زندگبناكه CHRIS DE BURGH

در اين بخش مي‌توانيد در مورد موسيقي و مشاهير موسيقي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 825
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
سپاس‌های دریافتی: 20 بار
تماس:

زندگبناكه CHRIS DE BURGH

پست توسط pejman »

کريس دي برگ با نام اصلي کريستوفر جان ديويسون پانزدهم اکتبر 1948 در لاس ماگنولياس آرژانتين متولد شد. پدر او چارلز ديويسون ديپلمات برجسته انگليسي و مادرش اميلي دي برگ منشي وزارت امور خارجه ايرلند بود.اجداد کريس دي برگ از جمله خانواده هاي اصيل و برجسته اروپايي بودند که بعدها به ايرلند مهاجرت کردند شجره خانوادگي کريس به ريچارد شيردل پادشاه انگلستان برميگردد که نشان از اصالت خانوادگي وي دارد.کريس دوران کودکي خود را تا سن سيزده سالگي در کشورهاي مختلفي چون جزيره مالت نيجريه و زئير گذرانده استو سرانجام در سال 1960 به همراه اعضاي خانواده اش به ايرلند سفر کرد. پدر کريس قلعه بارگي را که از مشهورترين و زيباترين بناهاي تاريخي قرن دوازدهم در شهر وکسفورد بود خريداري کرد و براي سکونت خانواده اش بازسازي کرد.

يکسال پس از ورود به قلعه بارگي ريچارد برادر بزرگتر کريس در سالگرد تولد او گيتاري به وي هديه داد که مسير زندگي کريس دي برگ را تغيير داد.او روزها و ساعتهاي بيشماري را به تمرين با گيتار ميپرداختو ا ولين کنسرت وي در سن پانزده سالگي مورد استقبال اقوام دور و نزديک قرار گرفت و عزم وي را براي کسب مهارت در نواختن گيتار جزم کرد. کريس د وران ابتدايي را در مدرسه مارلبورو طي کرد و کالج مشهور ترينيتي در دوبلين در رشته هاي زبان و ادبيات انگليسي و زبان فرانسوي و تاريخ فارغ التحصيل شد . کريس در دوران تحصيل در کالج ترينيتي ترانه سرايي را اغاز کرد و اولين ترانه او THE WASTE OF LOVE نام داشت.کريس نخستين ترانه هاي خود را در رستورانها و کافي شاپ ها و سالن هاي آرايش با دريافت مبلغي بسيار ناچيز که البته براي نوجواني به سن کريس مبلغ زيادي بود اجرا ميکرد.کريس بياد مياورد که بعد از ظهر روزهاي شنبه تمام وقت خود را در فروشگاه CD و کاست نزديک خانه صرف گوش دادن به ترانه هاي جديد ميکرد . ولي ترانه MR TAMOURIN MAN از THE BYRDS زندگي او را دگرگون کرد. خود کريس دي برگ در اين باره ميگويد پس از شنيدن اين ترانه تصميمي را که مدتها بود در ذهنم حلاجي ميکردم و در اجراي آن دودل بودم . آرزوي من اين بود: ترانه سرايي و خوانندگي. با شنيدن اين آهنگ ديگر درنگ جايز نبود دوستي داشتم که چندگاهي با من ديداري تازه ميکرد روزي از روزها او مرا به مهماني دوستانه اي دعوت کرد در ان مهماني با جورج هريسون فقيد آشنا شدم. شعري را همراه داشتم که به تازگي سروده يودم و تصورم اين بود که حتما مورد توجه و استقبال شنوندگان قرار خواهد گرفت اما چه روياي باطلي! هيچ کس مرا تشويق نکرد و من سرخورده و مايوس مهماني را ترک کردم. هنوز پس از گذشت چند سال گوش سپردن به ترانه هاي HERE COMES THE SUN و SHADOWS مرا به ياد آنروزها مياندازد.

پس از فارغ التحصيلي از کالج به همراه گروه معتبر و مشهور ايرلنديHORSLIPS در يک تور بين المللي شرکت کردم و با دو تهيه کننده معتبر موسيقي يعني داگ فلت و گاي فلچر آشنا شدم و با کمک آنها قراردادي را با شرکت A & M امضا کردم ودر تور گروه SUPER TRAMP با نام CRIME OF THE CENTURY که يکي از موفق ترين تورهاي موسيقي در سال 1975 بود شرکت کردم. در همين سال بود که وي نام کريس دي برگ را براي خودش برگزيد و بازي سرنوشت رقم خورد.
*FAR BEYOND THESE CASTLE WALLS نام اولين آلبوم شرکتي کريس دي برگ است که در سال 1975 منتشر شد آلبومي با ترانه هاي بسيار زيبا در مايه هاي بلوز که مورد توجه قرار نگرفت..تنها ترانه HOLD ON از اين آلبوم کمي سر و صدا کرد و پس از آن ديگر هيچ...اما تنها يکماه پس از عرضه البوم ترانه TURNING AROUND که بعدها به FLYING تغيير نام داد ترانه شماره يک انگلستان لقب گرفت ودر برزيل به مدت سي ماه صدرنشين جدول موسيقي پاپ شد.در مدت کمتر از دو ماه قريب به يک ميليون نسخه از اين آلبوم به فروش رفت و نام کريس دي برگ را بر سر زبانها انداخت.
SPANISH TRAIN AND OTHER STORIES نام آلبوم بعدي کريس دي برگ است که بار ديگر ترانه SPACEMAN CAME TRAVELLING صدر نشين جدول موسيقي انگلستان شد و هنوز پس از گذشت ساليان سال بعنوان ترانه کريسمس از راديو BBC پخش ميگردد.
آلبومهاي کريس د ي برگ در امريکا چندان مورد توجه قرار نميگيرد اما در اروپا،آفريقاي جنوبي، کانادا و آمريکاي جنوبي به شدت مورد توجه و استقبال منتقدين و جوانان علاقمند به موسيقي پاپ قرار ميگيرد. هرچند که در آمريکا نيز در سال 1986 جايزه PLATINUM به جهت فروش بالا و ارزش هنري آلبوم SPANISH TRAIN به کريس دي برگ تعلق گرفت. آلبوم بعدي کريس دي برگ AT THE END OF A PERFECT DAY نام دارد که بعنوان سومين کار هنري وي در سال 1977 به دنياي موسيقي عرضه گرديد. ترانه PERFECT DAY از اين آلبوم ترانه مورد علاقه کريس دي برگ است که در آن به پيک نيکي اشاره شده که کريس ، پاول ، سوزان و خواهر وي ديان در آن حضور داشتند.ديان اکنون همسر کريس دي برگ و مادر سه فرزند اوست .


در سال 1978 دو اتفاق مهم رخ داد يکي عرضه آلبوم ارزشمند CRUSADER و ديگري ازدواج کريس با ديان بود که در تاريخ 25 نوامبر 1978 روي داد.SOMETHING ELSE AGAIN نام ترانه ايست که وي به همسرش ديان تقديم کرده است . در سال 1980 کريس آلبوم EASTERN WIND را به دوستدارانش تقديم کرد و پرفروشترين آلبوم سال لقب گرفت. BEST MOVES در سال 1981 منتشر شد و تلفيقي از ترانه هاي قديمي کريس دي برگ بود. در اين آلبوم او با يک شرکت کانادايي قرارداد بست و تعدادي از ترانه هاي قديمي خود را بازخواني کرد البته دو ترانه جديد نيز با نامهاي BROKEN WINGS و EVERY DROP OF RAIN نيز در اين آلبوم وجود دارند. اين آلبوم در سوئيس آلمان و سوئد و بسياري از کشورهاي اروپايي مورد توجه منتقدان قرار گرفت و خيلي زود لقب پرفروشترين آلبوم سال را در انگلستان از آن خود ساخت. نکته قابل توجه از اين آلبوم فروش غير منتظره و فوق العاده آن در چين کمونيستي بود! THE GETAWAY نام آلبوم بعدي کريس است و ترانه مشهور DON’T PAY THE FERRYMAN که کليپ آن صدها هزار بار از کانال MTV پخش شده است در انگلستان لقب ترانه NUMBER 1 گرفت .

*آلبوم بعدي کريس دي برگ MAN ON THE LINE نام دارد و ترانه HIGH ON EMOTION که در تمامي کنسرت هاي او که تا امروز برگذار شده اجرا ميگردد سخت مورد توجه و استقبال جوانان و عتاقمندان کريس قرار گرفت . در سال 1984 نخستين فرزند وي متولد شد رزانا يک دختر زيبا و دوست داشتني!! کريس ترانه FOR ROSANA را به دخترش تقديم کرد که يکي از ترانه هاي زيبا و بيادماندني کريس دي برگ است . در سال 1986 آلبوم INTO THE LIGHT به دنياي موسيقي عرضه شد و ترانه فراموش نشدني LADY IN RED در بسياري از کشورهاي اروپايي صدرنشين جدول موسيقي پاپ شد و دو جايزه GOLD و PLATINUM را نصيب وي ساخت . ترانه INTO THE LIGHT در آمريکا نيوزيلند ، آلمان ، سوئد ، دانمارک و بلژيک ترانه NO. 1 لقب گرفت و پنج جايزه PLATINUM را در نروژ ، آفريقاي جنوبي ، يونان ، ايرلند و کانادا و دو جايزه GOLD را در انگلستان و سوئيس براي کريس به ارمغان آوردو دنياي موسيقي با نام کريس دي برگ آشنا شده و اخت ميگيرد.
SAY GOODBAY TO IT ALL ترانه بسيار زيباي اين آلبوم دنباله ترانه BORDERLINE از آلبوم GETAWAY در سال 1982 بود که به شدت مورد توجه علاقمندان قرار گرفت و صدرنشين جدول موسيقي پاپ انگلستان شد .
در همان سال در فاجعه بمب گذاري در منطقه ENNISKILLEN ايرلند شمال صدها نفر مرد و زن و کودک به قتل رسيدند و کريس دي برگ ترانه AT THE WAR MEMORIAL را به بازماندگان اين حادثه دلخراش تقديم کرد . اين ترانه نيز ترانه NUMBER 1 کشورهايي چون آلمان ، انگلستان ، نروژ و آمريکا و بسياري از کشورهاي اروپايي شد . بيست و نهم مارس 1988 دومين فرزند او متولد شد پسري که نام هوبرت را برايش برگزيدند در همان سال آلبوم FLYING COLOURS عرضه گرديد و دو ترانه MISSING YOU و FLYING COLOURS زيباترين و پرفروشترين ترانه هاي سال گرديدند . در سال 1989 آلبوم SPARK TO A FLAMEمنتشر شد که شامل زيباترين و ارزشمندترين ترانه هاي آلبومهاي گذشته کريس دي برگ بود. سي اکتبر سال 1990 مايکل سومين فرزند کريس متولد شد ودر همان سال کنسرت باشکوه و بياد ماندني کريس دي برگ در دوبلين برگذار شد که زيباترين و قدرتمندترين کنسرت موسيقي پاپ در اروپا لقب گرفت. ميليونها نفر از اقصي نقاط اروپا در دوبلين گرد هم آمدند و عليه جنگ و خشونت فرياد اعتراض سر دادند و يکي از باعظمت ترين کنسرت هاي کريس دي برگ اجرا شد .
Empty spaces - what are we living for?


از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 825
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
سپاس‌های دریافتی: 20 بار
تماس:

پست توسط pejman »

*در سال 1991 کريس تمام عوايد کنسرتهاي خود را به آوارگان کرد عراقي اهدا کرد . نام آلبوم بعدي وي POWER OF TEN بود که در سال 1992 منتشر شد و ترانه مشهور آن نيز با همين نام ترانه NUM.1 لقب گرفت .THIS WAY UP در سال 1994 و BEAUTIFULL DREAM درسال 1995 متولد شدند. ترانه مشهور الويس پريستلي ALWAYS ON MY MIND و ترانه GIRL از بيتل ها در اين آلبوم مورد توجه منتقدين قرار گرفت. در سال 1996 کريس سفري به آفريقاي جنوبي کرد و نوزده کنسرت بزرگ و باشکوه در شهرهاي دوربان ، ژوهانسبورگ و پورت اليزابت برگذار شد و کليه عوايد اين کنسرت ها به قحطي زدگان آفريقا اهدا شد . در سال 1997 آلبوم THE LOVE SONG متولد شد که شامل شانزده ترانه عاشقانه بود و لقب پرفروشترين آلبوم سال را از آن خود ساخت . در همان سال تور بزرگ کريس دي برگ در آسيا برگزار گرديد در اين تور ارکستر بزرگ فيلارمونيک بانکوک کريس دي برگ را همراهي ميکرد که در تايلند ،هونگ کونگ و سنگاپور با استقبال گسترده علاقمندان روبرو شد .

در سال 1999 آلبوم QUITE REVOLUTION به بازار موسيقي عرضه شدترانه هاي اين آلبوم در مدت کمتر از چهل و نه روز تهيه شدند که در حالت عادي در حدود شش ماه طول ميکشيد.پس از عرضه آلبوم در سي و يک جولاي 1999 چندين کنسرت در کشورهاي اروپايي چون سوئيس ، آلمان ، نروژ ، انگليس و ايرلند برگزار شد . کريس در سال 2002 دو CD به بازار عرضه کرد که شامل اجراي فرانسوي برخي ترانه هاي آلبوم QUITE REVOLOUTION و تعدادي ترانه جديد بود که در بسياري از کشورهاي اروپايي و آمريکا و انگلستان لقب پرفروشترين آلبوم موسيقي پاپ را به خود اختصاص داد. درفاصله بين ژانويه سال 2000 تا اگوست 2002 کريس دي برگ پنجاه کنسرت مختلف در کشورهاي اروپايي اجرا کرد که در بسياري از کشورها منجمله انگلستان ، فرانسه ، نروژ ، هلند ، اطريش بليط کنسرتها از يک هفته قبل به فروش رفته و ناياب شد و بسياري از دوستداران و علاقمندان کريس دي برگ موفق به شرکت در کنسرت ها نشدند . شدت استقبال از تور اروپايي وي به حدي بود که بسياري از شبکه هاي تلويزيوني کنسرت ها را تحت پوشش برنامه تلويزيوني خود قرار دادند.

TIMING IS EVERYTHING نام آخرين آلبوم کريس دي برگ است . او در طول سه ماه سي و هشت کنسرت را به اجراي ترانه هاي اين آلبوم اختصاص داد و در ايرلند ، استراليا ، آلمان ، سوئيس ، نروژ ، فرانسه و انگلستان صدرنشين جدول موسيقي پاپ گرديد.آخرين تور بزرگ وي در چندين کليساي بزرگ اروپا برگزار شد و عوايد آن به سازمان عفو بين الملل و يونسکو اختصاص يافت . وي يکي از معدود خوانندگاني است که از خانواده اي مستحکم و استوار برخوردار بوده و نيز از هنرمنداني است که بسياري از ترانه هايش در رابطه با خانواده اش سروده شده است . واقعيتهاي زندگي مدرن ، تلخي ها و ناکامي ها ، ارزشهاي انساني ، مفاهيم والاي معنوي ، مخالفت با جنگ و خشونت طلبي و ميليتاريسم غربي ، صلح طلبي و عشق و انساندوستي از مضامين ترانه هاي ارزشمند و زيباي کريس دي برگ هستند که او را از ديگران متمايز ميسازد ضمن آنکه وي يکي از سياسي ترين ترانه سرايان موسيقي پاپ به شمار ميرود که در پيوند عميق با مبارزان ايرلند جنوبي سر و صداي زيادي را به پا کرده است . ترانه زيباي REVOUTION يکي از زيباترين و ارزشمند ترين ترانه هاي وي است که به مبارزين ايرلند جنوبي تقديم شده است .

ترانه هاي کريس دي برگ تابلوهاي زيبايي هستند که بيانگر مفاهيم عميق انساني چون صلح ، عشق و آزادي هستند. پويايي و نشاط ، تصانيف عاشقانه و کلمات کتاب مقدس از جمله مفاهيم ترانه هاي آلبوم آخر وي است او در اينباره ميگويد اشعار ترانه ها يکدفعه به ذهنم خطور کرد . چهار يا پنج ترانه را در يک بعد الظهر سرودم فرداي آنروز حس کردم چيزي در ذهنم مرا مشغول کرده است بله... پنج يا شش ترانه ديگر بود که آنها را نيز سرودم واقعا برايم لذت بخش بود نخستين کنسرت از تور بين المللي وي در سپتامبر 2002 در مونيخ برگزار شد و تا به امروز ادامه داشته است و پس از آن در کانادا ، استراليا ، آسيا ، آمريکا اين تور ادامه خواهد يافت
Empty spaces - what are we living for?


از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 825
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
سپاس‌های دریافتی: 20 بار
تماس:

پست توسط pejman »

يه توضيح اضافه
البته توضيحات دوستان خيلي جامع بود ولي با اين حال من چند وقت پيش يه بيوگرافي كوچيك از اين خواننده پيدا كردم فكر كنم مال سيد ابراهيم نبوي بود چون لينكش ف_ * ل*_ ت ر شده بود كپي پيست كردم

کریستوفر دیویدسن در 15 اکتبر 1948 در آرژانتین بدنیا آمد، پدر و مادرش انگلیسی تبار بودند. پدرش دیپلمات بود و همین موضوع باعث شد تا او به کشورهای مختلفی سفر کند. و سرانجام زندگی اش را در ایرلند ادامه دهد. پدرش بنایی قدیمی را که یادگار قرن دوازدهم بود تبدیل به هتل کرد و کریس دی برگ در همان هتل اولین بار کنسرت های خود را برگزار کرد. از همانجا او ترانه سرایی و آوازخوانی را به عنوان کار اصلی اش قرار داد.
کریس دی برگ در کالج ترینیتی دوبلین زبان انگلیسی و فرانسه خواند و بعد از تجربه چند شغل مختلف مانند کار در رستوران همبرگری و کار در آرایشگاه به لندن رفت و اولین قراردادهایش را با شرکتهای ضبط موسیقی بست. در سال 1975 اولین آلبومش را با نام آن سوی حصار قلعه راهی بازار کرد، ترانه پرواز، یکی از ترانه های این آلبوم بزودی یکی از پرشنونده ترین ترانه ها شد و بیش از سی هفته در صدر جدول پرفروش ها باقی ماند. کریس دی برگ بخاطر توجهش به سیاست و روحیات مذهبی و انساندوستانه ای که دارد در بسیاری از وقایع سیاسی به نوعی واکنش نشان داده و همین ها نامش را در کشورهایی مانند ایران و لبنان مطرح کرده است. او در سال 1991 بعد از جنگ خلیج کریس دی برگ تمام عایدات ترانه حقیقت ناب را به پناهندگان جنگ بخشید. در حال حاضر کریس دی برگ یک چهره جهانی است و همواره جزو پرفروش های تاریخ موسیقی بوده است. کریس دی برگ همراه با همسرش دیان و سه فرزندش، رزانا، هابی و مایکل در آمرالد آیل ایرلند زندگی می کند.
.
مضامین ترانه های کریس دی برگ
کریس دی برگ یک آوازه خوان نیکی و پاکی است، پدری وفادار، شوهری پاک و نجیب، مردی دیندار و مومن به اعتقادات دینی، معتقد به آرمانهای عدالت و آزادی، اهل مبارزه و جدال با ستمکاران، مخالف با فساد و پلیدی و در حقیقت یک معلم اخلاق. شاید به همین دلیل است که می توان فرض کرد او کشیشی است که برای نجات گرسنگان و کمک به بینوایان و مردم تنها با موعظه مردم به مسیح کمک می کند. ترانه های کریس دی برگ لحنی پیامبرگونه دارند، مثل موعظه یا خواندن کتاب مقدس و یا گفتن داستان های پیامبران برای شنوندگان مذهبی.
پس غریبه سخن آغاز کرد و گفت: نترسید
من از سیاره ای بسیار دور از اینجا آمده ام
و پیامی برای نوع بشر آورده ام
و ناگهان گوش نوازترین موسیقی ها فضا را پرکرد
بسیاری از ترانه های کریس دی برگ در مورد مسیح و آمدن اوست. او به ما این نوید را می دهد که مسیح خواهد آمد و ما را از فساد و فحشا و ظلم و بی عدالتی نجات خواهد داد. در ترانه منجی آمده است:
آه، پیام روشن است، وقت آن رسیده
تا منجی باز آید
و در ترانه پندار چنین می گوید:
صدای غرش تندری را شنیدم
و منجی مان را بر اسب کهر بنگر که بر آسمان ها می راند
در ترانه رستاخیز مسیح نیز این ترانه را می توان خواند:
برادر غذایی به من می دهی
و جامی شراب
از دیرباز
این راه را پیموده ام
بس شگفتیها دیده ام
اما عجیب ترین آنها
دیدن روی حضرت مسیح بود
علیه جنگ و ظلم
کریس دی برگ در بسیاری از ترانه ها مستقیما به جنگ اشاره می کند، به ظلمی که جنگ در حق بچه ها و غیر نظامیان روا می کند و به جنگ اعتراض می کند، او در جریان جنگ خلیج جدا به این جنگ اعتراض کرد. ترانه های « این ترانه برای تو»، «مرز»، «صدای گلوله»، «با همه چیز وداع کن»، «دیشب» و « حقیقت ناب» بخشی از ترانه های ضدجنگ هستند که مرد پاکدل ایرلندی بارها آنها را خوانده و همواره در کنسرت های مختلف با استقبال دیگران از این ترانه هایش مواجه شده است.
از سوی دیگر کریس دی برگ در ترانه هایش یک آرمانگرای واقعی است، او در فکر در هم ریختن طرحی نو و استقبال از انقلاب است، انقلابی که بتواند جهان را دگرگون کند. او در ترانه« انقلاب» چنین می خواند:
اشکهای زیادی ریخته شده
کسان بسیاری را پیش از این از دست داده ایم
و حالا تسویه حساب خواهیم کرد
و توپهایمان غرش سرخواهند داد
انقلاب
انقلاب از دید او همان انقلاب کلاسیک است، انقلابی که در آن می توانیم انتقام بگیریم و دشمنانمان را بگذاریم پای دیوار و اعدام کنیم. مرد مسیحی ایرلندی به فکر روشن کردن آتش و شلیک کردن گلوله است:
غارتگران سرزمین مان را دربند خواهیم کرد
به خاطر سالها زیر سلطه بودن
درست وسط پیشانی اش را هدف بگیر
در بسیاری از ترانه های او از شعارهای دوران چپ یا چپ اروپایی اثری و ردی می توان یافت، شاید بیش از هر چیز احساس منجی بودن و نجات دیگران است که ترانه خوان را به سوی آرمانها می کشد:
به میلیونها نفری می پیوندم
که پیشاپیش من در مسیر آزادی گام برداشته اند
او با توصیف یک داستان هیجان انگیز از فرار گروهی از مبارزان در ترانه «گریز» می گوید:
این پیام را برای زندانیان بفرستید
امشب فرار می کنیم
کریس دی برگ اگرچه از نسل قدیمی های دوران موسیقی نیست، او همسن کوئین، یک نسل بعد از بیتلز و ترانه خوان دهه هشتاد است، اما در نگاهش همیشه نوعی تحسین نسل گذشته و بیان زشتی های دنیای جدید را می توان شنید. او تلویزیون را چشم شیطان می داند، هالیوود را راهی برای فریب دختران هفده ساله می داند( رجوع شود به ترانه حصار خاموشی) و معتقد است که نسل امروز نسل بدی شده است. او چشم به قهرمانان دیروز دارد....
اما کجایند آن قهرمانان....
نسل من راهش را گم کرده است....
مرد وفادار، پدر مهربان، شوهر پاکدامن
کریس دی برگ مظهر پاکی است، اشعارش را برای فرزندان و همسرش می سراید. او در ترانه برای رزانا، برای دخترش چنین می خواند: ترانه ای برای رزانا، دختر شیرین من/ کودکی که زندگیم را سرشار کرد و برای برادر رزانا( پسرش) در ترانه دیگری، با عنوان «به فاصله یک کلمه» می خواند: خواهرت رزانا زود خوابش برده/ حالا نوبت من است/ تا نجوا کنم که دوستت دارم، شب به خیر. او در ترانه دیگری می خواند: آن گاه به کودکانم عشق خواهم آموخت/ چون هر پدر دیگری/
چرا که ما جزئی از حیات هستیم. بی شک بسیاری از پیرمردها و پیرزن ها یا مردمان میانسال در اروپا هستند که مضامین کریس دی برگ را دوست بدارند و از آن لذت ببرند، او در ترانه ای دیگر پاکدامنی را به حد اعلا رسانده و می گوید:
... و اگر مردی به تو گفت که عشق باعث عذابت می شود
به او بگو: نه، زن من چیز دیگری است
Empty spaces - what are we living for?


از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 825
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
سپاس‌های دریافتی: 20 بار
تماس:

پست توسط pejman »

چند تا از متن خاي شعر هاش
قطار اسپانیایی
قطار اسپانیایی است که حرکت می کند
از گوادال کیویر تا اولد سویل
و وقتی شب فرو می افتد، صدای سوتش برمی خیزد
مردم صدایش را می شنوند که همچنان در حرکت است....

از آن پس، آنان کودکان شان را می خوابانند
درها را قفل می کنند و به طبقه بالا می خزند
چنین گفته شده است که روح مرده ای
آن قطار را ده هزار بار به عمق می برد!!

سوزنبان در احتضار بود و همه کسانش در کنارش بودند
خانواده اش می گریستند، ناقوس عزا را پیش از آنکه بمیرد به صدا آورده بودند
اما بالای بسترش کسی منتظر بود تا بمیرد
شیطان، با برقی در چشمانش
« چه خوب! خدا این طرف ها نیست تا ببیند من چه چیزی پیدا کردم،
این یکی مال خودم است.»

خداوند ظاهر شد، همان زمان برقی زده شد و خود خدا ظاهر شد
بر سر شیطان فریاد زد:« پس به شب بی پایان بازگرد!»
اما شیطان فقط پوزخندی زد و گفت: شاید من گناه کرده ام،
اما لازم نیست برای من قلدری کنی،
اول من گرفتمش، پس تو می توانی بدترین تلاشت را بکنی
او به اعماق زمین می رود!!

« اما شاید یک شانس دیگر هم به تو بدهم»
شیطان این جمله را گفت و لبخند زد
آن نیزه مسخره را بینداز دور،
اصلا بهت نمی آید
اسمش ژوکر است، اسم بازی اش پوکر
ما همین جا کنار تخت بازی می کنیم
و سر بزرگترین شرط ممکن قمار می کنیم
روح این مرده!!

و من گفتم: خدایا! مواظب باش! او دارد برنده می شود،
خورشید در حال غروب است و شب فرا می رسد
این قطار مرگی به هنگام است، روح های زیادی در خطرند
آه! خدایا! او دارد برنده می شود!

و بعد، سوزنبان ورق ها را بر زد
و به هر کدام پنج ورق داد
و برای خدا دعا کرد
وگرنه قطاری که باید هدایتش می کرد.....
... شیطان سه آس آورد و یک شاه
و خداوند در پی جور کردن استریت بود،
او بی بی و سرباز و نه و ده دل داشت
و فقط یک هشت دل کم بود....

و خداوند یک ورق دیگر خواست
اما یک هشت خشت گرفت
و شیطان به پسر خدا گفت
فکر کنم می خواستی استریت کنی،
پس تا وقت باقی است یک ورق به من بده
تا ببینیم چه کسی شاه این بازی است
و در حالی که حرف می زد،
از خرقه اش یک آس دیگر بیرون کشید...

اولین بلوف ، روح ده هزار نفر بود،
و خیلی زود به پنجاه و نه تا رسید
اما خدا ندید که شیطان چه کرد
و گفت: همین کافی است!
من تا صد و پنجاه تا اضافه می کنم
و برای همیشه به گناهانت پایان می دهم
اما شیطان فریادی بلند کشید: دست من برنده است!

و من گفتم: خدایا! خدایا! اجازه دادی برنده شود؟
خورشید دارد غروب می کند و شب فرا می رسد
و این قطار مرگ همیشه به هنگام می رود، ارواح زیادی در قطارند
آه خدایا! نگذار برنده شود....

خوب! آن قطار اسپانیایی هنوز در حرکت است
از گوادال کیویر تا اولد سویل
و وقتی شب فرو می افتد، صدای سوتش برمی خیزد
و مردم از این که هنوز قطار حرکت می کند می ترسند...
و در دوردست، در گوشه ای
خدا و شیطان شطرنج بازی می کنند،
شیطان هنوز تقلب می کند و جان های بیشتری را از خدا می برد
و خدا، باز هم بهترین تلاشش را می کند....

و من گفتم: خدایا! خدایا! باید برنده شوی،
خورشید دارد غروب می کند و شب فرا می رسد
و این قطار مرگ هنوز به هنگام است، آه! روح من هم در قطار است
آه خدایا! تو باید برنده شوی...

Spanish Train
Chris de burg
There's a Spanish train that runs between
Guadalquivir and old Saville,
And at dead of night the whistle blows,
and people hear she's running still...

And then they hush their children back to sleep,
Lock the doors, upstairs they creep,
For it is said that the souls of the dead
Fill that train ten thousand deep!!

Well a railwayman lay dying with his people by his side,
His family were crying, knelt in prayer before he died,
But above his bed just a-waiting for the dead,
Was the Devil with a twinkle in his eye,
"Well God's not around and look what I've found,
this one's mine!!"

Just then the Lord himself appeared in a blinding flash of light,
And shouted at the Devil, "Get thee hence to endless night!!"
But the Devil just grinned and said "I may have sinned,
But there's no need to push me around,
I got him first so you can do your worst,
He's going underground!!"

"But I think I'll give you one more chance"
said the Devil with a smile,
"So throw away that stupid lance,
It's really not your style",
"Joker is the name, Poker is the game,
we'll play right here on this bed,
And then we'll bet for the biggest stakes yet,
the souls of the dead!!"

And I said "Look out, Lord, He's going to win,
The sun is down and the night is riding in,
That train is dead on time, many souls are on the line,
Oh Lord, He's going to win!.."

Well the railwayman he cut the cards
And he dealt them each a hand of five,
And for the Lord he was praying hard
Or that train he'd have to drive...
Well the Devil he had three aces and a king,
And the Lord, he was running for a straight,
He had the queen and the knave and nine and ten of spades,
All he needed was the eight...

And then the Lord he called for one more card,
But he drew the diamond eight,
And the Devil said to the son of God,
"I believe you've got it straight,
So deal me one for the time has come
To see who'll be the king of this place,
But as he spoke, from beneath his cloak,
He slipped another ace...

Ten thousand souls was the opening bid,
And it soon went up to ***ty-nine,
But the Lord didn't see what the Devil did,
And he said "that suits me fine",
"I'll raise you high to a hundred and five,
And forever put an end to your sins",
But the Devil let out a mighty shout, "My hand wins!!"

And I said "Lord, oh Lord, you let him win,
The sun is down and the night is riding in,
That train is dead on time, many souls are on the line,
Oh Lord, don't let him win..."

Well that Spanish train still runs between,
Guadalquivir and old Saville,
And at dead of night the whistle blows,
And people fear she's running still...
And far away in some recess
The Lord and the Devil are now playing chess,
The Devil still cheats and wins more souls,
And as for the Lord, well, he's just doing his best...

And I said "Lord, oh Lord, you've got to win,
The sun is down and the night is riding in,
That train is still on time, oh my soul is on the line,
Oh Lord, you've got to win..."
پاسخ با نقل قول
Empty spaces - what are we living for?


از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 825
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
سپاس‌های دریافتی: 20 بار
تماس:

پست توسط pejman »

همان خورشيد

The same sun


I cannot sleep tonight, I have you on my mind
امشب خواب به چشم من نمي آيد

Even the wind is calling your name
حتي باد هم اسم تو را صدا مي زند

Though you are far away, I feel that you are near
اگرچه تو دور از مني ولي من احساس مي کنم که نزديک هستي

Whispering words from over the sea
از آن سوي دريا کلماتي را زمزمه مي کني

And if you wake in your night, remember that I will be here
و اگر شبها از خواب بيدار مي شوي، به خاطر داشته باش که من بزودي پيشت مي آيم

And like the same sun, that is rising on the valley with the dawn

و مانند همان خورشيدي که سحرگاه از پشت دره بالا مي آيد

I will walk with your shadow and keep you warm
من سايه به سايه تو قدم مي زنم تا تو را گرم نگه دارم

and like the same moon that is shining through my window here tonight
و مانند همان ماهي که امشب به درون پنجره من مي تابد

I will watch in your darkness and bring you safety to the morning light
من در تاريکي مراقب تو هستم و تا رسيدن نور خورشيد، تو را ايمن نگاه مي دارم

When there is love like this, for ever, for every time
وقتي عشقي مانند اين وجود داشته باشد، براي هميشه، براي هر زمان

I will be there, wherever you are

من پيش تو خواهم بود، هر کجا که باشي

And where there are hearts that will live together in one soul
و هرآنجا قلبهايي باشند که کنار هم در يک روح زندگي مي کنند

Nothing on earth will keep us apart
هيچ چيزي در زمين نيست که مارا از هم جدا کند

And if you are crying inside, remember that I will be here
و اگر تو در خلوت خودت به گريه افتادي، به ياد بياور که من پيشت خواهم آمد

And like the same sun that’s rising on from the valley with the dawn
و مانند همان خورشيدي که سحرگاهان از پشت دره بالا مي آيد

I will walk with your shadow and keep you warm
من با سايه تو قدم خواهم زد و تو را گرم نگاه خواهم داشت

And like the same moon that’s shining through my window here tonight

و مانند همان ماهي که امشب از درون پنجره من به من مي تابد

I will watch in your darkness, and bring you safely to the morning light
من در تاريکي تو مراقبت خواهم بود و تا رسيدن نور خورشيد، برايت امنيت مهيا خواهم نمود

I love you, I love you, I love you
دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم

And if you’re crying inside, remember that I will be here,
و هر آنگاه در خلوت خودت به گريه افتادي، به خاطر بياور که من نزدت خواهم امد

And like the same sun that’s rising from the valley, with the dawn
و مانند همان خورشيدي که هنگام غروب از دره ها بالا مي آيد

I will walk with your shadow and keep you warm
من با سايه به سايه تو قدم خواهم زد و تو را گرم نگاه خواهم داشت

And like the same moon that’s shining through my window tonight
و مانند همان ماهي که امشب از درون پنجره ام به من مي تابد

I will watch in your darkness and bring you safely to the morning light
من در تاريکي تو را مراقب خواهم بود و تا رسيدن نور خورشيد، به تو امنيت خواهم داد

Same sun, same moon
همان خورشيد، همان ماه
Same sun, same moon
همان خورشيد، همان ماه
Same soul, same heart
همان قلب، همان روح
Same world, same stars- you will be forever in my world
همان دنيا، همان ستاره ها- تو براي هميشه در دنياي من خواهي بود
Same sun, same moon
Same sun, same moon
Same heart, same soul,
Same world, same stars, you will be forever in my heart
همان دنيا، همان ستاره ها، تو براي هميشه در دل من خواهي بود
Empty spaces - what are we living for?


از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 825
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
محل اقامت: pejman.daie@gmail.com
سپاس‌های دریافتی: 20 بار
تماس:

پست توسط pejman »

آسمان تنها

lonely sky



the cold north wind they call “La Bise”
آن باد سرد شمالي که "لابيز " ناميده مي شود،

Is swirling round about my knees
به دور زانوهاي من مي پيچد

Trees are crying leaves into the river
درختها برگهايشان را به رودخانه ها مي گريند

I’m huddled in this French cafe
من در شلوغي اين کافه فرانسوي گير افتاده ام

I’d never thought I’d see the day
هيچ فکرش را نمي کردم که اين روز را ببينم

But winter is here and summer’s really over

ولي زمستان اينجاست و تابستان واقعاً تمام شده است

Even the birds have packed up and gone
حتي پرنده ها هم کوله بارشان را بسته و رفته اند

They’re flying south with their song,
با آوازي که مي خوانند، به سوي جنوب پرواز مي کنند

And my love, she too is gone, she had to fly
و عشق من نيز رفته است، او ناچار به پرواز بود

Take care, it’s such a lonely sky
مواظب خودت باش، اين آسماني است بس تنها

They’ll trap your wings my love and hold your flight

عشق من، آنها بالهاي تو را به بند مي کشند و جلوي پرواز تو را مي گيرند

They’ll build a cage and steal your lonely sky
آنها قفسي برايت خواهند ساخت و آسمان تنهايت را خواهند دزديد

Fly away, fly to me fly when the wind is high
پرواز کن و بگريز، به سوي من پرواز کن، وقتي که باد شديد است، پربکش

I’m sailing beside you in your lonely sky
من در کنار تو، در آسمان تنهايت پرواز مي کنم

The old cathedral lights are low
چراغهاي آن کليساي قديمي کم نور شده اند

She and I we’d often go there
یارم و من اغلب بدانجا مي رفتيم

To admire and sometimes kneel in prayer

براي تحسين و گاهي نيز برای زانو زدن براي عبادت

Lords and ladies lie on stones
چه مردان و زناني زير اين سنگ قبرها خوابيده اند
Hand in hand from long ago
دست در دست هم، از گذشته هاي دورتا کنون
And though their hands are cold, they’ll love forever
هرچند دستان آنها سرد است، ولي براي هميشه همديگر را دوست خواهند داشت
Even the choir rehearses those songs
حتي گروه کر کليسا نيز همان سرودها را تمرين مي کند
For Christmas it’s not long
براي کريسمس که چيزي به آن نمانده

And alone, I sing my song, she had to fly
و من تنها سرود خويش را مي خوانم زيرا که يارم ناچار به پرواز بود

Out there in such a lonely sky
آن بيرون، در آسماني بدان تنهايي

They’ll trap your wings and hold your flight
آنها بالهاي تو را به بند مي کشند و جلوي پروازت را مي گيرند

They’ll build a cage and still your lonely sky
آنها قفسي مي سازند و آسمان تنهايت را مي دزدند

Fly away, fly to me fly when the wind is high
پر بکش و فرار کن، به سوي من پرواز کن، هرگاه باد تندي وزيد، پرواز کن

I’m sailing beside you in your lonely sky
من نيز در کنار تو در آسمان تنهايت مشغول پرواز هستم

Fly away, fly to me, and if you need my love
پر بکش و فرار کن، به سوي من پرواز کن، و هرگاه به عشق من احتياجي داشتي
I’m sailing beside you in your lonely sky
من در کنار تو در آسمان تنهايت در حال پروازم
I’ll come with the dawn
من با طلوع خورشيد خواهم آمد
I’m sailing beside you in your lonely sky
بر فراز بالهاي سحرگاه
On the wings of the morn
من در کنار تو در آسمان تنهايت پرواز مي کنم
I’m sailing beside you in your lonely sky
بر فراز عالم، ما پرواز خواهيم کرد
Above the world, we’ll be flying
من در کنار تو در آسمان تنهايت پرواز مي کنم
I’m sailing beside you in your lonely sky
و هرچند دستان آنها سرد است، تا ابد عشق خواهند ورزيد
And though their hands are cold they’ll love forever
__________________
Empty spaces - what are we living for?


از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 763
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۵۲ ب.ظ
محل اقامت: مشهد
سپاس‌های دریافتی: 196 بار
تماس:

اعتراض

پست توسط sohrab_poet »

pejman
مطالبي كه درباره موسيقي مينويسي رو از تو سايت پرشين هالس برنداشتي؟
چون مطالب موسيقيت مثل مطالب همون سايته.
:-x :-x :-x :-x :x :x :x
تصویر
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 763
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۵۲ ب.ظ
محل اقامت: مشهد
سپاس‌های دریافتی: 196 بار
تماس:

پست توسط sohrab_poet »

جهت اطلاع آقا پژمان بايد عرض كنم كه مطالب بالا عينا از سايت
[External Link Removed for Guests]
برداشته شده است.
لاااقل مطالبتونو از تو انجمن هاي ديگه كپي نكنيد
يا اينكه مقداري تغيير بدين توش كه اگر كسي از انجمن هاي ديگه وارد اين انجمن شد .........
تصویر
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 763
تاریخ عضویت: دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۵۲ ب.ظ
محل اقامت: مشهد
سپاس‌های دریافتی: 196 بار
تماس:

پست توسط sohrab_poet »

آقاي پژمان بايد بع عرضتون برسونم كه شما بوديد كه ابتدا منبع مطالب نوشته شده من رو درست يا غلط ذكر ميكرديد.
وگرنه من به مطالب شما كه كاري نداشتم.
اينو كه قبول داريد كه خوودت اين كارو شروع كردي
حرف من اينه كه اگر مطلبي رو از انجمن ديگه اي بر مد داريد لا اقل مقداري تغييرات توش بديد.
نه اينكه عينا مطالب رو كپي كنيد.
و فقط به فكر بالا بردنن مقام باشيد.
بالا رفتن مقام به چه قيمتي؟
اگر يكي از كاربران انجمن هاي ديگه اينجا بياد
تصویر
ارسال پست

بازگشت به “موسيقي”