به عقیده حکما عالم وجود مرکب از چهارعنصر آب هوا خاک وآتش میباشد این عناصر که کاملا ضد یکدیگرندبا اراده الهی جمع شده و موجودی از موجودات عالم رابه وجود میآورند پایداری مزاج آن موجود مربوط به تعادل ترکیبی این عنصرها است و اگراختلالی درمزاج ایجاد شود بیماری بروز میکند
درطب سنتی اصل برتعیین مزاج بیمار استوار است وبراساس طبایع و اخلاط چهار گانه دموی و صفراوی و سوداوی و بلغمی طبقه بندی می گردد درمانهاشامل گیاه درمانی ومالش و فشار به نقاط ومسیرهای عصبی تمهیدات ویژه بیماران براساس خصوصیت آنهاست دراین بیماران وبه کمک ابزاردرمانی مثل گیاه ویا فرآورده های آن که خودصاحب مزاج ودرجات درکیفیت وکمیت مواد موثر میباشدتعادل در مزاجهای مذکور حاصل می آید.مزاج عبارتست از ابزاروملزومات مسیری است مسیرهای چهارگانه تعادل که بنا برسن وفرهنگ وموقعیت جغرافیایی از تاثیرات متقابل آنها با محدودیت های ذاتی و موروثی شخص حاصل آمده ساختار ویژه ای پدید می آورد که اجزای آن با هم در تعادلندودر هر مزاجی یکی از ارکان چهار گانه فرمانروا وحاکم است و سه تای دیگر فرمانبر.
گیاه درمانی
گیاهان موجودات زنده اند پرورده و مخلوق درگاه احدیتند جان دارند و تسبیح حق می گویند ونشانه و آیت الهی اند از طبیعت بوده با ذات ماانسانها عجین هستند. مزاج دارند خاصیت دارند وشفابخشند.
ما انسانها دراصل وباتوجه به سابقه دیرین تاریخی(وشکل وطراحی دندانها یمان)گیاهخوار بوده ایم وبعدها خوی گوشتخواری خواسته یا ناخواسته بر ما مستولی شده است گیاه بنیان غذای ما وبهداشت ماست گیاهان مواد موثره ای دارند که در مواجه با هم تقویت یا تضعیف میشوند وتواناییهای متعدد اما مسکوت خویش راحرکت وجوشش میبخشند
گیاهان میتوانند عروق ما را گشاد کنند چربیها را ذوب کنند وبه قند مبدل نمایند. فیلترهای بدن مثلا در کلیه ها راباز کنند هورمون طبیعی به بدن برسانند عملکرد تیروئید –کبد-قلب-مغز- بیضه ها- تخمدان ها- معده- ریه- پانکراس-طحال و مغز استخوان را دگرگون نمایندوریشه های بسیاری از داروهای حتی شیمیایی معمولی و مورد مصرف مارا تامین نمایند .
حجامت
حجامت در واقع اعمال یک استرس فوری است به سیستم ساکن دفاع عمومی بدن تاآن رابرعلیه کلیه عوامل درونی وبیرونی هشیار وفعال نماید.حجامت باتوجه به روش مورد انجام ومحلی که انجام می گیرد میتواند چون نیشترزدن؛ عوامل عفونی –درد آور ومخرب راازبدن خارج نمایدحجامت درزیرگردن وجایگاه معین میان دو کتف قادر است عوامل اصلی لخته شدن خون وفاکتور های انعقادی عامل در سکته های مغزی وقلبی رااز سیستم خارج نماید زیراخون پراکسیژن خارج شده از ریه ها در اثر حالت تلمبه ای قلب وریه ها که شبیه یک آکاردئون ایجاد فشار منفی در قفسه سینه میکند وعمل مکش ودمش (دمیدن) راسامان می بخشد ؛ خون حاوی قطرات ریز چربی ولخته های مستعد کوچکی راکه میل به هم پیوستگی در آنها زیاد است را به عضلات پشت(نزدیکترین مسیر عروقی)پمپ مینماید و حجامت در محل مذکور آنها را به دام انداخته از بدن خارج می نماید زیرا عوامل تشکیل لخته های مخاطره آمیز از این گلوگاه بسوی سایر نقاط بدن روانه میشود و حجامت آنجا را پاک میکند.
حجامت با خارج کردن ذران چربی که در فرآیند اکسیژنه شدن خون همچنان درمویرگهایعضلات پشت تنه گیر کرده وپشت سر هم صف کشیده اند و انتقال کند وتدریجی آنها به عروق گشادتر ومسیرهای بازتر میتواند به رسوب وایجاد سده(انسداد عروق مثلا CAD یا آمبولی)مخاطره آمیز پایان دهد و با ایجاد تله های گشاد عروقی در موضع (بدلیل بادکشهای ناحیه واطراف آن)وایجاد فشار منفی وحالت مکنده دراین تله ها مدتها این ذرات چربی رااز جریان عادی خویش باز دارد .
- حجامت خارج کننده صفراست وآرامش رابه انسان ارزانی می دارد.
- حجامت یک شوک عصبی موثر دربیماران روحی روانی وافسرده است و آغاز چالش های روانی را به بیمار القاء می کند
- حجامت کاهش دهنده فشار خون است وبمقدار زیادی از استعداد سکته های آنی دربیماران می کاهد(مثل خونریزی از بینی در بیماران فشارخونی).
- حجامت فاکتورهای آلرژی(عوامل حساسیت زای)درونی وبیرونی کسانی را که کهیر دارند یا کم کاری کبد داشته وبه حساسیت های متعددی گرفتارند را از مسیر مخرب وآزار دهنده بیمار به مسیری فرعی منحرف مینماید وایمنی شخص را تجهیز می کند و فرصت سامان دهی به سیستم دفاعی می بخشد.
- حجامت درترک اعتیاد موثر بوده هشدارهای خودباوری واعتماد به نفس را که اولین ومهمترین فاکتور در ترک اعتیاد تلقی می شود صادر مینماید وسموم خون را تخلیه می کند.
- حجامت بلغم وسودای پخته شده را که قبلا سست وقابل انتقال شده است همچون صفرا میمکد واز غلظت وحدت آنها می کاهد.
- حجامت باز کننده انسدادهایی است که به آمنوره زنان انجامیده وبا باز کردن مسیرهای عروقی؛ انتقال موضعی مواد مالیدنی مثل کرمها و لوسیونهاوپمادهارا ازیک سو روی پوست وانتقال خونی مواد دارویی- خوراکی راازدرون از-سوی دیگر- تسهیل میکند.
- حجامت به سرعت تیرگی دیدرا در بیماران دیابتی و فشارخونی کاهش می دهد وبا آثار شفابخش متعددش در بیماران با تیرگی شعور مقدمات هشیاری را فراهم مینماید.
منبع: دانشنامه رشد
درباره طب سنتی
مدیران انجمن: رونین, Dr.Akhavan, شوراي نظارت

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
طب سنتی
تعريف سنت:
لغتی است كه از زبان تازي گرفته شده و معاني زير را دربر دارد: راه و روش، عادت و خوي، طريقه و قانون و …. مترادف آن در زبانهاي لاتين تراديسون (tradition) است كه به معني انتقال شفاهي، آموزش شفاهي، عادات و رسوم و فرهنگ، از سلف به خلف، از پدر به پسر، وبه صورت غير نوشته و يا عادات ارثي از دهان به دهان است.
تعریف طب (پزشكی) :
طب و يا پزشكی طبق تعريف ابوبكر ربيع، پيشهاي بود كه تندرستي آدميان نگاهدارد و چون رفته بود، باز آرد از روي علم و عمل.
به طور خلاصه غرض از طب سنتی، طب عادي مردم كوچه و بازار يا طب تودهاي است كه به نام طب زكاء و طبالعجائز و يا فولك مديسينfolkmedicine خوانده ميشود.
طب سنتي ايراني
طب سنتی ايرانی، طبی است كه از ميراث گذشتگان به ما رسيده و مبتني بر طبيعت است كه شامل گياهان، سپس مواد معدني و حيواني ميباشد كه به عنوان دارو مورد استفاده قرار ميدهد و همين طور شامل طب اسلامي (طبالائمه و طب نبي) ميباشد.
طبيب در طب سنتی:
مقصود از طبيب درطب سنتي فردي است كه داراي شرايطي باشد.علاوه بر شرافت خانوادگي و اصالت، دانستن علومي را به عنوان علوم پايه ضروري ميدانستند و آن دانستن ده علم ميباشد:
1ـ علم فقه وحديث 2ـ علم اخلاق3ـ علم حكمت 4ـ علم منطق 5ـ علم طبيعي 6ـ علم هندسه 7ـ علم حيات 8ـ علم احكام نجوم 9ـ علم حساب 10ـ علم كائنات
طب سنتی ايراني ـ عربی
اهميت راه هند به ايران و درياي خزر يعني جاده ابريشم را كه چينيها و مسلمانان قرن هشتم در امتداد آن با يكديگر ملاقات كردند، راهگشاي پيشرفت طب درايران و اعراب شد.
پزشكي عربي در واقع نه اسلامي است و نه كار انحصاري عربها، بلكه صرفاً دانشي است به زبان عربي كه از قرن نهم تا قرن چهاردهم عملاً به صورت زبان علمي بينالمللي حوزه اوراسيا درآمده بود.
كشورايران درگذشته به عنوان يكي از مهمترين مراكز پزشكي جهان به شمار آمده است و يكي از بزرگترين مكتبهاي طبي را كه طب اسلامي ميباشد در دامان خود پرورانده و يكي از غني ترين ميراث علمي و تجربي پزشكي را به شرق وغرب ارزاني داشته است.
از دوران هخامنشيان، دانش ايرانيان نسبت به گياهان دارويي، زبانزد ملل ديگر بوده و درعصر ساسانيان، حتي نام برخي از داروها از زبان پهلوي وارد زبان يوناني شده است.
بدون شك بزرگترين مركز طبي جهان، جندي شاپور بود كه درآن سنتهاي طبي ايران و هند با مكتب بزرگ اسكندريه و ميراث بقراط و جالينوس آميخته شد و در همان هنگام زمينه وسيع طب اسلامي كه جنبههاي جهاني داشته فراهم آمده، مركز جندي شاپور در قرن اول هجري هم چنان كوشش سازنده خود را در رشته طب دنبال كرده و در قرن دوم با استقرار خلافت عباسي در بغداد به آن شهر انتقال يافته و بزرگان ودانشوران پرورش يافته در جندي شاپور همچون خاندان بختيشوع و ماسويه طب اسلامي را بنياد نهادند.
نخستين نامآوران طب اسلامي، كه دربين آنان ميتوان از بلند آوازهترين پزشكان تاريخ بشر يعني رازي و ابن سينا نام برد، ايرانياني بودند كه در دو قرن سوم وچهارم دانش گسترده چند قرن را درهم آميختند و از شناخت گياهان اسپانيا و غرب گفته تا خواص مفردات و ادويههاي گياهي كوههاي هيماليا را در مكتبي نوين با هم تلفيق كردند و در بسياري از زمينهها، مباحثي تازه به آن افزودند.
اين بزرگان ايراني همچون علي بن طبري و محمد بن زكرياي رازي وعلي بن عباس مجوس اهوازي و ابن سينا، طب اسلامي را بر اصولي استوار ساختند كه پس از هزار سال در بسياري از كشورهاي آسيايي، و مخصوصاً شبه قاره هند هنوز زنده و رايج است.
بزرگترين عواملي كه دربنيانگذاري هسته مركزي طب سنتی ايران دخالت داشتهاند، علاوه برعامل مربوط به مجاورت و همسايگي و داد وستد طبيعي، دستورات صريح قرآن واولياء دين درامر تفكر وتدبر درمحيط زيست و درون وجود انسان،و تشويق مسلمانان در فراگيري علم وهنر ملل مغلوب يا تازه مسلمان شده و در نتيجه دريافت وتحليل وگسترش كليه علوم پيشين و تازه سازي آنها بوده است، و ايرانيان دراين قسمت و مخصوصاً در طب، سهمي بس بزرگ داشتهاند، چنانكه ميدانيد بزرگترين پزشكان عالم اسلام ايرانيها بودهاند.
به عبارت ديگر ميتوان طب سنتی ايران را نوعي آلياژ دانست كه گرچه از فلزات ديگر هندي، چيني، بينالنهرين، مصري، يوناني و آريايي تشكيل شده، چون دركوره اسلام گداخته شده و به صورت فلزي جديد درآمده كه صفات آن درعين ريشهگيري از تمدن ديگران، با آنها اختلافي داشته و مشخصاتي مخصوص به خود دارد.
منبع :سبزیران
تعريف سنت:
لغتی است كه از زبان تازي گرفته شده و معاني زير را دربر دارد: راه و روش، عادت و خوي، طريقه و قانون و …. مترادف آن در زبانهاي لاتين تراديسون (tradition) است كه به معني انتقال شفاهي، آموزش شفاهي، عادات و رسوم و فرهنگ، از سلف به خلف، از پدر به پسر، وبه صورت غير نوشته و يا عادات ارثي از دهان به دهان است.
تعریف طب (پزشكی) :
طب و يا پزشكی طبق تعريف ابوبكر ربيع، پيشهاي بود كه تندرستي آدميان نگاهدارد و چون رفته بود، باز آرد از روي علم و عمل.
به طور خلاصه غرض از طب سنتی، طب عادي مردم كوچه و بازار يا طب تودهاي است كه به نام طب زكاء و طبالعجائز و يا فولك مديسينfolkmedicine خوانده ميشود.
طب سنتي ايراني
طب سنتی ايرانی، طبی است كه از ميراث گذشتگان به ما رسيده و مبتني بر طبيعت است كه شامل گياهان، سپس مواد معدني و حيواني ميباشد كه به عنوان دارو مورد استفاده قرار ميدهد و همين طور شامل طب اسلامي (طبالائمه و طب نبي) ميباشد.
طبيب در طب سنتی:
مقصود از طبيب درطب سنتي فردي است كه داراي شرايطي باشد.علاوه بر شرافت خانوادگي و اصالت، دانستن علومي را به عنوان علوم پايه ضروري ميدانستند و آن دانستن ده علم ميباشد:
1ـ علم فقه وحديث 2ـ علم اخلاق3ـ علم حكمت 4ـ علم منطق 5ـ علم طبيعي 6ـ علم هندسه 7ـ علم حيات 8ـ علم احكام نجوم 9ـ علم حساب 10ـ علم كائنات
طب سنتی ايراني ـ عربی
اهميت راه هند به ايران و درياي خزر يعني جاده ابريشم را كه چينيها و مسلمانان قرن هشتم در امتداد آن با يكديگر ملاقات كردند، راهگشاي پيشرفت طب درايران و اعراب شد.
پزشكي عربي در واقع نه اسلامي است و نه كار انحصاري عربها، بلكه صرفاً دانشي است به زبان عربي كه از قرن نهم تا قرن چهاردهم عملاً به صورت زبان علمي بينالمللي حوزه اوراسيا درآمده بود.
كشورايران درگذشته به عنوان يكي از مهمترين مراكز پزشكي جهان به شمار آمده است و يكي از بزرگترين مكتبهاي طبي را كه طب اسلامي ميباشد در دامان خود پرورانده و يكي از غني ترين ميراث علمي و تجربي پزشكي را به شرق وغرب ارزاني داشته است.
از دوران هخامنشيان، دانش ايرانيان نسبت به گياهان دارويي، زبانزد ملل ديگر بوده و درعصر ساسانيان، حتي نام برخي از داروها از زبان پهلوي وارد زبان يوناني شده است.
بدون شك بزرگترين مركز طبي جهان، جندي شاپور بود كه درآن سنتهاي طبي ايران و هند با مكتب بزرگ اسكندريه و ميراث بقراط و جالينوس آميخته شد و در همان هنگام زمينه وسيع طب اسلامي كه جنبههاي جهاني داشته فراهم آمده، مركز جندي شاپور در قرن اول هجري هم چنان كوشش سازنده خود را در رشته طب دنبال كرده و در قرن دوم با استقرار خلافت عباسي در بغداد به آن شهر انتقال يافته و بزرگان ودانشوران پرورش يافته در جندي شاپور همچون خاندان بختيشوع و ماسويه طب اسلامي را بنياد نهادند.
نخستين نامآوران طب اسلامي، كه دربين آنان ميتوان از بلند آوازهترين پزشكان تاريخ بشر يعني رازي و ابن سينا نام برد، ايرانياني بودند كه در دو قرن سوم وچهارم دانش گسترده چند قرن را درهم آميختند و از شناخت گياهان اسپانيا و غرب گفته تا خواص مفردات و ادويههاي گياهي كوههاي هيماليا را در مكتبي نوين با هم تلفيق كردند و در بسياري از زمينهها، مباحثي تازه به آن افزودند.
اين بزرگان ايراني همچون علي بن طبري و محمد بن زكرياي رازي وعلي بن عباس مجوس اهوازي و ابن سينا، طب اسلامي را بر اصولي استوار ساختند كه پس از هزار سال در بسياري از كشورهاي آسيايي، و مخصوصاً شبه قاره هند هنوز زنده و رايج است.
بزرگترين عواملي كه دربنيانگذاري هسته مركزي طب سنتی ايران دخالت داشتهاند، علاوه برعامل مربوط به مجاورت و همسايگي و داد وستد طبيعي، دستورات صريح قرآن واولياء دين درامر تفكر وتدبر درمحيط زيست و درون وجود انسان،و تشويق مسلمانان در فراگيري علم وهنر ملل مغلوب يا تازه مسلمان شده و در نتيجه دريافت وتحليل وگسترش كليه علوم پيشين و تازه سازي آنها بوده است، و ايرانيان دراين قسمت و مخصوصاً در طب، سهمي بس بزرگ داشتهاند، چنانكه ميدانيد بزرگترين پزشكان عالم اسلام ايرانيها بودهاند.
به عبارت ديگر ميتوان طب سنتی ايران را نوعي آلياژ دانست كه گرچه از فلزات ديگر هندي، چيني، بينالنهرين، مصري، يوناني و آريايي تشكيل شده، چون دركوره اسلام گداخته شده و به صورت فلزي جديد درآمده كه صفات آن درعين ريشهگيري از تمدن ديگران، با آنها اختلافي داشته و مشخصاتي مخصوص به خود دارد.
منبع :سبزیران
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
