آن مواجه می شوند، در حالی که اصولاً زیبایی شناسی خاص موسیقی متال در زیرپا گذاشتن زیبایی شناسی معمول موسیقی معنا پیدا می کند.
وجه اعتراض آمیز که وجه غالب متال است، علاوه بر اشعار بر ساختار و تکنیک آن هم حاکم است و تنها راه برقراری ارتباط با این موسیقی و لذت بردن از آن، کنار آمدن با زیبایی شناسی خاص آن است.
زیبایی شناسی معمول چنین حکم می کند که خواننده باید لزوماً صدای «گوش نواز» و «زیبا»یی داشته باشد، ولی در موسیقی متال این زیبایی در قالب دیگری تعریف می شود: صدای غرش آسا و از ته حلق (مثلاً در دث متال) یا صدایی جیغ آسا و بسیار بلند (مثلاً در بلک متال). از طرفی در چارچوب زیبایی شناسی متعارف، سازها -از جمله گیتارـ می باید صدای لطیف و استانداردی ایجاد کنند، حال آن که در موسیقی متال، گیتار آوایی تحریف/دیستورت شده(distorted) دارد که بیش تر به صدای ابزارهای مکانیکی شبیه است و...
طبعاً پذیرفتن این زیبایی شناسی رادیکال برای شنونده ای که گوش اش پر از آواهای «پاستوریزه» و استاندارد است، خیلی آسان نیست و خو گرفتن به آن نیازمند زمان است. به خصوص که اشعار متال نیز اغلب شباهتی به آن چه در انواع دیگر -و مردم پسندترـ موسیقی عرضه می شود، ندارد
اشعار متال معمولاً از تاریک ترین زوایای روح و زندگی می گویند و اغلب حول محور مضامینی مثل ترس، نفرت، درد، انزوا، بیماری، جنون و از این قبیل دور می زنند یا به ستایش طبیعت و شیوه های کهن زندگی و... می پردازند. در موسیقی متال همه چیز رنگی از اندوه یا خشم - یا هردو - دارد. هنرمند متال آرامش را تنها در دل مادر طبیعت می یابد و روابط انسانی برای او همیشه تواٍُم با عذاب و خشم است. او در میان انسان ها هرگز آرامشی نمی یابد. موسیقی متال زیرزمینی همواره حال و هوایی مردم گریزانه دارد.
ترجمه ی این شعر از گروه تک نفره و نروژی Burzum میتواند تصویر گویایی از مضامین مورد علاقه ی موسیقی متال زیرزمینی به دست دهد. ببینید چه اندوه ژرف و در عین حال چه لطافت غریبی در آن موج می زند. این آهنگBeholding the Daughters of the Firmament (تماشای دختران افلاک) نام دارد و برگرفته از آلبوم(Filosofem(1996 است:
در شگفت ام که زمستان چه گونه خواهد بود
با بهاری که هرگز نخواهم اش دید
در شگفت ام که شب چه گونه خواهد بود
با روزی که هرگز نخواهم اش دید
در شگفت ام که زندگی چه گونه خواهد بود
با نوری که هرگز نخواهم اش دید
در شگفت ام که زندگی چه گونه خواهد بود
با این دردی که همواره می پاید
با هر شب تاریکی ای ست دگر
هر شب آرزو میکنم که کاش برمی گشتم
به روزگاری که می تاختم
در میان جنگل های کهن
با هر زمستان سرمایی ست دگر
هر زمستان خود را بسیار پیر می یابم
پیر همچون این شب
پیر همچون این سرمای کشنده
در شگفت ام که زندگی چه گونه خواهد بود
با مرگی که هرگز نخواهم اش دید
در شگفت ام که زندگی چرا باید باشد
این زندگی که تا به ابد می پاید
در شگفت ام که زندگی چه گونه باید باشد
با مرگی که هرگز نخواهم اش دید
در شگفت ام که زندگی چرا باید باشد
این زندگی که تا به ابد می پاید
وجه اعتراض آمیز که وجه غالب متال است، علاوه بر اشعار بر ساختار و تکنیک آن هم حاکم است و تنها راه برقراری ارتباط با این موسیقی و لذت بردن از آن، کنار آمدن با زیبایی شناسی خاص آن است.
زیبایی شناسی معمول چنین حکم می کند که خواننده باید لزوماً صدای «گوش نواز» و «زیبا»یی داشته باشد، ولی در موسیقی متال این زیبایی در قالب دیگری تعریف می شود: صدای غرش آسا و از ته حلق (مثلاً در دث متال) یا صدایی جیغ آسا و بسیار بلند (مثلاً در بلک متال). از طرفی در چارچوب زیبایی شناسی متعارف، سازها -از جمله گیتارـ می باید صدای لطیف و استانداردی ایجاد کنند، حال آن که در موسیقی متال، گیتار آوایی تحریف/دیستورت شده(distorted) دارد که بیش تر به صدای ابزارهای مکانیکی شبیه است و...
طبعاً پذیرفتن این زیبایی شناسی رادیکال برای شنونده ای که گوش اش پر از آواهای «پاستوریزه» و استاندارد است، خیلی آسان نیست و خو گرفتن به آن نیازمند زمان است. به خصوص که اشعار متال نیز اغلب شباهتی به آن چه در انواع دیگر -و مردم پسندترـ موسیقی عرضه می شود، ندارد
اشعار متال معمولاً از تاریک ترین زوایای روح و زندگی می گویند و اغلب حول محور مضامینی مثل ترس، نفرت، درد، انزوا، بیماری، جنون و از این قبیل دور می زنند یا به ستایش طبیعت و شیوه های کهن زندگی و... می پردازند. در موسیقی متال همه چیز رنگی از اندوه یا خشم - یا هردو - دارد. هنرمند متال آرامش را تنها در دل مادر طبیعت می یابد و روابط انسانی برای او همیشه تواٍُم با عذاب و خشم است. او در میان انسان ها هرگز آرامشی نمی یابد. موسیقی متال زیرزمینی همواره حال و هوایی مردم گریزانه دارد.
ترجمه ی این شعر از گروه تک نفره و نروژی Burzum میتواند تصویر گویایی از مضامین مورد علاقه ی موسیقی متال زیرزمینی به دست دهد. ببینید چه اندوه ژرف و در عین حال چه لطافت غریبی در آن موج می زند. این آهنگBeholding the Daughters of the Firmament (تماشای دختران افلاک) نام دارد و برگرفته از آلبوم(Filosofem(1996 است:
در شگفت ام که زمستان چه گونه خواهد بود
با بهاری که هرگز نخواهم اش دید
در شگفت ام که شب چه گونه خواهد بود
با روزی که هرگز نخواهم اش دید
در شگفت ام که زندگی چه گونه خواهد بود
با نوری که هرگز نخواهم اش دید
در شگفت ام که زندگی چه گونه خواهد بود
با این دردی که همواره می پاید
با هر شب تاریکی ای ست دگر
هر شب آرزو میکنم که کاش برمی گشتم
به روزگاری که می تاختم
در میان جنگل های کهن
با هر زمستان سرمایی ست دگر
هر زمستان خود را بسیار پیر می یابم
پیر همچون این شب
پیر همچون این سرمای کشنده
در شگفت ام که زندگی چه گونه خواهد بود
با مرگی که هرگز نخواهم اش دید
در شگفت ام که زندگی چرا باید باشد
این زندگی که تا به ابد می پاید
در شگفت ام که زندگی چه گونه باید باشد
با مرگی که هرگز نخواهم اش دید
در شگفت ام که زندگی چرا باید باشد
این زندگی که تا به ابد می پاید
مرا دوست بدار،اندكي ولي طولاني!

- پست: 825
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
- محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
- سپاسهای دریافتی: 20 بار
- تماس:

-
- پست: 3324
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 941 بار
- سپاسهای دریافتی: 1474 بار
- تماس:
هوي متال به معناي فلز سنگين است و به نوعي از موسيقي آمريكائي اطلاق مي شود كه در آن اصوات مرتعشه از سازها ، نزديك به صداي برخورد فلزات است . در اين موسيقي اوج و فرود قطعات بسيار شديد بوده و ضرب آهنگها معمولا فوق العاده تند است .
استفاده از آلات موسيقي الكترونيكي و سازهاي كوبه اي چنان فضاي تند موسيقي پديد مي آورد كه كمتر كسي قادر به گوش دادن آن است .
هوي متال در كنسرتهاي خود فريادهاي دلخراشي را به موزيك خود افزوده اند كه گيتار برقي كه قابليت ايجاد صداهاي ناهنجار را دارد بيش از ساير سازها استفاده مي نمايند .
از بررسي موسيقي هاي اين آهنگها ، تحليل محتواي ترانه هايي كه خوانندگان اين گروهها مي خوانند نيز از شعارهاي آنها چنين بر مي آيد كه در آنها عصياني كور نسبت به حال و ميل بازگشت به گذشته فوق العاده قوي است . آنچنان كه گاه از آن بوي بدويت به مشام ميرسد.
متال سبكي از موسيقي هستش كه خودش از هارد راك منشعب شده
خود متال داراي زير شاخه هايي است مثل هوي متال...بلك متال...دث متال...ترش متال و غيره
درون مايه هاي موسيقي متال متفاوته
بعضيها از نهيليسم حرف ميزنن بعضيها از س ك س بعضيها از آنارشيسم ...بعضيها از شيطان پرستي و غيره
ولي مشتركات اين گروهها اينه كه همشون سنت شكن هستن به همه چي پشت پا ميزنن و به قول معروف ميگن هوي باش
معرفي بعضي از زير مجموعه هاي متال :
دوشيزه فلزي IRON MAIDEN :
اين گروه يكي از سبكهاي هوي متال است كه مطابق شيوه خاص موسيقي خود از ملوديهاي شرقي بيشتر از ساير گروهها استفاده ميكنند ، استفاده از ملوديهاي ايراني نيز در موسيقي آنها ديده مي شود و احتمالا به همين دليل اين گروه در ايران طرفداراني نسبتا عمده اي را به خود اختصاص داده است .
سردمداران اين گروه نسبت به جنس زن ذهنيت منفي داشته و در بيشتر تصاوير تبليغاتي مربوط به آنها قتل زنان و دختران بوضوح ديده شده است .
گروه قاتل SLAYER :
از گروههاي سبك متال كه چند سالي است كه در ميان جوانان ايراني معروف شده است ، اين گروه از سال ۱۹۸۵ اجراي برنامه مي نمايد . علامت صليب و جمجمه انسان توسط اين گروه استفاده مي شود .اين گروه موسيقي يكي از فاسدترين و خشن ترين گروههاي غربي است ، بطوريكه مخالفت و تنفر خويش از « زن » را با خريداري نمودن يك زن اعدامي از دولت آمريكا و به قتل رساندن آن زن در حين اجراي برنامه خود و سپس نوشيدن خون او به وضوح نشان دادند
شعار آنان اينست كه " ما از شيطان هستيم و او را پرستش مي كنيم " به همين دليل يك سمت صورت خود را داراي ريش و سمت ديگر را بدون ريش آرايش مي دهند و سپس در صحن حاضر مي شوند و برنامه اجرا مي كنند .
W.A.S.P :
اين گروه نام خود را از جمله" We Are the S e x Porophet "( ما پيمبران س ك س هستيم ) گرفته است . موسيقي اين گروه داراي خشونت عميقي است ، بطوري كه خود به تنهايي عاملي از افزايش تصادفات رانندگي در آمريكا شناخته شده است . طرفداران اين گروه نيمه هاي شب به شبگردي ، ولگردي ، اعمال منافي عفت ، هوسبازي و همجنس بازي مبادرت مي نمايند .
گروه دختران RAS :
فرقه اي هستند كه سابقا از گروه « رپ » جدا شده اند اما خط مشي رپ را دارند و البته گسترده از آنان در ميان دختران نفوذ دارند . غالبا اعضاء و طرفداران اين گروه را دختران شهوتران و بي مبالات تشكيل ميدهند و آرم آنها برعكس آرم رپ است .
گروه كيس KISS :
اين گروه از وحشتناكترين گروههاي حاضر است كه در واقع به اوج پوچگرايي ( نهيليسم ) معتقدند و بر حسب اعتقادات ، همجنس بازي در ميان آنها بيداد ميكند . از خوانندگان معروف اين گروه كه چند سالي است تغيير جنسيت داده است ICT است .
آرم مربوط به اين گروه لكه خون پاشيده شده است .
ادامه دارد...
استفاده از آلات موسيقي الكترونيكي و سازهاي كوبه اي چنان فضاي تند موسيقي پديد مي آورد كه كمتر كسي قادر به گوش دادن آن است .
هوي متال در كنسرتهاي خود فريادهاي دلخراشي را به موزيك خود افزوده اند كه گيتار برقي كه قابليت ايجاد صداهاي ناهنجار را دارد بيش از ساير سازها استفاده مي نمايند .
از بررسي موسيقي هاي اين آهنگها ، تحليل محتواي ترانه هايي كه خوانندگان اين گروهها مي خوانند نيز از شعارهاي آنها چنين بر مي آيد كه در آنها عصياني كور نسبت به حال و ميل بازگشت به گذشته فوق العاده قوي است . آنچنان كه گاه از آن بوي بدويت به مشام ميرسد.
متال سبكي از موسيقي هستش كه خودش از هارد راك منشعب شده
خود متال داراي زير شاخه هايي است مثل هوي متال...بلك متال...دث متال...ترش متال و غيره
درون مايه هاي موسيقي متال متفاوته
بعضيها از نهيليسم حرف ميزنن بعضيها از س ك س بعضيها از آنارشيسم ...بعضيها از شيطان پرستي و غيره
ولي مشتركات اين گروهها اينه كه همشون سنت شكن هستن به همه چي پشت پا ميزنن و به قول معروف ميگن هوي باش
معرفي بعضي از زير مجموعه هاي متال :
دوشيزه فلزي IRON MAIDEN :
اين گروه يكي از سبكهاي هوي متال است كه مطابق شيوه خاص موسيقي خود از ملوديهاي شرقي بيشتر از ساير گروهها استفاده ميكنند ، استفاده از ملوديهاي ايراني نيز در موسيقي آنها ديده مي شود و احتمالا به همين دليل اين گروه در ايران طرفداراني نسبتا عمده اي را به خود اختصاص داده است .
سردمداران اين گروه نسبت به جنس زن ذهنيت منفي داشته و در بيشتر تصاوير تبليغاتي مربوط به آنها قتل زنان و دختران بوضوح ديده شده است .
گروه قاتل SLAYER :
از گروههاي سبك متال كه چند سالي است كه در ميان جوانان ايراني معروف شده است ، اين گروه از سال ۱۹۸۵ اجراي برنامه مي نمايد . علامت صليب و جمجمه انسان توسط اين گروه استفاده مي شود .اين گروه موسيقي يكي از فاسدترين و خشن ترين گروههاي غربي است ، بطوريكه مخالفت و تنفر خويش از « زن » را با خريداري نمودن يك زن اعدامي از دولت آمريكا و به قتل رساندن آن زن در حين اجراي برنامه خود و سپس نوشيدن خون او به وضوح نشان دادند
شعار آنان اينست كه " ما از شيطان هستيم و او را پرستش مي كنيم " به همين دليل يك سمت صورت خود را داراي ريش و سمت ديگر را بدون ريش آرايش مي دهند و سپس در صحن حاضر مي شوند و برنامه اجرا مي كنند .
W.A.S.P :
اين گروه نام خود را از جمله" We Are the S e x Porophet "( ما پيمبران س ك س هستيم ) گرفته است . موسيقي اين گروه داراي خشونت عميقي است ، بطوري كه خود به تنهايي عاملي از افزايش تصادفات رانندگي در آمريكا شناخته شده است . طرفداران اين گروه نيمه هاي شب به شبگردي ، ولگردي ، اعمال منافي عفت ، هوسبازي و همجنس بازي مبادرت مي نمايند .
گروه دختران RAS :
فرقه اي هستند كه سابقا از گروه « رپ » جدا شده اند اما خط مشي رپ را دارند و البته گسترده از آنان در ميان دختران نفوذ دارند . غالبا اعضاء و طرفداران اين گروه را دختران شهوتران و بي مبالات تشكيل ميدهند و آرم آنها برعكس آرم رپ است .
گروه كيس KISS :
اين گروه از وحشتناكترين گروههاي حاضر است كه در واقع به اوج پوچگرايي ( نهيليسم ) معتقدند و بر حسب اعتقادات ، همجنس بازي در ميان آنها بيداد ميكند . از خوانندگان معروف اين گروه كه چند سالي است تغيير جنسيت داده است ICT است .
آرم مربوط به اين گروه لكه خون پاشيده شده است .
ادامه دارد...

- پست: 825
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
- محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
- سپاسهای دریافتی: 20 بار
- تماس:

-
- پست: 3324
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۱۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 941 بار
- سپاسهای دریافتی: 1474 بار
- تماس:

- پست: 2597
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۱۲:۲۷ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 155 بار
- تماس:

- پست: 763
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۵۲ ب.ظ
- محل اقامت: مشهد
- سپاسهای دریافتی: 196 بار
- تماس:
در بین گونههای متنوع موسیقی تنها گونهای که منتقدان بسیاری جلوش میایستند و عقیدهی راسخی دارند که این گونه موسیقی بر روی روان انسان تاثیرات منفی میگذارد و انسانها را به جنونهای آنی، ناهنجاریهای روانی و نهایتا خودکشی میکشاند موسیقی متال و البته بعضی از گونههای خشنتر ِ موسیقی ِ راک است.
به موسیقی متال لقب موسیقی ِ روانخراش دادهاند! تازه این نهایت لطفشان به این گونه موسیقی ست. چون هستند کسانی که اصلا متال را موسیقی نمیدانند و به کل موسیقی ِ راک ( که متال یکی از زیر شاخه های آن است ) سر و صدا میگویند.
روانخراش بودن ِ موسیقی متال گرچه مقدار زیادی به سلیقه و عادتهای گوش ِ شنونده برمیگردد اما چندان هم لقب بیمسمایی نیست! ریفهای سرد و کوبندهی گیتار بیس، جیغهای بنفش گیتار الکتریک همراه با فریادهای هولناک ِ خواننده و درامز ِ متنوع و سرعتی ِ این نوع موسیقی که بیشتر از هرچیز حسی از بدویت به شنونده القا میکند و دهها ویژگی ِ منحصربفرد ِ متال باعث شده که هرکسی نتواند این موسیقی را حتی برای ثانیههایی تاب بیاورد.
کاریش هم نمیشود کرد! متال اینطور است! خشن، پیچیده، سیاه و معترض! اگر جز این باشد متال نیست!
تاثیرات موسیقی متال ( البته به تنهایی و بدون کمک ِ مخدرهای روانگردان! ) مخصوصا بر قشر جوان آنچنان شدید است که می توان گفت هرجا که یک متال باز وجود دارد حداقل یک نفر دیگر هم هست که با وحشت و انزجار به کل ماجرا نگاه کند و به هر وسیله که شده سعی کند او را از این «دیوانهبازیها» برهاند؛ که قسمتی از این دیوانهبازیها به ویژه در کشور ایران و در بین جوانان ایرانی به دلیل این است که جوانان ایرانی نیز مانند بزرگان ِ این مملکت بیشتر بدنبال ِ هیاهو و جار و جنجالهای حاشیهای ِ هر چیز هستند تا متن ِ آن
منتقدان ِ این موسیقی میگویند موسیقی متال باعث ناهنجاریهای روانی، اجتماعی و خودکشی ِ قشر جوان میشود.
شعر نیز در موسیقی متال نیمی از تاثیرگذاری را به عهده دارند و چه بسا تمرکز زیاد روی اشعار پوچگرایانهی برخی از گروهها خطرناک باشد. البته اگر شنونده به آنچه که خواننده می خواند اهمیت بدهد
اشعار در موسیقی متال با اعتراض به ناهنجاریهای سیاسی، نژادی، خانوادگی و غیره همراه است و اشعار عاشقانه جایی ندارند و یا ناخودآگاه به ضد عاشقانههایی بسیار تلخ و نومیدکننده و کنایهآمیز تبدیل میشوند. البته نباید پنداشت که این موسیقی بجز ناامیدی و سیاهی چیزی برای عرضه به مخاطب ِ خود ندارد! متال به همان اندازه که ناامید میکند به همان اندازه هم به فکر هم وامیدارد و امید میدهد. موسیقی متال میکوشد اشتباهات جمعی و فردی را با غلوی که ویژگی ِ موسیقی متال، چه در موسیقی و چه در اشعار، است به انسانها گوشزد کند و آنها را از خواب غفلت بیدار کند.
بیشتر اشعاری که هماکنون در گروه های متال ِ دنیای غرب خوانده میشود گاه دربارهی سیاستمداران ِ فریبکار، گاه دربارهی مذهب ِ ریاکارانه و گاه نیز در مورد اشتباهات و غفلتهای انسان ِ خوشگذران و هوا و هوسی ست. که باز هم صد البته نباید با این حرف که اینها فقط، مشکلات ِ دنیای غرب است از چنگ این موسیقی فرار کرد! چه بسا این مشکلات در ما بیشتر از غربیها باشد! به این قسمت از شعر Inner self «خویش ِ درون» از گروه برزیلی ِ سپولترا توجه کنید:
Walking these dirty streets
With hate in my mind
Feeling the scorn of the world
I wont follow your rules
Blame and lies, contradicitions arise
Nonconformity in my inner self
I only guide my inner self
به موسیقی متال لقب موسیقی ِ روانخراش دادهاند! تازه این نهایت لطفشان به این گونه موسیقی ست. چون هستند کسانی که اصلا متال را موسیقی نمیدانند و به کل موسیقی ِ راک ( که متال یکی از زیر شاخه های آن است ) سر و صدا میگویند.
روانخراش بودن ِ موسیقی متال گرچه مقدار زیادی به سلیقه و عادتهای گوش ِ شنونده برمیگردد اما چندان هم لقب بیمسمایی نیست! ریفهای سرد و کوبندهی گیتار بیس، جیغهای بنفش گیتار الکتریک همراه با فریادهای هولناک ِ خواننده و درامز ِ متنوع و سرعتی ِ این نوع موسیقی که بیشتر از هرچیز حسی از بدویت به شنونده القا میکند و دهها ویژگی ِ منحصربفرد ِ متال باعث شده که هرکسی نتواند این موسیقی را حتی برای ثانیههایی تاب بیاورد.
کاریش هم نمیشود کرد! متال اینطور است! خشن، پیچیده، سیاه و معترض! اگر جز این باشد متال نیست!
تاثیرات موسیقی متال ( البته به تنهایی و بدون کمک ِ مخدرهای روانگردان! ) مخصوصا بر قشر جوان آنچنان شدید است که می توان گفت هرجا که یک متال باز وجود دارد حداقل یک نفر دیگر هم هست که با وحشت و انزجار به کل ماجرا نگاه کند و به هر وسیله که شده سعی کند او را از این «دیوانهبازیها» برهاند؛ که قسمتی از این دیوانهبازیها به ویژه در کشور ایران و در بین جوانان ایرانی به دلیل این است که جوانان ایرانی نیز مانند بزرگان ِ این مملکت بیشتر بدنبال ِ هیاهو و جار و جنجالهای حاشیهای ِ هر چیز هستند تا متن ِ آن
منتقدان ِ این موسیقی میگویند موسیقی متال باعث ناهنجاریهای روانی، اجتماعی و خودکشی ِ قشر جوان میشود.
شعر نیز در موسیقی متال نیمی از تاثیرگذاری را به عهده دارند و چه بسا تمرکز زیاد روی اشعار پوچگرایانهی برخی از گروهها خطرناک باشد. البته اگر شنونده به آنچه که خواننده می خواند اهمیت بدهد
اشعار در موسیقی متال با اعتراض به ناهنجاریهای سیاسی، نژادی، خانوادگی و غیره همراه است و اشعار عاشقانه جایی ندارند و یا ناخودآگاه به ضد عاشقانههایی بسیار تلخ و نومیدکننده و کنایهآمیز تبدیل میشوند. البته نباید پنداشت که این موسیقی بجز ناامیدی و سیاهی چیزی برای عرضه به مخاطب ِ خود ندارد! متال به همان اندازه که ناامید میکند به همان اندازه هم به فکر هم وامیدارد و امید میدهد. موسیقی متال میکوشد اشتباهات جمعی و فردی را با غلوی که ویژگی ِ موسیقی متال، چه در موسیقی و چه در اشعار، است به انسانها گوشزد کند و آنها را از خواب غفلت بیدار کند.
بیشتر اشعاری که هماکنون در گروه های متال ِ دنیای غرب خوانده میشود گاه دربارهی سیاستمداران ِ فریبکار، گاه دربارهی مذهب ِ ریاکارانه و گاه نیز در مورد اشتباهات و غفلتهای انسان ِ خوشگذران و هوا و هوسی ست. که باز هم صد البته نباید با این حرف که اینها فقط، مشکلات ِ دنیای غرب است از چنگ این موسیقی فرار کرد! چه بسا این مشکلات در ما بیشتر از غربیها باشد! به این قسمت از شعر Inner self «خویش ِ درون» از گروه برزیلی ِ سپولترا توجه کنید:
Walking these dirty streets
With hate in my mind
Feeling the scorn of the world
I wont follow your rules
Blame and lies, contradicitions arise
Nonconformity in my inner self
I only guide my inner self


- پست: 825
- تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
- محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
- سپاسهای دریافتی: 20 بار
- تماس:
با ارز پوزش از پست قبليم Mohsen1001 اميدوارم زياد ناراحتت نکرده باشم در زمن اگر شما توجه کني ميبيني که چيزهايي که سهراب گفته خيلي به حقيقت نزديکه و با حرف حاي شما تزاد داره
درزمن اقا سهراب موسيقی متال لطافت خاص خودشو داره که شايد هر کسي نتونه درکش کنه و اين هم کاملا قبول دارم که تو ايران بيشتر دنبال حواشي موسيقی ميرن و برداشت درستي از اين موسيقي نميشه
در زمن يک گروه موسيقي متال ايراني به نام o-hum هست که شعر هاي حافظ رو مي خونه Mohsen1001 اقا
درزمن اقا سهراب موسيقی متال لطافت خاص خودشو داره که شايد هر کسي نتونه درکش کنه و اين هم کاملا قبول دارم که تو ايران بيشتر دنبال حواشي موسيقی ميرن و برداشت درستي از اين موسيقي نميشه
در زمن يک گروه موسيقي متال ايراني به نام o-hum هست که شعر هاي حافظ رو مي خونه Mohsen1001 اقا
Empty spaces - what are we living for?
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

- پست: 2597
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۱۲:۲۷ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 155 بار
- تماس:
pejman نوشته شده:با ارز پوزش از پست قبليم Mohsen1001 اميدوارم زياد ناراحتت نکرده باشم در زمن اگر شما توجه کني ميبيني که چيزهايي که سهراب گفته خيلي به حقيقت نزديکه و با حرف حاي شما تزاد داره
درزمن اقا سهراب موسيقی متال لطافت خاص خودشو داره که شايد هر کسي نتونه درکش کنه و اين هم کاملا قبول دارم که تو ايران بيشتر دنبال حواشي موسيقی ميرن و برداشت درستي از اين موسيقي نميشه
در زمن يک گروه موسيقي متال ايراني به نام o-hum هست که شعر هاي حافظ رو مي خونه Mohsen1001 اقا
من آهنگشون را دارم قشنگ کار شده و قشنگ اجرا شده است

